دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۳ - ۳۰ شوال ۱۴۲۵
Mon, Dec 13, 2004
چشم انداز
سال دهم - شماره ۲۹۹۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
يك بسته كوچك اطلاعاتى
 درباره بمب اتمى
على غفورى
193377.jpg
اشاره:
چندى پيش ايران سنگين ترين و پيچيده ترين مذاكرات ديپلماتيك خود را در وين با نتيجه تقريباً قابل قبولى به پايان رساند و موفق شد «حداقل براى مدتى» خود را از «هياهو براى هيچ» قدرتهاى غربى رهايى بخشد. قدرتهاى غربى از مدتى قبل به طور فرساينده اى به دنبال اعمال فشار عليه ايران بودند تا به بهانه «يافتن نشانه هايى از تخلف از مقررات NPT» از كشورمان امتيازات سياسى بگيرند. اما آيا آنها واقعاً نگران «بمب اتمى ايرانى» هستند؟
فرافكنى بزرگ سياسى
در روانشناسى اصلى است كه مى گويد: «افراد فرافكن، اخلاق منفى خود را به ديگران نسبت مى دهند و آنها را براى اين اطاق سرزنش كرده و به آنان به خاطر اين رفتار هشدار مى دهند» !
در سياست نيز داستان دقيقاً همين است. در دنيا تنها يك كشور به طور رسمى و عملى از بمب اتمى استفاده كرده وتوجيهات او در به كارگيرى از اين وسيله نيز اصلاً قابل قبول نبوده و حتى نتوانسته دفاع از خاك اصلى نيز قلمداد شود. كشورى كه در ۶ و ۹ اوت ۱۹۴۵در كمال خونسردى عليه مردم بيگناه شهرهاى هيروشيما و ناكازاكى از بمب اتمى استفاده كرد، ايالات متحده آمريكا است. كشورى كه بزرگترين زراد خانه اتمى دنيا را دارد و تاكنون ۲بار نيز تا آستانه به كارگيرى بمب اتم جلو رفته است. (البته اين به جز مواردى است كه در دوران جنگ سرد رودرروى شوروى قرار گرفت.)
به كارگيرى بمب اتم حركتى ضدبشرى است مگر آنكه منافع آمريكا ايجاب كند!
در ۹اوت ۱۹۴۵يك بمب افكن بى ۲۹ از ارتفاع ۱۵هزارمترى بمبى بر سر مردم هيروشيما رها كرد كه اثر كوتاه مدت آن ۷۵هزار كشته و ۴۰۰هزار زخمى و اثر درازمدت آن ، آثار مهيب زيست محيطى براى حداقل نيم قرن بود. اين بمب در واپسين روزهاى جنگ دوم جهانى به فرمان شخص ترومن، رئيس جمهور آمريكا بر سر مردم ژاپن فرود آمد. ترومن دفاع شديد مردم ژاپن را ازخاكشان دليل كار خود ذكر كرد.
داگلاس مك آرتور، در نامه اى به ترومن نوشت «براى گرفتن فيليپين از چنگ ژاپنى ها ۵۰هزار كشته داديم. اگر بخواهيم ۳جزيره اصلى ژاپن را تسخير كنيم، بايد منتظر مرگ ۷۵۰هزار تا يك ميليون سرباز آمريكايى باشيم.» ترومن نيز چاره را در اتخاذ هولناكترين تصميم تاريخ جنگى ديد: «استفاده از بمب اتم.» آمريكا در به كارگيرى بمب اتمى عليه ژاپن به قدرى بى پروا و سريع عمل كرد كه هيروهيتو، فرمانرواى ژاپن على رغم مخالفت مردم و فرماندهان عالى رتبه اش سريعاً (۱۵اوت يعنى ۶ روز بعد) تسليم بلاشرط را پذيرفت. در آيين شينتو تسليم جايى ندارد. به همين دليل پس از آنكه هيروهيتو تسليم شد، هزاران خلبان، افسر و سرباز ژاپنى خودكشى كردند اما هيروهيتو مى دانست آمريكاييها سنگدلتر از آنند كه حتى يك شهر ژاپن را سالم بگذارند. آنها آلمان را با خاك يكسان كرده بودند.
در ۱۹۵۳ نيز هنگامى كه ارتش آمريكا در نبرد كره اسير سيل داوطلبان چينى شد، به فرمان مك آرتور آماده به كارگيرى بمب اتم عليه شهرهاى بزرگ چين شد اما نهيب استالين، آنها را از اقدام باز داشت و ترومن مك آرتور را به خاطر پافشارى اش عوض كرد.
در ۱۹۶۹ نيز مقاومت شديد ويتنام شمالى براى آمريكا چاره اى جز به كارگيرى بمب اتم نگذاشت چرا كه آنها حتى از ريختن ۷ميليون تن بمب بر سر مردم ويتنام نتيجه نگرفته بودند اما طبيعى بود كه كرملين اين تهديد آمريكا را با تهديد بزرگترى پاسخ دهد.
به كارگيرندگان بمب اتم چه كسانى هستند؟
غرب، بويژه آمريكا مايل است در هر منطقه اى از جهان قصد دخالت داشته باشد، اين كار را «به سرعت و با قدرت» انجام دهد و اگر حتى مقاومت كشورى طول بكشد، آن كشور را با بمبارانهاى گسترده خود با خاك يكسان كند. اما طبيعى است كه اگر كشورى از بمب اتم برخوردار باشد، آنگاه نابود كردن مردم آن بدون هزينه (براى آمريكا) نخواهد بود.
اكنون سالهاست غرب به نبرد با دشمنان دست بسته عادت كرده، يوگسلاوى از طريق بمباران از راه دور در هم كوبيده شد، در عراق ارتش صدام با كمك تحريم، تطميع و بمباران از راه دور متلاشى شد و ارتش قرن نوزدهمى طالبان نيز در افغانستان از هوا زير آتش قرار گرفت. اكنون مسلم شده است ارتش آمريكا در هر دوبارى كه عليه صدام وارد عمل شد (۱۹۹۱ و ۲۰۰۳) با خود بمب اتمى به خليج فارس آورده بود. چرا؟
پاسخ بسيار ساده است آيا آمريكا، اگر ارتش عراق به هر دليلى از خود عرضه نشان مى داد و سربازان آمريكايى را درتله اى مرگبار (مثلاً يك ضدحمله گسترده) گرفتار مى كرد، اجازه مى داد ۱۵۰هزار سرباز جوانش كشته شوند؟ طبيعى است كه خير، در چنين صورتى بمبهاى اتمى يا نوترونى آمريكا مانع پيشروى ارتش مدافع و يا ضدحمله هاى ناگهانى آنان مى شد. در طول جنگ سرد، سرفرماندهى ناتو دستورالعملى محرمانه داشت كه براساس آن اگر پيمان ورشو در جبهه مركزى اروپا از حملات گسترده زرهى استفاده مى كرد مدافعان (اروپاى غربى) مجاز به استفاده از بمب اتم بودند. استدلال فرماندهى پيمان آتلانتيك شمالى نيز اين بود كه «برترى زرهى ارتشهاى شرقى به غربى آنقدر» سنگين است كه تنها راه دفاع، استفاده از بمبهاى نوترونى و يا اتمى است.
ارتش آمريكا در بخش توانايى استراتژيك اتمى از ساختار بسيارپيچيده اى برخوردار است اما همين ساختار پيچيده مى تواند در اثر خودسرى يك فرمانده ارتش نظامى «عاجز» شود و ناگهان يكى از پايگاههاى بزرگ اتمى آمريكا (كه برخى از آنها به اندازه انگليس و فرانسه و چين درمجموع بمب و موشك اتمى دارند) تصميم احمقانه اى براى آغاز جنگ اتمى بگيرد.
چيزى كه استنلى كوبريك كارگردان شهير آمريكايى در فيلم «دكتر استرنج لاو» سعى در نشان دادن آن كرد.
پس غرب از بمب اتم نمى ترسد چرا كه به نحوى با اين سلاح آشنا است و دركارنامه اش سابقه اى از استفاده از آن دارد و صدها بار آن را در اعماق زمين و دريا آزمايش كرده است و ترديدى نيست كه در صورت بروز خطر باز هم از آن استفاده كند.
باشگاه اتمى عضو جديد نگرفته است
بجز آمريكا و شوروى كه در دهه ۴۰ ميلادى به بمب اتمى دست يافتند، انگليس و فرانسه در دهه ،۵۰ چين و هند در دهه ۶۰ و اسرائيل در دهه ۷۰ به بمب اتمى دست يافتند. (احتمالاً اسرائيل بخش بزرگى از بمبهايش را در دهه ۸۰ ساخته است)
اما اكنون ۳۰ سال است كه باشگاه بزرگان اتمى بجز پاكستان عضو جديدى نگرفته است و غربى ها كه همواره با سروصدا هرگونه حركتى را ازجانب كشورهاى جهان سومى «اقدام خطرناك» قلمداد مى كنند، بايد اذعان كنند كه كليه هشدارهاى دهه هاى ۷۰ و ۸۰ آنها درباره آنكه بزودى دنيا با دهها قدرت اتمى روبه رو مى شود، دروغى بيش نبوده است.
كميته انرژى اتمى كنگره آمريكا در ۱۹۷۶ جدولى را به شرح زير منتشركرد تا نشان دهد ۲۸ كشور جهان توانايى داشتن بمب اتمى دارند. (بجز شوروى،آمريكا، انگليس، چين، فرانسه و هندوستان)
كشورهايى كه تا ۳ سال ديگر (يعنى تا ۱۹۷۹) قادر به داشتن بمب اتم خواهند بود:
اسپانيا
اسرائيل
آفريقاى جنوبى
ايتاليا
چين ملى
ژاپن
سوئد
سوئيس
كانادا
كشورهايى كه ظرف ۴ تا ۶ سال ديگر مى توانند به بمب اتمى دست يابند
آرژانتين
آلمان غربى
اتريش
برزيل
بلژيك
چكسلواكى
دانمارك
كره جنوبى
لهستان
نروژ
هلند
كشورهايى كه ۷ تا ۱۰ سال ديگر مى توانند بمب اتم داشته باشند.
پاكستان
پرتغال
تركيه
رومانى
فنلاند
مصر
مكزيك
يوگسلاوى
در اين جداول همانطور كه مشاهده مى شود، نامى از ايران نبوده و ازكره شمالى نيز اسمى برده نشده است و پاكستان نيز درانتهاى جدول قراردارد.
امروز پس از ۲۸ سال مى توان قضاوت كرد گزارش هايى از اين دست چقدرگمراه كننده وخنده دار هستند و شايد تنها به دنبال اهداف سياسى موردنظر سياستمداران آمريكايى باشيد.
نكته جالب آنكه در دكترين دفاعى، تقريباً تمام كشورهاى جهان امروز بمب اتمى ديگر جايگاهى ندارد. چرا كه موازنه مرگبار اتمى آمريكا و شوروى ۴۳ سال (۱۹۴۸ تا ۱۹۹۱) تن جهان را لرزاند و پاكستان نيز تنها به دليل بدبينى جدى نسبت به هندوستان به دنبال بمب اتمى رفت.
البته برخى حكام عرب نظير قذافى و صدام نيز به دنبال بمب اتمى بودند اما طبيعى است در دنياى اطلاعاتى امروز (بويژه كه خاورميانه بهشت جاسوسان است) دسترسى به بمب اتمى تقريباً غيرممكن است.
آيا بمب اتمى جهان سومى خطرناك است؟
اگر كشورى جهان سومى و يا حتى صنعتى درجه دو بخواهد بمب اتمى داشته باشد، شايد اين پروسه ۱۰ سال طول بكشد و پس از دستيابى به بمب نيز چند مسأله مهم باقى مى ماند.
۱ـ توليد انبوه بمب اتمى
يك يا دوبمب اتمى مى تواند كاملاً بى فايده باشد. چرا كه احتمال انهدام آنها روى زمين وجوددارد و يا آنكه قدرت آنها آنقدر نيست كه حتى شهرى درجه ۳ را ازبين برد.
۲ ـ بحث مهم، چگونگى حمل اين بمب بسيارخطرناك به هدف فرضى است.
بدون استفاده از موشكهاى پرقدرت و بزرگ نمى توان از بمب اتمى استفاده مناسب كرد و بايد هواپيماهاى مخصوصى به كارگرفته شود كه بتوانند اين بمب سنگين را از ارتفاع بالا پرتاب كنند.
۳ـ قدرت اين بمب
بمبهاى اتمى جهان سومى مشابه آنچه پاكستان و يا اسرائيل در اختيار دارند، حتى يك درصد بمبهاى اتمى ۳مگاتنى آمريكا (مانند تايتان يا مينوتمن و يا اس اس ۱۸ روسى) قدرت ندارند. اين بمبها نمى توانند حتى در حد بمباران گسترده شيميايى عليه شهر يا مناطق تجمع سربازان دشمن مؤثر باشند و تنها حريف را خشمگين تر مى كنند.
۴ـ مرحله اخير، عبور از تور پدافندى «غربى» است. اگر كشور از طريق به كارگيرى بمب اتمى قصد ضربه زدن به منافع غرب را داشته باشد، بايد صاحب موشك و هواپيماى مجهز به بمب اتمى باشد تا بتواند ضربه مؤثر را وارد سازد چرا كه قدرت ماهواره اى، آواكسها و موشكهاى ضدموشك آمريكا و غرب هر حركتى را از مبدأ شناسايى مى كنند و اگر به طور مثال در يك زمان ده موشك به سمت اهداف غربى رها شود هفت موشك قبل از رسيدن به هدف ساقط مى شوند. اين درصد تلفات آن طور كه در تجربه نبردهاى يوگسلاوى و عراق ديده شده، براى هواپيما از اين نيز بدتر خواهد بود. عراق در جنگ اول خليج فارس موفق به زدن ضربات جدى موشكى به اسرائيل و شمال عربستان شد اما درنبرد ۲۰۰۳ هيچ كدام از موشكهاى صدام به هدف نخورد.
ارتش پرقدرت قوى تر از بمب اتمى
قدرت تهاجمى يك نيروى هوايى قوى، بسيار مؤثرتر از بمب اتمى و توان دفاعى يك ارتش زرهى و مكانيزه بسيار بالاتر از بمب اتمى است كه اصلاً معلوم نيست ارزش آن در چيست؟ كشتن انسانهاى بى گناه و بسيج افكار عمومى جهان عليه كشور به كارگيرنده، تنها فايده بمب اتمى به نظر مى رسد. به كارگيرى آن نيز در ميادين جنگى نوعى كشتار جمعى كل نيروهاى درگير است.
بمب اتمى تنها براى دو قدرت اول هسته اى دنيا مفيد است كه به قدرى توان رعب آور هسته اى در اختيار دارند كه هيچ كدام به فكر حذف آن يكى نخواهد بود و يا چين كه براستى نگران تهديدهاى آمريكا است.
بزرگترين دارندگان بمب اتمى دنيا
الف ـ آمريكا
آمريكا در سالهاى پايانى جنگ سرد از نظر توان اتمى از شوروى عقب افتاد اما به دليل توان قوى تر اقتصادى نسبت به رقيب سرخ، توانست بخش بزرگى از توان اتمى خود را سرپا نگه دارد. آمريكا درحال حاضر ۵۸۸۶ كلاهك اتمى استراتژيك، ۱۱۲۰ كلاهك اتمى غيراستراتژيك و ۳هزار كلاهك اتمى ذخيره اى در اختيار دارد.
بخش بزرگى از بمبهاى اتمى آمريكا را بمب افكن هاى قاره پيماى بى يك، بى ۲ و بى ۵۲ كه آمريكا هرساله هزينه سرسام آورى براى نگهدارى آنها مى پردازد، حمل خواهند كرد. تعداد بمب افكنهاى استراتژيك اتمى آمريكا ۱۷۴۵ دستگاه برآورد شده است. برخى از اين بمب افكنها قادرند بدون سوخت گيرى از آمريكا بلند شده و اهدافى را در ۱۵هزار كيلومترى ايالات متحده نابود كنند.
ب ـ توان اتمى روسيه
روسيه اكنون به عنون وارث توان اتمى اتحاد شوروى، به تنهايى ۵۵۰۰ بمب اتمى در اختيار دارد. اين در حالى است كه بمبهاى اتمى شوروى سابق در اوكراين، قزاقستان و روسيه سفيد نيز مستقر هستند. روسيه در اوج جنگ سرد قادر بود با بمبهاى خود دهها بار كره زمين را از انسان و حيات تهى كند.
روسيه قدرت اصلى اتمى خود را مديون موشكهاى اس.اس،۱۸ اس.اس،۱۷ اس.اس۲۰ و اس.اس ۲۴ است كه جدى ترين «ابزار نظامى» دنيا در برابر زياده طلبى آمريكا هستند.
ساير قدرتهاى اتمى
تا سه دهه قبل، فرانسه و انگليس قوى ترين قدرتهاى اتمى پس از دو ابرقدرت بودند اما اكنون به نظر مى رسد چين و اسرائيل از نظر اتمى ازاين دو كشور اروپايى قوى تر باشند.
چين ۲۰ پايگاه موشكى دوربرد، ۱۰۰پايگاه موشكى ميان برد، ۴ پايگاه موشكى كوتاه برد و ۲۴ پايگاه موشكى دريايى دارد. اسرائيل نيز نزديك به ۴۰۰ بمب اتمى در اختيار دارد. البته بمبهاى اتمى انگليسى و فرانسوى از دقت و كارايى بالاترى از نوع چينى و اسرائيلى برخوردارند اما انگليس و فرانسه به دليل نداشتن انگيزه كافى روى افزايش تعداد بمبهاى خود و همچنين توان موشكى، زيردريايى و هوايى اتمى خود كار زيادى نكرده اند.
هند و پاكستان نيز توان اتمى متوسطى دارند و قدرت اتمى آنها در نبردهاى سراسرى نمى تواند تعيين كننده باشد.
توان اتمى اسرائيل
اسرائيل به عنوان دولتى «بى ملاحظه» شهرت جهانى دارد. بى شك اين دولت هنگام خطر از بمبهاى خود استفاده خواهدكردو منابع اطلاعاتى معتقدند: اسرائيل به اندازه تخريب كل شهرهاى مهم خاورميانه بمب اتمى در اختيار دارد.
لابى يهوديها در آمريكا و جهان آنقدر قوى هست كه رسانه هاى دنيا تقريباً توجهى به توان اتمى اسرائيل نداشته باشند. حال آنكه اگر موجوديت اين رژيم نظامى به هر دليلى به خطر بيفتد قطعاً خاورميانه به راديواكتيويته آغشته خواهد شد. اسرائيل عمق استراتژيك ندارد و كل وسعت آن كشور با مناطق خودگردان به ۲۱ هزاركيلومتر مربع نمى رسد( چيزى كمتراز ۱‎/۵ درصد خاك ايران و يا ۴ درصد خاك عراق) طبيعى است داشتن انبارهاى عظيم اتمى در كشورى با اين وسعت، تنها تهديدى عليه جمعيت ۶ ميليون نفرى اسرائيل نيست بلكه خطر بزرگى نيز براى مصر ۵۰ ميليون نفرى، شبه جزيره عربستان با همين مقدار جمعيت و ايران و تركيه است.
برآوردهاى اوليه نشان مى دهد اسرائيل كه از ۱۹۶۷ به اين سو داراى بمب اتمى بوده در حال حاضر حدود ۴۰۰ بمب پلوتونيوم، اتمى و حرارتى هسته اى دارد البته شايد در ابتدا «سازنده» نبوده و تنها خريدار بمب بوده است.
وسايل انتقال دهنده اتمى اسرائيل قادر است بمبهاى اتمى خود را از ۴ طريق تا «هدف» حمل كند.
۱ـ از طريق موشكهاى اريحا با برد ۱۵۰۰ كيلومتر كه قادرند كلاهك اتمى را به هر نقطه اى از خاورميانه (به جز جنوب عربستان، شرق ايران و غرب مصر) پرتاب كنند.
۲ـ اسرائيل از چندين واحد توپخانه ۱۷۵و ۲۳۰ ميليمترى برخوردار است كه مى توانند در جبهه هاى جنگى به طور گسترده از بمب اتمى استفاده كنند.
۳ـ اسرائيل در دهه ۱۹۹۰ نيز از راه دريا با خريد سه زيردريايى آلمانى، آمادگى پرتاب بمب اتمى را يافته است. اين بمب ها مى تواند از طريق موشك هاى كروز درياپيما حمل شوند.
۴ـ برخى هواپيماهاى اسرائيلى مى توانند در صورت لزوم اقدام به حمل بمب اتمى به هر نقطه اى از خاورميانه كنند. البته اسرائيل از بمب افكن استراتژيك مشابه انواع آمريكايى و روسى آن برخوردار نيست و بايد اين كار را از طريق تغيير در بمب افكن هاى موجود خود (نظير اف ،۱۶ اف ،۱۵ ميراژ و اف ۴) انجام دهد.
نگاهى به غنى سازى اورانيوم (۱)
غنى سازى اورانيوم در واقع افزايش درصد ايزوتوپ هاى اورانيوم ۲۳۵ از ۷ دهم درصد به ۴ الى ۵ درصد است. غنى سازى توسط فرآيندهاى الكترومغناطيسى، پخش گازى، شيميايى و فتوشيميايى انجام مى شود اما روش به كارگيرى سانتريفيوژ نيز از ۴۰ سال قبل متداول بوده است.
براى رسيدن به اين مرحله ابتدا بايد مراحل اكتشاف و استخراج كانى هاى اورانيومى را پشت سر گذاشت. (در دنيا رگه هاى اورانيوم در كشورهايى نظير كانادا، استراليا، آمريكا، آفريقاى جنوبى، ايران و مراكش ديده شده است).
سپس عمليات تغليظ اورانيوم و تهيه كيك زرد انجام مى شود.
پس از آن جهت توليد پودر UO2از كيك زرد، عمليات انحلال، استخراج، رسوب گيرى UC و احيا انجام مى شود. سپس براى تبديل UO2به UF6 آن را با اسيد فلورئيدريك تركيب مى كنند تا UF4به دست آيد سپس UF4 را با گاز فلوئور «فلوريناسيون» مى كنند تا UF6 به دست آيد. اين ماده در دماى پايين، گازى شكل و خوراك دستگاه سانتريفيوژ گازى است.
اورانيوم گازى شكل UF6 با درجه غناى ۴ و يا ۵ مى تواند در راكتور اتمى هسته اى به كار گرفته شود اما اين «سوخت» به درد توليدات هسته اى نمى خورد چرا كه توليد بمب هسته اى به اورانيومى با غناى ۷۰درصد به بالا نياز دارد كه داشتن آن بسيار مهمتر از مرحله قبلى است.
ساخت يا خريد
ساختن راكتور و بمب اتمى براى كشورهاى جهان سومى بسيار سخت است حال آنكه اين تكنولوژى را ۱۵ كشور در اختيار دارند. امروزه در دنياى صنعتى هزاران كارشناس و تكنيسين هسته اى راه ساختن بمب اتمى را مى دانند اما نظارتهاى شديد بين المللى و حساسيت فوق العاده نيروهاى امنيتى و جاسوسان درجه اول، انتقال اين تكنيك را به كشورهاى ديگر مشكل مى كند. اما روند خريد راكتور اتمى و توليد بمب از آن نيز پروسه اى طولانى است به طور مثال يك راكتور اتمى درهر سال فعاليت تنها مى تواند پلوتونيوم مورد استفاده ۲ تا ۳ بمب اتمى كوچك را فراهم كند. (قدرتى معادل بمبى كه در اوت ۱۹۴۵ ناكازاكى را ويران كرد) بمب ناكازاكى معادل ۱۰ هزارتن تى ان تى قدرت انفجار داشت حال آنكه بمب هاى اتمى ايالات متحده و روسيه هر كدام حداقل ۱۰۰ برابر اين مقدار قدرت دارند.
بنابراين به نظر مى رسد كه خريد بمب اتمى اگرچه گرانتر باشد اما به صرفه تر است. هنوز هيچ منبع دقيقى در دنيا گزارشى از خريد و فروش بمب اتمى ارائه نداده اما آنچه مسلم است، مقادير زيادى مواداوليه توليد بمب اتم در سال توسط تبهكاران بزرگ شرقى و غربى به دولتهاى خريدار فروخته مى شود.
البته درباره فروش بمب اتم نيز بايد گفت كه ممكن است كشورهاى جهان سومى يا اوكراين و قزاقستان در برابر پيشنهادات اغواكننده مالى (يا امتيازات سياسى) اين نوع تجهيزات را در اختيار كشور ثالثى قرار داده باشند.
البته بايد اذعان كرد كه در اين زمينه اخبار واقعى و شايعات به اندازه اى در هم پيچيده است كه نمى توان مطمئن بود، آيا «مفقود شدن كلاهك هاى هسته اى در آسياى ميانه» شايعه است يا واقعيت؟!
شكى نيست در سالهاى ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۰ مافياى روسيه بخشى از تسليحات ارتش عظيم اتحاد شوروى را به دلالان بين المللى اسلحه فروخت. (هلى كوپتر، موشك هاى هدايت شونده، زره پوش، تانك، سلاحهاى دستى...) اما آيا اينها توانسته اند با تطميع ژنرالهاى سرخ حتى بمب هاى اتمى را از سيلوها خارج كنند؟
سخن آخر
غرب به خوبى مى داند ايران به دنبال بمب اتم نيست. فرايندى كه ايران دنبال مى كند، استفاده ازتكنولوژى هسته اى است نه به كارگيرى بمب اتمى. براى به دست آوردن بمب اتم لازم نيست راه طولانى و بى انتهاى سانتريفيوژ و غنى سازى ، راكتورسازى وتوليد پلوتونيوم دنبال شود. اگر كسى كره بخواهد در خانه خودگاو نگاه نمى دارد.
دلالان اسلحه(كه اتفاقاً اكثراً غربى هم هستند)هرچه بخواهيد براى شما تهيه مى كنند!
ايران و ايرانى اعتقادى در به كار گيرى تسليحات كشتار جمعى ندارد اين حتى به رژيم سياسى كشور نيز ربطى ندارد اين امر به آموزه هاى دينى وفرهنگ بالاى ايرانى باز مى گردد. ايرانيان درقرون اخير هيچگاه حتى عليه مهاجمان خوداز روشهاى كشتار جمعى استفاده نكرده اند. اگر مى خواستيم از اين روشها استفاده كنيم حداقل بايد در پاسخ به تجاوزات و آدمكشى گسترده عراقيها در جنگ ۸ ساله، شهرهاى آنها را بابمباران هوايى، تسليحات ميكروبى و توپخانه ويران مى كرديم.
غرب از اين مسائل با خبر است اما منافع آن درتداوم اين جنجالها است.
تاريخچه اى مختصر از بمب اتمى وتوازن هسته اى
در اواخر دهه ۳۰ ميلادى دانشمندان آلمانى در آزمايشگاههاى خود به قدرت جديدى به نام قدرت اتمى پى بردند اما براى دستيابى به بمب اتمى حداقل ۵ سال زمان نياز بود. اما هيتلر به دو دليل به مطالعات اين دانشمندان علاقه اى نداشت. اول آنكه آنها يهودى بودند و دوم اينكه تحمل چندسال صبر را نداشت.
در ۱۹۴۳ هيتلر به دنبال شكست نسبى ارتش آلمان در جبهه شرق (شوروى) و تصرف جنوب اروپا توسط متفقين دستورتوقف مطالعات سلاحهاى غيرمتعارف را لغو و امر به ادامه كار را از جمله براى مطالعات اتمى داد.
در نروژ در عمق خاك زمين دانشمندان آلمانى غيريهودى پروژه اى موسوم به «آب سنگين» را اجرا مى كردنداما جاسوسان انگليسى و آمريكايى به دنبال دستيابى به اطلاعات، مشخصات كامل منطقه را به هواپيماهاى متفقين دادند و متفقين نيز طى چند مرحله بمباران بسيارسنگين ضربات جدى به اين تأسيسات زدندازآن طرف، كماندوهاى انگليسى نيز باقيمانده اين تجهيزات را به كلى نابود كردند.
اما در آمريكا دانشمندان يهودى(آلمانى) و آمريكايى در پروژه اى با عنوان «مانهاتان» به پيشرفتهاى حيرت انگيزى رسيده بودند. درابتداى ۱۹۴۵ آمريكا قادربه ساخت بمب اتم بود و تا پايان تابستان بيش از ۱۰ بمب ساخته بود.آمريكاييها دراوت ۱۹۴۵ ، ۲ بمب عليه ژاپنى ها به كار گرفتند و جنگ تمام شد.
اكنون بمب اتم وارد منازعات نظامى شده بود. در ۱۹۴۶ ترومن پس از آنكه روسها حاضر به عقب نشينى از كشورهاى تحت تصرف خود نشدند، آنان رااز «دندانهاى اتمى آمريكا» ترساند.
روسها به خوبى دريافتند بدون بمب اتمى قادر به ايجاد توازن با حريف آنسوى اقيانوس خود نخواهند بود.
استالين از ۱۹۴۲ پروژه هاى اتمى خود را آغاز كرده بوداما تا ۱۹۴۹ توليدبمب اتمى به طول انجاميد. اما روسها يك موفقيت بزرگ جديد نيز به دست آورده بودند. چون انبار موشكهاى وى -۲ آلمان نازى در تصرف آنها بود بلافاصله اقدام به توسعه سيستم موشكهاى اتمى كردند حال آنكه سازنده اين موشكها يعنى ورنر فون براون معروف در دستان آمريكا درحال كمك به توسعه سيستم موشكى اين كشور بود. شوروى درابتداى توسعه سيستم اتمى خود ۴ سال از آمريكاعقب بوداما در دوران خروشچف در رژه معروف ۱۹۵۵ ميدان سرخ مسكو،غرب ناگهان دريافت كه ارتش سرخ از صدها بمب افكن اتمى وموشكهاى عظيم اتمى بهره مى برد.
خروشچف سال بعد انگليس و فرانسه را با تهديد اتمى وادار به عقب نشينى از مصر كرد وعدم حمايت آمريكا از متحدين سابقش براى دنيا شكى باقى نگذاشت كه در دنيا تنها ۲ قدرت بزرگ باقى مانده است.
ازاين پس «موازنه وحشت» يا توازن هسته اى برقرار شد و دنيا با نگرانى شاهد قدرت يافتن اتمى دوكشور شوروى و آمريكا بود. ايالات متحده و شوروى از ۱۹۶۰ به بعد كار خود روى موشكهاى قاره پيما را شروع كردند. اين موشكها قادر به پيمودن مسافتى ده هزاركيلومترى بوده و مى توانستند شهرى به بزرگى مسكو و يا واشنگتن را با خاك يكسان كنند.
در ابتداى برترى آمريكا بر شوروى در زمينه موشكهاى قاره پيما ۳ بريك بوداما در ۱۹۶۹ هر دو كشور از توان مساوى برخوردار شدند و در۱۹۷۵ شوروى ۴۰ درصداز آمريكا جلو افتاد! در اين سال در برابر ۱۰۵۴ موشك اتمى آمريكايى، روسها از ۱۵۹۹ موشك بهره مى بردند.
دراينجا بود كه آمريكا از برترى خرد كننده روسها به وحشت افتاد چرا كه دراين زمان اتحاد شوروى ۳۵۰ هزار نفر را در بخش موشكهاى استراتژيك خودبه خدمت گرفته بود بنابراين پيشنهاد قراردادهاى «سالت» را داد.از ۱۹۷۲ به بعد دوقدرت پى بردند مسابقه تسليحاتى اتمى آنها كره زمين را به انبارى از انبوه بمبها و موشكهاى بسيار خطرناك تبديل كرده است كه مى تواند ۵۰ بار جمعيت زمين را نابودكند.
اماوجود رؤساى جمهورى و رهبران جنگ طلب در شوروى و آمريكا سبب شد پيمان سالت نتواند چندان از توان دفاعى هسته اى دو طرف بكاهد تا آنكه در ۱۹۹۱ قراردادهاى «استارت» به امضا رسيد. گفته مى شود تا امروز ۲ قدرت اتمى فوق هركدام هزار كلاهك هسته اى و موشك خود رانابود كرده انداما با اين وصف اين رقم حتى ۱۰ درصد توان هسته اى ۲ كشور هم نيست وآنچه براى شوروى و آمريكا مانده ازدرجه اى از قدرت برخوردار است كه مى تواند يك سياره را متلاشى كند.
۱ـ براى نگارش اين بخش از مقاله اى تحت عنوان فرآيند غنى سازى اورانيوم چاپ شده در همشهرى ۹ آذرماه كمك گرفته شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |