|
|
|
|
|
|
|
درخواست بازپرس تهران از مردم:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
زورگيرى پرايد براى ماشين عروس
گروه حوادث: دو جوان به بهانه كرايه ماشين عروس به زورگيرى از راننده پرايدى دست زدند و خودرواش را به سرقت بردند. ساعت ۲۰ شامگاه يكشنبه ۲۹ آذرماه سال جارى، دو پسر جوان در پارك وى به راننده پرايدى پيشنهاد وسوسه كننده اى دادند تا آنان را به طور دربستى با كرايه بالا به پل مديريت برساند تا با عوض كردن لباسهايشان در مراسم عروسى شركت كنند.وقتى به درخواست دو جوان، پرايد در محل تاريكى نگه داشت، يكى از آنها اسلحه اى به پشت سر راننده گذاشت و ديگرى شيشه نوشابه شكسته اى را روى گلويش گذاشت، پولهايش را به سرقت بردند و سوار بر پرايد گريختند.
|
|
|
|
|
پليس مانعى براى مرگ خودخواسته يك زن
گروه حوادث: يك زن جوان كه مى خواست دست به خودكشى بزند، با اقدام سريع پليس از مرگ نجات يافت.ساعت ۲۲ شب يكشنبه ۲۹ آذرماه سال جارى به بازپرس ويژه قتل گزارش شد زنى ۲۵ ساله در خانه اش حوالى كن مى خواهد دست به خودكشى بزند.وقتى مشخص شد كه اين زن جوان پس از متاركه با همسرش دچار ناراحتى روحى و روانى شده است و قبل از اقدام به خودكشى به يكى از بستگانش تلفنى زنگ زده است، بازپرس هنرمند دستور داد تا پليس با شكستن در خانه زن جوان او را نجات دهد.
|
|
|
|
|
نقشه صاحب شركت براى خواهر منشى
گروه حوادث: يك مرد عراقى كه با تأسيس شركتى به اغفال خواهر منشى خود پرداخته و با او براى اجراى نقشه كلاهبردارى ازدواج كرده بود، از سوى پليس آگاهى تهران دستگير شد.اين مرد بعد از مرگ همسرش دوبار با شناسنامه جعلى ازدواج كرد و هر بار پس از كلاهبردارى به دام پليس افتاد.بنا به اين گزارش؛ وقتى زن ۳۵ ساله به پليس مراجعه كرد و گفت: شوهرش با سرقت پول فروش خودروى برادرش فرار كرده است تا اينكه پى برده اند با شناسنامه جعلى سر سفره عقد نشسته است و او را در ازدواج فريب داده است، با دستور بازپرس پرونده، اكيپى از مأموران اداره ۱۱ پليس آگاهى تهران به رديابى شوهر فرارى اين زن دست زدند و دريافتند اين مرد يك سال پيش با اتهام مشابهى در بازداشت بوده است.بدين ترتيب، تجسس ها وارد مرحله تازه اى شد تا اينكه كلاهبردار فرارى بازداشت شد و اعتراف كرد در هيچ كدام از ازدواج هايش فريبى در كار نبوده و تنها شناسنامه اش جعلى بوده است.
|
|
|
|
|
درخواست بازپرس تهران از مردم:
خواستگار كلاهبردار را شناسايى كنيد
گروه حوادث: بازپرس دادسراى صادقيه از مردم خواست مخفيگاه يك كلاهبردار كه با دادن وعده ازدواج به دخترى از وى ۲۳ ميليون تومان گرفته است را شناسايى و در اختيار پليس قرار دهند.اين مرد ۳۱ ساله آبان ماه سال ۸۱ با سوار كردن دختر ۲۴ ساله اى به خودرواش با او طرح دوستى ريخت و از اين دختر خواستگارى كرد.دختر جوان وقتى از علاقه مرد كلاهبردار اطلاع يافت، وعده هاى او را كوركورانه پذيرفت و وقتى اين مرد ادعا كرد مى تواند براى او مجوز نمايندگى خودرو بگيرد، ۲۳ ميليون تومان به وى داد و در ازاى آن دو چك بلامحل گرفت.
|
|
|
|
|
دستگيرى عامل كلاهبردارى از كشتى گيران ملى پوش
گروه حوادث: مردى كه با دادن وعده واگذارى نمايندگى يك شركت تجارى به كشتى گيران ملى پوش ميليونها تومان كلاهبردارى كرده بود، از سوى مأموران اداره ۱۴ پليس آگاهى تهران دستگير شد. مخفيگاه اين مرد كلاهبردار زمانى در اختيار پليس قرار گرفت كه مردى ناشناس در تماس با مأموران ادعا كرد صاحب عكسى را كه در روزنامه ايران به عنوان كلاهبردار فرارى به چاپ رسيده است، مى شناسد و مى داند او در كجا پنهان شده است.بنا به اين گزارش؛ مرد ۳۰ ساله اى كه با انتشار اطلاعيه ها و آگهى هايى مبنى بر راه اندازى شركت گندم طلايى شمال به اغفال ورزشكاران خصوصاً كشتى گيران پرداخت، با دستور بازپرس شعبه هشتم دادسراى رسالت تحت تعقيب قرار گرفت تا اينكه عصر ۲۸ آذرماه با شناسايى شدن عكس به چاپ رسيده اش در روزنامه ها وقتى در حال گرفتن رضايت از برخى شكات بود، دستگير شد.كلاهبردار حرفه اى تاكنون از ۸۰ درصد مالباختگان خود رضايت گرفته است و ادعا مى كند به خاطر ورشكستگى نتوانسته است جوابگوى وعده هايش باشد.
|
|
|
|
|
جوابيه
در پى چاپ خبر مربوط به سرقت در شبكه برق ماهدشت كرج به نقل از «ايرنا» ، روابط عمومى شركت توزيع نيروى برق با ارسال نمابرى به روزنامه ايران، موضوع سرقت مورد نظر را تكذيب كرد.
|
|
|
|
|
زنى در كرج شوهرش را به قتل رساند
زن ۴۵ ساله اى به اتهام قتل همسرش در كرج دستگير شد. او انگيزه خود را از قتل همسرش، اختلاف خانوادگى اعلام كرد.با تماس يكى از كاركنان بيمارستان «شهيد مدنى» شهرستان كرج مبنى بر بسترى شدن مردى ۶۵ ساله به نام احمد بر اثر ضربه هاى چاقو در اين بيمارستان فوت كرده است پليس همسر وى را مجرم شناخت.
|
|
|
|
|
مرد ووشوكار دستهاى زنش را با شمشير بريد
زنى جوان عليه شوهر ووشوكارش به خاطر ضرب و جرح با شمشير و بريدگى دستها هنگام دفاع از خود، شكايت كرد. اين زن به ايسنا گفت: شش سال از زندگى مشتركمان مى گذرد همسرم بدون آن كه متوجه شود، هر بار با وسائل رزمى و بهانه هاى جزيى به جانم مى افتاد و من تحمل مى كردم، به گونه اى كه در آخرين دعوا با شمشير ووشو به من حمله كرد و دستهاى من دچار بريدگى شد.
|
|
|
|
|
دستگيرى زورگيران مسافركش از يك پزشك
گروه حوادث: سه زورگير كه با سوار كردن پزشكى به خودروى قرمزرنگ خود، پولهايش را به سرقت برده بودند، به خاطر كثيف بودن پلاك خودروشان دستگير شدند.چند روز پيش، يك پزشك در يادگار امام سوار بر پيكان قرمزرنگى شد تا به فرحزاد برود، او وقتى به سيگار كشيدن يكى ديگر از مسافران اعتراض كرد و خواست سيگارش را خاموش كند، يك اسلحه را روبروى صورتش ديد كه آن مسافر در دست داشت.مرد ديگرى كه در كنار اين پزشك نشسته بود، چاقويى را به پهلوى او فشرد و خواست پولهايش را در اختيارش قرار دهد، آنان با گرفتن ۱۵۰ هزار تومان پول، پزشك جوان را رها كردند و گريختند.وقتى پليس با دستور بازپرس قيصرى مأموريت يافت سه زورگير مسلح را دستگير كند، به رديابى پيكانهاى قرمزرنگى كه مسافركشى مى كردند پرداخت تا اينكه خودروى پيكانى قرمزرنگ به خاطر گلى بودن پلاك از سوى مأموران در چهارراه سيروس توقيف شد و مأموران اداره يكم با مقايسه مشخصات سرنشينان آن با سه زورگير توانستند آنان را شناسايى كنند.
|
|
|
|
|
نقشه پسرجوان براى حذف رقيب عشقى
گروه حوادث: پسر جوانى براى ادب كردن رقيب عشقى اش، نقشه ربودن او را طراحى كرد. راز اين حادثه به دنبال اعلام شكايت از سوى پسر ۱۶ساله مبنى بر اينكه پس از ربوده شدن توسط دو پسر جوان مدت ۲ساعت حبس شده است فاش شد. اين دانش آموز جوان درباره چگونگى وقوع حادثه گفت: عصر روز ۲۹ مهرماه سال جارى وقتى به قصد رفتن به دولت آباد از خانه ام بيرون آمدم، سوار پيكان سفيدرنگى شدم و در بين راه آنان با تهديد كارد مرابه آپارتمانى در دولت آباد كشانده و داخل اتاقى بردند. آنها پس از كندن لباسهايم، مرا لخت كرده و تعدادى عكس گرفتند. سپس يكى از آنها كه رقيب عشقى ام است تهديد كرد اگر بار ديگر سر راه دختر مورد علاقه اش قرار بگيرم، عكسها را چاپ و بين اهالى منطقه محل زندگى ام پخش خواهد كرد.با توجه به اين ادعاها، به دستور بازپرس شعبه سوم دادسراى شهررى، مأموران آگاهى شهررى تحقيق در اين باره را آغاز كردند. آنان با توجه به نشانى هايى كه از ربايندگان پسر دانش آموز در اختيارشان قرار گرفته بود، متهمان را رديابى و بازداشت كردند. يكى از جوانان بازداشت شده در بازجويى گفت: جوان ۱۶ساله از مدتها قبل برايم ايجاد مزاحمت مى كرد. از آنجايى كه مغازه پدرم در حوالى خانه آنهاست روزى او را ديدم كه با دختر مورد علاقه ام حرف مى زند. به همين دليل با او جر و بحث كردم. چون در محل زندگيشان بود، تهديد كرد با دوستانش مرا كتك خواهد زد. من با مشاهده اين وضعيت، از دختر مورد علاقه ام خواستم به بهانه اى او را به خانه ما بكشاند. روز حادثه او طبق قرار پسر دانش آموز را به آنجا كشاند. آنها وقتى وارد اتاق خواب خانه ما شدند ، من در داخل كمد پنهان شده بودم. در همين لحظه از كمد بيرون آمدم و با كمك دوستانم از او عكس گرفتيم تا ديگر مزاحمتى برايمان ايجاد نكند. به دستور بازپرس پرونده دو متهم بازداشت شده با صدور قرار قانونى تا انجام تحقيقات تكميلى آزاد شدند. تلاش پليسى براى رديابى دختر جوان جهت روشن شدن واقعيت ماجرا ادامه دارد
|
|
|
|
|
شاهدى براى قتل در تاريكخانه
|
|
|
گروه حوادث: كرج - خبرنگار «ايران» : ادعاهاى پسر نوجوانى كه شاهد قتل مرد عكاسى در تاريكخانه عكاسى در كرج بوده است، مسير پرونده را عوض كرد.جنايت در تاريكخانه روز جمعه ۱۳ شهريور ماه سالجارى در طبقه دوم پاساژ طلافروشى در فلكه دوم فرديس اتفاق افتاد.مردم با ديدن مردى كه سرو وضعى خونين داشت، پى به حادثه تلخى بردند.اين مرد بعد از دستگيرى در مورد چگونگى جنايت گفت: آن روز ساعت ۱۱ صبح بود كه ازخانه ام خارج شدم. چراغ خوابى را در كيف مشكى رنگ ام گذاشته بودم مى خواستم هر طور شده محمد را به قتل برسانم. نيم ساعت بعد به عكاسى رسيدم. دو مشترى زن داخل عكاسى بودند. منتظر ماندم بعد به محمد گفتم تكليف بدهى اش را با من روشن كند در حاليكه با هم بحث مى كرديم به طرف تاريكخانه راه افتاديم.
وى ادامه داد: محمدگفت ديگر به آنجا نروم و مزاحم او نشوم. كيفم را باز كردم. چراغ خواب را بيرون آوردم مى خواستم به سرش بزنم. نگذاشت و ما با هم درگير شديم. زور او به من مى رسيد ولى نمى دانم چه شد كه يك دفعه به زمين خورد. كاتر فلزى و سنگينى را برداشتم و به او حمله كردم. مى خواست سرش را زير ميز پنهان كند ولى من به او امان ندادم. داخل تاريكخانه رفت و من او را آنجا گير انداختم بعد از قتل در تاريكخانه دنبال آب گشتم يك شيشه آب بود. آن را روى سر و صورتم ريختم. يكى از شلوارهاى محمد آنجا بود با آن سروصورت خونى و خيس ام را پاك كردم هرچند لحظه يكبار مشترى مى آمد ومن از ميان در جواب آنها را مى دادم و مى گفتم روز بعد بيايند از آنجا به طبقه پايين پاساژ آمدم و به مردم گفتم پليس را خبر كنند. اين مرد در مورد انگيزه اش از جنايت به بازپرس زارع از شعبه ۱۹ دادسراى فرديس گفت: خرداد سال ۸۲ بود كه ماشين ام را به مقتول فروختم و مبلغ دو ميليون و صدو پنجاه هزار تومان از او طلبكار شدم. مهرماه همان سال ۳۰۰ هزار تومان ديگر از من گرفت. تابستان دوماه در عكاسى اش كار كردم. از او خواستم بدهى اش را بدهد اما او نمى پذيرفت. از چند نفر خواستم وساطت كنند، ولى اين كارها فايده نداشت. شكايت هم كردم ولى نمى توانستم ثابت كنم كه از او طلب دارم در دادگاه آخر به او گفتم اگر پولم راندهد او را مى كشم. <يك شاهد در حالى كه با اعترافات متهم به قتل پرونده در مراحل تكميل تحقيقات بود پسر ۱۴ ساله اى در شعبه ۱۹ بازپرسى دادسراى فرديس به عنوان تنها شاهد جنايت حاضر شد. او به بازپرس زارع گفت: روزهاى آخر هفته به عكاسى مى رفتم و صاحب عكاسى به صورت هفتگى به من كمك مالى مى كرد. او با اين كارش از من حمايت مالى مى كرد. روز حادثه چون آخر هفته بود مثل روال هميشگى براى دريافت كمك مالى به عكاسى رفتم. در شيشه اى ورودى را فشار دادم و وارد شدم. هيچ كس پشت ميز نبود. متوجه سر و صدا از طرف تاريكخانه شدم. در حاليكه ترسيده بودم به آرامى به آن طرف حركت كردم. لاى در را كمى باز كردم محمد - صاحب عكاسى - را ديدم كه روى زمين خوابيده بود. مردى كمربندى را دور گردن او پيچيده بود و داشت او را خفه مى كرد. اين مرد - اشاره به متهم - در همان حال ضرباتى را به سر صاحب عكاسى - مقتول - وارد مى كرد. نمى دانم چه شد كه آن دو مرد متوجه حضور من شدند. اين مرد - اشاره به متهم - فرياد زد: آهاى همين جا بمان! ولى من از ترس فرار كردم و از پله هاى پاساژ پايين آمدم. او هم دنبال من كرد و پايين پله ها به من رسيد. گلويم را گرفت و فشار داد. از درد فرياد زدم و به هر زحمتى بود موفق شدم از دست او فرار كنم. وى ادامه داد: همان لحظه پيش يكى از آشنايان كه پزشك است رفتم و گلويم را كه به شدت سرخ شده بود به او نشان دادم. بازپرس زارع در مورد ادعاى تازه اين شاهد و انكار متهم به وجود همدست و شريك جرم به خبرنگار ما گفت: متهم در هر شرايطى وجود همدست را انكار مى كند اما از آنجايى كه صرف اقرار در پرونده هاى كيفرى حجيت ندارد بنابراين اعتراف قاتل مبنى بر اينكه به تنهايى مرتكب قتل شده است وافى به مقصود نبوده و كارآگاهان ويژه دايره قتل اداره آگاهى كرج با دستور قضايى در حال انجام تحقيقات جامع تر و كاملترى هستند.
|
|
|
|