گفت و گو از جلال برزگر
انتخابات افغانستان را چه آمريكا برگزار كرده باشد و چه جامعه جهانى، براى مردم افغانستان فرصتى بود كه پس از سالها سخن گفتن سياستمداران به زبان تفنگ و ترياك ، براى نخستين بار مانند مردم ديگر كشورها رأى و اراده خود را براى تعيين تكليف زعيم و دولت شان به منصه ظهور برسانند.
رقابت ۱۸ نامزد كرسى رياست جمهورى نيز در سطح بالا و باكمترين پروا در نقد و انتقاد صورت گرفت. بخشى از نيروهاى جنبش جهاد ومقاومت افغانستان در آخرين دقايق حساب خود را از «حامد كرزاى» جدا كردند و با او به رقابت پرداختند، اما كرزاى، شمارى از اين نيروها را در جريان انتخابات در كنار خود داشت. از جمله شمارى از رهبران جهاد ومقاومت را . او «احمد ضياء مسعود» برادر فرمانده نامى و تاجيك افغان و داماد استاد «برهان الدين ربانى » را به عنوان معاون اول خود معرفى كرد. برخى اين نوع رفتارهاى كرزاى را حربه اى سياسى عليه رقبا مى دانند وبرخى نشانه اعتماد به نفس او وتلاش براى تشكيل دولت فراگير در سرزمين اقوام .
حال ، احمد ضياءمسعود معاون اول رئيس دولت افغانستان است . او در گفت وگو با «ايران» تلاش دارد به «وسع خود ، خيال همسايگان افغانستان را از بابت حضور نيروهاى خارجى در كشورش راحت سازد». البته برخى اين نوع گفتار وكردار را ژست سياسى بدون تضمين مى دانند و شمارى نيز همين حد از توجه به دغدغه هاى همسايگان را داراى ارزش و مبنا وپايه همكاريهاى آتى ارزيابى مى كنند. تا شما از كدام گروه با شيد، شايد هم حقيقت در سايه و ميانه ديدگاههاى رسمى موجود در اين باره قرار گرفته باشد.
***
<آقاى «احمدضياء مسعود» به عنوان كسى كه از طرف آقاى كرزاى براى سمت معاون اول دولت پيشنهاد شده است ، براى نهادينه شدن امنيت در افغانستان چه خواهيد كرد؟ آن هم در حالى كه طالبان و القاعده هنوز در برخى ولايات داراى تحرك هستند وحتى خود شما هم چندى پيش با انفجارى در شهر «فيض آباد» مركز ولايت شرقى «بدخشان » مورد سوءقصد قرار گرفتيد؟
ـ ما بايد بتوانيم مؤسسات امنيتى خود را بسط و گسترش بدهيم، نيرو و نظم ارتش و پليس را افزايش داده و به معناى حرفه اى داراى نيروهاى مسلح وحافظان نظم و امنيت باشيم ، پس از آن بايد براى تأمين امنيت بيشتر از مردم كمك بگيريم. به نظر من، اگر مردم روحيه كمك به دولت انتخابى خود را پيدا كنند، بخش عمده مشكلات حل خواهد شد. متأسفانه تاكنون با وجود كمك هاى بين المللى نظام حكومتى و مشروعيت به آن صورت كه بايد و لازم بود، وجود نداشته است، يعنى خلأ هاى سياسى و امنيتى وجود داشته است ومردم سردرگم بوده اند. بعدازاين براى نخستين بار حكومت منتخب مردم در افغانستان تشكيل شد مسلماًَ تعيين حكومت با رأى مردم تأثير بسيار مثبتى بر ذهن اقشار مختلف خواهد داشت، چرا كه ديگر دولت بر خواسته از اراده مردم دانسته خواهد شد و از اين رو، امكان اينكه مردم تصميم به حل معضلات امنيتى بگيرند، تقويت مى شود. برنامه ما در كنار تقويت ارتش و پليس، دامن زدن به اين تمايل مردمى است كه خود آنها اجازه ندهند هيچ گروه و دسته اى، امنيت را به عنوان يك مؤلفه مهم به بازى بگيرد و دچار خدشه كند. در مورد طالبان و گروههاى وابسته و به آنها مى دانيد كه آنها در افغانستان و منطقه اهدافى داشته و تمايل به بر هم زدن نظم اجتماعى دارند. ما تصميم داريم با يارى مردم و همچنين كمك جامعه بين المللى تاجايى كه امكانپذير باشد، مانع از آن شويم كه طالبان و وابستگان آنها اقدامات ضدنظم و امنيت اجتماعى خود را انجام بدهند.
< براى برخى، اختلافات ارضى با كشورهاى همسايه مانند مسأله خط «ديوراند» در مناطق پشتون نشين افغانستان و پاكستان چه برنامه اى داريد؟
ـ خط ديوراند، يك موضوع تاريخى است و فكر مى كنم وضعيت آن به آينده روابط افغانستان با پاكستان مربوط خواهد بود. حل اين مسأله بايد به صورت مسالمت آميز و به گونه اى باشد كه به سود دوملت افغانستان و پاكستان تمام شود. در صورت به جريان افتادن اين بحث، بهتر است كه تعيين تكليف آن به عهده پارلمان افغانستان گذاشته شود، يعنى در اين زمينه، پارلمان آينده افغانستان، مرجع ذيصلاح تصميم گيرى خواهد بود.
<يك مسأله مهم ديگر بدبينى تاريخى قوميت ها به يكديگر است كه علت اصلى جنگهاى داخلى هم بوده است. چه تدبيرى براى عملى ونهادينه كردن وحدت ملى داريد؟
ـ مسأله گروههاى قومى در همه جوامع مطرح است، مثلاً اوج اين قضيه در كشور هندوستان است كه بحث گروههاى قومى و دينى در آنجا به شدت وجود دارد، اما ارزش هاى دموكراسى و يك جامعه دموكراتيك باعث شده دولت براى رفع تنش هاى قومى، راه حل پيدا كند.اگر دولت داراى مشروعيت مردمى باشد و به نحوى از انحا، دولت و مردم در برابر يكديگر احساس مسؤوليت كنند و دولت و نظام در مقابل مردم قرار نداشته باشد اين مسأله بهتر قابل حل خواهد بود. خوشبختانه در افغانستان براى اولين بار يك نظام مبتنى بر اراده و خواست مردم به وجود مى آيد. فكر مى كنم در اين شرايط براى رفع تنش هاى قومى راه حل هاى بهترى پيدا خواهد شد. دولت بايد بتواند به عنوان نهادى بى طرف بين قوميت ها فعاليت كند و اين خود نيازمند مشاركت همه اقوام تحت يك برنامه ملى معطوف به ثبات و توسعه در دولت است. اينكه ما چگونه مى توانيم اعتمادملى را به وجود بياوريم، تا حد زيادى مرتبط به تحقق توسعه اقتصادى و آميزش بين گروهها و اقوام است. تا ارتباط قوى بين اقوام برقرار و مردم با درك يكديگر به محلات ديگر داخل نشوند، ايجاد وحدت ملى دشوار است. يك اقتصاد بهتر، مشكلات زيادى را حل خواهد كرد چون وجوه مشترك را افزايش مى دهد و به اين ترتيب، مردم رفته رفته معتقد به فرهنگ ملى مى شوند و مثل كشورهايى كه اين تجربه را از سرگذرانده اند، بدبينى ها به كلى تغيير پيدا مى كنند و همه مردم به يك هدف كه همانا منافع ملى آنها است، معتقدمى شوند.
< به عنوان برادر «احمدشاه مسعود» ، فكر مى كنيد اگر اودر شرايط فعلى افغانستان زنده بود برخوردش با مسائل چگونه بود و چه راه و روشى را پى مى گرفت؟
ـ۲۳سال جنگ و حاشيه روى در سياست، كشورمان را از هم فروپاشيد و چيزى باقى نگذاشت، شك نيست كه كشور ما به كمكهاى بين المللى و توجه جهان نياز مبرم دارد، از اين نظر، وجود فردى مثل مسعود در صحنه فعلى افغانستان مى توانست در بهره بردارى لازم و بهتر از توجه و كمك جهان به افغانستان مثمرثمر باشد. او خواهان ارتباط بسيار خوب با تمام كشورهاى جهان بود و مى توانست به شكل بسيار درست از توجه جامعه جهانى به نفع افغانستان استفاده كند. مسأله ديگر، بحث امنيت است كه باز اگر او مى بود ارتش توسعه بهترى پيدا مى كرد و شايد ارتش و پليس منظم ترى مى داشتيم، به همين ترتيب، براى زندگى عام مردم و تشكيلات حكومتى رابه گونه اى مؤثر برنامه ريزى انجام مى داد.
<در ايام رقابت هاى انتخاباتى ديده شد كه بخشى از جريان مجاهدين و افراد منتسب به جهاد و مقاومت افغانستان از بابت آينده خود دچار نگرانى بودو آن را به صراحت ابراز كرد. ارزيابى شما به عنوان يكى از افراد وابسته به طيف مجاهدين، درباره اين نگرانى ها چيست؟ چقدر آنها را موجه مى دانيد؟
ـ اول اينكه من فكر مى كنم مردم افغانستان در يك روند كاملاً مردمى براى تعيين رئيس جمهورى خود به صحنه آمدند و همه اقشار و گروههاى ملى و سياسى در اين روند شركت مؤثرى داشتند. دوم، وابستگان به جريان مجاهدين يك طيف وسيع از جامعه افغانستان هستند و در تشكيل دولت بعدى و پارلمانى كه در آينده به وجودخواهد آمد، مجاهدين حتماً نقش بسيار برجسته و بارزى خواهند داشت واظهار نگرانى به نظر من بى مورد است. نقش مجاهدين در دولت فعلى هم بسيار برجسته بوده است و در پارلمان هم كه از انتخاباتى مردمى برخوردار خواهد بود، ما مى توانيم تعداد زيادى از افرادى كه نمايندگى آرمان جهاد و مقاومت رامى كنند، به پارلمان بياوريم. اين امكان وجودداشته است و قطعاً چنين خواهد بود.
<به سبب الزامات دوران جهاد ومقاومت ، بعضى كشورهاى منطقه با گروههاى مجاهدين در ارتباط بودند، آيا امروز اين كشورها نبايد از حذف بخشى از دوستان خود از قدرت نگران باشند؟ به عنوان معاون رئيس دولت فكر مى كنيد اين كشورها چگونه بايد به صحنه تحولات نوين كشورتان نگاه كنند؟
ـ ما فكر مى كنيم براى كشورهاى منطقه و بخصوص همسايگانمان يك افغانستان برخوردار از صلح و ثبات و از نظر اقتصادى رشد يافته و به مراتب مفيدتر از افغانستان متشنج و بحران زده نياز است. افغانستانى فاقد ثبات و نظام سياسى و دولت كه هيچ برنامه اى براى مسائل اجتماعى در آن نباشد، سراپا مايه زيان همسايگان است. به اين ترتيب، ما منافع كشورهاى همسايه را هم در اين مى بينيم كه در افغانستان رقابت هاى سياسى سامان مند و نظام سياسى آن داراى ثبات باشد. اين وضع باعث گسترش مراودات تجارى و منافع اقتصادى آنها خواهد شد. در مجموع، چه از جنبه سياسى و امنيتى وچه به لحاظ تجارى، ثبات افغانستان نسبت به اينكه ما دايم درحالت بحران باشيم، بيشتر به نفع همسايگانمان است. اين البته براى همسايگان ما هم قابل درك است و توقع ما رعايت عملى وكمك به افغانستان براى سپرى كردن دوره مهم گذار به وضعيت جديد است.
<در صورتى كه دولت صرفاً متشكل از تيم پيشنهادى آقاى كرزاى باشد، اولويت بندى سياست خارجى دولت شما چگونه خواهد بود؟
ـ ما مى خواهيم با تمام كشورهاى جهان روابط خوب و حسنه داشته باشيم، بخصوص با كشورهاى همسايه. چون به لحاظ جغرافيايى موقعيت افغانستان به گونه اى است كه داراى بندر آبى نيست و ما در مسائل تجارى دچار مشكل هستيم. به همين دليل، خواهان ارتباط حسنه با تمام كشورهاى همسايه خود هستيم. همسايگان ما خوشبختانه جملگى برادران مسلمانمان هستند. نزد ما هيچ نوع برنامه اى كه كشورهاى همسايه را جريحه دار سازد، وجود ندارد. به لحاظ بين المللى نيز در حال حاضر كشورهاى زيادى در افغانستان حضور دارند و ما از رابطه وسيع بين المللى برخوردار هستيم و اين رابطه سبب مى شود افغانستان از ثبات نسبى روبه پيشرفت برخوردار باشد. لذا ارتباط وسيع با جهان براى ما هم از لحاظ امنيتى داراى اهميت است و هم از نظر اقتصادى و سياسى.
<ايران در اين صورت بندى در كجا قرار مى گيرد؟ برنامه شما براى آينده كار با ايران چيست؟
ـ ايران يك كشور اسلامى است كه ارتباط خوبى با افغانستان دارد. تاكنون صادرات زيادى بخصوص در دو، سه سال گذشته از طرف ايران به افغانستان صورت گرفته است و قسمت مهمى از مواد مورد نياز از بنادر ايران وارد افغانستان مى شود. از سوى ديگر، روابط فرهنگى ما با ايران بسيار نزديك است. من و شما به يك زبان صحبت مى كنيم و ما آرزو داريم ايران در روند بازسازى افغانستان نقش ارزنده اى ايفا كند. ما در تمام موضوعات مربوط به بازسازى كشور نياز مبرم به تجارب برادران ايرانى خود داريم و آرزومنديم در اين زمينه كمك و همكارى قابل توجه اى را مشاهده كنيم.
<اگر در صحنه بين الملل وضع تخاصم ايران و آمريكا بدتر از آنچه هست بشود، چه تضمينى وجود دارد كه از ظرفيت هاى افغانستان عليه ايران استفاده نشود؟
ـ روابط بخصوص ايران با جهان مربوط به خود ايران و جهان است. تا جايى كه به افغانستان ارتباط پيدا مى كند، هر كشورى كه با ايران تخاصم داشته باشد، ما خود را درگير موضوع نمى كنيم، زيرا ايران همسايه ماست و ما با ايران از يك رابطه تاريخى برخوردار هستيم.
پس رابطه ما با ايران مربوط به خودمان، يعنى مربوط به افغانستان است و مخاصمه ديگران با ايران هم به خودآنها مربوط مى شود.
< با اين وجود، آيا امكان بهره بردارى از پتانسيل هاى افغانستان عليه ايران براى دوست ديگر شما، آمريكاوجود ندارد؟
ـ افغانستان به هيچ كشورى اجازه نخواهد دادكه از خاك افغانستان به زيان كشورديگرى استفاده شود.
< پس چرا نيروهاى آمريكايى كه در مرزهاى شرقى افغانستان كارهاى انجام نشده زيادى در مبارزه با تروريسم دارند، به سمت مرزهاى ايران در هرات مى روند؟ آيا ايرانى هاحق ندارند دلخورباشند؟
ـ در آن نواحى هم قاچاقچيان مواد مخدر هستند كه زندگى مردم و نظم اجتماعى را بر هم زده اند. كاروان هاى مواد مخدر از آن نواحى مى گذرند. همچنين نيروهاى طالبان هم در آن مناطق حضور دارند. حضور نيروهاى بين المللى در هرات، خداى نخواسته به اين معنى نيست كه مشكلى براى ايران ايجاد شود ، بلكه حضور آنها تنها مربوط به مسائل خود افغانستان است.
<علاوه بر وجود صفحات دوستى تاريخى بين دو ملت، دو دولت نيز در سالهاى اخير ارتباط نزديكى برقرار كرده اند. به طورى كه آقايان خاتمى وكرزاى از دوستان منطقه اى يكديگر محسوب مى شوند. با درنظر گرفتن اين موضوع كه دولت آقاى خاتمى آخرين ماههاى كارى خود را سپرى مى كند، چشم انداز روابط را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
ـ فكر مى كنم هرگروهى كه درايران به قدرت برسد، اين ضرورت را درك خواهد كرد كه افغانستان در مرحله اى قرار دارد كه برنامه هاى بازسازى در آن در حال اجراست . ماتمايل بسيارى به گسترش روابط با كشورهاى اسلامى داريم.در عين حال، خواستار آن هستيم كه بيشتر جنبه هاى اقتصادى روابط تقويت شود. توقف بر سر موضوعاتى كه در زندگى مردم هيچ تأثيرى ندارد و يا سياستهايى كه ما را به سوى بحران منطقه اى پيش ببرد، ضرورتى ندارد. مردم ما نبايد بيش ازاين، قربانى چنين سياست هايى باشند. به عقيده من، هر قدر بتوانيم روابط اقتصادى را گسترده كنيم، بيشتر به نفع كشورهاى منطقه خواهد بود.
< مسأله آب هيرمند با وجود قرارداد مشخص، هنوز آنگونه كه بايد، بين ايران وافغانستان حل نشده است. دولت انتخابى افغانستان در اين باره چه خواهدكرد؟
ـ به طورحتم دولت كارى خواهد كرد كه به نفع دوكشور و روحيه تفاهم بر آن حاكم باشد. مسلماً كارى صورت نخواهدگرفت كه تحريك آميز باشد. مسأله خشكسالى درافغانستان يك واقعيت است، ولى به هر حال، اقدام تحريك آميز وجود نخواهدداشت.دراين مسأله ، تفاهم ومنافع دو كشور حتماً بايد در نظر گرفته شود.