پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۳ - ۳ ذيقعده ۱۴۲۵
Thu, Dec 16, 2004
گفت و گو
سال دهم - شماره ۳۰۰۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
پاى صحبت «پاتريك ويه را»، كاپيتان فرانسوى آرسنال
«يورگن كلينزمن» از فوتبال آلمان و سيستم هاى كارى خود مى گويد
منبع: ايوى نينگ استاندارد
مترجم: وصال روحانى
پاى صحبت «پاتريك ويه را»، كاپيتان فرانسوى آرسنال
ما از هيچ كس نمى ترسيم
193854.jpg
* منبع: گاردين
«پاتريك ويه را»ى ۲۸ ساله و فرانسوى به عنوان كاپيتان تيم فوتبال آرسنال انگليس وظايف بسيارى دارد و مهمترين آنها بى اثر كردن حضور و هجوم جانانه يك همشهرى پرمهره لندنى همچون چلسى به سوى عنوان قهرمانى ليگ برتر انگليس است. ويه را كه فصل جارى را با مصدوميت و بدون آمادگى لازم شروع كرد، مدعى است كه طى هفته هاى اخير به آرامى به فرم خوب بازگشته است و لابد گل انفرادى و زيبايى كه وى طى پيروزى ۴ـ۵ اخير تفنگداران بر تاتنهام در ديگر دربى شهر لندن به ثمر رساند، گواهى بر اين ادعا است. ويه را كه دست پرورده كان فرانسه است و سابقه بازى در آ.ث.ميلان ايتاليا را دارد، پنهان نمى كند كه تمامى پيشرفتش را مديون ۸ سال حضور در هايبرى و كار زير نظر مربى هموطنش آرسن وانژه در آرسنال است. ببينيم در شرايطى كه تيم او برخلاف سال پيش از سوى چلسى در ليگ انگليس به شدت تهديد شده و يك بار ديگر در جام قهرمانان اروپا لغزيده است، ويه را چه چيزهايى براى گفتن دارد.

\ آقاى ويه را، مدتى بد بازى مى كرديد. چرا؟
> بى دليل نبود، مدتى مصدوم بودم و در تمرينات و مسابقات «پيش فصل» نيز غيبت داشتم و اين روى مسأله اى كه گفتيد بسيار تأثيرگذار بود. يعنى من نتوانسته بودم به موقع با سايرين هماهنگ شوم.
\ حالا چه؟
> خودتان مى دانيد كه مشكل تا حد زيادى حل شده و در هفته هاى اخير به شرايط خوب بازگشته ام و نشانى از ناآمادگى اوايل فصل در من ديده نمى شود. شما در ادامه فصل بازى هاى بسيار بهترى را از من خواهيد ديد. در اين شكى نداشته باشيد.
\ آيا بدون درخشش شما آرسنال مى تواند به نتايج دلخواهش برسد؟
> بله، مى تواند. در اوايل فصل نيز آن پيروزى هاى متوالى در غياب من به دست آمد. الآن هم اگر در صورت بى فروغى من آرسنال جام ها را ببرد، شخصاً هيچ گله اى نخواهم داشت.
\ مسؤوليت كاپيتانى چنين تيم بزرگى بيش از حد سنگين نيست؟
> چرا هست. اما چه مى شود كرد؟بايد پذيرفت و بر همان اساس عمل كرد. اولين وظيفه كاپيتان چنين تيمى، هميشه خوب بازى كردن است و هيچ دليلى در جهت خلاف اين را نيز نمى پذيرند. با اين حال در اين چند سال به آن عادت كرده ام.
\ و در تيم ملى فرانسه؟
> اين ايده ريموند دومنش (مربى تيم ملى فرانسه) بود كه پس از اتمام مسابقات جام ملتهاى اروپا ۲۰۰۴ بازوبند را من به دست ببندم. البته مسائل ديگرى در اين مورد نقش اصلى را ايفا كردند. در پايان آن ديدارها تعدادى از ميانسالان معروف تيم ملى فرانسه مثل زيدان و ليزارازو و دسايى و تورام در سطح ملى بازنشسته شدند و در يك چشم به هم زدن من و آنرى و پيرس به پرتجربه هاى تيم بدل شديم و قرعه اقبال به نام من خورد.
\ فشار روانى فوق العاده اى به آرسنال، به عنوان قهرمان مطلق و بى شكست فصل پيش ليگ انگليس، طى رقابتهاى امسال وارد شده است. آيا همين مسأله باعث تضعيف محسوس تيم در هفته هاى اخير نشده است؟
> هر كس وارد باشگاه بزرگى مثل آرسنال مى شود، بايد مهياى چنين فشار و مشكلاتى باشد، چون مسؤوليتها و سطح توقعات در چنين تيمهايى بسيار بالا است و ترديدى در اين قضيه وجود ندارد. فكر مى كنم براى من و يارانم اين فشار روحى و فكرى عادى شده باشد. قدر مسلم اين كه ما از شرايط فعلى هيچ ترسى نداريم.
\ و از چلسى هم باكى نداريد؟
> نه. چه ترسى؟ اولين چيزى كه طى سالهاى اخير باعث پيشرفت هميشگى و تدريجى من شده، صداقت داشتن با خودم بوده است و خيال ندارم اين خصلت را كنار بگذارم. ما هراسى از هيچ تيمى در انگليس و كل اروپا نداريم و براى مقابله با تمام رقبا آماده ايم و ظاهرسازى و دروغى هم در اين قضيه نيست.
\ آقاى ويه را، بحث الحاق شما به رئال مادريد در تابستان امسال بسيار داغ بود و يك انتقال قطعى به نظر مى رسيد. چرا آن قضيه منتفى شد؟
> نمى خواهم راجع به اين قضيه صحبت كنم. هرچه بود تمام شد و رفت و من عادت ندارم به گذشته و مسائل قديمى فكر كنم. من فقط به امروز و آينده مى انديشم و امروز يعنى آرسنال. ما مسابقات متعدد داخلى و خارجى در پيش داريم و فقط بايد براى آنها برنامه ريزى كنيم، ما بايد هم در ليگ برتر انگليس نتيجه بگيريم و هم از جامهاى ديگر غافل نمانيم و اين فكر و انرژى زيادى را از جانب ما مى طلبد و تنها چيزهايى كه اينك براى من اهميت دارد، همين است و نه اين كه احتمال داشت مدتى پيش به رئال بروم.
\ اما ظاهراً هواداران آرسنال ماجرا را بسيار جدى گرفته بودند.
> بله و به همين خاطر در همان شروع فصل از همه آنها عذرخواهى كردم و فرصتى دوباره براى اثبات و نشان دادن وفادارى ام طلبيدم. حالا از آن قضيه مدتى گذشته و ديگر دليلى براى مطرح كردن مجدد آن وجود ندارد.
\ پس از باخت ۰-۲ چندى پيش در برابر منچستر يونايتد كه نوار ۴۹ بازى متوالى بدون شكست را براى شما قطع كرد، به ندرت همان تيم مقتدر و مطمئن جلوه كرده ايد.
> ما فرم عالى مان را به تدريج باز خواهيم يافت و مشكل حادى را در تيم نمى بينم. اگر ما ۴۹ هفته متوالى بى شكست مانده بوديم، به خاطر قدرت مان و ارائه بازى هايى فوق العاده بود و اين طور نيست كه تصور كنيد همه چيز آسان و بدون حساب حاصل آمده است. آن فضا و بينشى كه چنان نوار طولانى بى شكستى را براى ما به ارمغان آورد، از بين نرفته و سرجاى خود باقى است. ما هنوز معتقديم كه قادر به شكست دادن هر تيمى هستيم و به خودمان اطمينان داريم. كارهايى كه ما انجام داده ايم، اصلاً شوخى و سطحى نبوده و بايد بسيار جدى به آن نگريست.
\ خط حمله آرسنال بسيار خوب كار كرده و گل هاى زيادى زده است اما در نقطه مقابل، تيم تان برخلاف گذشته راحت و زياد گل خورده است كه يك نمونه تأسف بار به هنگام پيروزى بر تاتنهام بود كه در عين زدن ۵ گل، ۴ گل هم خورديد. اين لغزش ها از كجا حاصل آمده است؟
> شايد قسمت عمده اى از قضيه به سول كمپبل مربوط شود. اكثر موارد لغزش و گل خوردن هاى ما زمانى روى داده كه او مصدوم و از ميدان دور بوده است. به جز آن فكر مى كنم اشتباهات فردى و سهل انگارى تمام نفرات تيم در برخى دقايق مسابقات مان به همين اندازه تأثيرگذار بوده است.
\ فرانسه اصلاً صلابت لازم را ندارد و بعد از اتمام رقابت هاى يورو و تغييرات اساسى صورت گرفته در تيم به تيمى معمولى بدل شده است. به نظر مى رسد اين حقيقتاً پايان حكومت شما بر فوتبال جهان است.
> هر عصر و زمانه اى ويژگى هاى خودش را دارد و وضعيت كنونى فرانسه نيز همين است كه مى بينيد و هر كس انتظار داشته باشد پس از جوان گرايى وسيع در تيم فرانسه و كنار كشيدن امثال زيزو و تورام ما همانى باشيم كه قبلاً بوديم، آدم پرتوقعى است. بايد ذره ذره جلو رفت و اين تيم را از نو به سطح مطلوب رساند و اين همان كارى است كه ما داريم انجام مى دهيم. اما اين كه تصور كنيد اين كار در يك روز و دو روز ممكن مى شود، اصلاً اين طور نيست. تيمى هم كه جام جهانى ۹۸ و يورو ۲۰۰۰ را فتح كرد، در يك روز ساخته نشده بود.
\ آيا شخصاً به دومنش و صلاحيت او اعتقاد داريد؟
> من و ساير آرسنالى هاى تيم ملى فرانسه اخيراً ديدارى با او داشتيم و چيزهايى را كه بايد مى گفتيم، به اطلاع او رسانديم. وى بايد مراقب بسيارى از چيزها باشد و حتماً براى ما كه مهره هاى باتجربه تر تيم او هستيم، امتيازاتى را قائل شود. شايد برخى تاكتيك هاى انتخابى او با اصولى كه به صلاح تيم ملى فرانسه است، همخوانى نداشته باشد و وى بايد حتماً چنين نكاتى را در تعيين روش بازى تيم رعايت كند. فكر مى كنم او در آينده تصميم هاى بهترى بگيرد.
«يورگن كلينزمن» از فوتبال آلمان و سيستم هاى كارى خود مى گويد
من ديكتاتور نيستم
منبع: ايوى نينگ استاندارد
مترجم: وصال روحانى
193848.jpg
يورگن كلينزمن بى نياز از معرفى و چهره اى كارساز ومحبوب است. اما سرمربى تيم ملى فوتبال آلمان كه اين تيم در ۴ بازى نخست خود تحت رهبرى وى بى شكست ماند و به اتريش و كامرون ۳ گل و به ايران ۲ گل زد، مخالفان خاص خود را نيز دارد . كسانى كه مى گويند او چگونه مربى اى است كه ماهها پس از انتصاب به عنوان جانشين رودى فولر مستعفى هنوز در كاليفرنياى آمريكا و لب ساحل زندگى مى كند و حاضر نشده است به اقامت ۶ سال ونيمه اش دراين كشور پايان بدهد و ژرمن ها را از «راه دور» كنترل مى كند و فقط در آستانه مسابقات ملى به آلمان باز مى گردد؟
عضو تيم فاتح جام جهانى ۱۹۹۰ و كاپيتان تيم قهرمان جام ملتهاى اروپا ۱۹۹۶ كه ۴۱ساله شده است و چندى پيش براى انجام ديدارى دوستانه با تيم ملى ايران به تهران آمد و درآمد حاصل از آن را به زلزله زده هاى بم اختصاص داد، مردى ظاهراً آرام و مهربان وهميشه لبخند برلب است ولى آنها كه با او كار كرده اند ، مى گويند يك پا ديكتاتور است و پشت آن چهره آرام مردى لجوج و خودمحور نشسته كه اصلاً كوتاه نمى آيد. مردى كه لوتار ماتيوس همبازى سابق او در تيم ملى آلمان او را قاتلى خونسرد و بى رحم توصيف كرده است.
ببينيم خودش چه مى گويد.

آقاى كلينزمن ، چرا به آلمان باز نمى گرديد؟
چرا برگردم؟ من مشكلى در وضعيت فعلى نمى بينم و ارتباطات ما به شكل مطلوب برقرار است.
اما منتقدان مى گويند شما بايد هرهفته شخصاً در استاديوم ها حضور داشته باشيد و بازيهاى بوندس ليگا را از نزديك ببينيد تا بتوانيد بهترين گزينش ها را داشته باشيد.
نيازى نيست !حداقل ۱۰ مربى را در سطح آلمان مأمور كرده ام كه اين بازيها را ببينند و سپس به من گزارش كنند و من نيز براساس آن گزارشها كار مى كنم. ضمن اين كه وقتى اردوهايمان شروع مى شود، با همان بازيكنان توصيه شده توسط مربيان كار مى كنم و از نزديك روش كار و حسن ها وضعف هاى آنان رامى بينم.
راه تماس تان با همكاران و اعضاى تيم ملى چيست؟
اى ميل.
چگونه؟
هيچ. من هر روز ۵‎/۵ صبح از خواب بيدار مى شوم و سپس پاى دستگاه مى نشينم و همه گزارش ها را مى خوانم و سپس دستورات را مى فرستم.
آيا كافى است؟
چرا نباشد؟ بيش ازنيمى از مردم جهان الآن به اين روش زندگى مى كنند. چطور براى آنها جواب مى دهد و براى من نه؟ بسيارى از حرفه هاى دشوارتر از مربيگرى فوتبال رامى شناسم كه با همين ابزار انجام مى شوند وبه پيش مى روند. من حتى در سفرهاى هوايى مكرر چند ساعته ام از آمريكا به آلمان نيز هميشه يك «لپ تاپ» را روى پايم دارم و درحال كار كردن با آن و دريافت پيام و ارسال توصيه ها وبرنامه ريزى و ضبط امور هستم.
و هيچ مشكلى هم پيش نيامده است؟
چرا پيش بيايد؟ كار ما بايكديگر هماهنگ است و درغياب من دستيارانم مسائل را هدايت مى كنند.
پس اين روال عوض نخواهدشد؟
چرا. درآستانه شروع جام جهانى ۲۰۰۶و چيزى حدود دو ماه مانده به آن تاريخ، همراه با خانواده ام براى اقامت به آلمان مى آييم و تا پايان رقابتها در اين كشور مى مانيم و سپس باز مى گرديم. چون در آن موقع كار شبانه روزى مى شود وبايد از نزديك همه مسائل را هدايت كرد. دور ماندن از آلمان تاآن تاريخ يك حسن ديگرهم دارد.
كدام حسن؟
دور ماندن ازتمام مزخرفاتى كه مطبوعات آلمان مى نويسند! آنجا (آمريكا) كه هستم، نمى توانم بخوانم كه آنها چه نوشته اند ودرنتيجه وقتم صرف مسائل بيهوده و بى ارزش نمى شود. اعصابم نيز راحت تر است.
در بازيهاى دوستانه تا به حال خوب نتيجه گرفته ايد؟
بله؛ ولى تنها چيزى كه اهميت دارد مسابقات جام جهانى ۲۰۰۶ در خاك كشور خودمان و نتيجه گيرى در آن است و اگر آنجا ببازيم، انگار تمام بازيهاى برده قبلى مان را هم باخته ايم. براى من تنها چيزى كه مهم است، خوب كار كردن در جام ۲۰۰۶ و فتح آن است.
شما بازيكنان تيم ملى را از اعضا و سران فدراسيون فوتبال آلمان و اسپانسرها و ساير نفراتى كه در گذشته هميشه به تيم ملى نزديك بوده اند دور كرده ايد و اجازه برقرارى ارتباط بين آنها را نمى دهيد. چرا؟
بالاخره بايد معلوم شود آنها با چه كسى كار مى كنند. با من يا فدراسيون؟ مربى تيم ملى من هستم و نه فدراسيون. آنان بايد فقط با من در تماس باشند و وقتى در اردو هستيم، از هيچ عامل بيرونى تأثير نپذيرند و فقط در خدمت مربيان و اجراى اهداف و برنامه ها باشند. من اجازه نمى دهم هركسى در اردو رفت و آمد و با بازيكنان ارتباط شغلى برقرار و حواس آنها را پرت كند و وحدت و تمركز در اردو از دست برود. بخصوص وقتى ما جلسات صحبتهاى گروهى و برنامه ريزى تيمى داريم و يا در سلف سرويس غذا مى خوريم، هيچكس حق ورود به محوطه را ندارد. اردوى ملى فقط مال ملى پوشان است. اگر از بازيكنان بپرسيد، مى بينيد كه راضى اند و گله اى هم ندارند.
مى گويند ديكتاتور هستيد و فقط خودتان تصميم مى گيريد و ايده هاى ديگران برايتان مهم نيست.
اصلاً. من ديكتاتور نيستم. برعكس با اعضاى كادر مربيان و بويژه يواخيم لو (كمك مربى تيم ملى) و اوليور بيرهوف (سرپرست تيم) دائماً در حال مذاكره و مشورت كردن هستم. من حتى با خود بازيكنان نيز به كرات صحبت مى كنم و از آنها اطلاعات مى گيرم و براساس آن اقدام مى كنم. اما در نهايت فقط يك نفر بايد تصميم بگيرد و آن سرمربى تيم است كه من هستم. وقتى قرار است درصورت بدبودن نتايج سرمرا قطع كنند، انتظارداريد تصميم گيرى را به چه كسى واگذاركنم؟ به شما؟!
خيلى ها به شما به خاطر افزودن بر حسادت و دشمنى بين اوليوركان و ينس لمن (دروازه بانان مشهور تيم ملى آلمان) ايراد مى گيرند و مى گويند خيلى آماتورى با اين قضيه برخورد كرده ايد و با دادن شانسى برابر به آنان و وابسته كردن انتخاب نهايى به آستانه جام جهانى هر دو و بويژه كان را عصبى و پراشتباه كرده ايد.
اين را نمى پذيرم. لااقل در اردوى ملى آلمان از اين بابت خسارت و لطمه اى ايجاد نشده است. ببينيد ما در ۴ديدارنخست مان فقط دوگل خورديم كه يكى از آنها در برابر تيمى مثل برزيل بود و درعوض در برابر ايران و كامرون دروازه ما بسته ماند. پس اين رقابت باعث تقويت انگيزه ها و ارتقاى سطح كار هردو دروازه بان ما شده و براى هركس ضررداشته، براى ما سودمند بوده است! چرا از رقابت جويى نفرات ملى پوش با يكديگر بترسيم؟ به اين ترتيب رقابت شديدترى بين كانديداهاى پوشيدن پيراهن ملى ايجاد مى شود و هركس قوى تر و آماده تر باشد، به ميدان اعزام مى شود. براى لمن و كان نيز همينطور است.
اين شامل دروازه بان سوم ما (تيمو هيلده برند) نيز مى شود. اگر قرار باشد يك نفر هميشه فيكس باشد، چنان خاطرجمع مى شود كه ديگر پيشرفت نمى كند و دچار پسرفت هم مى شود.
ظاهراً محل اردوى تيم ملى آلمان را نيز از لوركوزن تغيير داده ايد.
بله. بايد اين كار را مى كردم. وقتى لوركوزن اصلاً يكى از ۱۲ شهر محل برگزارى ديدارهاى جام جهانى نيست ،آيا ديوانگى نخواهدبود كه در فضاى آنجا كار و تمرين كنيم؟
خب، به شهرى مى رويم كه بيشتر به دل حوادث نزديكتر باشد.
آيا مطلع ايد كه اكثر قريب به اتفاق سران و دست اندركاران فوتبال آلمان با برنامه هاى شما و استفاده از مربيان بدنسازى آمريكايى و كلاسهاى تقويت روحى و فكرى بازيكنان و عوض كردن كامل سيستمهاى كارى و تمرينى در اردوى ملى مخالف اند؟
بله. ولى من از همان آغاز به صراحت به آنها گفته بودم كه چنان طرحهايى دارم و تأكيد كردم كه مى خواهم همه چيز را عوض كنم و از سيستمهايى كاملاً جديد و متفاوت استفاده كنم و آنها نيز موافقت كردند. حالا چرا مخالفت مى كنند، نمى دانم. اما من بدون اين شروط و اصول كار نمى كنم و تا وقتى هستم آنها را اجرا و اعمال خواهم كرد.
واضح است كه شما چون در دو مقطع در ليگ برتر انگليس (با پيراهن تاتنهام) بازى كرديد، ارادت زيادى به فوتبال اين كشور پيدا كرده ايد. عده اى دعوت كردن از چند آلمانى جوان و كم تجربه شاغل در اين ليگ مثل رابرت هوت، توماس هيتزلس پرگر و موريتز فولز را در همين چارچوب مى نگرند.
من آنها را دعوت كردم چون واجد شرايط و قوى هستند و به خاطر جوان بودن مى توانند به ما نيرو و انرژى زيادى را ببخشند و مثمرثمر باشند و با كسب تجربه از اين هم بهتر شوند. آنها در هر جاى ديگرى هم توپ مى زدند، دعوت شان مى كردم و قضيه فقط به انگليس ربط پيدا نمى كند.
و سرانجام بگوييد آيا واقعاً معتقد به وجود توان لازم در فوتبال آلمان براى قهرمان شدن در جام جهانى۲۰۰۶ هستيد؟
توان بالقوه فوتبال آلمان هميشه در سطحى بالا بوده است و ترديدى در اين خصوص نيست و من آمده ام تا آن را بالاتر ببرم. وقتى به مرحله حذفى جام مى رسيد، تقريباً تمام تيم ها در شرايطى يكسان و با شانسى برابر براى قهرمانى قرار مى گيرند و ميزبانى كه به خوبى از امتيازاتش سود جويد، مى تواند از اين بابت اميدوارتر از سايرين هم باشد. بنابراين چرا نااميد باشيم؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |