دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۳ - ۳۰ شوال ۱۴۲۵
Mon, Dec 13, 2004
ميراث فرهنگى
سال دهم - شماره ۲۹۹۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
در هفتمين سال خاموشى استاد شاه ميرزامرادى
در هفتمين سال خاموشى استاد شاه ميرزامرادى
هيچ كس قدر مرواريد اقيانوس را ندانست!
مسعود باقرى
امروز بيست و سوم آذرماه، درست هفت سال از درگذشت استاد «شاه ميرزامرادى» سرنا نواز بزرگ ايران مى گذرد. مردى كه حق بزرگى بر موسيقى فولكلوريك كشور ما دارد و صداى دلنواز سرنايش روح انسان را به سياحت تاريخ مى برد؛ به آنجا كه دلاوريها و سورها و سوگها را مى توان ديد.
شاه ميرزا از معدود سرنا نوازان بزرگ بود كه گنجينه خويش را با خود به دل خاك برد و آيندگان از آنچه در سينه داشت محروم شدند. هيچ كس نمى داند كه چه نيرويى شاه ميرزا را به مدت ۲۳ سال به شهر دزفول مى كشاند تا در دهه اول محرم و روز عاشورا ساز چلپى بزند؛ همان گونه كه كسى نمى داند كدامين نيرو تن نحيف او را استوار مى داشت تا ساعتها در مراسم شادى براى مردم سرنا بنوازد و هيچ كس ندانست كه در پشت چشمان بسته او به هنگام سرنا زدن چه مى گذشت . آن پير مرد لاغر اندام و كم حرف و صبور گرچه در بيرون مرزهاى ايران نام و شهرت داشت، اما در شهر خودكمتر مورد توجه مسؤولان قرار گرفت.
او در معرفى فرهنگ لرستان به جهان سهم بسزايى داشت و در جشنواره هاى فراوانى شركت كردكه از آن جمله جشنواره آوينيون فرانسه بود و در آنجا رتبه نخست در سازهاى بادى را همراه با لقب «مرواريد اقيانوس» كسب كرد.
با اين وجود چنين مى نمايد كه از پس هفت سالى كه او ديگر در ميان ما نيست، اما صداى سحرآميز سرنايش هنوز در زندگى مردمان جارى است، خيلى چيزها دگرگون شده و بسيار يادها از خاطر رفته. همسر پير استاد شاه ميرزا مى گويد: پس از آن همه افتخاراتى كه او در جشنواره هاى داخلى وخارجى براى ايران كسب كرد، مسؤولان ارشاد اسلامى و حوزه هنرى درصدد كمك به او برآمدند و ماهانه ۱۰هزارتومان برايش مقرر داشتند. تا دو ماه بعداز فوت او نيز مقررى را به خانواده اش پرداخت كردند و بعد ديگر قطع شد و حالا خانواده استاد بايد با مشكلات مالى دست به گريبان باشد!
سكينه خانم مى گويد: در زمان حيات استاد نيز قرار بود او و مرا بيمه كنند كه خبرى نشد واكنون من باانبوه بيماريها بدون پشتيبان باقى مانده ام. آيا چنين است نتيجه آن همه افتخاراتى كه شاه ميرزا براى كشور ومسؤولان كسب كرد؟!
يكى از فرزندان شاه ميرزا نيز ازاين كه با صداى سرناى پدرش برخورد خوبى صورت نمى گيرد گله مند است : از اين كه صدا وسيماى لرستان صداى سرناى استاد را روى تصوير سرنانوازان ديگر ميكس مى كند، از اين كه صداى سرناى شاه ميرزا را روى يك كارتون تلويزيونى پخش مى كنند، از اين كه به تذكرات خانواده بى توجه اند و...
گويى بى مهرى ديدن همچون ميراثى براى خانواده مرواريد اقيانوس باقى مانده است!
اينجا معبد «الهه اختلاف نظر» است!
193470.jpg
سارا امت على
موضوع اصلى، معبد آناهيتاى كنگاور است. موضوعى فراموش شده كه امروز جز ويرانه اى از آن در مركز شهر كوچك كنگاور باقى نمانده است اما اين بازمانده هنوز هم دستخوش ناملايمات زمان است. از يك سو، سوژه بحث و جدل در تهران است و از سوى ديگر جايگاه بى خانمان هاى كنگاور.
اين معبد، زمانى كه مى گويند حدود ۲۴۰۰ سال پيش بوده ساخته شد و مردم در بالاترين سطح آن به نيايش آب و آتش مى پرداختند. به موجب سكه هايى كه از اين محوطه كشف شد، مى گويند مسلمانان از سال ۱۴۰ هجرى قمرى در كنگاور ساكن شده اند. پس از آن سالها گذشت و بازمانده هاى معبد كه با حمله مسلمانان به شهر كنگاور تنها ستون ها و پلكانش بازمانده بود. زير تلى از خاك مدفون شد و اندك اندك با ساخت و ساز مردم بر تپه مانندى حاصل از آن، به كلى از يادها رفت و قصبه اى بر آن پديد آمد به نام «گچ كن» از اين هجوم جمعى سالها گذشت تا اينكه در سال ۱۳۴۷ هجرى شمسى به عنوان طرحى ملى مطرح و قرار شد ۲۱۴ باب خانه، كاروانسرا، دكان و طويله موجود در آن توسط دولت خريدارى شود تا باستان شناسان بتوانند در آن به كاوش هاى علمى بپردازند. پس از آن «سيف الله كامبخش فرد» باستان شناس ايرانى به كنار زدن خاك هاو درآوردن بنايى كه فكر مى كردند همان معبد آناهيتاى موصوف است، پرداخت. حفارى هاى او و گروه همراهش در سال ۱۳۵۳ پايان يافت و بالغ بر ۵ هكتار از زير خاك بيرون آمد و هر قطعه حجارى داراى شناسنامه شد تا همه چيز مهياى بازسازى باشد از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ بخش غربى و بسيارى از ابنيه روى صفر مرمت و آخرين عمليات در اين محوطه تاريخى در اوايل سال ۱۳۵۶ پايان يافت. از آن پس معبد آناهيتاى كنگاور كه حتى درخصوص ماهيت وجودى آن هم اختلاف نظرهايى وجود دارد و گروهى آن را كاخ ناتمام خسروپرويز شاه ساسانى مى دانند به يكى از جريان هاى جنجال برانگيز حوزه باستان شناسى بدل شد. سيف الله كامبخش فرد، در اين باره مى گويد: در سال ۱۳۶۷ به درخواست سازمان ميراث فرهنگى من به همراه هيأتى به كنگاور رفتيم و علاوه بر توضيحاتى كه به هيأت ارائه دادم با انجام يك سخنرانى در تهران، مسؤولان را نسبت به اهميت و ارزش بنا اطمينان دادم. اما درآن سالها من بازنشسته بودم و تا سال ۱۳۸۰ هيأت هايى در آن محوطه به كاوش پرداختند. در سال ۱۳۸۰ مهندس بهشتى رئيس وقت سازمان از همه باستان شناسان و معماران بازنشسته خواست در سعدآباد حاضر شوند كه من هم به اتفاق همكارانم در آن جلسه حضور داشتم.
قرار شد بازنشستگانى كه از بدنه سازمان ميراث فرهنگى جدا شده اند با ثبت شركتها و مؤسساتى به عنوان بخش خصوصى وارد عمل شوند و بخشى از كمبود نيروى اين سازمان را جبران كنند تا كارى از پيش رود. من هم به همراه دكتر صراف، مهندس سعيدى، دكتر امان الله يغمايى ودكتر هوشنگ مدنى، مؤسسه «پژوهش هاى باستان شناسى و احياى بناهاى تاريخ» را به ثبت رسانديم و با ارائه طرحى به سازمان برنامه و بودجه آن زمان قرار شد طى طرحى ۵ساله با مبلغ يك ميليارد تومان، بازسازى معبد آناهيتاى كنگاور را به عهده بگيريم. دقيقاً از همين زمان بود كه معبد آناهيتاى كنگاور موضوع اصلى بحثها و اختلاف نظرها شد و خود حاشيه نشين و زخم خورده اين جدال ها گشت. اختلاف نظر ميان پديدآورندگان مؤسسه يادشده و هيأت راهبردى معاونت حفظ و احياى سازمان ميراث فرهنگى وقت معبد را به حاشيه راند و آن را به محلى براى تجمع معتادان در شب و بازى كودكان به هنگام روز، بدل كرد.
كامبخش فرد، از آغاز اختلافات مى گويد: «توافقنامه طرح مؤسسه در پايان سال۱۳۸۰ به سازمان ميراث فرهنگى اعلام و قرار شد پيش پرداخت طرح قبل از پايان سال پرداخت شود كه اين امر به دليل كمبود بودجه پايان سال محقق نشد. از ابتداى سال۱۳۸۱ در انتظار پيش پرداخت بوديم تا كار را آغاز كنيم تا اينكه در ۱۷ ارديبهشت اين سال مرا به جلسه كارشناسان ارشد سازمان ميراث فرهنگى دعوت كردند و چند ساعت مانده به برگزارى جلسه به من اطلاع دادند جلسه به زمان ديگرى موكول شده است. چند روز بعد به مؤسسه ابلاغ شد كه مطالعات انجام شده توسط گروه ناقص است و طرح اجرايى بايد به طرح مطالعاتى بدل شود. براى اين طرح مطالعاتى هم ۸۳ميليون و ۴۷۲هزار تومان اعتبار و ۶ماه زمان در نظر گرفته بودند. ما با يك پيش پرداخت ۸ميليون تومانى كار را آغاز كرديم و پس از ۴۵روز اولين گزارشمان را در ۱۵۵ صفحه متن، ۸۰قطعه عكس و ۲۲نقشه به معاونت حفظ و احيا كه كارفرما بود، ارائه كرديم كه متأسفانه با اين گزارش مخالفت شد و مورد تأييد اعضاى هيأت راهبردى قرار نگرفت.»
جزئيات ماوقع و علت مخالفت هيأت راهبردى معاونت حفظ و احيا را از محمدحسن محب على، معاون سابق سازمان پيشين ميراث فرهنگى و كارفرماى طرح يادشده جويا مى شويم: «مؤسسه كار را ادامه نداد. در مرحله ارائه طرح مطالعاتى مشكلاتى پيش آمد و زمان ارائه طرح گذشت و مؤسسه كار را ادامه نداد. به همين دليل پرونده طرح بازسازى اين محوطه بسته شده است.»
هنگامى كه اظهارات كامبخش فرد را براى او بازگو مى كنيم. پاسخ مى دهد: «هيأت راهبردى تشخيص داد مطالعات ناقص است و هنوز كامل نشده، مؤسسه هم در جهت تكميل آن اتلافى نكرد. اگر كامل شده بود، حتماً قضيه به جايى مى رسيد و سرانجامى مى گرفت.»
محب على، پاسخ به پرسش هاى بيشتر را خارج از توان خودمى داند و اما كامبخش فرد، مدير مؤسسه ياد شده درباره ادامه ماجرا، پس از مخالفت با اولين طرح مطالعاتى مى گويد: «چندنامه به معاونت حفظ و احيا و رياست سازمان ميراث فرهنگى نوشتم و پس از آن با مدارك خود به دفتر رياست وقت سازمان برنامه و بودجه رفتم. آقاى ستارى فر، دستور به بازرسى داد و پس از آن قرار شد سازمان ميراث فرهنگى حق الزحمه گروه را بپردازد كه اين مسأله هم محقق نشد. تا اينكه با نامه نگاريهاى مجدد، ۱۰ميليون تومان به حساب شركت واريز شد. ۸ميليون تومان از اين مبلغ بابت پيش پرداخت اوليه باقى هم به عنوان ماليات كسر شد و در حال حاضر مؤسسه مانده با ۹ميليون و ۶۰۰هزارتومان بدهى.»
در همين حال ناصر نوروز زاده چگينى، از اعضاى هيأت راهبردى ۴نفره معاونت سابق حفظ و احيا درباره موضوع معبد آناهيتاى كنگاور و قصه ناتمام بازسازى آن مى گويد: «من هنگامى به عضويت هيأت راهبردى درآمدم كه قضيه معبد آناهيتاى كنگاور از نظر سازمان ميراث فرهنگى تمام شده بود. من در جريان عقد قرارداد نبودم و به همين دليل به خودم اجازه نمى دادم وارد عمليات شوم. هنگامى خودم را موظف مى دانم كه در جريان عقد قرارداد حضور داشته باشم و اگر زمانى كارفرما و پيمانكار با هم به توافق نرسيدند، وارد عمل شوم. هر چند كه در اين مورد عقيده شخصى ام اين است كه قرارداد از ابتدا بدون در نظر گرفتن مواردى از هر دو طرف صورت گرفت و اين نقص اوليه به بى سرانجامى قرارداد منجر شد.»
چهره امروزى معبد آناهيتا
«اسدالله بيرانوند»، مدير سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى استان كرمانشاه و مدير پروژه معبد در اين باره مى گويد: «تردد افراد ناباب معبد آناهيتا را به شكلى درآورده بود كه درشأن يك بناى تاريخى نبود، طى يك سال اخير زباله ها در منطقه جمع آورى شد و درختچه هايى كه در ميان سنگهاى به دست آمده از معبد، روييده بود از ميان رفت. از طرف ديگر با حصاركشى محوطه از ترددهاى غيرمتعارف جلوگيرى شد. اما با اين وجود حفاظت از محوطه اى كه بيش از ۵هكتار وسعت دارد، نيروى آموزش ديده واعتبارى ويژه مى خواهد.»
او در خصوص پيگيرى عمليات بازسازى يا ادامه حفاريها در محوطه مى گويد: «ترجيح داديم ادامه كارهاى مرمتى يامطالعاتى به زمانى موكول شود كه بودجه كافى داشته باشيم. در حال حاضر اختلال نظرهايى ميان متوليان اين بناى تاريخى وجود دارد كه به ايجاد چنين وضعيتى انجاميده است. مرمت، پژوهش و حفارى در اين محوطه به واسطه اين اختلافات، تعطيل شده و تا زمانى كه اعتبار مناسب و نيروى كارآمد در اختيارمان قرار نگيرد، همچنان متوقف خواهد ماند.»
پايان ماجرا
معبد آناهيتاى كنگاور زمانى موضوع اصلى بود. كم كم در ميان دعواهاى درون گروهى رنگ باخت و حاشيه نشين شد. اكنون معبد آناهيتاى كنگاور همچنان خاموش و بى صدا در گوشه اى از اين شهر كوچك آرام گرفته است. اين بنا چه معبد باشد و چه كاخ خسروپرويز، روزى حكايت كننده شكوه و جلال بوده و امروز معضل اصلى شهر كوچك كنگاور.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |