• شيده لالمى
تهران در معرض تهديد امنيتى تازه اى قرار گرفته است. تركيب چند قطره آب با هيپو كلريد سديم كافى است تا آتش در يكى از ۵۰۰ انبار غير مجاز مواد شيميايى در منطقه ناصر خسرو بيفتد و ظرف چند ثانيه، انبارهاى همجوار طعمه حريق وانفجارهاى زنجيره اى شوند.
شعاع اين آتش سوزى و نشت صدها تن مواد شيميايى، نه فقط كوچه مروى و گود عرب ها كه همه تهران را تحت تأثير قرار خواهد داد. گاز خردل، هيپوكلريد سديم، گاز هليوم، اسيد كلريدريك، آمونياك و ... مى تواند فراتر از هر تصورى، پايتخت را ببلعد. مسؤوليت رسيدگى به اين وضعيت با كيست؟ نيروى انتظامى كه بايد انبارهاى غير مجاز را پلمب كند يا شهردارى كه در برخورد با متخلفان، چندان موفق نبوده است؟
خواب مردم كه عميق تر شد، عقربه ها كه آرام گرفتند ازشتاب دويدن، كوچه هاى پيچ در پيچ فرسودگى ، مى شوند انبارهاى انفجار. هرخانه يك انفجار، هر گالن يك انفجار نكند اين ديوارهاى كبود در آن پستوهاى كوچك، آوار شوند، برسرمن، برسرتو. بمب هاى ساعتى دركدام هفته ، كدام سال عمل مى كنند؟ درتيرگى كوچه هاى بازار، خودروهاى بى نام ونشان مى پيچند درانبارهاى مخفى، هرانبار يك انفجار، هرخانه يك انفجار. اينجا بشكه هاى زرد ونارنجى هر روز قد مى كشند درهراس همسايه شدن با انبارهاى مواد شيميايى. اين پايين، ناصر خسرو را مى گويم، ميان فرسودگى خانه هاى كبريتى، انبارداران، خانه ها را بين خود تقسيم كرده اند: هر خانه يك انفجار، هر انبار يك انفجار. ميان اين كوچه هاى پيچ در پيچ ، خانه ها مأمن زندگى نيستند؛ حباب هاى نازك انفجارند، امروز يا فردا، كسى مى داند؟
مرد پاى گريز مى گيرد از يك سؤال: « مى دانى خانه هاى انفجار كجاست؟» باربر زمين مى گذارد،شانه هايش را مى مالد، چشمايش را نه! « ازناچارى وندارى است كه اينجا مانديم، شب و روز بشكه هاى زرد ونارنجى توى اين كوچه ها تخليه مى كنيم. اين خانه هايى كه مى گوييد نمى شناسم.» خانه هاى انفجار بى نشانى اند، اما پشت ازدحام بازار كمتر كسى است كه از نقل وانتقال شبانه مواد شيميايى بى خبر باشد. « هيچ آمارى نيست»، مسؤولان مى گويند. « حريق هاى منطقه بازار حضور غير رسمى انبارهاى مواد شيميايى را به طور قطعى تأييد مى كند. حدود ۲۵۰ انبار مواد شيميايى با مجوز داريم، اما آمار واقعى مشخص نيست. اما تعداد انبارهاى مواد شيميايى خطرناك درمنطقه بازار بسيار بالاتر از ۵۰۰ انبار تخمين زده شده است. او « هشدار مى دهد» : «وقوع حريق دريكى از خانه ها كافى است تا بزرگترين فاجعه آتش سوزى درتهران رخ دهد.»
«حميد عرب زاده» ،مديراداره حوادث وعلل حريق آتش نشانى تهران است، او فقط هشدار مى دهد.
روز واقعه تهران
اين پايين، ناصر خسرو را مى گويم، ميان ديوارهاى كبره بسته، زندگى از كوچه هاى آشتى كنان قهر كرده است. سوداى سود وسرمايه ، مدرسه ها وقهوه خانه ها را بلعيده است. خانه ها حباب هاى نازك انفجارند وپشت اين ديوارها هيچ كودكى به مدرسه نمى رود. معدود ساكنان همين كوچه ها مى گويند« جاى زندگى كه نيست، هر كسى دستش رسيده رفته.»
اقتصاد بى شناسنامه كه درشهر ريشه كرد تنها ناصر خسرو، جايگاه تمركز مخفى انبارهاى مواد شيمياى نشد؛ كوچه هاى مروى، خدابنده لو، حاج نايب، خراسانى، گود عرب ها وصدها كوچه ناشناخته ديگر ، اكنون صدها تن از خطرناك ترين مواد شيميايى سريع الاشتعال را درخود جاى داده اند. تا روز واقعه تهران چه روزى باشد، امروز يا فردا، كسى مى داند؟
«ما مى گوييم يك لحظه ديگر و اعلام مى كنيم وسعت انبارهاى مواد شيميايى و تراكم جمعيت دراين منطقه بالاترين سقف پيش بينى شده درتهران است. بارها به مسؤولان اخطار داده ايم كه راهها مسدود است. اگر اتفاقى بيفتد، مردم درمعرض خطرناك ترين گازها ومواد شيميايى قرار مى گيرند. اما نمى توانيم تعيين كنيم كه گازهاى سمى تا چه شعاعى منتشر مى شوند، اما براى مردمى كه درمعرض اين گازها قرار مى گيرند با اين امكانات محدود هيچ كارى نمى توان كرد. تجهيزات ما محدود است وازطرفى هنوز مشخص نيست انبارهاى مواد شيميايى دقيقاً كجا مستقرند، چه ميزان وچه نوع مواد شيميايى دارند. بايد به چه كسى بگوييم كه سازمان آتش نشانى حتى اجازه پلمب كردن انبارها را ندارد.» عرب زاده اينها رامثل هشدار تكرار مى كند.
اين پايين ميان كوچه هاى تودرتو هنوز سقف ها چوبى ، پنجره ها چوبى وخانه ها آميزه اى از سنتى ترين مصالح ساختمانى است. اينجانزديك راسته هاى بازار ميان قلب تپنده اقتصاد ايران، گاز خردل، هيپوكلريد سديم، گاز هليوم، آمونياك، اسيد كلريد ريك وديگر مواد نياز صنايع آلاينده ومزاحم، انبار مى شوند وتنها تركيب چند قطره آب با يكى از اين مواد يعنى هيپوكلريد سديم ( از موارد مورد استفاده در قاليشويى) كافى است تا انبارهاى مواد شيميايى، بزرگترين آتش سوزى تهران را رقم بزنند. چه فرقى مى كند، شايد فرسودگى كابل هاى برق ـ عمده ترين علت حريق در بافت هاى مركزى ـ نقطه شروع ماجرا باشد واگر انبارها آتش بگيرند؟: « شعاع آتش سوزى مشخص نيست. نمى توان تعيين كرد دراثر انفجار مواد شيميايى مناطق اطراف تا چند متر يا كيلومتر بسوزند. احتمال انفجار زنجيره اى انبارهاى همجوار هم بالاست. وقتى دو سال پيش دراثر انفجار يك كپسول ۳۵ كيلوگرمى كلر استخر، ۲ نفر كشته و ۲۰۰ نفر از اهالى منطقه فرمانيه تهران زخمى مى شوند وابعاد حادثه تا حدى وسيع گسترش مى يابد كه حدود ۴ كيلومتر از فضاى پيرامون خود را تحت تأثير قرار مى دهد. روشن است كه انفجار حجم قابل توجه و ناشناخته مواد شيميايى موجود در منطقه بازار در ابعاد يك فاجعه خواهد بود. ديوار خانه هاى گلى اينجا، ناصر خسرو را مى گويم، كوتاه است. سرت را كه بالاتر بگيرى، ساده تر مى بينى چند صد طاقه پارچه كنار همين بشكه هاى زرد و نارنجى انبار شده اند و اگر آتش بگيرند: «اين حادثه ها كمتر اتفاق مى افتد، اما اگر اتفاق بيفتد ابعاد گسترده اى دارد. از ديدگاه ما درحوزه مديريت بحران هر يك ازانبارهاى مواد شيميايى مى توانند به مثابه يك بمب ساعتى عمل كنند و هنوز هيچ كارى انجام نشده است. ما عادت كرديم حوادث ناشى از انفجار مواد شيميايى را اغلب به صورت حوادث جاده اى مانند حادثه قطار نيشابور يا سيستان و بلوچستان تجربه كنيم و از شهرها غافل بمانيم؛ در صورتى كه پتانسيل بسيار قوى انفجار مواد شيميايى در قلب تهران وجود دارد كه داراى بالاترين حجم بافت هاى تاريخى و فرسوده و آسيب پذير در برابر آتش است، اما هنوز به طور جدى به اين خطر فكر نكرده ايم.»
«وحيد حسينى جناب» ، معاون مديريت بحران پژوهشكده سوانح طبيعى چنين مى گويد.
در جست وجوى انبارهاى بى نشان
خانه هاى انفجار گرچه بى نشانى اند، اما پيدا كردن آنها ميان كوچه هاى هسته تاريخى شهر دشوار نيست، اما عرب زاده مى گويد دشوارى ديگرى نيز هست: «اين انبارها بعد از شناسايى و تعطيل شدن، تغيير مكان مى دهند به يك پلاك ديگر و بارها ديده شده كه براى گمراه كردن مأموران، انبارها در زير زمين خانه هاى مسكونى متمركز شده اند و ابعاد انسانى انفجار مواد شيميايى در يك ساختمان مسكونى يا حتى منطقه تجارى و پرتراكم مانند ناصر خسرو ساعت ۱۰ صبح غير قابل تصور است»
ساعت ۱۰ صبح كوچه هاى ناصر خسرو پر ازدحام است، مجال ايستادن نيست. ميان اين كوچه هاى باريك، فرسودگى تا عمق خانه ها رخنه كرده است. مى گويند اينجا، اين خانه ها در انزوا بحرانى ترين كانون هاى خطر خيز زلزله اند. ديوارها به تلنگرى مى ريزند و اگر زمين بلرزد: «انبارهاى مواد شيميايى جدا از پتانسيلى كه براى انفجار در اثر افزايش دما يا رعايت نكردن شرايط انبار دارى دارند، جزو نخستين كانون هايى هستند كه با لرزش زمين در تهران فعال شده و منجر به آتش سوزى هاى گسترده مى شوند.» ، «جناب» مى گويد: اينجا اما كسى نمى داند، بافت فرسوده يعنى چه؟ ساكنان خوگرفته به غفلت نمى دانند در زلزله كوبه (ژاپن) سال ۱۹۲۳ از ۱۲۰ هزار كشته، ۷۰ هزار نفر در آتش سوزى بافت هاى سنتى، سوختند. ساكنان خانه هاى انفجار نمى دانند از بشكه هاى زرد و نارنجى هم خبرى نبود. اين پايين ميان خانه هاى تاريخى، كسى نگران آتش سوزى هاى گسترده هست؟ ساكنان كوچه هاى آشتى كنان از آيين زندگى در چارديوارى هاى امن از راه و رسم انبار دارى و همسايه دارى بى خبرند. عرب زاده مى گويد: «آيين نامه انباردارى داريم، اما به شكل يك دستورالعمل است، وجاهت قانونى ندارد و سازمان آتش نشانى حتى نمى تواند انبارداران را ملزم به اجراى مفاد آن كند.» در آيين نامه ها آمده كه متصديان انبارها، بايد مقررات مربوط به اسناد و مدارك توليد، نگهدارى و بارگيرى مواد خطرناك را رعايت كرده، بسته ها و جعبه هاى حامل اين مواد داراى برچسب هاى ويژه اى باشند. آيين نامه ها مى گويند در انبارهاى نگهدارى مواد خطرناك بايد علائم هشدار دهنده خطر در تمام ورودى ها، بامها و پنجره ها نصب شود. مى گويند بايد براى انبارها، حريم تعيين شود، در آيين نامه ها آمده است كه ...
|
|
|
آيين نامه ها محكم تصويب مى شوند، اما ميان حباب هاى نازك انفجار، هيچ قانونى ضمانت اجرايى ندارد. جناب مى گويد: «اقدامات ديگرى درحال انجام است. پيش نويس مقدماتى لايحه حفاظت و پيشگيرى از بروز سوانح شيميايى خطرناك در ۱۱ فصل تدوين و به شوراى شهر تهران ارائه شده است.» حالا قرار است از زمان تصويب اين لايحه، هر سال يك مانور مقابله با مواد شيميايى برگزار شود. انبارداران، انبارهاى خود را به نزديك ترين واحد آتش نشانى معرفى كنند. گروه هاى نجات، آموزش تخصصى ببينند و ستادهاى مديريت بحران، نيروى انتظامى، سامانه فرماندهى حادثه وزارت بهداشت هم برنامه مقابله با سوانح شيميايى تدوين كنند و در اين ميان محيط زيست هم بى نصيب نمانده است. محمد حسن پيراسته، مدير كل حفاظت محيط زيست تهران، مى گويد: «خطر انبار مواد شيميايى بالاست و بدون ترديد انفجار آنها، تهران و منطقه بازار را كه با آلودگى هاى گسترده ناشى از مواد خطرناك مواجه و اين حادثه ابعاد انسانى و اجتماعى گسترده اى پيدا مى كند، اقدامات مطالعاتى در اين بخش انجام شده، گاهى واحدها را پلمب مى كنيم، اما براساس برنامه زمان بندى فاز ۲ مطالعه در مورد چگونگى مقابله با اين انبارها تا يك ماه آينده به اتمام مى رسد و شايد در آن زمان بتوان كارى كرد. » و يادت مى آيد كه اين پايين ميان كوچه هاى تو در تو، ناصر خسرو را مى گويم، قانون ها خود حباب هاى نازك انفجارند و دوباره اين جمله هاى تكرار شده:« نگرانى در مورد انبارهاى مواد شيميايى از اين لحاظ بسيار جدى است كه مديريت بحران در بافت قديمى شهرها و بويژه تهران دشوار است. هنوز آمادگى كافى در اين زمينه وجود ندارد. برنامه ريزى براى بحران هاى ناشى از انفجار مواد شيميايى كارى تخصصى است. البته بافت هاى اين منطقه مسكونى نيستند، اما وقوع حادثه به دليل محدوديت هاى موجود و كمبود امكانات امدادرسانى تهران و تراكم جمعيت در حال تردد روز در اين محدوده، وضعيتى را ايجاد كرده كه براساس پيش بينى هاى ما انفجار اين انبارها، تهران را تحت الشعاع جدى قرار مى دهد. »اينها را جناب مى گويد، مكث مى كند و ادامه مى دهد:« راستى اورژانس و مراكز درمانى به هيچ وجه براى مقابله با شرايط بحرانى و مصدومان حوادث شيميايى آمادگى كافى ندارند. بايد بدانيد كه در صورت انفجار، احتمال خفگى مردم و مأموران آتش نشانى با گازهاى مسموم وجود دارد و مديريت بحران اين شرايط، نيازمند تخصص ها و تجهيزات ويژه است. از طرف ديگر تنها انفجار يكى از انبارهاى مواد شيميايى در تهران كافى است تا شرايط روانى جامعه را با توجه به سابقه انفجار مواد در حادثه نيشابور و ... مختل كند. » تعداد انبارها روز به روز در حال افزايش است. مردم مى گويند، هر شب صدها بشكه مشكوك ميان همين كوچه هاى منزوى، جابه جا مى شوند. اگرچه دكتر « پيروز حناچى» دبير شوراى عالى شهرسازى مى گويد:
« تاكنون خبر وجود اين انبارها به طور رسمى اعلام نشده است و مسؤوليت رسيدگى به اين بحران با شهردارى است. با اين همه وجود بيش از ۵۰۰ انبار مواد شيميايى در تهران يك موضوع امنيتى است و به زودى براى پيگيرى هاى بيشتر اين مسأله را در كميسيون ماده پنج مطرح مى كنيم. » چند دقيقه پياده روى كافى است تا از ساختمان شوراى شهر تهران در خيابان بهشت، روبروى خانه هاى فرتوت ناصرخسرو بايستى و بپرسى چرا؟ « به هرحال بافت قديمى تهران تجارى شده و مشاغل خطرآفرين به طور غير رسمى در اين مناطق ساكن شده اند. ما تأكيد داريم كه بايد اين مشاغل از تهران خارج شوند. در حال حاضر هم كميته اى به طور تخصصى در اين زمينه با حضور يكى از اعضاى شورا فعاليت مى كند و سعى مى كنيم صاحبان اين مشاغل از تهران خارج شده، در صورت ماندن ملزم به رعايت استانداردهاى ايمنى شوند. »
« خسرو دانشجو » يكى از اعضاى شوراى شهر تهران اين را مى گويد و ادامه مى دهد:» از وجود انبارهاى شيميايى و خطر بالقوه اى كه در تهران ايجاد كرده اند، آگاهيم، اما ابزارهاى شهردارى براى برخورد با متخلفان در اين حوزه كافى نيست و شهردارى نيازمند همكارى نزديك نيروى انتظامى و وزارت كشور در اين حوزه است. به اعتقاد من تا زمانى كه برنامه هاى ما براى تشكيل مديريت واحد شهرى به نتيجه نرسد، هيچ اقدام جدى نمى توان انجام داد. » اين پايين ميان رفت و آمدهاى مكرر آدم ها، ميان خستگى و خمارى، گاه به گاه انبارها لو مى روند و چه زود حكم پلمب نيروى انتظامى بر در خانه هاى انفجار مى نشيند، اما مردم مى گويند:« اينجا نباشند جاى ديگر. فكر مى كنيد جا كمه؟ تا بخواهى سوراخ سنبه هست، جوره واسه همه جور خلاف. »
هر خانه يك انفجار
مرد بارش را گذاشت زمين، شانه اش را ماليد، چشم هايش را نه! پرسيدم:« خانه هاى انفجار خيلى دور است؟ »گفت:« هر شب و روز بشكه هاى زرد و نارنجى توى اين كوچه ها تخليه مى كنيم، اما خانه هايى را كه مى گوييد نمى شناسم. » پشت ازدحام كوچه هاى بازار، كمتر كسى هست كه نداند اينجا، ناصرخسرو را مى گويم، انبار انفجار است، هر خانه يك انفجار، هر بشكه يك انفجار.