دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۳ - ۷ ذيقعده ۱۴۲۵
Mon, Dec 20, 2004
حوادث
سال دهم - شماره ۳۰۰۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
از سوى قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى
استان تهران صورت خواهد گرفت
با دستور داديار جنايى صورت گرفت
دستگيرى مأمور قلابى صدور گواهينامه رانندگى
كلاهبردار حرفه اى كه با معرفى خود به عنوان مسؤول صدور گواهينامه رانندگى، از شهروندان بجنوردى اخاذى مى كرد، ديروز به دام افتاد.
اين كلاهبردار سابقه دار كه در نقش يكى ازمتصديان صدور گواهينامه ، اقدام به اخاذى و دريافت وجوه نقد از افراد ساده دل در شهرستان بجنورد مى كرد، در مخفيگاه خود به دام افتاد.اين متهم ۵۴ساله در مورد شگرد كلاهبردارى خود به مأموران گفت: «من با معرفى خود به جاى يكى از مسؤولان راهنمايى و رانندگى اين شهر به افراد ساده لوح مراجعه مى كردم و پس از جلب اطمينان آنان و دادن قول مساعد براى تهيه گواهينامه در زمانى كوتاه تر، از آنها پول مى گرفتم و پس از گذشت مدتى از شهر خارج و در مخفيگاهم پنهان مى شدم تا آبها از آسياب بيفتد.»اين متهم كه در مراحل بازجويى به چند فقره كلاهبردارى با مبالغ كلان اعتراف كرده، براى تحقيقات بيشتر تحويل مراجع قضايى شد.

.
يك پرونده سياه ديگر
ودستگيرى شرور فلاح
194358.jpg
گروه حوادث: دوپسر ۱۸ ساله روى صندلى هاى دادگاه نشسته اند.هنوز هم وقتى مى خواهنداز آنچه به سرشان آمده است بگويندبا ترس و شرم حرف مى زنند.
با اين شكايات شرور منطقه فلاح به نام «مهدى كافر» دستگير و در دادسراى عمومى و انقلاب فرودگاه مهرآباد تحت بازجويى قرار گرفت.به گزارش خبرنگار ما۶، آذرماه سال جارى در حاليكه «مهدى كافر» از چند ماه پيش تحت تعقيب بود، ساعت دو بامداد پس از اينكه مأموران دايره اطلاعات كلانترى ۱۶۱ در جريان قرار گرفتندكه وى در خيابان سورى در منطقه فلاح مشاهده شده است، بلافاصله در قالب يك اكيپ به سرپرستى مهدى يوسفى به اين محل اعزام ووى را دستگير كردند.با دستگيرى اين شرور پرونده وى به دادسراى ويژه فرودگاه ارجاع شد و بنابر اهميت پرونده به دستور جعفرصابرى زفرقندى معاون دادستان وسرپرست دادسراى فرودگاه در اختيار داديار شهبازى قرار گرفت.يكى از شاكيان كه ۱۸ سال دارد در خصوص شكايت خود به داديار شهبازى گفت: من كنار در خانه مان ايستاده بودم كه مهدى كافر پيش من آمد و گفت بيا با هم برويم من جايى كار دارم چون او را مى شناختم و هم محله اى بوديم سوار موتورش شدم. بين راه يك نفر ديگر را هم سوار كرد. مهدى كافر مرا به خانه اش در سجاد شمالى برد و با تهديد كردن چاقو مورد تجاوز قرار داد. پسر ديگرى كه ۱۷ ساله است درمورد شكايتش گفت: درست سه ماه پيش بود كه او مرا به بهانه انجام كار به پشت خط آهن برد. در آنجا دو تن از دوستانش هم بودند. هيچ كس ديگر آنجا نبود. چاقو و قمه اى را نشانم داد و درخواست غيراخلاقى اش را گفت من. مخالفت كردم ولى او شروع كرد به ضرب و شتم من. چند ضربه محكم به سر و صورتم وارد كرد و بعد وقتى ديد حاضر نيستم كه تن به خواسته حيوانى اش بدهم با لگد ضربات محكمى را به ناحيه شكمم وارد كرد. براثر شدت اين ضربات دچار درد شديدى شده بودم . اوو يكى از آن كسانى كه همراهش بودند به من تجاوز كردند.وى گفت: با ناراحتى و درد بسيار به خانه برگشتم ولى به خاطر آبرويم هيچ حرفى به خانواده ام نزدم.تااينكه براثر ضرباتى كه به شكم من وارد شده بود، دچار ناراحتى بيشترى شدم وخانواده ام مرا به بيمارستان بردند . در بيمارستان ناچار تمام حقايق را به مادرم گفتم.مادر اين پسر گفت: من هم از مهدى كافر شكايت دارم. به خاطر ضرباتى كه او به پسرم وارد كرده بود، مدتى در بيمارستان بسترى وتحت عمل جراحى قرارگرفت. حالا هم با وجود گذشت چند ماه هنوز دچار بيمارى و تحت نظر پزشك است. ما علاوه بر هزينه هاى زيادى كه كرده ايم از ترس آبرويمان حرفى به كسى نزده ايم ولى حالا كه اين جوان شرور دستگير شده از او شكايت داريم.به گزارش خبرنگار ما، به علت وجود گزارش هاى ديگر مبنى بر تكرار اين عمل غيراخلاقى توسط جوان شرور و سابقه وى در شرب خمر، عربده كشى ،ايجاد مزاحمت ،زورگيرى و شكستن آينه مسجد با سر به دستور داديار شهبازى براى وى قرار صادر شد و تحقيقات بيشتر در اين زمينه آغاز شد.
شكايت داماد از فيلمبردار مراسم عروسى
گروه حوادث: يك تازه داماد به خاطر ناپديد شدن فيلم عروسى اش از فيلمبردار مراسم شكايت كرد.
اين پسر جوان هفته گذشته با مراجعه به كلانترى ۱۳۴ شهرك غرب با ارائه شكايتى اعلام كرد: من كارشناس بيمه هستم و دو ماه قبل با دختر مورد علاقه ام ازدواج كردم. از طريق يكى از بستگانم با يك فيلمبردار كه در شهرك غرب بود آشنا شدم و پس از صحبت هاى مقدماتى قبول كرد تا در قبال دريافت مبلغ ۵۰۰ هزار تومان از مراسم عروسى مان فيلمبردارى كند و من هم به عنوان بيعانه ۲۰۰ هزار تومان به او دادم.
وى ادامه داد: عروسى مان را در يك خانه ويلايى برگزار كرديم و فرداى آن روز به همراه همسرم به ماه عسل رفتيم ولى بعد از ۴ روز فيلمبردارمان با من تماس گرفت و گفت فيلم عروسى مان به سرقت رفته است و بايد براى شكايت همراه او به كلانترى بروم. بلافاصله خودم را به تهران رساندم ولى زمانى كه به كلانترى رفتيم در آنجا وى با اظهارات ضد و نقيض اعلام كرد پس از مجلس عروسى ما براى فيلمبردارى از جشن عروسى ديگرى به بزرگراه نيايش رفته و زمانى كه از آنجا باز مى گشته فيلم عروسى ما به همراه تعدادى از عكس هاى من و همسرم و مقدارى لباس از ساكى كه پشت وانت گذاشته بوده به بيرون افتاده و ناپديد شده است.
تازه داماد در حالى كه خيلى ناراحت بود ادامه داد: آرزوى هر زوج جوانى اين است كه از عروسى شان فيلم و عكسى داشته باشند ولى به خاطر سهل انگارى فيلمبردار ما براى هميشه از داشتن چنين چيزى محروم شديم و من نگران هستم كه مبادا از اين فيلم سوءاستفاده شود.
به گزارش خبرنگار ما، با اعلام شكايت اين پسر جوان به دستور بازپرس دادسراى سعادت آباد مأموران كلانترى ۱۳۴ با احضار فيلمبردار تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز كردند.
زندگى با استاد دانشگاه فقط۶ ماه دوام داشت
گروه حوادث: يك استاد دانشگاه كه پس از دادن وعده به يكى از دانشجويانش با او ازدواج كرده بود، پس از ۶ ماه زندگى مشترك اعلام كرد عاشق دانشجوى ديگرى شده است.
اين زن جوان در حالى كه به شدت گريه مى كرد با مراجعه به دادگاه خانواده گفت: در يكى از رشته هاى مهندسى در دانشگاهى تحصيل مى كردم كه يكى از استادانم كه حدود چهل سال از من بزرگتر بود، از من خواستگارى كرد. ابتدا مخالفت كردم ولى به علت احترام خاصى كه براى او قائل بودم كم كم جذب محبت هايش شدم و فريب حرفهايش را خوردم.
وى اضافه كرد: او در اين مدت براى من توضيح داد كه قبلاً ازدواج كرده است ولى همسرش چندى پيش براثر بيمارى در گذشته و جان سپرده است و تنها فرزندشان هم براى تحصيلات به خارج از كشور رفته است و او در تنهايى به سر مى برد.
اين زن جوان گفت: از اينكه مى ديدم انسانى درجايگاه علمى او تا اين اندازه تنها و دچار استيصال است، ناراحت شدم و حاضر شدم به درخواست هاى مكرر او براى ازدواج پاسخ مثبت بدهم. از آنجا كه او ادعا مى كرد اهل تجملات نيست و هرچه كه در زندگى دارد به من تعلق دارد حاضر شدم مهريه ام را براساس يك رابطه عاشقانه پاك بنا بگذارم و به اين علت يك سفر حج و روزى ۲ شاخه گل را به عنوان مهريه تعيين كرديم.
وى ادامه داد: با اينكه خانواده ام با اين ازدواج و با اين مقدار مهريه مخالف بودند، با اين حال من به نوعى روى ازدواج با استاد دانشگاه پافشارى كردم تا اينكه ازدواج مان به صورت خيلى ساده برگزار شد و من از شش ماه قبل پاى به خانه اش گذاشتم. در اين مدت ۶ ماه كم كم رفتارش با من عوض شد و مدتى پيش بود كه به من گفت: از زندگى با تو خسته شده ام و عاشق يكى ديگر از دانشجويانم شده ام و تا او را به عنوان همسرم به خانه نياورده ام دنبال طلاقت برو و از من جدا شو.
به گزارش خبرنگار ما اين استاد دانشگاه به دادگاه احضار شد تا علت اين جدايى روشن شود.
قاضى دادگاه با هشدار به دختران جوان گفت: مهريه اين خانم مبهم و داراى ارزش بسيار پايينى است و روشن است كه همسر وى از ابتدا با طرح نقشه اى فريبكارانه در پى اجراى اهداف خود بوده است. هزينه سفر حج يك ميليون و نيم مى شود و نوع گل نيز مشخص نيست تا ارزش مادى آن دقيقاً تعيين شود و طبق قانون ما بايد از مرد نوع گل را بپرسيم و براساس آن ارزش روزى ۲ شاخه گل را در مدت ۶ ماه براى اين عروس جوان تعيين و به مهريه اش اضافه كنيم كه مبلغ زيادى نخواهد شد
از سوى قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى
استان تهران صورت خواهد گرفت
محاكمه فوق العاده
عامل۴جنايت هولناك
194364.jpg
گروه حوادث: پرونده جنايات يك مرد كه خواهر و برادرى روستايى و دو پسر خردسال خود را به قتل رسانده است به صورت فوق العاده از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران رسيدگى خواهد شد.
اين مرد متهم است با همدستى همسرش در جنايتى پيچيده خواهر و برادر جوانى به نام هاى ابراهيم و فاطمه شاهسوند را به قتل رسانده و پس از آن دو كودك خود به نام هاى «عماد» و «امير مهدى» را كه شاهد جنايت پدرشان بودند به طرز فجيعى از پاى در آورده است. بنا به اين گزارش، شامگاه دوشنبه سوم شهريورماه سال جارى زن جوانى كه از غيبت همسر و دو پسرش نگران شده بود هراسان به خانه پدر شوهرش واقع در ورامين رفت، او در كوچه وقتى از شوهرش شنيد كه زن برادرش دو پسرش را به حمام برده است خود را به داخل خانه رساند و در حمام با اجساد عماد ۱۱ ساله و اميرمهدى ۶ ساله مواجه شد.با فريادهاى مادر اين كودكان وقتى همسايه ها به داخل خانه ريختند و با صحنه جنايت خانوادگى روبرو شدند پليس را در جريان قرار دادند.كارآگاهان در تحقيقات تخصصى براى يافتن انگيزه پدر دو قربانى دريافتند سر نخ اصلى در اختيار همسر قاتل فرارى است. اين زن در بازجويى ها ابتدا به پنهانكارى پرداخت و تنها در خصوص روز قتل بچه هايش ادعا كرد كه «اسماعيل» به بهانه خريد ساندويچ دو قربانى را از خانه مادرزنش خارج كرده است و با طولانى شدن اين غيبت چون چندين بار از زبان شوهرش شنيده بود كه مى خواهد بچه ها را به قتل برساند نگران شده و به خانه پدرشوهرش رفته است. كارآگاهان در رديابى هاى پليسى پى بردند «اسماعيل» به روستاى گچه در حوالى سيمين دشت فيروزكوه فرار كرده و با يك مرد افغانى به نام «غلامحسين» به خانه مرد جوانى كه «بابك» نام دارد پناه برده است.
وقتى مأموران براى دستگيرى قاتل فرارى به محل پنهان شدن او اعزام شدند پى بردند «بابك» همان مردى كه چند روزى به «اسماعيل» پناه داده بود به دادگسترى شهر پيشوا مراجعه كرده و پرده از راز جنايتى ديگر برداشته است.
با اعترافات وى مشخص شد كه چندى پيش مردى به نام «ابراهيم شاهسوند» را به بهانه پيدا كردن گنج به ارتفاعات اطراف روستا برده و او را به قتل رسانده اند و در اين جنايت مردى افغان به نام «جعفر» نيز شركت داشت.
پليس وقتى اسكلت «ابراهيم» از زير خروارها خاك بيرون كشيده شد ابتدا «جعفر» را دستگير كرد و با اعترافات وى به دو چهره بودن مادر بچه ها پى برد و مشخص كرد اين زن در ماجراى قتل خواهر و برادر روستايى نقش داشته است. همسر قاتل فرارى وقتى ديد راز هولناكش فاش شده است ناگفته ها را به زبان آورد و ادعا كرد پس از دوستى پنهانى با پسرى به نام «ابراهيم» كه به عنوان مسافر سوار خودرواش شده بود وقتى شوهرش پى به اين دوستى برد نقشه اى طرح كردند و در حالى كه در عقد قاتل فرارى بود با معرفى او به عنوان دايى اش به ازدواج «ابراهيم» درآمد.وى ادامه داد: «در سرى دوم نقشه خواهر «ابراهيم» را براى برادرم كه يكى از دوستان شوهرم نقش آن را بازى مى كرد خواستگارى كردم و با وجود مشخص شدن تاريخ عقد و عروسى به بهانه اينكه برادرم به شهرستان رفته است با تهيه جهيزيه براى خواهر ابراهيم، او را به شهرستان برديم و در آنجا «فاطمه» را با خوراندن داروى بيهوشى نيمه جان كرديم و به قتل رسانديم.»
اين زن در خصوص قتل «ابراهيم» گفت: «ابراهيم را به روستاى «گچه» برديم او نمى دانست كه خواهرش به قتل رسيده است. از وقتى اين مرد را نيز كشتيم شوهرم از دو پسرم كه شاهد قتل خواهر ابراهيم بودند مى ترسيد تا اينكه آنان را نيز به قتل رساند.»صبح روز پنجشنبه ۱۶ بهمن ماه سال ،۸۲ قاتل فرارى در يك تعميرگاه موتوسيكلت در كرمانشاه شناسايى و دستگير شد و در بازجويى ها پذيرفت دو كودك خردسالش و خواهر وبرادر روستايى را به قتل رسانده است و ادعا كرد از سوى همسرش جادو شده بود.بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، پرونده اين جنايت هولناك به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد و پنج قاضى به رياست قاضى عزيزمحمدى در وقت فوق العاده به آن رسيدگى خواهند كرد.
پارچه سبز بهانه سرقت بود
194349.jpg
گروه حوادث: زن جوانى كه با شگرد ويژه اى اقدام به جيب برى در حرم «بى بى شهربانو» مى كرد، دستگير شد.راز اقدامات اين زن ۲۸ساله هنگامى فاش شد كه در آخرين سرقت، كيف از دست او روى زمين افتاد.
وى كه با داد و فريادهاى آخرين طعمه اش توسط مأموران حراست حرم بى بى شهربانو بازداشت شده است وقتى براى بازجويى هاى قضايى به شعبه سوم بازپرسى انتقال داده شد، ضمن به گردن گرفتن اتهام خود ادعا كرد، از ۴ماه قبل شوهرم با داشتن سه فرزند مرا رها كرده و رفت، به هر جايى كه فكر مى كردم بتوانم نشانى از او به دست آورم سر زدم، ولى نتوانستم او را بيابم چون مدتى است از يكى از استانهاى جنوبى كشور به تهران آمده ايم كسى را نداشتم بتوانم پول قرض بگيرم. كارى هم بلد نبودم.چون حرم بى بى شهربانو در نزديكى خانه مان بود وقتى به آنجا رفته بودم فكر سرقت و جيب برى به سرم زد. تكه پارچه هاى سبز رنگى را تهيه كردم. هركس براى زيارت به داخل حرم مى آمد تكه پارچه اى به او مى دادم و مى خواستم براى بر آورده شدن حاجات خود به ميله هاى حرم ببندند. آنها وقتى سرگرم گره زدن پارچه بودند از فرصت استفاده كرده و كيف پولشان را مى دزديدم.در آخرين سرقت وقتى اين زن كيف پول زائر جوانى را دزديد، به خاطر ازدحام جمعيت كيف سرقتى از دست او افتاد و رازش فاش شد.به دستور بازپرس «ابراهيمى» متهم تا انجام تحقيقات تكميلى با صدور قرار قانونى در اختيار پليس آگاهى شهررى قرار گرفت.
نشت گاز، زوج جوانى را به كام مرگ برد
براثر نشت گاز منواكسيد كربن زن و شوهر جوانى در زيرزمينى كه محل سكونت آنها بود جان باختند.به گزارش ايسنا اين حادثه در منطقه «تهرانسر» در حالى رخ داد كه زن جوان پس از استحمام به محض استشمام بوى گاز بى هوش شده و جان باخت، اين در حاليست كه همسر اين زن نيز دقايقى قبل جان باخته بود.به گزارش ايسنا، تنها كودك يكساله اين زوج به طرز معجزه آسايى از مرگ نجات يافت. مأموران آتش نشانى علت وقوع حادثه را عدم اتصال اصولى لوله دودكش آبگرمكن ديوارى با دودكش ساختمان اعلام كردند.
دستگيرى داماد در شب حنابندان
گروه حوادث: داماد جوان در حالى كه در مراسم حنابندان كنار عروس نشسته بود از سوى پليس به اتهام كلاهبردارى بازداشت شد.
اقدامات پليس آگاهى اراك به دنبال دريافت شكايت هايى مبنى بر اينكه اين فرد با راه اندازى شركتى تحت عنوان تحويل خودرو با بهره پايين از متقاضيان كلاهبردارى كرده است، انجام گرفت.اين متهم ۲۴ ساله در بازجويى هاى پليس اعتراف كرد: بيش از ۲۰ هزار فيش ۵ هزار ريالى بابت تحويل خودرو فروخته است.وى ادامه داد: با گذشت زمان با شماره تلفن هاى متقاضيان تماس گرفته و به آنها مى گفتم شما برنده يك دستگاه خودرو شده ايد و بايد مبلغى به حساب شركت واريز كنيد. چون فرصت زمانى براى آنها تعيين مى كردم، آنان هم به سرعت پول ها را واريز مى كردند.براساس تحقيقات پليس متهم از سال ۸۱ تاكنون از ۲ هزار نفر كلاهبردارى كرده و هيچ خودرويى تحويل نداده و با هيچ شركت خودروسازى قرارداد نداشته است. تحقيقات پليس درباره اين متهم و سه همدست او آغاز شده است.
با دستور داديار جنايى صورت گرفت
توقيف ۱۴ پيكان آلبالويى رنگ
براى دستگيرى راننده هوسران
گروه حوادث: پليس موفق به دستگيرى مردى شده است كه دخترى را به جنگل لويزان كشانده وبه او تجاوز كرده است.
اين مرد ازتابستان سال جارى وقتى پليس به شناسايى پيكان هاى آلبالويى رنگ درتهران پرداخت ، تحت تعقيب قرار گرفت.بنابه اين گزارش؛ دختر ۱۸ ساله اى وقتى دربرابر داديار قندى زاده درشعبه پنجم دادسراى امور جنايى تهران قرارگرفت ادعا كرد درشرق تهران وقتى سوار پيكان مسافركشى شده است با تهديد چاقوى راننده آن تسليم خواسته شيطانى اش شده است.اين دختر گفت: راننده كه پسر ۲۷ ساله اى بود من را به زور به جنگل هاى لويزان برد و بدون اعتنا به التماس هايم به من تجاوز كرد . درتحقيق از اين دختر جوان ، پليس به شماره خودروى پيكان آلبالويى رنگى دست يافت وداديار قندى زاده دستور داد همه پيكان هاى آلبالويى رنگ درسطح تهران توقيف شوند.بدين ترتيب ، توقيف پيكان هاى آلبالويى رنگ در رايانه پليس ثبت شد وكارآگاهان با وجوددستگيرى رانندگان ۱۴ پيكان آلبالويى رنگ به راننده هوسران نرسيدند تا اينكه يكى از مظنونان ادعا كرد خودرواش براى مدتى دراختيار يك مكانيك بوده است.وقتى اين مكانيك بازداشت شد، پليس با مقايسه مشخصات ظاهرى او واطلاعاتى كه دختر جوان دراختيارشان قرارداده بود مطمئن شد مكانيك همان راننده هوسران است. مرد مكانيك تحت بازجويى قرارگرفت وقاطعانه آشنايى با دختر جوان وتعرض به او را منكر شد وادعا كرد ازخودروى پيكان آلبالويى رنگ هيچ گونه استفاده اى نكرده است.بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما ؛ داديار قندى زاده با صدور دستور بازداشت از پليس خواسته است به مواجهه دختر جوان ومرد مكانيك اقدام كنند تا آخرين ابهامات دراين پرونده دلخراش از بين برود.
گازگرفتگى مرگبار داخل تاكسى گازسوز
گروه حوادث: يك راننده تاكسى وقتى شيشه هاى خودروى گازسوز خود را بالا داد تا برگشتن مسافرانش بخوابد دچار گازگرفتگى شد و جان باخت.ظهر شنبه ۲۸ آذرماه، دو مسافر با تاكسى گازسوزى به كيانشهر رفتند و از راننده تاكسى خواستند ساعتى تا برگشت آنان توقف داشته باشد.آنان وقتى براى سوارشدن به تاكسى برگشتند ديدند كه راننده خوابيده است. هرچه تلاش كردند او را بيدار كنند متوجه شدند كه با انتشار گاز داخل خودرو او جان باخته است.
قتل در نزاع دسته جمعى
گروه حوادث: يك مرد كه در جريان نزاع دسته جمعى هدف ضربات چاقو قرار گرفته بود از پاى درآمد.اين جنايت ساعت يك بامداد ديروز - يكشنبه ۲۹ آذر ماه - در خيابان ابوذر تهران رخ داد و در آن پسرى به نام «احمدرضا» كشته شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |