شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۳ - ۵ ذيقعده ۱۴۲۵
Sat, Dec 18, 2004
مهرگان
سال دهم - شماره ۳۰۰۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
در باره نادر اردلان
معمارى ميان زمين و آسمان
194103.jpg
مهندس نادر اردلان
متولد سال ۱۳۱۸ تهران
تحصيلكرده معمارى در خارج از ايران
همكار عاليرتبه دفتر مهندسى «عبدالعزيز فرمانفرماييان» ۱۳۴۱
نويسنده كتاب «حس وحدت» (با همكارى لاله بختيار)
سنت صوفى گرى در معمارى ايران، ۱۹۷۲ شيكاگو
صاحب مقاله هاى زيادى درباره معمارى ايرانى واسلامى
شركت در طراحى واجراى برخى از مهم ترين پروژه هاى معمارى معاصر ايران
طراحى واجراى تعدادى بناى مونومنتال در ايران وخارج از كشور مانند «مركز مطالعات مديريت هاروارد» (تهران)، دانشگاه بوعلى سينا (همدان)، ساختمان ادارى گروه صنعتى بهشهر (با نقش برجسته هاى مسعود عربشاهى)، اسكله «الشرق» (كويت) و...
تهيه لايحه حقوقى زيست بوم به همراه كسانى چون خوزه لويى سرت، موشه سفتى، جرج كانديس و ...
سرپرست شهرسازى در شهر نوران كه توسط شركت بين المللى ماندلا طراحى شده بود.


محمدشمخانى : نمى دانم اين عبارات جامع و مانع متعلق به همان شخص سياسى است كه ۳۰سال پيش آن را در سخنرانى اش آورده يا او هم از كس ديگرى نقل كرده است. اينكه «آنچه مى سازيم براى انسان است و بايد از انسان آغاز گردد. زيرا انسان معيار همه معيارها است» و اينكه «دركشورهايى كه هنوز صنعت بر ارزش هاى معمارى چيره نگشته است مى توان شيوه هاى نوين معمارى را همگام با جهش هاى صنعتى به راهى كشانيد كه هنر زيستن را همراه با مقام والاى انسانى در پى داشته باشد.»
سردادن يك چنين شعارهايى دركشور ما و كشورهايى كه فاصله ميان «ايده» و «اجرا» هى بيشتر و بزرگتر مى شود، شايدخيلى مهم نباشد، اما با همين شعور و شعارها هم هست كه مى توان به سراغ كسانى رفت كه در همين زمينه تنگ و تاريك كارى كرده اند و رد پايى گذاشته اند.
مهندس «نادر اردلان» در اين ميان شايد از معدود معماران معاصر ايرانى بوده باشد كه آثارى در خور گمان وگفت وگو آفريده است و راه را براى كسانى كه مى خواهند «شيوه هاى نوين معمارى» را «همگام با جهش هاى صنعتى» در ايران درونى كنند، تاحدود زيادى باز كرده است. اين واقعيت را در تمام شؤون شخصى و فكرى و فلسفى اردلان مى توان ديد و در رويكرد به گفته ها و نوشته هاى او مى توان دريافت : «بررسى طرق عمل بومى قابل تطبيق نباتات، حيوانات و انسان در فلات ايران براى اغلب معماران ايرانى عقيم مانده است، هرچند كه معمارى سنتى ايران از لحاظ قابليت تطبيق شايسته حاوى مثال هاى عالى فراوان است. به هرحال صورتى از طريق عمل قابل تطبيق در دست تهيه است و در موقع خود منبع پرارزشى را براى كسانى كه در جست وجوى تناسب شايسته هستند، بايد تأمين كند. البته اين برداشت مخصوصاً مهم است زيرا كه اين عصر به آگاهى بيشترى از نياز به طرح ريزى بوم شناسى و حفظ بيشتر منابع جهان گرايش مى يابد. اگر كسى توجه ناقصى را كه به طرق عمل قابل تطبيق در معمارى معاصر ما مى شود مذمت كند، در پى آن بايد بر فراموشى تقريباً كاملى كه ما در سروكار داشتن با جنبه هاى روحى و عميق قضيه به آن دچار شده ايم افسوس بخورد. با زندانى شدن در سيمان و بعد محدودكميت، ملاحظات مربوط به «بينش عميق» و «تعالى در هنر» به كلى ازنظر اغلب كسانى كه در آفرينش آن دخيلند، پوشيده مانده است. وقتى لوكربوزيه از «چشمانى كه نمى بينند» سخن گفت، نمى دانم كه آيا عظمت كورى ما كاملاً ارزيابى شده بود يا نه.»
بر بنياد يك چنين تصويرها و تصورهايى هم هست كه حالا مى شود آثار اردلان را، كه خود به منبع قابل تطبيقى تبديل شده است، به بررسى نشست و جريان و سريان بالنده «سنت» را به شكلى مفهومى و بيشتر «هندسى» از آن بيرون كشيد و تأويل كرد: «شكل هاى مربوط به فن معمارى سنتى كه طى قرنها متحول شده اند، خود كتابهايى هستند كه منبع مهمى از آفرينش نو را تشكيل مى دهند. دراين كتابها مى توان تركيب و تجمع دقيق و لطيف و در عين حال مؤثر طرق عمل قابل انطباق و منظور عميق و روشن بينانه را يافت. شكل هاى كلى مهم كه لغات اساسى مربوط را شامل مى شوند اندك شمارند و از اين رو قابليت ايجاد حس وحدت را درمناطق مختلف ايران و كارورى هاى غالباً مهم ساختمانى دارا هستند. دروازه، باغچه، حياط، پايه ستون، ايوان. اتاق، چهارطاق، گنبد و گلدسته به شكل هاى نمادى وكلى درآمده اند كه صورت» پل هايى «را ميان جهان صور كهن الگويى واحتياجات آشكار يافته اند. دراين بعدموقت آنچه كه شكل مى گيرد مفاهيم است نه مقياسات. مثلاً مفهوم گنبد بخصوص ، هيچيك از جنبه هاى مقدارى اندازه، مصالح يا تكنيك را به خاطر نمى آورد. تنها شكل نمادى آن است كه جنبه هاى كيفى آن رامنتقل مى سازد و به صورت يك مفهوم بى زمان با قدرت و زيبايى عظيم باقى مى ماند.»
رسيدن به نوعى «وحدت» از طريق «تركيب وتجمع» مفاهيم بومى و برگزيده معمارى سنتى ايران، در مقياسى نوين، توصيف يكجا و يكباره دستاوردهاى آگاهانه و شهودى اردلان در عرصه معمارى معاصر ايران به حساب مى آيند ، كه به ويژه در پلان هوايى آثارش قابل بازديد است. چيزى كه از آن مى توان به كار بست درست و دقيق خطوط ساختارى و شكل ساز و تنظيم و تنزيل فضاهاى مستند و مربوط به هم ياد كرد. ياواقعيت هايى كه در ارز و عرض هم قرار مى گيرند و قابليت گسترشى بى زمان و بى مكان مى يابند: «در ميان مفهوم تصور خلاق ومفهوم عقل يك تمايز مهم را بايددر نظر گرفت.عقل به عنوان جنبه مكمل معرفت با جهان محسوس سروكار دارد و قوه تخيل با جهان ماوراء الطبيعه. از لحاظ سنتى ،عقل تجلى خارجى معرفت در قلمرو انسان است. بنابراين آن را نبايد به منزله يك قوه مستقل در داخل وجود انسان نگريست. در حقيقت اگر عقل بنا بود از لحاظ آگاهى يك قوه مستقل باشد، قدرتى براى رسيدن به خودجهانى كه در مركز آن نهفته است، نمى داشت وهمواره در محيط باقى مى ماند. به هر حال اگر رابطه مكمل عقل با تصور خلاق تشخيص داده شودمى تواند راهنمايى واقع گردد كه در نهايت امر انسان را به عالى ترين شكل معرفت ممكن هدايت كند» .
صورت بندى دريافت هاى اين چنينى مهندس اردلان را كه مبتنى بر شهود ومكاشفه ودريافت هاى الهام گونه است و از رابطه عقل وخلاقيت مى گويد و ريشه هاى آن را در هنر و به ويژه معمارى مى جويد، مى توان در كتاب «حس برتر» يافت، كه انگار اثر مشتركى است با يكى از نزديكان سابق او (لاله بختيار) . گذشته از اين اما ، در آثار به جاى مانده از اين معمار معاصر لحظه هايى نمى يابيم كه از تصاعد عينيت به ذهنيت خبرى نباشد واين كيفيتى است كه چندانى آن به مطالعه عميق و دقيق انسان ايرانى و در عين حال مسلمان بر مى گردد. چرا كه در پرداختن او به ابعاد روحى واجزاى ماورايى، ايرانى بودن واسلامى بودن تقريباً به يك اندازه نمود دارد وبه يك نسبت مطرح مى شود: «تصور ايرانى و مخصوصاً تصور اسلامى ايرانى از زمان از يك آغاز معين كه همانا خلقت باشد شروع مى كند و از طريق يك حركت دورى درست همان عمل خلقت اوليه را دريك مسير مارپيچى صعودى كه متوجه اعتلا ووحدت نهايى بى زمان با وجوديكتاست، تكرار مى نمايد... اين تصور زمان جنبه مهمى از يك نوع آگاهى بخصوص است كه من به اميد آشكار ساختن يكى از اساسى ترين اصول فرهنگ ايرانى به كاوش درباره آن مى پردازم. اين فرهنگ مربوط است به «خلق جديد» يا آفريدن نو كه تضاد زمان(مادى) و بى زمانى (روحى) به عنوان جنبه هاى مكمل مدت در آن برطرف مى گردد. اين دور نماى محيط بر كيفيت زمانى (ظاهراً سنجش پذير) و كيفيت روحى (ظاهراً سنجش ناپذير) به عنوان جنبه هاى مكمل تماميت عميقاً مربوط به چگونگى ديد مااز واقعيت است... اگر نظر انسان صرفاً بر پايه گذشته، حال وآينده دريك تسلسل طولى باشد، شخص ناچار به آن نتيجه اى مى رسد كه خاطرانسان معاصر را به خود مشغول مى دارد. به اين معنى كه خلقت پديده اى يك زمانى بوده وقادر مطلق از آن زمان ديگر مداخله اى نكرده است. بدين ترتيب خلقت فقط به ديده زمانى نگريسته مى شود و پيشرفت فقط زمانى و مادى است. اين نظر ايستايى متضاد نظر ايرانى درباره واقعيت است... همين كيفيت خاص بى زمانى است كه توجه ما را درهنر سنتى معمارى به خود جلب مى كند. وقتى كه مرحوم لويس كان گفت: سنت ها درست ملت هايى از خاكه طلا هستند، نه كيفيت رويدادى ، نه به شكلهايى كه در نتيجه يك تجلى در زمان حاصل شده اند، اشاره اش به همين ذات جهان بى زمان اشيا بود. به عقيده من ارزش هاى چيزى كه عملاً حاصل مى شود، يعنى آن كارى كه ما اكنون مى كنيم، در آن زمان كرديم يا درآينده خواهيم كرد، فقط با اين خاكه طلا سنجيده مى شود، آزاد از كيفيت رويدادى و آنچه كه عملاً نماينده انسان طبيعت است» .
از آنجايى كه به نادر اردلان دسترسى پيدا نكردم و از آنجايى كه ضرباهنگ تهيه صفحات «مهرگان» اجازه تأمل و تعمق زيادى را نمى دهد، فكر نمى كنم كه اين يادداشت حاوى همه آن چيزهايى باشد كه مى توان درباره اين معمار بزرگ و با سواد ايرانى گفت ونوشت. به همين خاطر به همان اطلاعات پراكنده اى كه از اودارم و پيدا كرده ام، بسنده مى كنم تا شمايى هرچند كوچك را درباره او ارائه داده باشم.
آغاز فعاليت هاى حرفه اى اردلان به دهه چهل (۱۳۴۱) مى رسد و به زمانى كه به عنوان يكى از «همكاران عاليرتبه» به دفتر عبدالعزيز فرمانفرمائيان مى پيوندد.
بسيارى از كارهايى هم كه حالا از او مى شناسيم و سراغ داريم محصول همان دوره است. همكارى در طرح استاديوم صدهزارنفرى آزادى و مجموعه ورزشى آن، مشاركت در طراحى دوبرج سامان (واقع در بلوار كشاورز) ، طراحى ساختمان ادارى گروه صنعتى بهشهر و مركز مطالعات مديريت هاروارد از جمله كارهايى است كه اين معمار در آن دوره بلندمدت انجام مى دهد. او كه در ادامه جزو شركا و مديران اصلى دفتر فرمانفرمائيان، در دوره «ادغام دفاتر» مهندسين مشاور، به حساب مى آمد بعد از پروژه مركز مطالعات مديريت هاروارد و به خاطر يك سرى اختلافات از آن دفتر مهندسى جدا مى شود وبه فعاليت هاى ديگرى مى پردازد.طراحى و اجراى دانشگاه بوعلى سينا همدان، همكارى با «كامران ديبا» در طراحى موزه هنرهاى معاصر تهران براساس تلفيق معمارى سنتى ايران و مفاهيم فلسفى و با الهام ازبناى سنتى «خانه بروجردى ها» و در ادامه و در بعد از انقلاب طراحى و اجراى پروژه هايى مانند اسكله تجارى «الشرق» كويت و... از جمله آثار و ردپاى ديگرى است كه از اردلان مى توان ديد و پيدا كرد.
اين ها و خيلى از نكته هاى ناگفته ديگرى كه جاى آن ها در اين متن كوتاه خالى است و خالى مى نمايد همه از هنرمندى مى گويد كه با خلق يك سرى آثار مونومنتال درعرصه معمارى معاصر ايران به عرضه يكى از بهترين شيوه هاى نمايش فن ساختمان همراه با «شيوه هاى نوين معمارى» و «همگام با جهش هاى صنعتى» پرداخته و در هموار كردن راه براى نوآمد گان اين حوزه بسيار كوشيده است!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |