گروه حوادث: زن جوانى كه در قتل تازه دامادش مجرم شناخته شده در برابر پنج قاضى دادگاه كيفرى استان تهران، خود را بى گناه دانست.اين زن ۳۸ ساله از ساعت ۱۴ و ۳۰ دقيقه روز ۲۵ خردادماه سال جارى وقتى پيكر بى جان داماد ۲۲ ساله اش به نام «احمد نصيرپور» پشت فرمان خودرواش روبروى پارك لادن در گلشهر كرج پيدا شد، تحت تعقيب قضايى قرار گرفت.مادرزن قربانى ابتدا با ادعاهاى عجيب به قتل دامادش اعتراف كرد و در آخرين بازجويى در دادسراى عمومى و انقلاب كرج با وجود اينكه صحنه جنايت را بازسازى كرده بود و اعترافاتش با چگونگى قتل مرد جوان مطابقت داشت، ادعاى بى گناهى كرد.با وجود انكار اين زن، بازپرس بصيرنيا از شعبه نهم دادسراى كرج با صدور كيفرخواستى وى را عامل جنايت تازه دامادش شناخت و پرونده براى رسيدگى نهايى و تخصصى به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع يافت.
< در دادگاه
صبح ديروز ـ شنبه ۱۴ آذرماه سال جارى ـ رسيدگى به اين پرونده جنايى از سوى قاضى عزيزمحمدى ـ رئيس شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى ـ و چهار قاضى مستشار ـ رحيمى، حسينى كوه كمره اى، سبزه وارى و ميرلواسانى ـ در دستور كار قرار گرفت.
در ابتداى جلسه دادگاه، داديار خاكى نماينده دادستان با حضور در دادگاه و تأكيد بر اينكه كبرى ـ متهمه ـ دست به قتل دامادش زده است خواستار مجازات وى شد. سپس پدر «احمد» با بيان اينكه مادرزن پسرش از روى حسادت به دخترش دست به اين جنايت زده است خواست به تعداد ضربات چاقويى كه به قلب «احمد» اصابت كرده است اين زن را به ۱۹ بار قصاص محكوم كنند.
مادر «احمد» نيز در بيان درخواست مجازات قصاص قاتل پسرش گفت: «شك نداريم اين زن قاتل است، پسرم چون تن به خواسته هاى مادرزنش نداد به قتل رسيد، اين زن مشكلات اخلاقى دارد او حتى دعاى محبت گرفته بود تا پسرم به او علاقه مند شود حتى چندين بار عروسم اعتراف كرد از رفتار مادرش با «احمد» مى ترسد.»
«نيوشا» ـ همسر مقتول و دختر متهم به قتل ـ وقتى از سوى رئيس دادگاه براى تحقيق احضار شد با نپذيرفتن ادعاهاى مادرشوهرش گفت: «مادرم نيازى به «احمد» نداشت، من وشوهرم همديگر را مى پرستيديم تا جايى كه با وجود مخالفت هاى هر دو خانواده خصوصاً مادرم براى ازدواج با يكديگر پافشارى كرديم و بعد از عقد مشكلات بسيارى از هر دو سو براى ما ايجاد شد كه همه را تحمل مى كرديم، من در روزهاى نخست تحقيقات قضايى و پليسى در وضعيت روحى بدى قرار داشتم و برخى از ادعاهايم كه دليلى بر مجرم شدن مادرم شده است بدون دليل عنوان كرده ام ولى مادرم قاتل نيست.»
«كبرى» كه پس از انتقال به زندان با چرخشى كامل اعترافاتش را به خاطر ترس از جان اعضاى خانواده اش عنوان مى كند وقتى در جايگاه متهم قرار گرفت، گفت: «من اتهاماتم را قبول ندارم و دخالت در قتل دامادم را نمى پذيرم. در لحظه وقوع قتل من به تنهايى در خانه بودم و اگر پرينت هاى تلفنى ام در روز حادثه را تهيه كنيد پى مى بريد كه دروغ نمى گويم و يك جاى كار مى لنگد.»
وى ادامه داد: «روز قتل دامادم سه بار به خانه ام زنگ زد چون او هر وقت مشكل داشت با ما تماس مى گرفت، به اين تماس ها پاسخ ندادم تا اينكه به شوهرم زنگ زدم و او را در جريان قرار دادم. به درخواست همسرم وقتى بار چهارم «احمد» به خانه مان زنگ زد با او تلفنى حرف زدم. اوگفت پشت در خانه است وحدود ۱۱ و ۲۸ دقيقه بود كه به خانه ام آمد.
من تنها بودم دو دختر ديگرم خانه يكى از آشنايان بودند، دامادم خيلى مؤدبانه روى مبل نشست وبرخلاف اعترافاتم نزد پليس هيچ اتفاقى بين ما نيفتاد. او از درگيرى با پدرش گفت و از من ۲۰۰ هزار تومان پول خواست. چون نداشتم نتوانستم به او پول بدهم، وقتى خواست برود من نيز براى خريد سيگار همراهش بيرون رفتم. با هم به مغازه اى كه مى گفت دوستانش آنجا هستند رفتيم. بعد از ۱۵ دقيقه من در خانه ام بودم و دامادم با پياده كردن من در نزديكى خانه، رفت، در خانه كه بودم هم به جاهاى مختلفى زنگ زدم و هم از بيرون با من تماس گرفتند. بعد با گرفتن روزنامه از همسايه ها شروع به بستن اسباب هاى خانه كردم، حتى دقايقى در راه پله ها با يكى از زنان همسايه حرف زدم.»
|
|
|
وى در خصوص اينكه چگونه قتل دامادش را نزد بازپرس و افسران آگاهى مطابق با واقعيت جنايت بازسازى كرده، گفت: «روز بعد از قتل به اصرار دخترم كه مى خواست محل قتل شوهرش را ببيند و به همراه شوهرم با جست وجوى زيادى پارك لادن را پيدا كرديم. ساكنان كوچه نسترن اطلاعاتى در خصوص محل توقف پيكان و نحوه قتل گفتند و اگر در بازسازى صحنه جنايت من توانستم جزئيات را بيان كنم به خاطر اطلاعاتى بود كه در مراسم عزادارى از زبان بستگان قربانى شنيده بودم و در صحنه قتل از برخى رفتارهاى مأموران به بعضى از مسائل پى مى بردم.»
اين زن در پايان گفت: «من «احمد» را مثل بچه هايم دوست داشتم و چون در برخى از برخوردهايم پى برده بودم پدر دامادم هر كارى مى تواند انجام دهد از ترس جان بچه هايم و همسرم قتل را به گردن گرفتم و اگر مكالمات تلفنى ام در ساعات وقوع قتل را بررسى كنيد پى مى بريد كه بى گناهم! يك زن به تنهايى نمى تواند يك ورزشكار را به قتل برساند.»
وكيل مدافع زن جوان نيز با تأييد ادعاهاى موكله اش گفت: «هنوز موكله من بازداشت نشده بود كه خانواده مقتول از رابطه پسرشان با چندين دختر و زنى جوان كه از بستگان نزديك قربانى است پرده برداشته اند، خصوصاً زنى كه معتاد است وشوهرش به خاطر اتهامى در زندان به سر مى برد، جالب اينكه خانه اين زن در نزديكى محل وقوع جنايت است، او فقط در يك جلسه ختم شركت داشته است و از همه مهمتر ادعاى دوست مقتول مبنى بر اينكه روز قتل«احمد» از او كليد خانه اش را مى خواهد تا با رفتن به ملاقات اين زن او را به خانه وى ببرد.
پس «احمد» با زنى در ميان بستگانش قرار ملاقات داشته است اما از اين زن تحقيقى صورت نگرفته است، شاهدان مشخصات زن ديده شده در محل جنايت را طورى عنوان كرده اند كه هيچ مطابقتى با موكله من ندارد و ساعت حضور آنان در محل جنايت نيز طورى است كه نشان مى دهد موكله ام در يك زمان نمى توانست در دو مكان حضور داشته باشد.»وى در پايان با تأكيد بر اينكه ابهامات در پرونده بسيار است، گفت: «تار موى مكشوفه از ناخن هاى مقتول وقتى از سوى تشخيص هويت بررسى شده است و با موهاى موكله ام مطابقت داده شده است صراحتاً اظهار نظر كرده اند تار موى زنانه متعلق به اين زن نيست، به نظرمى رسد تحقيقات بيشترى نياز است.»
بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، «كبرى» در تحقيقات كارآگاهان كرج ادعا كرده بود دامادش را به خاطر اختلافات شديد وقتى سوار برخودروى پيكان بود با وارد آوردن ضربات چاقو به قلبش از پاى درآورده است.