|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
حرف دل
بابا! كشتى ما رو اينقدر مطلب احساسى چاپ كردى، مگه حرف دل همه اين آدمها كه دارن راست، راست توى اين مملكت راه مى رن بايد عشق باشه، نمى شه كسى از دست يه جايى شاكى باشه و بخواد اعتراض كنه. من از دست دانشگاه ام معترضم، ببين اين انصافه؟ ماداريم ترمى نزديك ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان پول مى ديم. بگذاريد از اول شروع كنم يعنى از همان روز انتخاب واحد كه اينقدر شلوغ و وحشتناكه كه از صبح ساعت ۶ تا ۶ بعد از ظهر ۷ بار انتخاب واحد مى كنيم تا بالاخره شانسى به ما رو كرده و كلاسهاى واحد هايى را كه برداشتيم تا به كامپيوتر برسد پرنشده و بتوانيم از اين خوان عبور كنيم. بعد مرحله پول دادن است كه اگر تا ۴۸ ساعت بعد از انتخاب واحد پول را به حساب دانشگاه واريز نكنيم به نوشته زير پيرينت موقت انتخاب واحدمان لغو مى شه. با شروع شدن ترم مشكلات يكى پشت ديگرى آغاز مى شه. كلاسهاى كوچك و نيمكت هايى كه براى دبستان سفارشى داده شده و در دانشگاه استفاده مى شه، راهرو هاى آنقدر شلوغ و پرازدحام كه به سختى صداى استاد را مى شنوى، حياطى كه از حياط مهدكودك ها هم كوچك تره و با اين همه هميشه پر از آشغالهاى ساختمانى است كه در عمل نمى شه از همان حياط كوچك هم استفاده كرد. سلفى كه هرگز يكبار هم از شلوغى موفق به نشستن در آن نشديم و غذاهايى كه طعم گرسنگى را به آنها ترجيح مى ديم. فتوكپى دانشگاه كه اگر از بيرون گرانتر حساب نكند، هرگز فكرش به سمت ارزانتر گرفتن نمى رود. و در آخر ساختمانى كه هر لحظه انتظار ريختنش مى رود و ... باز هم بگويم؟ اينها براى اعتراض از يك دانشگاه غير دولتى در محدوده پيچ شميران كافى نيست؟ شايد بهتر باشد كه بگوييم اينها مشتى بود از خروار. لطفاً كسى هم به داد اين حرف دل ما برسد. على از تهران «چقدر بيچاره است انسان...» با تو مى خندد، با تو مى گريد، در راستاى تو مى نهد گام، به لحاظ شهوتبار تمنيات خويش! زبانش با توست، دلش در گرو ريا! صالحان حكم كيميا را دارند بى شك! آشناترين آشنايت، آن كه بعد از مرگ، نزديكترين هست به تو، در چكاد خشم، غرور و تنفر مضحك خويش، بى شرمانه، آگاهانه، مى ورزد ابرام بر بى ريشه خبط خود ناگاه! تا كه اثبات كند، پست، محض حماقتش را، تا كه مهر تأييدى زند، بر تماميت هويتى كه ندارد! و بدين سان، گذشت و مهر مى شوند تنها، مى گردند دل تنگ، همچون رها شده كودكانى در ، دل، يخ زده جنگل عدم اطمينان ...! محمدرضا شريفى صادقى مهتابى كه نورش را به اتاقم مى پاچيد ديشب در آب بركه اى از هم پاچيد حدس مى زنم، امشب تصويرم در آينه از هم بپاچد احسان عزتى از قم
|
|
|
|
|
من در تركم!
|
|
|
مسأله استعمال دخانيات ساليان سال است كه بحث داغ محافل علمى و غيرعلمى است. كافى است در جايى عده اى دور هم جمع شوند و يكى از حاضرين جمع اهل سيگار باشد تا سيل اظهار نظرها و تأسف ها از اين كار او سرازير شود و همگى متفق القول گوشزد كنند كه كشيدن سيگار به هزار و چند دليل علمى و غيرعلمى براى سلامت شما مضر است. اين حرف ها و نقل ها ديگر براى همه آشنا هستند. اما گذشته از اينكه اين حرف ها تا چه اندازه مى تواند بر افراد سيگارى مؤثر باشد، گاهى اوقات خود اين افراد به اين نتيجه مى رسند كه سيگار براى سلامتى شان مضر است و تصميم به ترك آن مى گيرند و همه مى دانند كه ترك سيگار كار آسانى نيست و نياز به يك تصميم جدى و يك اراده راسخ دارد. به هر حال با توجه به تعداد بسيار زياد افراد سيگارى در سراسر جهان، تعداد كسانى كه تصميم به ترك آن مى گيرند نيز زياد است و بنابراين اگر شما تصميم به ترك سيگار گرفته ايد كاملاً مطمئن باشيد كه در اين دنياى بزرگ تنها نيستيد. اگر باور نمى كنيد مى توانيد سرى به سايت http://www.i-quit-smoking.com بزنيد. در اين سايت شما مى توانيد اطلاعات خوبى درباره ترك سيگار به دست بياوريد. علاوه بر آن شما مى توانيد عضو خبرنامه الكترونيكى اين سايت شويد كه هر چند مدت يكبار مقالات جديد علمى در زمينه كشيدن سيگار و ترك آن را به همراه سرگذشت واقعى كسانى كه سيگار مى كشيده اند و تصميم به ترك آن گرفته اند پيدا كنيد. همچنين در اين خبرنامه ها راه و روش هاى ترك سيگار و نكات مفيد قابل استفاده در اين زمينه را نيز بيابيد. اما يكى از جالب ترين ويژگى هاى اين سايت اين است كه يك آدرس ايميل مجانى و دائمى به شما مى دهد كه ساختارى به شكل yourname@i-quit-smoking.com دارد. بدين ترتيب اگر شما در حال ترك سيگار هستيد و يا اين كار را قبلاً انجام داده ايد و فكر مى كنيد ديگران نيز بايد اين كار را انجام دهند، كافى است يك آدرس ايميل از اين سايت دريافت كنيد. بدين ترتيب همه كسانى كه آدرس ايميل شما را مى بينند متوجه هدف شما و نظر تبليغى شما براى ترك سيگار مى شوند و بدين ترتيب يك كار فرهنگى مفيد نيز انجام داده ايد!!!
|
|
|
|
|
مارك ها حذف مى شوند!
|
|
|
علائم تجارى نظير نايك، كوكاكولا يا نوكيا از بحث برانگيزترين مسائل دنياى مدرن بوده اند. اين علائم كه در اصطلاح، brand ناميده مى شوند تعريف جديدى از خريدوفروش به انسانهاى امروز ارائه كرده اند و در لايه هاى عميق تر فرهنگ ها را تحت تأثير خود درآورده اند. كودكان امروز از ۴ سالگى با اين اسم ها آشنا مى شوند و از هفت سالگى پدرها و مادرهايشان را مجبور مى كنند براى آنها لباسهاى «مارك دار» بخرند. اين عادت در ميان جوانان البته جلوه عجيب ترى به خود مى گيرد، آن قدر كه در بسيارى از گروههاى اجتماعى، مارك لباس آدم ها هويت آدم ها را تعريف مى كنند و شخصيت انسانها براساس اين مارك هاى چاپى سنجيده مى شود. گفتن اين حرفها البته چندان جديد نيست. چيزى كه من در اينجا مى خواهم درباره اش بنويسم مقاله اى است از جامعه شناس آمريكايى، جيمز سوروكى كه در آن از پايان علائم تجارى حرف زده و گفته مارك ها آن قدرها هم كه ما فكر مى كنيم، براى مردم مهم نيستند و بزودى كمپانى هاى بزرگ مجبور خواهند شد براى فروش كالاهايشان به ترفندهايى غير از اين مارك ها متوسل شوند. پيش از پرداختن به اين موضوع، بگذاريد كمى درباره چيستى علائم تجارى (brands) حرف بزنيم. علائم تجارى و مارك ها اولين بار براى اين به وجود آمدند كه مصرف كنندگان هنگام خريد، خيال شان راحت باشد و به كيفيت كالاهايى كه مى خرند اطمينان داشته باشند. مثلاً اگر شما يك قوطى با علامت كوكاكولابخريد مى توانيد مطمئن باشيد كه يكى از بهترين نوشابه هاى جهان را مى نوشيد و خطر مسموم شدن تان بسيار كم است. حال اگر كمپانى ديگرى، نوشابه اى توليد كند و روى شيشه ها علامت كوكاكولا را چاپ كند، مصرف كنندگان و خود شركت كوكاكولا حق دارند از آن شكايت كنند. در چنين مواردى اگر شركت متخلف به دام بيفتد بايد جريمه سنگينى بپردازد اما شركت ها براى رقابت با همديگر معمولاً سعى مى كنند اسم هايى براى خود انتخاب كنند كه شبيه اسم شركت هاى مشهور باشد. مثلاً پپسى كولا در رقابت با كوكاكولا وارد بازار شد بعد آن قدر قدرت گرفت كه پسوند كولا را از انتهاى نامش حذف كرد. شركت Sony در رقابت با كمپانى مشهور Sonio به بازار آمد اماحالا آن قدر مشهور شده كه شركتهايى نظير Sunny سعى مى كنند خودشان را به او نزديك كنند و مصرف كننده ها را با اين شباهت اسمى گول بزنند. تلفن هاى panaphonic از اين نوع هستند. اما از بحث اصلى مان دور نيفتيم. در سالهاى گذشته و دهه هاى پيش رقابت براى تصاحب علائم تجارى آن قدر شديد بود كه نبض اقتصاد جهان، عملاً در اين مارك ها مى تپيد. اما حالا كم كم به نظر مى رسد نه مردم و نه حتى جوانها، ديگر تمايلى به بردگى مارك ها ندارند. مطابق تحقيق مؤسسه Landor، ۹۹/۵ درصد آدم ها حاضرند براى خريدن توليدات Sony پول بيشترى بدهند، اما اين جريان كم كم روند نزولى گرفته است. مثلاً ۵سال پيش دستگاههاى پخش DVD سونى ۴۴دلار با همتاهاى خود تفاوت قيمت داشتند و مردم فقط به خاطر مارك Sony حاضر بودند اين ۴۴دلار را متحمل شوند اما در خانه شان يك سونى داشته باشند اما حالا دستگاههاى DVD سونى فقط ۱۶دلار با ماركهاى ديگر تفاوت قيمت دارند و ما با اين وجود مردم تمايل چندانى به خريد آنها از خود نشان نمى دهند. شركت Cyberhome با توليد دستگاههاى DVD ارزان قيمت در آمريكا چندسالى است كه حسابى بازار سونى و ديگر شركتها را تخته كرده است و با تبليغات خود به مشتريان فهمانده كالاهاى مارك دار تفاوت زيادى با كالاهاى بدون مارك نمى كنند (جز اينكه قيمت شان معمولاً دوبرابر بيشتر است.) بازار لباس هم در اين سالها روزگار بدى را مى گذراند. توليدكنندگان لباس گفته اند از سال۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ فروش پوشاك شان ۹درصد كاهش داشته است. اين روند نزولى به حدى بوده كه شركتهاى بزرگى نظير Zara ترجيح داده اند براى اينكه ورشكست نشوند لباسهاى ارزان قيمت هم توليد كنند و براى يك مدت كلاس گذاشتن و پرستيژ را فراموش كنند. بگذاريد نگاهى هم به نوكيا بيندازيم. در سال،۲۰۰۲ Nokia ششمين مارك ارزشمند در جهان به حساب مى آمد اما يك سال بعد در سال،۲۰۰۳ يك اشتباه كوچك باعث شد نوكيا ضربه سنگينى بخورد. نوكيا با اين اعتماد به نفس كه مارك گوشى هايش، فروشش را تضمين خواهد كرد اقدام به توليد مدلهاى جديد و مردم پسند موبايل نكرد. آيا علاقه مردم به مارك نوكيا آنقدر بود كه آنها را به فروشگاههاى نوكيا بكشاند؟ اصلاً و ابداً. مردم خيلى راحت نوكيا را كنار گذاشتند و به سراغ گوشى هايى رفتند كه با ماركهاى جديد تازه به بازار آمده بودند. نوكيا در سال،۲۰۰۲ ۶ميليارد از ارزش سهام خود را از دست داد. حقيقت اين است كه ما درباره قدرت علايم تجارى كمى اغراق كرده ايم. وقتى ماركها در يك قرن پيش در آمريكا ظهور كردند به اين خاطر بود كه كالاهاى تقلبى بازار را پر كرده بود. مردم ترجيح مى دادند آرد Pillsbury و نمك Morton بخرند و براى اين ماركها پول بيشترى بدهند، اما مسموم نشوند يا مرگ موش در غذا نريزند. اما حالا استانداردهاى جهانى و مسأله جهانى سازى و مهمتر از همه رقابت توليدكنندگان آنقدر حساس شده كه ديگر مارك دار بودن و نبودن مهم نيست.دغدغه اصلى خريداران امروز اين است كه كدام شركت، كالاهاى زيباتر و راحت ترى توليد مى كند يا كدام كالاها ارزان تر از بقيه هستند.
|
|
|
|
|
بهترين زمان براى آموختن زبان
|
|
|
سال ها بود كه آرزوى يادگيرى زبانى ديگر را داشت. اما آنقدر درگير زندگى شده بود كه براى پرداختن به آنچه دوست داشت، فرصتى نبود. تنها دلخوشى او آگهى ها وتبليغاتى بود كه هر روز درگوشه گوشه شهر توجه اش را جلب مى كرد. روشهاى خارق العاده !!! براى يادگيرى زبان دركوتاه ترين زمان ممكنه. اميدوار بود تا چند سال ديگر هم قرصى وارد بازار شود كه با خوردن فقط يكدانه از آن پيش از خواب، روز بعد، دكتراى زبان جديد را به او بدهند! بسيارى از افراد سؤال مى كنند بهترين زمان براى آموختن زبان چه موقع است؟! ظهور انواع واقسام كلاسهاى آموزش زبان با سيستم هاى آموزشى متفاوت وحتى تأسيس وراه اندازى مهد هاى كودك ۲ زبانه ، احساس علاقه وتمايل به يادگيرى را هر روز بيش تر از پيش مى كند. درعصر استفاده از كامپيوتر، اينترنت و ... يادگيرى زبان اجتناب ناپذير است. در ميان اين همه اشتياق آنچه همواره بى پاسخ مى ماند اين است كه : چگونه، ازچه سنى وبا چه روشى شروع كنيم؟ تا چه حد مى توان به وعده وعيدهاى آموزش زبان دركمتر از ... روز اعتماد كرد؟! اولين ومطمئن ترين پاسخ به تمام علامت سؤال هاى ذهنى اين است كه : شروع زبان دوم هرچه زودتر ... بهتر!! انسان با قدرت شگفت آورى درمغز متولد مى شود . يك كودك ازطريق حواس خود (با ديدن ، گوش كردن ،لمس كردن، بوئيدن و چشيدن) محيط اطراف را حس مى كند و براى پيوند وارتباط با آن ۱۰۰ ها بيليون سلول مغزى را به كار مى گيرد. بهترين زمان براى شروع زبان دوم، ازهمان سال هاى اوليه كودكى تا پايان دوره ابتدايى است. (درحالى كه دربسيارى از كشورها ازجمله كشور خودمان، در دوره ابتدايى آموزش زبان دوم وجود ندارد!) كودكانى كه درسنين پايين تر ،زبان آموزى را آغاز مى كنند ازنظر لهجه، بسيار بهتر از كسانى كه ديرتر شروع به آموختن مى كنند، هستند. دانشمندان معتقدند يادگيرى زبان دوم به قدرت مغز مى افزايد. تحقيق برروى ۱۰۵ دانش آموز كه ۸۰ نفر آنها ۲ زبان آموخته بودند نشان داد كه يادگيرى زبان دوم تغييراتى دربخش خاكسترى مغز آنها ايجاد مى كند ( مناطقى از مغز كه اطلاعات را پردازش مى كند) همانطور كه تمرينات ورزشى ماهيچه ها را مى سازد. البته يادگيرى زبان پس از ۳۵ سالگى هم باعث ايجاد تغييراتى درمغز مى شود امابشدت آنچه درنوآموزان كم سن ايجاد مى شود نيست! > آيا آموزش مى تواند تفاوتى درشكل گيرى مغز ايجاد كند؟! شواهد جديد نشان مى دهد كه مغز بيش از آنچه تصور مى كردند، قابل شكل گيرى وانعطاف است. عملكرد خاص ومشخص مناطق مغزى درزمان تولد كاملاً قطعى و تثبيت شده نيست وبه مرور زمان براثر تجربيات وآموزشها شكل مى گيرد. اگر مغز انسان را با يك دستگاه رايانه مقايسه كنيم بايد گفت درابتدا شبيه سيستم سخت افزارى بسيار پيچيده و پيشرفته است وبه مرور زمان از نظر نرم افزارى شكل مى گيرد. درواقع همين بخش نرم افزارى است كه عملكردهاى خاص را سازمان مى دهد. (مثلاً زبان آموختن) مغز كسانى كه از كودكى ۲ زبانه بوده اند (يعنى درمعرض يادگيرى زبانى غير از زبان مادرى قرارگرفته اند ) به گونه اى شكل مى گيرد كه به احتمال قوى هر دو زبان را به راحتى صحبت كنند. اين افراد فضاى جداگانه اى براى يادگيرى ۲ زبان درقسمت مورد نظر مغزشان ندارند. درواقع يك منطقه از مغز پردازش هردو زبان را انجام مى دهد. دريادگيرى زبان دوم، لب فوقانى مغز مسؤول حركات دهان، زبان ،كام وبيان كلمات و اصوات است (كه تفاوت اين بخش درخردسال وبزرگسال زبان آموز زياد است) اما بخش خلفى مغز درامرفهم زبان به كار گرفته مى شود. (تفاوت اين بخش در زبان آموز ۲ گروه سنى، كمتر است). درحقيقت مشكل بزرگسالان دريادگيرى زبان دوم درهمان نحوه بيان وبه كارگيرى كلمات است وبه همين خاطر درغالب اوقات سؤالاتى را كه ازآنان مى شود به خوبى مى فهمند اما قادر به پاسخ دهى سريع نيستند. (بنابراين براى يادگيرى زبان در بزرگسالان روشهايى كه بيشتر برصحبت كردن تكيه دارد موفق تر است) . سيستم زبان آموزى در كودك اشاره اى مختصر به آنچه رخ مى دهد تا كودكى شروع به تكلم كند، كمك خواهد كرد تا بهتر با روشهاى آموختن زبان دوم آشنا شويم. يك نوزاد تازه متولد شده ، صرفنظر از نژاد، جنس، مليت و ... قابليت يادگيرى هر زبانى را دارد وتنها بايد درمعرض زبانى خاص قرارگيرد تا بتواند آن را بفهمد وتكلم كند. هر زبان از نظر واژگان صداى خاص خود را دارد.كودكان در سنين پايين تر اين قابليت را دارند كه به خوبى بين اصوات تفاوت قائل شوند، حال آنكه با افزايش سن اين توانايى كمرنگ تر مى شود. هر نوزاد حداقل براى ۶ ماه پس از تولد، شروع به تقليد و ساخت صداها مى كند، بدون آنكه نشانى از يادگيرى در آنها درك شود. در چند ماه اول زندگى او قادر خواهد بود، زبانى را كه از ابتداى تولد شنيده است از زبانى كه براى نخستين بار مى شنود، تشخيص دهد، او در اين دوران به برخى ويژگى هاى خاص زبان اول، حساس شده است. مطالعات بر روى كودكان ۸ ماهه نشان مى دهد كه آنها قادر به يادگيرى فركانس و تناوب اصواتى كه با هم مى آيند هستند. كودك ۹ ماهه رشته اى از اصوات را در كنار هم درك مى كند و بين آنها با زبان ديگر تفاوت حس مى كند. دوران انگ و اوونگ كردن! يك كودك ۹ ماهه قادر است سيلاب هاى ساده اى چون «با» را ساخته و بيان كند. بسيارى از اين سيلاب ها ممكن است در زبان مورد نظر وجود نداشته باشد! به مرور آنها را تركيب مى كند و اصوات جديدى چون «بابابا» يا «باتاباتابا» را مى سازد. تا اينكه كم كم اين صداها به زبان مورد نظر نزديك تر شوند. حتى كودكان ناشنوا هم، همين كار را انجام مى دهند. آنها نيز سعى مى كنند صداهايى توليد كنند اما اين صداها شبيه آنچه اطرافشان تكلم مى شود نيست. به همين خاطر ناخودآگاه از دستانشان كمك مى گيرند تا به حرف هاى خود مفهوم دهند. پس مى توان نتيجه گرفت زبان اول در طى ۳ مرحله فرا گرفته مى شود: ۱ـ شنيدن دقيق صداها و آموختن اينكه چگونه صوتى توليد شود. ۲ـ ايجاد پيوند و ارتباط بين آنچه شنيده و گفته مى شود. او صدايى را توليد مى كند و سپس با دقت به آن گوش مى دهد. ۳ـ نزديك كردن صداهاى توليدى به زبان مورد نظر و تكرار و توجه به آن تا در صورت نامناسب بودن حذف و در صورت تأييد شدن، تكرار شود. در حدود سال دوم زندگى، او در مى يابد كه چگونه كلمات مشخصى را بسازد. ابتدا به همان شكلى كه شنيده است و سپس سعى در ساده كردن آن دارد. به حرف هاى بزرگترها گوش مى دهد و بعد آن را ساده مى كند. (همان ديب دمينى! خودمان) يادگيرى نظام آوايى در زبان آموزان بزرگسال در اصل مهمترين تفاوت يادگيرى زبان در كودكان و بزرگسالان مربوط به نوع تكلم و لهجه آنهاست. همانطور كه گفته شد كودك قادر است بين اصوات زبان هاى مختلف تمايز قائل شود. (قابليتى كه با افزايش سن كمتر مى شود) و همين امر باعث مى شود كودكان در يادگيرى زبان لهجه بهترى داشته باشند. (اگر از يك معلم زبان سؤال كنيد، به شما خواهد گفت چه تفاوت حيرت آورى بين لهجه يك كودك و يك بزرگسال در حين آموزش به آنها مى بيند!) البته اين قابليت در بزرگسالان نيز در مقايسه با هم فرق دارد! يادگيرى سيستم آوايى زبان دوم تقريباً غيروابسته به يادگيرى واژگان و دستور زبان است. بسيارى از افراد ازنظر دامنه لغات يا گرامر زبان در سطح بالايى هستند، حال آنكه لهجه شان تمام دانش آنها را زير سؤال مى برد (براى مثال، لهجه انگليسى يك نفر هندى!) خلاصه اينكه: براى يادگيرى سيستم آوايى زبان دوم، فرد بزرگسال بايد همانند آنچه در مورد زبان آموزى كودك گفته شد عمل كند. (خود را در معرض زبان مورد نظر قرار داده، تكرار كند و سپس مقايسه داشته باشد) ـ عامل بازدارنده ديگرى كه در زبان آموزى بزرگسالان نسبت به خردسال وجود دارد اين است كه: فرد بزرگسال حداقل با سيستم آوايى يك زبان آشنايى دارد و همين امر باعث ايجاد تداخل مى شود. هر چه اين دو زبان به هم نزديك تر باشند اين انتقال مثبت تر است. براى مثال براى يك نفر ژاپنى يادگيرى زبان اسپانيولى ساده است. (به علت صداى مشابه) اما يادگيرى زبان انگليسى براى يك فرد ژاپنى دشوارتر است. (چندى پيش در يك همايش علمى، پزشكى از ژاپن، انگليسى را به شيوه اى كاملاً منحصر به فرد!! صحبت مى كرد.) بحث آموزش زبان و روش هاى كسب مهارت در speaking/ reading/ listening/ writing بسيار مفصل است كه تنها در زير چند توضيح و راهكار ساده در پيشرفت اين مهارت ها ذكر مى شود. ۱ـ دائماً سعى كنيد نسبت به آنچه در اطراف خود مى بينيد، به زبان مورد نظرتان مطلب بسازيد و با كمك ديكشنرى جيبى لغات مورد نظر براى ساخت جملات را بيابيد. ۲ـ فيلم ها را به زبان اصلى كه مورد نظرتان است تماشا كنيد و تصور و وانمود كنيد، آنچه مى شنويد و مى بينيد را مى فهميد، به همان شيوه اى كه كودكان ناخودآگاه همانندسازى مى كنند و زبان مادرى را مى آموزند. ۳ـ با گوش كردن به ترانه هاى مورد نظرتان و يافتن متن جملات آن، آهنگ زبان جديد را بهتر بياموزيد و لهجه زبان مادرى را كه با تداخل منفى مانع يادگيرى شما شده است را كم كنيد در عين حال كه ناخودآگاه عباراتى را نيز فرا مى گيريد. ۴ـ براى تقويت مهارت خواندن تا مى توانيد بخوانيد از روزنامه و مجله شروع كنيد و سپس به سراغ كتب ساده برويد و با تهيه آن كتاب ها به زبان مادرى و زبان اصلى با ترجمه مقابله اى، اين مهارت خود را افزايش دهيد. ۵ـ و در مورد كودكان فراموش نكنيد كه هر موقع شروع كنيد، آنها آمادگى لازم را دارند، اگر شخصى هست كه مى تواند با آنها به زبانى ديگر صحبت كند، اين امكان را به وجود آوريد. شواهد علمى نشان مى دهد كودكانى كه ازسنين پايين تر آموختن زبان را آغاز مى كنند، در فراگيرى رياضى، علوم و موسيقى نسبت به سايرين پيشرفت بهترى دارند.
|
|
|
|