|
به مناسبت سالروز معرفى عراق به عنوان مسؤول و آغازگر جنگ عليه ايران از سوى سازمان ملل متحد
آن روز تاريخى
بخش اول
|
|
|
دريچه جنگ عراق عليه ايران يكى از بزرگترين تراژديهاى بشرى تاريخ معاصر خاورميانه بود. در اين جنگ نابرابر حدود يك ميليون نفر جان باخته و شمار بيشترى مجروح وميليونها نفر آواره شدند. منابعى كه به خاطر اين جنگ تباه شد، فراتر از كل مبلغى بود كه جهان سوم طى يك دهه صرف بهداشت عمومى اش نمود. از مهمترين موارد زيرپا گذاشتن قوانين جهانى در اين جنگ، كاربرد جنگ افزارهاى شيميايى در مقياس گسترده عليه نظاميان ايرانى و مردم غيرنظامى دو ملت ايران وعراق بود كه پس از گذشت حدود دو دهه از پايان جنگ، آثار شوم اين تسليحات بر پيكر هزاران مصدوم آن باقى است. حمله سراسرى ارتش عراق با ۱۲لشگر مجهز و آماده در پناه حمايت ۳۲۰هواپيما به ايران در تاريخ۱۳۵۹/۶/۳۱ در حالى آغاز شد كه كشورمان دچار بحرانهاى سياسى و اقتصادى گوناگونى بود. ارتش ايران به سبب دلايلى همچون: ۱ـ اعدام، فرار و يا اخراج فرماندهان رده بالاى ارتش پس از وقوع انقلاب. ۲ ـ كاهش كاركنان پايور ثابت ارتش در رده هاى مختلف فرماندهى (بويژه افسران). ۳ـ انحلال پاره اى از قسمتها و واحدهاى نظامى ارتش. ۴ـ اخراج مستشاران نظامى غربى از مراكز نظامى ايران. ۵ـ كاهش بودجه بخش نظامى كشور. ۶ ـ ديدگاه برخى از دولتمردان و روشنفكران مبنى بر عدم لزوم ارتش. ۷ ـ لغو قراردادهاى نظامى بويژه در زمينه تجهيزات و ادوات نظامى. ۸ ـ نفوذ گروهك ها و ساير دستهاى پنهان در زمينه بر هم زدن نظام ارتش كه آن روزها با شعار ايجاد ارتش بى طبقه همراه بود. (حتى برخى تندروها فرياد انحلال ارتش را سر داده بودند.) ۹ ـ ايجاد تشويش و ناامنى شغلى اجتماعى با اعمال گزينش هاى افراطى درباره كاركنان نظامى، بويژه افسران ارشد كه بيشتر سنوات خدمتى خود را پيش از انقلاب گذرانده بودند. ۱۰ ـ پيدايش نوعى جو فكرى منفى و بدبينى در ميان ملت نسبت به ارتشيان بويژه نيروى زمينى، چرا كه پس از حادثه ۱۷شهريور۱۳۵۷ ميدان ژاله، حضور ارتشيان و اعلام حكومت نظامى در بيشتر شهرهاى ايران تا بهمن ۵۷علنى شده بود. ۱۱ ـ كاهش مدت خدمت وظيفه عمومى از دوسال به يك سال و در نتيجه كاهش استعداد پادگانهاى نظامى. ۱۲ـ از هم پاشيدگى و خرابى هاى ناشى از حملات مردم به پادگانهاى نظامى كه طى دوران انقلاب پيش آمده بود. ۱۳ ـ پيدايش كودتاى نافرجام نوژه در تيرماه،۱۳۵۹ كه دوباره موجب افزايش موج بدبينى ها به ارتش گرديد و در نتيجه بازداشت، پاكسازى، اخراج و فرار تعداد ديگرى از ارتشيان را موجب شد. ۱۴ ـ وجود اغتششات داخلى بويژه در مناطق كردنشين و تركمنستان و اشتغال بخش عمده اى از قواى ارتش براى مقابله با آن. ۱۵ ـ متوقف نمودن طرح احداث پايگاه نظامى عظيم چابهار. ۱۶ ـ طرح فروش تجهيزات مدرن نظامى موجود از قبيل ناوها و ناوچه هاى نيروى دريايى و هواپيمايى جنگى پيشرفته نظير F-۱۴ . تقريباً از ورود به جنگى تمام عيار ناتوان بود. بدين ترتيب ژنرال! صدام حسين، رئيس جمهور سابق عراق با تحليلى شتابزده از وضعيت سياسى و نظامى ايران شب ۱۳۵۹/۶/۲۶ ضمن يك سخنرانى با اعلام نكات زير در عراق به ايران اعلان جنگ نمود: ۱ ـ قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير مردود است. ۲ ـ كليه آبراه شط العرب (اروند رود) جزو آبهاى ساحلى عراق است. ۳ ـ آنچه كه برابر قرارداد الجزاير بايستى به ايران واگذار شود نخواهيم داد و آنچه كه بايستى مى گرفتيم به زور خواهيم گرفت. البته دلايل و شواهد زيادى بويژه از سخنرانى ها و مصاحبه هاى مقامات طراز اول رژيم سابق عراق وجود دارد كه جنگ تحميلى و تجاوز به خاك ايران فقط به منظور زيرپا گذاشتن قرارداد الجزاير نبوده، بلكه سردمداران سابق عراق در پى دستيابى به اهداف توسعه طلبانه خود در منطقه و جهان عرب بودند و با قصد و نيت تجزيه ايران كه همواره در اذهان سران آن كشور و سران برخى از كشورهاى عرب وجود داشته و نيز دشمنى ديرينه با ايرانيان، همچنين به منظور ابراز وجود و التيام احساسات جريحه دار شده اعراب، بويژه پس از شكست هاى سنگينى كه در نبرد با اسرائيل متحمل شده بودند موقعيت را مناسب يافته و حمله نظامى خود را آغاز كردند. در اين راستا صدام حسين كه خود را رهبر افسانه اى جهان عرب تصور مى كرد افزون بر دستيابى به رؤياهاى خود مبنى بر سرنگونى رژيم ايران و تجزيه و الحاق بخش هايى از ايران به خاك عراق از جمله خوزستان، وعده هايى را به اعراب در زمينه بازگردانى سه جزيره ايرانى خليج فارس به شيخ نشين ها داده بود كه در نتيجه چنين وعده هايى تقريباً تمام اعراب منطقه انواع حمايتهاى لازم را از رژيم بعث به عمل آوردند غافل از اينكه روزى صدام حمله به كويت وموشك اندازى به عربستان را به اجرا خواهد گذاشت! در اين جا تنها به گوشه اى از مصاحبه «طه ياسين رمضان» (معاون اول نخست وزير و فرمانده ارتش خلق عراق) با روزنامه الثوره در اواخر دى۱۳۶۰ (ژانويه۱۹۸۲) يعنى اوج قدرت نظامى عراق جلب مى كنيم: «ما به اين نكته تأكيد مى كنيم كه جنگ به پايان نخواهد رسيد مگر اينكه رژيم حاكم به ايران به طور كلى منهدم شود، زيرا اختلافات اساسى بر سر چندصد كيلومتر مربع يا نصف شط العرب (اروند رود) كه سبب بروز جنگ شده بود نيست، بنابراين ما با ايران برخلاف آنچه بعضى از خائنين به ملت عرب ادعا مى كنند يك جنگ مرزى نيست كه بتوان آن را به تعويق انداخت، بلكه در حقيقت جنگ سرنوشت است.» بدين ترتيب پوچ انديشان حزب بعث به سركردگى صدام حسين دو كشور را درگير جنگى نابرابر كردند. اين بار سعدوقاص زمان فتح ايران با لشگريان پيل سوار رستم فرخزاد درگير نبود و به خيال خويش، ارتش عراق را براى تفريح به ايران روانه كرده بود؟! با توجه به حالت غيرپدافندى ايران در آن زمان، به عقيده بيشتر كارشناسان سياسى و نظامى منطقه اى و جهان، ارتش مهاجم قادر بود با سرعتى غيرقابل كنترل كشور قربانى را به زانو درآورد و در نهايت ايران مى بايست استانهاى غربى و جنوب غربى خود را واگذار مى كرد و در نزديكى استانهاى مركزى خود ديواره اى دفاعى تشكيل مى داد و اين به معنى از دست دادن چيزى حدود نيم ميليون كيلومتر مربع از خاك ايران بود. (متأسفانه از دست دادن قسمت هاى وسيعى از خاك ايران در زمان حكومت پادشاهان قاجار، خيال خام چنين سرزمين گشايى را در اذهان سركردگان رژيم سابق عراق دامن زده بود) با اين حال ارتش عراق و فرماندهان آن ۵نكته اساسى را در برآورد هاى خود فراموش كرده بودند: ۱ـ قدرت ارتش ايران را حتى در آن حالت ضعيف دست كم گرفته بودند. ۲ ـ توان ملى ايجاد شده به وسيله انقلاب۱۳۵۷ را ناديده گرفته بودند. ۳ ـ عرق ملى و مذهبى ايرانيان را فراموش كرده و آن را چيزى معادل سابقه كوتاه عمر كشور خود مى دانستند. ۴ـ نيروهاى عشايرى و مرزنشين را عنصرى به نفع خود فرض مى كردند. به ويژه عشيره هاى عرب ساكن خوزستان كه كلى وعده و وعيد داده بودند و حتى پيش از جنگ درحمايت ازخود مقادير زيادى اسلحه ميان آنها توزيع كرده بودند. ۵ ـ توان خود را دست بالا گرفته بودند. به هرحال جنگ با تجاوز عراق به استان هاى غربى و جنوب غربى درابعاد وسيع آغاز شد و يكى از اهداف صدام تصرف خوزستان (استان جديد عربستان!!) بود به طورى كه در بسيارى از نقشه هاى تهيه شده توسط آن رژيم نام شهرهاى خوزستان نيز تعويض شده بود. ازجمله خرمشهر، (المحمره) و اهواز نيز (الاحواز) ناميده شده بود. صدام حسين اين چهره افراطى پان عربيسم حدود ۳۰۰ميليون دلار را طى ۴۰ سال درميان برخى روزنامه نگاران و دانشگاههاى اروپا خرج كرد تا جغرافياى بخش هايى از ايران و خليج فارس را تغييردهد. جالب اينجاست كه اين روند امروزه هم ازطرف برخى شيوخ عرب حاشيه خليج فارس و با صرف ميلياردها دلار درحال انجام است. ديكتاتور سابق عراق معتقدبود كه خداوند سه چيز را بيهوده آفريده است: ۱ مگس ۲ يهود ۳ مجوس (ايرانى) بدين ترتيب حاكمان سابق عراق اميدوار بودند دربرابر همسايه اى كه پس از انقلاب ۱۹۷۹ درعرصه جهانى منزوى شده بود به پيروزى برق آسايى دست يابند، ولى بسيج ملى مردم قهرمان ايران با همبستگى تمام مسؤولان كشور به همراه دلاورى ها و رشادت هاى جان بركفان ارتش و سپاه و نيروهاى مردمى رؤياى آنها را به كابوسى تلخ تبديل كرد. حمله زمينى عراق به دنبال شليك يك گلوله تانك تى۷۲ در پادگان بعقوبه در ساعت ۱۱ روز ۳۱ شهريورماه ۱۳۵۹ به وسيله صدام حسين رئيس جمهور پيشين عراق به سوى مرزهاى ايران و به دنبال حملات هوايى به شهرهاى داخلى و مرزى جمهورى اسلامى ، تلاش همه جانبه نيروى زمينى عراق نيز آغاز شد و مواضع نظامى و تأسيسات غيرنظامى ايران درنزديكى مرز زير آتش سنگين نيروهاى عراق قرارگرفت. ساعاتى بعد، پس از اجراى آتش سنگين درمناطق مرزى مهران و بستان حركت لشگرهاى عراقى به طرف مرز آغاز شد. حملات توپخانه اى و هوايى ارتش عراق با شدت و مداومت به ويژه برروى شهرهاى مختلف خوزستان، به منظور نابودسازى تأسيسات نظامى و غيرنظامى و تسهيل تصرف انجام مى گرفت. اين درحالى بود كه ۹ لشگر از ۱۲ لشگر مجهز عراق پيشروى خود را به منظور اشغال خاك ايران ازجبهه غرب و جنوب غرب به سرعت ادامه مى دادند. ازجنبه تبليغاتى نيز يك فرستنده راديويى به نام جبهه آزادى بخش خوزستان ازطرف عراق آغاز به كار نمود. اين راديو پيوسته ازمردم خوزستان مى خواست كه به نيروهاى عراقى بپيوندند. مقايسه توان رزمى ارتش عراق در برابر نيروهاى رزمنده ايرانى حاكى از برترى ۴ به ۱ بود و طبق اصول برآوردهاى نظامى هرنيروى مكانيزه و زرهى حمله ور با چنين برترى نسبى در زمين باز و بدون موانع طبيعى و مصنوعى بايستى بتواند بيش از ۵كيلومتر در ساعت پيشروى كند و درواقع درآغاز عمليات استفاده از موقعيت را انجام دهد. برهمين مبنا بود كه صدام حسين و طراحان نظامى ارتش عراق مدت زمان دستيابى به هدف هاى اصلى در خوزستان را ۳ تا ۷ روز پيش بينى و برآورد كرده بودند. اما به دليل ۵نكته اى كه درابتداى نوشتار بدانها اشاره شد چنين برآوردى تحقق نيافت و نيروهاى عراقى تا مدت ۱۰روز نتوانستند به حاشيه خارجى خرمشهر برسند و نبرد خرمشهر نيز بيش از يك ماه طول كشيد و سرانجام نيز ارتش متجاوز عراق در دسترسى به هدف نهايى خود دراين منطقه كه اشغال جزيره آبادان و تهديد بنادر ماهشهر و امام خمينى بود به كلى ناموفق و ناكام ماند. ادامه دارد
|