|
بحثى در باره زمينه هاى شكل گيرى و ويژگى هاى شعر هفتاد
فرار به سوى سرزمين هاى ناشناخته زبان
محمد حسين عابدى قسمت دوازدهم به نظر مى رسد كه در اين تعاريف، منظور از تخيل برانگيز بودن اين است كه كلام بر نفس خواننده يا شنونده تأثيرگذار باشد و وزن مى تواند بر شدت اين تأثير بيفزايد و از اين طريق، وزن، تخيل برانگيز است. اما تخيل تا چه اندازه در قاعده افزايى در معناى كلمه تأثير مى گذارد؟ اگر كلمه اى در طى صدها سال به گونه اى كاملا تعريف شده و آشنا و با معنى يا معانى يكسان استفاده شود تا چه اندازه مى تواند تخيل برانگيز باشد؟ كلمه هايى كه در زبان روزمره به كرات از آنها استفاده مى كنيم تا چه حد در ايجاد تخيل مؤثر هستند؟ اگر كلام روزمره در قالب اوزان عروضى به مخاطب عرضه شود چقدر تخيل برانگيز خواهد بود؟ به راستى در چنين حالتى، اوزان عروضى چگونه مى توانند ايجاد تخيل كنند؟ از اينجا مى توانيم به اين نكته برسيم كه حتى اگر هم بخواهيم شعر را با مفاهيمى چون تخيل تعريف كنيم به واقع مى توان شعر را منسوب به كلام مخيلى دانست كه خارج از عادات روزمره زبانى باشد و نه در حوزه مستعمل كلام روزمره. به عنوان مثال، كلمه ماه، نشانه اى است براى يك شىء؛ سياره اى آسمانى كه به دور زمين مى گردد و ما بيشتر شب ها مى توانيم آن را در آسمان ببينيم. همه ما در صحبت هايمان وقتى مى خواهيم به آن شىء آسمانى اشاره كنيم از كلمه ماه و يا شايد كلمات ديگرى كه معادل معنايى آن را داشته باشند استفاده مى كنيم اما اين استفاده تكرارى از يك نشانه مستعمل، چه نسبتى با شعر دارد؟ به مرور زمان، استفاده از نشانه ماه به يك عادت بدل شده است؛ هر چند كه شايد مدعى شويم نشانه ها در ذات خود مخيل هستند اما بايد پذيرفت كه حتى در اين صورت هم وقتى صحبت از شعر مى شود مراد ما تخيلى است كه بر حسب عادت نباشد. از همين رو، وقتى شاملو تركيب داسى سرد را بر آسمان شعرش مى گذراند ما آن را به عنوان شعر مى پذيريم و نه به عنوان كلام روزمره. داسى سرد نشانه اى براى همان شىء آسمانى است كه ما كلمه ماه را به عنوان نشانه آن مى شناختيم اما اكنون با تركيبى جديد مواجه هستيم كه خارج از عادت روزمره زبانى است. خود كلمه داس نيز نشانه اى است براى يك شىء اما اينجا به نشانه اى براى شىء ديگر بدل شده است؛ با اين توضيح كه همان ويژگى هاى معنايى درو كردن، بريدن و قطع كردن را هم حفظ كرده است و به اين ترتيب، به شىء آسمانى كه مدلول نشانه ماه است ويژگى هاى معنايى درو كردن، بريدن و قطع كردن را هم اضافه كرده است. يعنى كلمه داس كه دال بر شيئى است كه به وسيله آن عمل بريدن و قطع كردن را انجام مى دهند ضمن اينكه به نشانه اى براى يك شىء ديگر (ماه) تبديل شده است همان خواص درو كردن و بريدن را هم داراست و به اين ترتيب تركيب جديد داسى سرد، ويژگى هاى بريدن و قطع كردن را هم به مدلول نشانه ماه افزوده است. ادامه دارد
|