دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۳ - ۷ ذيقعده ۱۴۲۵
Mon, Dec 20, 2004
چشم انداز
سال دهم - شماره ۳۰۰۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
آرشيو
معرفى كتاب
فصلنامه مطالعات راهبردى‎/ سال هفتم، شماره اول، بهار،۸۳ ۱۱۰۰ تومان. برخى مقالات اين شماره:
تحول تاريخى، گفتمانى مفهوم امنيت‎/ درآمدى بر اقتصاد سياسى امنيت ملى‎/ قدرت، امنيت و شريعت‎/ تحليل تكوين گرايانه سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران‎/ رژيم هاى جهانى و تحول جايگاه جنبش هاى قومى و...

فصلنامه مطالعات راهبردى‎/ سال ششم، شماره چهارم زمستان۸۲ ، ۱۱۰۰تومان.
برخى مقالات:

جايگاه و مفهوم روش در مكتب واقع گرايى‎/ سنجش محروميت نسبى درنظريه تورابرت گر‎/ ارزيابى راهبردى سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران درافغانستان‎/ اقليت ها در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران‎/ جهانى شدن واقعيت‎/ امنيت در نظام بين المل جديد: سناريوها و مسائل

مسيحيت صهيونيست و بنيادگراى آمريكا‎/ رضا هلال با على جنتى. قم: نشراديان، ،۱۳۸۳ ۲۷۵۰ تومان.
كتاب حاضر، به وضعيت و جايگاه كنونى دين در آمريكا نظردارد. مؤلف كوشيده است نشان دهد كه دين در آمريكاى امروز ماهيت و هويتى حقيقتاً مسيحى ندارد بلكه تركيبى است با مايه هاى يهودى و مسيحى. صفت بارز اين دين بنيادگرايى است كه خود فرآورده اى يهودى ـ اسرائيلى است.

سيرى در فنا و بقا‎/ فاطمه مقدم پور. تهران: مدحت، ،۱۳۸۳ ۲۵۰۰تومان.
چهار بخش اين كتاب:
۱ـ بررسى تحليلى از كليات عرفان، تصوف، عارف، سالك حالات و مقامات
۲ـ مسأله نفس موردنظر است كه نفس نقش اصلى را در رسيدن به مقامات ايفا مى كند و فقط به تهذيب و تزكيه آن است كه عارف مى تواند به مراحل نهايى آن كه همان فنا فى الله است دست يابد.
۳ ـ فنا و بقا و انواع آن
۴ ـ مقايسه تطبيقى فنا با ديگر مكاتب
ليلى نام تمام دختران زمين است‎/ عرفان نظر آهارى. تهران: صابرين، ۱۳۸۳ ۱۱۰۰،تومان.
خداگفت: زمين سردش است چه كسى مى تواند زمين را گرم كند. ليلى گفت: من
خدا شعله اى به او داد. ليلى شعله را توى سينه اش گذاشت. سينه اش آتش گرفت، خدا لبخند زد. ليلى هم. خدا گفت: شعله را خرج كن. زمينم را به آتش بكش. ليلى خودش را به آتش كشيد. خدا سوختنش را تماشامى كرد...

كليدهاى پرورش فرزندان اميدوار و موفق‎/ دكتر دايان مك درمت، دكتر. سى.آر. اسنى در؛ فرناز فرود. تهران: صابرين: كتابهاى دانه، ۱۳۸۳ ، ۲۱۰۰تومان.
يكى از متداولترين سخنان، در بين پدر و مادرهايى كه به تازگى صاحب فرزندشده اند، اين است: «اصلا نمى دانستم كه مسؤوليت اين همه تصميم مهم براى زندگى فرزندم، به عهده من است. مى توانيد براى فرزندتان خيلى زحمت بكشيد و او را از جهات گوناگون مادى تأمين شده است.
موقعيت شبه نظاميان
194373.jpg
«القاعده» يك شبكه تروريستى بين المللى است كه از سوى «اسامه بن لادن» رهبرى مى شود. «بن لادن» القاعده را حدود سال۱۹۸۹ تأسيس كرد و از آن زمان به بعد، صدها رزمنده را از سراسر جهان جذب كرده، تأمين مالى عمليات آنها و نيز جابه جايى آنان را در سراسر جهان بر عهده گرفته است. «القاعده» يك سازمان تندرو سنى مذهب است. شبكه اين سازمان متشكل از گروههاى عملياتى در ۶۵كشور جهان است كه هسته هاى آن در كشورهاى زير مورد شناسايى قرار گرفته اند: افغانستان، آلبانى، الجزاير، استراليا، اتريش، آذربايجان، بحرين، بنگلادش، بلژيك، بوسنى، مصر، اريتره، فرانسه، آلمان، هند، ايرلند، ايتاليا، اردن، كنيا، كوزوو، لبنان، ليبى، مالزى، موريتانى، هلند،پاكستان، فيليپين، قطر، روسيه، عربستان سعودى، سومالى، آفريقاى جنوبى، سودان، سوئيس، تاجيكستان، تانزانيا، تونس، تركيه، اوگاندا، امارات متحده عربى، انگليس، آمريكا، ازبكستان، يمن.
پس از عقب نشينى شوروى از افغانستان، «اسامه بن لادن» سازمان القاعده را در سال۱۹۸۹ تأسيس كرد. نخستين فردى كه به لحاظ عقيدتى بر «بن لادن» تأثير گذاشت «دكتر عبدالله اعظم» عضو اخوان المسلمين مصر و رهبر اوليه حماس بود كه يك فلسطينى اردنى الاصل بود. «بن لادن» در ابتدا تأمين كننده مالى گروه اعظم بود، اما در دهه ۱۹۸۰ او هزاران داوطلب را براى جنگ عليه شوروى استخدام كرد و ميليونها دلار كمك مالى را از طريق «دفتر افغان» وابسته به گروه «اعظم» در اختيار جهاد افغانستان قرار داد. وقتى حكومت شوروى فروپاشيد، «بن لادن» تصميم گرفت سازمان «القاعده» را تأسيس كند.
در تمامى سالهاى دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ القاعده توانست تمامى گروهها و پايگاههاى وابسته به خود را در سراسر جهان، از طريق ستاد خود در افغانستان از نظر مالى، آموزشى و تسليحاتى تغذيه كند. گفته مى شود طى اين سالها ده هزار داوطلب، دوره هاى آموزش تروريستى را در اردوگاههاهى آموزشى القاعده گذرانده اند. در اكتبر ۲۰۰۲ مقامات اطلاعاتى آمريكا اعلام كردند كه بزرگترين هسته عملياتى القاعده، هنوز در افغانستان و پاكستان فعال است و پس از آن هسته هاى القاعده در مصر و ازبكستان فعالند. القاعده، بخش عمده نيروى خود را از ميان اعضا و هواداران گروههاى زير جذب كرد: جماعت اسلامى مصر، جهاد اسلامى مصر، گروه ارتش اسلامى، گروه سلفى الجزاير، جماعت اسلامى پاكستان و...
«بن لادن» رسماً حمايت خود را از سه گروه مبارز اعلام كرده است: گروههايى كه با رژيم هاى فاسد و سرسپرده اسلامى (مانند رژيم مصر، الجزاير و عربستان سعودى) مبارزه مى كنند، رژيم هايى كه مسلمانان خود را سركوب مى كنند (كوزوو، هند، اندونزى) و گروههايى كه براى برپايى يك دولت اسلامى مبارزه مى كنند (فلسطين، چچن، داغستان و مين دانائو). «بن لادن» همچنين اعلام كرده است كه هرگونه كمك مالى و غيرمالى خود را در اختيار گروههايى قرار مى دهد كه قصد حمله به آمريكا و منافع اين كشور را دارند.
القاعده كه زمانى براى جذب داوطلب براى كمك به جهاد افغانها عليه شوروى تأسيس شده بود، اكنون هدف خود را تأسيس خلافت جهانى اسلام، براندازى رژيم هاى غيراسلامى، اخراج سربازان و اتباع آمريكايى و خارجى از خليج فارس و بازپس گرفتن بيت المقدس از اشغالگران اعلام كرده است.
در فوريه ،۱۹۹۸ بيانيه اى با امضاى «جبهه اسلامى جهاد عليه يهوديها و صليبيون» منتشر شد كه در آن، وظيفه هر مسلمان كشتن شهروندان آمريكايى اعم از نظامى يا غيرنظامى و متحدان آنها در سراسر جهان عنوان مى شد. القاعده، در ژوئن ،۲۰۰۱ با جهاد اسلامى مصر به رهبرى «ايمان الظواهرى» ادغام شد.
پس از حملات تروريستى القاعده در ۱۱سپتامبر ،۲۰۰۱ ايالات متحده به منظور نابودسازى پايگاههاى اين گروه در افغانستان و سرنگون كردن حكومت طالبان به اين كشور حمله كرد.
به گزارش نيويورك تايمز، در يكى از پايگاههاى القاعده در افغانستان، جزوه اى به دست آمد كه اهداف جهاد القاعده را چنين بيان مى كند:
برقرارى حكومت خدا بر زمين
شهادت طلبى در راه خدا
تصفيه صفوف اسلام از عناصر ناخالص
در سال،۱۹۹۸ چند تن از رهبران القاعده با انتشار بيانيه اى از همه مسلمانان جهان خواستند كه آمريكايى ها را هر كجا كه يافتند بكشند. تاكتيك هاى مبارزاتى القاعده، ترور، بمب گذارى، آدم ربايى، هواپيماربايى وحملات انتحارى است. بن لادن در بسيارى از سخنرانى هايش بر تمايل خويش به دستيابى به سلاح بيولوژيك، شيميايى و هسته اى تأكيد كرده است. به گفته «جورج تنت» رئيس پيشين سيا، اسامه بن لادن و ديگر گروههاى تروريستى، بسيار به يكديگر نزديك شده اند. مثلاً القاعده روابط بسيار نزديكى با جهاد اسلامى مصر برقرار كرده است تا بتواند از امكانات گسترده اين گروه در اروپا، يمن، پاكستان، لبنان و افغانستان بهره مند شود. اكنون نوعى اتحاد نزديك ميان افراطيون سنى مذهب در شمال آفريقا و عناصر افراطى فلسطينى، پاكستانى و آسياى مركزى برقرار شده است. اين تروريستها از سوى دولتهايى تغذيه و پشتيبانى مى شوند كه نظر مساعدى نسبت به آمريكا ندارند. برخى از عمليات عمده القاعده به قرار زير مى باشد:
۱۲مه ،۲۰۰۳ بمب گذارى در سه مجتمع مسكونى در رياض،
نوامبر،۲۰۰۲ حمله به يك هواپيماى اسرائيلى در مومباساى كنيا به كمك موشك اندازهاى قابل حمل استينگر،
اكتبر۲۰۰۲ و بهار۲۰۰۲حمله به يك نفتكش فرانسوى در سواحل يمن و انجام چندين عمليات بمب گذارى در پاكستان،
۱۱سپتامبر،۲۰۰۱ حمله به پنتاگون و مركز تجارت جهانى،
۱۲اكتبر،۲۰۰۰ بمب گذارى ناوچه آمريكايى در بندر عدن كه به كشته شدن ۱۷نفر و زخمى شدن ۳۹ملوان انجاميد،
۷اوت،۱۹۹۸ بمبگذارى در سفارت آمريكا در نايروبى پايتخت كنيا و دارالسلام تانزانيا،
اكتبر،۱۹۹۳ سرنگون كردن دوهلى كوپتر بلك هاوك آمريكا در موگاديشو كه به كشته شدن ۱۸ آمريكايى انجاميد،
دسامبر،۱۹۹۲ انفجار در برابر دوهتل در عدن كه به كشته شدن دواستراليايى انجاميد،
مه۲۰۰۳ و ۱۲اكتبر،۲۰۰۲ انجام حملات انتحارى در كازابلانكا و كلوپ شبانه در بالى اندونزى ۱۹۹۳ و... بمب گذارى مركز تجارت جهانى.
بسيارى از توطئه هاى تروريستى القاعده نيز تاكنون كشف و خنثى شده است كه چندين مورد بمب گذارى در خطوط هواپيمايى، طرح ترور پرزيدنت كلينتون در جريان ديدارش از فيليپين به سال۱۹۹۵ و طرح ترور پاپ ژان پل دوم رهبر كاتوليكهاى جهان در جريان سفرش به مانيل به سال۱۹۹۴ از آن جمله است.
در اوايل دهه،۱۹۹۰ القاعده سندى را تحت عنوان «دايره المعارف جهاد افغان» به صورت مكتوب و CD منتشر كرد كه در آن نحوه استفاده از سلاح گرم، مواد منفجره و سلاح هاى شيميايى و بيولوژيك آموزش داده مى شود.
القاعده هسته هاى مخفى فراوان در سراسر جهان دارد اما، در حال حاضر، حضور اصلى عوامل اين سازمان، در آمريكا، يمن، آلمان، پاكستان وعراق است. القاعده يك سازمان چندمليتى است كه از يك شبكه گسترده و پيچيده ارتباطى در سطح جهان سود مى برد. اين شبكه تاكنون در بحرانهاى افغانستان، الجزاير، بوسنى، چچن، اريتره، كوزوو، فيليپين، سومالى، تاجيكستان، يمن و عراق حضورى فعال داشته است. مراكز شناخته شده فعاليت القاعده بدين قرار است:
از ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ در سودان،
از ۱۹۹۶ تا فروپاشى رژيم طالبان در افغانستان،
منابع اطلاعاتى آمريكا معتقدند كه رهبرى القاعده اكنون در مناطق قبيله اى داخل پاكستان و در مجاورت مرز افغانستان به سر مى برد و برخى از آنها نيز در ايران و عراق است.
در مه،۲۰۰۳دولت آمريكا رسماً اعلام كرد كه برخى از عناصر القاعده در ايران به سر مى برند وخواستار تحويل فورى آنها به دولت آمريكا شد. درميان اين عناصر، نام «سعدبن لادن» پسر اسامه بن لادن نيز به چشم مى خورد.
القاعده داراى هسته هاى مستقل در بيش از ۱۰۰كشور جهان است كه اين هسته ها تاكنون در ۶۵كشور جهان شناسايى شده اند. با وجود اين دقيقاً نمى توان قدرت القاعده را پيش بينى كرد. علت اين امر نيز تبعيت سازمان مزبور از اصل عدم تمركز است. احتمالاً القاعده داراى چندهزار عضو و هوادار است. از اواخر دهه،۱۹۸۰ اين سازمان پنج هزار نفر را در اردوگاههاى آموزش خود در افغانستان تربيت كرد كه اكنون در گروههايى مانند جماعت اسلامى پاكستان، جنبش اسلامى ازبكستان و حركت المجاهدين فعالند.
بن لادن، شخصاً عضوى از يك خانواده بسيار ثروتمند است كه مالك امپراتورى ساختمانى گروه بن لادن است. گفته مى شود كه او وارث دههاميليارددلار است و از اين طريق هزينه اقدامات تروريستى گروه خود را تأمين مى كند. القاعده همچنين به برخى فعاليتهاى تجارى پول ساز مشغول است و به طور غيرقانونى به وجوهى كه به برخى مؤسسات خيريه جهان پرداخت مى شود، دسترسى دارد. القاعده با چند گروه شناخته شده شبه نظامى جهان نيز همكارى نزديك دارد كه از آن جمله اند:
گروه مسلح اسلامى، گروه سلفى، جهاد اسلامى مصر، جماعت اسلامى، گروه مبارزه اسلامى ليبى، لشكر طيبه، جيش محمد، اثبات النصر، حزب الله (لبنان)، حركت الانصار، حركت المجاهدين، الحديث، حركت الجهاد، جماعت علماى اسلام، جماعت علماى پاكستان، جبهه آزاديبخش اسلامى مورو (فيليپين)، گروه ابوسياف (مالزى، فيليپين)، الاتحاد الاسلاميه (سومالى)، جنبش اسلامى ازبكستان، ارتش اسلامى عدن و ...
نگرش همه اين گروهها به نگرش بنيادگرايانه القاعده بسيار نزديك است. كارشناسان اطلاعاتى معتقدند كه القاعده پس از دست دادن پايگاههايش در افغانستان، همكارى خود را با حزب الله لبنان گسترش داده است تا بتواند از امكانات لجستيكى و آموزشى اين گروه بهره مند شود.
تشكيلات القاعده در عربستان
تشكيلات القاعده در شبه جزيره عربستان تحت رهبرى «عبدالعزيز المقرين» قرار دارد كه رسماً خواستار سرنگونى خانواده سلطنتى حاكم بر عربستان شده است. به نظر القاعده، سرنگونى اين خاندان، گام نخست در راه تشكيل خلافت جهانى اسلام، آزادسازى سومين مكان مقدس مسلمانان (بيت المقدس) و اتحاد مسلمين جهان است. كابوسى كه سالهاست غرب را در خود فرو برده است، قطع توليد نفت سعودى (۱۰ درصد توليد جهان) در اثر تغيير رژيم يا حملات تروريستى است. خاندان حكومتگر عربستان، اكنون ميان دو گرايش متضاد دست و پا مى زند: دفاع از اسلام خالص و بنيادگرا از يك سو و اتحاد با غرب و آمريكا از سوى ديگر.
قبل از مه ،۲۰۰۳ چندين عمليات بمب گذارى در عربستان به وقوع پيوست كه در اغلب آنها اتباع خارجى هدف قرار گرفتند. به نظر نمى رسيد كه اين حملات از سوى يك گروه سازمان يافته صورت گرفته باشد اما در ۱۲ مه ۲۰۰۳ يك حمله تروريستى بزرگ در رياض انجام شد و همزمان با آن سه بمب گذارى بزرگ نيز در مجتمع هاى مسكونى اتباع خارجى به وقوع پيوست كه در اثر آن ۹ آمريكايى كشته و ۱۴ نفر زخمى شدند. پس از اين حملات، نيروهاى امنيتى عربستان گروهى از اعضا و هواداران القاعده را دستگير كردند. بدين ترتيب فعاليت القاعده در شبه جزيره عربستان كاهش يافت اما اين سازمان هنوز در شبه جزيره حضور داشته و توانايى انجام عمليات تروريستى را دارد.
در مه ،۲۰۰۳ وزارت كشور عربستان اعلام كرد كه ۶۰۰ مظنون به مشاركت در عمليات تروريستى را دستگير كرده و دهها هسته تروريستى را در اين كشور متلاشى نموده است.
در جريان حمله انتحارى يك كاميون بمب گذارى شده به مجتمع مسكونى «المحياه» در رياض به تاريخ ۸ نوامبر ۲۰۰۳ بيش از ۱۷ نفر كشته شدند. مقامات امنيتى عربستان «عبدالعزيز المقرين» را مسؤول طراحى اين عمليات معرفى كردند. «خالد على الحاج» مسؤول عملياتى القاعده در شبه جزيره عربستان است. او كه يك يمنى است زمانى محافظ شخصى اسامه بن لادن رهبر القاعده بوده و زمانى نيز در ركاب او در جبهه هاى افغانستان رزم كرده است. رد پاى «الحاج» را در اروپا و جنوب شرقى آسيا نيز مشاهده كرده اند. در ۱۶ مارس ،۲۰۰۴ «الحاج» به همراه يكى ديگر از يارانش به نام «ابراهيم بن عبدالعزيز بن محمد المزينى» پس از بى توجهى به فرمان ايست پست بازرسى نيروهاى امنيتى عربستان در پى شليك آنها كشته شد.
در حال حاضر «عبدالعزيز المقرين» در رأس فهرست ۲۶ نفره افراد تحت تعقيب نيروهاى امنيتى عربستان قراردارد. او كه سى و چند سال دارد در عربستان به نام مستعار «ابوهاجر» مشهور است. «المقرين» پس از گذراندن دوره هاى آموزشى در افغانستان طى سالهاى ۹۴۱۹۹۰ به الجزاير رفت و در چارچوب جبهه نجات اسلامى به فعاليت پرداخت. وى در كار قاچاق اسلحه از اسپانيا به الجزاير مشاركت فعال داشت. سپس به بوسنى هرزگوين رفت. چندى بعد در سودان دستگير و به عربستان سعودى تحويل داده شد و تا سال ۱۹۹۹ در زندان به سر برد.
يك دادگاه مذهبى عربستان «المقرين» را به چهار سال حبس محكوم كرد، اما به علت حفظ كامل قرآن، وزير كشور عربستان نيمى از دوران محكوميت او را بخشيد و وى در سال ۲۰۰۱ از زندان آزاد شد و از طريق يمن به افغانستان رفت. «المقرين» در آخرين رويارويى هاى رژيم طالبان با نيروهاى آمريكايى شركت كرد و سپس به عربستان بازگشت و چندين عمليات تروريستى را دراين كشور رهبرى كرد كه مهمترين آنها، بمب گذارى در «مركز كنترل ترافيك رياض» در ۲۱ آوريل ،۲۰۰۴ ترور پنج كارشناس غربى صنعت نفت در شهر «يان بو» واقع در ساحل درياى سرخ در اول ماه مه ،۲۰۰۴ حمله به هتل «هاليدى اين» ، ترور سه كارشناس غربى در شهر «الخبير» و گروگانگيرى كاركنان «شركت سرمايه گذارى نفت عرب» در ۲۹ مه ۲۰۰۴ بود كه طى آن ۲۲ نفركشته شدند.
در ۱۸ ژوئن ۲۰۰۴ ، تروريستهاى القاعده، تحت رهبرى «المقرين» يك كارشناس آمريكايى صنايع دفاعى «لاكهيد مارتين» در عربستان را به قتل رساندند. برآورده نشدن تقاضاى القاعده در مورد آزادى همه مبارزان در بند رژيم سعودى ، علت اين امر عنوان شد.
در پى اين حملات، دولت عربستان يك مؤسسه عظيم خيريه كه منابع مالى موردنياز القاعده را تأمين مى كرد ، توقيف و دست اندركاران آن را دستگير كرد. اخيراً دولت عربستان اعلام كرده است كه در پى حملات تلافى جويانه نيروهاى امنيتى و بازرسى خانه به خانه مناطق مشكوك ، موفق شده است «عبدالعزيز المقرين» را در جريان يك درگيرى مسلحانه به قتل برساند، اما اين گزارش هنوز تأييد نشده است.
گزيده اى از آخرين مصاحبه حضورى با «بن لادن»
آخرين مصاحبه رودر روى «بن لادن» قبل از ناپديدشدنش با خبرنگار بى بى سى در يكى از اردوگاههاى كوهستانى القاعده در جنوب افغانستان انجام شد. كه گزيده اى از محورهاى عمده آن بدين شرح است:
معنى تقاضاى شما از مسلمين براى مبارزه مسلحانه با آمريكا چيست و اصولاً شما چه پيامى براى غرب داريد؟
علت فراخوان ما براى مبارزه با آمريكا اين كه ايالات متحده دست به يك جنگ صليبى عليه امت اسلام زده است. آمريكا از رژيم هاى فاسد وخودكامه در ممالك اسلامى حمايت مى كند... ما حداقل يك دليل براى حضور سمبليك نيروهاى غربى در منطقه مى شناسيم و آن حمايت از طرح هاى يهودى صهيونيستى در زمينه تشكيل «اسرائيل بزرگ» است.
بسيارى از رسانه هاى گروهى عربى و غربى شما را به تروريسم و حمايت از تروريستها متهم مى كنند. چه پاسخى داريد؟
آنها نعل وارونه مى زنند و خود منادى تروريسم اند. تروريسم ما توجيه پذير و قابل درك است ... تروركردن ظالمان و جنايتكاران و دزدان براى درامان نگاه داشتن جامعه و حمايت از جان و مال مردم ضرورى است... در جنگ هاى معاصر، اخلاقيات جايى ندارد... آنها ثروت و منابع نفتى ما را به غارت مى برند، مذهب را مورد مضحكه قرار مى دهند و برادران ما را مى كشند و وقتى ما به مخالفت برمى خيزيم به ما انگ «تروريست» مى زنند...
شما يكى از خطرناك ترين مجرمان تحت تعقيب جهان هستيد و آمريكايى ها براى سرتان جايزه چندميليون دلارى تعيين كرده اند، آيا تصور مى كنيد روزى به اسارت درآييد؟
براى ما مهم نيست كه آمريكايى ها چگونه فكر مى كنند. ما فقط به الطاف خداوندى اميدواريم. براى من مهم نيست كه آمريكايى ها چه بهايى براى سرم تعيين كرده اند. ما به عنوان مسلمان معتقديم كه بشر يك موجود فانى است و سرنوشت او از قبل مقدر شده است. اگر تمام جهان براى كشتن من بسيج شود،تا قبل از اين روز موعود، ناكام خواهد ماند...
آقاى بن لادن، شما در پيامى از مسلمانان خواسته ايد كه هركجا آمريكايى ها را يافتند آنها را بكشند. آيا منظور شما فقط نظاميان آمريكايى است؟
خداوند به ما فرمان داده است كه از سرزمين اسلام دفاع كنيم . آمريكا در قلع و قمع جهان اسلام ، تفاوتى ميان زن و مرد، نظامى و غيرنظامى ، كودك و بزرگ، قائل نيست. كسانى كه بمب اتمى خود را بر فراز ژاپن رها كردند اين تفاوت را در نظر نگرفتند... لذا براى ما نظامى و غيرنظامى آمريكايى تفاوتى ندارد و همه آنها هدف ما محسوب مى شوند...
«رمزى يوسف» يكى از هواداران شما بود. آيا او را قبلاً مى شناختيد؟
پس از انفجار اول مركز تجارت جهانى ، با نام «رمزى يوسف» آشنا شدم. متأسفانه تا قبل از اين تاريخ او را نمى شناختم.
چندى پيش «ولى خان امين شاه» به اتهام توطئه براى قتل پرزيدنت كلينتون در مانيل دستگير شد. نظر شما در باره او چيست؟
«ولى خان» يك مسلمان جوان است. او را در افغانستان «شير» مى نامند. او يكى از شجاع ترين مبارزان مسلمان است. «ولى خان» از دوستان نزديك من است و مدتى نيز در كنار من در جبهه هاى افغانستان جنگيده است. در رابطه با نحوه همكارى او با من، حرفى براى گفتن ندارم. ما همه براى خدا مى جنگيم و از او طلب پاداش مى كنيم .
تكنولوژى اطلاعات
در جهان امروز
194400.jpg
ترجمه: ف. م . هاشمى
از: ECONOMIST
بيست سال قبل، هفته نامه «تايم» (Time) مرد سال جهان را در زمينه «كامپيوتر» معرفى كرد و از آن زمان تاكنون، تصوير افراد و شركتهاى فراوانى، به مثابه چهره هاى شاخص صنعت كامپيوتر، بر پشت جلد اين نشريه نقش بسته است اما هنوز كامپيوتر نتوانسته انتظارات اوليه اى را كه از سرمايه گذارى برروى اين صنعت مى رفت، برآورده سازد. در سال ۱۹۷۸ «رابرت سولو» (Robert Solow) برنده جايزه نوبل دررشته اقتصاد اظهارداشت: «عصر كامپيوتر را مى توان در تمامى زواياى زندگى بشر مشاهده و احساس كرد به جز عرصه مربوط به بهره ورى!» سرمايه گذارى ناكافى بر روى تكنولوژى اطلاعات براى ارتقاى سطح بهره ورى، به «معماى بهره ورى» (productivity paradox) معروف شده است. در واقع طى دهه هاى ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ آهنگ رشد بهره ورى در اغلب كشورهاى جهان كند شد. به همين دليل در اواسط دهه ۹۰ رشد ناگهانى بهره ورى در آمريكا با تعجب و استقبال فراوان جهانيان روبرو شد، اما آيا اين موفقيت آمريكا بدان معنى است كه معماى «بهره ورى» سرانجام حل شده است؟
پاسخ گفتن به اين سؤال پيچيده بسيار دشوار است زيرا شايد در جهان امروز بتوانيم رشد بهره ورى را مهمترين شاخص اقتصادى تلقى كنيم. درواقع شاخص بهره ورى، بيان كننده سطح زندگى هر كشورى است.
امروز ميانگين سطح زندگى آمريكاييها هفت برابر بهتر از سطح زندگى آمريكاييان در آغاز قرن بيستم شده است و اين بدان دليل است كه بهره ورى مردم آمريكا نيز طى اين مدت هفت برابر شده است.
سرعت گرفتن نرخ رشد بهره ورى، نه تنها بر سطح زندگى مردم اثر مى گذارد بلكه درآمدهاى مالياتى را نيز بهبود بخشيده و پرداخت مقررى هاى اجتماعى را براى نسل آينده تسهيل مى كند.
در حال حاضر سرمايه گذارى روى تجهيزات و نرم افزارهاى مربوط به تكنولوژى اطلاعات بالغ بر نيمى از كل سرمايه گذارى شركتهاى آمريكايى را به خود اختصاص داده است. به همين جهت اين سؤال مطرح مى شود كه چرا اين حجم از سرمايه گذارى هنوز نتوانسته تأثيرى چشمگير بر آهنگ رشد بهره ورى داشته باشد؟ تاريخ نشان داده ميان عصر بخار و عصر الكتريسيته نيز يك دوره انتقالى نسبتاً طولانى وجود داشته است. «پاول ديويد» (paul David) از اقتصاددانان برجسته دانشگاه آكسفورد، معتقد است نرخ بهره ورى در اوايل دهه ۱۸۸۰ يعنى تا ۴۰ سال پس از رواج نيروى برق رشد چشمگيرى نشان نداد و تنها پس از سال ۱۹۲۰ كه حداقل نيمى از ماشين آلات صنعتى آمريكا به نيروى برق مجهز شد، نرخ بهره ورى در اين كشور نيز به آرامى روبه افزاش گذاشت.
علت اين وقفه آن است كه كارخانجات صنعتى و بنگاههاى اقتصادى براى تطبيق عملكرد واحدهاى خويش با اين نوآورى تكنولوژيك به زمان احتياج داشتند.
به نظر «پاول ديويد» هر تكنولوژى جديدى، هنگامى شروع به تأثيرگذارى بر آهنگ رشد بهره ورى مى كند كه تا پنجاه درصد اقتصاد يك كشور نفوذ كرده باشد. در حال حاضر كامپيوتر به اين سطح از نفوذ در اقتصاد آمريكا دست يافته است، ديگر كشورهاى ثروتمند دنيا هنوز تا اين مرحله فاصله بسيار دارند. (به نمودار يك توجه كنيد) به نظر مى رسد تكنولوژى اطلاعات در دنياى امروز در همان مرحله اى قرار دارد كه الكتريسيته در دهه ۱۹۲۰ قرار داشت. رشد بهره ورى نيروى كار در اقتصاد آمريكا از سال ۱۹۹۶ به بعد، سالانه به طور متوسط ۲‎/۹ درصد بوده است. درحالى كه نرخ مزبور در بعضى از سالها از ۵‎/۲ درصد نيز فراتر رفته است. (به نمودار ۲ توجه كنيد).
اما اقتصاددانان درباره استمرار نرخ كنونى رشد بهره ورى اتفاق نظر ندارند.
آنچه مسأله را پيچيده تر مى كند، وجود دو مقياس متفاوت در اين مورد است:
بهره ورى نيروى كار (Labour productivity: ميزان محصول توليد شده در واحد زمان كار) و بهره ورى مجموعه عوامل (tetal factors productivity: بازدهى كل سرمايه و نيروى كار در واحد زمان). اغلب مردم بهره ورى را فقط در نيروى كار تصور مى كنند و معتقدند اين عامل تعيين كننده سطح زندگى است. اما اقتصاددانان براى بهره ورى مجموعه عوامل اهميت بيشترى قائلند. به نظر آنها از طريق ارتقاى بهره ورى مجموعه عوامل مى توان بدون اتكا بيشتر به منابع كمياب، با هزينه اى اندك به سطح زندگى بالاتر نائل شد.
اقتصاددانان معتقدند هر چه آهنگ رشد بهره ورى مجموعه عوامل سريعتر شود سرعت رشد بهره ورى نيروى كار نيز فزونى خواهد گرفت.
تكنولوژى اطلاعات از دو طريق موجب تسريع آهنگ رشد بهره ورى نيروى كار مى شود: اولاً از طريق افزايش سهم سرمايه به ازاى هر كارگر (تقويت سرمايه گذارى) كه موجب رشد سريع بهره ورى مجموعه عوامل به ويژه در صنايع مرتبط با تكنولوژى اطلاعات مى شود. ثانياً از طريق رشد بهره ورى مجموعه عوامل در صنايعى كه از دستاوردهاى تكنولوژى اطلاعات سود مى برند. بى ترديد بهره ورى دربخشهايى كه توليدكننده كالاها و تجهيزات مربوط به تكنولوژى اطلاعات هستند، به نحو بى سابقه اى افزايش يافته است، طورى كه ميانگين سالانه اين رشد در دهه ۱۹۹۰ حدود ۲۴ درصد بود. اما بر سر ميزان تأثير تكنولوژى اطلاعات بر ديگر بخش هاى اقتصاد، اتفاق نظر وجود ندارد.
در ميان مطالعات گسترده اى كه تاكنون در باره رشد چشمگير بهره ورى در آمريكا طى سالهاى اخير انجام شده و به چاپ رسيده است تحقيق به غايت خوش بينانه «استفن اولينر» (Stephen oliner) و «دانيل زيشل» ( Daniel Sichel) محققان برجسته «فدرال رزرو» آمريكا، جايگاه ويژه اى دارد. در اين تحقيق كه برمبناى نگرش و ديدگاههاى «آلن گرنيزپان» مسؤول سابق فدرال رزرو تنظيم و تدوين شده است، نتيجه گيرى مى شود عامل اصلى رشد چشمگير بهره ورى در آمريكا تكنولوژى اطلاعات است كه انتظار مى رود بخش اعظم اين آهنگ رشد در آينده نيز همچنان حفظ شود. در اين تحقيق برآورد مى شود نزديك به پنجاه درصد از رشد بهره ورى در اقتصاد آمريكا طى نيمه اول و دوم دهه ،۱۹۹۰ به علت سرمايه گذارى گسترده بنگاههاى اقتصادى اين كشور بر روى تكنولوژى اطلاعات بوده و علت نيمى ديگر نيز تسريع نرخ رشد بهره ورى مجموعه عوامل (TFP) است كه دو پنجم آن را بايد مديون پيشرفتهايى دانست كه در عرصه كامپيوترى كردن فرآيند توليد حاصل شده است. نويسندگان تحقيق فوق، در پايان نتيجه مى گيرند تقريباً دو سوم افزايش نرخ بهره ورى كار در آمريكا، بطور مى نيمم در رابطه با توليد و به كارگيرى كامپيوتر است.
در تحقيق ديگرى كه «ديل يورگنسون» (Dale Jorgenson) از دانشگاه هاروارد آن را انجام داده نتايج مشابهى به دست آمده است:
سرمايه گذارى گسترده روى كامپيوتر و رشد چشمگير بهره ورى در صنعت كامپيوتر آمريكا، علت اصلى رشد بهره ورى كار دراين كشور است. اما «يورگنسون» در عين حال از اين امر كه ممكن است رشد بهره ورى مجموعه عوامل در بخش هاى خارج از صنعت كامپيوتر، رابطه چندانى با تكنولوژى اطلاعات نداشته باشد ابراز نگرانى و پيش بينى مى كند رشد بهره ورى نيروى كار در آمريكا طى دهه آينده، سالانه بطور متوسط به ۲‎/۳ درصد بالغ شود و اين به معنى رشد ۳‎/۵ درصدى توليد ناخالص داخلى (GDP) آمريكا ، بدون مواجهه با تورم خواهد بود كه بيشتر از نرخ ۳ درصدى دو دهه اخير آمريكا است.
اما «رابرت گوردون» (Robert Gordon)، اقتصاددان برجسته دانشگاه «نورث وسترن» ( North - Western ) آمريكا و يكى از منتقدان معروف اين اقتصاد جديد (كه طرح آن در جامعه امروز آمريكا شهامت فراوان مى طلبد) چندان تحت تأثير «معجزه بهره ورى» در آمريكا قرار نگرفته است . او عقيده دارد بخش اعظم بهره ورى مجموعه عوامل در بخش هاى خارج از صنعت كامپيوتر ، مديون ادوار تجارى (economic cycle) است . در دورانى كه اقتصاد رشد سريع را تجربه مى كند، بنگاههاى اقتصادى بر كاركنان خود فشار وارد مى آورند كه حاصل اين فشار، افزايش سطح بهره ورى خواهد بود كه در دور بعدى تجارى ، مجدداً روند نزولى خواهد داشت. به نظر «گوردون» اگر بخش توليد كالاهاى مصرفى پردوام را نيز در كنار صنعت كامپيوتر مستثنى كنيم، آنگاه اصولاً در بقيه اقتصاد آمريكا (۸۸ درصد) رشد بهره ورى نيروى كار مشاهده نخواهد شد. نتيجه اين مى شود كه «معماى بهره ورى» همچنان لاينحل باقى مى ماند.
اينكه تكنولوژى اطلاعات تاكنون نتوانسته به رشد بهره ورى مجموعه عوامل در كل اقتصاد آمريكا منجر شود باعث تعجب «گوردون» نشده است. او مى گويد: كامپيوتر و اينترنت را نمى توان يك «انقلاب صنعتى» از نوع اختراع اتومبيل يا كشف نيروى برق تلقى كرد. حداكثر كارى كه اينترنت انجام داده ، جايگزين كردن روش نوين در انجام امور بوده است . در واقع، اينترنت حتى مى تواند موجب كاهش بهره ورى در محل كار شود. ترافيك سنگينى كه بر سايت هاى اينترنتى حاكم است در ساعات ميانى روز به اوج خود مى رسد و در شب روبه كاهش مى گذارد.
اما، بسيارى از اقتصاددانان با «گوردون» هم عقيده نيستند. به نظر آنها ، حداقل بخشى از رشد بهره ورى در اقتصاد امروز جهان ، دلايل ساختارى دارد. «گرنيزپان» با نظريه رشد ادوارى بهره ورى بشدت مخالفت مى ورزد. برخى اقتصاددانان كشورهاى عضو OECD نيز نظر او را تأييد مى كنند.
خلاصه اينكه ، امروزه اكثر انديشمندان براين باورند كه رشد سريع نوآورى و كاهش سريع قيمتها، حداقل طى دهه آينده ، همچنان ادامه خواهد يافت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |