سه شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۳ - ۲۴ شوال ۱۴۲۵
Tue, Dec 7, 2004
ضميمه ۱
سال دهم - شماره ۲۹۹۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
• ويژه نامه « ايران ديپلماتيك » اين هفته
را در صفحات ضمييمه بخوانيد.
در گفت وگوى «ايران ديپلماتيك» با «محمدعلى مهتدى» متخصص خاورميانه بررسى شد
ترجمه : رضا اسدى
ابرهاى تيره برفراز
مذاكرات صلح خاورميانه
• ويژه نامه « ايران ديپلماتيك » اين هفته
را در صفحات ضمييمه بخوانيد.
192765.jpg
نادر كريمى جونى

اسرائيل اندك اندك نرمش بيشترى نشان مى دهد؛ بعد از مواضع سرسختانه «آريل شارون» و همكارانش در خصوص عدم تخليه كرانه باخترى رود اردن و جلوگيرى از شركت فلسطينى هاى ساكن بيت المقدس شرقى در انتخابات ژانويه آينده دولت خودگردان، اكنون از سرزمين هاى اشغالى خبر مى رسد كه تل آويو نه تنها به نيروهايش دستور داده است كه در خارج مناطق تحت نظارت دولت خودگردان مستقر شوند، بلكه ادامه ساخت ديوار حائل را به تعويق اندازند و چنان كه «رعنان گيسين» به «الجزيره» گفت: نرمش بيشترى در مورد شركت اعراب اسرائيلى (فلسطينى ها) در انتخابات آينده سرزمين هاى اشغالى نشان خواهد داد. اين تغيير موضع تل آويو، البته ممكن است حاصل توصيه هاى «كالين پاول» و «جك استراو» باشد. طى هفته هاى اخير هم كالين پاول و هم «جك استراو» وزيران امور خارجه ايالات متحده و بريتانيا از تل آويو ديدار و در ملاقات با رهبران اسرائيل، توصيه هايى به آنان كرده اند.
در اين باره، نكته مهم آن است كه هر چند اسرائيل و متحد استراتژيك او، آمريكا، تا چندى پيش ياسر عرفات را مانع عمده اى بر سر راه حصول صلح در خاورميانه و به نتيجه رسيدن مذاكرات صلح توصيف مى كردند، اما بعد از مرگ عرفات و خروج عملى و دائمى او از صحنه مذاكرات، نه فقط هيچ رويداد خوشايندى مشاهده نشد، بلكه اظهارات برخى مقامات اسرائيلى و سنگ اندازى شان دربرابر برگزارى انتخابات به منظور تعيين جانشين عرفات، ابهام هايى جدى درباره شروع مجدد مذاكرات و اميدوارى در اين باره به وجود آورد. در اين ميان، انتظار از ايالات متحده و بريتانيا كه در سالهاى اخير به واسطه درگيرى در جنگ عراق، سكوت آزار دهنده اى در قبال حوادث سرزمين هاى اشغالى داشته اند، آن بود كه تل آويو را براى پذيرش انتخابات دولت خودگردان و نتايج آن تشويق كنند. براين پايه، به نظر مى رسد سفر وزير ان امور خارجه آمريكا و بريتانيا تأثير مثبتى در كاهش سنگ اندازى هاى اسرائيل داشته و به جز مشكل ممانعت اسرائيل از رأى دادن چندين هزار زندانى فلسطينى، شايد مشكل ديگرى بر سر راه انتخاب جانشين عرفات وجود نداشته باشد.
البته درحالى كه برخى كارشناسان از احتمال تشنج آفرينى و تفرقه افكنى اسرائيلى ها در ميان صفوف فلسطينى ها سخن مى گفتند، روند موجود، چشم انداز دلگرم كننده اى را فراروى اين انتخابات گشوده است. اين كارشناسان ابراز عقيده مى كردند كه اسرائيل با حمايت پنهانى از نامزدى «محمد دحلان» رئيس سابق سرويس هاى اطلاعاتى دولت خودگردان و قراردادن او در مقبال محمود عباس (ابومازن) خواهد كوشيد تا در ميان صفوف فلسطينى ها تفرقه بيندازد.
همين كارشناسان اضافه مى كردند: با توجه به بلندپروازى هاى محمد دحلان و اقدامات اخير او براى صعود در هرم قدرت دولت خودگردان، حمايت اسرائيلى ها از نامزدى او و پيروزى احتمالى دحلان درا نتخابات ۹ ژانويه، مى تواند تل آويو را در موقعيت مناسبى قرار دهد. چه، درحالى كه ابومازن به صراحت بر پاى بندى به آرمان ياسرعرفات و از جمله بازگشت آوارگان فلسطينى به موطن شان تأكيد كرده است، محمد دحلان توجه كمترى به اين گونه مسائل دارد و با پيروزى او، ممكن است تل آويو توانايى اخذ امتيازهاى بيشترى از دحلان را داشته باشد. افزون براين، حمايت گسترده فلسطينى هاى ساكن سرزمين هاى اشغالى از نامزدى مروان برغوثى و ناميدن او به عنوان قهرمان ملى، احتمال شكسته شدن آرا و تضعيف موقعيت ابومازن را پديد آورده بود. اما اكنون انبار نه تنها از حمايت صريح و آشكار محمد دحلان از محمود عباس حكايت مى كند، بلكه مروان برغوثى نيز از درون زندان از ابومازن حمايت كرده است و بدين ترتيب، عملاً از دور رقابتها كنار رفته است.
با معرفى محمود عباس از سوى كميته مركزى جنبش الفتح به عنوان نامزد اين جنبش در انتخابات ژانويه آينده، اكنون پيروزى وى تقريباً قطعى شده است، چنان كه حتى اظهارات جبرئيل رجوب مبنى بر اينكه ممكن است الفتح بيشتر از يك نامزد در انتخابات آينده داشته باشد نيز تأثير چندان مهمى بر اين قطعيت نگذاشته است. در اين ميان، احتمالات مثبتى هم در مورد شركت گروههاى جهادى فلسطينى در انتخابات آينده سرزمين هاى اشغالى وجود دارد. برخلاف اخبار انتشار يافته درخصوص تحريم انتخابات از سوى حماس يا جهاد اسلامى، سابقه عملكرد اين دو گروه حاكى از تعامل مثبت اين گروهها با دولت خودگردان است. چنان كه به هنگام نخست وزيرى ابومازن و درخواست محمود عباس براى برقرارى آتش بس از سوى گروههاى جهادى فلسطينى، هم جهاد اسلامى و هم حماس به درخواست هاى ابومازن براى برقرارى آتش بس پاسخ مثبت دادند و على رغم رفتار تحريك آميز سربازان صهيونيست در سرزمين هاى اشغالى، گروههاى جهادى، عمليات هاى خود را متوقف كردند.
با اين همه، برگزارى موفقيت آميز انتخابات و تعيين جانشين ياسرعرفات ممكن است تأثير تعيين كننده اى بر روند صلح خاورميانه و تشكيل كشور مستقل فلسطينى نداشته باشد؛ على رغم اظهارات «صائب عريقات» مبنى بر اينكه ايالات متحده بايد به ضرب الاجل تعيين شده در طرح صلح نقشه راه و تشكيل يك كشور مستقل فلسطينى تا سال ۲۰۰۵ ميليادى وفادار بماند، از هم اكنون سنگ اندازى هاى اسرائيل در مقابل پيشرفت طرح صلح آغاز شده است. انتقاد مقامات اسرائيلى از اظهارات محمود عباس وتأكيد او بر وفادارى به آرمان هاى ياسرعرفات و از جمله بازگشت آوارگان فلسطينى به موطن شان، نشان مى دهد كه نه شخص عرفات بلكه آرمان هاى او مانع مهمى بر سر راه پيشرفت طرح هاى صلح بوده است اگر پاى بندى به اين آرمان ها از سوى محمود عباس و يا هر شخص ديگرى تكرار شود، اسرائيلى ها ممكن است او را نيز مشكلى مهم بر سر راه پيشرفت صلح در خاورميانه توصيف كنند.البته صهيونيست ها سابقه مثبتى در پاى بندى به صلح ندارند، چنانكه سال گذشته و به هنگام نخست وزيرى محمود عباس نيز در حقيقت، كارشكنى هاى طرف اسرائيلى در كنار دخالت هاى غيرمسؤولانه ياسر عرفات باعث شكست تلاشهاى ابومازن شد. اما اين بار مشكل آن است كه در صورت شكست تلاشهايى كه براى حصول صلح انجام مى شود، امكان حذف جانشين عرفات و يا درخواست براى حذف او چندان ساده نيست. مخصوصاً اگر چهره اى معتدل و ميانه رو باشد مانند محمود عباس به اين جانشينى انتخاب شود، اسرائيلى ها ديگر امكان متهم ساختن او به كارشكنى و حذف او از صحنه مذاكرات را نخواهند يافت. به ويژه آنكه گروه هاى جهادى فلسطينى با سوء ظن به مذاكرات صلح و رفتار اسرائيلى ها مى نگرند و ناكامى اين تلاشها، رهبران جهادى فلسطينى را به شروع مجدد عمليات هاى قهرآميز ترغيب خواهد كرد.
در گفت وگوى «ايران ديپلماتيك» با «محمدعلى مهتدى» متخصص خاورميانه بررسى شد
فلسطين بدون عرفات
گفت وگو : اسماعيل آزادى www.partiana.net
«ياسر عرفات» تنها مردى در جهان معاصر است كه مدت زمانى طولانى بدون داشتن يك دولت، بيش از ۴۰ سال بر افكار عمومى بين المللى فرمانروايى مى كرد. هر چند، او توانست ناظرى بى دولت در بزرگترين سازمان بين المللى يعنى سازمان ملل متحد باشد، اما هرگز نتوانست عنوان رئيس يك دولت را در صحنه بين المللى از آن خود و ملتش كند اما در عين حال در بسيارى از مقاطع تاريخى، بسيارى از سران كشورهاى عرب و غيرعرب، با برقرارى رابطه با او، به دولت خود مشروعيت مى بخشيدند.عرفات نماد هويت ملتى است كه كاريزماى او پس از مرگش نيز به فلسطينيان بى وطن هويت مى بخشد. عرفات بنيانگذار فرايند جنگ وديپلماسى و تفنگ و زيتون بود كه در زمان مذاكرات ديپلماتيك، اوركتى نظامى بر تن داشت و با كوفيه اى كه هميشه بر سر مى گذاشت بر هويت عربى خود تأكيد مى كرد.عرفات جسم در خاك كشيد، اما سايه سنگين و كاريزماى او همواره درميان فلسطينيان به عنوان يك محك ، جاودانه خواهد بود.
فلسطين پس از عرفات، روايت ديگرى از يك ملت آواره است. در اين روايت، ميراث سياسى، فرهنگى عرفات در فلسطين پس از او، از سوى «محمدعلى مهتدى» كارشناس مسائل خاورميانه و خصوصاً فلسطين، مورد ارزيابى قرار گرفته است كه متن آن در پى مى آيد:
ياسر عرفات پس از سالهاى طولانى مبارزه به طور مشكوكى درگذشت. يك سؤال بسيار اساسى در اين فرايند مطرح است كه آينده فلسطين بدون عرفات چگونه خواهد بود؟
اهميت عرفات بيشتر در كاريزماى شخص او بود و بعد از ۴۰ سال مبارزه براى فلسطين به شدت جنبه سمبليك پيدا كرده بود. اينكه آيا او كارايى داشت و يا نه و آيا برگه ها و اهرم هايى براى بازى در صحنه در دستش مانده بود يا نه زياد مطرح نيست، بلكه وجودش با كوفيه فلسطينى كه بر سر مى گذاشت و هفت تيرى كه به كمرش مى بست و اوركت نظامى هميشگى اش حالتى نمادين داشت و امروز اين جنبه بيشتر در صحنه فلسطين حاكم است. ويژگى ديگر عرفات اين بود كه در طول اين دوره مبارزه و حتى در سالهاى اخير، همه امور را مستقيماً به خودش مربوط كرده بود. به رغم اينكه همه جا سخن از نهادينه كردن امور و تشكيل نهادها و سازمانهاى فلسطينى مى رفت اما عملاً هيچ تصميمى بدون تأييد شخص عرفات گرفته نمى شد.
به خصوص امور مالى، بودجه و اقتصادى كه به طور كامل در دست خود عرفات بود. اين يكى از انتقادهاى همكاران عرفات به او بود كه چرا امور را به خودش وابسته كرده بود. البته عرفات از سال ۱۹۸۲ پس از حمله اسرائيل به لبنان و محاصره بيروت با ۱۴ هزار رزمنده فلسطينى از لبنان خارج شد و به تونس رفت. رزمندگان فلسطينى كه در كشورهاى دوردست مثل يمن و سودان مستقر شدند عليه او موضع گرفتند و عملاً گزينه اى جز صلح براى او باقى نماند.
چرا؟
مشكلى كه عرفات پيدا كرد، اين بود كه همه برگه ها و اهرم هاى خود را بدون اينكه مقابلش را از اسرائيل بگيرد، با نيت خوب در اختيار آمريكا و اسرائيل گذاشت. آنها اين برگه ها را گرفتند و درمقابل حتى حداقلى را كه عرفات درخواست كرده بود، به او ندادند. يعنى اجازه تشكيل يك دولت مستقل فلسطينى در اراضى اشغالى سال ۱۹۶۷ هم به عرفات داده نشد و كمتر از آن حتى آنچه اسرائيل در موافقتنامه «اسلو» تعهد كرده بود، بعداً با روى كار آمدن حزب «ليكود» به همه اين تعهدات پشت پا زده و در نهايت ديديم كه در ۲‎/۵ سال اخير عرفات را در دفتر كارش در «رام الله» زندانى و بارها تهديد به مرگ كردند.
آيا عرفات اين اواخر دچار سرخوردگى نشده بود؟
عرفات در زمينه تاكتيك هاى سياسى، تخصص داشت و هميشه قادر بود تاكتيك هايى را به كار ببرد و راه گريزى از بن بست ها پيدا كند اما به نظر مى رسد بعد از حوادث ۱۱ سپتامبر و جنگى كه آمريكا عليه تروريسم در منطقه به راه انداخت و تحركى كه اسرائيل تحت همين عنوان در منطقه آغاز كرد، اسرائيلى ها ديگر حاضر نيستند به طرح هاى مسالمت آميز بازگردند. درواقع، از نظر حكومت ليكودى اسرائيل، دوره حل مسالمت آميز مسأله خاورميانه يا فلسطين گذشته است. به همين دليل، آنها ديگر احساس نمى كنند كه وجود شخصى در موقعيت عرفات، درصحنه لازم و ضرورى است. بلكه دقيقاً اظهارنظرهاى شخص آريل شارون در ماههاى اخير نشان مى داد كه اصولاً اسرائيل نمى خواهد يك طرف مذاكره كننده نيرومند در فلسطين باشد. به همين دليل، با متهم كردن عرفات به طرفدارى از تروريسم او را بايكوت و سپس ادعا كرد كه ما در بين فلسطينى ها، طرفى براى مذاكره نداريم. يعنى هر عملياتى از سوى مقاومت يا انتفاضه صورت گرفت، اسرائيل، عرفات را مسؤول شناخت. اسرائيل از يك سو عرفات را زندانى كرده بود، تمامى امكانات ادارى و نظامى و انتظامى عرفات را بمباران كرده و از بين برده بود و از طرف ديگر، از عرفات مى خواست كه با تروريسم مبارزه كند و جلوى اين عمليات را بگيرد.لذا واضح بود كه اسرائيل نمى خواهد نه فقط عرفات بلكه هيچ فردى رهبرى ملى كه نمايندگى ملت فلسطين را داشته باشد در صحنه وجود داشته باشد. تا زمانى كه عرفات بود، اسرائيل و شخص شارون ادعا مى كرد كه بين فلسطينى ها طرفى براى مذاكره وجود ندارد. وقتى هم كه عرفات فوت كرد و فلسطينى ها در حال سروسامان دادن به وضع داخلى خود از طريق انتخابات و پركردن جاهاى خالى هستند، مى بينيم كه باز هم شارون ادعا مى كند كه طرف فلسطينى ضعيف است و طرف نيرومندى براى مذاكره وجود ندارد.
بنابراين شارون اصلاً نمى خواهد با كسى در صحنه فلسطين مذاكره كند؟
بله فقط از فلسطينى ها مى خواهد كه در درجه اول و قبل از هر كار و مذاكره با تروريسم مبارزه كنند. اين بدين معناست كه هر كس در صحنه فلسطين روى كار بيايد، انتفاضه و مقاومت فلسطين را نابود كرد و با سازمانهاى جهادى مثل جهاد اسلامى يعنى حماس به مبارزه برخيزد. يعنى ايجاد جنگ داخلى در بين فلسطينى ها.
سمت هايى كه عرفات داشت، اكنون چگونه توزيع شده اند؟
عرفات چندين سمت داشت كه فعلاً هر يك به افراد گوناگونى واگذار شده است. پست رياست كميته اجرايى سازمان آزاديبخش فلسطين كه به آقاى محمود عباس (ابومازن) داده شده، براى رياست تشكيلات خودگردان قرار است انتخابات در ۹ژانويه انجام شود. در عين حال، عرفات، رئيس بزرگترين سازمان فلسطين يعنى سازمان «فتح» نيز بود كه در اين مورد «فاروق قدومى» به رياست سازمان فتح به جاى عرفات انتخاب شده است. يك شوراى امنيت ملى نيز وجود داشت كه باز هم عرفات رئيس آن بود و در حال حاضر، نخست وزير آقاى احمد قريع معروف به «ابوعلا» براى اين سمت انتخاب شده است. حداقل چهارپستى كه عرفات به تنهايى اداره مى كرده، به سه نفر واگذار شده و فقط رياست تشكيلات خودگردان باقى مانده است كه فعلاً سرگرم مقدمات برگزارى انتخابات براى آن هستند. اين روندى است پس از فوت عرفات شروع شده و فرض بر اين است كه تا روز ۹ژانويه كه انتخابات رئيس تشكيلات برگزار شود البته تا اين مشكلات خود را در غياب ياسرعرفات سازمان دهند، طبيعتاً با مشكلاتى مواجه خواهند شد.
قبل از اينكه به مشكلات اشاره كنيد، اگر اين فرآيند به همين شكل پيش برود و چهارپست مهمى كه در اختيار عرفات قرار داشت، در اختيار چهارنفر قرار گيرد، آينده اين حركت را چگونه تصوير مى كنيد؟ آيا تكثرى ايجاد نخواهد شد؟ و آيا فضا را دموكراتيك خواهد كرد و يا باعث از هم پاشيدگى سياستهاى واحد گذشته خواهد شد؟
ببينيد! در حال حاضر كه گروه ها، سازمانهاى فلسطينى و ملت فلسطين، نبود عرفات را حس كرده اند، يك حالت روحى و روانى بر جامعه فلسطين حاكم است كه در ۴۰سال گذشته نبوده است. براى اولين بار، جامعه فلسطينى احساس مى كند كه يك رهبريت واحد وجود ندارد و احساس مى كند كه به جاى اتكا به يك شخص، بايد به نهادها و تشكيلات اتكا داشته باشد.بدون ترديد، هيچ شخصى وجود ندارد كه بتواند به تنهايى جاى عرفات را پر كند كه حالت كاريزما و نمادين ياسرعرفات را داشته باشد و خود به خود بايد مسؤوليتها تقسيم شود. در حال حاضر، حالت ترس از آينده و به نوعى يك نگرانى بر جمع حاكم است كه ممكن است باعث شود همه گروهها با هم همكارى كنند. اما در عين حال نمى شود احتمال رقابت بين شخصيت ها و گروهها را از نظر دور داشت. بخصوص ترديدى نيست كه اسرائيل از طريق عوامل مختلف سعى مى كند بين فلسطينى ها اختلاف بيندازد و جنگ داخلى ايجاد كند تااصولاً مجبور نباشد در مورد حقوق ملت فلسطين پاسخگو باشد. اين احتمال ها وجود دارند، اما اكنون همه شخصيت ها وحدت ملى، برادرى، همكارى و اجتناب از اختلاف نظر را خط سرخ مى دانند. لذا مى توان اميدوار بود كه اين حالت را حفظ كنند.
