يكشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۳ - ۲۲ شوال ۱۴۲۵
Sun, Dec 5, 2004
حوادث
سال دهم - شماره ۲۹۹۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
نقشه عجيب زن
براى مچ گيرى از شوهرش
گروه حوادث: دستگيرى يك جوان رازنقشه عجيب يك زن را براى شوهرش فاش كرد.
اين پسر ۲۵ ساله كه مهندس كامپيوتر است مدتى قبل پس از درگيرى خونين با مدير يك شركت به طور اسرارآميزى موفق به فرار شد. ساكنان مجتمع مسكونى با شنيدن فريادهاى همسايه خود به سرعت خود را به آپارتمان او رساندند ولى در كمال تعجب مدير شركت تجارى را در حالى كه خون آلود وسط اتاق افتاده بود يافتند.اين مرد پس از انتقال به بيمارستان و مداوا بار ديگر تحت تحقيق پليس آگاهى تهران قرار گرفت و گفت: وقتى ساعت ۴ بامداد به خانه ام برگشتم، ناگهان مرد جوان نقابدارى را ديدم. خواستم مانع از فرار اوشوم، با هم درگير شديم. من با چوب به سر او ضربه اى وارد كردم او هم با چاقو چند ضربه به سرم زد. در ورودى آپارتمان بسته بود، نمى دانم او چگونه موفق به فرار شده است.در جريان بررسى هاى پليسى مشخص شد كه جوان مهاجم هنگام فرار خودروى گرانقيمت صاحبخانه را با خود برده است.مأموران با توجه به اينكه پى برده بودند اين مرد از مدتى قبل با همسرش اختلاف پيدا كرده است، زن او را بازداشت كرده و تحت بازجويى قرار دادند
192429.jpg
اين زن على رغم انكار در مراحل نخست تحقيقات پليس وقتى با مدارك مستند پليس روبرو شد، رازنقشه عجيب خود براى پى بردن به روابط پنهانى شوهرش با كارمندان خود را فاش كرد.وى گفت: ازمدتى قبل به رفتارها وحركات شوهرم در برخورد با يكى از كارمندانش مظنون شده بودم. شنيده بودم كه او قرار است با آن زن ازدواج كند ولى هر بار در اين باره با شوهرم صحبت مى كردم او منكر ماجرا مى شد تا اينكه تصميم گرفتم با طراحى نقشه اى راز كارهاى پنهانى او را فاش كنم.با مرد جوانى كه در گذشته خواستگارم بود تماس گرفتم و از او خواستم به صورت مخفيانه به آپارتمان ما رفته و در جايى پنهان شود تا هنگامى كه شوهرم با آن زن وارد آپارتمان شد از آنها فيلم بگيرد. با توجه به اين اظهارات ونشانى هايى كه او از مشخصات مهاجم نقابدار در اختيارمأموران اداره يكم آگاهى قرار داده بود، آنان رديابى او را آغاز كردند در حالى كه اقدامات كارآگاهان براى به دست آوردن ردى از مخفيگاه اين متهم ادامه داشت سرانجام او در مغازه اى حوالى مولوى بازداشت شد.وى درباره چگونگى فرارش از آپارتمان مدير شركت گفت: وقتى با داد و فريادهاى او همسايه ها آمدند، داخل كمد پنهان شدم. وقتى صاحبخانه را به بيمارستان بردند وكسى در آپارتمان نبود، سوييچ خودروى او را برداشته و براى گمراه كردن پليس اقدام به سرقت خودرو كردم.بدين ترتيب به دستور بازپرس شاه محمدى، از شعبه سوم دادسراى جنايى تهران متهم جهت انجام تحقيقات تكميلى در اختيار پليس قرار گرفت.
دستگيرى يك معلم به اتهام آموزش مصرف مواد مخدر
گروه بين الملل :معلم ماساچوستى كه در يك دبيرستان مشغول به تدريس بود به اتهام آموزش طريقه استفاده از مواد مخدر به دانش آموزان دستگير شد.«روزمارى پومو» ۳۵ ساله به دانش آموزان هروئين داد وبه كمك يكى از دختران كه ۱۸ سال داشت، نحوه استفاده از آن را نيز به آنها آموزش داد.وى پس از دستگيرى اتهام را نپذيرفت و گفت: من فقط براى چند نفر از بچه ها كه معتاد بودند، هروئين تهيه مى كردم. اما با بررسى شواهد مشخص شد كه روزمارى علاوه بر اينكه خود معتاد بوده هر روز با گول زدن تعدادى از دانش آموزان آنها را نيز آلوده مى كرد و سپس آنها را به باندهاى قاچاق مواد مخدر معرفى و ازآنها براى توزيع مواد مخدر استفاده مى كرده است.وى حتى به آنها در تزريق موادمخدر نيز كمك مى كرده قابل ذكراست كه تمامى قربانيان وى دختران زير ۱۸ سال بوده اند.احتمال مى رود اين معلم به ۸ سال يا بيشتر زندان محكوم شود. دادگاه وى هفته آينده تشكيل خواهدشد.
سرعت مرگ خودرو زانتيا
192438.jpg
گروه حوادث: خودرو زانتيا با سرعت ۲۰۱ كيلومتر در ساعت در محور تهران ـ قم در حركت است.اين سرعت مرگ در ساعت ۱۱ و ۴۵ دقيقه ۱۰ آبان ماه سال ۸۳ توسط دوربينهاى كنترل نامحسوس ثبت شده است. اين خودرو توسط پليس راهنمايى و رانندگى متوقف شد.
محاكمه مادر زن
به اتهام قتل داماد
گروه حوادث: زن جوانى كه در قتل تازه دامادش مجرم شناخته شده در برابر پنج قاضى دادگاه كيفرى استان تهران، خود را بى گناه دانست.اين زن ۳۸ ساله از ساعت ۱۴ و ۳۰ دقيقه روز ۲۵ خردادماه سال جارى وقتى پيكر بى جان داماد ۲۲ ساله اش به نام «احمد نصيرپور» پشت فرمان خودرواش روبروى پارك لادن در گلشهر كرج پيدا شد، تحت تعقيب قضايى قرار گرفت.مادرزن قربانى ابتدا با ادعاهاى عجيب به قتل دامادش اعتراف كرد و در آخرين بازجويى در دادسراى عمومى و انقلاب كرج با وجود اينكه صحنه جنايت را بازسازى كرده بود و اعترافاتش با چگونگى قتل مرد جوان مطابقت داشت، ادعاى بى گناهى كرد.با وجود انكار اين زن، بازپرس بصيرنيا از شعبه نهم دادسراى كرج با صدور كيفرخواستى وى را عامل جنايت تازه دامادش شناخت و پرونده براى رسيدگى نهايى و تخصصى به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع يافت.
< در دادگاه
صبح ديروز ـ شنبه ۱۴ آذرماه سال جارى ـ رسيدگى به اين پرونده جنايى از سوى قاضى عزيزمحمدى ـ رئيس شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى ـ و چهار قاضى مستشار ـ رحيمى، حسينى كوه كمره اى، سبزه وارى و ميرلواسانى ـ در دستور كار قرار گرفت.
در ابتداى جلسه دادگاه، داديار خاكى نماينده دادستان با حضور در دادگاه و تأكيد بر اينكه كبرى ـ متهمه ـ دست به قتل دامادش زده است خواستار مجازات وى شد. سپس پدر «احمد» با بيان اينكه مادرزن پسرش از روى حسادت به دخترش دست به اين جنايت زده است خواست به تعداد ضربات چاقويى كه به قلب «احمد» اصابت كرده است اين زن را به ۱۹ بار قصاص محكوم كنند.
مادر «احمد» نيز در بيان درخواست مجازات قصاص قاتل پسرش گفت: «شك نداريم اين زن قاتل است، پسرم چون تن به خواسته هاى مادرزنش نداد به قتل رسيد، اين زن مشكلات اخلاقى دارد او حتى دعاى محبت گرفته بود تا پسرم به او علاقه مند شود حتى چندين بار عروسم اعتراف كرد از رفتار مادرش با «احمد» مى ترسد.»
«نيوشا» ـ همسر مقتول و دختر متهم به قتل ـ وقتى از سوى رئيس دادگاه براى تحقيق احضار شد با نپذيرفتن ادعاهاى مادرشوهرش گفت: «مادرم نيازى به «احمد» نداشت، من وشوهرم همديگر را مى پرستيديم تا جايى كه با وجود مخالفت هاى هر دو خانواده خصوصاً مادرم براى ازدواج با يكديگر پافشارى كرديم و بعد از عقد مشكلات بسيارى از هر دو سو براى ما ايجاد شد كه همه را تحمل مى كرديم، من در روزهاى نخست تحقيقات قضايى و پليسى در وضعيت روحى بدى قرار داشتم و برخى از ادعاهايم كه دليلى بر مجرم شدن مادرم شده است بدون دليل عنوان كرده ام ولى مادرم قاتل نيست.»
«كبرى» كه پس از انتقال به زندان با چرخشى كامل اعترافاتش را به خاطر ترس از جان اعضاى خانواده اش عنوان مى كند وقتى در جايگاه متهم قرار گرفت، گفت: «من اتهاماتم را قبول ندارم و دخالت در قتل دامادم را نمى پذيرم. در لحظه وقوع قتل من به تنهايى در خانه بودم و اگر پرينت هاى تلفنى ام در روز حادثه را تهيه كنيد پى مى بريد كه دروغ نمى گويم و يك جاى كار مى لنگد.»
وى ادامه داد: «روز قتل دامادم سه بار به خانه ام زنگ زد چون او هر وقت مشكل داشت با ما تماس مى گرفت، به اين تماس ها پاسخ ندادم تا اينكه به شوهرم زنگ زدم و او را در جريان قرار دادم. به درخواست همسرم وقتى بار چهارم «احمد» به خانه مان زنگ زد با او تلفنى حرف زدم. اوگفت پشت در خانه است وحدود ۱۱ و ۲۸ دقيقه بود كه به خانه ام آمد.
من تنها بودم دو دختر ديگرم خانه يكى از آشنايان بودند، دامادم خيلى مؤدبانه روى مبل نشست وبرخلاف اعترافاتم نزد پليس هيچ اتفاقى بين ما نيفتاد. او از درگيرى با پدرش گفت و از من ۲۰۰ هزار تومان پول خواست. چون نداشتم نتوانستم به او پول بدهم، وقتى خواست برود من نيز براى خريد سيگار همراهش بيرون رفتم. با هم به مغازه اى كه مى گفت دوستانش آنجا هستند رفتيم. بعد از ۱۵ دقيقه من در خانه ام بودم و دامادم با پياده كردن من در نزديكى خانه، رفت، در خانه كه بودم هم به جاهاى مختلفى زنگ زدم و هم از بيرون با من تماس گرفتند. بعد با گرفتن روزنامه از همسايه ها شروع به بستن اسباب هاى خانه كردم، حتى دقايقى در راه پله ها با يكى از زنان همسايه حرف زدم.»
192414.jpg
وى در خصوص اينكه چگونه قتل دامادش را نزد بازپرس و افسران آگاهى مطابق با واقعيت جنايت بازسازى كرده، گفت: «روز بعد از قتل به اصرار دخترم كه مى خواست محل قتل شوهرش را ببيند و به همراه شوهرم با جست وجوى زيادى پارك لادن را پيدا كرديم. ساكنان كوچه نسترن اطلاعاتى در خصوص محل توقف پيكان و نحوه قتل گفتند و اگر در بازسازى صحنه جنايت من توانستم جزئيات را بيان كنم به خاطر اطلاعاتى بود كه در مراسم عزادارى از زبان بستگان قربانى شنيده بودم و در صحنه قتل از برخى رفتارهاى مأموران به بعضى از مسائل پى مى بردم.»
اين زن در پايان گفت: «من «احمد» را مثل بچه هايم دوست داشتم و چون در برخى از برخوردهايم پى برده بودم پدر دامادم هر كارى مى تواند انجام دهد از ترس جان بچه هايم و همسرم قتل را به گردن گرفتم و اگر مكالمات تلفنى ام در ساعات وقوع قتل را بررسى كنيد پى مى بريد كه بى گناهم! يك زن به تنهايى نمى تواند يك ورزشكار را به قتل برساند.»
وكيل مدافع زن جوان نيز با تأييد ادعاهاى موكله اش گفت: «هنوز موكله من بازداشت نشده بود كه خانواده مقتول از رابطه پسرشان با چندين دختر و زنى جوان كه از بستگان نزديك قربانى است پرده برداشته اند، خصوصاً زنى كه معتاد است وشوهرش به خاطر اتهامى در زندان به سر مى برد، جالب اينكه خانه اين زن در نزديكى محل وقوع جنايت است، او فقط در يك جلسه ختم شركت داشته است و از همه مهمتر ادعاى دوست مقتول مبنى بر اينكه روز قتل«احمد» از او كليد خانه اش را مى خواهد تا با رفتن به ملاقات اين زن او را به خانه وى ببرد.
پس «احمد» با زنى در ميان بستگانش قرار ملاقات داشته است اما از اين زن تحقيقى صورت نگرفته است، شاهدان مشخصات زن ديده شده در محل جنايت را طورى عنوان كرده اند كه هيچ مطابقتى با موكله من ندارد و ساعت حضور آنان در محل جنايت نيز طورى است كه نشان مى دهد موكله ام در يك زمان نمى توانست در دو مكان حضور داشته باشد.»وى در پايان با تأكيد بر اينكه ابهامات در پرونده بسيار است، گفت: «تار موى مكشوفه از ناخن هاى مقتول وقتى از سوى تشخيص هويت بررسى شده است و با موهاى موكله ام مطابقت داده شده است صراحتاً اظهار نظر كرده اند تار موى زنانه متعلق به اين زن نيست، به نظرمى رسد تحقيقات بيشترى نياز است.»
بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، «كبرى» در تحقيقات كارآگاهان كرج ادعا كرده بود دامادش را به خاطر اختلافات شديد وقتى سوار برخودروى پيكان بود با وارد آوردن ضربات چاقو به قلبش از پاى درآورده است.
حادثه ها
تعدى به منشى جوان در يك شركت بزرگ تجارى
مديرعامل ۵۰ ساله يك شركت بزرگ تجارى در تهران، با تعدى به منشى ۲۳ ساله خود وى را مورد آزار جنسى قرار داد.به گزارش ايسنا متهم، در روز حادثه با نقشه قبلى به سراغ منشى شركت رفته و به بهانه آماده سازى آمارها براى برگزارى جلسه، از وى درخواست اضافه كار مى كند و زمانى كه با مخالفت منشى با اين خواسته مواجه مى شود، پيشنهاد پاداش و اضافه حقوق را مطرح كرده و بدين ترتيب زمينه را براى اجراى نقشه شوم خود آماده مى سازد.وى سپس با خلوت كردن شركت از حضور مستخدم و سايرين و قفل كردن در خروجى، شروع به صحبت با منشى كرده و از وى درخواست همراهى براى اجراى مقاصد شوم خود مى كند؛ اما زمانى كه با مخالفت و مقاومت منشى جوان روبرو مى شود، شروع به كتك زدن و آزار جسمى وى كرده و او را مورد تعدى قرار مى دهد.پزشك معالج فرد حادثه ديده، از آسيب هاى شديد روانى وى در جريان اين حادثه خبر مى دهد.سردار نجفى، مديركل اماكن عمومى ناجا نسبت به فعاليت باندهاى سازمان يافته اغفال دختران در قالب برخى شركتهاى ثبت شده فاقد پرونده هشدار داد و گفت: هيچ ساز و كار تشكيلاتى براى نظارت بر فعاليت اين شركتها وجود ندارد.
حمله پسر جوان به آرايشگاه زنانه ـ گروه حوادث:
پسر جوانى پس از حمله به يك آرايشگاه زنانه، هنگامى كه قصد ترك كردن آنجا را داشت، دستگير شد.اين حادثه صبح روز پنجشنبه ۱۲ آذرماه سال جارى درحوالى ميدان بروجردى تهران رخ داد.بنا به اين گزارش، پسر جوانى درحالى كه كاردى دردست داشت ساعت ۱۰ صبح پنجشنبه وارد يك آرايشگاه زنانه شده وبا تهديد كاركنان آنجا اقدام به سرقت طلا وجواهرات آنان كرد. وى هنگامى كه پس از سرقت قصد آزار رساندن به يكى از كاركنان آرايشگاه زنانه را داشت با داد وفرياد او روبرو شده وپا به فرارگذاشت.ساكنان منطقه كه با شنيدن داد وفريادهاى كاركنان آرايشگاه به خيابان دويده بودند با ديدن جوان درحال فرار، او را بازداشت وتحويل مأموران كلانترى ۱۱۰ شهدا دادند.
دست پزشك قلابى هنگام خواستگارى رو شد
يك پزشك قلابى هنگام خواستگارى از دخترى در لاهيجان با روشدن ماهيتش متوارى و سپس دستگير شد.اين شخص به نام «على اكبر» در مراسم خواستگارى خود را فوق تخصص ارتوپد فارغ التحصيل از آلمان معرفى كرده بود.درمراسم خواستگارى پدر دختر از وى چند سؤال پزشكى پرسيد كه داماد كم سواد به دليل درماندن در پاسخ، با همراهان خود پا به فرار گذاشت.اين گزارش حاكى است، پس ازشكايت پدر دختر مأموران نيروى انتظامى لاهيجان موفق به شناسايى و دستگيرى اين پزشك قلابى اردبيلى شدند.اطلاع رسانى فرماندهى انتظامى گيلان، در اين گزارش نسبت به سوء استفاده شيادان از عناوين تقلبى هنگام خواستگارى و معامله به مردم هشدار داده است.
مرد معتاد نوزاد ۴ ماهه اش را خفه كرد
مرد معتادى درشهرستان بانه واقع دراستان كردستان، نوزاد چهار ماهه اش را خفه كرد.پدر كه از گريه هاى طولانى مدت نيمه شب (آژوان) به تنگ آمده بود جايى را براى خواب نيافت . پدر كه خيلى عصبانى شده بود ديگر تحمل نداشت ناگهان پاهايش را روى گلوى كودك خردسالش گذاشت تا اينكه صداى او را براى هميشه خاموش كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |