شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۳ - ۲۸ شوال ۱۴۲۵
Sat, Dec 11, 2004
حوادث
سال دهم - شماره ۲۹۹۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
با قتل پدر بزرگ گروگان در شيراز خاتمه يافت
پليس قم فاش كرد:
با قتل پدر بزرگ گروگان در شيراز خاتمه يافت
وسوسه مرگبار
براى ۲ گروگانگير مسلح
شيراز ـ خبرنگار «ايران» : دو جوان كه در پى اخاذى اقدام به گروگانگيرى و سپس مرتكب قتل شده اند توسط مأمورا ن آگاهى شيراز دستگير شدند.
ماجرا از آنجا آغاز مى شود كه مردى به نام محمد مهدى به همراه همسر و پسر ۱۲ ساله اش محمدرضا و دختر پنج ساله اش هانيه سوار برخودرو زانتياى خود در حالى كه از منزل پدرش واقع در خيابان فرهنگ شهر شيراز خارج شده بودند، در مسير رفتن به منزلش، براى خريد لوازم منزل، جلوى يكى از سوپرماركت هاى خيابان رزمى توقف كرده و از خودرو پياده شد.
مادر بچه ها نيز به دنبال همسرش از خودرو پياده شد و با تنها گذاشتن بچه ها وارد سوپرماركت شد لحظاتى نگذشته بود كه دو جوان، پشت فرمان خودرو نشسته و با بچه ها از محل متوارى مى شوند.پدر دختر و پسر خردسال، مرتباً با موبايلى كه در ماشينش بوده تماس مى گيرد اما سارقان هيچ جوابى نمى دهند تا اينكه بالاخره پس از يكى دو ساعت، سارقان به تلفن جواب مى دهند ومحمدمهدى با التماس به آنها مى گويد كه بچه هايش را رها كنند و در قبال آزادى بچه ها هر چقدر پول بخواهند به آنها پرداخت مى كند.دو سارق مى گويند كه پولى در قبال آزادى بچه ها نمى خواهند وخودرو زانتيا را به همراه هانيه و محمدرضا دريكى از خيابان هاى شهر رها كرده و فرار مى كنند اما يك كيف متعلق به محمدمهدى را كه حاوى چك هايى با مبالغ كلان، پروانه كسب، چندين جلد سند مالكيت املاك و آدرس منزل وى بوده است را به سرقت مى برند.به گفته فرماندهى انتظامى فارس، روز ۱۶ آذرماه، اين دو سارق كه يكى از آنها مسلح به اسلحه كلت كمرى بوده و ديگرى يك كارد بزرگ آشپزخانه در اختيار داشته وقتى هيچ كس در خانه نبوده وارد منزل محمدمهدى واقع در خيابان ۱۴مترى لاله مى شوند وخود را مخفى مى كنند تا اينكه ساعت ۱۱ شب صاحبخانه با همسر و دو فرزندش به خانه باز مى گردند.
سردار احمد عليرضا بيگى افزود: «اين دو سارق كه اصغر و بابك ۲۲ و ۲۵ ساله نام دارند در ابتدا «محمدمهدى» را با اسلحه تهديد كرده و خواستار دريافت ۱۰۰ ميليون تومان پول مى شوند و مى گويند كه آنها اين مبلغ را بابت آزادى فرزندانش از وى طلبكار هستند.محمدمهدى به دو سارق پيشنهاد مى دهد با يكديگر به كارگاهش در بلوار عدالت بروند تا پول ها را از گاوصندوق به آن دو بدهد كه آنان محمدمهدى و پسر ۱۲ ساله اش «محمدرضا» را سوار بر خودرو زانتياى آنها نموده و به طرف كارگاه حركت مى كنند.همسر محمدمهدى پس از اين واقعه، با تماس با پليس ۱۱۰ از مأمورين تقاضاى كمك مى كند و بعد از آن خانواده همسرش را نيز در جريان قرار مى دهد.
مأموران كلانترى فخرآباد شيراز بلافاصله پس از اطلاع از موضوع، وارد عمل شده و به طرف كارگاه حركت مى كنند و پدر و دو برادر محمدمهدى نيز از سوى ديگر راهى محل كارگاه مى شوند.محمدمهدى با اين بهانه كه فراموش كرده كليد گاوصندوق را به همراه بياورد، سارقين را معطل مى كند تا اينكه نيروهاى پليس و پدر و برادران وى، همزمان با يكديگر به محل كارگاه مى رسند.با ورود بستگان وى و پليس به محل، محمدمهدى به سمت سارقين هجوم مى برد و يكى از سارقين، محمدرضا ۱۲ ساله را به گروگان گرفته و ديگرى شروع به تيراندازى مى كند كه در جريان آن پدر بزرگ ۶۵ ساله گروگان به قتل رسيده و سه پسر وى مجروح مى شوند.تعقيب و گريز مأموران و سارقين ادامه پيدا كرده تا اينكه ساعت ۳ بامداد روز چهارشنبه ۱۸ آذرماه سارقان در يك عمليات تخصصى همراه با اسلحه شان و اوراق و وجوه به سرقت رفته دستگير مى شوند.اين دو سارق وقتى دستگير شدند در اعترافات خود ادعا كردند كه ابتدا قصد سرقت اتومبيل را نداشته اند و تنها به منظور يكى دو ساعت تفريح، خودرو را به سرقت برده اند اما پس از شنيدن پيشنهادات «محمدمهدى» براى دريافت پول، وسوسه شده و با تهيه يك اسلحه و كارد قصد باجگيرى از وى را داشته اند.
كورى يك زن در دعوا با شوهرش
درگيرى خونين يك زوج ميانسال منجر به تخليه چشم زن توسط پزشكان به دنبال آسيب ديدگى و جراحات شديد شد.به گزارش ايسنا، در اين حادثه شوهر عصبانى در ميان دعوا بر سر ميزان بالاى هزينه هاى خانه، با مشت و لگد به جان همسرش افتاد.به دنبال اين ستيز كه به شدت بالا گرفته بود و بر اثر فشار مشت همسر اين زن، محتويات چشم وى بيرون زد.با فريادهاى جانخراش زن، همسايه ها مجبور به شكستن در منزل مصدوم و انتقال وى به بيمارستان شدند، اما چشم آسيب ديده او على رغم تلاش پزشكان، تخليه شد.
رازهاى ۵ هزار زن و دخترجوان
زن رمال را پولدار كرد
گروه حوادث:

& اين زن رمال كه تحصيلات دانشگاهى دارد از يك سال قبل براى بيش از ۵ هزار زن و دختر جوان اقدام به دعانويسى و طلسم نويسى و گرفتن فال كرد و از آنان مبالغ زيادى پول گرفت
«در اطراف شما ۶ هاله رنگى مى بينم. هاله پايين قرمزرنگ است بالاتر از آن نارنجى و بعد زرد، پس از آن سبز، نزديك گلو آبى و نزديك چشم سوم و بالاى سر سفيد است و وقتى اين هاله ها فعال هستند نشان مى دهد شما يك انسان معمولى هستيد و شخصيت منفى نداريد.»
اين بخشى از گفته هاى جادوگرانه زن رمالى است كه پس از بازداشت توسط پليس با ديدن خبرنگار روزنامه «ايران» سعى كرد نقش يك پيشگو را درباره سرنوشت و زندگى او بازى كند.
اين زن رمال كه تحصيلات دانشگاهى دارد از يك سال قبل براى بيش از ۵ هزار زن ود ختر جوان اقدام به دعانويسى و طلسم نويسى و گرفتن فال كرد و از آنان مبالغ زيادى پول گرفت. عصر روز دوشنبه ۱۶ آذرماه سال جارى با شكايت تعدادى از آنان توسط مأموران پايگاه يكم پليس امنيت تهران بازداشت شد.سرهنگ على آبادى فرمانده پايگاه يكم پليس امنيت ناحيه انتظامى تهران بزرگ درباره بازداشت اين زن رمال گفت: «ازمدت ها قبل گزارش  هاى متعددى به اين پايگاه ارائه مى شد مبنى بر اين كه زن جوانى به بهانه حل مشكلات مردم اقدام به كلاهبردارى از آنها كرده است و در اين رابطه با نوشتن دعا و طلسم ثروت زيادى را نيز به دست آورده است.»وى ادامه داد: «با اعلام شكايت مالباختگان و از آنجا كه تحقيقات ما نشان مى داد اين زن رمال با اجاره يك دفتر در منطقه شمال تهران اقدام به كلاهبردارى از زنان و دختران جوان مى كند با انجام يك سلسله اقدامات اطلاعاتى و فنى ـ پليسى دفتر كار وى را در ساختمان گل ها واقع در خيابان دربند شناسايى كرديم.پس از شناسايى دفتر كار زن رمال دو تن از مأموران پليس به صورت غيرمحسوس و در نقش مشترى به وى مراجعه كردند و زمانى كه زن رمال با اظهارات فريبنده اش قصد داشت تا از زنان و دختران جوانى كه در آنجا بودند مبالغى كلاهبردارى كند او را بازداشت كردند.»
193197.jpg
< شگرد زن رمال
اين زن خود را شاگرد يكى از اساتيد بزرگ هندى معرفى مى كند و به جز تلفن هاى محل كارش ، سه خط تلفن همراه نيز دارد. زمانى كه مشترى  هاى اين زن كه بيشتر آنان شهرستانى هستند با او و يا دفترش تماس مى گرفتند منشى وى براى چند ماه بعد به آنان وقت مى داد و زمانى كه موعد مقرر فرا مى رسيد آنان را به مدت چند ساعت در اتاق ديگرى به انتظار مى گذاشت و سپس مشتريان خود را به اتاق ديگرى كه به طور ماهرانه با وسايل دعانويسى و طلسم تزيين شده بود راه مى داد. زن رمال ابتدا شمعى روشن مى كرد سپس چند دقيقه اى در اتاق تاريك قدم مى زد بعد با چرب زبانى درحالى كه با صحبت هاى فريبنده اش سعى مى كرد نظر او را به خود جلب كند از او مى خواست تا مشكلش را بازگو كندو آن زن و يا دختر جوان نيز مشكلش را كه اغلب در ارتباط باهمسرش و يا مشكلات خانوادگى اش بود براى وى تعريف مى كرد، زن رمال پس از به دست آوردن اطلاعات لازم و با عنوان كردن اين مطلب كه من در هاله سوم تو مشكلت را مى بينم براى آنها دعا و يا طلسم مى نوشت و پس از گرفتن مبالغى بين ۲۰ تا ۱۰۰ هزار تومان به عنوان وديعه از آنان مى خواست تا هفته بعد براى گرفتن طلسم نزد او بيايند و در جلسه بعد نيز با گرفتن مبالغ زيادى ورق هاى برنزى كه به شكل نعل اسب بود و روى آن نيزكنده كارى شده بود به عنوان طلسم به آنها مى داد.تحقيقات مأموران نشان داد كه اين زن وسايل مورد استفاده را كه شامل نوشته هاى چاپى، انواع و اقسام دعاها كه به صورت اشكال هندسى بود را از امام زاده صالح تهيه مى كرد وآنها را به مبالغ زيادى به مشتريانش مى فروخت.كارآگاهان در بازرسى از دفتر كار وى مقدار زيادى آلات و ادوات دعانويسى، مهر و تسبيح و چندين دفترچه كشف كردند كه پس از بررسى دفترچه ها مشخص شد در هر برگ آن نام مشترى كه به وى مراجعه كرده است و عنوان مشكلش و همچنين مبلغ وديعه اى كه پرداخت كرده است ومابقى آن نوشته شده است و در بالاى هر ورقه نيز عكس شخص مورد نظر كه براى او دعا و يا طلسم نوشته شده است نصب شده است . وقتى مأموران اين دفترچه را بررسى كردند مشخص شد در طول يك سال گذشته بيش از ۵ هزار زن و دختر براى گرفتن طلسم، دعا و فال بينى نزد اين زن آمده اند و هر كدام نيز مبالغ زيادى به وى داده اند.
< گفت وگو با يك مالباخته
زن جوانى كه خود را مشاور پرورشى يكى از مناطق آموزش و پرورش معرفى مى كرد درباره نحوه آشنايى با زن رمال به خبرنگار «ايران» گفت: «دخترم دچار بيمارى لاعلاجى است و از دو سال قبل براى درمان به خارج از كشور رفته ولى هيچ فايده اى نداشت و دخترم در آنجا ماندگار شده بود. به هر پزشكى كه مى توانست مراجعه كرد ولى فايده اى نداشت تا اين كه يك روز وقتى در ميدان تجريش سوار اتوبوس شده بودم دو دختر جوان كه روى صندلى نشسته بودند درباره زنى صحبت مى كردند كه با دعانويسى بسيارى از بيمارى ها را درمان كرده است. با شنيدن صحبت هاى آنها كنجكاو شدم و آدرس و تلفن دفتر اين زن را كه آنها به نام «ناهيد خانم» معرفى كردند گرفتم و پس از رسيدن به خانه با دفتر اين زن تماس گرفتم ولى منشى او گفت تا اواخر اسفندماه وقتشان پر است و فقط براى فال شمع مى توانم وقت بگيرم.اين زن در ادامه گفت: «من اعتقاد زيادى به خدا و ائمه دارم ولى از آنجايى كه يك مادر بودم و نگران سلامتى دخترم و از سر كنجكاوى قبول كردم تا با گرفتن فال شمع از سرنوشت دخترم مطلع شوم. روز اول آذرماه به دفتر اين زن واقع درطبقه چهارم يك ساختمان در خيابان دربند رفتم. وقتى وارد آنجا شدم تعداد زيادى زن و دختر جوان درنوبت انتظار نشسته بودند. از روى كنجكاوى علت مراجعه شان را پرسيدم و يكى از آنها گفت همسرم يك زن صيغه اى دارد و وقتى به اين زن دعانويس مراجعه كرده ام او به من گفته در ازاى دريافت مبلغ ۵۰۰ هزارتومان كارى مى كنم تا همسرم زن صيغه اى اش را رها كند.دختر دانشجويى نيز دربين آنها بود كه براى قبول شدن در ترمهاى دانشگاه مبلغ ۱۰۰ هزار تومان به عنوان وديعه به اين زن پرداخت كرده بود و قرار بود تا ۱۰۰ هزار تومان ديگر نيز به او بپردازد. پس از گذشت ساعتى وارد اتاق شدم و زن رمال درحالى كه عكس يكى از اساتيد هندى را روى ديوار زده بود پشت ميز كارش نشسته واز من خواست تا مشكلم را براى او بازگو كنم. از آنجايى كه به كار او مشكوك بودم مشكل را به اشتباه به او گفتم. زن رمال پس از شنيدن مشكل شمعى را روشن كرد و از من خواست تا دستم را روى شعله آن بگيرم. پس از لحظاتى او گفت هر شب جمعه با استاد هندى ملاقات مى كنم و مشكل ها را به او مى گويم وراه حل آن مشكلات را مى گيرم.پس از گرفتن فال مبلغ ۱۰ هزار تومان از من گرفت و گفت هفته ديگر نزد او بيايم تا طلسمى را به من بدهد وبايد آن را به مدت ۴۱ روز همراه داشته باشم تا مشكلم حل شود. پس از آن نام مرا به همراه مشكلم دريكى از دفترچه هايى كه روى ميز كارش بود نوشت. يك هفته بعد وقتى به آنجا رفتم آن زن يك ورقه آهنى كه به شكل نعل اسب بود به من داد وگفت كه بايد براى آن مبلغ ۱۰۰ هزار تومان ديگر به او بدهم ولى من قبول نكردم و وقتى پى بردم او قصد كلاهبردارى دارد به پليس مراجعه كردم وموضوع را به آنها اطلاع دادم.
< گفت وگو با زن رمال
بسيار آرام وشمرده صحبت مى كند . مى گفت من مشاوره مى كنم نه طلسم. من سعى مى كنم تا ۷ مركز انرژى موجود در بدن انسان را فعال كنم وبه آنها اميد بدهم.اين نخستين حرف هاى زن رمال در گفت و گو با خبرنگار «ايران » است . وى درادامه افزود: « من سه سال قبل دچار بيمارى لاعلاجى شده بودم ويك روز وقتى به يكى از شهرهاى مذهبى رفته بودم درخواب مرد نورانى نزد من آمد و به من گفت تو شفا گرفته اى . باور نمى كردم ولى وقتى از خواب بيدار شدم متوجه شدم هيچ آثارى از بيمارى در بدنم وجودندارد. در آن لحظه احساس كردم آگاهى هاى بخصوصى به من القا شده به طورى كه هاله هاى اطراف هر انسانى را مى ديدم و در نخستين مواجهه ام با مردم وقتى زن همسايه را ديدم به او گفتم كه چه هاله هايى در اطرافش وجود دارد. پس ازآن كتابهاى زيادى در مورد هاله مطالعه كردم.اين زن ۴۲ ساله كه داراى مدرك كارشناسى مديريت است درادامه افزود: همسرم ودختر و دامادم با اين كار من مخالف بودند ولى من دوست داشتم به مردم مشاوره بدهم ولى وقتى زنان ودختران جوان با من صحبت مى كردند خودشان مى خواستند كه من براى آنها دعا بنويسم و من از آنجايى كه دوست نداشتم آنها را نااميد كنم دعاهاى چاپى وديگر لوازمى كه مربوط به رمل بود را از امام زاده صالح تهيه مى كردم وبه آنها مى دادم.
<  اين زن را شناسايى كنيد
سرهنگ على آبادى درپايان گفت: « زن رمال هم اكنون دربازداشت به سر مى برد وكسانى كه از وى شكايت دارند مى توانند به پايگاه يكم پليس امنيت واقع درخيابان دربند كوچه « حميد» مراجعه كنند وزن رمال را شناسايى كنند.»
پليس قم فاش كرد:
۲برادرسارق۵، كيلوطلااز«بم»ربودند
دو سارق حرفه اى كه حدود ۵ كيلوگرم طلا را با استفاده از اوضاع بحران زلزله در بم به سرقت برده بودند بعد از ۱۱ ماه، توسط پليس قم شناسايى و دستگير شدند.بنا به اين گزارش، مأموران آگاهى استان قم با چند ماه كار اطلاعاتى و كاوش هاى پليسى بر روى اين پرونده دريافتند كه متهمان بعد از سرقت طلاها به خاطر اينكه گرفتار قانون نشوند از بم به استان قم پناه برده و در آنجا مخفى شده اند.پليس قم با توجه به سرنخ ها و اطلاعات موجود توانست دو سارق را كه با يك دستگاه خودروى پژو در تهران كه قصد وارد شدن به يك طلافروشى را داشتند شناسايى و در حين فروش بخشى از طلاها دستگير كند.
سارقان مسلح ۱۶ ساله هيچ وقت بنزين نداشتند
193167.jpg
گروه حوادث: دو پسر جوان كه با شگرد عجيبى اقدام به سرقت مسلحانه خودروها مى كردند در جريان عمليات مأموران كلانترى ۱۳۴ شهرك قدس به دام افتادند.بنابراين گزارش، ساعت ۲ و ۳۰ دقيقه نيمه شب پنجشنبه ۱۹ آذرماه سالجارى مردجوانى با مراجعه به كلانترى ۱۳۴ شهرك قدس اعلام كرد ساعتى قبل وقتى سوار بر خودرو اش به خانه مى رفت در سه راه ايثار متوجه پسر نوجوانى شده كه ظرف ۴ ليترى را در دست داشته و هنگامى كه براى كمك توقف كرده مورد تهديد و سرقت مسلحانه قرار گرفته است.وى گفت: وقتى توقف كردم ناگهان پسر جوانى از داخل خودرو پژو پياده شد و اسلحه اى را به طرفم گرفته و از من خواست پياده شوم. با تهديد آنها از خودرو پياده شدم. پسر جوان ديگرى كه پشت خودرو مخفى شده بود سوار خودرو ام شد و به سرعت حركت كرد و تلفن همراهم را نيز با خود برد. وى ادامه داد: پس از گذشت دقايقى آنها به وسيله تلفن همراهم با من تماس گرفتند و خواستند براى گرفتن خودرو ۴ ميليون تومان به آنها بپردازم. صبح روز پنجشنبه ۱۹ آذرماه سارقان در تماسى اعلام كردند پولها را در خيابان گل افشان روبروى ميدان تر بار تحويل خواهند گرفت. با تماس سارقان به دستور «سرهنگ سليمانى» رئيس كلانترى، چندين اكيپ از مأموران به سر پرستى سرهنگ كروژ دهى، سرهنگ بابايى و سرهنگ باقى زاده محل قرار را به صورت نامحسوس تحت محاصره در آوردند.ساعت ۱۰ و ۳۰دقيقه زمانى كه يكى از سارقان براى تحويل گرفتن پول وارد خيابان شد، بلافاصله مأموران او را دستگير كردند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |