شاهين با خودش فكر مى كرد كه اطرافيان زياد هم بى ربط نمى گويند هرچه بود او صاحب شغل بود.
درسش هم كه تمام شده بود پسرى بود كه درحدود ۳۰ سال سن داشت همين ها كافى بود كه او به مرزهاى مرد شدن نزديك شود وبخواهد تشكيل زندگى مستقل و مشترك بدهد.
خودش هم خوب مى دانست كه از نظر عقلى وذهنى و روحى درشرايطى است كه مى تواند خانواده اى را بچرخاند.
به ياد حرف پدربزرگش افتاد.
ـ باباجان اين شترى است كه درخانه هركسى مى خوابد. چه خوب است حالا و با شرايطى كه دارى، عهده دار اين مسؤوليت شوى.
با اينكه كارش درتهران بود و دور از خانواده اش به سر مى برد، با اين حال با خودش فكر كرد. هرچه باشد بزرگترها سرد و گرم چشيده تر هستند وصلاح مرا بهتر مى دانند پس ريش و قيچى را به دست آنها مى دهم تا هر گلى خواستند به سرخودشان وسرمن بزنند.
يك هفته بعد از اينكه شاهين به خانواده اش اعلام كرد كه به ازدواج رضايت دارد ودختر مناسبى را برايش درنظر بگيرند ، بيشتر نگذشته بود. آن روز وقتى به خانه رسيد و پيغام گير تلفن را روشن كرد صداى عمه خانم را شنيد كه از او مى خواست تماس بگيرد.
شاهين تعجب كرد از چند سال پيش عمه خانم هيچ وقت نه تنها با او تماس نداشت بلكه حال او را نمى پرسيد. بانگرانى به خانه عمه خانم تلفن زد.
عمه جان! مادرت گفت كه مى خواهى سروسامان بگيرى. من هم به عنوان عمه بزرگتر آستين ها را بالا زدم ودست به كار شدم . توهم خودت را تا دو روز ديگر برسان كه قرارها را براى ديدن گذاشته ايم.
شاهين از اين همه عجله ، متعجب شد. مگر مى شد به اين سرعت زن گرفت. بزرگترها مى گفتند اگر قسمت باشد همه چيز درمدت چند ساعت جور مى شود.
شاهين به خواستگارى رفت با اينكه كوچكترين شناختى از خانواده دختر نداشت ، با اين حال با ديدن ظاهر دختر، او را براى ازدواج با خودش مناسب دانست.
خيلى سريع بساط عقد چيده شد وشاهين و حميده دركنار سفره عقد نشستند.
شاهين بعد از مراسم عقد كنان به علت تمام شدن مرخصى ناچار به تهران برگشت. دراين مدت هرازگاهى باحميده تماس مى گرفت. صحبت هايش با حميده باعث مى شد كه بيشتر احساس وابستگى و دلتنگى نسبت به او داشته باشد. براى همين تصميم گرفت دراولين فرصت با گرفتن مرخصى چند روزه دركنار همسرش بماند. وقتى با مرخصى اش موافقت شد با خوشحالى چند هديه براى نامزدش خريد و رهسپار شهرستان شد. حميده درخانه پدر شاهين منتظر آمدن او بود. شاهين خوشحال بود كه دركنار خانواده اش وحميده بيشترين استفاده را از مرخصى اش مى كند ومى تواند همه اعضاى خانواده اش را دور هم ببيند.
صبح روز بعد وقتى شاهين از خريد نان براى صبحانه به خانه برگشت متوجه ناراحتى حميده شد. او را كنارى كشيد واز او علت را پرسيد. حميده بدون اينكه علتى براى بداخلاقى اش داشته باشد شروع به بدزبانى كرد.
رفتارهاى حميده در آن چند روز براى شاهين قابل تحمل نبود. حميده از اينكه شاهين با اعضاى خانواده اش صحبت مى كرد، ناراحت مى شد وبه شدت واكنش نشان مى داد. دراين يك هفته همه با تعجب به شاهين نگاه مى كردند. شاهين هرچه تلاش مى كرد به همسرش بفهماند كه در رفتارش تجديد نظر كند ،كمتر موفق مى شد انگارحميده به سالهاى كودكى اش بازگشته بود. مثل يك بچه بهانه گير شده بود. او با ابراز ناراحتى نسبت به هر چيزى شاهين را از خودش دور مى كرد.
شاهين به تهران بازگشت . رفتارهاى همسرش باز هم ادامه داشت. وقتى او خسته از سركار به خانه بر مى گشت بايد حداقل يكساعت تلفنى با اين زن بهانه گير ولجباز جروبحث مى كرد. يك ماه گذشت ديگر تا ب و توان نداشت. ديگر نمى توانست به اين شرايط ادامه دهد. شاهين تصميم گرفت با كمتر رفت و آمد كردن به خانه پدرحميده او را متوجه خطا و اشتباهاتش بكند ولى اين بار وقتى احضاريه از طرف دادگاه به دست او رسيد و متوجه شد كه همسرش تقاضاى مهريه اش را كرده است، ديگر توان تحمل نداشت. خانواده حميده به جاى اينكه دخترشان را متوجه خطا واشتباهاتش بكنند با حمايت هاى بى جا و بى دليل از او باعث پرخاشگرى هاى بيشترحميده مى شدند.
شاهين ديگر نمى خواست با هيچكس دراين مورد مشورت كند. آرزو مى كرد كه از اول اى كاش چشم و گوش اش را باز كرده بود وبا تحقيق پيش رفته بود. ولى حالا ديگر براى رسيدن به اين آرزو دير شده بود.
شاهين به دادگاه شهرستان محل عقدشان رفت. او مى خواست تا ديرنشده است از حميده جدا شود و با اين جدايى خودش را از كابوس هاى شبانه اى كه مى ديد نجات بخشد.
ـ آقاى قاضى ! من وهمسرم از نظر فكرى و روحى دردو قطب كاملاً جدا قرار داريم. حاضر هستم مشاورانى كه شما معرفى مى كنيد دراين مورد تحقيق كنند.
چندجلسه مشاوره اين حقيقت را روشن كرد كه حميده وشاهين به هيچ وجه نمى توانند دركنار يكديگر زندگى موفقى را بنا كنند.
حميده مهريه اش را مى خواست . ۲۰۰ سكه بهار آزادى نيمى از مهريه حميده بود كه شاهين در دوران عقد از طرف دادگاه موظف به پرداخت آن شده بود. شاهين از دادگاه تقاضاى اعسار كرد و اعلام كرد كه نمى تواند تمام مهريه را يكجا به حميده پرداخت نمايد. پس از مدتى اعسار شاهين پذيرفته شد و وى موظف شد تا به صورت ماهيانه مبلغى را به عنوان مهريه ونفقه به همسرش پرداخت نمايد. حكم طلاق هم صادر شده بود.
شاهين احساس سبك بالى مى كرد . بالاخره بعد از ۱۸ ماه از زمان عقد با حكم طلاق مى توانست اشتباه بزرگى را كه كرده بود، پاك كندوبراى انتخابهاى بعدى اش دقيق تر عمل كند.
حميده درحالى كه هر ماه طبق رأى دادگاه مهريه و نفقه اش را مى گرفت، حاضر نبود براى جدايى پاى به محضر بگذارد. شاهين هرچه تلاش مى كرد فايده اى نداشت. چند نفر را به عنوان واسطه به خانه پدر حميده فرستاده بود ولى فايده اى نداشت. مدت ۱۶ ماه بود كه حكم طلاق در دست داشت ولى حميده حرفش يكى بود، شاهين خسته بود نمى دانست چه كند. نمى دانست چگونه مى تواند حكمى كه دادگاه داده بود را اجرا كند وپاى به زندگى بهترى بگذارد.
|
|
فرحناز خسرو شاهى معاون مجتمع قضايى خانواده (۱)
|
فرحناز خسرو شاهى
معاون مجتمع قضايى خانواده (۱)با عنايت به سؤال مطرح شده در خصوص ثبت طلاق پس از اتمام رسيدگى و صدور دادنامه طلاق به درخواست شوهر (زوج) عليرغم عدم رضايت زن (زوجه) و عدم حضور وى در دفترخانه بدواً مى پردازيم به ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب آبان ماه ۱۳۷۱ مجمع تشخيص مصلحت نظام، قانون موصوف بيان مى دارد «زوج هايى كه قصد طلاق و جدايى از يكديگر دارند بايستى جهت رسيدگى به اختلاف خود به دادگاه مدنى خاص (دادگاه خانواده فعلى) مراجعه و اقامه دعوى نمايند. چنانچه اختلاف فيمابين از طريق دادگاه و حكمين از دو طرف كه برگزيده دادگاهند حل و فصل نگرديد، دادگاه با صدور گواهى عدم امكان سازش، آنان را به دفترخانه رسمى طلاق خواهد فرستاد. دفاتر رسمى طلاق حق ثبت طلاق هايى را كه گواهى عدم امكان سازش براى آنها صادر نشده ندارند. قانونگذار جهت پيشگيرى از تزلزل و تثبيت رأى دادگاه، مدت زمان محدودى را تعيين نموده كه زن و مرد فرصت دارند پس از صدور رأى طلاق يا گواهى عدم امكان سازش، در آن فرصت به دفترخانه مراجعه ونسبت به ثبت طلاق و تشريفات قانونى و شرعى آن اقدام نمايند.
به موجب قانون تعيين مدت اعتبار گواهى عدم امكان سازش مصوب ۷۶/۸/۱۱ گواهى صادره از مراجع قضايى در خصوص عدم امكان سازش بين زن و شوهر چنانچه ظرف مدت سه ماه از تاريخ ابلاغ به دفتر ثبت طلاق تسليم نشود از اعتبار ساقط خواهد بود. با توجه به قانون موصوف پس از ابلاغ رأى طلاق در مهلت سه ماه پس از آن يكى از شقوق زير متصور است يا زن وشوهر در معيت يكديگر پس از ابلاغ دادنامه طلاق در مهلت سه ماهه، به دفترخانه مراجعه مى نمايند كه عمدتاً در طلاق هاى توافقى بدينگونه مى باشد، لذا طلاق با تشريفات شرعى و قانونى ثبت مى گردد.
صورت دوم اين است كه زن و شوهر پس از صدور رأى طلاق و ابلاغ آن در مهلت سه ماهه، هيچ يك به دفترخانه رسمى جهت ثبت طلاق مراجعه نمى نمايند بنابراين گواهى عدم امكان سازش صادر يا رأى طلاق باطل و بلااثر مى گردد و زوجيت سابق باقى است. چنانچه مجدداً تصميم به جدايى بگيرند بايد مجدداً به دادگاه خانواده مراجعه نمايند.
صورت سوم اينكه يكى از زن يا مرد پس از ابلاغ دادنامه قطعى طلاق يا گواهى عدم امكان سازش، به دفترخانه رسمى طلاق مراجعه و با ارائه و تسليم رأى دادگاه تقاضاى ثبت طلاق و اجراى تشريفات شرعى و قانونى طلاق را مى نمايند. در اين صورت سردفتر مكلف است به طرفين اعلام نمايد تا جهت اجراى صيغه طلاق و ثبت آن حضور يابند. وفق ماده واحده قانون تعيين مدت گواهى عدم امكان سازش در صورت عدم حضور هر يك از طرفين در وقت مقرر براى مرتبه دوم حداكثر ظرف مدت يك ماه دعوت و به شرح ذيل عمل خواهد شد:
الف ـ در صورت امتناع زوجه از حضور،زوج صيغه طلاق راجارى و پس از ثبت به وسيله دفترخانه به اطلاع زوجه رسانده مى شود. اجراى بند الف در طلاق هاى توافقى كه زوجه به دفترخانه مراجعه نكند و يا طلاق هاى يكطرفه به تقاضاى مرد معمول است.
ب ـ در صورت امتناع زوجه از حضور و اجراى طلاق در دفترخانه، دفتر مراتب را تأييد و به دادگاه صادركننده گواهى اعلام مى دارد.
دادگاه به درخواست زوجه، زوج را احضار و در صورت امتناع از حضور در دادگاه با رعايت جهات شرعى، صيغه طلاق را جارى و دستور ثبت و اعلام آن را به دفتر ثبت طلاق صادر مى كند. البته رويه دادگاه ها در اعمال بند ب (امتناع زوج از حضور در دفترخانه) متفاوت است.
بعضاً با گرفتن حق وكالت از زوج به نفع زوجه جهت مراجعه به دفترخانه با حق توكيل غير و قبول بذل جهت اجراى صيغه طلاق و ثبت آن در دفترخانه مشكل عدم حضور شوهر در دفترخانه را حل مى كنند كه اين مسأله در طلاق هاى توافقى به درخواست هر دو نفر از زن و شوهر امكان پذير است.
در صورتى كه طلاق يكطرفه به تقاضاى فقط زن باشد اگر رأى طلاق به دليل عسر و حرج زوجه باشد، دادگاه از باب «الحاكم ولى الممتنع» اجازه ثبت طلاق و تشريفات شرعى و قانونى طلاق را حتى در صورت عدم حضور شوهر در دفترخانه صادر مى نمايد.
لازم به ذكر است كه ظاهر قانون تعيين مدت اعتبار گواهى عدم امكان سازش، درمورد كليه آرا ى مربوط به طلاق مى باشد و فرصت سه ماهه براى ثبت طلاق شامل همه نوع از طلاق ها مى شود (توافقى يا به درخواست زن يا مرد به تنهايى) هر چند رويه دادگاه ها در خصوص اجراى بند ب قانون موصوف يكسان نيست.