دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۳ - ۷ ذيقعده ۱۴۲۵
Mon, Dec 20, 2004
گفت و گو
سال دهم - شماره ۳۰۰۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
گفت و گو با رئيس موزه ملى ايران (بخش دوم و پايانى)
فناوريهاى قرن ۲۱ در خدمت امنيت
حميده احمديان راد
فجايع ناشى از جنگ همچنان ادامه دارد، اما بشر هنوز به تكامل تكنيكها و ابزار جنگى مى انديشد. رشد روزافزون علوم و فناورى به سرعت نحوه تأمين امنيت ملى و شكل ظاهر جنگها و البته نه ماهيت و انگيزه هاى آنها را تغيير مى دهد.
گزارش نوامبر ۲۰۰۱ سازمان سيا درباره سناريوهاى مختلف مربوط به توسعه فناورى تا سال ۲۰۱۵ اهميت علوم و فناورى را در تأمين امنيت ملى نشان مى دهد.
در اين گزارش آمده: «كارشناسان تأكيد دارند امنيت ملى و اقتصادى آمريكا در سالهاى پيش رو بى هيچ شبهه اى به ادامه رهبرى جهانى اين كشور در عرصه ابداع و علوم و فناورى زنجير شده است.»
به همين دليل دولت بوش اعلام كرده است در سال مالى ۲۰۰۳ در مقايسه با سالهاى قبل، بيشترين حق تقدم به سرمايه گذارى در علوم، مهندسى و تعليم و تربيت داده شده است. انستيتو ملى استاندارد و فناورى آمريكا سال ۲۰۰۳ از اجراى ۷۵ برنامه علمى مرتبط با دفاع عليه تروريسم پشتيبانى كرد. در اين راستا تيم كارى بوش معتقد بود براى حفاظت از سلامتى شهروندان آمريكايى و تأمين امنيت اقتصادى، ملى و حفاظت از مرزها فناوريهاى اطلاعاتى پيشرفته مورد نياز است. با همين توجيه، اصطلاحاً در جنگ عليه تروريسم، سرمايه گذارى زيربنايى دولت آمريكا در گسترش فناوريهاى اطلاعاتى و سلاحهاى پيشرفته افزايش يافت. فناورى اطلاعاتى (IT) عرصه اى است كه آمريكاييان اصرار دارند بايد به سرعت و به طور مداوم توسعه يابد تا رهبرى تكنولوژيكى آمريكا براى تأمين امنيت ملى و توسعه اقتصادى حفظ شود.
واقعيت اين است كه كشورهاى جهان دستيابى به فناوريهاى نوين براى پيروزى در عرصه هاى نبرد مستقيم، بهره برداريهاى اطلاعاتى، بيوتروريسم، اطلاعات جاسوسى و تحليل آنها واقعيت سيستمهاى ساختارى ديجيتال براى نظارت بر موزه هاى ملى و... را در قرن ۲۱ لازم مى دانند.
گسترش فناورى براى دارندگان آن زمينه سلطه سريع نظامى بر حريف همزمان با كاهش وابستگى به قدرت جسمى بشر را فراهم مى كند. در عين حال فضاى مانور دسته هاى نظامى نيز افزايش مى يابد. به كارگيرى روباتها و اتوماتيك شدن سلاحها ضعف بشر را در نبرد جبران مى كند، موقعيتهاى ريسك پايين مى آيد و سيستم كارايى بيشترى پيدا مى كنند. ماهواره هاى حساس به نشانه هاى مشكوك و تغييرات آب و هوايى به پاسخگويى به حملات تروريستى كمك مى كنند. ميزان پيشرفت رايانه ها و فناورى اطلاعاتى به لطف توسعه توانايى ترانزيستورها هر ۱۸ ماه افزايش مى يابد و رايانه هاى پيشرفته براى ذخيره اطلاعاتى و تجزيه و تحليل جاسوسى و بهبود عملكرد سيستمهاى دفاعى و واكنش در زمان بحران تواناتر مى شوند. رمزنگارى پيشرفته و ترجمه زبان و تشخيص رمزهاى سخنرانى در عمليات مشترك از جمله فناوريهاى جديد براى ايجاد ارتباطات امن هستند. ايجاد شبكه هاى خود التيام يابنده پس از صدمات احتمالى در شبكه هاى بى سيم و باسيم و بهبود سيستم سلاحهاى خودكار، طراحى نرم افزار با اطمينان بالا براى سيستمهاى موشكى در هنگام بحران از موارد ديگر كاربرد فناورى براى تأمين امنيت است.
شكل و كارايى سلاحها نيز دستخوش تغييراتى مى شود. جريانات اطلاعاتى با استفاده از امواجه، تصاويرى چند طيفى به دست مى دهند و چارچوب زمانى كنش ها و واكنش ها به ميلى ثانيه خواهدرسيد، در نتيجه سلاح هاى هوشمند براى واردآوردن ضربات دقيق و اصطلاحاً جراحى مانند تواناتر خواهندشد. ماشين هاى جنگى بدون راننده و بى نياز از نيروى انسانى گسترش پيدا مى كنند و هواپيماها نيز ازا ين روش بيش از پيش سود خواهندبرد. ابعاد ماشين هاى جنگى نيز كوچك مى شود. كاهش جثه ماشين هاى جنگى هزينه محصولات نظامى را پايين مى آورد. اين ماشين ها مقابل آتش مقاوم خواهندشد. كشتى ها و زيردريايى ها هم از اين تركيبات جديد سود مى برند. بيشتر اين پيشرفت ها در حوزه نظامى مرهون «نانوتكنولوژى» است.
ايجاد امنيت با استفاده از نانوتكنولوژى
نانو تكنولوژى ، يكى از شش فناورى راهبردى قرن ۲۱است. محققان احتمال مى دهند اين شش فناورى تأثيربزرگى برامنيت ملى كشورها باقى بگذارد. اين فناورى ها عبارتند از: ژن درمانى، ارتباطات بى سيم، درك تصوير (Image understanding) ، شبيه سازى و اندام سازى به شكل سفارشى (tailored organism) ميكرو الكترومكانيكال و نانو تكنولوژى.
از ميان اينها نانوتكنولوژى قرن ۲۱ را با «اتم» درهم خواهد آميخت. گسترش نانوالكترونيك با ايجاد امكانات براى احاطه بيشتر براطلاعات به مانورهاى نظامى قدرت و دقت بيشترى مى دهد. افزايش استفاده از سيستم اتوماسيون روبات ها ضعف بشرى را در امور نظام جبران مى كند و از خطرات احتمالى برسر راه دسته هاى نظامى مى كاهد و عملكرد ماشين هاى نظامى را بهبود مى بخشد. با كار برروى سيستم هاى نانوتكنولوژى چندهزار پوند از وزن هواپيماهاى پرنده بى خلبان كاسته مى شود. نتيجه آنكه اين هواپيماها مى توانند مأموريت هاى طولانى ترى انجام دهند و چابكى جنگنده هادر مانورها افزايش مى يابد. هواپيماهاى جنگى آينده ديگر به خلبان متكى نخواهندبود كه اين امر اثربخشى مأموريت ها را افزايش مى دهد. در واقع نانو تكنولوژى به معناى وزن سبك، قدرت بالا و عملكرد بهتر براى ماشين ها و مأموريت هاى نظامى است كه احتمال شكست و ريسك را پايين مى آورد. بهبود سنسورها نيز حساسيت در مقابل حملات موشكى، بيولوژيكى و شيميايى را افزايش مى دهد. طراحى سيستم هاى مورد استفاده در مونيتورينگ موشكى بهبود مى يابد و تركيب نانوتكنولوژى و ميكرو الكترومكانيكال كنترل سيستم هاى دفاع موشكى را نيز بهتر مى كند.
يك سناتور آمريكايى مى گويد: «نانو تكنولوژى، ظرفيت زيادى براى جنگ با توريسم ايجاد مى كند.»
دو مؤلف آمريكايى نيز كتابى با عنوان «نانوتكنولوژى و امنيت سرزمين؛ سلاح هاى جديد براى جنگ هاى جديد» روانه بازار كرده اند و در اثر خود راه هايى را پيشنهاد كرده اند كه بر اساس آنها مى توان مقابل تروريسم و تهديدهاى امنيتى مانع ايجاد كرد. در اين كتاب توضيح داده مى شود كه نانوتكنولوژى چگوه شكل جنگ عليه تروريسم را تغيير مى دهد: «سلاح هاى حساس ساخته شده بر اساس نانوتكنولوژى، سريع و ارزانند واز آزمايش مقابل مواد منفجره، تشعشعات، سلاح هاى كشتار جمعى و آلودگى هاى غذايى و آب سر بلند بيرون آمده اند. نانو امكان استفاده از مواد هوشمندى را مى دهد كه درم قابل حملات از خانه ها، ادارات و... پاسدارى مى كنند. تحقيقات مبتنى بر بيومديكال بر پايه نانو انقلابى در معالجه اثرات حملات شيميايى وبيولوژيكى و حملات شوك آور و روانى ايجاد مى كند. تكنولوژى توليد انرژى مبتنى بر نانو به وابستگى جهان به نفت خاتمه مى دهد. تأثيرات ناشى از وارد آمدن صدمه به سيستم هاى آب و هوايى و تروريسم زيست محيطى با فناورى نانو خنثى مى شود و بهبود مى يابد...»
همچنين محققان پيش بينى مى كنند در جنگ هاى آينده سربازان تأثيرگذارتر مى شوند و با پيشرفت فناورى نانو حتى حملات سرزمينى متوقف مى شود. تيم هاى مسؤول مبارزه با بلاياى انسانى و دارويى در هنگام جنگ هاى شيميايى و بيولوژيكى، از تلاقى بيولوژى، شيمى و فيزيك در مقياس نانومتر استفاده شايانى مى كنند. تكنيك «بيونانوديوايس» عامل بيمارى هاى خطرناك شيوع يافته توسط دشمن و نيز تأثيرات سلاح هاى شيميايى و بيولوژيكى را فوراً در يك جا جمع و كنترل و به اصطلاح «بسته بندى» مى كند.
تكنيك «نانواستراكچر» اثر حملات شيميايى به آب و هوا را كم مى كند و حتى تلاقى نانو الكترونيك با بيولوژى مولكولى قدرت گيرنده هاى بدن را مقابل بيمارى ها افزايش مى دهد و عملكرد و توانايى واكنش حواس پنج گانه را براى حفاظت از شخص بالا مى برد.
طيف كاملى از پيشرفت هاى نانو تكنولوژى در عرصه هاى نظامى، ماهواره، هواپيما، كشتى ، زيردريايى، ماشين هاى آتشبار و... قابل استفاده است.
نانو تكنولوژى به ابزارآلات وماشين هاى نظامى قدرت و كارآمدى بيشتر مى دهد و در ضمن از هزينه ساخت آنها مى كاهد. توسعه فناورى نانو، سيستم هاى نظامى را كمتر به استفاده از نيروى جسمانى بشر نيازمند مى سازد و سربازانى كه در خدمت ماشين جنگى يك كشورند نيز با استفاده از اين ابزار كارايى بيشترى خواهند داشت و به اين ترتيب در قرن ۲۱ اشكال جديدى از جنگ هاى پيشرفته در راه خواهند بود.
گفت و گو با رئيس موزه ملى ايران (بخش دوم و پايانى)
موزه هايى كه با زلزله ۳ ريشترى تخريب مى شوند
194376.jpg
حميدرضا حسينى
روزگذشته نخستين بخش از گفت وگو با «محمدرضا كارگر» رئيس موزه ملى ايران از نظر خوانندگان گذشت. دراين بخش كارگر شأن موزه ملى ايران را فراتر از هر موزه ديگرى دانست و خاطرنشان ساخت كه تنها موزه ملى مى تواند فرهنگ و تمدن ايران را در تمام ابعاد و اشكالش معرفى كند؛ اما درعين حال پذيرفت كه اين موزه ازنظر نمايش، هنر موزه دارى، علم موزه دارى ومعرفى ۶۰ سال عقب است و دراين مدت طولانى تحول خاصى را تجربه نكرده است.
در بخش حاضر كارگر با اشاره به اقدامات صورت پذيرفته در دوره مديريت خود، علل و عواملى را كه موجب عقب ماندگى موزه ملى ايران شده است، موردكنكاش قرارمى دهد.
وى شيوه غالب موزه دارى درايران را غيراستاندارد مى داند و درتوضيح علل توسعه نيافتگى موزه ملى، نگاهى برون گرايانه دارد؛ كارگر سهم مديران كشور و حتى قاطبه مردم را در نابسامانى هاى موجود پررنگ مى سازد، اما آنجا كه سخن از نقش مديريت موزه ملى به ميان مى آيد، ترجيح مى دهد به اختصار سخن گويد.
گسترش موزه ملى طرح بزرگ و ارزشمندى است. اما به نظر مى رسد موانع جدى بر سر راه اجرايش وجود دارد. بايد تمام ساختمانهاى ميدان مشق براى گسترش موزه خريدارى شوند. اما از همين حالا وزارت امورخارجه ساختمان شهربانى قديم را خريده و در ميدان مشق كه يك معبر عمومى است نرده كشيده و ميلياردها تومان در آنجا سرمايه گذارى كرده. آيا اين نشان عدم جديت در اجراى طرح شما نيست. آيا وزارت امور خارجه حاضر است به راحتى از جايى كه به تازگى ميلياردها تومان برايش هزينه كرده، خارج شود؟
من دو نگاه را به شما مى گويم. يك نگاه اين است كه در سالهاى ۶۲ تا ۶۵ مى گفتند وزارت امور خارجه بيايد و ساختمان موزه ملى را براى برگزارى همايش ها و برنامه هايش بگيرد؛ موزه هم يا تعطيل شود يا برود جاى ديگر. امروزه يك تفكر ديگرى حاكم شده كه من كار به اجرايش ندارم، اما مى گويد: موزه ملى ايران بايد ساختمانهاى وزارت امورخارجه و ساير سازمانها را خريدارى كند و آنها از اينجا بروند تا تمام مجموعه در اختيار موزه ملى باشد. چگونه اين اتفاق افتاده؟ شما مى توانيد بگوييد يك بخش مرهون زحمات موزه هاست و يك بخش به خاطر آگاهى مردم و مسؤولين نسبت به اهميت موزه ملى. اتفاق بسيار ميمونى است و ما به خودمان مى باليم كه توانسته ايم در يك پروسه ده، بيست ساله اينقدر جهش ايجاد كنيم.
اما درباره اين كه وزارت امور خارجه سرمايه گذارى كرده، من مى خواهم بگويم در كشور ما اين مسأله خيلى بغرنج نيست و براى اولين بار هم اتفاق نمى افتد. هميشه حركتها، حركتهاى مطالعه شده اى نيست كه استمرار پيدا كند. گاهى اوقات ساختمانى را به نيت بيمارستان مى سازند و بعد تبديل به پاساژ مى شود. يك جايى را پارك مى كنند و بعد از يك سال تخريب مى شود و ساختمان مى سازند. براى اينكه يك مسؤولى از كشورى مى خواهد بيايد جايى را افتتاح كند، مى رويم نخلهاى ۵ساله را از جا مى كنيم و در آنجا مى كاريم و هفته بعد خشك مى شود. خيلى اتفاقات به صورت خيلى جدى شروع شده و بعد تبديل به شوخى شده است. گاهى هم موضوعى اصلاً اهميت نداشته ولى به تدريج خيلى جدى شده است.
وزارت امور خارجه در نظام ادارى خودش فضا كم دارد و حالا با خريد ساختمان شهربانى اين ساختمان را از ويران شدن نجات داده است. خود وزارت خارجه معتقد است كه اين بنا براى كار ادارى اش مناسب نيست و براساس جبر اين كار را كرده. اتفاقاتى هم كه تا الآن آنجا افتاده، هزينه اى نبوده كه بخواهد دور ريخته شود و ما هم اگر مى خواستيم به نيت موزه اين كارها را بكنيم، همين گونه عمل مى كرديم. اگر وزارت امور خارجه بداندكه گسترش موزه ملى به وسيله دولت جدى گرفته مى شود، هيچ مشكلى وجود ندارد و آنها يك ساختمان ديگرى را انتخاب خواهندكرد.
به هر حال اين يك برنامه اى است كه نياز به تفكر، برنامه ريزى، طرح و اعتبار دارد. بعضى ها مى گويند ما در فلان روستا آب لوله كشى نداريم، حالا بياييم براى موزه هزينه كنيم. من مى گويم بايد از نان و آب مردم بزنيم، ولى يك موزه ملى داشته باشيم كه در خور شأن و فرهنگ ما باشد. چون هركس به موزه ملى مى آيد در واقع قضاوت مى كند درباره نوع نگاه ما به تاريخ و تمدنمان. مى گويد به آن ميزانى كه اين مردم براى فرهنگ و تمدن و تاريخشان ارزش قايلند، من نيز بايد براى اينها ارزش قايل شوم. من قبول دارم كه نتوانسته ايم به موزه ملى اهميت بدهيم، ولى خيلى گوش [شنوا] هم پيدا نكرده ايم.خيلى ها اصلاً حال و حوصله فكر كردن به اين موضوع را ندارند و آن را در اولويت دهمشان گذاشته اند.
جدا از گسترش فيزيكى بايد به گسترش كيفى موزه ملى هم توجه كرد. در همان دوره پهلوى اول كه «حسين علاء» سفير وقت ايران در پاريس در نامه اى به وزير دربار پيشنهاد ساخت موزه ايران باستان را ارائه داد از موزه با عنوان «محفظه اى براى اشياى نفيسه» ياد كرد و به نظر مى رسد كه پس از ۶۷سال هنوز موزه ملى ايران در حد يك «محفظه» باقى مانده است. درست است كه شما فضاى كافى نداريد، اما حتى يك فهرست كامل از اشياى موزه حتى اشياى پشت ويترين هم منتشر نكرده ايد. اطلاعات سايت اينترنتى شما بسيار محدود است و مثلاً در قسمت تور مجازى از چند ده هزار شىء موزه فقط تصويرى از تنديس خشايارشا وجود دارد! مهمترين آثارى كه موزه ملى ايران بابت آنها شهرت جهانى پيدا كرده مانند ريتون هخامنشى، جامهاى مارليك و الواح تخت جمشيد پشت ويترين نيست و خيلى كاستى هاى ديگر. فكر نمى كنيد اگر شما به بهبود كيفى موزه توجه بيشترى داشته باشيد، مردم هم استقبال بيشترى مى كنند و مسؤولان هم ترغيب مى شوند امكانات بيشترى در اختيارتان بگذارند؟
يك كشور و يا مجموعه يا همه چيزش خوب مى شود و همه چيز خوب با هم حركت مى كند، يا اينكه همه چيزش با هم راكد است. يك موزه نمى تواند در يك بخش خيلى موفق باشد و در بخش ديگر موفقيتش كم باشد. اين مسائل همه با هم مرتبط است. الآن اگر در همه سايتهاى موزه هاى ايران جست وجو كنيد، مى بينيد كه اطلاعات سايت موزه ملى ايران به تنهايى مى تواند با اطلاعات تمام موزه ها رقابت كند. حجم صفحات سايت ما بسيار بسيار فزاينده است و اين مسأله را درنظربگيريد كه درمجموع ۴سال است كه بحث ايجاد وب سايت براى موزه ها مصوب شده. شما برويد درجامعه يك مؤسسه اى را معرفى كنيد كه يك كارنامه درخشان درايجاد وب سايتهاى فرهنگى و موزه اى دارد و اين موضوع را مى فهمد. ما براى انجام همين كار با پنج مؤسسه بسيار معروف قرارداد بسته ايم، اما نيمه كاره رها كرده اند و نتوانسته اند توقعات ما را برآورده كنند. آخرين اطلاعات من نشان مى دهد حدود ۴۰۰صفحه مطلب به زبان فارسى در وب سايت مان داريم و ۴۰۰صفحه به زبان انگليسى و حدود چندهزار تصوير.
در اين گونه پروژه ها فقط نبايد پول بدهيد، بايد علمى كاركنيد.
خيلى از پروژه هاى موزه ها را درداخل كشور كسى نمى تواند انجام دهد. خيلى ها مدعى هستند، ولى هيچكدام سابقه اى دراين كار ندارند، نمى فهمند و نمى دانند و مقصر هم نيستند. چون درحوزه كارى شان نبوده.
برمى گردم به بحث شما كه يك مسأله نرم افزارى را مطرح مى كنيد.
يك بخش از موزه ملى ايران بخش ايران باستان است. كل سالن نمايش ما دراين بخش ۲۰۰۰متر است و درمقابل ۳۰۰هزار شىء تاريخى دراختيار داريم. فكرمى كنيد با اين ۲هزارمتر و آن ۳۰۰هزار شىء چه مى توانيم بكنيم؟ اشيا بايد مرتبط با هم معرفى شوند.
صرف گذاردن ريتون هخامنشى پاسخگوى چيز خاصى نيست. امروزه ممكن است يك شىء فضايى درحدود يك مترمربع اشغال كند، ولى اطلاعاتى كه در كنار اين شىء بايد به بازديدكننده ارائه شود، فضا و امكانات خيلى بيشترى مى خواهد. امروزه موزه ها محل نمايش اشيا نيستند، جاى انتقال مفاهيم هستند. اين همان بحث نرم افزارى است كه شما مى گوييد. خود من [از وضع موجود] اصلاً رضايت ندارم. براى اين كه ما در مورد موزه نوين ايده داريم. اما يك ويترين بايد ۱۰۰ متر فضا دركنارش باشد كه از نظر تصويرى، شنيدارى و بيانى بتوان مفاهيم را منتقل كرد. اينها فضا مى خواهد، پول مى خواهد، فكرمى خواهد، اما ما نتوانسته ايم اين كارها را بكنيم.
حرف شما درست است، اما اجازه بدهيد كمى جزئى تر به مسأله بپردازيم. هفت سال است كه طبقه دوم گنجينه ايران باستان جمع آورى شده، براى اين كه با كيفيت بهتر و احتمالاً با عرضه آثار جديدتر گشايش بيابد. دراين مدت چندموزه درسعدآباد افتتاح شده، كاخ موزه گلستان كه تقريباً غيرقابل بازديد بود، مرمت شده و درساختمانهاى مختلفش موزه و نمايشگاه دايرشده و خيلى جاهاى ديگر موزه ها گسترش پيداكرده است. اما هنوز يك طبقه ساختمان شما مجال فعاليت پيدانكرده! مشكل شما دقيقاً چيست؟
مشكل از جايى است كه نمى خواهيم چيزى را جامع ببينيم. اگر امكان گشايش طبقه دوم هم بود، من مخالف بودم؛ به خاطر اين كه درايران هيچ موزه اى افتتاح نشده. من با توجه به استانداردهاى جهانى اين موزه ها را موزه نمى دانم. در فضاهاى تاريخى خيلى نمى توان دست برد. يك فضاى بسته دركاخ يا يك ساختمان منفردى را باز مى كنند، رنگ مى زنند، چهار تا تابلو مى گذارند و اسمش مى شود موزه! هيچيك از اينها موزه نيست. ما چون موزه را خوب نمى شناسيم به اينها مى گوييم موزه. ما نبايد به كارهاى چيپ و ارزان تن بدهيم.
به كارهايى كه اصلاً جايگاه موزه دارى را متزلزل مى كند. ساختمان گنجينه ايران باستان كه درمقابل ۳ ريشتر زلزله مقاومت ندارد به نظر من درست نيست كه شما مجموعه اشياى منحصربه فرد كشورتان را در آن بگذاريد و بعد هم شعار بدهيدكه ما يك طبقه موزه ايران باستان را افتتاح كرده ايم. كدام عقل سليم و كدام آدم دلسوز اجازه مى دهد منحصر به فردترين اشيا در داخل ساختمانى قراربگيرد كه همين جور مى لرزد و راه كه درآن مى رويد اشيا مى لرزد.
پس به اين ترتيب بايد همين گنجينه فعلى را هم تعطيل كرد.
اگر اين فضا[ى نامطمئن]، را مى خواهيد، ما براى شما يك هفته اى صدتايش را آماده مى كنيم. ولى ما مى خواهيم استانداردسازى كنيم. ما تصميم گرفته ايم درموزه ملى ايران كار غيراستاندارد انجام ندهيم. ما دراين فاصله براى اولين بار مخازنى را براى موزه ملى ايجاد كرده ايم كه درطول تاريخ وجودنداشته. ما اشيا را به صورت كاملاً استاندارد مرمت كرديم، شناسنامه داركرديم و درمخازن بسيار امن چه از نظر زلزله و چه از نظر مسائل شيميايى گذاشتيم. ولى درنمايش آثار ما حاضر به انجام كار چيپ نيستيم. تا اين ساختمان درمقابل زلزله مقاوم نشود، حاضر نيستيم اشياى بسيارنفيس را درونش قراردهيم. چون فردا درمقابل تاريخمان پاسخگو هستيم. اينها تنها نمونه هاى اشياى تمدنى ما هستند كه اگر يك زلزله مانند زلزله بم بيايد و اين ساختمان فروبريزد، ما نسل آينده بشريت را از ديدنشان محروم كرده ايم؛ آن هم براى اين كه شعار بدهيم و آمار بدهيم. من مى گويم يك موزه خوب بهتر از هزار موزه بد است. بگذاريد بفهمند كه موزه ساختن انديشه مى خواهد، پول مى خواهد، نرم افزارمى خواهد.
موزه اى كه فاقد ويترين ضدزلزله و امن است، ارزش ندارد. موزه اى كه با ۳ درجه ريشتر تخريب شود، بگذاريد اصلاً نباشد. حفظ اشيا الآن اصلى ترين رسالت ماست و من با نمايش آنها به شكلى كه به اشيا لطمه بخورد، مخالفم. اگر ما اصل اين اشيا را حفظ نكنيم، فردا اگر موزه خوبى هم بسازيم، آن وقت شىء نداريم كه درونش بگذاريم.
ما آمديم گفتيم اشيا را براى حفاظت فعلاً نمايش ندهيم. خب، الواح تخت جمشيد را احتمالاً به همين خاطر در مخزن گذاردند و نمايش ندادند. نتيجه اين شد كه يكى از كارمندان موزه آنها را دزديد و حالا خودش مى گويد آنها را سرفرصت آب كرده و فروخته است!
اگر اين اشيا در ويترين بودند، آيا اين اتفاق رخ مى داد؟ اين هم يك جور ضرر است.
دزديدن الواح تخت جمشيد در زمانى رخ داد كه موزه فاقد مكانيزم بود، فاقد مخزن بود. اگر الآن بود اين اتفاق نمى توانست رخ بدهد. چون تمام مخازن ۲۴ساعته با دوربين كنترل مى شود. حتى من كه مدير موزه هستم نمى توانم به يك شىء دست پيداكنم. وقتى سال ۶۰در موزه سرقت مى شود و چندين سال بعد معلوم مى شود، نشانگر اين است كه يك مكانيزم بوروكراتيك مشخص وجود ندارد و همه چيز به هم ريخته. ما فقط در ساماندهى موزه۷۰ هزار شىء را مستند كرده ايم. اگر نگهداريها و دغدغه هاى بعدى نبود صدبرابر آن حادثه تكرار مى شد. ما امانتداران ۶۰ميليون ايرانى هستيم و ميلياردها ايرانى و بشريتى كه در آينده خواهند آمد. ما نمى توانيم ريسك كنيم وبا ارزش ترين اشياء را در ساختمانى قرار دهيم كه با يك زلزله خراب مى شود. شبها من بارها از بابت اين مسأله از خواب مى پرم.
پرسشم را به شكل كلى ترى تكرار مى كنم. آقاى حجت كه اولين رئيس سازمان ميراث فرهنگى بود مى گفت: تا زمانى كه مى شود يك پولى را داد و ستونى را زير سقف يك عمارت تاريخى قرار داد تا فرو نريزد، من اين پول را براى چاپ كتاب درباره آن ساختمان نمى دهم. (نقل به مضمون) اين طرز تفكر كمابيش در زمان دو رئيس بعدى سازمان هم ملاك عمل بود. اما آقاى بهشتى آمد و گفت: ما بايد خطرات احتمالى را بپذيريم و از لاك حفاظتى دربياييم و مردم را با ميراث فرهنگى درگير كنيم. وقتى مردم با موضوع پيوند خوردند، خودشان به فكر حفاظت مى افتند و دولت را هم تحت فشار قرار مى دهند تا رسيدگى بيشترى داشته باشد. آن وقت موانع سريع تر و راحت تر برطرف خواهد شد. اين دو تفكر هر كدام در جاى خود قابل تأمل است. اما مى خواهم بدانم شما كه اتفاقاً از مديران دوره آقاى بهشتى هستيد، كدام يك را در حوزه كارتان مدنظر قرار مى دهيد؟
ما در ايران عادت داريم بگوييم يا اين يا آن. هر دو اشتباه است. اينها مكمل هم هستند. معرفى جداى از حفاظت و حفاظت جدا از معرفى معنى ندارد. ما در موزه ملى ايران بيش از هر زمانى در جهت معرفى كار كرده ايم. براى اولين بار در تاريخ بعد از انقلاب (كه فقط يكى دوبار اين تجربه پيش از انقلاب وجود داشته) نمايشگاههاى جهانى را كه به بيشترين پيچيدگى در امر معرفى دارد، برگزار كرده ايم. ما در بيش از ده كشور دنيا نمايشگاههاى سه تا پنج ماهه برگزار كرده ايم؛ آن هم با آثار بسيار با ارزش و عناوين بسيار بالا مانند هفت هزار سال هنر ايران. در اين مورد درست در يك رقابت برابر با قويترين موزه هاى دنيا عمل كرده ايم. خب، ما افكار عمومى را در سطح جهانى تغيير داديم. آيا نام اين كار معرفى نيست؟
فقط در اتريش ۳۰۰صفحه مطلب مرتبط با ايران نوشته شده و ۱۶ساعت برنامه مستند تلويزيونى پخش شده و سمينارها و سخنرانى هاى مختلف برگزار شده. ما كاتالوگ موزه ايران باستان را در تاريخ ۶۰ساله موزه براى اولين بار به نحوى چاپ كرديم كه كانديداى بهترين صفحه آرايى و چاپ شد. سالانه چندين كاتالوگ شبيه به اين، كتاب و مجموعه مقالات چاپ مى كنيم و در حال حاضر حداقل ده پروژه مطالعاتى مشترك با مراكز علمى دنيا داريم. ما فقط در موضوعى كه داراى نقص هستيم عدم گسترش فيزيكى موزه است و آن هم در گنجينه ايران باستان. در زمان آقاى بهشتى دغدغه افكار عمومى بيشتر بود و روى اين مسأله متمركز شدند. به اعتقاد من اين كار درست بود و نتيجه هم گرفته شد. ولى من معتقدم به همين ميزان كه توجه به ميراث فرهنگى و گردشگرى در حال افزايش است، بايد امكانات و پتانسيل هاى مالى را هم بالا ببريم واز انجام كارهاى بدون مطالعه و چيپ جلوگيرى كنيم.
با وجود همه زحماتى كه متحمل شده ايد، آيا امروز اگر يك شهروند ايرانى به موزه ملى ايران بيايد، متوجه خواهد شد كه اينجا يكى از پنج موزه بزرگ دنياست و نمايش دهنده چندهزارسال تمدن است؟
اصلاً و ابداً.
اين كه فلان كس بودجه نداده يا فلان مقام توجه نكرده و... مشكلاتى است كه مديران كشور با هم دارند. شهروند ايرانى ماليات مى دهد، نفت و خيلى منابع ديگرش به فروش مى رسد و حق دارد يك موزه ملى در شأن تاريخ و فرهنگ خود داشته باشد. به نظر شما چه كسى يا كسانى يا چه افكارى باعث شده اند شهروندان ما از اين حق مسلم محروم بمانند؟
مقصر خود مردم هستند. مردم هيچ وقت مطالبه فرهنگى و مطالبه موزه اى از هيچ مسؤولى نداشته اند. هميشه دغدغه نان را داشته اند. دغدغه مسكن را داشته اند. موزه از ابتدايى كه در اين كشور شكل گرفت، جنبه تفننى داشت و هنوز هم براى مردم ما و مسؤولين شكل تفننى دارد. اگر همين امروز شما مصاحبه بكنيد و به مردم بگوييد ما يك بودجه محدود داريم، آيا ترجيح مى دهيد برايتان پارك و خيابان و نانوايى درست كنيم يا موزه؛ قاطبه مردم خواهند گفت نانوايى و پارك و خيابان. چون اينها را مى فهمند ولى به گسترش موزه چندان علاقه اى ندارند. الآن كم و بيش در بعضى از استانداريها و وزارتخانه ها بحث گردشگرى مطرح مى شود، اما با اين استدلال كه اگر در شهر شما يك موزه باشد، گردشگر مى آيد و شما مى توانيد به او چلوكباب بفروشيد! آنها هم مى گويند برايمان موزه بسازيد.
ما افكار مردمان را درباره موزه روشن نكرده ايم. اگر موزه ساخته نشده، براى اين است كه مردم نخواسته اند. اصلاً شما در تاريخ ۲۵ساله مجلس ديده ايد كه يك نماينده گفته باشد چرا ما موزه ملى را گسترش نمى دهيم يا به آن اعتبار نمى دهيم. اين نمايندگان فرهيختگان مردم اند. چقدر گفته اند كه جاده و بيمارستان و شغل نداريم يا حوزه انتخابيه ما تلفن ندارد، تا اين حد در مسائل ريز شده اند كه چرا فلان فيلم را پخش كرديد يا فلان كتاب را چاپ كرديد يا نكرديد. ولى چندبار سؤال كرده اند كه شما متوليان ميراث فرهنگى و موزه ها چرا موزه ملى را بازسازى نمى كنيد و چرا گسترش نمى دهيد؟ اينها نمونه هايى از مردم هستند. پس هنوز دغدغه مردم موزه نيست. البته ما اميدواريم با ايجاد يك موزه خوب و تأثيرات عينى و ملموسى كه مى تواند براى مردم داشته باشد، دغدغه آنها نسبت به موزه ها بيشتر شود. اگر مردم بخواهند دولت هم بودجه و امكانات مى دهد واين ميدان مشق كه هيچ، تمام اين منطقه ۱۰۰هكتارى را مى تواند به مجموعه فرهنگى تبديل كند.
از شركت شما در اين گفت وگو سپاسگزارم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |