گروه حوادث:
& اين زن رمال كه تحصيلات دانشگاهى دارد از يك سال قبل براى بيش از ۵ هزار زن و دختر جوان اقدام به دعانويسى و طلسم نويسى و گرفتن فال كرد و از آنان مبالغ زيادى پول گرفت
«در اطراف شما ۶ هاله رنگى مى بينم. هاله پايين قرمزرنگ است بالاتر از آن نارنجى و بعد زرد، پس از آن سبز، نزديك گلو آبى و نزديك چشم سوم و بالاى سر سفيد است و وقتى اين هاله ها فعال هستند نشان مى دهد شما يك انسان معمولى هستيد و شخصيت منفى نداريد.»
اين بخشى از گفته هاى جادوگرانه زن رمالى است كه پس از بازداشت توسط پليس با ديدن خبرنگار روزنامه «ايران» سعى كرد نقش يك پيشگو را درباره سرنوشت و زندگى او بازى كند.
اين زن رمال كه تحصيلات دانشگاهى دارد از يك سال قبل براى بيش از ۵ هزار زن ود ختر جوان اقدام به دعانويسى و طلسم نويسى و گرفتن فال كرد و از آنان مبالغ زيادى پول گرفت. عصر روز دوشنبه ۱۶ آذرماه سال جارى با شكايت تعدادى از آنان توسط مأموران پايگاه يكم پليس امنيت تهران بازداشت شد.سرهنگ على آبادى فرمانده پايگاه يكم پليس امنيت ناحيه انتظامى تهران بزرگ درباره بازداشت اين زن رمال گفت: «ازمدت ها قبل گزارش هاى متعددى به اين پايگاه ارائه مى شد مبنى بر اين كه زن جوانى به بهانه حل مشكلات مردم اقدام به كلاهبردارى از آنها كرده است و در اين رابطه با نوشتن دعا و طلسم ثروت زيادى را نيز به دست آورده است.»وى ادامه داد: «با اعلام شكايت مالباختگان و از آنجا كه تحقيقات ما نشان مى داد اين زن رمال با اجاره يك دفتر در منطقه شمال تهران اقدام به كلاهبردارى از زنان و دختران جوان مى كند با انجام يك سلسله اقدامات اطلاعاتى و فنى ـ پليسى دفتر كار وى را در ساختمان گل ها واقع در خيابان دربند شناسايى كرديم.پس از شناسايى دفتر كار زن رمال دو تن از مأموران پليس به صورت غيرمحسوس و در نقش مشترى به وى مراجعه كردند و زمانى كه زن رمال با اظهارات فريبنده اش قصد داشت تا از زنان و دختران جوانى كه در آنجا بودند مبالغى كلاهبردارى كند او را بازداشت كردند.»
|
|
|
< شگرد زن رمال
اين زن خود را شاگرد يكى از اساتيد بزرگ هندى معرفى مى كند و به جز تلفن هاى محل كارش ، سه خط تلفن همراه نيز دارد. زمانى كه مشترى هاى اين زن كه بيشتر آنان شهرستانى هستند با او و يا دفترش تماس مى گرفتند منشى وى براى چند ماه بعد به آنان وقت مى داد و زمانى كه موعد مقرر فرا مى رسيد آنان را به مدت چند ساعت در اتاق ديگرى به انتظار مى گذاشت و سپس مشتريان خود را به اتاق ديگرى كه به طور ماهرانه با وسايل دعانويسى و طلسم تزيين شده بود راه مى داد. زن رمال ابتدا شمعى روشن مى كرد سپس چند دقيقه اى در اتاق تاريك قدم مى زد بعد با چرب زبانى درحالى كه با صحبت هاى فريبنده اش سعى مى كرد نظر او را به خود جلب كند از او مى خواست تا مشكلش را بازگو كندو آن زن و يا دختر جوان نيز مشكلش را كه اغلب در ارتباط باهمسرش و يا مشكلات خانوادگى اش بود براى وى تعريف مى كرد، زن رمال پس از به دست آوردن اطلاعات لازم و با عنوان كردن اين مطلب كه من در هاله سوم تو مشكلت را مى بينم براى آنها دعا و يا طلسم مى نوشت و پس از گرفتن مبالغى بين ۲۰ تا ۱۰۰ هزار تومان به عنوان وديعه از آنان مى خواست تا هفته بعد براى گرفتن طلسم نزد او بيايند و در جلسه بعد نيز با گرفتن مبالغ زيادى ورق هاى برنزى كه به شكل نعل اسب بود و روى آن نيزكنده كارى شده بود به عنوان طلسم به آنها مى داد.تحقيقات مأموران نشان داد كه اين زن وسايل مورد استفاده را كه شامل نوشته هاى چاپى، انواع و اقسام دعاها كه به صورت اشكال هندسى بود را از امام زاده صالح تهيه مى كرد وآنها را به مبالغ زيادى به مشتريانش مى فروخت.كارآگاهان در بازرسى از دفتر كار وى مقدار زيادى آلات و ادوات دعانويسى، مهر و تسبيح و چندين دفترچه كشف كردند كه پس از بررسى دفترچه ها مشخص شد در هر برگ آن نام مشترى كه به وى مراجعه كرده است و عنوان مشكلش و همچنين مبلغ وديعه اى كه پرداخت كرده است ومابقى آن نوشته شده است و در بالاى هر ورقه نيز عكس شخص مورد نظر كه براى او دعا و يا طلسم نوشته شده است نصب شده است . وقتى مأموران اين دفترچه را بررسى كردند مشخص شد در طول يك سال گذشته بيش از ۵ هزار زن و دختر براى گرفتن طلسم، دعا و فال بينى نزد اين زن آمده اند و هر كدام نيز مبالغ زيادى به وى داده اند.
< گفت وگو با يك مالباخته
زن جوانى كه خود را مشاور پرورشى يكى از مناطق آموزش و پرورش معرفى مى كرد درباره نحوه آشنايى با زن رمال به خبرنگار «ايران» گفت: «دخترم دچار بيمارى لاعلاجى است و از دو سال قبل براى درمان به خارج از كشور رفته ولى هيچ فايده اى نداشت و دخترم در آنجا ماندگار شده بود. به هر پزشكى كه مى توانست مراجعه كرد ولى فايده اى نداشت تا اين كه يك روز وقتى در ميدان تجريش سوار اتوبوس شده بودم دو دختر جوان كه روى صندلى نشسته بودند درباره زنى صحبت مى كردند كه با دعانويسى بسيارى از بيمارى ها را درمان كرده است. با شنيدن صحبت هاى آنها كنجكاو شدم و آدرس و تلفن دفتر اين زن را كه آنها به نام «ناهيد خانم» معرفى كردند گرفتم و پس از رسيدن به خانه با دفتر اين زن تماس گرفتم ولى منشى او گفت تا اواخر اسفندماه وقتشان پر است و فقط براى فال شمع مى توانم وقت بگيرم.اين زن در ادامه گفت: «من اعتقاد زيادى به خدا و ائمه دارم ولى از آنجايى كه يك مادر بودم و نگران سلامتى دخترم و از سر كنجكاوى قبول كردم تا با گرفتن فال شمع از سرنوشت دخترم مطلع شوم. روز اول آذرماه به دفتر اين زن واقع درطبقه چهارم يك ساختمان در خيابان دربند رفتم. وقتى وارد آنجا شدم تعداد زيادى زن و دختر جوان درنوبت انتظار نشسته بودند. از روى كنجكاوى علت مراجعه شان را پرسيدم و يكى از آنها گفت همسرم يك زن صيغه اى دارد و وقتى به اين زن دعانويس مراجعه كرده ام او به من گفته در ازاى دريافت مبلغ ۵۰۰ هزارتومان كارى مى كنم تا همسرم زن صيغه اى اش را رها كند.دختر دانشجويى نيز دربين آنها بود كه براى قبول شدن در ترمهاى دانشگاه مبلغ ۱۰۰ هزار تومان به عنوان وديعه به اين زن پرداخت كرده بود و قرار بود تا ۱۰۰ هزار تومان ديگر نيز به او بپردازد. پس از گذشت ساعتى وارد اتاق شدم و زن رمال درحالى كه عكس يكى از اساتيد هندى را روى ديوار زده بود پشت ميز كارش نشسته واز من خواست تا مشكلم را براى او بازگو كنم. از آنجايى كه به كار او مشكوك بودم مشكل را به اشتباه به او گفتم. زن رمال پس از شنيدن مشكل شمعى را روشن كرد و از من خواست تا دستم را روى شعله آن بگيرم. پس از لحظاتى او گفت هر شب جمعه با استاد هندى ملاقات مى كنم و مشكل ها را به او مى گويم وراه حل آن مشكلات را مى گيرم.پس از گرفتن فال مبلغ ۱۰ هزار تومان از من گرفت و گفت هفته ديگر نزد او بيايم تا طلسمى را به من بدهد وبايد آن را به مدت ۴۱ روز همراه داشته باشم تا مشكلم حل شود. پس از آن نام مرا به همراه مشكلم دريكى از دفترچه هايى كه روى ميز كارش بود نوشت. يك هفته بعد وقتى به آنجا رفتم آن زن يك ورقه آهنى كه به شكل نعل اسب بود به من داد وگفت كه بايد براى آن مبلغ ۱۰۰ هزار تومان ديگر به او بدهم ولى من قبول نكردم و وقتى پى بردم او قصد كلاهبردارى دارد به پليس مراجعه كردم وموضوع را به آنها اطلاع دادم.
< گفت وگو با زن رمال
بسيار آرام وشمرده صحبت مى كند . مى گفت من مشاوره مى كنم نه طلسم. من سعى مى كنم تا ۷ مركز انرژى موجود در بدن انسان را فعال كنم وبه آنها اميد بدهم.اين نخستين حرف هاى زن رمال در گفت و گو با خبرنگار «ايران » است . وى درادامه افزود: « من سه سال قبل دچار بيمارى لاعلاجى شده بودم ويك روز وقتى به يكى از شهرهاى مذهبى رفته بودم درخواب مرد نورانى نزد من آمد و به من گفت تو شفا گرفته اى . باور نمى كردم ولى وقتى از خواب بيدار شدم متوجه شدم هيچ آثارى از بيمارى در بدنم وجودندارد. در آن لحظه احساس كردم آگاهى هاى بخصوصى به من القا شده به طورى كه هاله هاى اطراف هر انسانى را مى ديدم و در نخستين مواجهه ام با مردم وقتى زن همسايه را ديدم به او گفتم كه چه هاله هايى در اطرافش وجود دارد. پس ازآن كتابهاى زيادى در مورد هاله مطالعه كردم.اين زن ۴۲ ساله كه داراى مدرك كارشناسى مديريت است درادامه افزود: همسرم ودختر و دامادم با اين كار من مخالف بودند ولى من دوست داشتم به مردم مشاوره بدهم ولى وقتى زنان ودختران جوان با من صحبت مى كردند خودشان مى خواستند كه من براى آنها دعا بنويسم و من از آنجايى كه دوست نداشتم آنها را نااميد كنم دعاهاى چاپى وديگر لوازمى كه مربوط به رمل بود را از امام زاده صالح تهيه مى كردم وبه آنها مى دادم.
< اين زن را شناسايى كنيد
سرهنگ على آبادى درپايان گفت: « زن رمال هم اكنون دربازداشت به سر مى برد وكسانى كه از وى شكايت دارند مى توانند به پايگاه يكم پليس امنيت واقع درخيابان دربند كوچه « حميد» مراجعه كنند وزن رمال را شناسايى كنند.»