چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۳ - ۲ ذيقعده ۱۴۲۵
Wed, Dec 15, 2004
ويژه ۳
سال دهم - شماره ۳۰۰۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
گفت وگو با مدير عامل شركت پتروپارس
شركت هاى نفتى خارجى ديگر يكه تاز نيستند
شركت پتروپارس از زمان تأسيس تاكنون، فراز و نشيب هاى زيادى
طى كرده و با تحولات مديريتى متعددى مواجه شده است.
اما با تمام اينها، اولين دستاورد عينى آن يعنى راه اندازى فاز يك
حوزه گازى پارس جنوبى
نشان از آن دارد كه اين شركت
با وجود تمام مانع تراشى ها
توانسته اهداف اصلى تأسيس خود را محقق كند، مانع تراشى ها و
برخوردهايى كه اگر نبود...
منوچهرى مديرعامل
شركت پتروپارس از عملكرد
اين شركت مى گويد:
193638.jpg
* فاز يك حوزه گازى پارس جنوبى، به تازگى توسط رئيس جمهورى افتتاح شد و به بهره دارى رسمى رسيد . مى خواهم بدانم زمانى كه اين پروژه به ثمر رسيده با توجه به اتفاقاتى كه براى شركت پتروپارس افتاده بود، شما چه احساسى داشتيد؟
-حقيقت مطلب اين است كه با مجموع شرايطى كه در چند سال اخير در شركت پتروپارس به وجود آمده بود ونگرانيهايى كه راجع به تأمين مالى پروژه، حفظ نيروها، انسجام مديريتى پروژه وجود داشت و همينطور قابليت بهره بردارى فاز يك به حدى بود كه دوستان خود ما را هم نگران كرده بود و راجع به ارزش كارى كه انجام شده، قابل اعتماد بودن آن، شك و ترديد مى كردند. تيم مديريت پروژه پتروشيمى پارس با دركى كه از كارداشت، اميدوار بود كه مى تواند اين كار را به خوبى انجام بدهد. زمانى كه خود من مديريت پتروپارس را به دست گرفتم، آن موقع به وزير نفت گفتم كه با توجه به گسترش شركت و اهميتش اجازه بدهيد كه من در فاز ۱ مسؤوليتى نپذيرم و با وجودى كه ايشان به ظاهر اين حرف را از من پذيرفتند، ولى مى دانستند كه ما را وارد چه ماجرايى كرده اند چون به عنوان مدير پترو پارس، عملاً هفته هاى اول عمده انرژى من را فاز ۱ گرفت، در روى سكوها، در جلسات متعدد با پيمانكاران مختلف، مسائل تأمين مالى، مسائل حمل و نقل و ... به طور كلى در بخشهاى مختلف كار درگير بوديم. در دوره معدودى بخشى از كار، به طور محدود از پتروپارس گرفته شده بود كه در نهايت با اقدامات صورت گرفته من به آقاى وزير اعلام كردم ما قادريم همانطور كه تيم پروژه آمادگى دارد، با قوت تمام و با توانايى فنى كامل پروژه را به انجام برسانيم. و ايشان هم اعتماد كردند . ما براى دوام پروژه يك رقم مالى نياز داشتيم و تأمين مالى از طريق شركت نيكو انجام شد، تيم مديريت پروژه هم بادلگرمى و توانايى بيشتر به كار پرداخت. هر جا كه زير مجموعه ما كندى و سستى نشان مى داد، پيمانكاران ما و عوامل خود ما باز با پيمانكارهاى دست دوم و سوم مرتبط مى شدند تا مشكل رفع شود. طبيعتاً ريسك هاى زيادى بود. مثلاً براى لوله گذارى ۱۸ اينچى بين دوتا از سكوهاى ما در داخل دريا كه در اين زمينه، كار ما و اين شيوه تقريباً اولين بار بود كه در دنيا انجام مى شد ولى همكاران ما با درك فنى اى كه داشتند ريسك اين كار را پذيرفتند و انجام شد. به هر حال جلسات متعددى با پيمانكاران داشتيم. ما به عنوان مدير پروژه ريسك اين را پذيرفتيم كه چاهها باز باشد و اين خطر را به جان پذيرفتيم . پيمانكار ما، شركت صدرا اطمينان داد و قبول مسؤوليت كرد. به طور خلاصه بگويم كه همزمان، مجموعه تصميم گيريهاى سخت و دشوارى را داشتيم تا پروژه راه اندازى بشود. بويژه اينكه كارفرما در بعضى موارد وسواس فوق العاده نشان مى داد. اما به هر ترتيب خدا هم كمك كرد و با همتى كه همكاران و پيمانكارهاى ما به خرج دادند، اين پروژه در مراحل مختلف كليد خورد. دو تيرماه يا مردادماه سال قبل بود كه گاز از پالايشگاه فاز ۲ به ما رسيد، براى اولين بار كه نتيجه خوبى گرفتيم و اگر من بخواهم براى بهره بردارى زمانى را عنوان كنم بايد بگويم بهره بردارى پالايشگاه عملاً در سال ۸۲ انجام شد و در واقع در مرداد ۸۳ مى توانستيم به طور كامل پالايشگاه را در مدار داشته باشيم، چه خشكى و چه دريا، در شهريور ۸۳ هم تحويل بهره بردار شد. سكوها هم بايد هر كدام مرحله مرحله وارد مدار مى شدند. اينها به اصطلاح با دردسر نسبتاً كمى وارد مدار شدند، البته مشكلاتى هم پيدا كرديم. اما به سرعت طرحها بازنگرى شد و با بررسى مدارك فنى و كمك از مهندس مشاورى كه داشتيم، مشكلى كه رفع آن به طور متعارف شايد ۶ ماه طول مى كشيد، با برنامه ريزى هاى فشرده در مدت ۱‎/۵ ماه برطرف شد. البته كارفرما باز هم راجع به عملكرد صحيح اين سيستم مطمئن نبود ولى خوشبختانه جواب داد نتيجه عينى بسيار موفقيت آميز بود و ما مى توانيم ادعا كنيم كه بهترين عملكرد را در بين پالايشگاهها الآن فاز يك دارد.
مشكل ديگرى قبل از افتتاح رسمى پيدا كرديم كه در نقطه اى از يك مخزن به طور غير قابل انتظار و عجيبى نشتى مشاهده شد، اين نشتى مى توانست خطرناك باشد ولى وقتى سازندگان آن بازديد كردند، اين طور مطرح شد كه اين يك مورد استثنايى است و به دليل يك ضعف در ساخت آن در ايتاليا رخ داده است. با اينكه مدارك كافى هم بود كنترل كيفيت اين كار انجام شد ولى متأسفانه اين ضعف بود. ماشين سازى اراك به طرح و نقشه اى كه به تأييد طرف ايتاليايى رسيد، مسؤوليت بازسازى اين مخزن را به عهده گرفت.
كار بسيار سنگينى بود ولى در نهايت مخزن رفع عيب شد و... البته اين ماجراها در هر شركتى و در هر كارى اتفاق مى افتد. ولى چون اين اولين كار پتروپارس بود و كارى بزرگ را انجام مى داد، طبيعتاً حساسيت و نگرانى خاصى مطرح بود ولى اين مراحل طى شد و ما امروز در يك نقطه مطلوبى قرار گرفتيم و پالايشگاه دارد با ظرفيت صد درصد كار مى كند.
*بهره بردارى از فاز ۱ پارس جنوبى اولين كار يك مديريت ايرانى در بخش صنعت نفت است كه در اين وسعت صورت گرفته است. آيا در انجام پروژه كار فرما يا بخش اجرايى هيچگونه ابهام و واهمه اى نداشتند كه ممكن است نتوانند اين كار را انجام بدهند يا اينكه كار با نقص زيادى انجام بگيرد؟
-رگه هايى وجود دارد كه اين نگرانى را به حداقل مى رساند. نمى توانيم بگوييم كه نگرانى وجود ندارد. يكى از مديران ارشد وزارت نفت بعد از بازديدى كه چند ماه پيش از پروژه داشت مطمئن شد كه اين پروژه مى تواند به بهره بردارى كامل برسد و كار در حد استاندارد بالايى انجام شده، به من گفت كه ما حتى در خود صنعت نفت ترديد جدى داشتيم اما به قول يك نفر كه گفت: اين ماكت بزرگى است كه ساخته شده و امروز نگرانى نداريم كه اين پالايشگاه در استاندارد مطلوبى مى تواند بهره بردارى شود. اگر مرورى كوتاه به مراحل كار داشته باشيم، مى بينيم شركت پتروپارس طراحى اساسى پروژه را به يك مشاور بين المللى سفارش داده است. مشاور بين المللى كار را با استانداردها و فرمهاى جهانى تحويل پتروپارس داد. بعد ازآن پتروپارس مناقصه را برگزار كرد. در اين بخش هم كل پروژه را به زيرمجموعه هايى تقسيم كرد و امورى را كه مى دانست به دست ايرانيها مى تواند اجرا شود، به تنهايى به ايرانيها واگذار كرده و بخشهايى كه بزرگتر بودند، مثل پالايشگاه را به مشاركت ايدرو و دايلم واگذار كرد. خب ايدرو استعداد قوى در ساخت و نصب داشته و شركت دايلم كره هم در كنارش بوده است.
193644.jpg
در سازه هاى دريايى شركت دريايى صدرا بود، منتهى با امكانات محدود در كنارش سامسونگ كره را آورده كه كار مهندسى را بيشتر، آن انجام دهد. در واقع يك آرايشى در تقسيم كار و تقسيم وظايف انجام شده تا از انجام كار و كيفيت آن اطمينان حاصل بكند. ما بعد از اينكه كار را به پيمانكارها داديم، دفاتر مهندسى اين پيمانكارها را تحت نظارت خود برديم. جايى كه پتروپارس كارشناس داشته، خودش اين كارشناسها را فرستاده، جايى كه نداشتيم، كارشناسهاى خارجى ديگر را به كمك گرفتيم. در كار كنترل كيفيت، پتروپارس بهترين نيروهاى صنعت نفت را جمع كرد و به كار گرفت. البته ريسكهايى در هر كارى وجود دارد. ممكن است بگوييد ريسكهاى اين كار بالا بوده. بله، طبيعتاً بالا بوده است، ولى ما اگر ريسك پذيرى نمى كرديم، نمى توانستيم ادعا بكنيم كه شايد در كل خاورميانه تنها شركت غيراروپايى يا غيرژاپنى هستيم كه توانستيم چنين پروژه ميليارد دلارى را هندل كنيم.
در ادامه صحبتم مثالى مى زنم: به طور مثال وقتى كسى ادعا كند كه مى تواند يك برجى را بسازد، لازم نيست كه اين فرد مهندس محاسب باشد، چون شركتهايى هستند كه كار محاسباتى را انجام مى دهند. لازم نيست كه كارخانه در و پنجره سازى داشته باشد، لازم نيست كه مالك كارخانه آسانسور يا پله برقى باشد. آن شركت فقط بايد تشخيص بدهد كه سلسله مراتب اين كار چيست؟ سازنده هاى معروف چه كسانى هستند؟ چطور مى تواند اينها را كنترل و بر كارشان نظارت بكند؟ تقسيم كارها به چه شكل است؟ ممكن است پله برقى برج را از ژاپنى ها بگيرد، ممكن است شيشه دوجداره از آلمان بيايد و يا هر چيز ديگر... ولى در مجموع براى اين شركت كه توانسته ساخت برج را در ظرف زمانى و با هزينه مورد انتظار و كيفيت مورد انتظار تمام بكند، اين طور ثبت مى شود كه مى تواند يك برجى درست كند. راه اندازى پالايشگاه هم همينطور است. يعنى گرچه پتروپارس تعداد زيادى از شركتهاى خارجى و بزرگترين پيمانكاران ايرانى را به خدمت گرفته، ولى در تعريف و تقسيم اين كار و جمع كردن و راه اندازى پروژه، قابليتى از خود نشان داده و امروز پالايشگاهى را راه اندازى كرده كه روزى ۴۰ هزار بشكه نفت و گاز و يك ميليارد متر مكعب گاز در روز توليد مى كند. استراتژى اصلى پتروپارس بالا بردن و تقويت توان مديريت پروژه هاى بالادستى نفت است. اين چيزى است كه با وجود سابقه دهها ساله در بخش نفت و استقلالى كه ما داشتيم، در كشور وجود نداشته. ما در بهره بردارى پروژه، لوله گذارى و اجزاى كار هم خيلى پيشرفت كرديم، ولى در اينكه يك پروژه را از ابتدا تا انتها تعريف و جمع كنيم، آن هم در چنين مقياسى، سابقه نداشته و اين كار اولين بار در پتروپارس انجام شده است.
* بعد از راه اندازى فاز يك در سطح جهانى، نشان داده شد كه پتروپارس مى تواند اين كار را انجام دهد. آيا از شما دعوت به كارى شد يا توانستيد در مناقصات پروژه هاى خارج از كشور شركت كنيد؟
- استراتژى پتروپارس اين است كه با توجه به حجم عظيم كارهايى كه در داخل كشور وجود دارد، نقش بيشترى در پروژه هاى داخلى بگيرد ولو در كنار خارجيها و با همكارى آنها. الآن در برنامه ده ساله دولت عنوان شده كه قرار است سالى ده ميليارد دلار در صنعت نفت و پتروشيمى سرمايه گذارى شود. پس بايد يك ظرفيت سازى سنگينى در داخل انجام بشود و ما بتوانيم پروژه هاى بزرگ را باز كنيم، خرد كنيم و نقش ايرانيها را در سلسله مراتب پروژه افزايش دهيم. ما علاقه داريم كه در پروژه اى در خارج كشور هم درگير بشويم، براى اينكه استانداردهاى جهانى را در خارج از كشور هم به كار ببنديم و بتوانيم تجربه همكارى را در خارج از كشور داشته باشيم و نيروهاى ما هرچه بيشتر بين المللى بشوند و... ولى كار اصلى ما براى سالهاى سال در ايران خواهد بود، همان طور كه مى دانيد، پروژه بيد بلند يك پروژه ۱‎/۵ ميليون دلارى است كه ما به عنوان مدير پروژه درگيرش شديم. اين روزها مناقصاتش تمام شده و اين پروژه را به نيابت از شركت گاز به عهده گرفتيم. در پروژه فازهاى ۱۵ و ۱۶ و نيز ۱۷ و ۱۸ هم كه به نوعى با هم انجام مى شود، شانس زيادى داريم. قيمتى كه پتروپارس پيشنهاد داده، از ديد شركت نفت، منطقى ترين قيمت بوده و اميدواريم كه قرارداد يكى از اين دو پروژه را ببنديم. همين طور با هند پروژه مشتركى را داريم تعريف مى كنيم. در پروژه ديگرى كه الآن نمى خواهم اسم ببرم، با شركت نفت وارد مذاكره شديم. بنابراين در داخل كشور پتروپارس دارد وارد كارهاى بسيار سنگين مى شود تا آن هنر اصلى و جوهر كار كه در پتروپارس وجود دارد، يعنى شناخت پروژه هاى بزرگ، تعريف و طبقه بندى كارى آنها و تقسيم كار را به كار بندد.
بعضى از كارهاى مهم در پارس جنوبى است كه وزارت نفت مى خواهد با سرعت و كيفيت مطلوبى انجام بشود. براى مثال برگزارى مناقصه يك نيروگاه ۱۶۰ مگاواتى كه مدتها بحثش شده بود را دو ماه پيش شركت نفت به پتروپارس واگذار كرد. ما ظرف ۲ ماه اسناد را به سرعت تهيه و مناقصه را برگزار كرديم و هفته گذشته پاكتهاى قيمتى باز شد. يك پروژه بود كه برآورد اوليه اش حدود ۹۵ ميليون دلار بود و خوشبختانه ما قيمتها را به ۶۸ ميليون دلار رسانديم و اين، نشان دهنده سلامت و سرعت انجام كار در اين مناقصه بود. مناقصه ديگر را براى كابل زيردريايى و ارتباطات راه دور كل پارس جنوبى براى ۱۰ فاز به عهده پتروپارس گذاشتند كه مناقصاتش دارد انجام مى شود و به زودى برنده ها اعلام خواهند شد.
به طور كلى آنجا كه ما قبلاً اپراتورهاى نفتى بين المللى را دعوت مى كرديم، الآن پتروپارس مى تواند همان كار را انجام بدهد و اين بالاترين ارزش افزوده را براى كشور دارد. در واقع اگر بخواهيم به زبان بهتر بيان كنيم، براى يك پروژه بزرگ شايد ده لايه مديريتى وجود داشته باشد كه آن لايه هاى بالاتر بسيار ارزشمندتر است، ولى ما قبلاً حق نداشتيم وارد لايه هاى بالايى بشويم. درحالى كه الآن توانسته ايم از بالاترين لايه ها، كار را شروع بكنيم. يعنى نه تنها توانستيم لايه هاى بالاتر را به عهده بگيريم بلكه سهم داخل را هم مرتب افزايش داديم.
* يعنى شما فكر مى كنيد كه رقيبى جدى براى شركت هاى خارجى در پروژه هاى داخلى نفت تلقى مى شويد؟
مطمئناً. اين واقعيت دارد و حرف گزافه اى نيست. منتهى ما اعتقاد داريم كه شركت هاى خارجى همچنان بايد به ايران بيايند و اصلاً بنا نداريم بگوييم خب حالا همه كار را ما مى توانيم انجام دهيم چون هم كار خيلى گسترده است و هم آنها صاحب تكنولوژى روز هستند، صاحب تجربه زيادى هستند و از ما خيلى جلوترند. ما در كنار آنها سال هاى سال بايد كار ياد بگيريم. مهم اين است كه انحصار از آنها برداشته شده و آنها يكه تاز ميدان نيستند. آنها مى دانند كه اگر در پروژه اى سعى كردند كارفرما را بازى بدهند و گرفتارى ايجاد بكنند، سريعاً شركت پتروپارس اين توان را دارد كه بيايد و وارد مذاكره بشود. در واقع حساسيت قضيه اين است كه قبلاً اگر قصد اجراى يك پروژه يك ميليارد دلارى را داشتيد، هميشه جلوى چشمتان شل، توتال، بى پى و امثالهم بود و اگر آنها مى گفتند كه نه ما با اين شرايط ايران كار نمى كنيم، خب دست ها بسته مى شد ولى حالا پتروپارس مى تواند پروژه را به انجام برساند. البته ممكن است ما هنوز در مهندسى احتياج به يك شركت خارجى داشته باشيم اما بايد دانست كه شركت هاى كوچك مهندسى، سازنده هاى پكيج هاى تأسيساتى، پكيج هاى فنى و ... متعددند. بنابراين، انحصار ديگر شكسته مى شود يعنى توان كار مديريت بالاست كه پيچيده ترين فناورى را دارد و ما به آن رسيديم. ديگر در هر شرايطى زيرمجموعه ها را مى توانيم چه در داخل و چه در خارج از كشور جمع كنيم.
193641.jpg
حالا در شرايط تحريم اقتصادى هم مى توان با آنها وارد قرارداد شد و پروژه را به انجام رساند.
يعنى اين احساس در شركت هاى خارجى هم به وجود آمده كه ديگر نمى توانند سر كارفرما كلاه بگذارند يا با كارفرما راجع به قيمت ها و ... بازى كنند؟
به هرحال اين بحث يك معامله است. آنها در معامله شان مسائل سياسى را هم مدنظر دارند. مسائل داخل كشور ما را هم همين طور. ولى به طور مسلم آنها به اين نتيجه رسيده اند كه اين بار كارفرمايشان با اعتماد به نفس بيشترى با آنها صحبت مى كند، اين بار از انحصار خارج شده اند و ايران مى تواند فرصت هاى ديگرى پيدا بكند. منتهى من تأكيد مى كنم كه اين صحبت ها به اين معنى نيست كه ما نمى خواهيم خارجى ها در ايران كار بكنند. فكر مى كنم كه كشور بايد براى توسعه منابع نفت و گازش شرايط را فراهم كند تا آنها بيايند در ايران كار بكنند، آن هم با قيمت هاى مناسب و با شرايط مناسب. منتهى ما هستيم كه بايد حرف آخر را بزنيم و تصميم بگيريم. تصميم را سر ميز مذاكره طرف ايرانى مى گيرد و اين خيلى مهم است.
* پيش بينى مى كنيد كه چه زمانى بتوانيد در حد يك شركت قدرتمند خارجى در معاملات نفتى و در گرفتن پروژه هاى نفتى نقش ايفا بكنيد؟
اين برمى گردد به حمايت كشور و به انضباط هايى كه براى اين شركت قائل مى شوند. ما بايد اين را بپذيريم كه اگر بخواهيم پتروپارس يك شركت نفتى بشود و رقيب و همپاى شركت هاى خارجى باشد، بايد امكان فعاليت راحت ترى داشته باشد. شما بايد بتوانيد كارمند خارجى بگيريد، بايد بتوانيد قراردادهايتان را به سرعت ببنديد. شما بايد بتوانيد دفاترى در داخل و خارج از كشور داشته باشيد، بايد پشتوانه مالى داشته باشيد...اين اختيارات و حمايت هايى است كه بايد از چنين مجموعه اى بشود. ما در گذشته در كشورهاى ديگر هم شاهد بوديم كه شركت هاى معروف به هفت خواهران همه چيز نفت دنيا در اختيارشان بود. اما برخى از كشورها توانستند بازيگران جديد را به ميدان بياورند. مثل مالزى كه پتروناس را آورد. شركت هاى چينى به ميدان آمدند كه واقعاً رشد اين شركت هاى چينى عجيب بوده است. شركت هاى هندى به بازارهاى جهانى نفت وارد شدند، شركت هاى برزيلى و استراليايى آمدند، ... اينها در پروسه ده ساله يا حداكثر ۱۵ ساله خودشان را به درجه اى رساندند كه مى توانند هم در خارج از كشور و هم در داخل كشور خودشان در امر سرمايه گذارى و توسعه حضور جدى و فعال داشته باشند. ما بايد در كشورمان به اين كار سرعت بدهيم و بتوانيم يك اپراتور نفتى و يك شركت نفتى داشته باشيم كه از چابكى لازم براى مشاركت در ميادين نفتى خارج از كشور، توسعه ميادين نفتى داخلى و نيز شريك شدن با خارجى ها برخوردار باشد. پتانسيل نيروى انسانى كار در كشور وجود دارد. در اين مورد هيچ شكى نيست. تجربيات بسيار ارزشمندى در صنعت نفت وجود دارد. اعتماد مسؤولين و دولت و مجلس را مى خواهد كه به هرحال دست اين مجموعه را با اختيارات ويژه اى باز بگذارند تا قدرت مانور داشته باشد. ما (پتروپارس) الآن دولتى شده ايم. اين دولتى شدن هم مضارى داشته و هم منافعى. مضارش اين است كه اختيارات ما روز به روز محدودتر مى شود و نمى توانيم رويه متعارفى را براى سرعت دادن به كارمان به كار بگيريم. خب از آن طرف دولت حداقل اعتمادش به ما بيشتر شده و مى داند كه جريان پولى در پتروپارس چگونه است. درآمدها، هزينه ها و ... چون كاملاً تحت نظارت هستيم و مى ترسند به همه اينها پى ببرد. ما در واقع الآن به دنبال اين نيستيم كه شركت پتروپارس غيردولتى بشود ولى مى گوييم كه اين شركت بايد از انضباط هاى خاصى براى تشكيل بازوهاى فنى اش برخوردار شود.
ما ممكن است نياز به تشكيل دفاتر مهندسى اى داشته باشيم و چند كارشناس خارجى استخدام بكنند. اين شيوه اى است كه حتى چينى ها براى بين المللى شدن به كار بستند، با اينكه آنها در گذشته خيلى محدود بودند امروز آنها توانسته اند به سرعت سيستم شان را رشد بدهند و به يك حد استاندارد برسانند. اين كار لازم است چرا كه ارزش افزوده اى كه اين گونه شركت ها براى ما در كشور مى توانند ايجاد بكنند، فوق العاده است. درآمد همين فاز، تقريباً يكساله هزينه را جبران مى كند. يعنى يك ميليارد دلار هزينه، ارزش محصولات ما در يك سال است و مهمتر از همه اينكه فرصت كار در صنعت نفت بايد به كارآفرينان ايرانى و شركت هاى ايرانى واگذار بشود. جايى بخش خصوصى و جايى بخش دولتى. اينها در يك فضاى بسته و در يك نگرش بسته به وجود نمى آيد. اگر با پتروپارس برخورد بسته بشود، پتروپارس هم با زيرمجموعه هاى ايرانى ديگر بسته برخورد مى كند. آنها هم همينطور و اين ديد بسته توسعه پيدا مى كند. بنابراين اگر بخواهيم بدنه صنعت نفت و توسعه صنعت نفت را به صنعت كشور و بخش خصوصى وصل بكنيم، بايد سازمان واسطه مان كارآمدى و دست بازداشته باشند و بتوانند فرصت آفرينى بكنند. اين در درجه اول به يك نگرش استراتژيك تعيين كننده برمى گردد كه بايد مديران ما و تصميم گيران ما در دولت و مجلس به آن توجه كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |