اصغر بكاء
استادابوالحسن صبا از استادان مسلم موسيقى ايرانى در قرن حاضر و بانى بسيارى از زمينه هاى تحول اين موسيقى بوده است. اواخر آذر سالروز فوت اين استاد گرانمايه است. مطلب ذيل به مناسبت سالروز فوت استاد، نگاهى كلى به زندگى هنرى او انداخته است:
پيشگويى و غيب گويى درست نيست ولى در آينده نيز بعيد است كه مادر روزگار فرزندى چون صبا را به جامعه فرهنگ و هنر اين آب و خاك هديه كند.(۱)
ابوالحسن صبا فرزند ابوالقاسم خان كمال السلطنه، طبيب باذوق و هنرمند عصر مظفرى بود. خانواده صبا اكثراً اهل ذوق و هنر بودند. شعر مى گفتند، نقاشى مى كردند و خط نيكو مى نوشتند.
ابوالحسن صبا در ۱۲۸۱ شمسى در چنين خاندانى پا به عرصه وجود گذاشت. صبا از اوان كودكى گوشش به موسيقى آشنا شده و به تحصيل آن اشتياق فراوان پيدا كرده بود. مدتى، نزد درويش خان تار زد و نواختن سنتور را هم پيش از اين از استاد معروف اين ساز، على اكبر خان شاهى، فراگرفته بود.
ضرب را از حاجى خان عين الدوله اى و كمانچه را از حسين اسماعيل زاده و ويلن را از حسين هنگ آفرين آموخت. هنگ آفرين نوازندگى ويلن را از شعبه موزيك دارالفنون از معلمان اروپايى فراگرفته بود.
در ۱۳۰۲ كه كلنل علنيقى وزيرى از اروپا بازگشت، ابوالحسن صبا در مدرسه موسيقى زير نظر و دستور و راهنمايى هاى وزيرى با تكنيك تعليمى او به نوازندگى ويلن مشغول و با روش نت نويسى او آشنا شد.
علينقى وزيرى در ۱۳۰۸ شمسى در رشت با اجازه وزارت معارف مدرسه اى به نام مدرسه صنايع «طريقه» تأسيس كرد و مديريت آن را به صبا واگذار كرد. صبا در طول سه سالى كه در گيلان بود به تشكيل كلاس و تعليم ويلن و جمع آورى آهنگ هاى محلى پرداخت. صبا پس از بازگشت به تهران به تأسيس كلاس موسيقى اقدام كرد.
صبا در موسيقى اروپايى نيز دست داشت، به طورى كه خالقى مى نويسد: مقدمات موسيقى اروپايى را از موسيقيدانان روسى فراگرفته بود كه در جنگ جهانى اول در ايران بودند و در اركسترهايى كه كلنل علينقى وزيرى تشكيل مى داد، قطعات موسيقى ايرانى و اروپايى را مى نواخت.(۲)
صبا پيش از اينكه آهنگساز باشد نوازنده اى كم نظير بود. هنوز تكنيك ويلن او در موسيقى ايرانى منحصر به فرد باقى مانده است. ويلن، سازى است غربى، ولى شايد تنها ساز غربى باشد كه مى توان با اتخاذ روش و تكنيك مناسب نواختن، آن را با كيفيات موسيقى ملى ايران هماهنگ كرد. اگر چنين كارى در اساس، درست و منطقى باشد، بى ترديد صبا بزرگترين كوشش را در راه ايجاد اين هماهنگى و انطباق به كار برده است. (۳)
آثار صبا را مى توان به دو دسته تقسيم كرد دسته اول شامل اجراهاى ويلن، سه تار و تار كه بيشتر آنها به صورت صفحه در دست است. دسته دوم شامل تصنيف ها، آهنگ هاى گردآورى شده محلى و آثار تئوريك است. صبا كتابى تحقيقى درباره شناسايى سازهاى ايرانى و تاريخچه آنها نيز تأليف كرده است.
