|
بحثى در باره زمينه هاى شكل گيرى و ويژگى هاى شعر هفتاد
فرار به سوى سرزمين هاى ناشناخته زبان
محمد حسين عابدى قسمت يازدهم براى آنكه بدانيم وزن را در چه لايه اى از زبان بايد بررسى كرد ابتدا به صورت گذرا چند تعريف مشهور از وزن را ذكر مى كنيم و در تعريف وزن ناگزير هستيم تا به نسبت آن با موسيقى اشاره كنيم. دكتر «پرويز ناتل خانلرى» در كتاب «وزن شعر فارسى» در ابتدا وزن را از قول «آريستوكسنوس» شاگرد ارسطو چنين تعريف مى كند: «وزن نظم معينى است در ازمنه» و بعد بر آن ايراداتى را وارد مى داند و سپس مى نويسد «خواجه نصير طوسى» نيز در «معيارالاشعار» وزن را چنين تعريف كرده است: «اما وزن هيأتى است تابع نظام ترتيب حركات و سكنات آن در عدد و مقدار، كه نفس از ادراك آن هيأت، لذتى مخصوص يابد كه آن را در اين موضع ذوق خوانند؛ و موضوع آن حركات و سكنات اگر حروف باشد آن را شعر خوانند، والا آن را ايقاع خوانند.» (خانلرى۱۳۶۱،: صص۲۳ ۲۴،) همچنين در همين كتاب آمده است: «اما ارسطو ميان شعر و نظم فرق گذاشته است. اصل شعر را در معنى و مضمون آن مى جويد و صورت شعر را كه مقيد به وزن و قواعد ديگر نظم است جزو ماهيت آن نمى شمارد ...» (خانلرى۱۳۶۱،: صص۱۳ ، ۱۴) چنانچه مى بينيم ارسطو در نخستين رساله اى كه در باره شعر نوشته شده است ماهيت شعر را در معنى و مضمون آن مى جويد و وزن را صورت شعر مى داند. در بسيارى از تعاريف ديگرى هم كه از وزن شده است؛ آن را بيشتر با موسيقى مرتبط دانسته اند و نه با كلام. در واقع مى توان گفت وزن براى كلام، صورت است و نه ماهيت. از آنجايى كه شعر با كلمه سر و كار دارد؛ پس وزن نمى تواند ماهيت شعر باشد بلكه آنچه ماهيت شعر است با قاعده افزايى در معناى كلمه نسبت مستقيم دارد. اما آنچه بسيارى از علما و صاحبنظران به عنوان دليلى براى ضرورت همراهى شعر با وزن و آهنگ ذكر مى كنند اصل تخيل برانگيز بودن است. دكتر خانلرى معتقد است اصل شعر بر اين است كه تخيل برانگيز باشد و از آنجايى كه وزن، خود ايجاد تخيل مى كند؛ پس وزن لازمه شعر است و با شعر همراه است. اين نظرى است كه خواجه نصير هم در باره وزن بيان مى كند: «منطقى... وزن را از آن جهت اعتبار كند كه به وجهى اقتضاء تخيل كند...» به نظر مى رسد در اين تعاريف، منظور از تخيل برانگيز بودن اين است كه كلام بر نفس خواننده يا شنونده تأثيرگذار باشد و وزن مى تواند بر شدت اين تأثير بيفزايد و از اين طريق، وزن، تخيل برانگيز است. اما تخيل تا چه اندازه در قاعده افزايى در معناى كلمه تأثير مى گذارد؟
|