آيا هر يك از اين سه فردى كه در رأس سه سازمان مختلف فلسطين نشسته اند، جريانهاى فكرى و اجتماعى را به همراه خود دارند؟
شخصيت هاى اصلى فلسطينى سالهاست كه توسط اسرائيل ترور شده اند. يعنى آنهايى كه همراه ياسرعرفات مبارزه را شروع كردند، اكنون نيستند. ما ديديم كه در دوره بعد از بيروت، يعنى دوره تونس بسيارى از سران فلسطينى كه پايگاه مردمى داشتند توسط عوامل اسرائيل در تونس ترور شدند مثل «ابواياد» كه هميشه از او به عنوان مرد شماره دو سازمان فتح ياد مى شد و يا مثل «خليل وزير» (ابوجهاد) كه شخصيت مبارزه فعالى در عرصه فلسطين و سازمان فتح بود و در انتفاضه نقش داشت و مى توانست جريانهاى مختلف فكرى و حتى اسلام گرا را به خودش جذب كند. تنها شخصيت هاى قديمى كه باقى مانده اند، يكى فاروق قدومى و ديگرى، محمود عباس (ابومازن) هستند. قدومى به دليل اينكه نسبت به قرارداد اسلو معترض و موافق هماهنگى بين ساف و سوريه بود، هرگز حاضر نشد زير چتر موافقتنامه اسلو به اراضى اشغالى كرانه غربى نوار غزه كوچ كند و در تونس ماند. وى تنها شخصيت فلسطينى بارز است كه خارج از اراضى اشغالى به سر مى برد. اما به همين دليل، هيچ امكاناتى در اختيار ندارد. سالهاى سال از قدومى به عنوان مسؤول امورخارجى ساف يادمى شده است. الآن چون تشكيلات خودگردان همه كاره است و خود ساف تضعيف شده و تنها اسمى از آن مانده است، طبيعتاً او هم موقعيتى براى فعاليت سياسى ندارد، چون فعاليت سياسى در داخل متمركز شده است. در داخل هم تنها شخصيتى كه مانده، ابومازن است. منتها با اينكه او از شخصيت هاى قديمى است كه از مدتها پيش مبارزه را به همراه عرفات شروع كرد، افكار خاص خودش را دارد.
ابومازن چه ويژگى هاى فكرى دارد؟
ابومازن اصلاً معتقد نيست كه مسأله فلسطين متعلق به جهان عرب يا جهان اسلام است، بلكه اعتقاد به روند «فلسطينى كردن مسأله فلسطين» دارد.
اين اصطلاحى است كه شايد در ايران زياد به كار نرفته است. فلسطينى كردن مسأله فلسطين، يعنى جدا كردن مسأله ازجهان عرب و جهان اسلام تحت اين عنوان كه اين مسأله فقط به فلسطينى ها مربوط است و آنها مختارند هر كارى مى خواهند انجام دهند وبه هر راه حلى تن دهند و ديگران حق اعتراض ندارند. آمريكا و اسرائيل نيز به شدت دنبال همين مسأله هستند. يعنى به هيچوجه نمى پذيرند كه مسأله فلسطين يك مسأله بين العربى و يا بين الاسلامى باشد.
پس آمريكا و اسرائيل با او موافقت خواهند كرد؟
بله. به همين دليل هم هست كه ما مى بينيم اسرائيل و آمريكا به شدت از ابومازن حمايت مى كنند. همين الآن مهمترين نامزدى كه براى جانشينى عرفات معرفى شده ابومازن است و مى بينيم كه آمريكا و اسرائيل هم حمايت مى كنند و موانع را برمى دارند.
الآن نامزدها مشخص شده اند؟
فعلاً مهمترين نامزد ابومازن است. البته هنوز فرصت باقى است براى اينكه كسان ديگرى خودشان را نامزد كنند. مجموعه گروههاى چپ گراى فلسطينى گفتند كه مى خواهند يكى از شخصيتهاى سالخورده و قديمى فلسطين به نام دكتر «حيدر عبدالشافى» را نامزد كنند. حيدرعبدالشافى از چهره هاى محترم و قديمى فلسطين است .
حيدر عبدالشافى الآن كجاست؟
او در غزه زندگى مى كند. وى استاد دانشگاه بوده و گرايشها و افكار چپ داشته است. وى در مذاكرات مادريد به عنوان رئيس هيأت مذاكره كننده فلسطينى در سال۱۹۹۱ و ۱۹۹۲ شركت كرد. اما وقتى مسأله اسلو پيش آمد، به عنوان اعتراض به سازشى كه در اسلو صورت گرفت، از رياست هيأت فلسطينى استعفا كرد. او خود را از تمامى فعاليتهاى سياسى كنار كشيد و هميشه نيز نسبت به توافقنامه اسلو و نتايج آن معترض بوده است. به همين دليل، جناح هاى چپ گراى فلسطينى مى خواهند كه عبدالشافى را نامزد كنند. البته من بعيد مى دانم كه او رأى بياورد. شخصيت ديگرى نيز مطرح بود. منظورم «مروان برغوثى» است كه چندى پيش انصراف خود را اعلام كرد.
آيا ابومازن محبوبيتى بين مردم دارد؟
به آن شكل،محبوبيت و پايگاه فردى ندارد.
بين شخصيت ها چطور؟
بله. چون اوتنها شخصيت قديمى در سازمان فتح است.چون مى دانيد كه سازمان فتح بزرگترين سازمان فلسطينى است و معمولاً حرف آخر را مى زند و نامزد اصلى را سازمان فتح انتخاب و معرفى مى كند. فعلاً از طرف سازمان فتح كه عرفات رئيس آن بود، ابومازن معرفى شده و طبيعى است كه رأى بياورد و انتخابات را ببرد. البته بايد ديد كه انتخابات به چه شكلى برگزار خواهد شد.
فرض كنيد ابومازن به عنوان رئيس تشكيلات خودگردان انتخاب شود شما شرايط صلح خاورميانه را با انتخاب او چگونه ارزيابى مى كنيد؟
مشكل فلسطينى ها اين است كه به جاى اينكه در مذاكرات حداكثر را در خواست كنند و بعداً كوتاه بيايند تا به حداقل برسند، از روز اول، حداقل را مطرح كردند و حالا ديگر نمى توانند از آن پايين بيايند. حداقلى كه مطرح كردند، اين است كه اسرائيل طبق قطعنامه ۳۴۲ و ۲۳۸ شوراى امنيت از اراضى اشغالى سال ۱۹۶۷ خارج شود و فلسطينى ها در اين اراضى، يك دولت مستقل براى خود به وجود بياورند و با اسرائيل هم در صلح به سر ببرند. اين حداقلى است كه در كنفرانس سران عرب در بيروت هم ابتدا به عنوان طرح اميرعبدالله وليعهد عربستان مطرح شد. سپس كنفرانس آن را به عنوان طرح جهان عرب تصويب كرد و طبق قطعنامه دولت فلسطين تشكيل شودو اسرائيل را نيز به رسميت بشناسد. منتها اسرائيل هرگز به اين حداقل تن نمى دهد. ممكن است اسرائيل از نوار غزه عقب نشينى كند، چون در نوار غزه هيچ چيز جذابى براى اسرائيل وجود ندارد . اما ساحل غربى رود اردن را بخشى از سرزمين توراتى مى داند و از آن به عنوان يهودا و سامره نام مى برد و از سال ۱۹۶۷ تا الآن صدها شهرك صهيونيست نشين در اين منطقه ايجاد كرده است كه روز به روز بر تعداد اين شهرك ها افزوده مى شود. از طرف ديگر، قدس شرقى به قدس غربى كه در سال۱۹۴۸ اشغال شده بود، ملحق و قدس واحد را به عنوان پايتخت ابدى اسرائيل اعلام كرده است و مرتب تأكيد مى كند كه در هيچ شرايطى حاضر به ترك آن نيست.
به نظر مى رسد با وضعيت كنونى كه فلسطينى ها در موضع ضعف هستند و آمريكا بى دريغ از اسرائيل حمايت مى كند و حاضر نيست هيچگونه فشارى به اسرائيل بياورد. اين مسائل به نفع فلسطين قابل حل نباشد.
ابومازن چه كار مى تواند بكند؟
ابومازن دو راه دارد: يا بايد همان راه عرفات را ادامه دهد، زيرا در شرايط كنونى تصور نمى شود بتواند با توجه به افكار عمومى، از حقوق ملت فلسطين مانند حاكميت بر قدس شرقى لزوم بازگشت آوارگان ، تشكيل دولت مستقل فلسطينى و تعيين سرنوشت ملت و... بگذرد. يعنى مسائلى كه جزء مسلمات است هيچكس نمى تواند از آنها بگذرد. با اين حال ، آمريكا واسرائيل اميدوارند با وجود اشخاصى مثل ابومازن و ابوعلاء در رأس امور بتوانند فلسطينى ها را به كمتر از اينها قانع بكنند و شرايطى به وجود بياورندكه آنان را در قبال عمل انجام شده قرار دهند و بگويند ما فعلاً دراين شرايط نمى توانيم بيش از اين پس بگيريم. ممكن است در آينده بخواهند چنين وضعيتى را تحميل كنند. البته طرح هايى از قديم بوده كه ممكن است آنها را زنده كنند، مثل ايجاد فدراسيون ياكنفدراسيون بين فلسطين و اردن همه اين طرحها موجودند و فعلاً مشخص نيست كه عملاً اسرائيل و آمريكا چه مسأله اى را پيش خواهند كشيد.
فكر مى كنيد بحث انتفاضه به كجا خواهد كشيد؟
اين سؤال بسيار جالبى است . دو ديدگاه درداخل فلسطين وجود دارد: يك ديدگاه كه حماس و جهاد و بسيارى از تشكيلات و سازمانها آن را باور دارند، اين كه ما راهى جز انتفاضه نداريم. يعنى امكان ندارد آمريكا و اسرائيل از طريق مذاكرات، امتيازى به فلسطينى ها بدهند واگر قرار باشد ما چيزى به دست بياوريم، از طريق انتفاضه است و انتفاضه بايد به هرشكل ادامه داشته باشد. در مقابل، گروه ديگرى معتقدند كه ما با ارزيابى دستاورد انتفاضه در اين سالها مى بينيم كه چيزى به دست نياورده ايم و برعكس ، اسرائيل بهانه پيدا كرده كه تحت عنوان سركوب مقاومت يا مبارزه با تروريسم، شهرها، روستاها و خانه ها را نابود و شخصيت ها را ترور و هزاران فلسطينى را زندانى كند. اين گروه معتقد است كه بايد انتفاضه را متوقف يا حداقل بخش نظامى آن رامتوقف كرد. اگر قرار باشد انتفاضه ادامه داشته باشد فقط بايد به شكل مردمى تظاهرات مردمى ، پرتاب سنگ ، اعتصاب و...باشد.
كه حق طبيعى هرملتى است...
بله، آنان مى گويند بايد همدردى جهانيان را نيز داشته باشيم و در مقابل، عمليات نظامى را متوقف كنيم . ابومازن و دستيارانش جزو دسته دوم هستند و اصلاً اعتقاد ندارند كه انتفاضه مفيد بوده و يا مى تواند مفيد باشد. آنها مترصدند كه انتفاضه يا حداقل جنبه نظامى آن را متوقف كنند.
آيا اين اختلاف نظر ممكن است به تفاهمى بين فلسطينى ها منجر شود يا برعكس به درگيرى خواهد انجاميد؟
همه اين احتمالات وارد است. درحال حاضر ، حركتها و جنبش هايى كه در انتفاضه مؤثرند مثل حركت حماس و جهاد خواستار اين هستند كه دوكار صورت بگيرد: اولاً يك مرجعيت فراگير وگسترده با شركت همه گروههاى فلسطينى تشكيل شود، حماس ، جهاد، فتح و گروههاى مختلف واين گروهها استراتژى آينده ملت فلسطين را بريزند كه صلح يا جنگ و يا انتفاضه ومبارزه باشد ، اما هنوز معلوم نيست.
نتيجه اين كار چه خواهد بود؟
اگر اين پيشنهاد پيش برود، مى توان تصور كرد كه وقتى همه گروهها در عمل پايبند اين چارچوب ترسيم شوند، اختلاف نظرى پيش نمى آيد. اما اگر نتوانند به كمك چنين استراتژى برسند، طبيعتاً ممكن است به نقطه اى برسند كه درگيرى اجتناب ناپذير باشد. همين الأن تشكيلات خودگردان معتقد است كه ما بايد حداقل مناطق خود را از نظر امنيتى و انتظامى كنترل كنيم. اكنون همه مسلح هستند. ابومازن مى گويد بايد سلاح ها را جمع آورى كرد تا امنيت ايجاد و قانون حاكم شود.
آيا ممكن است درآينده، به بهانه جمع آورى سلاح هاى غيرقانونى وحاكم كردن قانون برجامعه فلسطينى اوضاع به سمتى برود كه درگيرى بين نيروهاى وابسته به تشكيلات خودگردان و نيروهاى مقاومت ايجاد شود؟
متأسفانه بايد اين احتمال را داد. بخصوص اين چيزى است كه اسرائيلى ها مى خواهند. يعنى اسرائيلى ها شرط مى كنند كه اولين وظيفه تشكيلاتى كه روى كار مى آيد، مبارزه با تروريسم خواهد بود.
در آن طرف هم برخى ديگر مى توانند مدعى باشند كه چه تضمينى وجود دارد كه شما مردم فلسطين را خلع سلاح كنيد و بعداً چه بلايى برسرمردم فلسطين بيايد؟
فارغ از همه اين بحث ها، خود شما آينده فلسطين را حداقل تا ۲ سال آينده چگونه مى بينيد؟
من بعيدمى دانم ظرف اين فاصله زمانى، پيشرفتى حاصل شود.
آيا جهت ها نيز مشخص نمى شوند؟
الآن از نظر آمريكا و اسرائيل، حل مسأله فلسطين در اولويت نيست. اولويت آمريكا واسرائيل سروسامان دادن به خاورميانه تحت عنوان مسأله «خاورميانه بزرگ» است ؛ خاورميانه اى كه از عراق شروع مى شود. الآن همه تلاش آمريكا واسرائيل به سمت عراق است. اگر آمريكا درعراق موفق شود، در آن صورت به بقيه كشورها مى پردازد و به اصطلاح خودشان پروژه «مهندسى مجدد خاورميانه» را اجرا خواهند كرد. در واقع مى بينيم كه در چارچوب مبارزه با تروريسم، چنين مأموريت هايى را براى خود معين كرده اند. آمريكايى ها بعداز حوادث ۱۱ سپتامبر ، اصلاً نمى پذيرند كه مسأله فلسطين ، مسأله اى كانونى و محورى است واگر اين مسأله حل شود زمينه هاى رشد تروريسم در منطقه از بين مى رود. بنابراين حل مسأله فلسطين را در آخرين مرحله مأموريت شان گذاشته اند.
يعنى اين احساس وجود دارد كه بحث فلسطين در قالب استراتژى خاورميانه بزرگ حل شده خواهد بود؟
شايد آخرين مرحله باشد. چون فعلاً مرحله عراق است و پس از آن نيز نوبت بقيه كشورها مى رسد و اگر به فلسطين هم بپردازند، زمانى است كه مطابق دلخواه از بقيه مسائل فارغ شده باشند. به عبارت ديگر، زمانى كه مسأله عراق ، سوريه ، ايران، عربستان ومصر را حل كردند، در آن صورت فلسطينى ها تنها خواهند ماند وهيچ اهرم كمك خارجى نخواهند داشت. اگر آمريكا موفق شود خاورميانه بزرگ را آنطور كه خودش مايل است مهندسى كند و شكل جديدى به آن بدهد، فلسطينى ها چاره اى نخواهند داشت جز اينكه آنچه آمريكا و اسرائيل به آنها مى دهند، بپذيرند.
آينده فلسطين
ترجمه : رضا اسدى
اشاره
با درگذشت ياسرعرفات، آشوب جارى درنوار غزه به جدى ترين چالش براى تشكيلات خودگردان فلسطين و رهبر آينده آن تبديل شده است. طرح اسرائيل براى عقب نشينى از غزه، تنش هاى ديرين ميان جناحهاى فلسطينى خواهان تغيير وضعيت موجودرا به غليان انداخته است وبه نظر مى آيد انتخابات ماه ژانويه در اراضى فلسطينى مى تواندتنها راه براى اجتناب از هرج و مرج گسترده و احياى روند صلح باشد.« خليل شكاكى» مدير مركز سياست گذارى و پژوهش فلسطين در «رام الله» درمقاله اى در نشريه «فارن افرز» به بررسى آينده نامعلوم فلسطينيان پرداخته است.
•••
بدون حكومت درغزه
تشكيلات خودگردان از جولاى ۲۰۰۴ با وخيم ترين چالش درونى از زمان تأسيس خوددر ۱۹۹۴ رويارو شده است.كشاكش خشونت آميز جناحهاى رقيب در غزه كه زورآزمايى «سردمداران پير» و «قدرت خواهان جوان» بود، اين تشكيلات را با خطر نابودى مواجه كرده است وبيم آن مى رودكه به تبع آن، باز مانده نظم وامنيت داخلى برباد برود.آشوب جارى نه تنها براى جامعه فلسطين و آمالش براى تشكيل حكومتى واحد ، بلكه براى طرح عقب نشينى يكجانبه اسرائيل خطرى جدى است؛ طرحى كه آمريكابراى احياى روندصلح و اعاده حيثيت خود در خاورميانه به آن اميد بسته است.
اگر اسرائيل طرح نخست وزيرش «آريل شارون» براى عقب نشينى از نوار غزه را در سه ماهه آخر سال ۲۰۰۵ به اجرا گذارد، جامعه فلسطين حتى بيش از پيش دچار تفرقه خواهد شد و اتحادش را از دست خواهد داد وبه احتمال زياد، در شعله هاى يك جنگ خونين داخلى خواهد سوخت.
اسرائيلى ها نيز به امنيت مطبوعشان دست نخواهند يافت و بايد بعداز فروپاشى تشكيلات خودگردان، با گروههاى خودمختار دست وپنجه نرم كنند.در همين حال، طراحان چهارگانه نقشه راه صلح يعنى آمريكا، اتحاديه اروپا، روسيه وسازمان ملل متحد در خواهند يافت كه فلسطينيان بدون رهبرى نيرومند ويكپارچه قادر به حفاظت از صلح نيستند. ازهمين رو، نابسامانى فلسطينيان روى تمامى طرفهاى درگير تأثير خواهد گذاشت، اما براى تغيير اين مسير هنوز خيلى دير نشده است: برگزارى انتخابات ملى فلسطين قبل از عقب نشينى اسرائيل مى تواند از هرگونه آشوب جلوگيرى كند و بنيان يك حكومت مردم سالار فلسطينى را بنا نهد.
شكاف نسلها
طرح عقب نشينى شارون تنش هاى ديرينه درون جامعه سياسى فلسطين راتشديد كرده است.هنگامى كه انتفاضه مسجدالاقصى در سپتامبر ۲۰۰۰ فوران كرد، محيط سياسى واجتماعى فلسطين دستخوش تغييرات وسيعى شد.با تضعيف شدن تشكيلات خودگردان و كاهش محبوبيت داخلى و مشروعيت خارجى اش، بر اقتدار حماس وساير گروههاى اسلامگرا افزوده شد.آنها با اتكا به نگرانى و كين خواهى فزاينده فلسطينيان به حملات شهادت طلبانه عليه اسرائيل متوسل شدند وبر محبوبيت خود افزودند. حمايت مردمى از اسلام گرايان از ۱۷ درصد در اواسط سال ۲۰۰۰ (درست قبل از شروع انتفاضه) به ۳۵ درصد در ميانه ۲۰۰۴ رسيد.
در خلال همين مدت، حمايت از حزب ملى گراى فتح به رهبرى ياسر عرفات كه تشكيلات خودگردان را تحت كنترل دارد، از ۳۷ به ۲۸ درصد كاهش يافت. اين شكاف بين جناحها در نوار غزه حتى بيشتر دامن گستراند. رهبران جوانتر فتح، همانند اسلام گرايان، از انتفاضه مسجدالاقصى براى تضعيف نظام سياسى غالب فلسطين وامنيت اسرائيل سودجستند. مبارزان جوان با تأسى از شيوه هاى حزب الله لبنان مى خواستند كه اسرائيل همانندعقب نشينى يكجانبه اش از جنوب لبنان در مه ۲۰۰۰ ، از سرزمينهاى اشغالى بيرون برود.اما توسل به خشونت عليه اسرائيل وآزادى حمل سلاح، همچنين به ملى گرايان جوان مشروعيت مردمى بخشيد وبه آنها فرصت داد پيكارشان عليه سردمداران سالخورده را شدت بخشند. در همين حين، تشديد حملات عليه اسرائيل قدرت مانور رهبران پير در تماسهاى ديپلماتيك با تل آويو و جامعه بين الملل را محدود كرد. ملى گرايان جوان همچنين براى تحكيم موقعيتشان كوشيدند با اسلام گرايان ائتلاف برقرار كنند و به طرفدارى از آوارگان و مستضعفان در مقابل طبقه مرفه و شهرى فلسطين بپردازند. بدين ترتيب، مادامى كه انتفاضه ادامه داشت، نيروهاى جوان قويتر شدند.
اين در حالى بودكه حمايت مردم از عرفات وياران كهنسالش پيوسته كاهش مى يافت و حتى بسيارى از فلسطينيان تدبير ورهبرى وى را به زير سؤال بردند. محبوبيت او از ۴۷ درصد قبل از شروع انتفاضه به ۳۵ درصد تا پايان سال سوم اين قيام مردمى تنزل يافت. در اواخر سال ۲۰۰۳ و در ۲۰۰۴ حمايت مردم از عرفات تنها به خاطر تهديدات اسرائيل براى قتل يا اخراج وى به حدود ۵۰ درصد رسيد.
يك نظرسنجى كه در ژوئن ۲۰۰۴ يعنى يك ماه پيش از فوران هرج و مرج در غزه صورت گرفت، حاكى از آن بود كه ۸۷ درصد فلسطينيان در اراضى اشغالى معتقدند تشكيلات خودگردان به فساد آلوده شده است. حدود ۹۲ درصد نيز از فراخوانهاى داخلى وخارجى براى اصلاحات اساسى سياسى در اين تشكيلات حمايت كردند و فقط ۴۰ درصد عقيده داشتند كه دولت عرفات چنان اصلاحاتى را به اجرا مى گذارد. شارون، طرح خود براى عقب نشينى را در آوريل ۲۰۰۴ اعلام كردو از آن هنگام تاكنون طرح عقب نشينى قريب الوقوع اسرائيل به خصوص براى رهبران جوان ملى گرا به منزله فرصتهاى جديد ودلشوره هاى تازه است. از يك سو، آنها معتقدند پس از خروج اسرائيلى ها در موقعيتى عالى قرار خواهندگرفت. به هر حال تفنگ و بمب شان، نه تاكتيكهاى مذاكراتى رهبران پير، عامل عقب نشينى اسرائيل تلقى خواهدشد.
از سوى ديگر، اگر اسرائيل از غزه بيرون برود، ديگر توجيه رهبران جوان براى توسل به سلاح و شبه نظاميان مستقل مانند «گردانهاى شهداى الاقصى» كه اقتدار رهبران پير را تضعيف مى كند، كاربردى نخواهد داشت. اگر ملى گرايان جوان نتوانند رقباى خود را سرنگون كنند، آنها احتمالاً مسير مبارزه مسلحانه بااسرائيل پس از عقب نشينى دشمن را ادامه خواهندداد، حتى اگر چنان نبردهايى بين مردم فلسطين محبوبيت نداشته باشد.رهبران كهنسال نيز به نوبه خود قادر به مهار چالشها عليه اقتدارشان نبوده اند. چون اسرائيل يكجانبه عقب نشينى مى كند، رهبران تشكيلات خودگردان ديگر براى مذاكره جهت پايان دادن به اشغال اسرائيل موردنياز نخواهندبود.
ناكارآمدى فزاينده آنها توأم با اشتياق عمومى به دولت پاك به رهبران جوان، خواه پيكارجو و خواه ميانه رو، جسارت بخشيده كه تشكيلات خودگردانى را به طور مستقيم به چالش بكشانند.
فلسطينيان تشنه اصلاحات
از آغاز انتفاضه مسجد الاقصى در ۴سال پيش، سه اقدام جدى براى اجراى اصلاحات مردم سالارانه در تشكيلات خودگردان صورت گرفته است.
اولين گام درمه و ژوئن ۲۰۰۲ با اشغال مجدد شهرهاى فلسطينى دركرانه باخترى آغازشد.
دومى، همزمان با انتشار نقشه راه صلح در اوايل ۲۰۰۳ و سومى، درزمان نخست وزيرى محمودعباس ازمارس تا سپتامبر ۲۰۰۳ اتفاق افتاد.
اگرچه چند اقدام اصلاح طلبانه مهم دراين سه دوره به اجرا درآمد، اما اين روند به طور مكرر متوقف شد. اما يك موضوع آشكار بود: مردم فلسطين پس از چشيدن طعم اصلاحات، عطش بيشترى پيداكردند. دولت عباس (ملقب به ابومازن) تلاشهاى مجدانه اى براى نهادينه سازى روند اصلاحات به كارگرفت. دادگاههاى امنيتى كه بيرون از نظام قضايى اداره مى شدند، برچيده شدند و شوراى عالى قضايى مطابق با قانون قضايى فلسطين منصوب شد.
چند سازمان تشكيلات خودگردان كه اسماً به ياسرعرفات گزارش مى دادند ولى عملاً به كسى پاسخگو نبودند، تحت نظارت دولت درآمدند. همچنين امورمالى عمومى نيز مشمول نظارت بهتر شد.
اما درنهايت، اين اقدامات متوقف شدند. ايده نقشه راه آمريكا، اروپا، روسيه و سازمان ملل متحد اين بود كه يك نخست وزير نيرومند، اعتبار را به تشكيلات خودگردان بازگرداند و به نوبه خود اصلاحات را پيش برد، از خشونت بكاهد و مذاكرات صلح فلسطينيان و اسراييلى ها را ازسربگيرد.
وقتى عباس اولين بار در ماه مارس منصوب شد، ۶۱ درصد مردم فلسطين به حمايت از وى پرداختند. اما فشارهاى درونى و خارجى ازجمله امتناع اسرائيل از توقف احداث ديوار حائل و بيرون نبردن قابل ملاحظه نيروهايش، به تضعيف عباس انجاميد.
درنتيجه، وى نتوانست چشم انداز سياسى و اقتصادى فلسطينيان را اميدبخش تر كند. خيلى زود، او اعتماد مردم را ازدست داد و ظرف چندماه در سپتامبر ۲۰۰۳ ناگزير به استعفاشد.
سه ثمره انتخابات
شارون كه از ديرباز، قهرمان شهرك نشينان يهودى سرزمينهاى اشغالى است، اكنون بر مزاياى درازمدت امنيتى و راهبردى عقب نشينى يكجانبه اسرائيل از نوارغزه تأكيدمى كند. حدود ۷هزار شهرك نشين تابن دندان مسلح در ميان ۱‎/۳ ميليون فلسطينى زندگى مى كنند و اين طرح هم از نظر مبارزان فلسطينى و هم از نظر عامه مردم يك پيروزى براى انتفاضه مسلحانه است. اسلام گرايان و نيروهاى جوان خود را عامل اين پيروزى مى دانند.
اما اكثر فلسطينيان همچنين مى دانند كه عقب نشينى، مشكلاتى را به بار خواهدآورد. ظهور يك تشكيلات ملى مجزا در نوارغزه پس از خروج اسرائيل، اتحادفلسطينيان را تهديد خواهدكرد.
اين شكاف به تشديد تنشهاى ميان جناحهاى گوناگون سياسى فلسطين و بروز تفرقه بيشتر در تشكيلات خودگردان و شايد زوال نهايى اش خواهدانجاميد.
درمارس ،۲۰۰۴ اندكى بعد از اعلام طرح شارون، يك نظرسنجى نشان داد كه سه چهارم فلسطينيان از اين عقب نشينى استقبال مى كنند و دو سوم آن را يك پيروزى براى انتفاضه مى دانستند. اما تا ژوئن، نگرانى شان درباره تبعات اين طرح فزونى يافت: ۵۹ درصد نگرانى درگيرى داخلى پس از عقب نشينى اسرائيلى بودند و فقط ۳۰درصد باورداشتند كه تشكيلات خودگردان كفايت لازم براى اداره امور پس از خروج اشغالگران را دارند و تنها ۳۱ درصد معتقد بودند كه زندگى عادى در غزه ازسرگرفته خواهدشد. اما تحول بالقوه اى كه ثمره عقب نشينى پنداشته مى شود، جان تازه اى به جنبش بيمار اصلاحات فلسطين بخشيد. در نوارغزه، گروههاى مسلح آشكارا تشكيلات خودگردان را به چالش كشاندند. البته تمام اصلاح جويان به اعمال قهريه متوسل نشدند؛ اين فراخوان ازسوى طيف گسترده اى از جامعه به گوش مى رسيد.
سرانجام عرفات به اشتباهات حكومتى اش اذعان كرد و پذيرفت بخشى ازاختيارات امنيتى خود را واگذاركند. او همچنين خواستار برگزارى انتخابات ملى شد و دوره اى را براى ثبت نام از رأى دهندگان تعيين كرد.
اگرچه ناآرامى جولاى در غزه هرگز با هدف سرنگونى عرفات صورت نگرفت، اما رهبران جوان از امتيازاتى كه وى داد، خرسند نشدند.
اكنون برگزارى انتخابات درمناطق فلسطين اشغال شده در ۱۹۶۷ به سه هدف عمده نايل خواهدشد.
نخست، مشروعيت تشكيلات خودگردان درميان فلسطينيان اعاده خواهدشد و به دولت جديد امكان مى دهد براى تأمين امنيت ملى، دست به مخاطرات سياسى بزند.
دوم، انتخابات مى تواند تدريجاً به حكمفرمايى رهبران كهنسال پايان دهد، زيرا حماس و رهبران جوان مى توانند به مدد محبوبيتى كه درخلال انتفاضه اندوختند، صاحب كرسى پارلمانى شوند.
وقتى اين نيروها به بدنه سيستم سياسى فلسطين ملحق شوند، تشكيلات خودگردان جديد بالاخره قدرت سركوب خشونت و جمع آورى تسليحات غيرقانونى را به دست خواهدآورد.
سوم، انتخابات اصول مردم سالارى، حسابرسى و حكومتدارى درنظام سياسى فلسطين را نهادينه خواهدكرد.
بى ترديد، خلع سلاح براى اسلام گرايان دشوارخواهدبود، ولى اصلاحات بيشتر مردم سالارانه و انتخابات شهرداريها كه محبوبيت مردمى حماس را افزايش خواهدداد، اين قرص تلخ را شيرين خواهدكرد.
* اين مطلب پيش از درگذشت ياسرعرفات رهبر فقيد فلسطينيان به رشته نگارش درآمده است. اما به دليل تلاش براى توصيف صحنه سياسى فلسطين، مطالعه آن خالى از فايده نخواهدبود.
با اين حال، تمام مطالب درج شده توسط نويسنده، نمى تواند موردتأييد «ايران ديپلماتيك» باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |