دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۳ - ۳۰ شوال ۱۴۲۵
Mon, Dec 13, 2004
ويژه ۲
سال دهم - شماره ۲۹۹۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
ايست
پلاك جديد
صندلى خالى
فرمانده انتظامى شهر مشهد اعلام كرد:
حديث عشق
حضرت رسول اكرم(ص) فرمودند: خوشا به حال و روزگار آن كسى كه پرداختن به عيوب خودش او را از پرداختن به عيوب ديگران بازدارد و ازمالى كه بدون گناه و معصيت (از راه حلال) به دست آمده در راه خدا خرج كند و با اهل دانش و خرد معاشرت كند و از ذلت و معصيت دورى گزيند.
پيامبر اكرم (ص) فرمود: بهترين كارها آن است كه برادرمؤمن خويش را به هرطريق ممكن خوشحال كنى و يا قرض او را بپردازى.
رسول خدا (ص) فرمود: هركس درحالى بميرد كه با برادر خود بيش از سه روز قهر بوده به جهنم مى رود.
رسول خدا (ص) فرمود: هركس به برادر خويش به چشم مهربانى نگاه كند و كينه دردلش نباشد پيش از آنكه چشم از برادرش برگيرد خداوند تمام گناهان او را تا آن لحظه مى بخشد.
ايست
پيشگيرى از جعل
۱- متن چك را شخصاً و با يك نوع قلم بنويسيد تا در صورت دست بردن در مندرجات چك، جعلى بودن آن مشخص شود.
۲- مبلغ چك را هم به صورت ريال و هم به صورت تومان درج كنيد.
۳- روى نوشته ها بويژه مبالغ چسب شيشه اى بچسبانيد.
۴- جهت تنظيم اسناد و چكها از خودكار استفاده كنيد.
۵- افراد بى سواد در موقع تنظيم چك و هرگونه سند معتبر، تا حد امكان از اشخاص امين و مورد اعتماد كمك بگيريد.
۶- هنگام امضاى اسناد و چكها، حتماً نام و نام خانوادگى ذكر شود.
۷- سعى شود چك قبل از صدور امضا و مهر نشود.
۸- از صدور چك سفيد امضا خوددارى كنيد.
۹- از صدور چك به عنوان امانت يا ضمانت خوددارى كنيد.
۱۰- چك را در اختيار افراد غريبه و ناشناس قرار ندهيد.
۱۱- به محض سرقت اوراق بهادار و چك در اسرع وقت بانك مربوطه و مرجع قضايى و انتظامى را كتباً مطلع كنيد.
۱۲- مندرجات اسناد و چكها را طورى تنظيم كنيد كه قابل الحاق و حذف نباشد.
۱۳- هيچ گاه از افراد ناشناس كه معروفيت و اعتبار كافى ندارند چك قبول نكنيد زيرا احتمال دارد چك مسروقه يا جعلى باشد.
۱۴- درخصوص دريافت چكهاى تضمينى رمز دار و مسافرتى ضمن شناسايى كامل پرداخت كننده قبل از انجام معامله با مراجعه به نزديكترين شعبه بانك مورد نظر از صحت چك مطلع شويد.
پلاك جديد
ويژگيهاى طرح ملى تعويض پلاك
طرح جديد پلاك گذارى خودرو، چندى است كه اذهان مالكين خودروها را به خودمشغول كرده است.
از نظر راهنماى و رانندگى خودرو يك كالا است از نظر قوانين راهنمايى و رانندگى براى اينكه اشخاص در استفاده از خودرو مجاز باشند بايستى مراتب مالكيت خود را به اطلاع پليس برسانند و برهمين اساس فرمهايى در نظر گرفته و رويه اى مشخص شده كه مالكين با مراجعه به مراكز پليس مى توانند اطلاعاتشان را ثبت كنند.
و در اين خصوص برابر توافق با سازمان ثبت اسناد مقرر گرديد نقل و انتقال خودروها در مراكز شماره گذارى كه دفتر خانه ها نيز در آن مستقر خواهند شد انجام شود.
صندلى خالى
باطل شدن حكم طلاق
شاهين با خودش فكر مى كرد كه اطرافيان زياد هم بى ربط نمى گويند هرچه بود او صاحب شغل بود.
193500.jpg
درسش هم كه تمام شده بود پسرى بود كه درحدود ۳۰ سال سن داشت همين ها كافى بود كه او به مرزهاى مرد شدن نزديك شود وبخواهد تشكيل زندگى مستقل و مشترك بدهد.
خودش هم خوب مى دانست كه از نظر عقلى وذهنى و روحى درشرايطى است كه مى تواند خانواده اى را بچرخاند.
به ياد حرف پدربزرگش افتاد.
ـ باباجان اين شترى است كه درخانه هركسى مى خوابد. چه خوب است حالا و با شرايطى كه دارى، عهده دار اين مسؤوليت شوى.
با اينكه كارش درتهران بود و دور از خانواده اش به سر مى برد، با اين حال با خودش فكر كرد. هرچه باشد بزرگترها سرد و گرم چشيده تر هستند وصلاح مرا بهتر مى دانند پس ريش و قيچى را به دست آنها مى دهم تا هر گلى خواستند به سرخودشان وسرمن بزنند.
يك هفته بعد از اينكه شاهين به خانواده اش اعلام كرد كه به ازدواج رضايت دارد ودختر مناسبى را برايش درنظر بگيرند ، بيشتر نگذشته بود. آن روز وقتى به خانه رسيد و پيغام گير تلفن را روشن كرد صداى عمه خانم را شنيد كه از او مى خواست تماس بگيرد.
شاهين تعجب كرد از چند سال پيش عمه خانم هيچ وقت نه تنها با او تماس نداشت بلكه حال او را نمى پرسيد. بانگرانى به خانه عمه خانم تلفن زد.
عمه جان! مادرت گفت كه مى خواهى سروسامان بگيرى. من هم به عنوان عمه بزرگتر آستين ها را بالا زدم ودست به كار شدم . توهم خودت را تا دو روز ديگر برسان كه قرارها را براى ديدن گذاشته ايم.
شاهين از اين همه عجله ، متعجب شد. مگر مى شد به اين سرعت زن گرفت. بزرگترها مى گفتند اگر قسمت باشد همه چيز درمدت چند ساعت جور مى شود.
شاهين به خواستگارى رفت با اينكه كوچكترين شناختى از خانواده دختر نداشت ، با اين حال با ديدن ظاهر دختر، او را براى ازدواج با خودش مناسب دانست.
خيلى سريع بساط عقد چيده شد وشاهين و حميده دركنار سفره عقد نشستند.
شاهين بعد از مراسم عقد كنان به علت تمام شدن مرخصى ناچار به تهران برگشت. دراين مدت هرازگاهى باحميده تماس مى گرفت. صحبت هايش با حميده باعث مى شد كه بيشتر احساس وابستگى و دلتنگى نسبت به او داشته باشد. براى همين تصميم گرفت دراولين فرصت با گرفتن مرخصى چند روزه دركنار همسرش بماند. وقتى با مرخصى اش موافقت شد با خوشحالى چند هديه براى نامزدش خريد و رهسپار شهرستان شد. حميده درخانه پدر شاهين منتظر آمدن او بود. شاهين خوشحال بود كه دركنار خانواده اش وحميده بيشترين استفاده را از مرخصى اش مى كند ومى تواند همه اعضاى خانواده اش را دور هم ببيند.
صبح روز بعد وقتى شاهين از خريد نان براى صبحانه به خانه برگشت متوجه ناراحتى حميده شد. او را كنارى كشيد واز او علت را پرسيد. حميده بدون اينكه علتى براى بداخلاقى اش داشته باشد شروع به بدزبانى كرد.
رفتارهاى حميده در آن چند روز براى شاهين قابل تحمل نبود. حميده از اينكه شاهين با اعضاى خانواده اش صحبت مى كرد، ناراحت مى شد وبه شدت واكنش نشان مى داد. دراين يك هفته همه با تعجب به شاهين نگاه مى كردند. شاهين هرچه تلاش مى كرد به همسرش بفهماند كه در رفتارش تجديد نظر كند ،كمتر موفق مى شد انگارحميده به سالهاى كودكى اش بازگشته بود. مثل يك بچه بهانه گير شده بود. او با ابراز ناراحتى نسبت به هر چيزى شاهين را از خودش دور مى كرد.
شاهين به تهران بازگشت . رفتارهاى همسرش باز هم ادامه داشت. وقتى او خسته از سركار به خانه بر مى گشت بايد حداقل يكساعت تلفنى با اين زن بهانه گير ولجباز جروبحث مى كرد. يك ماه گذشت ديگر تا ب و توان نداشت. ديگر نمى توانست به اين شرايط ادامه دهد. شاهين تصميم گرفت با كمتر رفت و آمد كردن به خانه پدرحميده او را متوجه خطا و اشتباهاتش بكند ولى اين بار وقتى احضاريه از طرف دادگاه به دست او رسيد و متوجه شد كه همسرش تقاضاى مهريه اش را كرده است، ديگر توان تحمل نداشت. خانواده حميده به جاى اينكه دخترشان را متوجه خطا واشتباهاتش بكنند با حمايت هاى بى جا و بى دليل از او باعث پرخاشگرى هاى بيشترحميده مى شدند.
شاهين ديگر نمى خواست با هيچكس دراين مورد مشورت كند. آرزو مى كرد كه از اول اى كاش چشم و گوش اش را باز كرده بود وبا تحقيق پيش رفته بود. ولى حالا ديگر براى رسيدن به اين آرزو دير شده بود.
شاهين به دادگاه شهرستان محل عقدشان رفت. او مى خواست تا ديرنشده است از حميده جدا شود و با اين جدايى خودش را از كابوس هاى شبانه اى كه مى ديد نجات بخشد.
ـ آقاى قاضى ! من وهمسرم از نظر فكرى و روحى دردو قطب كاملاً جدا قرار داريم. حاضر هستم مشاورانى كه شما معرفى مى كنيد دراين مورد تحقيق كنند.
چندجلسه مشاوره اين حقيقت را روشن كرد كه حميده وشاهين به هيچ وجه نمى توانند دركنار يكديگر زندگى موفقى را بنا كنند.
حميده مهريه اش را مى خواست . ۲۰۰ سكه بهار آزادى نيمى از مهريه حميده بود كه شاهين در دوران عقد از طرف دادگاه موظف به پرداخت آن شده بود. شاهين از دادگاه تقاضاى اعسار كرد و اعلام كرد كه نمى تواند تمام مهريه را يكجا به حميده پرداخت نمايد. پس از مدتى اعسار شاهين پذيرفته شد و وى موظف شد تا به صورت ماهيانه مبلغى را به عنوان مهريه ونفقه به همسرش پرداخت نمايد. حكم طلاق هم صادر شده بود.
شاهين احساس سبك بالى مى كرد . بالاخره بعد از ۱۸ ماه از زمان عقد با حكم طلاق مى توانست اشتباه بزرگى را كه كرده بود، پاك كندوبراى انتخابهاى بعدى اش دقيق تر عمل كند.
حميده درحالى كه هر ماه طبق رأى دادگاه مهريه و نفقه اش را مى گرفت، حاضر نبود براى جدايى پاى به محضر بگذارد. شاهين هرچه تلاش مى كرد فايده اى نداشت. چند نفر را به عنوان واسطه به خانه پدر حميده فرستاده بود ولى فايده اى نداشت. مدت ۱۶ ماه بود كه حكم طلاق در دست داشت ولى حميده حرفش يكى بود، شاهين خسته بود نمى دانست چه كند. نمى دانست چگونه مى تواند حكمى كه دادگاه داده بود را اجرا كند وپاى به زندگى بهترى بگذارد.
193503.jpg
فرحناز خسرو شاهى
معاون مجتمع قضايى خانواده (۱)
فرحناز خسرو شاهى
معاون مجتمع قضايى خانواده (۱)


با عنايت به سؤال مطرح شده در خصوص ثبت طلاق پس از اتمام رسيدگى و صدور دادنامه طلاق به درخواست شوهر (زوج) عليرغم عدم رضايت زن (زوجه) و عدم حضور وى در دفترخانه بدواً مى پردازيم به ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب آبان ماه ۱۳۷۱ مجمع تشخيص مصلحت نظام، قانون موصوف بيان مى دارد «زوج هايى كه قصد طلاق و جدايى از يكديگر دارند بايستى جهت رسيدگى به اختلاف خود به دادگاه مدنى خاص (دادگاه خانواده فعلى) مراجعه و اقامه دعوى نمايند. چنانچه اختلاف فيمابين از طريق دادگاه و حكمين از دو طرف كه برگزيده دادگاهند حل و فصل نگرديد، دادگاه با صدور گواهى عدم امكان سازش، آنان را به دفترخانه رسمى طلاق خواهد فرستاد. دفاتر رسمى طلاق حق ثبت طلاق هايى را كه گواهى عدم امكان سازش براى آنها صادر نشده ندارند. قانونگذار جهت پيشگيرى از تزلزل و تثبيت رأى دادگاه، مدت زمان محدودى را تعيين نموده كه زن و مرد فرصت دارند پس از صدور رأى طلاق يا گواهى عدم امكان سازش، در آن فرصت به دفترخانه مراجعه ونسبت به ثبت طلاق و تشريفات قانونى و شرعى آن اقدام نمايند.
به موجب قانون تعيين مدت اعتبار گواهى عدم امكان سازش مصوب ۷۶‎/۸‎/۱۱ گواهى صادره از مراجع قضايى در خصوص عدم امكان سازش بين زن و شوهر چنانچه ظرف مدت سه ماه از تاريخ ابلاغ به دفتر ثبت طلاق تسليم نشود از اعتبار ساقط خواهد بود. با توجه به قانون موصوف پس از ابلاغ رأى طلاق در مهلت سه ماه پس از آن يكى از شقوق زير متصور است يا زن وشوهر در معيت يكديگر پس از ابلاغ دادنامه طلاق در مهلت سه ماهه، به دفترخانه مراجعه مى نمايند كه عمدتاً در طلاق هاى توافقى بدينگونه مى باشد، لذا طلاق با تشريفات شرعى و قانونى ثبت مى گردد.
صورت دوم اين است كه زن و شوهر پس از صدور رأى طلاق و ابلاغ آن در مهلت سه ماهه، هيچ يك به دفترخانه رسمى جهت ثبت طلاق مراجعه نمى نمايند بنابراين گواهى عدم امكان سازش صادر يا رأى طلاق باطل و بلااثر مى گردد و زوجيت سابق باقى است. چنانچه مجدداً تصميم به جدايى بگيرند بايد مجدداً به دادگاه خانواده مراجعه نمايند.
صورت سوم اينكه يكى از زن يا مرد پس از ابلاغ دادنامه قطعى طلاق يا گواهى عدم امكان سازش، به دفترخانه رسمى طلاق مراجعه و با ارائه و تسليم رأى دادگاه تقاضاى ثبت طلاق و اجراى تشريفات شرعى و قانونى طلاق را مى نمايند. در اين صورت سردفتر مكلف است به طرفين اعلام نمايد تا جهت اجراى صيغه طلاق و ثبت آن حضور يابند. وفق ماده واحده قانون تعيين مدت گواهى عدم امكان سازش در صورت عدم حضور هر يك از طرفين در وقت مقرر براى مرتبه دوم حداكثر ظرف مدت يك ماه دعوت و به شرح ذيل عمل خواهد شد:
الف ـ در صورت امتناع زوجه از حضور،زوج صيغه طلاق راجارى و پس از ثبت به وسيله دفترخانه به اطلاع زوجه رسانده مى شود. اجراى بند الف در طلاق هاى توافقى كه زوجه به دفترخانه مراجعه نكند و يا طلاق هاى يكطرفه به تقاضاى مرد معمول است.
ب ـ در صورت امتناع زوجه از حضور و اجراى طلاق در دفترخانه، دفتر مراتب را تأييد و به دادگاه صادركننده گواهى اعلام مى دارد.
دادگاه به درخواست زوجه، زوج را احضار و در صورت امتناع از حضور در دادگاه با رعايت جهات شرعى، صيغه طلاق را جارى و دستور ثبت و اعلام آن را به دفتر ثبت طلاق صادر مى كند. البته رويه دادگاه ها در اعمال بند ب (امتناع زوج از حضور در دفترخانه) متفاوت است.
بعضاً با گرفتن حق وكالت از زوج به نفع زوجه جهت مراجعه به دفترخانه با حق توكيل غير و قبول بذل جهت اجراى صيغه طلاق و ثبت آن در دفترخانه مشكل عدم حضور شوهر در دفترخانه را حل مى كنند كه اين مسأله در طلاق هاى توافقى به درخواست هر دو نفر از زن و شوهر امكان پذير است.
در صورتى كه طلاق يكطرفه به تقاضاى فقط زن باشد اگر رأى طلاق به دليل عسر و حرج زوجه باشد، دادگاه از باب «الحاكم ولى الممتنع» اجازه ثبت طلاق و تشريفات شرعى و قانونى طلاق را حتى در صورت عدم حضور شوهر در دفترخانه صادر مى نمايد.
لازم به ذكر است كه ظاهر قانون تعيين مدت اعتبار گواهى عدم امكان سازش، درمورد كليه آرا ى مربوط به طلاق مى باشد و فرصت سه ماهه براى ثبت طلاق شامل همه نوع از طلاق ها مى شود (توافقى يا به درخواست زن يا مرد به تنهايى) هر چند رويه دادگاه ها در خصوص اجراى بند ب قانون موصوف يكسان نيست.
فرمانده انتظامى شهر مشهد اعلام كرد:
رشد ۱۲۵درصدى
كشف جرايم در مشهد
193434.jpg
گروه حوادث: هرساله ۲۷ميليون نفر به عنوان زائر به شهر مشهد سفر مى كنند و اين تردد وسيع به لحاظ امنيتى و انتظامى ، ترافيكى و اسكان امكانات مطلوب ترى را مى طلبد.
سرهنگ محسن بيگى فرمانده انتظامى مشهد در گفت وگوى اختصاصى با خبرنگار ما ضمن اعلام اين مطلب گفت: مسافرت اين تعداد زائر در هرسال به مشهد مشكلات زيادى را از لحاظ انتظامى وامنيتى به وجود مى آورد كه نخستين تأثير مستقيم آن نيز برمسأله ترافيك شهر است و مانيز به عنوان پليس كه وظيفه خدمات رسانى انتظامى را به عهده دارد سعى كرده ايم تا با ۴۵پاسگاه و كلانترى در مشهد نقش مأموريتى خود را به نحو مطلوبى انجام دهيم.
وى در ادامه افزود: براساس آمارى كه در طول ۸ماه گذشته به دست آورديم مشخص شد ۱۴ميليون نفر هرسال از طريق اتوبوس به شهر مشهد مسافرت مى كنند و ۶۵درصد از زائران نيز با خودروهاى شخصى وارد مشهد مى شوند.
وى با اشاره به نمايه هاى مختلف انتظامى گفت: يكى از اين نمايه ها پيشگيرى از جرم است كه با اقدامات مهمى كه در كلانترى ها و پاسگاهها صورت گرفته و حضور گشتهاى موتورى و پياده اين امر در شهر مشهد تبلور عينى پيدا كرده است.
سرهنگ بيگى در ادامه با اشاره به جمعيت ۳ميليونى شهر مشهد افزود: ۷۰۰هزارنفر نيز در حاشيه شهر مشهد زندگى مى كنند و همه ساله نيز از طريق مرز زمينى تعداد ۱۸۶ هزار زائر عراقى وارد شهر مشهد مى شوند.
وى افزود: در راستاى تحول ساختارى در كلانتريها هم اكنون دواير مختلفى در كلانترى ها و پاسگاهها راه اندازى شده كه از آن جمله مى توان به دايره مددكارى اشاره كرد كه با تلاش مشاوران و مددكاران ۸۰درصد پرونده هاى ارجاعى به اين دايره كه اغلب آنها مربوط به مسائل و اختلافات خانوادگى منجر به صلح شده و مختومه مى شود.
وى عمده ترين جرايم شهر مشهد را مربوط به جيب برى، كيف قاپى و جرايم خرد اعلام كرد وافزود: مجرمين به لحاظ شلوغى شهر مشهد و همچنين وجود تعداد زياد زائر و نزديكى اين شهر به مرزهاى شرقى كشور آنجا را مكان مناسبى براى ارتكاب جرم يافته و دست به اقدامات مجرمانه مى زنند كه با اقدامات مهمى كه از سوى پليس مشهد صورت گرفته موفق شده ايم تا جلوى اقدامات مجرمانه آنها را بگيريم.
سرهنگ بيگى در ادامه با ارائه آمارى از كشفيات ۸ماهه گذشته از رشد ۱۲۵درصدى كشفيات جرم نسبت به مدت مشابه در سال قبل خبر داد . وى با اشاره به انهدام ۲۰باندفساد در طول اين مدت گفت: با انهدام اين باندها تعداد ۵۸هزار و ۹۲۹ حلقه فيلم مستهجن و ۵هزار و۹۱۵ قوطى مشروبات الكلى و ۶هزار ليتر مشروب از آنها كشف شد. همچنين در طول اين مدت شاهدكاهش ۷۲درصدى در زمينه سرقت مغازه و جواهرفروشى ها بوده ايم.
وى در ادامه اجراى ۴۰فقره انواع طرح هاى مختلف امنيتى، انتظامى وترافيكى را از مهمترين اقدامات نيروى انتظامى شهر مشهد عنوان كرد وافزود: با اجراى طرح برخورد با موتورسواران متخلف نه تنها از لحاظ كيف قاپى و سرقتها با موتوسيكلت كاهش ۳۲درصدى داشتيم بلكه شاهد كاهش ۴۲درصدى حوادث منجر به فوت راكبين موتوسيكلت و كاهش ۵۲درصدى تصادفات موتورسواران هستيم.
وى در ادامه با انتقاد از دستگاهها و نهادهاى مسؤول در زمينه اسكان زائران گفت: تاكنون تدبير مناسبى براى اسكان ۲۷ميليون زائرى كه همه ساله به شهر مشهد مسافرت مى كنند انديشيده نشده است و ماشاهديم كه بسيارى از اين زائران شبها را دركنار خيابانها و يا پاركهاى شهر مى خوابند و اين امر بار انتظامى و ترافيكى زيادى را به نيروى انتظامى تحميل مى كند. همچنين ۴۷نقطه شهر مشهد به عناوين مختلف كنده كارى شده و اين كار تأثير بسزايى بر ترافيك شهر برجاى گذاشته است و من از مسؤولين مى خواهم كه به شهر مشهد به عنوان يك شهرستان نگاه نكنند و با لحاظ كردن اين جمعيت سيار و مشكلات آن يك نگاه كامل و ملى به آن داشته باشند
مرگ آن سوى انتخاب
193413.jpg
ساعت سه بامداد اولين روز از نيمه دوم شهريورماه بود مادر پاورچين، پاورچين به سراغ بچه هايش رفت، محمد و عباس و فرشته را بوسيد هيچ يك بيدار نشدند دخترك ۶ ساله اش فاطمه را بغل كرد و بوسيد اما گريه امانش نداد قطرات اشك صورت فاطمه را خيس كرد او را در جايش خوابانيد و رويش را كشيد. نگاهش به قاب عكس پسرش على روى تاقچه افتاد كه در گوشه ندامتگاه، تاوان خلافكاريش را مى دهد.
مادر قلم و كاغذ برداشت و نوشت:
فرزندانم همه شما را دوست دارم اما ديگر به آخر آستانه تحمل رسيده ام، من هر كارى كردم كه پدرتان اعتياد و رفيق بازيش را كنار بگذارد اما نشد شما مى دانيد كه او هيچ قيدى به زندگى ندارد هيچ درآمدى ندارد و كارش ترياك كشى با رفقا تا پاسى از شب است. من همه شب مجبور بودم كه اين جمع را در كنار پدرتان تحمل كنم و دم فروبندم. اوايل كه اعتراض مى كردم خودتان شاهد بوديد كه مرا به باد كتك مى گرفت و به قدرى مى زد كه مجبور بودم هفته ها در منزل بمانم تا آثار كبودى هاى روى صورتم از بين برود.
فرزندان عزيزم من دختر كوچك خانواده ام بودم كه پدرم با شوهردادن من دنبال آن بود كه يك نان خور سر سفره اش كم شود. اين بود كه در پانزده سالگى مرا به پدرتان دادند در حالى كه اصلاً او را دوست نداشتم در همان ايام هم رفيق بازى كار اصليش بود اوايل فكر مى كردم كه قابل اصلاح است ولى چه تصور بيهوده اى داشتم.
فرزندانم شما همه مى دانيد كه من براى تأمين مخارج زندگى مجبور بودم جور پدرتان را بكشم و بدون اطلاع شما در خانه هاى آشنايان كار مى كردم و نمى خواستم كه شما سرافكنده باشيد بى قيدى پدرتان مرا به كاركردن واداشت اما افسوس كه او همه درآمد را صرف موادمخدر مى كرد و اگر به او كمتر پول مى دادم سروصدا راه مى انداخت و من براى حفظ آبرو مجبور بودم حرفى نزنم.
پدرتان وقتى كه پول كم مى آورد، سراغ اشيا و لوازم منزل مان مى رفت و هر از چند وقت يك بار، قطعه اى از لوازم خانه را مى برد و مى فروخت و پول آن را خرج رفقاى پاى منقل مى كرد.
اگر امروز برادر بزرگتان در گوشه زندان روزگار مى گذراند، باعث و بانى به خلاف افتادن او، پدرتان است، على پسر خوبى بود پس از آنكه دوران تحصيلات راهنمايى او تمام شد در تابستان دوهفته اى كه من براى برگزارى مراسم ختم پدرم به انديمشك رفته بودم پدرتان على را به كار خلاف مى كشاند. يكى از دوستان پدرتان به نام جعفرسياه با على دوست مى شود. جعفر سياه دركار قاچاق موادمخدر بوده كه با على به مرز مى روند و موادمخدر وارد كرده و قاچاق مى كنند و در شهرهاى تهران و كرج و ورامين پخش مى كنند. على چند سالى به اين كار دست مى زند و ثمره اين كار روبراه شدن پدر از لحاظ تهيه مواد بوده اما در نهايت در يكى از روزهايى كه به اتفاق جعفر سياه، محموله اى را به تهران مى آورند دستگير و به مجازات حبس محكوم شده است. من از تجربه اين عمل ننگين پدرتان، ديگر شما را ترك نكردم و هميشه شما را زير پر و بال خودم بزرگ كرده ام كه نكند به دام پدرتان بيفتيد و به سرنوشت على دچار شويد. آرى قاب عكس على اگر روى تاقچه است به همين خاطر است و على دنبال تحصيل به شهرستان نرفته است. على از نظر من مرده است و اين را گفتم كه شما بدانيد و مبتلا نشويد.
فرزندانم اين اواخر كه درگيرى شديد ميان من و پدرتان رخ داد به دليل آن بود كه او از من پول بيشترى مى خواست و من نداشتم كه به او بدهم او گفت كه تو بايد كليه ات را بفروشى و براى من پول تهيه كنى. باور كنيد قصد داشتم اين كار را انجام دهم تا شايد زيرعمل جراحى بميرم و از دست پدرتان خلاصى يابم اما وقتى شخصى را پيدا كردم كه كليه ام را به او بدهم، دكترها در آزمايشات به من گفتند كه رگهاى قلب شما گرفتگى دارد و نمى توانيم تو را بى هوش نماييم. زيرعمل زنده نمى مانى. هرچه اصرار كردم گوش ندادند.
فرزندانم ديگر از زندگى خسته شده ام از سالها قبل تصميم به خودكشى گرفته ام و دنبال فرصت و وسيله مناسبى مى گشتم، ماه گذشته كه به خودم سرنگ هوا تزريق كردم مرا به بيمارستان رسانديد و از مرگ نجات داديد و پانزده روز پيش هم كه با خوردن سم مى خواستم كه به زندگيم خاتمه دهم اما باز فهميديد و مرا به بيمارستان رسانديد. امشب ديگر هيچ يك از شما بيدار نيستيد و فكرمى كنم راهى را كه انتخاب كرده ام در چند ثانيه به زندگيم خاتمه مى دهد اگرچه مى دانم كه خلاف دين واسلام است اما چه كنم كه همه درها به رويم بسته است. خداحافظ...
آرى مادر تصميم خود را گرفته بود به داخل آشپزخانه رفت دنبال مكان مناسبى بود كه بتواند نقشه خود را عملى سازد. او مى خواست خودكشى كند اما به سراغ راهى مى گشت كه برگشت پذير نباشد. در قسمت حياط خلوت مشرف به آشپزخانه يك تيرآهنى بود كه از ديوار خارج شده و در فضاى بيرون آزاد بود. با خود فكر كرد كه اينجا براى دارزدن مناسب است بلادرنگ رفت و چهارپايه را از داخل انبارى بيرون كشيد و درحالى كه به سمت آشپزخانه مى رفت مجدداً به سراغ بچه ها رفت يكى يكى آنها را بوسيد و درحالى كه اشك تمام صورتش را خيس كرده بود دل از بچه ها كند و به آشپزخانه برگشت، چهارپايه را زمين گذاشت، بالاى آن رفت و صورت خود را به تيرآهن چسبانيد، سردى تيرآهن را احساس كرد به عينه مرگ را مى ديد، روسرى را از سر باز كرد و يك طرف آن را به تيرآهن محكم گره زد و طرف ديگرش را به دور گردن پيچاند و چند گره كور محكم زد، چشمانش را بست و چهارپايه را با پا به گوشه اى پرت كرد و فشار روسرى به گردان باعث تنگى شديد نفس شد ودست و پاهايش به تقلا افتاد اما ديگر دست آويزى نبود، صداى خرخر بلند وى باعث بيدارشدن بچه ها شد و ناگهان ناله و شيون فرزندان ...


|   شناسنامه   |   آرشيو   |