|
كالبدشكافى قدرتمندى زنان سياستمدار در جنوب و جنوب شرقى آسيا
سياست وقدرت يا اعتماد به زنان
|
|
|
لادن سلامى در جنوب و جنوب شرقى آسيا، رسيدن زنان به مقام رياست دولت، خواه در سمت رياست جمهورى و يا نخست وزيرى، نه تنها پديده اى رايج، بلكه رويه اى غالب است. طى دو دهه اخير، زنان در پاكستان، بنگلادش، فيليپين، هند، سريلانكا و اندونزى به عنوان رئيس جمهور يا نخست وزير قدرت سياسى را در دست گرفته اند. در برخى از اين كشورها، سلطه زنان سياستمدار بر دولت به گونه اى بوده كه جاى مردان به معناى واقعى كلمه در سطح رياست دولت تنگ شده است. در بنگلادش طى ۱۵ سال اخير، نخست وزير كه اداره كننده واقعى دولت و كشور به شمار مى رود، همواره زن بوده و در هند پس از وقفه اى كه بعد از ترور اينديراگاندى به وجود آمد، اكنون نخست وزير واقعى كشور، سونياگاندى، رهبر حزب كنگره است. در فيليپين كه رياست جمهورى- كورازون اكينوك استثنا در رياست جمهورى زنان به شمار مى رفت، اكنون گلوريو آ رويو براى دومين بار متوالى در انتخابات به پيروزى رسيده و قدرت را به دست گرفته است. در اندونزى نيز، اگر چه مگاواتى سوكارنو جاى خود را به يك نظامى منتخب مردم داده است، ولى زنان تجربه اى جديد در رياست دولت و كشور به دست آورده اند. نكته حائز اهميت آنكه زنان رئيس جمهور يا نخست وزير در جنوب و جنوب شرقى آسيا، عموماً در آغاز دوره اى جديد از تحولات سياسى ـ اجتماعى كشورشان به قدرت رسيده اند و خود در ايجاد اين دوره جديد نقشى فعال و جدى ايفا كرده اند. در اندونزى، خانم مگاواتى سوكارنو مهمترين رهبر جنبش ضدنظاميان و دولت ديكتاتورى ژنرال سوهارتو بود. او كه دختر احمد سوكارنو، رهبر جنبش استقلال اندونزى در اواسط قرن بيستم بود، پس از سال ها مبارزه عليه رژيم سوهارتو، اندونزى را وارد دورانى جديد از تجربه دموكراسى كرد و اگرچه در اولين انتخابات عبدالرحمان وحيد رئيس جمهور شد، اما پس از مدتى مردم به سوى معاون او، يعنى خانم سوكارنو روى آوردند و سوكارنو، اندونزى را در دوران پس از ديكتاتورى، رهبرى و هدايت كرد. در پاكستان نيز بى نظير بوتو پس از اعدام پدرش در اواخر دهه ۷۰ توسط نظاميان كودتاچى، همراه با مادرش نصرت بوتو، رهبرى جنبش اعاده دموكراسى را در كشورش را بر عهده گرفت. بوتو كه پس از اعدام پدرش در تبعيد به سر مى برد، در اواخر دهه ۸۰ ميلادى رهبرى جنبشى را عهده دار شد كه سرانجام پس از مرگ ژنرال ضياءالحق، در سال ۱۹۸۸ دموكراسى را به پاكستا ن برگرداند. در برمه (ميانمار) نيز رهبرى جنبش اعاده دموكراسى بر عهده زنى جسور به نام «آن سان سوكى» بوده است. او كه در يكى از بسته ترين رژيم هاى جهان براى اعاده دموكراسى مى جنگد، در اوايل دهه ۹۰ برنده انتخاباتى شد كه نتايج آن توسط نظاميان ناديده گرفته شد. سوكى كه برنده جايزه صلح نوبل است، طى ۱۴ سال اخير، رهبرى يكى از پرجنب و جوش ترين جنبش هاى دموكراسى خواه جهان را بر عهده داشته و اگر چه بين زندان و بازداشت خانگى درآمد و شد است، اما از ديدگاه بسيارى از مردم كشورش، رئيس دولت واقعى و منتخب مردم به شمار مى رود. در بنگلادش كه طى دو دهه اخير، تحت سلطه دو زن سياستمدار يعنى خالده ضياء و شيخ حسينا واجد اداره شده است، رهبرى جنبش اعاده دموكراسى حول اين دو تن چرخيده است. مبارزات مشترك خالده ضياء و شيخ حسينا، به شش سال حكومت كودتايى ژنرال حسين محد ارشاد پايان داد و بار ديگر دموكراسى را به بنگلادشى ها هديه كرد. در فيليپين نيز خانم كورازون اكينو، همسر يكى از انقلابيون فيليپينى رهبرى مبارزاتى را بر عهده داشت كه سرانجام در دهه ۸۰ به سقوط يكى از ديرپاترين رژيم هاى نظامى جهان، يعنى رژيم فرديناند ماركوس منجر شد. كورازون اكينو كه در دهه ۸۰ رهبرى مبارزات دموكراتيك عليه رژيم فرديناند ماركوس را بر عهده داشت، نه تنها وى را از قدرت ساقط كرد، بلكه پس از سالها دموكراسى را به مردم فيليپين هديه كرد، به گونه اى كه بعد از او هم ژنرالها ترجيح دادند كه به جاى كودتا به سمت انتخابات روى آورند (مانند ژنرال فيدل راموس كه بعد از وى رئيس جمهور شد) و هم زنان سياستمدار انگيزه بيشترى براى حضور در مديريت كلان كشور پيدا كردند كه رياست جمهورى گلوريو آرويو را بايد نمونه آن دانست. در واقع، اكينو كه در دوران رياست جمهورى خود، مبارزه اى بى امان براى بازگرداندن ميليونها دلار از موجودى حسابهاى شخصى ماركوس در خارج از كشور به دولت و ملت فيليپين به عمل آورد، راه را براى كسانى چون آرويو باز كرد. «گلوريا ماكاپاگال آرويو» معروف به «آرويو» دومين رئيس جمهور زن در ۱۰ سال اخير فيليپين است. آرويو كه از ژوئن ۲۰۰۴ براى يك دوره شش ساله به رياست جمهورى كشورش انتخاب شده، پيش از رياست جمهورى معاون ژوزف استرادا، رئيس جمهور مخلوع فيليپين بوده است. او از يك خانواده سياسى است و پدرش در دهه ۶۰ قرن ،۲۰ رئيس جمهور فيليپين بوده است. وى كه با چالشهاى عمده اى در مورد ايجاد اشتغال و كارآمدى حكومت روبرو بوده، دست به يك سرى اصلاحات اقتصادى و اجتماعى در كشورش زده است. او در مارس ۲۰۰۳ يك تلاش نظاميان را براى كودتا خنثى كرد، خود را يك متحد كليدى آمريكا در مبارزه با تروريسم به شمار مى آورد. در كلمبو «چاندريكا باندرانايكه كوماراتونگا» معروف به كوماراتونگار، رئيس جمهور قدرتمند سالهاى اخير سريلانكا است. او كه از يك خانواده سياسى به كاخ رياست جمهورى راه يافته، موفق شده ظرف دوران رياست جمهورى اش، چريكهاى تاميل را منزوى و حاشيه نشين كند. تونگا متولد ۱۹۴۵ و دختر سليمان باندرانايكه و خانم سريماوو باندرانايكه است كه هر دو نخست وزير سريلانكا بوده اند. مادر او اولين زن مسلمان در جهان به شمار مى رود كه به سمت نخست وزيرى دست يافته است. تونگا كه تحصيلاتش را در داخل و خارج از سريلانكا گذرانده، در سال ۱۹۹۴ به قدرت رسيده و ظرف ۱۰ سال اخير، قدرتمندترين سياستمدار كشورش بوده است. تونگا على رغم اعتقادات سوسياليستى اوليه اش، در حوزه اقتصادى مطابق آموزه هاى اقتصادى آزاد عمل نموده است. راهكارهاى او باعث سركوب چريكهاى تاميل و فروكش كردن سطح جنگ داخلى در كشورش شده است. او در سال ،۲۰۰۳ نخست وزير وقت را به دليل توافقاتش با چريكهاى تاميل از قدرت بركنار و پارلمان را منحل كرد و در پارلمان جديد هم طرفداران خود را به پيروزى رساند. پدر وى هنگامى كه تونگا ۱۴ ساله بود، ترور شد. همسرش نيز در سال ۱۹۸۹ در جريان يك عمليات تروريستى به قتل رسيد، اما خودش در سال ۱۹۹۹ از يك سوء قصد افراد مسلح جان سالم به در برد. در هند، سالها پس از آنكه اينديرا گاندى در اواسط دهه ۸۰ ترور شد، هند شاهد ظهور يك سياستمدار قدرتمند زن ديگر است. سونيا گاندى، بيوه راجيو گاندى كه طى يك دهه گذشته نتوانسته بود حزب كنگره را به قدرت برساند، در آخرين انتخابات پارلمانى به پيروزى رسيد، اما پيروزى بزرگتر را بايد كناره گيرى داوطلبانه وى از قدرت با هدف جلوگيرى از تنشهاى احتمالى در كشورش برشمرد. او كه رهبر حزب پيروز در انتخابات بود، على رغم اصرار دوستان سياسى اش، ترجيح داد تا نخست وزيرى را نپذيرد و با اين اقدام خود هم راه را بر مخالفان و منتقدان حزب كنگره مسدود سازد و هم به اوضاع سياسى كشورش فرصت دهد تا بدون تجربه كردن دوران جديدى از تنش به سوى اجراى برنامه هاى اقتصادى ـ اجتماعى گام برداشته شود. * * * ويژگى مهم ديگر در كشورهاى مذكور و رياست زنان بر اين كشورها، قرار گرفتن كشورهاى مذكور در حوزه كشورهاى در حال توسعه و يا عقب مانده است. به عبارت ديگر ورود فعالانه زنان به حوزه سياست، اداره احزاب و كنترل و مديريت دولت، در اين نوع كشورها به بهانه عقب ماندگى ساير حوزه هاى توسعه اى، متوقف نشده است و درحالى كه اين كشورها در حوزه هاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى با چالش هاى عديده اى روبرو هستند، حقوق سياسى زنان اعاده شده است. علاوه بر اين، در چنين كشورهايى، در شرايطى كه آمارها و شاخصهاى مربوط به با سوادى، بهداشت، درآمد سرانه وساير حقوق فرهنگى ـ اجتماعى زنان وضعيت اميدوار كننده اى را نشان نمى دهد، اما وضعيت دسترسى زنان به حقوق سياسى درشرايط مساعد ومطلوبى است. برخى كارشناسان با نگرشى منتقدانه به شرايط به قدرت رسيدن زنان سياستمدار درجنوب وجنوب شرقى آسيا ، معتقدند كه ظهور اين نوع زنان درسطوح عالى سياست، پيامد ونتيجه وابستگى هاى فاميلى ونسبى آنان به سياستمداران مرد شهير دراين كشورهاست. منتقدين مذكور برآنندكه رشد سياسى مگاواتى سوكارنو مديون سوابق سياسى وانقلابى احمد سوكارنو، رشد بى نظير بوتو مديون ذوالفقار على بوتو، ظهورآكينوبه عنوان يك چهره سياسى مديون سوابق ومبارزات سياسى شوهرش وسوابق كنونى اينديراگاندى وسونيا گاندى مديون نهرو و راجيو گاندى بوده است. ترديدى نيست كه تمامى زنانى كه در جنوب و جنوب شرقى آسيا به چنين رتبه اى ازقدرت دست يافته اند، درخانواده هاى سياسى رشديافته وبخشى از استارت خود در مسابقه قدرت را مديون اين سوابق خانوادگى هستند، ولى با اين وجود، تجارب ديگرى نشان مى دهد كه تداوم حضور زنان مذكور درعرصه سياست، على رغم چالش هاى مستمر، يك حضور دير پا وماندگار بوده است. خالده ضياء و شيخ حسينا على رغم آن كه سالها از درگذشت شوهران وپدرانشان (ژنرال ضياء و شيخ مجيب الرحمان مى گذرد) توانسته اند حضور خود را در عرصه سياسى نهادينه كنند وحتى هنگامى كه ازنخست وزيرى كنار رفته اند، موفق شده اند به عنوان ليدر ورهبر جناح اپوزيسيون به ايفاى نقش سياسى پررنگ درمعادلات كشورشان ادامه دهند. دربنگلادش طى دو دهه گذشته با وجودآنكه جاى خالده ضياء و شيخ حسينا درنخست وزيرى و ليدرى اپوزيسيون تغيير كرده ولى هر دو موفق شده اند كه رهبرى با اقتدار احزاب ناسيوناليست ومسلم ليگ را ادامه دهند ومهمترين آلترنايتو دولت باقى بمانند. درپاكستان على رغم، استقرار رژيم كودتا توسط ژنرال مشرف، بى نظير بوتو هنوز يكى از دو رهبر برجسته اپوزيسيون به شمار مى رود و ۲۶ سال پس از اعدام پدرش، درعرصه سياست پاكستان به عنوان يك سياستمدار ذى نفوذ فعال است و على رغم دوبار كنار گذاشته شدن از نخست وزيرى وانحلال دولتش به عنوان يك سياستمدار معروف وبرجسته بين المللى ومنطقه اى باقى بماند. درسريلانكا، اگرچه كوماراتونگا فرزند زن ومردى است كه هر دو نخست وزير كشورشان بوده اند، ولى وى تنها رئيس جمهور معاصر سريلانكا است كه موفق شده بحران حاصل از جنگ داخلى ارتش وچريك هاى تاميل را از موضع قدرت كنترل و مديريت كرده ، چريك ها را منفعل كند تا مهمترين معضل امنيت ملى سريلانكا دردوره زمامدارى او فروكش نمايد. درهند، سونيا گاندى، على رغم وجوديك هجمه سياسى ـ شخصى گسترده عليه او وحزب كنگره ، دولت به ظاهر با ثبات« بى جى پى» را از قدرت به زير كشيد. او درحالى با پيروزى درانتخابات به نفر اول در سلسله مراتب قدرت دركشور يك ميليارد نفرى هند تبديل شد كه مخالفان، هندى بودن او را منكر مى شدند و ايتاليايى تبار بودن او را دركشورى كه تعصب يك متغير جدى درمعادلات سياسى آن به شمار مى رود، به رخ مى كشيدند. با وجود تمامى فشارها و چالش ها وموانع، آنچه كه به نظر مى رسد هموار كننده راه رسيدن زنان جنوب و جنوب شرقى آسيا به قدرت بوده، نخست فقدان موانع قانونى و دوم، پذيرش وباور اجتماعى مردم براى به قدرت رسيدن زنان بوده است. درهيچيك از كشورهايى كه اين زنان برآنان قدرت مى رانند، نه تنها زنان از حضور درانتخابات رياست جمهورى ونخست وزيرى منع نشده اند، بلكه درمواردى نظير پاكستان سهميه خاصى براى تضمين حضور زنان درپارلمان به عنوان عرصه عمومى قدرت درنظر گرفته شده است. علاوه براين ، تجربه ثابت كرده كه به دليل فساد سياسى و ادارى و مالى گسترده اى كه دراين نوع جوامع وجود دارد، اعتمادى گسترده تر به زنان سياستمدار درمبارزه عليه فساد وجود دارد. درفيليپين ، آرويو هنگامى براى احراز سمت رياست جمهورى پيشنهاد شد، كه مردم درتظاهرات سراسرى، خواستار كناره گيرى ژوزف استرادا از قدرت به اتهام فساد مالى وادارى بودند. پيش از اين نيز آكينو، رهبرى جنبش اعاده حقوق و سرمايه هاى مردم فيليپين را از ماركوس وهمسرش برعهده گرفته بود. در اندونزى نيز مگاواتى سوكارنو هنگامى مورد رجوع مردم قرار گرفت كه حكومت عبدالرحمان وحيد به فساد و بى كفايتى متهم شد. مجموعه تحولات سياسى درجوامع جنوب وجنوب شرقى آسيا، نشانگر آن است كه سياست دراغلب كشورهاى مذكور، هنوز يك موضوع خانواده محور است ومردم وشهروندان به خانواده هاى خوش سابقه وخوشنام درحوزه مبارزات سياسى وملى، رويكردى مناسب تر نشان مى دهند و ازسوى ديگر ، على رغم وجودتجربه هاى موفق وناموفق، از حضور زنان درسطوح عالى سياسى وكشوردارى، روند عمومى اعتماد به زنان به عنوان رئيس دولت، به شكل پررنگ وجدى هنوز تداوم دارد. روند ورويه اى كه باعث گرديده زنان اين جوامع، عليرغم عدم برخوردارى از بسيارى از شاخص هاى اقتصادى و اجتماعى، درحوزه سياسى به ايفاى نقش جدى بپردازند به گونه اى كه جوامع جنوب وجنوب شرقى آسيا رامى توان از نظر برخوردارى از حقوق سياسى، يكى ازجوامع موفق ونمونه به شمار آورد.
|