سه شنبه ۱ دى ۱۳۸۳ - ۸ ذيقعده ۱۴۲۵
Tue, Dec 21, 2004
فرهنگ و هنر
سال دهم - شماره ۳۰۰۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
شدرباره يك فيلم ماندگار از رومن پولانسكى
شدرباره يك فيلم ماندگار از رومن پولانسكى
محله چينى ها؛
۳۰ سال بعد
194571.jpg
منبع: نيويورك تايمز
مترجم: وصال روحانى

رابرت اوانز: مطمئن بودم كه «محله چينى ها» نخواهد فروخت و يقين داشتم كه بزرگان پارامونت از اين فيلم بدشان مى آيد، اما...
اين پولانسكى بود كه تغييراتى ويژه را به سناريوى رابرت تاونى اضافه كرد تا «محله چينى ها» به يكى از بهترين فيلم هاى ۳۰ سال اخير دنيا بدل شود.
۳۰ سال بعد از اين كه يك جك نيكولسون ورشكسته و دل شكسته از يك خيابان پرخون رانده شد و به او گفتند: «جك دست بردار، اينجا محله چينى ها است.»
تصوير سينمايى رومن پولانسكى از نفوذ و جولان كاپيتاليسم فاسد در لس آنجلس آفتابى و مستعد فساد، همچون هميشه جذاب و گوياى حقايق و به مثابه يك شاهكار سينمايى است.
آنچه باورش سخت است بحث ها و موانعى است كه در راه ساخت «محله چينى ها» يكى از بهترين فيلم هاى سه دهه اخير سينماى دنيا وجود داشت، آن هم در زمانى كه رسوايى واترگيت و افتضاح ناشى از حضور جنايتكارانه آمريكا در ويتنام، آمريكايى ها را وادار به پذيرش اين حقيقت كرده بود كه جامعه شان ايراد دارد و فرهنگ شان سست وبيمار است.
اما امروز در طليعه سال ،۲۰۰۵ اين «فيلم نوآر» و اثر تريلر (دلهره آور) درخشان درباره دزدى آب از جوامع و مناطق اطراف كاليفرنيا براى حاصلخيز و پررونق كردن صحراى لس آنجلس و بدل كردن آن به زمين هايى چشمگير وفروش آن با قيمت هايى بالا، چنان كامل نشان مى دهد كه در مدارس سينمايى تدريس مى شود و «عين سينما» و تجسم آن تلقى مى گردد.
اخيراً ۴ نفر عمده از جمع كسانى كه اين فيلم را در سال ۱۹۷۴ ساختند و اكران كردند، در محل آكادمى علوم سينمايى و هنرهاى تصويرى در لس آنجلس گرد آمدند و براى حاضران درباره مشكلات و دردسرهايى كه در راه تهيه اين فيلم داشتند، سخن گفتند. آنها رابرت اوانز تهيه كننده فيلم، رابرت تاونى فيلمنامه نويس، ماك كوخ دستيار كارگردان و جك نيكولسون بازيگر نقش اول بودند.
اوانز، تم و جريان حاكم بر اين گردهمايى را به تصوير كشيد. او نگذاشت تاونى كنار او بنشيند و طبعاً اين تصور و شايعه را بر سر زبانها انداخت كه پس از سالها هنوز هم اختلافهايى بين آنها وجود دارد. اما او فقط مى خواست صندلى را براى نيكولسون بزرگ كه برخلاف انتظار حاضران در محل حاضر شد، نگه دارد.
و بايد از اوانز شنيد، زيرا در كمپانى پارامونت ظاهراً او تنها كسى بود كه مى دانست اين فيلم چگونه بايد تهيه شود و چه مسائلى انتظار تاونى، نيكولسون و البته رومن پولانسكى كارگردان فيلم را مى كشد. اما در گردهمايى فوق اوانز گفت كه به واقع او نيز نمى دانست كه چه چيزى در پيش است. «اگر در پارامونت ۵۰۰نفر حضور داشتند، تمامى شان بر اين اعتقاد بودند كه محله چينى ها بدترين سناريو و داستانى است كه تا به حال خوانده اند. من سردرنمى آورم. اما چه مى شد كرد؟ چه بايد انجام مى شد؟ باختن تمام آن بازى غيرقابل تصور و غيرعقلايى بود.»
اوانز، پولانسكى لهستانى را استخدام كرده بود كه در آن زمان از مطرح ترين كارگردانان نسل جديد هاليوود به حساب مى آمد و جك نيكولسون را نيز براى نقش نخست مرد فيلم برگزيده بود كه اين يكى در حال بدل شدن به قوى ترين بازيگر هاليوود بود. سناريوى فيلم از هر چيزى كه تصور كنيد، نشأت مى گرفت. از تلاش شخصى تاونى براى متوقف كردن يك پروژه ساختمانى شهرى گرفته تا مقاله اى در يك روزنامه كه درباره لس آنجلس در دهه ۱۹۳۰ خوانده بود و همچنين مطلع شدن از شايعه اى خاص كه تصريح مى كرد مقام هاى مسؤول آب از مناطق مختلف به لس آنجلس مى آورند تا رشد آنجا را تأمين و مقدور كنند.
ازسوى ديگر تاونى با يك افسرپليس نيز دوست بود كه به وى گفت: نمى تواند درمحله چينى ها در آمريكا دست به بازداشت كسى بزند، زيرا مقامهاى مافوق وى خريدارى و تطميع شده اند.
تاونى درگردهمايى موردبحث اعتراف كرد او و پولانسكى طى زمان تهيه فيلم بر سر سناريو و جزئيات و بافت قصه بزرگترين مشاجره ها را داشتند، اما شب كه مى شد و مى خواستند به خانه بروند، ترك مخاصمه موقتى مى كردند و حتى براى صرف شام، با هم به بيرون مى رفتند.
اين دو هنوز با يكديگر دوست اند و تاونى مى گويد: پولانسكى مسؤول و خالق بسيارى از نكات درخشان موجود در فيلم است. نكاتى كه سبب شده است ريچارد شيكل منتقد معروف تايم، محله چينى ها را «يك اتفاق عجيب» و يكى از برترين فيلم هاى جهان طى ۳۰ سال اخير توصيف كند.
به عنوان مثال اين پولانسكى بود كه اصرار كرد قسمت پايانى فيلم تغيير يابد، به گونه اى كه نواكراس كاپيتاليست شيطانى فيلم (با بازى جان هوستون) زنده بماند اما دخترش اوه لين مولرى (فى داناوى) با شليك گلوله اى به مغزش در يكى از خيابانهاى «محله چينى ها» از پاى در آيد. تاونى يك پايان احساس برانگيزتر را مى خواست : «كراس توسط دخترش، دخترى كه مورد تعدى او قرار گرفته است ، كشته شود و سپس دختر ، در دادگاه محكوم و به زندان فرستاده شود.» تاونى امروز مى گويد: «پولانسكى پايانى را مى خواست كه با كل فضاى پيچيده فيلمش همخوانى داشته باشد. به او گفتم ، باشد. اين را برايت خواهم نوشت ، اما مى دانم كه آشغال از آب درخواهد آمد.»
اما سناريو نه به قدرى خوب درآمد كه جايزه اسكار اين شاخه را برد و اوانز براين باور است كه اگر تاونى سناريو را طبق ميل خودش و بدون خط گرفتن از پولانسكى مى نوشت، چنين اتفاقى هرگز نمى افتاد. تاونى مى گويد پولانسكى در تدوين و ترسيم يكى از به يادماندنى ترين صحنه هاى فيلم نيز نقش اول را داشته است. اين صحنه اى است كه طى آن جك نيكولسون در هيأت كارآگاه خصوصى جك گيتس يك سيلى برگونه كاراكتر داناوى مى زند زيرا او در توضيحاتش پيرامون ارتباط خود با زن مرموز قصه هيچ گرهى را نمى گشايد و در عمل روشنگرى نمى كند.
و اين پولانسكى بودكه پيشنهاد كرد در وسط فيلم يك آدم آشغال و مزدور بينى نيكولسون را بشكند تا او و بهتر بگوييم كاراكتر جك گيتس تا پايان داستان يك بانداژ و بخيه بر روى دماغ شكسته اش داشته باشد. خود پولانسكى نقش آن آشغال را با قاطعيت بازى كرد. اين فيلم ، جايگاه پولانسكى را كه پيشتر با «بچه رزمارى» (۱۹۷۰) محكم شده بود، در هاليوود پرثبات تر كرد و او بدل به يك پديده شد و آينده اى درخشان تر در اين شهر سينمايى انتظار او را مى كشيد. اما او فقط ۴ سال بعد از آن به دليل يك رسوايى اخلاقى مجبور به فرار از آمريكا شد و هنوز كه هنوز است برنگشته و اگر پايش را به آنجا بگذارد، همان لحظه بازداشت و محاكمه و زندانى خواهد شد.
پولانسكى بعد از آن مشغول فيلمسازى در اروپا شد و حاصل آن فيلم هايى خبر ساز مثل «تس» (۱۹۷۸)، «دزدان دريايى» (۱۹۸۶) ، «ديوانه وار» (۱۹۸۸) و «ماه تلخ» (۱۹۹۳) بود كه هرچند ۲۰ دقيقه آغازين «ديوانه وار» فوق العاده بود و «تس» به نوعى يك نمايش ادبى خاص بود، اما او هرگز با دوران اوجش در هاليوود برابرى نيافت تا اين كه او سال پيش با «پيانيست» ، افسانه نه چندان دور از حقيقت خود درباره زمان جولان و جنايات آلمان نازى در اروپا طى جنگ جهانى دوم و تلاش يك هنرمند براى زنده ماندن در حضور آنان ۳ جايزه اسكار شامل اسكار بهترين كارگردانى راتصاحب كرد.
اوانز طى جلسه گردهمايى كه از آن ياد كرديم گفت مطمئن بوده است كه «محله چينى ها» نخواهد فروخت و همچنين يقين داشت كه بزرگان پارامونت از اين فيلم بدشان مى آيد. نيكولسون در همين جلسه گفت: «نمى دانم . فكر مى كنم در آن زمان كار ما بيش از حد داغ بود و دست هاى بسيارى را مى سوزاند. بعضى ها فكر مى كردند كار ما بايد فقط آرام و راضى كننده طبقه عادى و عوام باشد» .
در پايان صحبت ها نيكولسون نيز ماندنى شد و كنار سايرين به تماشاى فيلم نشست. او سپس رو به تاونى كرد وگفت: «مرد ، مى دانى؟ جداً فيلم خوبى است» .
يك پنجره
194568.jpg
ناصر صفاريان
۱
هرچندوقت يك بار، يك جور برنامه سازى در شبكه هاى تلويزيونى ايران رواج پيدا مى كند و موج فراگير آن، همه شبكه ها و همه گروه ها و زيرگروه ها را دربر مى گيرد. بعد هم با همان سرعتى كه يك نوع برنامه خاص همه جا را پركرده بود، همه چيز به پايان مى رسد و موج به كف مى نشيند و تمام مى شود. پس از فرونشستن موج، گاهى شاهد تك و توك برنامه هاى ماندگار هستيم، كه وجود و ماندگارى شان هيچ ربطى به اين موج و جريان ندارد.
چند سال گذشته را در ذهن تان مرور كنيد. يك بار نوبت مسابقه هاى تلويزيونى عظيم و پرخرج است، يك بار نوبت مسابقه هاى تلفنى، يك بار جنگ هاى شبانه، يك بار برنامه هاى ريزو درشت سينمايى، يك بار فيلم ها و سريال هاى پليسى، يك بار ...، و حالا هم نوبت حضور منتقدان و كارشناسان مختلف و نقد و بررسى سريال هاى تلويزيونى است.
در اين كه اين موج هم فرو مى نشيند، هيچ شكى نيست ولى مسأله اينجاست كه در برخى از اين برنامه ها، بحث ها و به خصوص ميان دارى و نظر مجرى برنامه جذابيت خاصى براى بيننده ايجاد نمى كند. اگر برنامه براى مخاطب خاص ساخته شده باشد، يا در ساعت كم مخاطبى پخش شود، مى تواند يك جور «برنامه خاص» تلقى شود. اما وقتى در بهترين ساعت پخش و با اطلاع رسانى قبلى به روى آنتن مى رود، دست كم بايد مجرى محترم از پس اجراى مناسب برآيد و بتواند بحث هاى - كاملاً - تخصصى و خارج از موضوع را كنترل كند.
درحال حاضر، برنامه «نقد ۳» نه تنها بهترين برنامه از اين دست است كه از نظر ساختارى، بحث كارشناسى و حضور موفق مجرى، يكى از نمونه هاى مثال زدنى برنامه سازى در اين سال هاست. در اين برنامه، سريال مورد نظر با حضور كارشناسانى در عرصه هاى مختلف مورد بحث قرار مى گيرد و جذابيت بحث ها به حدى است كه مخاطب عام هم مى تواند آن را تا انتها پيگيرى كند.
در كنار منتقدان سينما، كه  كم و بيش در برنامه هاى ديگر هم حضور دارند، در برنامه «نقد ۳» شاهد حضور افرادى هستيم كه پيش از اين تصور حضورشان را نمى كرديم. نماينده دادستان و نماينده نيروى انتظامى وقتى در يك برنامه حاضر مى شوند و بحثى درباره مميزى هاى موردنظر آنها شكل مى گيرد، خود به خود هم جذابيت مورد علاقه بيننده هاى تلويزيونى تأمين مى شود، هم بستر مناسبى است براى اين كه اهل هنر و تماشاگران جدى تر، با نظر دستگاه هاى تصميم گيرنده و نظردهنده آشنا شوند.

۲
انجمن مستندسازان قصد دارد هفته فيلمى برگزار كند كه «مرورى تحليلى بر سينماى مستند ايران» باشد. برگزارى چنين هفته فيلمى، به خودى خود اتفاقى مبارك است و جاى تقدير و تشكر دارد. حالا اين كه چه فيلم هايى را چه كسانى برگزيده اند، بحثى ديگر است كه به هر شكلى رخ دهد، حرف و حديث هاى خود را خواهد داشت. چون به هرحال، هر تركيبى برايند خاص خود را دارد و گزينش خاص شكل مى گيرد. ان شاءالله كه اين برگزارى بيشتر بر تحليل و بررسى متمركز باشد تا نمايش چند فيلم انتخاب شده به عنوان بهترين ها، هرچند كه اگر عنوان بهترين ها هم ذكر نشود، نمونه هاى موردى انتخاب شده چنين عنوانى را متبادر مى كند. اميدوارم برگزاركنندگان فكرى به حال اين مسأله كرده باشند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |