يكشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۳ - ۲۲ شوال ۱۴۲۵
Sun, Dec 5, 2004
ويژه ۱
سال دهم - شماره ۲۹۹۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
چى مى خونى؟ كجا؟
• ويژه نامه « ايران جوان » اين هفته
را در صفحات ويژه بخوانيد.
192357.jpg
سهند سهيلى
با فرا رسيدن روز دانشجو از چندين دانشجو در مورد مشكلاتشان پرسيديم و آنقدر جامع جواب گرفتيم كه بهتر است خودتان بخوانيد و قضاوت كنيد.
با رسيدن اواخر پاييز حال و هواى دانشگاه هم متفاوت مى شود، درست است كه امتحانات ميان ترم بچه ها را خيلى به خود مشغول مى كند ولى هيچ چيز نمى تواند جلوى شور و هيجان آمدن روز دانشجو را در دانشگاه ها كم كند.
هر بار با نزديك شدن روز دانشجو به بحث دانشجو بودن و مشكلات و مزيت هاى آن پرداخته شده ولى همچنان بعد از سپرى شدن روز ۱۶ آذر دانشجو ومسائل تا سال ديگر به دست فراموشى سپرده شده اند.
دانشجويى كه در همه مراحل تحولات چند دهه اخير اگر حرف اول را نزده باشد لااقل بى انصافى است اگر قبول نكنيم كه همراه هميشگى و قدرتمندى براى جامعه به حساب مى آمد.
از دانشجويان زيادى در مورد مسائل و مشكلات موجود در دانشگاه ها پرس و جو كرديم هر كدام با توجه به شرايط خود به سؤال ما پاسخ دادند و فكر مى كنم جواب آنها در كنار هم گوياى مسائل بسيارى است كه لازم نيست حتماً آنها را به طور خاصى تنظيم كرد و مطمئناً اين چنين بهتر و ملموس تر خواهد بود.
حسين، دانشجوى رشته تئاتر دانشگاه سوره: به نظرم مشكل اصلى دانشجوهايى مثل من در اين روزها بيشتر از همه پول است. خود را رتبه ۱۷ كنكور اين دانشگاه معرفى مى كند ومى گويد: اين پول امان آدمو مى بره باور نمى كنى شب تا صبح درس مى خونم و صبح تا ظهر سر كلاس و عصر هم مسافركشى.
آزاده، دانشجوى رشته ميكروبيولوژى دانشگاه تهران: فكر كنم دانشجوها اين روزها كمتر به مسائل سياسى و اجتماعى جامعه مى پردازند و اين خيلى بده، چون دانشجوى مملكته كه مى تونه اقتصاد، سياست و ... را درست تحليل كنه. او از شيراز به تهران آمده و از وضعيت ناراحت خوابگاه ها مى گويد: «خوابگاه هاى ما قديمى است و فضاى مناسب براى درس خواندن نيست. البته در كل مشكل زيادى ندارد.»
عارفه، دانشجوى ادبيات دانشگاه شهيد بهشتى است:من دانشگاهم رو دوست دارم درسته دانشگاه ها بى مشكل نيست و آمدن به دانشگاه تو زمستون عذابه ولى با اين همه دانشگاه خوبه.
حسن از دانشجوهاى الكترونيك همان دانشگاه است و بچه جنوب: همه مى گفتند برو دانشگاه، ديگه نبايد درس بخونى و مى تونى حال كنى، ولى الان كه از سال كنكور هم بيشتر درس مى خونم و با اين همه درس ديگه فرصت پرداختن به مسائل ديگه رو ندارم.
آسيه مادر سه دانشجو كه دو تاى آنها دانشگاه آزادى هستند: من نبايد از دانشگاه آنها راضى باشم، مهم اين است كه خودشان دانشگاهشان را دوست داشته باشند ولى با اين شهريه هاى كمرشكن آدم از زندگى مى افتد. البته دخترم كه دانشجوى اقتصاد دانشگاه آزاد است از محيط دانشگاهش مى نالد و از كمبودهاى زيادى گله مند است.
پيمان، دانشجوى پزشكى دانشگاه ايران است و بچه تهران: آمدم دانشگاه كه بمباران اطلاعاتى شوم و كلى چيز از اساتيد ياد بگيرم، ولى بعضى استادها آدم را نا اميد مى كنند، درست است كه مدارج بالايى را طى كرده اند، ولى هر كسى كه مدرك داشت كه قابليت تعليم دادن ندارد. وضعيت كتابها و رفرنسها هم كه افتضاح تر از بقيه. كتابهايى كه به زحمت پيدا مى شود، آنقدر گران هستند كه كمتر كسى مى تواند آنها را بخرد، كتابخانه ها هم كه قربانشان بروم، اصلاً اين كتابها را فراموش كرده اند.
اردلان، دانشجوى صنايع غذايى شهرضا است: وضعيت دور بودن از خانه و رفت و آمد در اين جاده هاى پرخطر قدرت درس خواندن را ازم گرفته. غذاى سلف را هر بار كه مى خورم، احساس مريضى مى كنم. البته ناگفته نمونه كه روى هم رفته دانشگاه خوب و بزرگى داريم و خيلى سعى مى كنم دوستش داشته باشم.
امير، دانشجوى چرم تنكابن است و از بچه هاى تهران: دانشگاه ما خوبه، بد نيست، ولى راه دوره، مردم تنكابن آدمهاى مهمان نوازى اند.
سارا، پرستارى اصفهان مى خواند: دوست داشتم پزشكى بخوانم، حقم رو خوردند، براى همين علاقه اى به دانشگاه و محيطش ندارم. خوابگاه هم پر از بچه هاى مختلف با نظرات مختلفه و آدم خيلى بايد صبور باشه تا بتونه تو خوابگاه زندگى كنه. مى خوام انصراف بدم.
غزاله، دانشجوى رشته دندانپزشكى بابل است و از بچه هاى مشهد: دورى از خانواده، اونم براى ۷ سال خيلى سخته، ولى چاره اى نيست. بچه هاى دانشگاه كمتر از سياست حرف مى زنند و همين باعث شده كه هميشه رشته هاى پزشكى را به سهل انگارى در امور سياسى متهم  كنند.
دكتر ساعى استاد دانشگاه است: ببيند، من فكر مى كنم مشكلات دانشجو و دانشگاه خيلى زياد است و مطمئنم كه خيلى از ما و مسؤولين كم كارى كرده ايم و به اين امور نرسيده ايم، ولى هيچ كدام از اين حرفها دليل بر بى توجهى و بى علاقگى خود دانشجويان به مسائل و مشكلاتشان نمى شود. زمانى كه ما دانشجو بوديم، خيلى بيشتر از بچه هاى اين نسل زحمت مى كشيديم و فكر مى كنم دوران ما واقعاً هر كسى مى خواست درس بخواند، وارد دانشگاه مى شد و مثل امروز دانشگاه رفتن مد نبود. حالا كه مد شده، ديگر دانشجوها بيشتر براى هدفهاى ديگرى به جز درس خواندن به دانشگاه مى آيند. دانشجو جماعت بايد بتواند خود مشكل خود را حل كرده و با اقتدار در مقابل آدمها بايستد. البته در اينكه بايد ما آنها را حمايت كنيم، هيچ شكى نيست، ولى اول بايد خودشان بخواهند كه مشكلاتشان حل شود.
سوسن، دانشجوى گرافيك دانشگاه هنر دانشگاه آزاد است: هيچ دانشگاهى را مثل دانشگاه اميركبير نديدم. بچه هاى اين دانشگاه به حالت بسيار خوب و خاصى با هم وحدت دارند و متحدند. فكر مى كنم اگر اين اتفاق در دانشگاههاى ديگر بيفتد، خيلى از مسائل امروز ما حل خواهد شد.
باز هم غروب ۱۶ آذر مى رسد و تا سال آينده و ۱۶ آذر آينده پرونده مشكلات دانشجو و دانشگاه بسته خواهد شد، ولى رسالت ما عنوان كردن مسأله بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |