|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اسم تو هر اسمى كه هست
عسل Asal عسل بطور ذاتى قابليت اين را دارد كه مشكلات ديگران را درك كند و در هر شرايطى كه باشد براى كمك به آنها از هيچ كمكى مضايقه نخواهد كرد؛ فرقى هم نمى كند اين افراد آشنا باشند يا غريبه. به خصوص در مورد بچه ها كه عسل خيلى به آنها علاقه مند است، حاضر است هر كارى انجام دهد. او بطور دائمى آمادگى اين را دارد كه به تمام بچه هايى كه به چيزى نياز دارند كمك كند و حمايت و مراقبت آنها را به عهده بگيرد. اما در مورد مسائل و مشكلات بزرگترها وضع تا حدى متفاوت است. اگرچه عسل همچنان علاقه دارد ديگران را براى حل مشكلاتشان يارى كند، اما در عين حال آنقدر خودش را درگير اين مسائل مى كند كه گاهى اوقات از زندگى خودش باز مى ماند. به علاوه ذهنش هميشه درگير مسائل ريز و درشتى است كه حل نشدنشان به نوعى مشكل او محسوب مى شود و مى تواند آرامش او را سلب كند. اما زمانى كه عسل با كسانى كه مشكلات بسيار حاد دارند برخورد مى كند، سيستم روانى اش براى دفاع از او در خلاف جهت نوع دوستى اش عمل مى كند. از آنجا كه بدبختى هاى ديگران به شدت عسل را متأثر مى كند، در اين شرايط او تمام تلاشش را به خرج مى دهد تا در حد امكان از آن افراد و مشكلاتشان فاصله بگيرد. كسانيكه عسل را در اين موقعيتيها مى بينند، به سختى مى پذيرند كه او هميشه آماده كمك به ديگران است. اما به هر حال شما كه واقعيت را مى دانيد مى توانيد به درستى در اين مورد قضاوت كنيد. علاقه شديد عسل به مردم - همان نوع دوستى طبيعى او - سبب مى شود او اغلب اوقات از بحث و مشاجره پرهيز كند. لابد فكر مى كنيد نوع دوستى چه ربطى به بحث دارد. به نظر شما بحث ها و مشاجرات نتيجه اى به جز آشفتگى و جريحه دار شدن احساسات ديگران خواهد داشت؟ مطمئناً جواب عسل به اين سؤال منفى است و به همين دليل سعى مى كند به جاى آزردن اطرافيانش تا حد ممكن آنها را درك كند و از اين طريق مانع بروز مسائل و مشكلات شود. علاوه بر همه اينها، عسل انعطاف پذير است، به راحتى از خطاهاى ديگران صرفنظر مى كند و در برخوردهايش بسيار سياستمدارانه رفتار مى كند. تمام اين ويژگى ها باعث مى شود عسل در روابط اجتماعى اش بسيار موفق عمل كند. به خصوص در روابط خانوادگى اش طورى رفتار مى كند كه نهايت درك و تحمل و هماهنگى را ايجاد كند و اين نكته هميشه از سوى اطرافيانش مورد توجه و تقدير قرار مى گيرد. اما متأسفانه عليرغم تمام اين تلاشيها، يك خصوصيت منفى مى تواند موفقيت عسل را تحت تأثير قرار دهد و آن هم به تأخير انداختن كارهاست. اگرچه عسل كاملاً به وظايفش آگاه است، اما هميشه در لحظه نود وارد ميدان مى شود و شروع به كار مى كند. در واقع عسل براى آغاز نياز به يك نيروى خارجى دارد تا بر پتانسيل سكونش غلبه كند. چنانچه اين اتفاق بيفتد، ادامه راه براى او چندان دشوار نخواهد بود. و اما نكته آخر: بسيارى معتقدند عسل استعداد هنرى چندانى ندارد و تلاش هاى او در اين زمينه هيچ ثمره اى نخواهد داشت. شايد اين حرف ظاهراً درست باشد، اما اگر به عسل موقعيت پيشرفت داده شود، همه كسانى كه او را بى استعداد مى پنداشته اند شگفت زده خواهند شد. چون او در زمينه موسيقى و هنر جاى پيشرفت بسيار دارد. تنها كارى كه لازم است انجام شود قرار دادن او در مسير درست است...
|
|
|
|
|
يخچال فرنگى
يك لطيفه بارانانه يك شب از شبهاى پرباران آن هفته بود. ساعت حدود يازده شب را نشان مى داد و از آسمان مثل دم اسب باران مى باريد... سكوت بر منزل محمودخان حكمروا بود. سكوتى توأم با نگرانى چرا كه در آن شب تيره پرباران، مرد خانواده هنوز نيامده بود و دلها شور مى زد... ناگهان زنگ در خانه به صدا درآمد. دلها تپيد... رنگها دگرگون شد... مسعود، پسر كوچك خانه به اشاره مادر پريد دم در و چند لحظه بعد با لب و لوچه آويزان برگشت. همه يكصدا پرسيدند: ـ كى بود؟ ـ بابا بود. آمده بود بگه چون بارون خيلى زياده، امشب خونه دوستش مى مونه. يك لطيفه دگمه ايانه همين محمودخان شب ديگرى كه باران نمى آمد و او در خانه اش پاى بخارى نشسته بود، داشت بعد از ديدن سريال باجناقها چرت مى زد كه عيالش چرتش را پاره كرد: ـ محمود! شنيدى تلويزيون چى مى گفت؟ مى گفت يه جور پيرهن هاى مردونه بى دگمه مد شده... محمودخان لاى چشمش را مختصرى باز كرد و گفت: ـ عجب! پس ما از وقتى با تو ازدواج كرديم، پيرهن آخرين مد مى پوشيديم و خودمون نمى دونستيم! يك لطيفه ويولونانه توى يكى از ساندويچى هاى منطقه شش تهران آدمهاى زيادى داشتند غذا مى خوردند. هر چند دقيقه يك بار يك گدا يا يك فال فروش يا چيزى شبيه به اين مى اومد، يه چرخى مى زد، يه پولى مى گرفت و مى رفت، تا اينكه مدتى نگذشت تا سر و كله يك جوانك جلمبر ژوليده پوليده با ويولون شكسته پكسته پيدا شد كه به يكى يكى ميزها سر زد و سر هر ميز يواشكى به زمزمه مى گفت: ـ من ويولون زدن بلد نيستم، تازه اگر هم بلد بودم با اين ويولون نمى تونستم بزنم... حالا اگه مى خواين ويولون نزنم، يه چيزى بدين برم. يك لطيفه مشكوكانه يكى از نويسندگان ضميمه ايران جوان كه بنده خدا پرداخت حقوقش ماه پيش تا نيمه هاى ماه به تعويق افتاده بود، شبى ديروقت به منزل آمد و مهمان ناخوانده اى را در تاريكى شب، مشغول عملياتى مشكوك مشاهده كرد و بدون ذره اى ترس و اضطراب، با شهامت كامل رفت جلو و به او گفت: ـ ممكنه بپرسم مشغول چه كارى هستين؟ مهمان ناخوانده از آن همه شجاعت دچار عقده شده، درصدد مقابله به مثل برآمد و با شهامت بيشترى جواب داد: ـ دنبال پول مى گردم. ـ هه هه! پس بيا با هم بگرديم، اگه پيدا كرديم، پنجاه تو ـ پنجاه من. يك لطيفه قنادانه آقاى جعفرى صاحب قنادى لادن بالاخره تحت تأثير وسايل ارتباط جمعى قرار گرفت براى استخدام شاگرد، آگهى به روزنامه داد: ـ يك نفر شاگرد پادوى زرنگ چشم و دل پاك استخدام مى شود. كسانى كه مبتلا به مرض قند باشند، حق تقدم دارند. يك لطيفه مادرزنانه حسن روابط عجيب مردهاى آمريكايى با مادرزن هايشان شهره آفاق و انفس است، يكى از همين بانوا ن كه مادرزن مستر اسميت بود، در شهرى دار فانى را وداع گفت. شريك مستر اسميت هم كه در همان شهر بود به او اى ميل زد: «اسميت جون، والده عيالتان وفات يافت.جسد مشارالهيا را دفن كنيم يا موميايى كنيم يا بسوزانيم؟» مستر اسميت فورى اى ميل را Reply كرد: «كار از محكم كارى عيب نمى كنه.هر سه كار را انجا م دهيد.» يك لطيفه پروفسورانه مستخدم پروفسور پاينده، سر و صدايى شنيد، سر و گوشى آب داد و بعد يواش رفت بالاى سر پروفسور كه داشت چرت بعد از شام را مى زد و به او گفت: ـ استاد، مث اينكه يه دزد رفته تو كتابخونه. استاد خواب آلود جواب داد: ـ خيلى خب، ببين چه كتابى داره مى خونه! يك لطيفه رفاقتانه در خيابان، سامان ناگهان دنبال يكى از عابران كرد، به عجله خود را به او رساند و از پشت چنان ضربتى به شانه او زد كه عابر را نقش بر زمين كرد و وقتى آن مفلوك، متحير برگشت ببيند چه شده، سامان وا رفت و با عذرخواهى گفت: ـ ببخشين، معذرت مى خوام از پشت خيال كردم رفيقم اميره... عابر همانطور كه نقش زمين بود گفت: ـ آقاجان! بهتر بود يه خورده يواش تر مى زدى به شونم. سامان بر آشفته جواب داد: ـ چه توقع بى ربطى دارى مرد حسابى، طرز سلام و عليك من و رفيقم به تو چه مربوطه؟ يك لطيفه اشتباهانه اميرحسين خان كارمند اداره [...] صبحانه اش را خورد، روزنامه ديشب را برداشت روى ميز پهن كرد و با خيال راحت شروع كرد به حل جدول آن و در اثناء كار هم گاهى چرتش مى گرفت... بعد از مدتى دراز كشيدن، زنش ناگهان متوجه او شد، نگاهى به ساعت انداخت و گفت: ـ اميرحسين! خاك تو گورم! مگه اداره نمى رى اميرحسين يكدفعه به خودش آمد و در حالى كه از جا مى پريد گفت: ـ منو بگو! خيال مى كردم تو اداره ام... يك لطيفه عاشقانه فخر ايران خانوم، به همسرش ولى خان كه حدود چهل سالى بود با هم زندگى مى كردند، پشت چشمى نازك كرد و با غمزه به او گفت: ـ تو اون وقتا منو دوست داشتى، حالا ديگه ندارى. ـ اى بابا، اين چه حرفيه عيال، چه دليلى دارى كه فقط اون وقتا دوستت داشتم؟ ـ آخه اون وقت ها گاهى دستهاى منو مى گرفتى تو دستت و ساعتها نگه مى داشتى. ـ ده آخه تو هم اون وقتا گاه گدارى هوس مى كردى پيانو مى زدى.
|
|
|
|
|
دريچه زبان رؤياها
|
|
|
براى ما كه زبان مادرى مان فارسى است هيچ وقت اين سؤال پيش نيامده كه چرا خواب هايى كه مى بينيم همه به زبان فارسى اتفاق مى افتند. اما در مورد افرادى كه به چند زبان مسلط هستند وضع به چه صورت خواهد بود؟ اين سؤال مورد توجه تعدادى از محققين قرار گرفته و تحقيقاتى نيز در اين زمينه انجام شده است. دكتر جيوتسنا ويد استاد روانشناسى دانشگاه تگزاس مى گويد عوامل مختلفى در گزينش ناخودآگاه زبان رؤياها دخالت دارند. اين عوامل عبارتند از ميزان تسلط افراد به زبان غيرمادرى شان، مدت تماس با زبان ديگر و حضور در محيطى كه مردم به آن زبان صحبت مى كنند و البته زبانى كه تحصيلات ابتدايى فرد به آن زبان انجام شده است. بر اساس تحقيقات دكتر ويد كه در مجله زبان شناسى كاربردى اسپانيا منتشر شده است، معمولاً رؤياها به زبانى اتفاق مى افتند كه افراد محاسبات ذهنى شان را به آن زبان انجام داده و يا براى فكر كردن آن زبان را بر مى گزينند. \ چرا طنز خنده دار است؟ چرا مردم بعضى چيزها را خنده دار مى يابند و بعضى چيزهاى ديگر را خنك و بيمزه تلقى مى كنند؟ چرا بعضى افراد به يك لطيفه خاص مى خندند، در حاليكه لطيفه هاى ديگر را چندان جالب نمى بينيد؟ اصولاً چه عاملى مى تواند تعيين كننده خنده دار بودن يك موضوع باشد؟ اگرچه تحقيقات وسيعى در اين زمينه در حال انجام است، اما هنوز هيچ دليل مشخصى براى خنده دار بودن يك موضوع واحد به دست نيامده است. آنچه در تحقيقات مورد بررسى قرار گرفته پيشينه تاريخى، فرهنگى، روانشناختى و پزشكى هر فرد است كه بطور خاص با افراد ديگر متفاوت است. نتيجه تحقيقات نشان مى دهد كه طنز و قابليت خنديدن به آن يك مقوله تكاملى است و در افراد در طى زمان شكل مى گيرد. بطوريكه نوزادان عموماً در بدو تولد قادر به خنديدن نيستند و در طول زمان خنده در آنها ظاهر مى شود. در واقع خنده دار بودن يك موضوع براى افراد مختلف بستگى به توانايى تجزيه و تحليل آنها از موضوع دارد و بيش از آن به فرآيندهاى ذهنى پيشين افراد وابسته است. اما علت خنده دار بودن طنز هر چه كه باشد، خنديدن براى سلامتى افراد بسيار مفيد است. وقتى كسى مى خندد، فشار خون او پايين مى آيد و ميزان اكسيژن در خون او بيشتر مى شود. دانشمندان همچنين تخمين زده اند كه ۱۰۰ بار خنديدن معادل ۱۰ دقيقه ورزش روى يك ماشين دوچرخه و يا ۱۵ دقيقه دوچرخه سوارى معمولى است. بنابراين تربيت فرهنگى و روانى افراد براى آموزش خنده مى تواند تأثيرات چشمگيرى بر سلامت جامعه داشته باشد و به همين دليل مقوله مهمى است كه بايد مورد توجه خاص قرار بگيرد. \ هيپنوتيزم و ترك سيگار مارك تواين مى گويد: ترك سيگار كار بسيار راحتى است. من شخصاً هزار بار آن را انجام داده ام!!! اما همه مى دانند كه موضوع خيلى پيچيده تر از اين حرف هاست. نيكوتين كه ماده اصلى سيگار محسوب مى شود به خودى خود يك ماده شديداً اعتيادآور است و بيش از هفتاد و پنج درصد افراد سيگارى پس از ترك سيگار مجدداً به آن روى مى آورند. اما جديداً از هيپنوتيزم به عنوان روشى جهت ترك سيگار استفاده مى شود. اگرچه احتمال موفقيت اين روش بستگى به همكارى فرد داوطلب دارد، اما مزيت واقعى آن در تركيب با روش هاى ديگر ترك سيگار از جمله مشاوره و درمان هاى ديگر روشن مى شود. تعداد كسانى كه پس از ترك سيگار به روش هيپنوتيزم مجدداً به استعمال دخانيات روى آورده اند حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد بوده است كه نسبت به روش هاى ديگر موفقيت بيشترى را نشان مى دهد. تحقيقات نشان مى دهند كه موفقيت روش هيپنوتيزم براى ترك سيگار در مردان به نسبت بيش از زنان بوده است. البته هنوز دليل مشخصى براى آن يافت نشده است. اما احتمال مى رود زنان به دليل نگرانى هاى ناشى از افزايش وزن به دليل ترك سيگار دوباره استعمال آن را شروع مى كنند. در مجموع براى اينكه بهترين نتيجه را از اين روش بگيريد، لازم است انگيزه قوى براى ترك سيگار داشته باشيد. در اين صورت هيپنوتيزم مى تواند روش ساده تر و مؤثرترى براى كمك به شما ارائه كند.
|
|
|
|
|
اين كابل هاى عجيب
|
|
|
كسانى كه مدت زيادى است با كامپيوتر و سيستم هاى كامپيوترى سر و كار دارند، بطور طبيعى اطلاعات زيادى درباره نحوه عملكرد قسمت هاى مختلف آنها به دست مى آورند. اما همين افراد هم از كنار بعضى نكات ساده و معمولى كه هميشه هم جلوى چشمشان وجود دارد آنقدر به سادگى مى گذرند كه گويى اصلاً آن چيزها وجود خارجى ندارند. مثلاً آيا شما دقت كرده ايد كه در انتهاى بعضى از كابل هاى اتصال كامپيوتر برجستگى هاى استوانه اى شكلى قرار دارد كه داراى اندازه هاى متفاوتى نيز مى باشند؟ آيا فكر كرده ايد كه اصلاً اين استوانه ها كاربرد خاصى دارند و داخل شان چه چيزى قرار دارد؟ به احتمال زياد اگر هم متوجه وجود آنها شده باشيد، آن را به عنوان يك مسأله ساده و بى اهميت تلقى كرده ايد. اما اين استوانه ها نقش مهمى در عملكرد بعضى قطعات سيستم كامپيوترى دارند و معمولاً در انتهاى كابل هاى موشواره، صفحه كليد، مانيتور و سيستم هاى اتصال برقى قطعاتى مانند چاپگرها يا اسكنرها قرار داده مى شوند. نام علمى اين استوانه ها Ferrite Bead است كه ترجمه آن به فارسى معادل مهره هاى اكسيد آهن مى باشد. گاهى اوقات عنوان دريچه نيز به آنها اطلاق مى شود. علت كاربرد اين استوانه ها كاهش تداخل هاى الكترومغناطيسى و فركانس هاى راديويى است و داراى ساختار بسيار ساده اى هستند. اگر پوشش يكى از آنها را خارج كنيد، تنها چيزى كه خواهيد يافت يك استوانه توخالى از جنس آلياژ اكسيدآهن است كه يك ماده نيمه مغناطيسى است. اين استوانه ها ممكن است در هنگام توليد كابل به عنوان بخشى از آن اضافه شوند و يا پس از ساخت به دور كابل قرار داده شوند. در هر صورت كل استوانه داخل يك پوشش پلاستيكى قرار دارد كه بخش خارجى و قابل رؤيت آن را تشكيل مى دهد. بطور كلى كامپيوتر وسيله اى است كه سر و صداى زيادى ايجاد مى كند. برد اصلى كامپيوتر، كارت گرافيكى و صفحه كليد همگى داراى نوسانگرهايى هستند كه با فركانس هاى بين ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ هرتز نوسان مى كند. اما اين قطعات همگى داخل كيس هايى قرار دارند كه مانع از ارسال امواج صوتى مزاحم خواهند شد. اما منبع ديگر ايجاد اختلال سيم هايى هستند كه قطعات خارجى را به سيستم وصل مى كنند. اين سيم ها مانند آنتن هايى براى ارسال امواج صوتى عبورى عمل مى كنند و به خوبى قابليت ارسال اين امواج را دارند كه مى توانند در عملكرد راديو و تلويزيون اختلال ايجاد كنند. اين سيم ها همچنين مى توانند امواج را از بيرون دريافت كرده و به داخل سيستم منتقل كنند و باعث بروز مشكل شوند. فريت بيدها در واقع عامل حذف كننده اين امواج ارسالى هستند و طبيعى است كه آنها را در محل اتصال كابل ها به نقاط حساس مانند سيستم كامپيوتر و يا در محل اتصال به دوربين ديجيتال پيدا كنيد. در واقع فريت بيد ها امواج الكترومغناطيسى را به انرژى حرارتى تبديل مى كنند و بدين ترتيب مانع ورود آنها به بخش هاى حساس سيستم مى شوند و به همين جهت وجود آنها در حفاظت از قطعات حساس اهميت خاصى دارد.
|
|
|
|