پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۳ - ۳ ذيقعده ۱۴۲۵
Thu, Dec 16, 2004
حوادث
سال دهم - شماره ۳۰۰۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
سردار طاهرى رئيس پليس استان قم اعلام كرد
ميدان امام حسين پاكسازى شد
گروه حوادث: اطراف ميدان امام حسين (ع) و خيابان شهرستانى كه محل تجمع معتادين و اراذل و اوباش شده بود، در چند مرحله عمليات مشترك مأموران كلانترى ۱۰۶ نامجو و يگان ويژه امداد پاكسازى شد.
سرهنگ على سيف رئيس كلانترى ۱۰۶ نامجو با اعلام اين مطلب به خبرنگار ما گفت: از اوايل سال جارى گزارشهاى متعددى مبنى بر اينكه تعدادى از معتادين و اراذل و اوباش با تجمع در اطراف ميدان امام حسين و خيابانهاى اطراف، اقدام به ايجاد مزاحمت براى بانوان مى كنند، به اين كلانترى ارسال شد كه با دستور سردار طلايى فرمانده انتظامى تهران بزرگ مأموران كلانترى ۱۰۶ نامجو با همكارى يگان ويژه و يگان امداد كار پاكسازى اين مناطق را از ارديبهشت ماه سال جارى آغاز كردند و تعداد زيادى معتاد و قاچاقچى مواد مخدر و اراذل و اوباش دستگير شدند.وى افزود: در ادامه طرح با افرادى كه با سد معبر در اين منطقه اقدام به مزاحمت كرده بودند، برخورد كرديم.
وى افزود: مردم و اهالى اين منطقه با ارسال تومارهاى متعدد از عملكرد پليس در پاكسازى اين منطقه تشكر كرده اند و هم اكنون نيز با استقرار چند پليس استيشن در اين منطقه امنيت را در آنجا برقرار كرده ايم.
سناريوى ربودن دختر نوجوان
توسط ۲ گروه شيطان صفت
گروه حوادث ـ مشهد خبرنگار «ايران» : پسرى كه در نقش نامزد قصد داشت به نوعى دختر نوجوانى را از سر راهش بردارد، نمى دانست دوموتورسوار در كمين نشسته اند. راز اين نقشه شوم وقتى فاش شد كه نامزد دختر گزارش ربوده شدن دختر نوجوان را توسط موتورسواران اعلام كرد وخواستار دستگيرى ربايندگان شد.به گزارش خبرنگار ما چندى پيش پسر ۲۲ساله اى درحالى كه ابراز نگرانى مى كرد به كلانترى واقع در منطقه طرقبه مراجعه كرد وگفت: نامزدم را در برابر چشمانم دزديدند. اين كار را دو موتورسوار كردند و من هرچه تلاش كردم نتوانستم نامزدم را نجات دهم.وى اضافه كرد: يك ماه پيش بودكه با دختر جوانى آشنا شدم، مدت كوتاهى پس از اين آشنايى با هم به صورت رسمى نامزد كرديم . روز حادثه به همراه چندتن از دوستانم و نامزدم به يكى از زمين هاى كشاورزى در منطقه خواجه اباصلت رفتيم . بعداز اينكه از خودرومان پياده شديم تا كمى هواخورى كنيم، دريك لحظه دو موتورسوار به ما نزديك شدند. آنها بعداز اينكه با ما درگيرى ايجاد كردند در يك لحظه به طرف نامزدم حمله كردند و او را به زور سوار موتوسيكلت خود كرده و با خود بردند. كارآگاهان اداره آگاهى مشهد با اين شكايت به دستور بازپرس مقدم رئيس شعبه ۹ دادسراى مشهد تحقيقات خود را براى شناسايى دوجوان موتورسوار آغاز كردند وموفق شدند آنان را دستگير كنند.يكى از اين دو جوان در مورد چگونگى حادثه در بازجويى ها گفت: روز حادثه مربوط به يك ماه پيش است من و پسرخاله ام سوار برموتوسيكلت در حال عبور از آن منطقه بوديم كه متوجه شديم سه پسر جوان در اطراف دخترى نوجوان ايستاده اند و با او حرف مى زنند. وقتى كمى به آنان نزديكتر شديم متوجه شديم كه دختر نوجوان به شدت گريه و به آنان التماس مى كند. وى اضافه كرد: دختر نوجوان وقتى ما را ديد با دست و فرياد از ما كمك خواست ما كه احساس كرده بوديم دختر نوجوان در خطر است براى كمك به او رفتيم و او را از دست سه پسر جوان نجات داديم. ما به هيچ وجه او را ندزديم و قصد آدم ربايى هم نداشته ايم. تحقيقات روى نامزد دخترنوجوان متمركز شد و روشن شد كه وى در تيرماه پس از ربودن يك دختر تهرانى و تجاوز به وى اقدام به سرقت اموال دختر جوان كرده است و پرونده اى دراين خصوص دريكى از شعبات تشكيل شده و در حال بررسى است.با اين اطلاعات نامزد دختر نوجوان و همدستش دستگير شدند.پسر جوانى كه همدست وى بود در بازجويى ها گفت: دو روز قبل از روز حادثه دوستم پيش من آمد وگفت به خاطر شكايتى كه الهام از من كرده است باتوجه به اينكه محكوم خواهم شد بايد با او ازدواج كنم ولى من قصد ازدواج با او را ندارم.وى گفت: دوستم از من خواست به او كمك كنم. به همين خاطر روز حادثه سوار بريك خودرو پيكان كه متعلق به يكى ديگر از دوستان او بود به زمين كشاورزى رفتيم . اين زمين خلوت است وكمتر كسى از آنجا تردد مى كند. وقتى الهام متوجه نقشه شوم نامزدش شد شروع به التماس كرد ولى او هرچه گريه و التماس كرد فايده اى نداشت. دوست من تصميم اش را گرفته بود. در همين زمان دو جوان كه سوار موتوسيكلتى بودند و از آنجا عبور مى كردند متوجه گريه الهام شدند وبعد از اين كه با ما درگير شدند او را با خود بردند.الهام پس از احضار به بازپرس مقدم گفت: مدتى پيش بود كه با مادرم به مشهد رفتيم تا به خانه يكى از اقوام مان برويم. آنها خانه نبودند وقتى همسايه شان متوجه شد از ما خواست تا بازگشت آنان به خانه آنان برويم. در آنجا بودكه با پسر جوان آشنا شدم ومادر او مرا خواستگارى كرد. همين آشنايى باعث شد تا نامزد شويم. او روز حادثه به اين بهانه كه مى خواهد مرا باخودش به گردش ببرد بيرون برد ولى در آنجا بود كه فهميدم او چه نيت شومى دارد و جان من در خطر است. وى در حالى كه گريه مى كردگفت: وقتى دوپسر موتورسوار مرا نجات دادند فكر نمى كردم كه آنان نيز نيت شومى دارند. آنها مرا به مخروبه اى برده و قصد آزار و اذيت و تجاوز مرا داشتند به آنان التماس كردم و خواستم دست از سر من بردارند. آنها پذيرفتند كه در قبال گرفتن طلاهايم مرا رها كنند.اين گزارش حاكى است دو جوان موتور سوار نامزد دخترنوجوان و دو همدستش به اتهام ربودن دختر نوجوان و آغاز اعمال منافى عفت دستگير شدند و تحقيقات دراين زمينه ادامه دارد.
دام خواستگاران كلاهبردار
براى ۱۹ دختر جوان
گروه حوادث:
• شوهر اين زن ۳۰ روز پيش به اتهام كلاهبردارى از دختران جوان بازداشت شده است
جريان رسيدگى به پرونده خواستگار قلابى با دستگيرى همسر او وارد مرحله تازه اى شد.
عمليات پليس براى رديابى اين زوج كلاهبردار به دنبال طرح شكايت هايى از سوى تعدادى دختر و پسر فريب خورده در دستور كار قرار گرفت.
طعمه هاى اين دو نفر وقتى آب ميوه هاى تعارفى آنها را مى خوردند، بى هوش مى شدند و پس از ساعت ها هنگام بيدارى از خواب متوجه ربوده شدن جواهرات خود مى شدند.در حاليكه ۱۹ شاكى پرونده با مراجعه به اداره يكم آگاهى تهران خواستار دستگيرى زوج فريبكار شده بودند، پليس پسر جوانى را كه با نشانى هاى ارائه شده از سوى دختران و پسران مالباخته مطابقت داشت دستگير كرد.اين متهم وقتى در بر ابر فريب خوردگان قرار گرفت. ادعا كرد با همدستى يك دختر فرارى نقشه سرقت ها را طراحى و اجرا مى كرد.
