دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۳ - ۳۰ شوال ۱۴۲۵
Mon, Dec 13, 2004
حوادث
سال دهم - شماره ۲۹۹۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
جويندگان عاطفه
اول دى ماه در كيش؛
نو عروسى كه چهره اش با اسيد سوخته است، با متهم روبرو شد
جويندگان عاطفه
از آلمان به دنبال
اقوام پدرى ام مى گردم
ازنياكان و اقوامم تنها مى دانم كه پدربزرگ من ماراهيم راگيموف نام داشت و عموى پدرم نيز عبدالله ناميده مى شد. آنها تبعه ايران بودندولى دردهكده مارنولى در گرجستان زندگى مى كردند كه در نزديكى تفليس بود.
اين طور كه من باخبر شدم پدربزرگ من مغازه دار بوده و برادر او عبدالله نانوايى داشته است.
نام مادربزرگ من سكينه ماسومون بوده و آنها چهار فرزند به نام ارمون كه متولد سال۱۹۲۷ و بولوت متولد ۱۹۳۰ و ملكه متولد ۱۹۳۳ و گئورگى متولد ۱۹۳۷ داشته اند. در سال۱۹۳۷ پدربزرگم را به عنوان يك تبعه ايرانى بازداشت كرده اند. بعد از آن ديگر هيچ خبرى از او نشده است. مادربزرگ من در همان سالها با چهار فرزندش به قزاقستان تبعيد مى شود ولى عبدالله (برادرشوهر سكينه) در همان دهه ۳۰ با خانواده اش به ايران مى آيد.
از سال۱۹۹۷ به خاطر شرايطى كه براى من ايجاد شد به آلمان رفته و در آنجا ساكن شدم ولى با به دست آوردن اطلاعاتى به فكر اين افتادم تا اطلاعاتى از عبدالله و فرزندانش پيدا كنم شايد از اين طريق بتوانم خبرى از سرنوشت پدرم به دست آورم.
دلم مى خواهد عبدالله و فرزندانش بدانند كه راگيموف سالهاست كه به آنان فكر مى كندو دوست دارد تا هر چه سريع تر آنان را پيدا كند.
كسانى كه از اين اشخاص خبرى دارند با تلفن ۸۷۶۱۶۲۱ بخش جويندگان عاطفه گروه حوادث روزنامه ايران تماس حاصل كنند.
محكوميت عامل قتلهاى زنجيره اى
گروه بين الملل: عامل قتلهاى زنجيره اى سال ۲۰۰۲ شهر « فورت ودت» آمريكا ، به حبس ابد محكوم شد.
« بيلى توماس» مرتكب ۳ فقره قتل شده بود كه طبق نظر پليس، عملكردى همانند قاتل قتلهاى زنجيره اى شهر واشنگتن بوده است.
وى درماه نوامبر ظرف ۲ روز، سه نفر را با شليك گلوله به قتل رسانيد. بررسى ها نشان داد كه برادرش نيز دراين قتلها با وى همكارى داشته است.
دادگاه او و برادرش را به حبس ابد محكوم كرد. ناگفته نماند كه يكى از قربانيان وى پسر كلانتر شهر بود.
انتقام بيمار ناراضى از پزشك پوست
يك جوان دانشجو وقتى پزشك معالجش نتوانست مشكل پوستى او را معالجه كند براى انتقام نقشه سرقت از مطب را طراحى كرد.اين پسر جوان وقتى با تهديد منشى مطب قصد سرقت داشت توسط نگهبان مجتمع به دام افتاد. بنا به اين گزارش ، ساعت ۱۰ صبح شنبه ۲۱ آذرماه نگهبان يك مجتمع دربلوار كشاورز درتماس با پليس ۱۱۰ اعلام كرد كه سارقى را كه قصد سرقت از مطب پزشك متخصص پوست را داشت ، دستگير كرده است.دقايقى بعد مأموران كلانترى ۱۴۸ انقلاب درمحل حاضر شدند و پس از بازداشت متهم تحقيقات خود را آغاز كردند. منشى مطب درجريان تحقيقات به مأموران گفت: من هر روز صبح ساعت ۹ به مطب مى آيم وپس از تميز كردن وسايل وتجهيزات پزشكى ساعت ۱۰ درمطب را باز مى كنم. امروز مشغول كارم بودم كه مرد جوانى نقاب به صورت از من خواست تا اجازه دهم از دستشويى استفاده كند. از روى صدايش متوجه شدم كه يكى از بيمارانمان است به همين خاطر اجازه دادم او وارد مطب شود ولى بعد از چند دقيقه او مراصدا زد و گفت كه شيرهاى دستشويى خراب است وزمانى كه من براى بررسى موضوع رفتم ناگهان چاقويى را به طرفم گرفت واز من خواست تا دراتاق دكتر را باز كنم ولى من بلافاصله به طرف در خروجى دويدم وبا فرياد از نگهبان مجتمع درخواست كمك كردم.با اظهارات منشى مطب مأموران متهم را تحت بازجويى قراردادند. وى به مأموران گفت: من دانشجوى سال اول رشته كامپيوتر هستم و از مدتها قبل دچار بيمارى پوستى شده بودم به طورى كه پوست صورتم متورم شده بود .پس از ماهها كاركردن پولى را پس انداز كردم تا بتوانم پوست صورتم را معالجه كنم ولى وقتى نزد اين پزشك آمدم او على رغم نوشتن نسخه هاى مختلف وعمل جراحى نتوانست مرا معالجه كند.وى ادامه داد: پس از آن كه وضعيت چهره ام بدتر شد تصميم گرفتم تا از دكترم انتقام بگيرم به همين خاطر نقشه سرقت ازمطب را طراحى كردم.به گزارش خبرنگار ما، صبح روز گذشته متهم پس از انتقال به شعبه ۴ داديارى دادسراى امور جنايى توسط داديار سبحانى وبا قرار مجرميت راهى زندان شد.
اول دى ماه در كيش؛
افسانه نوروزى
محاكمه علنى مى شود
وكيل مدافع افسانه نوروزى از برگزارى علنى دادگاه موكلش در اول دى ماه و در شعبه دوم دادگسترى كيش خبر داد.
وى در گفت وگو با (ايسنا) درباره سير طى شده در پرونده موكلش اظهار داشت: پس از صدور حكم قصاص در شعبه اول دادگاه عمومى كيش و تأييد آن در شعبه ۲۶ ديوان عالى كشور، اقدامات زيادى جهت جلوگيرى از توقف حكم صادره به عمل آمد.
وى ادامه داد: با عنايت به اين كه هيأت ۵ نفره كارشناسان صراحتاً اظهارنظر كرده بودند كه افسانه نوروزى در دفاع از ناموس خود مرتكب عمل قتل گرديده است، شخصيتها ونمايندگان مجلس و سازمانهاى مختلف مدافع حقوق بشر و طرفداران حقوق زنان درخواست توقف اجراى حكم قصاص افسانه را نمودند . اين وكيل دادگسترى در پايان تصريح كرد: مطابق اطلاعات به دست آمده دادگاه به صورت علنى برگزار مى شود و اميدواريم با تحقيق بيشتر و رسيدگى دقيق تر خصوصاً توجه كافى به اظهارنظر صريح هيأت كارشناسان بر تأييد صحت اظهارات افسانه نوروزى موجبات صدور حكم برائت ايشان فراهم گرديده تا وى بتواند پس از تحمل ۸ سال زندان به آغوش خانواده خود بازگردد.
يك زوج كلاهبرداردر قائم شهر دستگير شدند
زوجى كه با تشكيل صندوق هاى خيريه در طول جلسات مذهبى، مبالغ هنگفتى كلاهبردارى كرده بودند، در شهرستان قائم شهر دستگير شدند.
رسيدگى به اين پرونده كلاهبردارى زمانى در دستور كار پليس قرار گرفت كه افرادى با مراجعه به اداره آگاهى شهرستان «قائم شهر» مدعى شدند، يك زن با همدستى شوهرش از آنان بالغ بر ۱۰ ميليارد ريال كلاهبردارى كرده و متوارى شده اندكه پليس موفق شد پس از دو روز اين زن و شوهر را دستگير كند. يكى از متهمان در بازجويى هاى كارآگاهان در رويارويى با ۶۰ شاكى مالباخته در مورد شگردكلاهبردارى و فريب آنها گفت: در جلسات خانوادگى و مذهبى كه از ۱۰ سال پيش تشكيل مى دادم به خانم هاى حاضر در جلسه هاپيشنهاد تشكيل صندوق قرض الحسنه به منظور تهيه جهيزيه براى دختران بى بضاعت و همچنين كمك به ايتام مى دادم. اكثر خانمها نيز با توجه به اعتقادات مذهبى شان با رويى گشاده از اين پيشنهاد استقبال كردند.او ادامه داد: در ابتداى كار به كليه اعضا تا سقف ۳ ميليون تومان وام مى دادم تا نظر آنها را به خودم جلب كنم، در مقابل آنها هم به حدى مجذوب اين كار شده بودند كه حتى با فروش زيور آلات خود بر موجودى شان اضافه مى كردند.كم كم تعداد اين صندوق ها را به ۱۰ مورد افزايش دادم. در حالى كه هر صندوق هم ۴۰تا ۶۰ نفر عضو داشت. مدير عامل تمام صندوق ها هم خودم بودم. در هر دوره اولين وام را هم خودم دريافت مى كردم تا اينكه با كامل شدن اعضاى صندوق و جمع شدن مبالغ هنگفتى از وجوه نقد، با همكارى همسرم تمام اعضاى صندوق ها را قال گذاشتيم و با برداشتن پول ها متوارى شديم.
نو عروسى كه چهره اش با اسيد سوخته است، با متهم روبرو شد
درخواست اعدام براى داماد
193401.jpg
گروه حوادث: جلسه بازجويى هاى قضايى درباره پرونده اسيدپاشى به نوعروس تهرانى درحالى برگزار شد كه طرفين پرونده همديگر را متهم به فريبكارى كردند.
حادثه اسيدپاشى به نوعروس تهرانى ساعت ۱۷ و ۳۰ دقيقه عصر پنجشنبه ۱۶ مهرماه سال جارى هنگامى رخ داد كه وى به همراه مادرش در حال خارج شدن از خانه يكى از اقوامش در خيابان ابوذر بود.
مادر «زهرا» - نوعروس _ كه مرد اسيدپاش را شناسايى كرده بود، با مراجعه به مأموران كلانترى ۱۳۲ نبرد شكايتى را عليه او مطرح كرد.
به دستور «قربانيان» - بازپرس شعبه دوم دادسراى ناحيه ۱۴ تهران پرونده براى پيگيرى هاى ويژه به مأموران اداره ۱۰آگاهى تهران ارجاع شد. درحالى كه ۵۸ روز از فرار داماد اسيدپاش مى گذشت، با تنگ شدن حلقه محاصره اطلاعاتى، روانى پليس، داماد اسيدپاش ظهر روز ۱۵ آذرماه با مراجعه به پليس، خود را تسليم كرد.
وى در بازجويى هاى پليس ضمن به گردن گرفتن ماجراى اسيدپاشى به صورت همسر سابق خود ادعا كرد؛ به دليل آنكه از سوى خانواده همسر سابقش با طرح شكايتهايى تحت فشار قرار گرفته بود، دست به اين كار زده است.
< مواجهه در دادگاه
از آنجايى كه هركدام از طرفين پرونده در مراحل مختلف تحقيقات پليسى و قضايى، ماجرا را به گونه اى تعريف مى كردند كه ديگرى را مقصر قلمداد كنند، بازپرس رسيدگى كننده به پرونده، دستور داد تا در اين جلسه هر دو در دادگاه حاضر شده و به صورت حضورى ادعاهاى خود را مطرح كنند.
بدين ترتيب ساعت ۱۱ صبح روز يكشنبه ۲۲ آذرماه با دستور بازپرس قربانيان، متهم از زندان رجايى شهر به دادسرا انتقال داده شد.نوعروس تهرانى نيز درحالى كه با گذشت اين مدت طولانى هنوز چهره اش باندپيچى شده و پارچه سفيدى صورتش را پوشانده بود، به همراه وكيل و اعضاى خانواده اش در دادگاه حاضر شد.وى درحالى كه به شدت مى گريست، به بازپرس پرونده گفت: شوهر سابقم با اطلاع از اينكه ما در خانه يكى از بستگانمان هستيم، پس از تهيه اسيد به بهانه خريد يك واحد آپارتمان به آن مجتمع مسكونى آمده و تا زمان خارج شدن ما، منتظر مانده بود. او با طرح و نقشه قبلى دست به اين كار زده است، چرا كه قبل از ماجراى اسيدپاشى بارها طى تماسهاى تلفنى من و اعضاى خانواده ام را تهديد به قتل و اسيدپاشى كرده بود. او پس از طلاق تنها به انتقامگيرى فكر مى كرد.
عروس جوان ادامه داد: او زيبايى و جوانى مرا تباه كرده است. كمال و همه چيز يك زن زيبايى اوست. قبل از اين ماجرا همه اعضاى فاميل و آشنايان به جهت اينكه دختر درس خوانده و خوبى بودم، مرا الگوى فرزندان خود قرار داده بودند، درحالى كه اكنون آنان از ديدن چهره من وحشت زده شده و سعى مى كنند دور از من باشند. ديگر كسى به من توجهى نمى كند. وضعيت آنقدر برايم زجرآور شده كه تنها مرگ مى تواند مرا از اين بحران برهاند.
وى افزود: اين مرد درحالى كه داراى زن و بچه بود، با چرب زبانى مرا فريب داده و به عقد خود درآورد. من وقتى پى به اين واقعيت بردم، به خاطر تباه نشدن زندگى آنها، خودم را بدون چشمداشت هيچ مبلغى كنار كشيدم، درحالى كه او اينگونه از من انتقام گرفت. او بعد از ماجراى طلاق، تنها به خاطر خودخواهى هايش مى خواست با تهديد، بار ديگر با من رابطه ايجاد كند، ولى پاسخ منفى من به خواسته شومش اين عكس العمل را از سوى او به دنبال داشت. حالا تنها قصاص و سپس اعدام او مى تواند آرامش را به خانواده من برگرداند.
پدر «زهرا» نيز گفت: اين مرد آنقدر قسى القلب است كه گفته بود حاضرم زن و بچه ام را با سيانور بكشم تا دخترتان از من طلاق نگيرد. اين مرد وقتى به خاطر شكايت ما درباره فريب در ازدواج ۲۰ روز به زندان افتاده بود، پس از آزادى اين انتقام را گرفت، حالا اگر مدت طولانى به زندان برود، پس از آزادى چه عكس العملى نشان خواهد داد؟ من به خاطر خانواده ام مى ترسم و تنها تقاضاى قصاص و اعدام او را دارم.
مادر نوعروس تهرانى هم با اشاره به اينكه او در سند ازدواج هم ادعا كرده بود مجرد است و همسر ديگرى ندارد، گفت: او فردى فريبكار است. وجود او براى افراد جامعه خطرناك است. او بلافاصله پس از حادثه با خانه ما تماس تلفنى گرفته و درحالى كه مى خنديد، گفت: حالا دلم خنك شد. تباهى زندگى دخترم تنها به خاطر كينه توزى او بوده است. تقاضاى اشد مجازات براى او را دارم.
در ادامه دادگاه، بازپرس پرونده از متهم خواست تا دفاعيات خود را بيان كند. وى گفت: جرمم را قبول دارم. روز حادثه از خاله همسر سابقم شنيدم كه او و مادرش به خانه يكى از بستگانشان در بلوار ابوذر رفته اند. آنجا را تحت نظر گرفتم. ابتدا به يك مغازه باطرى سازى رفتم. به بهانه خراب بودن باطرى خودروام يك ليتر اسيد خريدم. وقتى آنها بيرون آمدند، اسيد را پاشيده و فرار كردم.
آنها _ اشاره به خانواده نوعروس _ با گرفتن حكمهاى جعلى، طرح شكايتهاى متعدد، چنان بحرانى در زندگيم ايجاد كرده بودند كه چاره اى جز اين كار برايم نمانده بود. حالا پشيمانم.وقتى بازپرس پرونده پرسيد چرا به خاطر مزاحمتهايى كه ادعا مى كنى، شكايت نكردى، متهم گفت: سه بار شكايت كردم، ولى بى نتيجه بود، ولى مى دانم كه تاوان مزاحمت اين نبود. عمل خودم را نمى خواهم توجيه كنم. به دستور بازپرس پرونده، ادامه جلسه بازجويى هاى قضايى به وقت ديگرى موكول شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |