دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۳ - ۳۰ شوال ۱۴۲۵
Mon, Dec 13, 2004
فرهنگ و هنر
سال دهم - شماره ۲۹۹۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
به انگيزه برگزارى نخستين جشنواره
نمايشنامه خوانى موضوعى
پلى ميان تخيل و اجرا
193416.jpg
ندا آل طيب

صحنه نيمه تاريك است و سكوت همه جا را فراگرفته. پس نقش خوانان به نوبت واردمى شوند. آنان گاه با لباس هاى شخصى خود و بدون هيچ دكورى و گاه با لباس نقش هايشان و با استفاده از دكورهاى ساده، نقش ها را روخوانى مى كنند.
درآن سوى صحنه، تماشاگران نشسته اند. تماشاگرانى كه آخر هرهفته، براى شركت درجلسات نمايشنامه خوانى، دركافه ترياى اصلى تئاتر شهر گردهم مى آيند به گونه اى كه كافه تريا تبديل به پاتوق كسانى شده كه علاقه مندند تا هرهفته، شاهد روخوانى يكى ديگر از نمايشنامه هاى محبوب خود باشند.
* نمايشنامه خوانى و استقبال تماشاگران
شايد نخستين بار كه بانيان جلسات نمايشنامه خوانى «عصرى با نمايش» درفكر برگزارى اين جلسات بودند، كمتركسى تصورمى كرد اين جريان نوپا به زودى آنچنان فراگير شود كه دامنه آن بسيار آن سوتر از تئاترشهر تا فرهنگسراهايى چون هنر، نياوران و مراكز ديگرى چون مؤسسه فرهنگى انديشه سازان، مدرسه عالى بازيگرى، تالارهنر و... گسترش يابد. اما روخوانى نخستين نمايشنامه «آناكليبر» با كارگردانى الهه گل پرى، اين اميدوارى را پديدآورد كه چنين جلساتى درآينده اى نه چندان دور، جايگاه ويژه خود را نزد علاقه مندان تئاتر خواهديافت زيرا اگرچه مسؤولان برنامه، خود را براى حضور حداكثر ۸۰ تماشاگر آماده كرده بودند، ناگهان با هجوم بيش از ۱۲۰ تماشاگر مشتاق روبه رو شدند و پس ازآن بود كه ديگر ميز و صندلى هاى قرمز كافه تريا پاسخگوى نياز تماشاگران نبود و در بسيارى ازموارد، تعدادى از تماشاگران، ايستاده شاهد اجراى برنامه بودند.
* نمايشنامه خوانى چيست؟
تعريف درست نمايشنامه خوانى ازجمله مواردى است كه هرگز درباره آن، اتفاق نظرى پديد نمى آيد. تعدادى از هنرمندان مانند بابك محمدى، مسؤول بخش تئاتر فرهنگسراى نياوران معتقدند: «آنچه در ايران به نام نمايشنامه خوانى رخ مى دهد، با آنچه در ديگر كشورها اتفاق مى افتد، متفاوت است» او كه ۶ سال پيش با همراهى هنرمندانى چون گلاب آدينه، سيما تيرانداز و مهنوش صادقى، داستان هاى كوتاه وينى را در فضاى باز فرهنگسراى نياوران روخوانى كرده بود، مى گويد: «متأسفانه ما در ايران از مسير درست نمايشنامه خوانى دورشده ايم زيرا هدف از روخوانى يك نمايشنامه، متمركزكردن تماشاگر بر متن است بنابراين استفاده از نشانه هايى چون دكور، لباس، نور و... كه تمركز تماشاگر را از معنى و محتواى متن به اين عوامل منحرف مى كند، اصلاً جايز نيست.»
به اعتقاد دبيرنخستين جشنواره نمايشنامه خوانى موضوعى، روخوانى هيچ ارتباطى به تئاتر و اجراى آن ندارد بلكه درطى آن به تماشاگر فرصت داده مى شود تا موسيقى، نور و صحنه را به دلخواه خود، درذهن، مجسم كند.
نغمه ثمينى به عنوان نماينده اى از نمايشنامه نويسان مى گويد: بايد و نبايدى وجودندارد و هرمتنى، شكل ويژه اجراى خود را پيدامى كند اما طبيعى است كه روخوانى، فرصتى است براى عرضه متن و اگر قرارباشد نورپردازى، طراحى صحنه و لباس و عوامل ديگر هم نقش تعيين كننده درآن داشته باشند، ديگر نمى توان مرزى ميان نمايشنامه خوانى و اجراى صحنه اى قايل شد.
اما مريم كاظمى كه با اجراى نمايشنامه «ملودى ورشو» به عنوان يكى از سه برگزيده اولين جشنواره «عصرى با نمايش» ويژه فجر، انتخاب شده بود، هنگام روخوانى اين نمايش گفت: بهتر است درگير تعريف ها نشويم زيرا هرمتن در چارچوب خاصى جواب مى دهد و واكنش تماشاگر، روشن مى كند كه يك نمايش تاچه حد قابليت اجرايى دارد.
* ايرانى ها، خارجى ها، همه به جلسات نمايشنامه خوانى مى آيند
درجلسات نمايشنامه خوانى فرصت براى تمام نويسندگان هست.
از ايرانى ها تا خارجى ها، از زندگان تا مردگان، ازجديد تا قديم و... و اين چنين است كه تمام نويسندگان به اين جلسات مى آيند. چه كسانى مانند عباس نعلبنديان كه حتى ازسوى جامعه تئاترى هم مورد بى توجهى قرارگرفته اند و چه كسانى مانند محمود دولت آبادى كه بيشتر به عنوان داستان نويس و كمتر به عنوان نمايشنامه نويس شناخته شده است و چه كسانى مانند اسماعيل خلج يا رؤيا تيموريان كه هستند و شناخته شده اند اما فرصت اجراى كار نيافته اند به گونه اى كه تيموريان كه ديگر كمتر بر صحنه تئاتر ظاهرمى شود، با استقبال فراوان از برگزارى اين برنامه ها مى گويد: «براى ما كه كمتر امكان اجراى نمايش را پيدامى كنيم، اين برنامه فرصت خوبى است تا از فعاليت تئاترى دور نمانيم.»
اين موضوع البته تنها درمورد نويسندگان و كارگردان ها مصداق ندارد كه درمورد بازيگران هم اتفاق مى افتد. محبوبه بيات، روخوانى نمايشنامه «اشباح» را فرصتى براى خود مى داند كه ناگفته هايش را بگويد. به گفته او، نمايشنامه خوانى اين امكان را به بازيگران مى دهد تا نقش هايى را كه دوست دارند اما امكان اجراى آنها را ندارند، بازى كنند ضمن اينكه روخوانى، باعث مى شود تا بازيگران بتوانند توانايى هاى خود را محك بزنند.
پانته آ بهرام، گرچه بازيگر فعالى است اما به تأثيربرگزارى اين جلسات بر كار بازيگران معتقداست: شكل درست اين برنامه مانند يك كلاس درس مفيد است زيرا تأثير بسيارى بر بيان و تسلط بر اجزاى صورت و دستگاه تنفسى دارد.
* نمايشنامه خوانى و ايجاد موج
جدول هرفصل جلسات نمايشنامه خوانى را كه بنگرى، متوجه نظمى محسوس در برنامه ريزى آن مى شوى به گونه اى كه در برنامه هر فصل، شاهد تكرار نام يك نويسنده يا يك ژانر يا يك كشور خاص هستى مانند مرورى بر آثار اكبر رادى و آنتوان چخوف در برنامه «عصرى با نمايش»، روخوانى آثار كمدى درجلسات نياوران، مرور نويسندگان فرانسوى در برنامه مؤسسه انديشه سازان و...
درهمين باره، آرش آبسالان، بانى برنامه «عصرى با نمايش» مى گويد: اين كار نمايشنامه خوانى است كه ايجاد موج كند به اين صورت كه يك نويسنده يا يك ژانر بخصوص را معرفى كند، پرونده آن را ببندد و بعد به سراغ موضوع و يا نويسنده ديگرى برود.
بابك محمدى هم درباره موضوعى بودن جلسات نمايشنامه خوانى مى گويد: در تمام دنيا چنين چيزى مرسوم است تا سبك بخصوصى ايجاد و متون جديدى توليد شوند.
* توليد آثار جديد از طريق نمايشنامه خوانى
يكى از كاركردهاى اصلى برگزارى جلسات نمايشنامه خوانى كمك به توليد متون جديد است گرچه گاه اين هدف كمتر موردتوجه قرار گرفته و آثارى خوانده شده اند كه پيشتر خوانده يا اجرا شده بودنداما در خلال برگزارى اين جلسات به هرحال تعدادى متن جديد توليد مى شود.
در همين رابطه افشين خورشيد باخترى مى گويد: «اين جلسات زمانى مى تواند مفيد باشد كه اهداف مشخصى برايش تعيين شود و برنامه ريزى درستى نيز انجام شود.»
او ادامه مى دهد: «در كشورهاى ديگر يكى از دلايل برگزارى اين جلسات، انتخاب آثار جديد توسط مديران سالنها است و اين حلقه مفقوده در تئاتر ايران است چراكه ماكمپانى توليد تئاتر نداريم و سيستم تئاتر كشور ما دولتى است. البته ما در بخش بزرگداشت چخوف و دانشجويى اين موضوع را لحاظ كرده ايم زيرا تأكيد ما بر آثارى است كه از آثار چخوف، آداپته، تنظيم يا اقتباس شده اند كه البته در آغاز خطاهايى دارد اما به هرحال به روند توليد نمايشنامه و معرفى نويسندگان جديد كمك مى كند.»
* نمايشنامه خوانى و معرفى نويسندگان جديد
يكى ازمشكلاتى كه همواره در تئاتر ما خودنمايى مى كند، نداشتن رابطه با هنرمندان ديگر كشورها است. در بسيارى از موارد حتى هنرمندان حرفه اى و استادان دانشگاه نيز از آنچه در بيرون مرزها مى گذرد، بى خبرند اما تمركز برآثار نويسندگان جديدخارجى ، هنرمندان را وادار مى كند كه به سراغ نويسندگان جديد بروندوبه اين ترتيب دروازه هاى ديگر كشورها تا حدودى به روى ما گشوده مى شود ضمن اينكه تمركز برآثار نويسندگان ايرانى نيز تاحدى گسستگى ميان نسل ديروز و امروز را برطرف مى كند.
به اعتقاد نغمه ثمينى ، يكى از مؤثرترين كاركردهاى اين جلسات در طى اين مدت همين مورد اخير بوده است . ثمينى مى گويد : اين موضوع در مورد نويسنده اى مانند يون فوسه بسيار مؤثر بود و بسيارى اين نويسنده را از طريق همين جلسات شناختند اما اين موضوع زمانى اتفاق مى افتد كه بريك ژانر يا جريان يا نويسنده خاص تمركز داشته باشيم و روخوانى آثار به شكل پراكنده، چندان تأثيرى نخواهد گذاشت.
* تمركز برآثار انديشمندانه
در نمايشنامه خوانى ، بيشتر آثارى اجرا مى شوند كه در مقايسه با نمايش هايى كه امروز بر روى صحنه مى بينيم بسيار عميق تر هستند.
اين سخن هما روستا است كه اجرايى ستايش شده از نمايشنامه «سانتاكروز» رادر معرض ديد تماشاگران گذاشت.
روستا مى گويد: متأسفانه جوان هاى امروز قدرى تنبل هستند، كم كتاب مى خوانند و فرصت كمترى براى خواندن نمايشنامه ها دارند اما برگزارى اين برنامه ها حركت بسيار خوبى است چون جوانهامتوجه مى شوند كه بايد تئاتر را از جاى ديگرى شروع كنند و تئاتر درمقايسه با آنچه كه امروز مى بينيم بسيار متفاوت تر و ژرف تر است.
* دانشجويان هم به «عصرى با نمايش» مى آيند
با گسترش برنامه «عصرى با نمايش» بود كه بخشى جداگانه براى حضور دانشجويان درنظرگرفته شد تا آنها بتوانند در بخش ويژه خودشان به روخوانى آثار بپردازند بخشى كه رفته رفته همچون بخش اصلى اين برنامه جايگاه ويژه خود را مى يابد. اين بخش نيز با پشت سرگذاشتن سه دوره ، هم اكنون تماشاگران خاص خود را دارد هرچند كه گاه استقبال دانشجويان كمتر از حد انتظار است . در همين باره سيد جواد روشن ، مسؤول اين بخش مى گويد: تماشاگران ما معمولاً عادت دارند روزهاى پنج شنبه و جمعه در جلسات شركت كنند اما بخش دانشجويى روزهاى چهارشنبه برگزار مى شود ضمن اينكه بسيارى از تماشاگران باتوجه به متن وشناخت افراد گروه به جلسات مى آيند در صورتى كه گروههاى دانشجويى معمولاً چندان شناخته شده نيستند.
او همچنين يادآورى مى كند: اين بخش هنوز بسيار نوپا است ولى جساتى داشته ايم كه آمار فروششان، ركورد آمار كل فصل را شكسته است مانند نمايشنامه «سفيدبرفى» اما گاه رقابتهاى نادرست باعث عدم استقبال از اين بخش مى شود. او در باره كيفيت آثار شركت كننده دراين بخش مى گويد: به هرحال ميان گروههاى حرفه اى و دانشجويى، تفاوتهايى وجود دارد. در بخش دانشجويى ، هدف اصلى ما نگارش متون و ارائه درست ترجمه ها است اما در بخش حرفه اى ، معيارها متفاوت است.»
البته اختصاص يك بخش به نام دانشجويى به معناى آن نيست كه دانشجويان نمى توانند در بخش اصلى شركت كنند بلكه باتوجه به تراكم درخواستها در بخش اصلى وتفاوت معيارها، شرايط براى حضور دانشجويان در بخش ويژه خودشان، فراهم تر است.
* نمايشنامه خوانى همچنان نيازمند حمايت است
گرچه در حال حاضر «نمايشنامه خوانى» جريانى كاملاً شناخته شده است و جايگاه خاص خود را نزد گروهها و علاقه مندان تئاترى دارد اما همچنان نيازمند حمايتهاى ويژه اى است .
آرش آبسالان، مدتها پيش از عدم برنامه ريزى درست و سيستماتيك براى برگزارى اين جلسات گلايه كرده بود اكنون كه مدت بيشترى از اجراى اين جلسات مى گذرد، افشين خورشيد باخترى هم همين موضوع را به شكل ديگرى عنوان مى كند: دست اندركاران فرهنگى بايد از اين گونه حركتهاحمايت كنند زيرا گروههاى نمايشى بدون هيچ چشمداشتى ،وقت و انرژى خود را صرف برگزارى اين جلسات مى كنند وبايد از تلاش هاى آنان قدردانى شود.
* و سخن آخر اينكه
اين جريان گرچه حركت بدون نقصى نداشته اما گاه آتش هاى زيرخاكسترمانده را آنچنان شعله ور كرده كه تأثير آن فراموش نشدنى است و اين چنين بودكه محمود دولت آبادى هنگام روخوانى نمايشنامه «تنگنا» به كارگردانى افشين هاشمى گفته بود: «هرگز تصور نمى كردم نمايشنامه اى را كه نوشته ام روزى روى صحنه ببينم اما بچه هايى كه اين متن را روخوانى كردند، بار ديگر به من يادآورى كردندكه درميان هنرها تئاتر يك معجزه است.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |