|
به پيشواز بزرگترين جوايز سينمايى سال
جنگ اسكار
منبع:واشنگتن پست وصال روحانى
|
|
|
در سالى كاملاً پاياپاى و برابر، فقط يك نام از حالا كانديداى صددرصد و پيروز بسيار محتمل نشان مى دهد؛ نام جيمى فاكس شرايط اسكار روز به روز عوض مى شود. بخصوص در سالى كه هيچ حاكم مطلقى در ميان فيلمهاى مدعى وجود ندارد بحث اسكار دوباره داغ شده و يكى از پاهاى ثابت آن «رى» است. فيلمى كه زندگى رى چارلز نوازنده و خواننده مشهور موسيقى جاز و سول را كه امسال در ۷۳سالگى درگذشت، تشريح مى كند. بيش از آنكه فيلم كانديداى تصاحب عنوان برترين فيلم سال باشد اين جيمى فاكس است كه به دليل ايفاى نقش چارلز در اين فيلم در مركز توجه قرار گرفته است. نامزد شدن او براى دريافت اسكار بهترين بازيگر مرد نقش اول سال قطعى است و بسيارى بر اين عقيده اند كه او جايزه را هم خواهد برد. رى چارلز بر مشكلاتى چون نابينايى، اعتياد و فقر غلبه كرد تا در پايه گذارى موسيقى «سول» نقش مهمى را ايفا نمايد و به يكى از هنرمندان محبوب عصر خويش بدل شود. با اينكه تقسيم عناوين و جوايز ساير نهادهاى بزرگ سينمايى مانند «نشنال بورد اف ريويو» ، «مجمع منتقدان نيويورك» و «مجمع منتقدان لس آنجلس» صورت گرفته و سازمانهايى مشابه در شيكاگو و واشنگتن نيز چنين خواهند كرد، اما مجريان اسكار كه همان آكادمى علوم سينمايى و هنرهاى تصويرى هستند، اين عادت را هميشه داشته اند كه گزينش هايى متفاوت را در دستور كار خود قرار داده اند و اگر مشابهت هايى در آراى آنان ديده شده اما رأى دهندگان اسكار معمولاً چيزهايى به جز ايده آل هاى نهادهاى فوق را مدنظر قرار داده اند. شرايط نيز در فصل رقابت اسكار كه معمولاً از شهريور تا پايان دى طول مى كشد، روز به روز عوض مى شود. اگر تا قبل از عرضه فليم «الكساندر» (اسكندر) گفته مى شد كه اپيك تازه اوليور استون يكى از پاهاى اصلى اسكار است و استوديوهاى مربوطه نيز با همين برداشت اكران آن را تا دل فصل اسكار به تعويق انداخته بود، اينك از اين فيلم به انحاى مختلف چنان بدگويى مى شودكه به نظر نمى رسد جز بخشهاى طراحى لباس، صداگذارى و «جنبى» هاى ديگر از همين قبيل شانسى براى اين فيلم در مهمترين جوايز سينمايى سال متصور باشد. بنابراين امسال هم از آن سالهايى است كه همه شانس دارندو هيچكس شانس ندارد و اگر آدمهايى مثل جيمى فاكس و يا ايملدا استانتون را كه «ودا دريك» ساخته مايك لى نماد يك بازيگر زن كامل نشان داده است ناديده بگيريم، امسال هر فيلم و هنرمندى مى تواندكانديدا و برنده شود و در عين حال اسمش اصلاً جزء كانديداها نيايد و اين از خصلت سالهاى «برابر» است. تام اونيل يكى از متخصصان اسكار و استاد نقد و پيش بينى آن كه سالها است در اين خصوص اظهارنظر مى كند، در آخرين روزهاى پاييز گفته است: «اين جزء و بخش نظريه پردازيها بخش شيرين كار است. هر كس حرفى مى زند و تعداد فيلمها و هنرمندان حاكم بسيار كم است. بنابراين ممكن است حتى پيش بينى شما هم درست از آب درآيد.» در چنين فصل باز و برابر و يكسانى، جيمى فاكس بدل به يك تك ستاره تنها شده است. او كه امسال در فيلم «Collateral» كار پليس مايك مان نيز درخشيده و براى بازى در فيلم ديگرى به نام «رستگارى» تحسين شده، در «رى» عين جنس و انگار خود رى چارلز است و مانند بن كينگزلى است كه در سال۱۹۸۲ به خود «گاندى» بدل شده بود و يا مثل اف مورى ابراهام است كه در سال۱۹۸۲ حتى از خود ساليد رى (در «آمادئوس» ) تلخ تر و حقيقى تر شده بود. او كه در گزينش هاى اخير «نشنال بورد اف ريويو» هم برترين بازيگر مرد نقش اول سال شناخته شد، سالها در نمايش هاى صحنه و برنامه هاى موسوم به «استنداپ كمدى» كسب تجربه كرده و براى بازى بهتر در «رى» يادگيرى نواختن پيانو و آوازه خوانى در گروههاى كر و گاسپل را نيز در دستور كارش قرار داد، مى گويد: «اگر به تمرين زدن پيانو نمى پرداختم، نمى توانستم اين نقش را ايفا كنم و چنانچه به يك موزيسين تبديل نمى شدم، نمى توانستم اين آوازها را اجرا كنم و بخوانم و اگر به بازيگرى نمى پرداختم، آنگاه رى چارلز در برابر چشمان شما روى پرده سينما سبز نمى شد. يعنى شما هم همان هنرمند را روى پرده ديديد و هم انسانى كه رى چارلز خارج از دنياى هنرى بود.» در اكثر زمانهاى «رى» ، با سالهاى جوانى او مواجه هستيم و موقعى را مى بينيم كه وى دوران اوليه درخشش خود را سپرى مى كرد و با آوازهايى مثل «بر روى جاده جك» صاحب شهرت شده بود. در عين حال «رى» از نشان دادن جنبه هاى تاريك زندگى رى چارلز هم ابايى ندارد و نشان مى دهد كه او چطور به سوى موادمخدر كشيده شد و همسرش را ترك گفت تا با افرادى ديگر دوستى كند. اگر بخواهيم در شاخه بهترين بازيگر مرد سال بمانيم و رقباى جيمى فاكس ۳۷ساله را معرفى كنيم، بايد بگوييم كه آنها كم نيستند اما اگر شرايط فعلى پا بر جا باشد، غلبه بر فاكس را غيرممكن خواهند يافت. بخصوص كه «آكادمى» در سالهاى اخير نشان داده است بر خلاف گذشته از اهداى اسكار به افرادى كه نقش هايى بالنسبه سياه و حتى بسيار منفى را بازى مى كنند، خوددارى نمى كند و چارليز ترون در سال۲۰۰۳ براى «هيولا» و هاله برى در سال ۲۰۰۲ براى «رقص هيولا» نمونه هاى روشنى در اين ارتباط اند. رقباى فاكس از اين قرارند: ليام نيسون ايرلندى براى ايفاى نقش الفرد كينزى در فيلم «كينزى» ، جود لاو براى ايفاى نقش در «كلوزر» كار جديد مايك نيكولز، گائل گارسيا برنال در رل يك «چه گوارا» ى جوان در «خاطرات موتوسيكلت» ، لئوناردو دى كاپريو براى بازى در رل هاوارد هيوز در «هوانورد» كار جديد مارتين اسكورسيسى، جانى دپ در رل جى.ام، برى خالق داستان هاى پيترپن فيلم «پيداكردن ناكجاآباد» (يا «پيداكردن سرزمين هرگز» )، كوين بيكن در «وودزمن» ، دان چيدل براى «هتل رواندا» ، پل گياماتى براى «سايدويز»، خاوى ير باردم براى «درياى درون» و كريستين بيل براى «ماشينيست» . در قسمت برترين بازيگر زن رقابتها پاياپاى تر است اما اگر رسم سالهاى اخير «آكادمى» در مورد ارجح شمردن كانديداهاى جوانتر بر نامزدهاى مسن تر باز هم رعايت و اجرا شود، در آن صورت شانس آنها كه نامشان مى آيد، قدرى بيشتر خواهد بود: ادرى تاتو فرانسوى و ۲۶ ساله براى فيلم فرانسوى «يك نامزدى بسيار طولانى» ، ژانگ ژى اى چينى و ۲۵ ساله براى فيلم رزمى جديد ژانگو ييمو «خانه خنجرهاى پرنده» و اسكارلت يوهان سون آمريكايى و ۲۰ ساله براى فيلم يك «آواز عاشقانه براى بابى لانگ» با اين حال، امسال مى تواند سال با تجربه ترها در اين رده باشد. اخيراً «نشنال بورد اف. ريويو» جايزه خود را در اين رده به انت بنينگ داد كه در رل يك هنرمند صحنه طى دهه ۱۹۳۰ در «جوليا بورن» فروغى چشمگير دارد و بسيار بعيد است كه او كانديداى اسكار نيز نشود. ايملدا استانتون كه پيشتر نيز نامش آمد به خاطر بازى در نقش زنى كه هوادار و مجرى سقط جنين است در «ورا دريك» در افسانه اجتماعى آخر مايك لى درخشيده و به جديدترين ستاره ميانسال بريتانيايى بدل شده كه آمريكايى ها ناگهان و بسيار ديرهنگام متوجه وجودش شده اند. ديگران جوليا رابرتز آمريكايى در «كلوز» ، كيت وينسلت بريتانيايى در «پيدا كردن ناكجاآباد» ، كيت بلنچت استراليايى در «هوانورد» و لارا لينى آمريكايى در «كينزى» و «پى . اس» هستند و البته كاتالينا ساندينو موره نو كلمبيايى نيز براى بازى در «مارياى پروقار» مى تواند يك مدعى بسيار جدى باشد و اما قسمت بهترين فيلم. «نشنال بورد اف ريويو» جايزه اش را در اين زمينه به «پيداكردن ناكجاآباد» داد كه قصه اى فانتزى راجع به موضوعى حقيقى اما فانتزى است و ما طى آن مى بينيم كه چطور جى.ام. برى شخصيت معروف داستانى و نمايشى پيترپن را خلق مى كند اما به رغم اهداى اسكار بهترين فيلم سال گذشته به يك كار فانتزى همچون «ارباب حلقه ها۳» و شكستن طلسم پيروزنشدن كارهاى فانتزى در كورس اسكار ، بسيار بعيد است كه اين اتفاق امسال براى «پيداكردن ناكجاآباد» نيز روى دهد. فيلم هاى شاخص ديگرى كه امسال عرضه شده اند و شانس هايى زيادو كم براى كانديداشدن دارند، عبارتند از: «هوانورد» ، اپيك تازه مارتين اسكورسيسى درباره هاوارد هيوز معروف وعشق او به فيلمسازى ، تجارت و خلبانى. «كلوزر» داستان اجتماعى جديد مايك نيكولز راجع به چهار مرد و زن كه ابتدا دوستى و سپس يكديگر را مضمحل مى كنند. «بچه يك ميليون دلارى» درام جديد كلينت ايست وود با تم ورزش بوكس، «مصايب مسيح» كار پرفروش وجنجالى مل گيبسون درباره ۱۲ساعت آخر زندگى حضرت مسيح و نشان دادن چگونگى به صليب كشيده شدن وى و معرفى نسبى بانيان اين قضيه، «فارنهايت ۹/۱۱» فيلم مستند آخر مايكل مور درباره دخالتهاى جنايت آميز دولت جورج بوش در همه جاى جهان و بويژه خاورميانه ، «سايدويز» پرسروصداترين كار «مستقل» سال و فيلم جديد الكساندر پين كه كانديداى ۶ جايزه اسپريت اواردز امسال نيز شده است ، «كينزى» در باره زندگى الفردى كينزى محقق معروف، «ورادريك» زندگى يك هوادار سقط جنين در لندن، طى دهه ۱۹۵۰ ، «Collateral» قصه پليسى جديد مايكل مان ، «هتل رواندا» در باره مدير يك هتل كه كارش رسيدگى و كمك به مهاجران در آفريقاى جنگ زده است ، «رى» كه پيشتر وصف آن رفت و «شبح اپرا» كه اين آخرى روايت سينمايى جوئل شوماخر از روى نمايش موزيكال بسيار موفق و معروف اندرو لويد وبر ايتاليايى است كه سالها در بريتانيا بر روى صحنه بوده و نسل هاى متعدد بازيگران را به خود مشغول داشته است. فيلم شوماخر بيشتر از آن كار موزيكال بر روى كاراكترهاى قصه متمركز بوده و قصد در تشريح آنها داشته و دكورها و شرايط صحنه نيز چشمگير است. شوماخر مى گويد: «ما مجبور بوديم فضا و حال و هواى قصه را به طور كامل به بيننده ها انتقال بدهيم. هرچه باشد ما راجع به پاريس پرشكوه در دهه ۱۸۷۰صحبت مى كنيم.» درميان خالقان آثار فوق شايد مارتين اسكورسيسى براى چندمين بار و اين مرتبه براى «هوانورد» كانديداى اسكار بهترين كارگردان شود و اين بار نيز جايزه را به او ندهند اما امسال فيلمسازانى نه چندان هاليوودى و صاحب گرايش به روند كار موسوم به «اينديز» (مستقل ها) مانند الكساندر پين كه «سايدويز» را ساخته است و جاشوامارستون كه «مارياى پروقار» را ارائه داده ، ممكن است نامزد اسكار بهترين كارگردانى شوند و مايك لى نيز بدون شانس نيست، ولى احتمال اين كه آكادمى علوم سينمايى و هنرهاى تصويرى نيز مثل «نشنال بورد اف ريويو» اين عنوان را به مايكل مان به خاطر ساختن ماجراى پليسى و پرزد و خورد «Collateral» بدهد، بسيار كم است . درميان اين همه ابهام فقط اين مسأله مشخص است كه امسال يكى از پاياپاى ترين و غيرقابل پيش بينى ترين جنگ ها را براى اسكار (۲۰۰۵) شاهد خواهيم بود كه از درون آن فقط يك يا دو نام به عنوان مدعى صددرصد و يك پيروز بسيار محتمل جلب نظر مى كنند. نامى چون جيمى فاكس.
|