آقاى برانكو وقتى در يك نگاه كلى ديدارهاى ايران در جام ملت هاى آسيا را آناليز مى كنيم، متوجه فراز ونشيب زياد ايران در اين مسابقات مى شويم، به شكلى كه مى ديديم در يك بازى ايران خيلى عالى بازى مى كرد ـ مانند ديدار مقابل كره ـ و در يك ديدار بسيار ضعيف مانند باز ى مقابل عمان! لذا به طور كلى شما به عنوان سرمربى تيم از كليت ديدارهاى ايران چند درصد راضى هستيد؟
به طور كلى راضى هستم. به چند دليل ؛ اول اينكه ما در طول مسابقات، داخل ميدان شكست نخورديم، دوم اينكه تمام حريفانى كه سر راه ما قرار گرفتند همگى جزو مدعيان اين جام بودند؛ از عمان و ژاپن در دور مقدماتى، تا چين و بحرين در آخرين ديدارها. به طور مثال مى توان به نمايش خيره كننده بچه هاى ما مقابل تيم ملى كره ـ كه از موفق ترين تيم هاى جام جهانى قبل بود ـ اشاره كرد كه نه به ادعاى من، كه به استنادكارشناسان قاره و حتى دنيا، ايران يكى از زيباترين بازيها را در كل مسابقات قاره آسيا مقابل كره به نمايش گذاشت كه درنهايت توانستيم با ۴ گل اين تيم خوب را شكست دهيم.
و اما در مورد ديدار نيمه نهايى و آن شكست تلخ مقابل چين، قضايا روشن و واضح است كه همگى از دلايل حذف ما آگاهند؛ در حقيقت اگر آن دو پنالتى ها ـ كه گل محمدى ومبعلى خراب كردند ـ گل شده بود، چه بسا كه الآن من و شما در موردقهرمانى تيم ايران صحبت مى كرديم. در ديدار آخرنيز يكى از تيم هاى قدرتمند آسيا به اسم بحرين را به آن شكل راحت و با قدرت شكست داديم، آن هم بحرينى كه تيم قهرمان جام يعنى ژاپن، به شكل معجزه آسا از چنگش گريخت.حالا در كناراين مسائل فنى، مشكلات حاشيه اى و ناداورى ها نيز حريف اول ما بود، به گونه اى كه پس از پايان دور مقدماتى، كل خط دفاعى تيم ايران را محروم كردند، درديدار مقابل چين نزديك به ۸۰ دقيقه ۱۰ نفره بازى كرديم، در مقابل بحرين نيز حدود نيم ساعت را ۱۰ نفره بوديم.
آقاى برانكو شما چنان جامع و كامل با توضيحاتتان سؤالات ما در موردجام ملتها را پوشش داديد كه ديگر پرسشى در اين زمينه نمانده غير از يك سؤال «فنى ـ روانى» كه ؛ تعدادى از بازيكنان جوان ما در طول مسابقات مثلاً در مقابل چين على رغم اينكه مى دانيم كادر فنى وشخص شما خيلى توصيه كرده بوديد كه آنها تن به مسائل حاشيه اى ندهند، با اين حال ديديم كه متأسفانه همين بازيكنان جوان هرگز نتوانستند خود را نگه دارند تا وارد حاشيه نشوند. تعبير شما از اين قضيه چيست؟
در وهله اول عرض كنم كه بى آنكه قصد توجيه كردن داشته باشم، بايد بگويم شبيه اين اتفاقات هر روز در ميادين فوتبال ـ هم داخلى وهم بين المللى رخ مى دهد، چرا كه متأسفانه اين هم جزوى از فوتبال است! و در عين حال بايد عرض كنم همانطور كه در سؤال قبل هم گفتم، از آن جايى كه اينطور اتفاقات معمولاً از ناحيه بازيكنان جوان و كم تجربه سر مى زند، و با توجه به اين حرف تكرارى كه ما فقط ۲ يا ۳ بازيكن مجرب مانند دايى، مهدى كيا و كريمى داشتيم، لذا مى توان يكى از دلايل به وجود آمدن اين مسائل را در جوانى تيم ديد. اما عامل ترس از شكست گويا مؤثرتر از حرفهاى ما بود! چرا كه عملاً افراد ـ چه ورزشكار وچه غيره ـ در چنين شرايط روحى دچار واكنش هاى صددرصد غيرطبيعى مى شوند كه نمونه آن را مى توان در برخورد دوبازيكن دانست. يا حتى واكنش ناخواسته يكى از سر به زيرترين بازيكنان ايران، آسيا وحتى جهان؛ يعنى مهدوى كيا را در نظر بگيريد كه در دقيقه ۹۲ بازى مقابل بحرين تن به آن حركت داد! كه اين قبيل حركات همانطور كه گفتم درمسابقات جهانى نيزمشاهده مى شود.
بفرماييد با توجه به آن همه مشكل چه از لحاظ داورى، چه از نظر جو ورزشگاه وحضور تماشاگران جهت داده شده حريف، آن دو بازى آخر را چگونه تفسير مى كنيد؟
|
|
|
من اگر بخواهم در يك جمله كوتاه پاسخ سؤال شما را بدهم بايدبگويم آن دو مسابقه، اوج بلوغ فكرى و حرفه اى تيم ما را نشان داد.جذب اعتماد به نفسى كه بچه هاى ما خصوصاً پس از پايان جام ملتها به آن رسيدند! مضاف بر آن كه ، شرايطى كه تيم ما را به لحاظ روحى آماده اين دو ديدار سخت كرد، ديدارهاى تداركاتى ما در ايتاليا وخصوصاً بازى مقابل آلمان در تهران در حضور بيش از يكصدهزار تماشاگر بود! على رغم اينكه من نيز واقف بودم كه انجام آن دو ديدار ـ بالاخص مقابل آلمان ـ چه ريسك خطرناكى مى توانست باشد، اما در نهايت بازيكنان ما باور كردند كه حتى در مقابل «ابر بازيكنان جهان» نيز مى توانند به خوبى بايستند ومقاومت كنند وخوب هم بازى كنند و يك اراده واعتماد به نفس بالا را بروز بدهند. حاصل اين روحيه همان بود كه تيم ما در اردن مقابل چند ده هزار تماشاگر ـ كه خانواده سلطنتى آن كشور نيز در بين جمعيت حاضر بودند ـ به شكلى عالى توانست حريف قدرتمندش را مغلوب كند، آن هم در حضور داورى كه هر قدر هم منصف باشد، ناخودآگاه شرايط اوليه را به نفع ميزبان مى داند.
آقاى برانكو خيلى ها معتقدند كه دفاع تيم ملى در اين مسابقات آخر، مرتكب چنداشتباه فاحش شد! مثلاً بارها ديده ايم كه وقتى توپى از جناحين واردهجده قدم ما مى شود، مدافعين ما فقط نگاه مى كنند تا فوروارد حريف ضربه اول را بزند، يعنى گل! شما نظرتان در مورد خط دفاع چيست؟
من اين را قبول دارم كه خط دفاع ما گاهى اوقات خيلى ضعيف عمل مى كند، اين را هم مى پذيرم كه بعضى وقتها در طول يك بازى ضعيف ظاهر مى شود، و اصولاً در فوتبال همه دنيا، هر بازيكنى كه در دفاع كار مى كند در هرچندمسابقه يكبار مرتكب اشتباهات بچگانه مى شود! اما در مجموع معتقدم خط دفاع ما خوب كار مى كند. من فراموش نمى كنم كه تيم ما در دور آينده بايدمقابل تيم هايى قدرتمندتر به ميدان برود، به همين دليل نيز ما تلاش زيادى را براى به وجود آوردن يك سيستم دفاعى موفق شروع كرده ايم. بايد يادآور شوم كه از نظر من خط دفاع تيم ملى در اين چندمسابقه اخير آسيايى و حتى در جام ملتها، خوب كار كرد و فقط مقابل چين بود كه بچه ها ضعيف ظاهر شدند كه دليل آن هم اين بودكه در آن ديدار به دليل محروميت خط دفاع اصلى ما، جوانانى مدافع تيم شدند كه شايددر شرايط عادى هرگز همگى با هم خط دفاع را تشكيل نمى دادند. از اين گذشته من بارها گفته ام تيمى كه در يك بازى به تيم كره چهار گل مى زند ناخودآگاه شرايط و فضا را براى گل زدن حريف به وجود مى آورد.
حال بفرماييد وقتى يك تيم درطول چندبازى اخير، فقط ۳گل اشتباه مى خورد. آيا اين خط دفاع ضعيف است؟ يعنى نبايد قدرت و مهارت يك مهاجم را در زدن گل مؤثر دانست؟ چرا درنظر نمى گيريد كه تيم اردن دركشورش نتوانست تا بيست مترى به دروازه ما نزديك بشود؟ يا تيم آلمان سواى دوگلى كه زد، فقط يك شانس گل ديگر مقابل ما داشت. آيا اين خط دفاع ضعيف است؟ بازهم مى گويم كه قبول دارم دفاع تيم ملى بايد تقويت شود. اما ضعيف نيست. فراموش نكنيد كه دراين خط دفاع بازيكنانى مانند كعبى، نصرتى، رضايى و زارع بازى مى كنند كه چهار بازيكن از چهارباشگاه مختلف هستند و لذا هماهنگى آنها بايد درتيم ملى به وجود بيايد.
حال بپردازيم به خط حمله تيم ملى، سؤال اين است كه حضور بازيكنى مانند هاشميان چقدرمى تواند در موفقيت خط حمله تيم مؤثر باشد؟ و بعد اينكه، ما هروقت براى گل زدن وارد زمين مى شويم، على رغم اينكه تيم ما گل مى خورد، اما درعوض گلهاى خوب و زيادى مى زنيم و بازى را هم مى بريم. يعنى نمى شود اين روحيه را در فوتبالمان عمومى كنيم؟
درمورد هاشميان و توانايى او حتى لازم به توضيح هم نيست، كما اينكه مى دانيم او عضو يكى از ۵ تيم معروف و بزرگ جهان است و بسيارمهاجم باهوش و باكلاسى است كه بسيار مبارزه طلب است و درعين حال خط دفاع حريف را نيز به هم مى ريزد و لذا با داشتن چنين فورواردى، ما صاحب قدرت مضاعفى درحمله تيم ملى شده ايم كه ناخودآگاه حضورش در كيفيت تيم تأثير مثبت مى گذارد. لذا رسماً اعلام مى كنم كه از بازگشت دوباره هاشميان به تيم ملى بسيارخوشحال و خرسند هستيم و اميدوارم ايشان همچنان مساعدت و همراهى خود را با تيم ملى ايران ادامه بدهد.
به واقع شما خيلى خوب اشاره كرديد كه حضور وحيد درخط حمله ايران، تأثير به سزايى را دارد و اميدواريم هميشه براى برد وارد ميدان شويم.
آقاى برانكو هشت تيم مرحله دوم جام جهانى عبارت هستند از: كره جنوبى، ژاپن، كره شمالى، ازبكستان، كويت، بحرين، عربستان و ايران. خيلى از كارشناسان معتقدند كه تيم ما لااقل از چهار يا پنج تا از اين هفت تيم، كاملاً سرمى باشد. خيلى ها نيز مى گويند كه كره جنوبى، ژاپن و عربستان از ما قوى ترند. با اين توضيح لازم است كه ابتدا بپرسيم؛ آيا شما اين سه تيم را همچنان به قدرت چهارسال قبل مى بينيد يا خير؟ و دوم اينكه: شما نيز قبول داريد كه اين ۳تيم قدرت برتر آسيا هستند؟
ببينيد ما خودمان درحال حاضر يك تيم خوب با بازيكنانى داريم كه اكثر آنها مسير پيشرفت را پيش رو دارند و بدون ترديد هرروز كه بگذرد آنها بهتر خواهندشد. لذا باتوجه به اين حقيقت ـ و نه تعصب ـ به قاطعيت مى گويم كه من هيچ تيمى را ـ لااقل در آسيا ـ به رسميت نمى شناسم كه ازما قوى تر باشد.
البته ناگفته نماند كه درميان اين هشت تيم، امكان اينكه هرتيمى هرقدر هم قوى، مغلوب تيم ديگر هرقدر هم ضعيف تر شود، وجوددارد. اما بازهم مى گويم كه هيچكدام از اين هشت تيم از ما قوى تر نيستند و نگران نيستم كه با كداميك از اين ۸ تيم همگروه شويم. درحقيقت همه چيز بستگى به شرايط تيم خودمان و موقعيتى دارد كه تيم ما درزمين به وجود بياورد و اما براى پاسخ به سؤال شما فقط همين را مى گويم كه به نظر من، سير صعودى ۳تيم اگر نگوييم متوقف شده، لااقل بايد بگويم روبه جلو نيست.
آقاى برانكو ظرف يكى، دو سال اخير شاهد بوديم كه فدراسيون فوتبال برخلاف سنت فوتبال ما، ديگر به اردوهاى درازمدت نرفت تا براى حضور در يك مسابقه، سه ماه مسابقات باشگاهها تعطيل شود، به گونه اى كه مى بينيم حتى براى مسابقه اى حساس مقابل اردن يا قطر، بازهم فوتبال باشگاهى تعطيل نشده و تيم ملى فقط در يك اردوى چندروزه شركت مى كند! واقعيتش اين است كه باتوجه به برنامه مربيان پيشين تيم ملى ايران، براى ما باوركردنى نبود كه شما قبول كنيد با اردوهاى كوتاه مدت به آمادگى تيم بپردازيد.
من بايد اين توضيح را بدهم كه شخصاً اصرارزيادى بر ادامه مسابقات ليگ به صورت منظم دارم! چرا كه بازيكن فقط دركوران مسابقه است كه به آمادگى رسيده و به فرم مطلوب خود مى رسد كه اين وضعيت را در ليگ حرفه اى مى بينيم. به نظرمن بزرگترين نگرانى قطع بازى هاى ليگ براى خود بازيكنان است كه ناخودآگاه او را از شرايط ايده آل دورمى سازد و انگيزه اش نيز براى مسابقه كم مى شود و لذا از اين طرح تداوم بازيهاى ليگ جانبدارى نيز مى كنم. ضمن اينكه به لحاظ علمى نيز اين ارزيابى انجام شده كه براى آماده سازى يك تيم درنهايت يك اردوى ۱۰ روزه بيشتر موردنياز نيست. ضمناً فراموش نكنيم كه در اردوهاى درازمدت ناچاريم از لژيونرها چشم پوشى كنيم.
آقاى برانكو در ليگ ما هستند بازيكنان جوان و بسيار با استعدادى كه فقط به دليل شجاعت نداشتن مربيان برخى تيمها، از چشم همگان و از جمله كادر فنى تيم ملى دور مانده اند، فراموش نكنيم كه در جام جهانى ،۱۹۹۸ على كريمى در حالى كه جزو هيچ تيمى از ليگ نبود، بامعرفى به مربيان موق شد كه به اردو دعوت شده و بعدها بشود على كريمى، حالا شما چنين شرايطى را براى آن دسته از بازيكنان فراهم مى كنيد؟
شرايطى كه امروز در فوتبال ايران به لحاظ انتخاب بازيكنان جوان و ميدان دادن به استعدادهاى بكر وجوددارد، اصلاً قابل مقايسه با آن ايام نيست. مى خواهم بگويم كه الآن ما چشم هاى خودمان را در سراسر كشور مأمور كرده ايم كه در هر كجا كه استعدادى ناشناخته وجود دارد، او را جذب و به كادر فنى معرفى كنند. لذا با توجه به اين شرايط بعيد به نظر مى رسد كه چنين وضعيتى پيش بيايد. چراكه به طور كلى نمى توان با يك بازيكن جوان هر قدر هم آينده دار، معجزه اى كرد.
آقاى برانكو بايد اعتراف كنيم كه شما به زيادى يك سرمربى نمونه در فوتبال ما هستيد؛ به لحاظ شجاعت، به جهت حكومت در لحظات بحران، از نظر تلاش براى ساختن بازيكنان آينده دار و در نهايت يك مربى بسيار باشخصيت هستيد كه هيچ كس اين خصايص شما را كتمان نمى كند و اما آنچه در اين برهه براى همگان اهميت دارد و تمام اهالى فوتبال از برانكو با همه اين ويژگى ها كه برشمرده شد، انتظار دارند، اين است كه همه چيز آماه و مهيا شود. جهت صعود قطعى تيم ما به جام جهانى! براى اين موفقيت نيز به نظر قاطبه اهالى فوتبال، نياز است كه آقاى برانكو در كنار خود و به صورت سيستماتيك، يك تشكيلات قوى و منسجم به عنوان يك ستاد داشته باشد. اين چيزى است كه حتى خود رئيس فدراسيون نيز آن را قبول دارد، اما در نهايت اين شما هستيدكه بايد چنين وضعيتى را طلب كنيد و در حقيقت اين «ستاد» را طلب كنيد. كمااينكه ما تجربه و سابقه راه اندازى چنين ستادى را در مسابقات جام جهانى ۱۹۹۸ داريم كه اگرچه كمى دير راه افتاد، اما مؤثر بود. حال سؤال من اين است كه آيا شما به عنوان فرد اول كادر فنى تيم ملى ايران، به چنين ستادى و چنين امكاناتى نياز داريد يا خير؟
البته من به طور كلى با ماهيت چنين فعاليتى موافقت كامل دارم، چرا كه هرگونه فعاليت علمى كه بتواند براى يك تيم مؤثر باشد، بايد از آن بهره برد. كما اينكه مانيز براى تيم ملى ايران يك برنامه منسجم و كامل را طراحى كرده ايم كه تا روز آغاز مسابقات جام جهانى ادامه دارد و اين برنامه ريزى را نيز ماه به ماه آناليز مى كنيم تا نيازهاى بعدى مان را تشخيص دهيم. ضمن اينكه در جلسات بعدى نيز قطعاً پيرامون اين پروژه صحبت خواهيم كرد. به طور كلى من اعتقاد دارم و اين اعتقادم را با بازيكنان نيز مطرح كرده ام كه ما تدارك حضور در جام جهانى را، نه از يك ماه قبل از آغاز آن مسابقات مهم، كه از زمان اولين مسابقه مان در دور اول مقدماتى، يعنى ديدار مقابل لائوس آغاز كرده ايم. اگرچه پس از اتمام مسابقات مقدماتى و ان شاءالله صعود تيممان به جام جهانى، شرايط تدارك تيم كاملاً فرق خواهدكرد، كمااينكه ما در آن زمان بايد بازيكنانمان را براى حضور مقابل بهترين تيمهاى جهان آماده كنيم، پس ديدارهاى دوستانه ما نيز در همان سطح خواهد بود! و اما آنچه كه تمام اين تداركات و مسائل را به سوى موفقيت رهنمون مى سازد، داشتن يك تيم ملى خوب و ۲۵ بازيكن عاليست كه ما آن را داريم. قدم بعدى ما نيز برگزارى جلسات مشترك با سرمربيان تيمهاى ليگ حرفه اى است تا در آن جلسه مشخص شود كه انتظار من از افراد محترم و موفق چيست و انتظار آنها از من چگونه است؟! من به اين اصل اعتقاد دارم كه اگر موفقيتى به دست بيايد، يعنى حضور تيم ملى در جام جهانى بهره اش و افتخارش متعلق به همه مى باشد، پس براى موفقيت اين تيم نيز همه بايد تلاش كنند.
و اما سؤال پايانى آقاى برانكو؛ آيا غير از اين مجموعه بازيكنى كه در اختيار داريد، امكان دارد بازيكن ديگرى كه تا به حال به تيم ملى دعوت نشده، ملى پوش بشود؟
بله، قطعاً... من با يقين مى گويم كه تا روز آخر، هر بازيكنى كه بتواند شايستگى خود را ثابت كند، به تيم ملى دعوت خواهد شد.
برگرفته از گفت وگوى روابط عمومى فدراسيون فوتبال با سرمربى تيم ملى