|
بامنيژه حكمت
|
|
|
|
گفت وگو با لاله صديق نفر سوم مسابقات كارتينگ فدراسيون اتومبيلرانى
|
|
|
|
نگاهى به امنيت اجتماعى زنان شاغل
• ويژه نامه « ايران زنان » اين هفته را درصفحات ويژه بخوانيد.
|
|
|
|
ميهمان زنان
|
|
|
|
|
بامنيژه حكمت
در باره آخرين كارش
راضيه بهرامى يك. NGO مخفف None government organization كه امروزه تقريباً يك واژه آشناست. دو. منيژه حكمت ، بعد از زندان زنان هنوز منتظرم، آيا كارتازه او مرا به اندازه زندان زنان دچار شوك خواهد كرد؟ سه. خارجى /روز/ ميدان هفت تير نشانى را روى كاغذ نوشته ام. خوشبختانه سر راست است و كوچه پس كوچه ندارد. چهار. لطفاً صبر كنيد! همه موارد بالا به هم ربط دارد. تازه چه خبر؟(اين آسان ترين سؤالى است كه كامل ترين پاسخ ها را با آن مى شود به دست آورد) مستند ان جى اوها را كار مى كنم، از چهار پنج سال پيش دنبال اين ماجرا بودم تا اينكه وزارت كشور به عنوان تهيه كننده با اجراى اين طرح موافقت كرد. اين كار جذابيتى هم داشت؟ مستند، آن هم درباره ان جى او! چرا براى خود من خيلى جذاب بود، من واقعاً انرژى مى گرفتم از اينكه مى ديدم زنان دراستان هاى محروم كشور مانند هرمزگان و سيستان وبلوچستان در تمام عرصه ها فعالند. حتى در روستاها زنان ما دور هم جمع شده اند و تشكلهايى به صورت تعاونى راه انداخته اند، بدون آنكه تعريف علمى آن را بدانند. در واقع نيازهايشان آنها را وادار كرده به اين تعريف برسند. فكر نمى كنيد زياد شدن تعداد تشكلهاى غيردولتى كه امروز شاهد آن هستيم، به اهداف اصلى آنها لطمه بزند؟ نه، من اينطور فكر نمى كنم ، با وجود راهكارهاى دولت ، مشكلات و ناهنجارى هاى اجتماعى ما همچنان سيرصعودى دارد براى حل كردن اين مشكلات بايد نهادهايى از دل جامعه بيرون بيايد. در زلزله بم اگر ان جى اوى خانواده و زنان اينقدر قوى وفعال نبود، دولت خيلى ناكارآمد مى شد. ان جى اويى هستند به نام NA كه درصد زيادى از معتادين ما را با استفاده از علم روان شناسى ترك مى دهد. اين كار بار سنگينى از دوش دولت بر مى دارد، جدا از اينكه سلامتى را به يك فرد معتاد بر مى گرداند، پيرامون آن خانواده و جامعه را نيز از معضلات مربوط به اين فرد مى رهاند. يا ان جى اوى مادران وقتى درباره رابطه كودك با خانواده و نقش زن در خانواده به جامعه آگاهى مى دهد، با توجه به اينكه خانواده جزيى ترين و در عين حال مهم ترين ركن جامعه است، كمك بزرگى به سلامت جامعه مى كند. يا مثلاً تلاشى كه ان جى او ها در حيطه بيمارى هاى خاص انجام دادند، هيچ وقت دولت نمى توانست انجام دهد. حالا اين تشكلها واقعاً ان جى او هستند؟ منظورم غيردولتى بودن آنهاست. با توجه به اينكه بسيارى از اين نهادها از طرف دولت حمايت مى شوند. اگر منظور حمايت مالى است كه در تمام كشورها دولت بودجه اى را به ان جى او ها اختصاص مى دهد؛ يعنى اين تشكلها جدا از اينكه خودشان درآمد زايى مى كنند، از حمايت دولت نيز بهره مند مى شوند؛ اين حق همه سازمانهاى غيردولتى است، اما اگر منظورتان اين است كه برخى از اين نهادها دولتى هستند، بله متأسفانه اين هست اما من معتقدم اين از مشكلاتى است كه گذشت زمان آن را حل مى كند. خب اين حمايتها و كمكهاى مالى همان قصه بده بستان ها و سياست ها و... را هم با خود به همراه دارد. ببينيد متأسفانه اين مسأله گاهى فسادهايى را هم با خود به همراه دارد؛ اين نهادها صرفاً بايد براى تحقق خواسته هاى مدنى گام بردارند و كار حزبى به آنها لطمه مى زند. اما خوشبختانه اكثر اين نهادها سياسى نيستند وسازوكارهاى اجتماعى دارند. من مدعى اين موضوع هستم. به نظر شما اين سازمانها در از بين بردن فاصله بين مردم و دولت تا چه حد مى توانند مثمر ثمر باشند؟ نهادهاى غيردولتى در شرايط خاص به كمك دولت و جامعه مى آيند و به صورت پل واسط بين اين دو عمل مى كنند. اين در تعريف وظايف اين نهادها مى گنجد و اگر به هركدام از اين دو سمت بيشتر بلغزند، هدف اصلى را از دست مى دهند. با توجه به شرايط خاص جامعه ما كه هميشه ملت با دولت فاصله هايى داشته است، اين نهادها در رفع اين نقص خيلى خوب مى توانندعمل كنند. شما درتهيه مستندتان فقط به معرفى اين نهادها پرداخته ايد يا اينكه وارد مباحث آسيب شناسى هم شده ايد؟ نه، بيشتر شناساندن ان جى او ها بوده است. با توجه به اينكه مدت زيادى نيست اين تعريف مدرن وارد جامعه ما شده است. فكر نمى كنيد بهتر است اين نهادها از همين حالا به صورت جدى آسيب شناسى شوند، چون گذشت زمان باعث مى شود كه تعاريف درست و غلط آنچنان با هم گره بخورند كه ديگر تشخيص سره از ناسره دشوار شود؟ به هر حال يك تعريف مدرن وقتى وارد جامعه مى شود، بايد همراه با آن زيرمجموعه هايش هم وارد شود. تشكلهاى غيردولتى مشكلات زيادى دارند. مشكلات آموزشى و ظرفيت سازى دارند و مهمتر از همه اينها نبود خردجمعى است. همه ما در ذهن هايمان يك ديكتاتور كوچك داريم كه به ما اجازه نمى دهد كار جمعى بكنيم. اين ازمعضلاتى است كه به فرهنگ ما بر مى گردد. ما قبل از هر چيز بايد ياد بگيريم كه اين خود رأيى ها را كنار بگذاريم. مابه ندرت در جامعه مان شرايط دموكراتيك داشته ايم و براى تحمل كردن يكديگر تريبت نشده ايم. امتيازى كه تشكلها دارند، اين است كه اين مشكل را مى بينند و اين خودش قدم اول است. اما حل كردن اين معضل بزرگ نيازمند گذشت زمان است. فكر مى كنم در چندسال آينده اين نهادها شرايط امروز را نخواهند داشت و به آگاهى هاى لازم خواهند رسيد. چون خوشبختانه تعدادآنها آنقدر زياد است كه من بسيار خوشبينم كه از دل آنها نهادهاى كاملاً مستقل و كارآمد بيرون خواهد آمد. با وجود همه مشكلات من وجود اين نهادها را بسيار ضرورى مى دانم و معتقدم آنها مى توانند در ايجاد حركت، تكاپو ، انگيزه و اعتماد به نفس در جامعه مخصوصاً در نسل جوان بسيار موفق باشند. پنج. داخلى / روز / دفتر منيژه حكمت ضبط را خاموش مى كنم، با خانم حكمت چاى مى خوريم و از او درباره فيلم تازه اش مى پرسم. «من ، اتاقم و دوستانم» فيلمى به كارگردانى مشترك منيژه حكمت و داريوش عيارى. او اين بار سينماى شاعرانه را تجربه كرده است، تا ببينيم...
|
|
|
|
|
گفت وگو با لاله صديق نفر سوم مسابقات كارتينگ فدراسيون اتومبيلرانى
يك خانم از ما جلو زد!
|
|
|
پروانه عبدالهى هنوز هم توى ترافيك و پشت چراغ قرمز هر ماشينى كه بى موقع خاموش بشود، پچ پچ هاى همه شروع مى شود: «حتماً راننده اش زنه!» و به قول لاله صديق همچنان آقايان اين آلرژى را دارند كه: «يك خانم داره جلوى من ميره!» صديق ۲۸ ساله است فوق ليسانس مهندسى صنايع گرايش توليد وفعال در بخش برنامه ريزى توليد يك شركت خصوصى است. از ترم بهمن امسال مدرس رشته زبان تخصصى مديريت در دانشگاه آزاد خواهد بود. سواركارى را به صورت حرفه اى انجام مى داده چند كاپ و مدال هم دراين رشته دارد. ورزش بدنسازى را به طور حرفه اى دنبال مى كند و.. اوقات فراغتش را كنار خانواده مى گذراند! البته وقتى به اينجا رسيد، از او پرسيدم: «مگه اوقات فراغت هم دارى؟!» و مثل هميشه لبخند تمام قاب صورتش راپوشاند.او نفر سوم مسابقات كارتينگ شده و براى شما هم كه شايدمثل من ندانيد كارتينگ چيست ، بايد بگويم همان ماشينى كه چهار تا چرخ كوچك دارد با يك كفه فلزى بدون سقف وحفاظ وستون و با شتاب ۲۸ اسب بخار! ( به همه موفقيت هايش گرفتن مجوز شركت خانمها در ريس آقايان از نايب رئيس فدراسيون را هم اضافه كنيد لطفاً!)
برنده يك بازى مردانه شدن چه رنگيه؟ خودم هم تا حالا رنگش را احساس نكرده بودم. البته اين حس رقابت را داشتم و در مسابقه قبلى چهارم شدم و اين بار يك پله بالاتر آمدم و اميدوارم در آينده بهتر از اين هم باشم ولى خب در كل رقابت سنگينى بود، به خاطر اينكه تجربه من در اين ورزش نسبت به آقايانى كه رقباى من هستند، بسيار كمتر است. آنها چهار پنج سال است كه اين ورزش را انجام مى دهند ولى تجربه من در اين رشته يك سال است. ضمن اينكه در رابطه با آمادگى جسمانى ، قطعاً نمى شود قدرت آقايان را با نيروى من مقايسه كرد و اينكه كارتينگ برخلاف ماشينهاى معمولى قدرت زيادى مى خواهد؛ كنترل كردنش در پيچ و اينكه با بالاتر رفتن سرعت ماشين ويبره دارد، تكان مى خورد. دوستانم مى گفتند وقتى از سكوى تماشا تو را نگاه مى كرديم، مى ديديم تو از روى صندلى آمدى بالا و مثل پرچم روى هوايى! به هر حال با خواست خدا و تلاش خودم اين موفقيت حاصل شد. من درعين حال كه خدا رو شكر مى كنم مى دانم كه پشتكار خودم هم بوده، چرا كه براى اين كار زحمت كشيده ام و اين رقابت سخت و قشنگ باعث شد كه تشويق بشوم براى تلاش بيشتر. عكس العمل آقايانى كه از آنها برده بوديد، چه بود؟ بعضى ها خيلى ناراحت بودند كسانى كه رقيب من بودند، اين جريان برايشان خوشايند نبود ولى آقايانى كه جزو مسؤولين فدراسيون هستند خيلى خوشحال بودند؛ به خصوص استاد من كه استاد خيلى از افراد اتومبيلران ديگر هم هستند، خسرو مخزنى. ايشان و بعضى از دوستانم خيلى خوشحال بودند. فكر اتومبيلرانى از كجا شروع شد؟ دوازده ساله بودم كه رانندگى را با تشويق پدرم و با يك ماشين اتومات شروع كردم. يادم هست كه آنقدر كوچك بودم كه اگر مى خواستم پايم را روى پدال گاز بگذارم ديگر جلو را نمى ديدم و اگر مى خواستم جلو را ببينم نمى توانستم گاز بدهم! از همان جا شروع شد تا اينكه به سن گواهينامه رسيدم و براى تماشاى مسابقات ريس آقايان مى رفتم. درآن زمان هيچ صحبتى از شركت خانمها در هيچ يك از رشته هاى اتومبيلرانى نبود. سال ۷۳ با راهنمايى عليرضا طباطبايى كه از قهرمانان ريس آقايان هستند ، براى اولين بار پيست را دور زدم و مرا به آقاى مخزنى معرفى كردند. در اوايل، تمريناتم به طور مستمر نبود و روزهايى كه هيچ كس ديگرى در پيست نبود ، چون خانمها اصلاً مجوزى براى تمرين كردن در آنجا نداشتند. سال ۷۶ گفتند خانمها به عنوان همراه مى توانند در مسابقات باشند. از همان جا جرقه اش در ذهنم ايجاد شد كه بتوانم مسابقات را به صورت جدى پيگيرى كنم تا اينكه در سال۷۸ من توانستم براى اولين بار در رالى شركت كنم به اتفاق خانم ديگرى كه نقشه خوان من بودند و اولين خانمهايى بوديم كه در مسابقه كوير يعنى مسابقه سه روزه كاملاً جدى شركت مى كرديم. البته نتوانستيم بين آقايان مقام بياوريم، اما به عنوان تنها و اولين شركت كننده خانم در اين مسابقات و اينكه صحيح و سالم به خط پايان رسيديم ! به ما كاپ و جايزه دادند و تشويقمان كردند. مسابقات به همين منوال ادامه داشت تا الآن كه در حدود دوسال است كه من كاپيتان تيمى به نام پروما هستم كه البته اعضاى تيم من آقا هستند.سال گذشته اين تيم پروما در قهرمانى كشورى اول شد.امسال هم امتياز ما آنقدر خوب هست كه فكر مى كنم كانديداى قهرمان كشورى بشويم. تقريباً دو مسابقه ديگر تا پايان امسال داريم، در اسفندماه هم جشن قهرمانان كشورى است كه اميدوارم درآنها هم بتوانم شركت كنم. دررابطه با كارتينگ هم يك سال است كه شروعش كردم، از اول امسال بود كه من در تمام مسابقات به طور جدى شركت كردم. بدترين مقامم پنجمى بود. يادم هست اولين بارى كه مسابقه دادم وچهارم شدم، همه خوشحال بودند چون من هيچ تجربه اى نداشتم ولى سماجتى كه به خرج دادم و دو سه نفر از آقايان پشت سر من مانده بودند و من اجازه نمى دادم از من سبقت بگيرند، موضوع را خيلى هيجانى كرده بود. آن روز از سماجتى كه به خرج داده بودم بسيار خوشحال بودم. هرچند كارتينگ واقعاً ورزش پرهزينه اى است، همينطور رالى ، ولى اميدوارم براى سال آينده بتوانيم اسپانسر خوب داشته باشيم كه لااقل بتواند هزينه ها را پوشش بدهد. حالا كه وقت و استعدادمان را صرف اين كار مى كنيم و قطعاً خطرهاى زيادى هم در كمين سلامتى مان هست. از طرف خانواده مخالفتى براى شركت در اين مسابقات نداشتيد؟ تا يك ماه پيش نه و هميشه تشويقم مى كردند و هر بار كه با كاپ و تقديرنامه به خانه مى رفتم همه خوشحال مى شدند ولى وقتى در مسابقه قبلى يكى از دوستان من تصادفى كرد. پدرم كه در جايگاه تماشاچى ها حضور داشت و شاهد اين ماجرا بود، ابراز نارضايتى كرد و از من خواست كه كارتينگ را كنار بگذارم. حضور خانم ها در مسابقات اتومبيلرانى كه مسابقاتى مردانه شناخته شده (به دليل حضور پررنگ تر آقايان) چقدر در شناخت توانايى هاى آنها توسط جامعه مؤثر است؟ واقعيتش اين است كه اولاً تعداد شركت كننده هاى خانم خيلى كم است ومتأسفانه ثابت نيست؛ يعنى در بعضى از مسابقات ديده مى شود كه پنج شش خانم شركت مى كنند، ولى در بعضى مسابقات هم مثلاً فقط من شركت كننده بوده ام. خب اين باعث مى شود كه آقايان اين تصور در ذهنشان ايجاد شود كه خانمها براى تفريح مى آيند و موضوع را جدى نمى گيرند و شايد واقعيتش هم همين است، چرا كه اگر به طور جدى بخواهند ورزشى را ادامه بدهند، بايد در تمام مسابقات آن شركت كنند و تلاش كنند در آن زمينه به جاهايى برسند. البته در خصوص اتومبيلرانى نبايد منكر كمبود و يا نبود امكانات شد؛ يعنى اتومبيل داشتن، تا حدودى جرأت داشتن و قواى جسمانى داشتن براى آقايان فراهم تر است تا خانمها بالاخص جسارت! خيلى از خانمها هستند كه يكى دوبار مسابقه مى دهند، اما وقتى جدى مى شود، اصطلاحاً جا مى زنند، من فكر مى كنم اگر بشود اين ورزش يك سرى اعضاى ثابت جذب كند، آنها را آموزش بدهد و تحت نظر مربيها شروع كنند و به طور جدى رقابت كنند و رقابت فقط مخصوص خود خانمها و بين خودشان وجود داشته باشد و قهرمانان اين مسابقات با آقايان مسابقه بدهند هم جذابتر است وهم حضور خانمها را بهتر مطرح مى كند. در حال حاضر در مسابقات ميدانى مى شود گفت خانمى كه مطرح باشد، نيست. فقط در مسابقات رالى آن هم بيشتر به عنوان همراه كه يك يا دو روز مى آيند و بعد از آن ديگر ديده نمى شوند و طبيعى است اين روال نمى گذارد ورزش اتومبيلرانى در رابطه با خانمها خيلى مطرح شود. البته خانم ابوالقاسمى (مسؤول امور بانوان فدراسيون) اقداماتى را در رابطه با جذب علاقه مندان به يادگيرى و شركت در كلاسهاى آموزشى انجام داده اند، كه با طى اين روند اميدوارم براى سال ديگر بتوانيم مسابقات اختصاصى بانوان داشته باشيم، كه در اين صورت فكر مى كنم خانمها حرف بيشترى براى گفتن داشته باشند والا با اين شرايطى كه تا امروز بوده هم آقايان زياد خانمها را جدى نگرفته اند و هم خود خانمها زياد اين موضوع را جدى نگرفته اند. راهى براى حضور بانوان در مسابقات بين المللى هم وجود دارد؟ زمزمه چنين چيزى هست. در جلسه اخير فدراسيون، خانم ابوالقاسمى اشاره كردند كه احتمال اينكه با كشورهاى همسايه چنين رقابتهايى داشته باشيم، هست. البته براى من از طرف ارمنستان دعوتنامه اى براى شركت در مسابقات بانوان آنجا آمده. خودم هم بسيار علاقه مندم كه بدانم در مقايسه با خانمهاى اتومبيلران ساير كشورها در چه سطحى هستم. گرچه شايد با كشورهاى اروپايى در سطح قابل قياس نباشم، اما حسن اين كار در اين است كه خودمان را محكى مى زنيم و توانايى خودمان را مى سنجيم. پس تصميم داريد كه در مسابقات خارجى هم شركت كنيد؟ هم تصميم و هم علاقه زيادى دارم، اما در ابتدا اين كار مشروط بر اين است كه مجوز فدراسيون را براى اين كار داشته باشيم. در مسابقات رالى ارمنستان كه سال پيش صورت گرفت، گفتند كلاس بانوان نداريم و نمى توانيم خانمها را براى اين مسابقات بفرستيم و من ترجيح مى دهم اگر قرار بر شركت در مسابقات خارجى است با اجازه مسؤولين فدراسيون باشد. بنابراين منتظر هستم تا اين مجوز صادر بشود. خانم علاقه مندى كه بخواهد در كلاسهاى آموزشى فدراسيون شركت كند، بايد چه ويژگى هايى داشته باشد؟ لازم نيست رانندگى اش خيلى خوب باشد. چون كسى كه آموزش نديده باشد، قطعاً خيلى خوب نمى تواند رانندگى كند. ما هم با شركت در مسابقات و تمرين و تجربه به سطح قابل قبولى رسيديم. اما به طور كلى بايد در ابتدا با فدراسيون در تماس باشند تا از شرايط عضويت باخبر شوند. من فكر مى كنم علاوه بر علاقه، جرأت و استعدادى كه دارند، بايد مقدارى تجربه رانندگى هم داشته باشند. وقتى در اين رقابتهاى اخير سوم شديد، قبل از هر كسى دوست داشتيد چه كسى باخبر شود؟ پدرم. چون مشوق اصلى من در اين راه بود؛ ولى متأسفانه چون در سرى قبلى مسابقات كارتينگ از من خواسته بود ديگر در اين مسابقات شركت نكنم، اين بار از شركت من در مسابقه اطلاعى نداشت تا از نزديك اين موفقيت را ببيند. اما خيلى دوست داشتم كسانى مثل خودروسازان داخلى لااقل فيلم اين مسابقه را ببينند؛ چون در حال حاضر بحث اسپانسر آقايان بسيار داغ است؛ حتى اسپانسرهاى خارجى هم جذب اين جريان شده اند. به طور مثال يك شركت خارجى قهرمان ريس آقايان را هشتاد هزار يورو ساپورت كرده. من فكر مى كنم اگر يك پنجم اين هزينه را براى خانمها بگذارند، مى توانند نتيجه مثبتى بگيرند؛ حداقل به امتحان كردنش مى ارزد. البته از اسپانسرهاى خارجى توقع نداريم روى اتومبيلرانى خانمها سرمايه گذارى كنند، اما از خودروسازان داخلى چرا.ناگفته نماند در حدود دوسال پيش طى رالى دوروزه اى در مشهد شركت پروتون اسپانسر من شد و ماشينى براى آن رالى دوروزه به من داد؛ در آن مسابقات تيم ما اول شد و بين خانمها دوم شدم؛ تبليغ خوبى براى آنها بود و هنوز هم عكس آن مسابقه در سايتهاى مختلف هست. اما در آخر بسيار دوست دارم اين مطلب به گوش اسپانسرها برسد و بيايند و كمك كنند چون فكر مى كنم آنها نقش مهمى در اين مسابقات دارند. به طور مثال اينكه تعداد محدودى ماشين در اختيار ورزش بانوان قرار بدهند، هزينه هاى آنها را پوشش بدهند و خواهند ديد كه خانمها درعرصه رقابت با آقايان حرفى براى گفتن دارند كه من مطمئن هستم كه دارند. اما همه اسپانسرها در حال حاضر روى برده اند به سمت آقايان و خود اين مسأله هم سرخوردگى در خانمها ايجاد مى كند وباعث مى شود كسى هم كه مستعد ومشتاق است، با خودش فكر مى كند كه شايد واقعاً اين قدر فاصله هست بين آقايان وبانوان! آرزو دارم كه اسپانسر خوبى در رالى و ريس داشته باشم تا بتوانم حرفهاى جدى ترى براى گفتن داشته باشم
|
|
|
|
|
نگاهى به امنيت اجتماعى زنان شاغل
خانه دارى بهتراست يا امنيت شغلى؟!
• ويژه نامه « ايران زنان » اين هفته را درصفحات ويژه بخوانيد.
|
|
|
مريم منافى اشتغال زنان در خارج از منزل موضوع جديدى نيست. از زمانى كه محيط كارى و خانوادگى زنان از يكديگر جدا شد و ايشان براى كار و فعاليت به خارج از خانه رفتند، به موضوع اشتغال آنان با ديدگاه جديدى نگريسته شد. اكنون بيش از دويست سال از زمانى كه زنها در قلمرو بازار كار، به توليد كالا و خدمات پرداختند مى گذرد. با وجود گذشت اين مدت طولانى، هنوز هم در اكثر كشورها، منزلت انتسابى زنان از نگرش عامل نسبت به كار آنان نشأت مى گيرد. نگرشى كه مبتنى بر جنسيت زنان و نه منزلت اكتسابى و توانايى هاى فكريشان مى باشد؟ خروج زنان از منزل و شاغل شدن ايشان، مهمترين رويدادى است كه در زندگى آنان رخ داده است. زنان در گذشته اغلب اوقات خود را در منزل و جهت انجام فعاليتهاى خانگى صرف مى نمودند، درحالى كه امروزه بخش عمده اى از فرصت هاى آنها در محيط هاى اجتماعى و شغلى مى گذرد. شاغل شدن زنان بر تعدد نقشهاى آنان كه تاكنون به عنوان مادر و همسر ايفاى نقش مى كردند و اكنون با ورود به بازار كار و اشتغال در فعاليت هاى اقتصادى اجتماعى جامعه نيز دخالت دارند افزوده و با به جاى گذاشتن اثرات قابل ملاحظه اى بر خانواده، تحولات اساسى در روابط، شكل و تركيب آنان ايجاد نموده است. زنان شاغل به علت قبول مسؤوليت هاى مضاعف اجتماعى و خانوادگى در محيط كار و خانواده همواره در معرض تنش و آسيب هاى روحى روانى قرار دارند. نگارنده در اين مجال سعى خواهد كرد عوامل مؤثر بر امنيت اجتماعى زنان را مورد شناخت قرار داده و چشم اندازى نوين از امنيت بالاخص در دو محيط خانواده و كار را ارائه دهد. توجه به آمار گزارش شده در طى سالهاى ۸۰ـ۱۳۷۵ نشان مى دهد كه در كنار رشد ۱/۳ درصدى مشاركت مردان در بازار كار، نرخ مشاركت زنان نيز رشد فزاينده اى در حدود ۳۱/۹ درصد داشته است. رشد چشمگير مشاركت فعالانه زنان در بازار كار دلالت بر ضرورت واردشدن زنان در عرصه كار و فعاليت خارج از خانه را دارد. فخرى جمشيدى جامعه شناس ،۱۳۸۱ معتقد است: چنانچه جامعه نيازمند كار زنان نبود، هرگز امكانات موجود براى اشتغال آنان را فراهم نمى ساخت. آنتونى گيدنز، نظريه پرداز معاصر جامعه شناسى (۱۳۷۸) نيز گسترش سطوح اشتغال براى زنان را در اثر افزايش كلى تعداد مشاغل در دسترس و نه نتيجه بيرون راندن مردان از مشاغلشان توسط زنان مى داند. متأسفانه هنوز تعريف مناسبى از اشتغال زن در جامعه ما وجود ندارد. پديده اشتغال زن به دنبال حركات مختلف اقتصادى اجتماعى جامعه رخ داده است. برخى از عوامل نشأت گرفته از اين دگرگونى، امنيت و آرامش خانوادگى وشغلى زنان را دچار مخاطره نموده و با مشكلاتى مواجه ساخته است. امنيت از جمله مهمترين نيازهاى بشرى محسوب مى گردد، بدون وجود امنيت، تمامى اعمال فردى و اجتماعى با بحران مواجه مى شوند، توسعه فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى جوامع بدون وجود امنيت امكانپذير نخواهد بود. اصولاً افراد بشرى جهت دستيابى به اهداف والاى انسانى و حصول خوشبختى و موفقيت در زندگى، نياز به وجود امنيت و احساس آن دارند. آبراهام مزلو در سال ،۱۹۳۴ در تئورى انگيزش خود، پس از بيان نيازهاى فيزيولوژيكى چون گرسنگى، تشنگى و ... بلافاصله نياز به ايمنى و امنيت را ذكر نموده است. امنيت اجتماعى به عنوان يكى از شاخص هاى مهم توسعه و رفاه اجتماعى عمدتاً در قالب ارائه خدمات و تسهيلاتى خاص به گروههايى از افراد و بهره مندى آنان از برخى برنامه هاى رفاهى كه در كل جنبه مادى و مجرد امنيت را حاصل مى كند، عنوان شده و به بيان احساسى و حالتى آن كمتر پرداخته شده است. تأمين نيازهاى مردمى، بهبود خدمات، اميد به آينده احترام به پايگاه اجتماعى افراد و حفظ آن و ... در محيط خانواده و كار، از مهمترين عناوينى است كه درمبحث امنيت اجتماعى مطرح مى شود. عدم تحقق برخى مفاهيم اين مقوله در خصوص جامعه زنان كه به جبر برخى شرايط حاكم بر جامعه و بعضى باورهاى فرهنگى و عرفى از حضور در برخى عرصه ها منع شده و ناديده گرفته شده اند، بيش از جامعه مردان محرز و مشخص مى باشد. زنان شاغل به دليل حضور در دو محيط خانواده و كار بيش از ساير زنان در معرض آسيبهاى ناشى از وجود و احساس ناامنى قرار مى گيرند. دور شدن مادر از منزل، معطل ماندن وظايف خانوادگى، ايجاد فاصله در روابط دوستانه مادر با همسر و فرزندان و... زمينه ساز احساس نگرانى و ناامنى در مادران شاغل بوده و بر اضطراب آنها در محيط منزل مى افزايد. براساس مطالعات روانشناسى اجتماعى، جايگاه حرفه اى يك زن به ميزان قابل توجهى متأثر از موقعيت خانوادگى و نيز ضرورت ادغام نقش ها و مسؤوليت هاى وى به عنوان يك فرد شاغل، همسر و نيز مادر است. ايفاى مجموع اين نقشها، فعاليت زن را در بيشتر موارد محدود نموده و دستيابى به پيشرفت شغلى را براى وى مشكل تر مى نمايد. بديهى است كه انتقال ناخودآگاه مشكلات كارى به محيط خانواده، تنشهاى روحى و روانى زن را افزايش داده و امنيت و آرامش خانوادگى را از وى سلب مى نمايد. نتايج پايان نامه كارشناسى ارشد نگارنده با موضوع بررسى عوامل مؤثر بر امنيت اجتماعى زنان شاغل متأهل نشان مى دهد كه زنان نقش دو عامل ۱ مشاركت مردان در انجام امور منزل و ۲ رضايت زناشويى را به عنوان دو فاكتور مهم تأثيرگذار در امنيت خانوادگى خود عنوان نموده اند. نقش اين دو عامل در امنيت اجتماعى زنان نيز مورد تأكيد قرار گرفته است. مشاركت همسر شامل نگرش مثبت به اشتغال زن و نيز همكارى با وى در انجام وظايف خانه دارى به عنوان مؤثرترين عامل در ايجاد حس امنيت و آرامش در زنان ذكر شده است. ويلموث وپانگ (۱۹۶۰) در نظريه خانواده متقارن معتقدند كه همكارى مردان در انجام امور منزل به تقارن بيشتر نقشهاى زن وشوهر در محيط خانواده منجر شده و پرداختن به فعاليتهاى يكسان و برقرارى ارتباطات بيشتر، وجوه مشترك همسران را در خصوص يافتن علاقه مندى هاى يكسان در انجام امور مختلف تقويت نموده و صميميت و دوستى زن و شوهر در نتيجه امنيت و آرامش زن در محيط خانواده را افزايش خواهد داد. از سوى ديگر كمك نمودن مردان به زنان شاغل جهت انجام كارهاى خانگى، فرصتهاى مناسبى جهت بهبود و ارتقاى شغلى آنان ايجاد نموده و امنيت شغلى آنان را افزايش خواهد داد. رضايت زناشويى به عنوان عامل مؤثر ديگر در امنيت خانوادگى و در نتيجه امنيت اجتماعى زنان عنوان شده است. پروانه دانش، كارشناس ارشد جامعه شناسى در پژوهش خود اشتغال زن را به تنهايى عامل افزايش ناسازگارى واختلاف بين زوجين و از بين رفتن امنيت و آرامش زن در محيط خانواده نمى داند بلكه عوامل ديگرى در اين زمينه تأثيرگذارند، به عبارت ديگر شاغل شدن زن و زير پا گذاشتن نظام سنتى تقسيم كار جنسى، موجب از ميان رفتن امنيت و آرامش خانوادگى زن نخواهد شد. با توجه به تكرار عوامل مؤثر بر امنيت خانوادگى زنان شاغل در امنيت اجتماعى آنان، مى توان عنوان نمود امنيت اجتماعى زنان شاغل ايرانى بيشتر از امنيت شغلى متأثر از عوامل مؤثر بر امنيت خانوادگى آنان است. بدين ترتيب شاخص هاى امنيت اجتماعى زنان در محيط خانوادگى و در ارتباط باهمسر و فرزندان محقق شده و مصداق واقعى خواهد يافت. محيط خانواده نخستين و اساسى ترين عامل در تكوين شخصيت همسران و فرزندان و زمينه ساز رشد و بلوغ جسمانى، اخلاقى، اجتماعى، عقلانى، عاطفى و روانى آنان مى باشد. تأمين نيازهاى روانى متقابل اعضاى خانواده، به ويژه همسران از جمله وظايف مهم و اساسى خانواده محسوب مى گردد. مشاركت و همكارى در انجام امور مختلف، داشتن روابط دوستانه و صميمى با يكديگر، رضايت از زندگى زناشويى، همدردى و هم حسى در مقابله با مسائل و مشكلات پيش آمده، شريك بودن در غم و شادى يكديگر و... از جمله عواملى است كه در افراد ايجاد سكون و آرامش نموده و در رضامندى و بهره مندى افراد از احساس امنيت مؤثر خواهد بود. همسران مى توانند در محيط خانواده با ابراز علاقه و محبت بجا و به موقع به يكديگر وبهره گيرى از بيانى مناسب و شايسته و برقرارى ارتباط انسانى مؤثر و توجه به نيازهاى اخلاقى، عاطفى، اجتماعى، روانى و جسمى يكديگر، خود را از دغدغه تنهايى و محروميت رهايى بخشند و موجبات سازگارى و هماهنگى را در يكديگر فراهم نمايند. اين امر موجب تعالى جنبه هاى مثبت انسانى افراد گرديده و در احساس امنيت و آرامش آنان نقش مؤثرى را ايفا خواهد نمود.
|
|
|
|
|
ميهمان زنان
هويت دارم ونگران اين نسل هستم
منيژه حكمت دوماهى مى شود كه قرار است براى بخش زنان روزنامه ايران يادداشت بنويسم، هر بار كه تصميم مى گيرم بنويسم، ذهن هزارپاره من نمى داند به كدام سو قلم را بكشاند. ازاميدها بنويسد يا از نا اميديها، ازدغدغه ها بنويسد يا از بيم ها وهراس ها، از مطالبات زنانى بنويسد كه قصد بيرون آمدن از خانه را دارند يا از مطالبات خودم به عنوان يك شهروند درجه دو. بخشى از ذهنم كه محافظه كار است، مدام سانسور مى كند واجازه پيشروى قلم را نمى دهد وهرچه بنويسم رويش خط مى كشد. ولى آن بخش از ذهن كه درگذر از اتفاقات نامفهوم و ؟؟؟؟؟؟ درحال گم شدن است، مى خواهد خودش را به رخ بكشد و حركت قلم را به اختيار بگيرد. دراين جنگى كه توى ذهن راه افتاده خطوطى نوشته مى شوند كه مدام خط مى خورند. من تلاش مى كنم كه آن گوشه هاى ترسيده ذهنم را تقويت كنم. شايد تنها راه رهايى، مبارزه با ساختارهاى قبيله اى ذهن هايمان باشد، ساختارى كه درگستره خود اجازه خواستن حق ها را نمى دهد ؛ حق ابراز وجودكه هستم ، هويت دارم، كه نگران اين نسلم و نگران پاسخ هاى بى جوابشان ، دلهره هاشان و دغدغه هاشان ونگران حرمت به انديشه وتفكرشان. مى دانم كه اگر نقش واقعى خودم را پيدا كنم. ذهنم دوباره فعال مى شود و برتمام بخش هاى محافظه كار وسانسورچى خود خط بطلان مى كشد.
|
|
|
|