گروه حوادث:
• شوهر اين زن ۳۰ روز پيش به اتهام كلاهبردارى از دختران جوان بازداشت شده است
جريان رسيدگى به پرونده خواستگار قلابى با دستگيرى همسر او وارد مرحله تازه اى شد.
عمليات پليس براى رديابى اين زوج كلاهبردار به دنبال طرح شكايت هايى از سوى تعدادى دختر و پسر فريب خورده در دستور كار قرار گرفت.
طعمه هاى اين دو نفر وقتى آب ميوه هاى تعارفى آنها را مى خوردند، بى هوش مى شدند و پس از ساعت ها هنگام بيدارى از خواب متوجه ربوده شدن جواهرات خود مى شدند.در حاليكه ۱۹ شاكى پرونده با مراجعه به اداره يكم آگاهى تهران خواستار دستگيرى زوج فريبكار شده بودند، پليس پسر جوانى را كه با نشانى هاى ارائه شده از سوى دختران و پسران مالباخته مطابقت داشت دستگير كرد.اين متهم وقتى در بر ابر فريب خوردگان قرار گرفت. ادعا كرد با همدستى يك دختر فرارى نقشه سرقت ها را طراحى و اجرا مى كرد.
وى درباره چگونگى فريب طعمه هاى خود گفت: با نزديك شدن به دختران جوان به بهانه اينكه مادرمان زمين گير است و نمى تواند براى پسند كردن عروس آينده اش از خانه خارج شود، از آنها مى خواستيم تا هر چه طلا و جواهرات دارند به خود آويزان كنند چون مادرم به پولدار بودن خانواده عروس خيلى حساس است.
براساس اعترافات اين متهم، دختران فريب خورده با آنها همراه مى شدند ولى دقايقى بعد با نوشيدن نوشابه مسموم بى هوش مى شدند. آنها وقتى به هوش مى آمدن خود را رها شده در گوشه اى از شهر در حالى مى ديدند كه جواهراتشان به سرقت رفته بود.
جوان بازداشت شده در ادامه اعترافات خود گفت: وقتى پسر پولدارى را فريب مى داديم به بهانه توسعه شغلى و خريد و فروش زمين نقشه سرقت از او را طراحى مى كرديم. من و آن دختر فرارى به خانه او مى رفتيم سپس من به همراه آن مرد صاحبخانه آنجا را براى ديدن زمين ترك مى كرديم. در اين فرصت دختر فرارى با بى هوش كردن اعضاى خانواده جواهرات و اموال با ارزش موجود را به سرقت مى برد.
پليس به دنبال اين اعترافات در جريان ماجراى مرگ پسر بچه ۴ ساله اى قرار گرفت كه طى يكى از نقشه ها دختر و پسر جوان به قتل رسيده بود.
ماجراى مرگ «مهران» ۴ ساله روز سوم خرداد ماه سال جارى هنگامى رخ داد كه آنها به خانه اى در منطقه تهرانسر رفته و دختر جوان در غياب مرد صاحبخانه آب ميوه آغشته به مواد بى هوش كننده را به خورد پسر بچه ۴ ساله داده است كه اين كودك به دليل مسموميت شديد به بيمارستان انتقال داده مى شود و روز ۲۵ خرداد ماه جان مى بازد.
از آنجايى كه براساس اين اعترافات دختر فرارى عامل قتل معرفى شده بود، پليس با نشانى هايى كه در اختيار داشت جست وجو براى رديابى او را آغاز كرد.
مأموران در تحقيقات خود رد پاى اين دختر را در شهرستان آمل به دست آوردند ولى وقتى يك اكيپ از كارآگاهان به آن منطقه اعزام شدند، دريافتند كه وى از مدت ها قبل پس از فرار به تهران در شهريار ساكن شده است.
بدين ترتيب پليس با اقدامات نامحسوس خود توانست مخفيگاه اين دختر را شناسايى و او را در حاليكه درخواب بود بازداشت كند.
با دستگيرى اين متهم ۲۲ ساله مشخص شد پسر جوان بر خلاف ادعاهايش شوهر اوست و آنها از ۲ سال قبل به عقد هم درآمده اند.
وى در بازجويى هاى انجام گرفته به پليس گفت: من و شوهرم ۲ سال قبل در يكى از خيابان هاى شهر آمل با هم آشنا شديم. او ساكن يكى از روستاهاى اطراف نور بود. على رغم علاقه مندى ما نسبت به هم وقتى او به خواستگاريم آمد با مخالفت شديد خانواده ام روبرو شد.وقتى براى ازدواج با هم به بن بست رسيديم تصميم به فرار گرفتيم. شوهرم يك دامدارى داشت كه به دليل بدهكار شدن ورشكست شده بود. يك ماه پس از آشنايى مان يك شب بارانى با هم به منطقه شهريار فرار كرديم.شوهرم آنجا كسى را نمى شناخت كارى هم بلد نبود بنابراين نقشه سرقت را كشيديم. ما عاشق هم بوديم و نمى خواستيم جدا از هم زندگى كنيم. با مقدارى پول كه از طريق سرقت ها تهيه كرده بوديم خانواده هايمان را متقاعد كرديم تا با ازدواج ما موافقت كنند. آنها هم وقتى در برابر كار انجام شده قرار گرفتند، پذيرفتند و ما ازدواج كرديم.
نقشه سرقت به اين شيوه را يكى از دوستان شوهرم به او آموخت. اوايل آنها خود به تنهايى دست به سرقت مى زدند ولى بعداً مرا هم وارد ماجرا كردند.
شوهرم آب ميوه هاى مسموم را درست مى كرد. من تنها مأموريت داشتم آن را به خورد طعمه ها بدهم.
اين زن ادعا مى كند كه از ماجراى مرگ مهران ۴ ساله تا قبل از دستگيرى اش بى اطلاع بوده است.
زوج كلاهبردار براساس اعترافات خود، در مغازه ها يا خيابان با طعمه هاى خود آشنا مى شدند.
به دستور داديار پرونده بازجويى هاى تكميلى از زوج كلاهبردار در حالى آغاز شده است كه زن جوان باردار است.