در ميان آثار گوناگون صبا، تنها رديف هاى سه گانه ويلن و رديف سنتور در دو جلد، در زمان زندگى استاد انتشار يافته و باقى آثار دستنويس او پس از مرگ به همت همسر و شاگردان وفادارش منتشر شده است. (۴)
بيشتر موسيقيدانان بزرگ و معروف ايران نظير حبيب سماعى و حسين تهرانى با تشويق و راهنمايى او با موسيقى علمى آشنا شدند و استادانى نظير على تجويدى، مهدى خالدى، حبيب الله بديعى، فرامرز پايور، مجيد وفادار، كسايى، داريوش صفوت و مهندس همايون خرم از شاگردان سرشناس او به شمار مى روند. براساس يك آمار تقريبى، حدود دوهزار نفر از محضر استاد صبا در رشته هاى ويلن، كمانچه، سه تار، تار، سنتور، قانون، ضرب و فلوت بهره جسته اند.
استاد ابوالحسن صبا از جمله موسيقيدانان بزرگ ايران است كه راه جديد موسيقى ملى و سنتى را بانوشتن كتابها و متدهاى گوناگون هموار كرد. علاوه بر اين فصل جديدى در ترانه سرايى و تصنيف سازى گشود كه سالها از آن تقليد مى شد. يكى از خدمات ارزنده استاد ابوالحسن صبا، گردآورى گوشه هاى مهجور و افزودن آن به مجموعه رديف موسيقى ايرانى است كه از آن جمله مى توان به گوشه هاى ديلمان، صدرى و شهابى اشاره كرد.
آثار مهم صبا عبارتند از: زنگ شتر، كاروان، زرد مليجه (گنجشگ زرد)، زندان (در شوشترى)، در قفس، كوهستانى، رقص چوبى قاسم آباد، به ياد گذشته (دردشتى) و چهار مضرابهاى گوناگون و نيز نوارهايى از دستگاههاى شور و همايون و ماهور و آوازهاى ابوعطا و افشارى و صفحاتى از او مانده كه اغلب با ضرب استاد حسين تهرانى است و آثار بسيار ديگرى كه در اين مقال نمى گنجد. (۵)
صبا انسانى خليق، شريف، عفيف، باتقوى، بى آزار، فروتن و به تمام معنى هنرمند بود. با دوستان و شاگردانش در نهايت صفا و مهربانى رفتار مى كرد. قيافه اى با نشاط و دلى خالى از كينه و پر از صفا و مهربانى داشت و وجود او خالى از نخوت و غرور بود. همه عمرش را صرف احياى موسيقى و تربيت هنرجو كرد و خدمات گرانبهايى به اين هنر ملى ارائه كرد. افسوس كه اين گل شاداب بوستان هنر ايران ديرى نپاييد و پس از ۵۵ سال زندگى، در آذرماه سال ۱۳۳۶ شمسى در گذشت و جامعه هنرى را عزادار كرد. او را با تجليل بسيار به مقبره ظهيرالدوله برده، در كنار درويش و ديگر بزرگان موسيقى اين مرز و بوم به خاك سپردند و خويش و بيگانه اشك تأثر از ديدگان فرو ريختند.(۶)
دردا كه هنرمند صبا از بر ما رفت
وى اهل هنر يار هنرمند شما رفت
اى اهل هنر آنكه به آهنگ دلاويز
مى برد غم از خاطر غمگين شما رفت
آن طرفه هنرمند كه هر زخمه سازش
بر سوز دل خسته ما بود دوا رفت
از ساز دگر نغمه جانبخش چه خواهى
كان نغمه شد افسرده و آن نغمه سرا رفت
يادداشتها:
۱ـ مجله ادبستان، آذر ،۷۹ شماره ۲۴ به نقل از منوچهر همايون پور
۲ـ مشحون، حسن، تاريخ موسيقى ايران، جلد دوم، نشر سيمرغ
۳ـ ادبستان، شماره ،۲۴ مقاله مرضيه پروهان
۴ـ خوشنام، محمود، صبا، انتشارات روابط عمومى تالار رودكى، ۱۳۵۳
۵ـ نصيرى فر، حبيب الله، مردان موسيقى سنتى و نوين ايران
۶ـ مشحون، حسن، تاريخ موسيقى ايران