وى درباره چگونگى فريب طعمه هاى خود گفت: با نزديك شدن به دختران جوان به بهانه اينكه مادرمان زمين گير است و نمى تواند براى پسند كردن عروس آينده اش از خانه خارج شود، از آنها مى خواستيم تا هر چه طلا و جواهرات دارند به خود آويزان كنند چون مادرم به پولدار بودن خانواده عروس خيلى حساس است.
193896.jpg
براساس اعترافات اين متهم، دختران فريب خورده با آنها همراه مى شدند ولى دقايقى بعد با نوشيدن نوشابه مسموم بى هوش مى شدند. آنها وقتى به هوش مى آمدن خود را رها شده در گوشه اى از شهر در حالى مى ديدند كه جواهراتشان به سرقت رفته بود.
جوان بازداشت شده در ادامه اعترافات خود گفت: وقتى پسر پولدارى را فريب مى داديم به بهانه توسعه شغلى و خريد و فروش زمين نقشه سرقت از او را طراحى مى كرديم. من و آن دختر فرارى به خانه او مى رفتيم سپس من به همراه آن مرد صاحبخانه آنجا را براى ديدن زمين ترك مى كرديم. در اين فرصت دختر فرارى با بى هوش كردن اعضاى خانواده جواهرات و اموال با ارزش موجود را به سرقت مى برد.
پليس به دنبال اين اعترافات در جريان ماجراى مرگ پسر بچه ۴ ساله اى قرار گرفت كه طى يكى از نقشه ها دختر و پسر جوان به قتل رسيده بود.
ماجراى مرگ «مهران» ۴ ساله روز سوم خرداد ماه سال جارى هنگامى رخ داد كه آنها به خانه اى در منطقه تهرانسر رفته و دختر جوان در غياب مرد صاحبخانه آب ميوه آغشته به مواد بى هوش كننده را به خورد پسر بچه ۴ ساله داده است كه اين كودك به دليل مسموميت شديد به بيمارستان انتقال داده مى شود و روز ۲۵ خرداد ماه جان مى بازد.
از آنجايى كه براساس اين اعترافات دختر فرارى عامل قتل معرفى شده بود، پليس با نشانى هايى كه در اختيار داشت جست وجو براى رديابى او را آغاز كرد.
مأموران در تحقيقات خود رد پاى اين دختر را در شهرستان آمل به دست آوردند ولى وقتى يك اكيپ از كارآگاهان به آن منطقه اعزام شدند، دريافتند كه وى از مدت ها قبل پس از فرار به تهران در شهريار ساكن شده است.
بدين ترتيب پليس با اقدامات نامحسوس خود توانست مخفيگاه اين دختر را شناسايى و او را در حاليكه درخواب بود بازداشت كند.
با دستگيرى اين متهم ۲۲ ساله مشخص شد پسر جوان بر خلاف ادعاهايش شوهر اوست و آنها از ۲ سال قبل به عقد هم درآمده اند.
وى در بازجويى هاى انجام گرفته به پليس گفت: من و شوهرم ۲ سال قبل در يكى از خيابان هاى شهر آمل با هم آشنا شديم. او ساكن يكى از روستاهاى اطراف نور بود. على رغم علاقه مندى ما نسبت به هم وقتى او به خواستگاريم آمد با مخالفت شديد خانواده ام روبرو شد.وقتى براى ازدواج با هم به بن بست رسيديم تصميم به فرار گرفتيم. شوهرم يك دامدارى داشت كه به دليل بدهكار شدن ورشكست شده بود. يك ماه پس از آشنايى مان يك شب بارانى با هم به منطقه شهريار فرار كرديم.شوهرم آنجا كسى را نمى شناخت كارى هم بلد نبود بنابراين نقشه سرقت را كشيديم. ما عاشق هم بوديم و نمى خواستيم جدا از هم زندگى كنيم. با مقدارى پول كه از طريق سرقت ها تهيه كرده بوديم خانواده هايمان را متقاعد كرديم تا با ازدواج ما موافقت كنند. آنها هم وقتى در برابر كار انجام شده قرار گرفتند، پذيرفتند و ما ازدواج كرديم.
نقشه سرقت به اين شيوه را يكى از دوستان شوهرم به او آموخت. اوايل آنها خود به تنهايى دست به سرقت مى زدند ولى بعداً مرا هم وارد ماجرا كردند.
شوهرم آب ميوه هاى مسموم را درست مى كرد. من تنها مأموريت داشتم آن را به خورد طعمه ها بدهم.
اين زن ادعا مى كند كه از ماجراى مرگ مهران ۴ ساله تا قبل از دستگيرى اش بى اطلاع بوده است.
زوج كلاهبردار براساس اعترافات خود، در مغازه ها يا خيابان با طعمه هاى خود آشنا مى شدند.
به دستور داديار پرونده بازجويى هاى تكميلى از زوج كلاهبردار در حالى آغاز شده است كه زن جوان باردار است.
تپانچه شكست، مرد مسلح پا به فرار گذاشت
گروه حوادث: شكستن تپانچه مرد مسلح، قلابى بودن اسلحه او را لو داد.اين حادثه عجيب هنگامى رخ داد كه مرد مسلحى با حمله به يك فروشگاه كيف در خيابان انقلاب با تهديد صاحب فروشگاه قصد اخاذى از آنجا را داشت.اين سارق مسلح وقتى در اجراى خواسته اش با مقاومت صاحب مغازه روبرو شد با دسته تپانچه اش به سر او كوبيد.در كمال تعجب مرد فروشنده اسلحه مرد مسلح چند تكه شده و سارق پا به فرار گذاشت. تحقيقات پليس براى رديابى اين متهم فرارى آغاز شده است.
پايان آدم ربايى ۸۰ روزه
آدم ربايان مردى را به جاى وكيل دادگسترى به اشتباه ربودند و ۸۰ روز در اسارت خود نگه داشتند.به گزارش ايسنا، سرهنگ عامرى رئيس دايره ۱۱ پليس آگاهى تهران بزرگ در خصوص نحوه وقوع اين حادثه گفت: حدود ۸۰ روز قبل مردى ۴۰ ساله به نام محمدرضا همراه چند نفر در جاده قديم كرج رفت تا خانه اى براى معامله ببيند، ولى ديگر بازنگشت.به دنبال وقوع اين حادثه و اعلام شكايت خانواده اش و پس از آن كه كارآگاهان دايره ۱۱ پليس آگاهى پيگير پرونده شدند، آدم ربايان چند بار با خانواده گروگان تماس گرفته و ۳۰ ميليون تومان پول در ازاى آزادى وى طلب كردند. وى افزود: از همان ابتداى عمليات پليسى سعى شد تا آدم ربايان بدون هيچ درگيرى دستگير شوند، ولى خانواده گروگان بدون اطلاع پليس با آدم ربايان به توافق رسيدند و مبلغ ۱۰ ميليون تومان به آنها دادند، اما آدم ربايان عليرغم توافق قبلى گروگان را آزاد نكردند تا اين كه شب دوشنبه هفته جارى او صحيح و سالم به خانه بازگشت.سرهنگ عامرى در خصوص اظهارات فرد ربوده شده بعد از آزادى گفت: وى در بازجويى ها توضيح داد كه آدم ربايان ۷ سال قبل كه زندانى بودند با يك وكيل آشنا شدند و به او ۵ ميليون تومان دادند تا آنها را آزاد كند. ولى او به وعده اى كه داده بود عمل نكرد و وقتى متهمان از زندان آزاد شدند با توجه به آدرسى كه از وكيل ۷ سال قبل داشتند به مشاور املاك در جاده قديم كرج رفتند و تصور كردند فردى كه آنجا حضور دارد فرزند همان وكيل است به همين دليل او را ربوده و با خود به شهر ايرانشهر بردند و بعد از گذشت چند روز پى بردند كه اين گروگان هيچ نسبتى با وكيل مورد نظرشان ندارد و از طرف ديگر چاره اى هم نداشتند، به همين دليل زمينه را طورى فراهم كردند تا گروگان شب دوشنبه فرار كرد و به خانه اش در تهران بازگشت.
سرهنگ عامرى گفت: تلاش براى شناسايى و دستگيرى آدم ربايان ادامه دارد.
شكايت بخاطر پوست پلنگ
گروه حوادث: پيداشدن پوست يك قلاده پلنگ درخشكشويى باعث بوجودآمدن پرونده اى جنجالى در دادسراى شميران شد.
اين حادثه هنگامى رخ دادكه مالك پوست پلنگ، آن را براى شست وشو به يك خشكشويى درشمال تهران برد. وى وقتى پس ازچند روزبراى تحويل گرفتن پوست پلنگ مراجعه كرد با مشاهده از بين رفتن قسمت هايى از پشم پوست خواستار جبران خسارت از سوى مالك خشكشويى شد. صاحب مغازه خشكشويى كه متوجه شد اين مرد به هيچ وجه حاضر به اعلام گذشت در اين باره نيست طى تماس با انجمن حمايت ازحيوانات ماجراى آوردن پوست پلنگ را به مغازه اش با آنها در ميان گذاشت.مأموران اين انجمن پس از مراجعه به خشكشويى موردنظر وتوقيف كردن پوست پلنگ با ارائه شكايتى در شعبه اول بازپرسى دادسراى شميران خواستار پيگيرى هاى قضايى در اين باره شدند. آنان در شكايت خود ادعا كردند با توجه به كشف پوست پلنگ و اينكه اين حيوان جزو حيوانات حفاظت شده وكمياب است وشكار آنها جرم و خلاف محسوب مى شود و از آنجاييكه مالك پوست اقدام به شكار حيوان كرده، بايد خسارت ناشى از اين كار را جبران كند. به دنبال مطرح شدن اين شكايت به دستور «رييسى» بازپرس شعبه اول شميران مأموران كلانترى ۱۰۲ پاسداران مالك پوست پلنگ را براى اداى توضيحات به دادسرا انتقال دادند. وى كه از اتهامات مطرح شده عليه خودش متعجب شده بودادعا كرد: ۱۲ سال پيش اين تخته پوست را در منطقه مولوى تهران از يك دست فروش خريده ام وطى اين سالها آن را به ديوار خانه ام آويزان كرده بودم. اين مرد سپس براى اثبات ادعاى خودعكس هايى را كه طى اين سالها دركنار پوست پلنگ درخانه اش گرفته بود به دادگاه ارائه داد. وى در ادامه گفت: چون در طول اين سالها گرد و خاك روى پشم و كرك هاى پوست نشسته و آن را كثيف كرده بود، تصميم گرفتم پوست را به خشكشويى ببرم. قبل از دادن آن به صاحب خشكشويى هم درباره ميزان علاقه مندى و حساسيت ام به پوست توضيح دادم ولى وقتى براى تحويل گرفتن پوست مراجعه كردم با ديدن خرابى قسمت هايى از آن خواستار جبران خسارت شدم.صاحب خشكشويى هم براى فرار از پرداخت خسارت ماجرايى را ساخته و به انجمن دفاع از حيوانات ومحيط زيست گزارش كرده است. با توجه به اين اظهارات به دستور بازپرس پرونده تحقيقات پليس درباره اين پرونده تا روشن شدن حقيقت ماجرا ادامه دارد.
سردار طاهرى رئيس پليس استان قم اعلام كرد
جزئيات درگيرى مسلحانه پليس با سارق مسلح درآزاد راه قم ـ تهران
193875.jpg
گروه حوادث: عمليات ويژه مسلحانه در اتوبان قم ـ تهران توسط اكيپ هاى اداره آگاهى استان قم با هلاكت سارق سابقه دار مسلح تحت تعقيب پايان يافت.
ساعت ۱۶ و ۵ دقيقه روز ۲۴ آذرماه سال جارى نيروهاى مستقر در عوارضى اتوبان قم ـ تهران پس از بررسى شماره يك وانت پيكان كه قصد عبور داشت، پى بردند با خودرو مذكور چند بار سرقت مسلحانه صورت گرفته است و راننده آن از سوى اداره آگاهى تهران بزرگ تحت تعقيب است.
سردار طاهرى ـ فرمانده انتظامى استان قم ـ بنا به اهميت موضوع بلافاصله دستور داد تا شش اكيپ از اداره آگاهى، يگان امداد، پاسگاه كوشك نصرت و پليس راه وارد عمل شوند و با توجه به اينكه احتمال مى دادند راننده خودرو كه جوان ۳۰ ساله اى بود مسلح باشد دستورات ويژه اى براى امنيت جان مسافران خودروهاى عبورى صادر شد.در نخستين اقدام به راننده وانت پيكان دستور ايست داده شد، ولى راننده با بى توجهى به دستور پليس به سرعت به سوى تهران خودرو خود را حركت داد كه واحدى از گشت بنز آگاهى مستقر در عوارضى به تعقيب وانت پيكان پرداخت و در كيلومتر ۵ راننده خودرو وانت پيكان ناچار به توقف شد.زما نى كه يكى از مأموران از خودرو پياده شد تا راننده وانت پيكان را دستگير كند، راننده وانت شروع به رگبار به سوى وى كرد.پليس آگاهى قم موفق شد تا از تيررس سارق مسلح خارج شود و سارق مسلح با توجه به اين فرصت اقدام به فرارى ديگر كرد.در حالى كه گشت بنز آگاهى به تعقيب دوباره متهم پرداخته بود سارق مسلح در كيلومتر ۱۵ پس از پياده شدن از وانت در حالى كه كلاشينكف در دست داشت خود را به لاين غربى ـ برگشت ـ اتوبان رساند، وى با تهديد اسلحه و نشانه گيرى به سوى خودروهاى عبورى قصد داشت تا يكى از رانندگان را ناچار به توقف كرده و پس از سوار شدن به خودروى وى به قم بگريزد.
كارآگاهان ويژه بنز آگاهى پس از اينكه خود را به سرعت به لاين غربى رساندند، عرصه را بر سارق مسلح تنگ كرده و وى ناگزير شد بار ديگر به سوى لاين شرقى بازگشته و سوار بر خودرو وانت خود شود اين مرد مسلح در اين زمان با پرتاب دو نارنجك به سوى بنز پليس آگاهى قم قصد داشت تا پليس را از ادامه تعقيب باز دارد.متهم پس از پيمودن مسافتى در كيلومتر ۲۵ اتوبان وارد پمپ بنزين مهمانسراى مهتاب شد. وى پس از شليك دو تير به صورت هوايى به سوى يك خودرو پرايد رفت. اين مرد تبهكار در حالى كه قصد داشت تا سرنشينان خودرو پرايد را به گروگان بگيرد، با عكس العمل به موقع راننده پرايد و حضور ۶ اكيپ از واحدهاى عملياتى آگاهى قم، يگان امداد، پاسگاه كوشك نصرت و پليس راه كه خود را به محل مزبور رسانده بودند، مواجه شد.به دستور سردار طاهرى در اين زمان اقدامات ويژه اى براى حفظ جان مسافران و رانندگان عبورى صورت گرفت و پليس با علائم هشداردهنده اى از طريق آژير و بلندگو به هوشيارسازى مردم و اعلام خطر سارق مسلح پرداخت.سارق مسلح كه در حلقه محاصره پليس بود شروع به تيراندازى به اطراف و پليس كرد. در حالى كه مسيرهاى منتهى به اتوبان براى جلوگيرى از هر گونه حادثه اى براى مردم و كنترل صحنه درگيرى كاملاً در اختيار پليس بود و از عبور خودروهاى عبورى ممانعت به عمل آمده بود سرانجام پس از سومين مرحله از اين عمليات گسترده در ساعت ۱۷ در كيلومتر ۵۰ اتوبان قم ـ تهران سارق مسلح كه محمدرضا نام داشت هدف گلوله نيروهاى فرماندهى انتظامى استان قم قرار گرفت و از پاى درآمد.
در اين عمليات يكى از نيروهاى پليس نيز با گلوله سارق مسلح زخمى و به بيمارستان انتقال يافت. به گزارش خبرنگار ما از خودروسارق مسلح يك قبضه كلاشينكف تاشو، يك قبضه كلت كمرى، يك تيغه خشاب خالى و يك خشاب با ۲۵ تير از كلاس و ۵۵ تير فشنگ كلاشينكف به دست آمد.
خانه سياه
193872.jpg
گروه حوادث: اعضاى خانواده مردى كه با داير كردن خانه فساد اقدام به تشويق و ترغيب افراد به فساد و فحشا مى كردند، در عمليات ويژه مأموران اطلاعات ناجا دستگير شدند.با تماسهاى مردمى و گزارشهاى متعددى درخصوص اينكه به خانه اى كه در خيابان رى واقع است، هر روز ترددهاى زياد و مشكوكى صورت مى گيرد، مأموران عمليات ويژه اطلاعات ناجا اين خانه را تحت نظر قرار دادند.آنان در اين تحقيقات پى بردند هر روز تعداد زيادى زن و مرد به اين خانه رفت و آمد دارند و اين خانه فساد توسط يك خانواده اداره مى شود.

با دستور جعفر صابرى زفرقندى - معاون دادستان و سرپرست دادسراى ويژه عمومى و انقلاب فرودگاه مهرآباد - عصر روز ۲۴ آذرماه سال جارى مأموران وارد اين خانه شده و يك زن را به همراه سه دختر و ۶ مرد جوان دستگير كردند.صاحبخانه كه مرد ۷۶ ساله اى بود و اين خانه فساد را با كمك همسر، دو دختر و پسر جوانش اداره مى كرد، پس از تماس مشتريان و متقاضيان به فساد، با پذيرش آنان در خانه اش به اقدامات خلاف اخلاق دامن مى زد.شادى دختر ۱۶ ساله اى كه در اين خانه فساد توسط مأموران دستگير شده است، با جثه اى كوچك در برابر صابرى زفرقندى ايستاد و در مورد چگونگى فعاليتش در اين خانه فساد گفت: از مدتها قبل با يكى از دختران اين خانواده به نام ريحانه دوست بودم. همين دوستى باعث شد كه برادرش را ببينم و به او علاقه مند شوم. هشت ماه پيش بود كه شدت اين علاقه به آرزوى ازدواج با او تبديل شد. وقتى دوستم و سمانه خواهر ديگرش از علاقه من به برادرشان امير باخبر شدند، با ازدواج ما مخالفت كردند.وى درحالى كه گريه مى كرد، گفت: من در يك جوراب بافى كار مى كردم. مدتى بود كه امير را نديده بودم و دلتنگ او شده بودم، به اين علت وقتى ريحانه از من خواست تا با آنها كار كنم، بدون اينكه متوجه باشم وارد چه كارى مى شوم، به آنها پيوستم.وى گفت: پدرم سالها قبل فوت كرده بود و من در كنار مادر و خواهرم زندگى مى كردم، به همين علت به مادرم گفتم كه كار مناسبى پيدا كرده ام. از دو هفته قبل بود كه به صورت كامل به خانه پدر ريحانه رفته بودم. كار من اين بود كه مشترى پيدا كنم. بعد از شناسايى مشتريان به آنان شماره تلفن خانه را مى دادم. آنها به خانه پدر ريحانه مى آمدند و از اين طريق من هم به فساد كشيده شدم.
مرد جوانى كه در اين خانه بازداشت شده است، به صابرى زفرقندى در بازجويى ها گفت: هفته گذشته بود كه از قزوين به تهران آمدم و شماره تلفن اين خانه را پيدا كردم و متوجه شدم اين خانه مركز فساد است. شخصى به من گفته بود كه اگر تمايل دارى، مى توانى با شماره تلفن اين خانه تماس بگيرى و به آنجا بروى.وى اضافه كرد: روز گذشته با آن شماره تلفن تماس گرفتم و آنها به من وقت دادند، ولى وقتى به آنجا رسيدم، متوجه شدم خانه در محاصره مأموران است و من هم دستگير شدم.دو دختر خانواده كه ۱۸ و ۱۹ سال دارند به همراه پدر ۷۶ ساله و همسر ۷۰ ساله اش دستگير شدند و ضمن رد كليه اتهامات وارده اعلام كردند به هيچ وجه در امر فساد فعاليتى نداشته اند و شادى و مرد قزوينى دروغ مى گويند.به دستور معاون دادستان و سرپرست دادسراى ويژه فرودگاه ۱۰ متهم دستگير شده با قرار وثيقه بازداشت شدند و تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |