سه شنبه ۱ دى ۱۳۸۳ - ۸ ذيقعده ۱۴۲۵
Tue, Dec 21, 2004
بين الملل
سال دهم - شماره ۳۰۰۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
چشم انداز
نگاه
تلاش براى ايجاد اخلال در انتخابات
با رد گزارش رسانه ها
شوراى همكارى خليج فارس بدون امير عبدالله آغاز به كار كرد
بيست و پنجمين نشست شوراى همكارى خليج فارس در غياب امير «عبدالله بن عبدالعزيز» وليعهد عربستان سعودى ديروز در «منامه» (پايتخت بحرين) آغاز به كار كرد.
به گزارش خبرگزارى فرانسه از منامه، نارضايتى عربستان از امضاى موافقتنامه تجارت آزاد بين بحرين و عربستان، عامل اصلى حضور نداشتن وليعهد عربستان در نشست شوراى همكارى خليج فارس عنوان شده است و گفته مى شود شاهزاده «سلطان بن عبدالعزيز» وزير دفاع عربستان در اين نشست شركت مى كند. حل اختلافات بين عربستان و بحرين و بررسى اوضاع سياسى و امنيتى عراق و بازتاب آن در منطقه محور اصلى گفت وگوهاى شوراى همكارى خليج فارس خواهد بود، همچنان كه اين نشست مسائل تروريسم، خاورميانه و توسعه اقتصادى خليج فارس را مورد بحث و بررسى قرار خواهد داد.
چشم انداز
نتيجه بى علاقگى به سياست
روزنامه هاى تركيه ديروز خبرى را منتشر كردند كه قابل تأمل و جالب است.
خبر اين بود: «مردم تركيه نتيجه مسابقه«عروس من مى شوى » را به نتيجه مذاكرات كشورشان با اتحاديه اروپا ترجيح دادند.» جريان از اين قرار است كه جمعه شب گذشته پس از اينكه نشست سران اروپايى براى تصميم گيرى درباره تاريخ آغاز مذاكرات تركيه و اتحاديه اروپا براى عضويت كامل اين كشور در اتحاديه، پايان يافت، «رجب طيب اردوغان» نخست وزير تركيه در مقابل دوربين هاى شبكه هاى خبرى و برخى ديگر از شبكه هاى معتبر تلويزيونى اين كشور قرار گرفت تا مژده آغاز مذاكره تركيه و اتحاديه اروپا در ۱۳ اكتبر ۲۰۰۵ را به مردم بدهد و درباره نتايج نشست سران اروپايى در بروكسل سخنرانى كند. همزمان با پخش مستقيم اين مصاحبه، اما، يكى از شبكه هاى تلويزيونى ترك، آخرين قسمت مسابقه «عروس من مى شوى» را به طور زنده پخش كرد. در اين مسابقه، گروهى از دختران «دم بخت» و مادران پسرهاى آماده ازدواج شركت و براى مدتى با هم در يك خانه در مقابل دوربين هاى تلويزيونى زندگى مى كنند.
در طول مسابقه، مردم هر هفته از طريق پيام كوتاه تلفن همراه، رأى خود را درباره دخترها و مادرها اعلام مى كنند و تصميم مى گيرند كه كدام يك از مسابقه حذف شود و كدام ادامه دهد در آخر هم يكى از دختران و مادرها انتخاب مى شوند و اين دختر خانم اقبال اين را مى يابد كه عروس اين مادرشوهر انتخابى مردم شود.
جالب آن كه براساس آمار، آن شب با اينكه در «بروكسل» (پايتخت بلژيك) درباره آرزوى ديرينه ترك ها براى پيوستن به اتحاديه اروپا تصميم گيرى شد و اين رؤيا با گرفتن تاريخى براى آغاز مذاكرات به واقعيت نزديكتر شد، مردم تركيه نه نتيجه اين نشست كه فينال مسابقه «شوهريابى» را ترجيح دادند. اين آمار حاكيست كه از هر ۱۰۰ نفر، ۷۲ نفر در تركيه اين مسابقه را نگاه كردند، نه مصاحبه اردوغان درباره سرنوشت تركيه در راه اتحاديه اروپا را!
يك روانشناس ترك در گفت وگو با روزنامه «وطن» در اين باره اظهار داشت: «اين اتفاق براى مردمى كه زندگى شان از مرز چهارديوارى خانه و يا حومه شهر و روستايشان تجاوز نمى كند، طبيعى است. براى عامه مردم در جامعه سنتى تركيه قوانين مادرشوهر بسيار مهمتر از قوانين و استانداردهاى اتحاديه اروپاست.»
وى مى افزايد كه شايد «گونتر ورهوگن» مسؤول گسترش اتحاديه اروپا نتواند نحوه زندگى و پوشش زنان جنوب شرقى تركيه را تغيير دهد، اما وقتى دخترى از آن خطه بخواهد ازدواج كند و با اين ازدواج ارتقا يابد، مطمئناً نظرات مادرشوهر مدرن اهل استانبول خود را خواهد پذيرفت و اين، آينه واقعى ترك هاى در انتظار اروپاست.
يك جامعه شناس ترك هم معتقد است كه مردم تركيه در طول سال ها علاقه خود را به سياست و مسائل مهم جهانى از دست داده اند و با فرورفتن در درون خود تنها به مسائل شخصى و زندگى خصوصى شان توجه مى كنند.
دهها خانواده فلسطينى در «خان يونس» بى خانمان شدند
درحمله گسترده نظاميان رژيم صهيونيستى به شهر و اردوگاه «خان يونس» در جنوب نوار غزه كه سه روزادامه داشت۴۵، باب خانه ويران و حدود۶۰ خانواده بى خانمان شدند.
به گزارش ايرنا، نظاميان رژيم صهيونيستى به بهانه جلوگيرى از شليك موشك و خمپاره به شهرك هاى صهيونيست نشين و مراكز نظامى اين رژيم، به اردوگاه و شهر خان يونس حمله كردند كه به شهادت ۱۱ فلسطينى و زخمى شدن بيش از ۶۰ نفر انجاميد.
به گزارش منابع خبرى فلسطين،كميسارياى كاريابى وكمك رسانى به پناهندگان فلسطينى وابسته به سازمان ملل متحد (آنروا) اعلام كرد كه در نتيجه حملات ارتش اسراييل به منطقه خان يونس، ۶۷۵ فلسطينى بى خانمان شدند و بيش از سه ميليون دلار خسارت به اين منطقه وارد شده است.
منابع صهيونيست ادعا كردند كه حمله به خان يونس پايان يافته است و نظاميان اسراييلى از اين منطقه خارج شدند. به رغم حمله گسترده رژيم صهيونيستى به جنوب نوار غزه، حمله موشكى و خمپاره اى به شهرك هاى صهيونيست نشين متوقف نشده است و مبارزان فلسطينى در واكنش به جنايت هاى اسراييل، با شليك چند فروند موشك قسام به شهرك «سدروت» در منطقه نقب در جنوب فلسطين ۱۲ اسراييلى را زخمى كردند.
نگاه
بازخوانى يك معادله چندمجهولى
در پرونده روابط ايران و مصر
حسين پويا
نگاهى گذرا به منحنى يك ماهه تحولات روابط جمهورى اسلامى ايران و جمهورى عربى مصر و با بهره گيرى از مطالب مطبوعات دولتى و حزبى مصر، چندتحول مهم و حساس خودنمايى مى نمايد. اين تحولات شامل شركت وزير امور خارجه ايران در نشست همسايگان عراق در «شرم الشيخ» ، شركت وزير كشور مصر در نشست وزيران كشور همسايگان عراق به علاوه مصر در تهران، انتشار خبر تحويل «مصطفى حمزه» به مصر از سوى مؤسسه «المقريزى» و به دنبال آن، تكذيب اين خبر از سوى ايران ، اعلام محاكمه اعضاى القاعده در ايران و در نهايت اظهارات «ماهر عبدالواحد» دادستان كل مصر مبنى بر متهم كردن يك تبعه مصرى به جاسوسى به نفع جمهورى اسلامى ايران مى شود.
على رغم ادعاى دادستان مصر در طراحى و اجراى سناريوى روانى و بويژه تبليغاتى معماى جاسوسى، روند پروراندن و اقناع افكار عمومى داخلى و بويژه در جهان عرب، ناپختگى و ناشيگرى آن را بيش از پيش نمايان كرد.
با طراحى سناريوى مضحك جاسوسى ديپلمات ايرانى و همچنين آرايش و چيدمان آن در راستاى بازى جناحهاى اصلاح طلب و محافظه كار در ايران، دستگاه تبليغاتى رسمى مصر وظيفه توجيه آن را اينگونه برعهده گرفت كه ديپلمات جاسوس، مأمور سپاه و طرفدار محافظه كاران بود و راهبرد رئيس جمهورى اصلاح طلب ايران را در مصر دنبال نمى كرد. در صورتى كه دم خروس آنقدر دراين سناريوى ساختگى بيرون است كه نمى توان به هيچ وجه آن را توجيه كرد، چرا كه اولاً حوزه سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران در تمامى قضايا بويژه راهبرد روابط با همسايگان همواره مبتنى بر سياست تنش زدايى و يك راهبرد ثابت براى تمامى طيف هاى سياسى بوده و اين نكته مهم در واكنش هاى يكسان سخنگويان دولت و وزارت امور خارجه در واكنش به سناريوى مزبور واضح و آشكاراست. بنابراين مصريها با تبرئه يك طيف و متهم كردن طيف ديگر نمى توانند ترفند نخ نما شده سيستم حكومتى مصر را بپوشانند و توپ شوت شده به زمين خود را از زير گل و لاى ناشى از خلأ تصميم گيرى مستقل سياسى دوباره به زمين ايران بيندازند.
در حقيقت، توان و اراده مستقل حاكميت مصر در اتخاذ تصميمى كه تحت تأثير اراده و نفوذ قدرت خارجى نباشد، به چالش جدى كشيده شده است. موضوع مهم ديگر، انتشار خبر محاكمه و صدور احكام اعضاى القاعده در ايران از سوى آقاى عليزاده معاون قوه قضاييه است، موضوعى كه مصريها با عطش زياد براى يافتن به ظاهر احتمالى اعضاى مصرى تبارالقاعده در ايران و بهره بردارى از برگه به اصطلاح القاعده فرارى در روند بازى وفشار سياسى با ايران آن را مورد بهره بردارى قرار دهند. سناريوى دادستان مصر در خصوص جاسوسى ايران در اين كشور و به ويژه پيوند زدن مستقيم ايران با عمليات القاعده در «ينبع» عربستان، اقدام ناشى گرى اى بود كه تلاش مى كرد با پيوند زدن مستقيم ايران با پرونده فعاليت القاعده در عربستان سعودى و مرتبط كردن آن با مصر، از اهرم تأثيرگذارى منفى بر روابط حسنه رياض با تهران سودجويى يكجانبه كند. وليكن شايد اين امر نيز با توجه به روابط خوب رياض و تهران در ابعاد همكارى هاى كميته هاى سياسى و استراتژيك، يك بازى از پيش باخته براى مصريها باشد.در اين ميان، اگر مصرى ها صداقت داشتند چرا قبل از اينكه پرونده جاسوسى به طور واقعى مطرح باشد، آن را از طريق ساز وكارهاى رسمى، ديپلماتيك و مستند مطرح نكردند و آن را به طور ناگهانى و در يك موج هماهنگ با جوسازى هاى «حازم شعلان» وزير دفاع عراق و ملك «عبدالله» پادشاه اردن در يك حركت تبليغاتى مطرح كردند؟ همين موضوع به خوبى آشكار مى كند كه داستان پردازى هاى آنان يك سناريوى روانى و تبليغاتى و نه واقعى و حقوقى است.
نكته ديگر در بررسى روابط ايران و مصر، دلمشغولى اصلى و هم و غم مصريها در بازى با كارت ايران در مقام معامله با دولتمردان آمريكا است؛ معامله اى كه در نهايت، در كنترل و تعديل استراتژى آمريكايى ضرورت روى كار آمدن دولتهاى خاورميانه با آراى مردم و دموكراسى متكى به مردم نهفته است و ريشه در بحران مشروعيت نظام سياسى مصر دارد؛ كشورى كه در رديف نخستين كشورهاى هدف در طر ح خاورميانه بزرگ آمريكا قرار دارد. در اين ميان، حاكميت سياسى مصر و در رأس آن، «حسنى مبارك» رئيس جمهورى اين كشور تلاش مى كنند تا از بعد داخلى زمينه هاى سياسى و اجتماعى روند موروثى انتقال رياست جمهورى به پسر خود «جمال مبارك» را فراهم كند و با بالا بردن نرخ تنظيم روابط خود با ايران، زمينه سازى روى كار آمدن فرزند خود را آماده كند و از سوى ديگر، در بعد خارجى برگه هاى بازى و معامله با آمريكا براى پذيرش مشروعيت اين انتقال قدرت را بدون حل و فصل كردن واقعى مشكل بحران مشروعيت رياست جمهورى مادام العمر و موروثى را حفظ كند. دو برگه مهم بازى مصر در اين بازى سرنوشت ساز، عادى سازى رابط با ايران از يكسو و از سوى ديگر، حفظ اهميت جايگاه و نقش مصر در عادى سازى عربى اسرائيلى است.
در همين حال، انتشار خبر جاسوسى ايران در مصر كه به اذعان اكثر محافل رسانه اى مصر در چارچوب يك سناريوى سياسى و تبليغاتى از پيش طراحى شده است، فراتر از موضوع روابط ايرانى مصرى است. نگاهى به موقعيت زمانى وقوع اين سناريو مى تواند پرده از راز معماى آن بگشايد. همزمانى خبر آزادى «عزام عزام» جاسوس اسرائيلى زندانى در مصر با طرح سناريوى جاسوسى ايران در مصر، توجه بسيارى را به خود جلب كرد. تصميم نهايى دولت مصر در آزادى عزام عزام بعد از گذراندن فقط نيمى از دوران محكوميت جاسوسى اش در مصر، تحت شديدترين فشارهاى سياسى و اقتصادى آمريكا و اسرائيل اتخاذ شد؛ تصميمى كه حاكميت مصر را با پارادوكسى دوسويه در بين افكار عمومى داخل و جهان اسلام مواجه كرد.
دولت مصر از يكسو، توان توجيه و كنترل افكار عمومى به شدت ضداسرائيلى و ضدآمريكايى خود را در قبال آزادى جاسوس «دشمن» وصفى كه مردم مصر براى اسرائيل به كار مى برند نداشت. ترس و نگرانى از واكنش تند و غيرقابل كنترل داخلى، دولت مصر را مجبور كرد تا مراسم تشييع جنازه ياسرعرفات رهبر فقيد فلسطينيان را به چند دقيقه احترام نظامى خلاصه كند. از سوى ديگر، فشار بسيار دولت آمريكا و لابى صهيونيستى براى خارج كردن روابط سياسى و اقتصادى قاهره با تل آويو از انجماد كامل كه تا آستانه قطع كامل روابط حركت مى كرد، دولت مصر را دچار بحران كرده بود. تصميم مصر كه در نوع خود يك عقب نشينى محسوس در موضعش در قبال اسرائيل و تحولات فلسطين اشغالى به شمار مى رود، بيشترين سود را براى طرف اسرائيلى و ايجاد مفرى براى «آريل شارون» نخست وزير اسرائيل از تنگناى انزواى داخلى و خارجى به دنبال داشت.
همزمانى اعلام كشف قضيه جاسوسى ايران درمصر با آزادى جاسوس اسرائيلى توسط مصر از اين جهت نيز سؤال برانگيز است كه ايران هميشه به ارتباط با برخى حوادث تروريستى درمصر متهم شده، اما تحقيقات بعدى هميشه خلاف آن را ثابت كرده است. برخى از سياستمداران و متفكران مصرى دراين زمينه اظهارنظركرده و تأثير آن بر موضوع روابط دوجانبه مصر و ايران را موردتحليل قرارداده اند.
چنانكه يكى از متفكرين و نويسندگان معروف مصرى معتقداست كشف قضيه جاسوسى براى ايران درزمان فعلى به عنوان يك معما محسوب مى شود و يكى از فصلهاى معماى بزرگترى است كه در روابط ايران و مصر وجوددارد. كسانى هستند كه در سطح منطقه اى و بين المللى كه ازسرگيرى روابط دوكشور را نمى خواهند.
چرا قضيه جاسوسى براى ايران، زمانى اعلام شد كه عزام عزام جاسوس اسرائيلى (اززندان مصر) آزاد شد؟«احمد مينيسى»كارشناس استراتژيك مؤسسه مطالعات «الاهرام » مصر براين موضوع تأكيد دارد كه كشف اين قضيه درزمانى كه شواهدى دال بر تحرك مصر به سوى ايران مشاهده مى شود، سؤال برانگيز است. آيا در درون نخبگان مصر (حاكمان) درخصوص بازگشت روابط مصر و ايران اختلاف وجوددارد يا اينكه كسانى هستند كه هرگونه نزديكى مصرى ايرانى را به شكست مى كشانند؟
مينيسى مى افزايد: درمصر به ايران ازمنظر امنيتى نگريسته مى شود و تهران درهمه حوادث تروريستى كه درمصر انجام شده است، متهم مى شود. اين درحالى است كه تحقيقات انجام شده ثابت كرده است كه اين حوادث هيچ ارتباطى با ايران ندارد.
درهرجهت، همزمانى اعلام اتهام جاسوسى براى ايران درمصر و اسرائيل مى تواند مبين اين ترديد بزرگ باشد كه پيشاپيش بين مصر و اسرائيل، دراين قضيه هماهنگى به عمل آمده است تا ازشدت پيامدها و عوارض منفى اقدام مصر در آزادكردن عزام عزام برافكار عمومى در صحنه داخلى مصر و خاورميانه كاسته شود.
اكنون بايد نخبگان و تحليلگران مصرى بينديشند كه درقبال اين عقب نشينى آشكار درمقابل اسرائيل و فضاسازى تصنعى عليه ايران چه نفعى را در بطن استراتژى امنيت و مصالح ملى مصر به جز تحريف واقعيت بين دو واژه دوست و دشمن و انحراف افكارعمومى از حقيقت تحولات جارى اين كشور مى توانند تعريف كنند؟ سناريويى كه سرانجام با مرور زمان، حقيقت پنهان آن روشن و روشن تر خواهدشد.
تلاش براى ايجاد اخلال در انتخابات
بمب گذاران قصد ترور آيت الله سيستانى راداشتند
گروه بين الملل ـ درحالى كه رهبران شيعيان عراق طى دو روز گذشته تندروهاى سنى سلفى ها و وهابيون را مسؤول كشتارهاى كربلا ونجف دانسته اند، ديروز اعلام شد كه آيت الله «سيد على سيستانى» هدف انفجار روز يكشنبه بود.
194565.jpg
به گزارش خبرگزارى فرانسه از نجف، آيت الله العظمى «محمد سعيد حكيم» يكى از ۴ مرجع تقليد شيعيان عراق ديروز با اشاره به تلاش عاملان بمب گذارى هاى كربلا ونجف براى بى ثبات كردن كشور، از دولت موقت عراق خواست تا به اين گونه جنايات پايان دهد وعوامل شيطان را دستگير كند. درهمين ارتباط، سياستمداران شيعه عراق گفتند كه بمب گذارى هاى كربلا ونجف با هدف بازداشتن مردم از انتخابات انجام گرفته اند.
«عامر دخل الاسيادى» سخنگوى حزب الدعوه عراق گفت: آنان تدارك يك جنگ داخلى را مى بينند.
وى پيش بينى كرد كه بمب گذارى ها، ترورها وعمليات انتحارى بيشترى انجام خواهد گرفت ولذا خون بيشترى در مناطق شيعه نشين عراق جارى خواهد شد.
الاسيادى گروه القاعده ونيز متحد آن درعراق «ابومصعب زرقاوى را مسؤول حوادث خونين اخير دانست كه سعى دارند مانع شركت گسترده مردم درانتخابات شوند.
دراين ميان به گزارش واحد مركزى خبر، استاندار نجف اعلام كرد انفجار روز يكشنبه كه در نزديكى خانه آيت الله سيستانى روى داد نشان مى دهد كه خرابكاران قصد جان وى را داشتند اما تدابير امنيتى در اطراف خانه ايشان سبب شد تا آنها نتوانند توطئه خود را عملى كنند.
غدنان الزروفى با متهم كردن بعثى ها، وهابى ها و سلفى ها به دست داشتن در انفجار ديروز در نجف اشرف گفت: اين انفجار به منظور ايجاد فتنه هاى قومى، به راه انداختن جنگ داخلى و متوقف كردن روند برقرارى دموكراسى در عراق و جلوگيرى از برگزارى انتخابات صورت گرفت. وى همچنين اعلام كرد تاكنون ۵۰ نفر از مظنونين در داخل و خارج نجف از جمله چند نفر از اتباع بيگانه از كشورهاى عربى دستگير شده اند كه بازجويى از آنان آغاز شده است.
استاندار نجف آخرين آمار كشته هاى انفجار در نجف را ۵۲ نفر و تعداد زخمى ها را ۱۴۲ نفر اعلام كرد كه به گفته وى حال تعدادى ازآ نان وخيم است.
يك خودروى بمب گذارى شده روز يكشنبه در خيابان» بنات الحسن «در نزديكى حرم مطهر حضرت على (ع) و در حالى كه گروهى از مردم به اتفاق فرماندار نجف و چند نفر از مقامات اين شهر جنازه» شيخ حاتم الحسن «يكى از بزرگان عشاير نجف را تشييع مى كردند، منفجر شد.
دراين ميان، مقامات آگاه عراقى اظهار داشتند كه به دنبال انفجار دو خودروى بمب گذارى شده درشهرهاى كربلا ونجف، آيت الله سيستانى با محكوم كردن اين انفجارها، ازمراجع عراق خواست تا براى بررسى اوضاع شهرهاى مقدس شيعيان، دردفتر ايشان درنجف گردهم بيايند.
به گزارش ايسنا به نقل از پايگاه اينترنتى» ايلاف «، اين مقامات افزودند: نمايندگان آيت الله سيستانى با دفاتر ساير مراجع اصلى عراق، براى برگزارى اين نشست، تماس هايى را برقرار كردند.
به گفته اين مقامات، قرار است دراين نشست، پيامدهاى انفجار دو خودروى بمب گذارى شده مورد بررسى قرار گيرد وتدابير لازم براى شركت درحفظ امنيت شهرهاى كربلا ونجف وجلوگيرى از كشيده شدن اين مسأله به اقدامات انتقام جويانه اتخاذ شود.
ازسويى«عمار حكيم » عضو مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق تصريح كرد: برخى گروههاى تروريستى كه از خارج وارد عراق شده اند، درحالى شعار مقاومت سر مى دهند كه شهروندان بيگناه عراقى به ويژه زنان وكودكان را هدف قرار مى دهند.
194520.jpg
به گزارش خبرگزارى«شين هوا» از بغداد، وى در گفت و گو با بى بى سى، با اشاره به اينكه درگيريهاى عراق بين شيعيان واهل سنت نيست، تأكيد كرد: شيعيان و اهل سنت روابط خوب ومستحكمى با هم دارند. وى خاطرنشان كرد: برخى گروههاى تروريستى مى خواهند بين شيعيان واهل سنت فتنه وآشوب برپا كنند و آنان را از حق طبيعى شان درتعيين سرنوشت و آينده عراق محروم نمايند.
درعين حال، به گزارش خبرگزارى نجف، اعلام شد كه درجريان بمب گذارى هاى كربلا ونجف ۶۶ نفركشته و بيش از ۲۰۰ نفر مجروح شده اند.
دراين ميان«نيويورك تايمز » درمقاله اى به قلم« توماس فريد من » اذعان كرد: به دليل پيوندهاى گسترده ميان ملت هاى ايران وعراق،«هيچ راهى براى جلوگيرى از نفوذ ايران در عراق وجود ندارد. »
به گزارش ايسنا، اين روزنامه آمريكايى با طرح اين ادعا كه ايران از امكاناتش براى اعمال نفوذ برانتخابات عراق استفاده مى كند، ادامه داد: تا انتخابات عراق فقط شش هفته زمان باقى مانده ويك مسأله كاملاً روشن است:نو محافظه كاران دولت بوش نااميدانه به حضور نو بعثى ها درعراق نياز دارند.
با رد گزارش رسانه ها
صدام: در بغداد بازداشت شدم
گروه بين الملل: صدام با رد ادعاهاى رسانه هاى آمريكايى درباره چگونگى بازداشتش گفت: من در حال خواندن نماز مغرب، بازداشت شدم!
به گزارش سايت اينترنتى «بازتاب» ، «خليل الدليمى» ، وكيل صدام حسين، پس از ديدار ۴‎/۵ ساعته خود با صدام، به نقل از وى گفت: «من آنچنانكه رسانه ها و مطبوعات منتشر كردند، در دخمه پنهان نشده بودم، بلكه در بغداد و در حال خواندن نماز مغرب، بازداشت شدم» .
خبرگزارى «رويترز» با اعلام اين خبر به نقل از صدام افزود: تصاوير پخش شده در رسانه ها توسط نيروهاى آمريكايى به قصد تشويش چهره من صورت گرفته است.
«زياد الخصاونه» سخنگوى مطبوعاتى هيأت وكلاى دفاع از صدام، در كنفرانس مطبوعاتى، به نقل از «دليمى» گفت: صدام حسين همچنين ملت عراق را از شركت در انتخابات آينده اين كشور، برحذر داشت.
وى افزود: صدام از «دليمى» خواسته است نام «هيأت دفاع از صدام» را به «هيأت اسناد دفاع از رئيس جمهور صدام حسين، همراهان و همه اسرا و بازداشتيان عراق» تغيير دهد.
الخصاونه گفت: صدام در اين ديدار، ضمن جويا شدن وضعيت ملت عراق، خواستار ادامه ارتباط با سازمانهاى مردمى و دولتى شد و از نقش فرانسه و آلمان و همچنين عقب نشينى فورى نيروهاى اسپانيايى از عراق، قدردانى كرد.
صدام در ادامه با تأكيد بر اتحاد ملت عراق، مسؤوليت تاريخى آنچه را كه در عراق جارى است، متوجه روحانيون دانست. همچنين صدام در اين ديدار، وكالتنامه دفاع از خود را به دست خود به «دليمى» تسليم كرد. همچنين، به گزارش ايرنا، سخنگوى كميته دفاع ازديكتاتور عراق اعلام كرد: برگزارى دادگاه صدام از نظر قوانين بين المللى نامشروع است.
الخصاونه يكشنبه شب در يك كنفرانس خبرى بااشاره با ديدار خليل الدليمى وكيل عراقى عضو اين كميته با صدام، نظاميان آمريكايى را متهم ساخت كه صدام را سانسور خبرى كرده اند. وى به نقل از وكيل عراقى عضو اين كميته مدعى شد كه صدام از آنچه در عراق مى گذرد، كاملا بى اطلاع است. الخصاونه افزود كه صدام بطور مستقيم و رسماً اين كميته را به عنوان گروه دفاع كننده از خود در دادگاه احتمالى وى برگزيده است.
اين وكيل اردنى در ادامه توضيح داد كه كميته دفاع از صدام پيش از اين از خانواده وى براى دفاع از صدام در دادگاه وكالت داشته است. وى همچنين به نقل از اين وكيل عراقى گفت كه صدام از صليب سرخ جهانى به دليل عمل نكردن به تعهدات خود مبنى بر ارسال نامه هاى خود به خانواده اش بشدت انتقاد كرده است.
كميته وكلاى مدافع از ديكتاتور عراق از ۳۰ وكيل عرب وخارجى تشكيل شده است كه از برجسته ترين آنان مى توان «رولان دوما» وزير خارجه سابق فرانسه وعايشه دختر معمر قذافى رهبر ليبى نام برد.
«اياد علاوى» نخست وزير موقت عراق اخيرا طى اظهاراتى اعلام كرده بود كه محاكمه ديكتاتور سابق عراق و دستيارانش قبل از برگزارى انتخابات آينده عراق برگزار خواهد شد.
ديكتاتور سابق عراق به كشتار مردم عراق، ايجاد بيش از ۲۵۰ گور دسته جمعى و استفاده ازسلاحهاى شيميايى كه حاصل آن نابودى نزديك به چهار ميليون انسان بيگناه است، متهم است.
براساس اين گزارش، خصاونه گفت: صدام كه به دور از جهانيان در انزواى كامل بسر مى برد و چيزى درباره عراق و ديگر كشورهاى جهان نمى داند از دريافت خبر مقاومت عراقيها و عقب نشينى نيروهاى اسپانيايى از عراق و اهتمام جهان خارج به مسائل عراق ابراز خرسندى كرد.
همچنين «بشرى الخليل» وكيل لبنانى گفت: صدام پس از اين كه دليمى به وى گفت كه انتخابات تحت حمايت آمريكا ماه آينده برگزار خواهد شد، گفت كه مردم عراق بايد بسيار محتاط باشند.
وكلاى صدام اظهار داشتند كه ديكتاتور سابق عراق در زندان حتى گستاخ تر و با روحيه تر از قبل شده است.
الخصاونه به نقل از صدام گفت: اگر قبل از حمله آمريكا، تعهد من به اصول ۹۰درصد بود، اكنون با آنچه برايم رخ داده، اين تعهد ۱۰۰ درصد شده است.
وكلا افزودند: صدام براى مردان عراقى از هر مذهب و قومى كه هستند، خواسته است يك مسؤوليت تاريخى در هدايت مردم در اين دوران مشكل در عراق بپذيرند.
البرادعى: چيزى براى پنهان كردن ندارم
مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى گفت استراق سمع تلفن هاى وى توسط آمريكا نقض حريم خصوصى وى بوده، اما او هيچ چيزى براى پنهان كردن نداشته است.
به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزارى رويترز، «محمد البرادعى» ، در گفت وگو با تلويزيون «العربيه» در ارتباط با استراق سمع مكالمات تلفنى اش با مقام هاى ايرانى گفت كه او چيزى براى پنهان كردن نداشته است.
البرادعى گفت: متأسفانه اگر اين امر واقعيت داشته باشد، نقض آزادى هاى فردى و حقوق خصوصى افراد است، مهمتر اين كه حق سازمان هاى بين المللى براى كار مستقل زيرپا گذاشته شده است. البرادعى همچنين گفت: هيچ مدرك آشكارى دال بر درست بودن ادعاى واشنگتن و تلاش ايران براى دستيابى به بمب هسته اى وجود ندارد.
مناظره تلويزيونى يانوكوويچ و يوشچنكو
گروه بين الملل ـ «ويكتور يانوكوويچ» و «ويكتور يوشچنكو» دو نامزد اصلى انتخابات جنجال برانگيز اوكراين ديروز در يك مناظره تلويزيونى زنده در مقابل يكديگر قرار گرفتند.
اين انتخابات قرار است يك هفته ديگر برگزار شود. به گزارش بى.بى.سى، به دنبال بحرانى كه در جريان انتخابات اوكراين در ماه نوامبر به وجود آمد، اين مناظره تلويزيونى جنجالى بود، به خصوص پس از آنكه پزشكانى در وين، اتريش، تأكيد كردند كه عامل پوست خوردگى يوشچنكو در اثر وجود «ديوكسين» در بدن وى است. اين پزشكان گفته اند كه سم موجود در خون يوشچنكو نمى توانسته سرمنشأ طبيعى داشته باشد. پس از آن، يوشچنكو مخالفان خود را متهم كرد كه در صدد بوده اند تا وى را «مسموم» كنند.
شمارش معكوس براى اسرائيل
194442.jpg
نورتون مزوينسكى‎/ ترجمه: حميده احمديان راد‎/ منبع: الجزيره
اين مطلب سخنرانى اى است كه نورتون مزوينسكى (Norton Mezvinsky) ، استاد دانشگاه، محقق يهودى و نويسنده كتاب بنيادگرايى در اسرائيل در دانشگاه دولتى Cohnecticut درباره اينكه «آيا صهيونيسم بيان مثبتى از مليت يهود است يا نه» ايراد كرده است.
اشتياق براى «صهيون» و حسرت بيت المقدس در سراسر تاريخ يهود، موضوعى متفاوت از آرزوى تأسيس يك دولت ملى انحصارگراى يهودى در فلسطين به شمار مى آيد.
سرآغاز فرموله شدن چنين دولتى به زمان هاى قديم نيست بلكه به ميانه قرن ۱۹ برمى گردد.
در دهه ۱۸۹۰ «تئودور هرزل» (Theodore Herzl) روزنامه نگار وينى، صهيونيسم سياسى را به شكل عينى و ملموسى مطرح كرد.
به اين ترتيب اين صهيونيسم سياسى بود كه به سوى قانونمندشدن پيش رفت و به عنصر مركزى ماهيت دولت اسرائيل تبديل شد.
صهيونيسم سياسى بر مطلق گرفتن تئورى ضديهود (anti-semitism) تكيه زد: [مبناى اين تئورى اين است كه] يهوديان درطول تاريخ درهمه كشورهايى كه درآنها در اقليت بودند، ازسوى غيريهوديان اذيت و آزار شدند و درحال و آينده هم مورد ستم و آزار قرارمى گيرند و خواهندگرفت.
بنابراين يهوديان به دولتى ملى نياز دارند تا خود از نو شروع كنند و دراكثريت قرار بگيرند.
براى همه ساكنان اين كشور چشم اندازى اميدواركننده ايجادكنند و اگر چنين چيزى امكان ندارد اين موضوع حداقل درمورد شهروندان يهودى صدق كند. درهنگام تغيير قرن و حركت نوپاى صهيونيسم، به خاطر پافشارى اكثريت جمعيت اندك يهوديان مذهبى، فلسطين به عنوان جايگاه اين دولت طراحى شد. هرزل نيز از ايده هاى پايه گذارى دولت يهود درمكان هاى ديگر استقبال مى كرد.
تا جنگ جهانى دوم بيشتر يهوديان مذهبى، چه ارتدكس (سنتى) و چه اصلاح گرا به طور اساسى دشمن صهيونيسم باقى ماندند. براى يهوديان ارتدكس، صهيونيسم، موعود بدعت گذار و مرتد سكولار بود و تلاشى براى اتخاذ روش هاى انسانى دركارى كه فقط خدا مى توانست انجام دهد و به پايان برساند، به شمار مى آمد.
بعضى از يهوديان مذهبى، با آنكه استقرار در فلسطين را تعهد اخلاقى ترسناكى مى دانستند، عقيده داشتند فرمانروايى سياسى يهودى براين سرزمين، دروعده خداوند به اعقاب ابراهيم، اسحاق و يعقوب مبنى بر اينكه با مسيح تكميل مى شوند، مستتر است.
بيشتر يهوديان ارتدكس در فلسطين مخالف صهيونيسم بودند. آنان به همراه ديگر مخالفان ارتدكس صهيونيسم بر قسمت هايى از تلمود، منبع اصلى قانون مذهبى يهوديان كه آنها را به پايبندى به سه آيه مقدس ملزم مى كرد، انگشت مى گذاشتند:
۱) اجتناب از تلاش براى بازگشت به سرزمين موعود
۲) خوددارى از هرنوع طغيان عليه مردم جهان
۳) خوددارى از هركوشش يهوديان براى تصاحب مجدد سرزمين مقدس
يهوديان اصلاح گرا درايالات متحده به مفهوم دموكراسى سكولار متعهدبودند؛ آنها در پى راههايى بودند كه آيين موسوى را به عنوان يكى از مذاهب شهروندى وارد زندگى عمومى آمريكايى كند.
آنها همچنين به دنبال راهى بودند كه نژادپرستى را ريشه كن كند و با آن مردم همه مذاهب و نژادها شهروندانى كاملاً برابر باشند. آنان اعتقادداشتند، تا موقعى كه بتوانند بر مذهب يهود استوار بمانند، مى توانند از نظر سياسى و فرهنگى نيز جذب [اين جوامع] شوند. يهوديان اصلاح طلب با تصور صهيونيست مبنى بر مطلق بودن تئورى آنتى سميتيسم (يهودستيزى) مخالف بودند. آنها مى خواستند زيرسايه دولت دموكراتيك شهروندانى مساوى با ديگران تلقى شوند. اين برداشت با حمايت يهوديت اصلاحى از اصول قومى و معنوى جهانى براى همه مردم هماهنگ بود.
در دهه ۱۹۲۰ يك گروه از روشنفكران يهودى به رهبرى فيلسوفى به نام «مارتين بوبر» و «جودان مگنس» ، يك ربى [عالم دينى يهودى] اصلاح طلب آمريكايى كه بعدها اولين رئيس دانشگاه عبرى (Hebrew) در بيت المقدس شد، با صهيونيسم سياسى مخالفت كردند. آنها خواستار سرزمين آبا و اجدادى بودند كه مركز تجديدبناى معنوى و قومى يهوديان جهان باشد و به يهوديان سراسر جهان كه بيشترشان شهروندان كشورهايشان باقى مى ماندند، خدمت كند. چنين سرزمينى تأسيس دولتى يهودى را الزامى نمى كرد. جودان مگنس نوشت: هدف معنوى اين سرزمين با ظهور دولتى مبتنى بر كشورگشايى از طريق نظامى و ظلم به اعراب بى اعتبار مى شود. گروه «بوبر مگنس» ابتدا در سال۱۹۴۲ و سپس در سال ۱۹۴۷ از تأسيس يك دولت دو بخشى ملى حمايت كرد. آنها عقيده داشتند چنين دولتى هم براى عرب هاو هم براى يهوديان مناسب است و مى تواند از هر دو جامعه حمايت كند. اما گروه «بوبر مگنس» در مقابله با صهيونيسم سياسى و مفهوم دولت يهود انحصارگرا از ميان رفت.
صهيونيسم سياسى زمانى به اهدافش نايل شد كه اسرائيل به عنوان دولتى صهيونيست به وجود آمد. اين امر تا حد بسيارى با كشتار يهوديان ممكن شد. كشتار شش ميليون يهودى در اروپا، چشم بيشتر يهودستيزان و غيريهوديان را بر ايجاد يك دولت صهيونيست در فلسطين تاريخى بست. با اين همه شمارى از يهوديان و غيريهوديان شامل فلسطينيان و اعراب ديگر، مخالف صهيونيسم و دولت صهيونيست باقى ماندند. در مقام پشتيبانى از چنين دولتى، بسيارى از يهوديان دياسپوراى غرب، بويژه آنهايى كه در ايالات متحده بودند، باتئورى مطلق نگر صهيونيسم براساس آنتى سميتيسم موافقت نكردند و حالا هم حاضر به پذيرش آن نيستند. حتى با رد موضوع پناه گرفتن از حكومت اسرائيل، تعدادى يهودى ساكن كشورهاى دموكراتيك و يهوديان خيلى بيشترى از كشورهاى عربى و اتحاد شوروى سابق به اسرائيل مهاجرت كردند.
جالب است يادآورى شود؛ با گذشت نزديك به ۵۶سال از موجوديت اسرائيل به عنوان دولت صهيونيست، دليل عمده كشش يهوديان دياسپورا به حمايت از اسرائيل اين نبوده كه يهوديان در دولت صهيونيست در راحت ترين مكان جهان براى يهوديان زندگى مى كنند. به بيان دقيق تر بحث بر سر اين بوده كه يهوديان در اسرائيل در ناامن ترين مكان جهان براى يهوديان زندگى مى كنند. مشخص است كه اين بحث بر استدلال صهيونيسم سياسى براى لازم بودن يك دولت صهيونيست ترجيح دارد. بى ترديد، دولت اسرائيل انحصارگرا، عامل تبعيض نژادى و ضددموكراتيك است. پافشارى صهيونيسم بر ادامه موجوديت دولتى يهود كه از نظر جمعيتى در چارچوب اسرائيل گنجانده شود، باعث چنين رويه اى شده است.
صهيونيسم به خط مشى دولت در مسيرهاى بى شمارى شكل قانونى داده كه در اينجا تنها به چند مورد آن اشاره مى شود:
۱ـ اسرائيل دو طبقه شهروند دارد. يك طبقه براى يهوديان است و ديگرى براى غيريهوديان. طبق «قانون بازگشت» يهوديان سراسر دنيا، تنها با رفتن به اسرائيل و گزينش شهروندى مى توانند به طور اتوماتيك شهروند اسرائيل شوند. غير يهوديان به استثناى بعضى از كودكان شهروندان فلسطينى كه ۲۰ درصد جمعيت شهروندى را تشكيل مى دهند، بايد درخواست خود را در اين زمينه ارائه كنند تا پس از آن تقاضايشان به وسيله حكومت اسرائيل رد يا قبول شود. براساس توضيح صهيونيسم، اساس شهروندى در كشور اسرائيل نمى تواند اجازه دهد شمار در خور توجهى از غيريهوديان شهروند كشور شوند. براى نمونه در سال ۱۹۶۹ نخست وزير در بحثى در يك كنيسه رك و راست گفت: «من مملكتى با اكثريت قاطع يهوديان مى خواهم كه يك شبه تغيير نكند. من هميشه اعتقاد داشته ام، اين صهيونيسم به زبان ساده است.» اين حرف هنوز ورد زبان اكثريت بزرگى از رهبران حكومتى اسرائيل است.
۲ـ از زمانى كه اسرائيل دولت شده، براساس قانون «درخواست رسمى زمين» و «قانون اموال مالك غايب از ملك» كه بين سالهاى ۱۹۵۰ و ۱۹۵۳ به وسيله كنيسه گذرانده شد، زمين هاى عربى را مصادره كرده است. بسيارى از دهكده هاى عرب ويران شده اند. تنها در جنگ۴۹ ـ ۱۹۴۸ بيش از ۴۰۰ دهكده عرب به وسيله ارتش يهود از بين رفتند و بيش از ۹۰۰ هزار فلسطينى پناهنده به جا گذاشتند. براساس گزارش روزنامه «هاآرتص» در شماره ۴ آوريل ۱۹۶۹ از يك سخنرانى براى دانشجويان دانشگاه «تكنين موشه دايان» : «دهكده هاى يهودى در مكان دهكده هاى عرب ساخته شدند. شما حتى اسامى اين دهكده هاى عرب را نمى دانيد و من به خاطر كتاب هاى جغرافى فراوانى كه وجود دارد، سرزنشتان نمى كنم. در اين كتابها نه فقط اين اسامى كه دهكده هاى عرب هم ديگر وجود ندارند ... در اين كشور جاى ساخته شده اى وجود ندارد كه قبلاً جمعيت عرب نداشته است...» سه سال بعد در ۱۴ جولاى ۱۹۷۲ در يديعوت آهارانوت به نقل از «يرام بارپرات» ، سياستمدار مطرح اسرائيلى گزارش شد: «وظيفه رهبران اسرائيلى اين است كه شفاف و شجاعانه، شمار مشخصى از واقعياتى را كه تا به حال فراموش شده اند براى افكار عمومى توضيح دهند. اولين نكته اين است كه براى صهيونيسم، تشكيل زيستگاه مهاجران يا دولت يهود بدون اخراج اعراب و مصادره زمينهايشان وجود ندارد.»
۳ ـ سرزمين طراحى شده به وسيله حكومت اسرائيل با عنوان «زمين با بودجه ملى يهود» نمى تواند به غيريهوديان فروخته يا اجاره داده شود. ۹۲‎/۵ درصد زمين هاى دولت اسرائيل در مرزهاى سال ۱۹۴۹ به عنوان زمين با بودجه ملى يهود طراحى شده بود و فقط به يهوديان ارائه مى شد.
۴ـ ملى گرايى يهودى در جامعه اسرائيل برترى ملموسى دارد. در بعضى از مناطق تنها يهوديان قادر به زندگى هستند. حكومت اسرائيل در تقابل با مناطق غيريهودى در مناطق يهودى نشين خدمات بهترى ارائه مى كند. قوانين كار براى يهوديان شغل هاى بهترى در نظر مى گيرند. فلسطينيان در مورد دستمزدها و بعضى مزاياى اجتماعى مورد تبعيض واقع مى شوند. اگر زمان اجازه مى داد مثالهاى مشخص بيشترى از اين سياست عمومى تبعيض آميز كه به منظور آزار و به ستوه آوردن فلسطينيان انجام مى شود، ذكر مى كردم. ريشه شهروندى در كشور اسرائيل قانون صهيونيسم است كه به ماهيت دولت اسرائيل وارد شده. شالوده رفتار سختگيرانه اسرائيل و اشغال سرزمين هاى فلسطينيان در كرانه باخترى و نوار غزه از ژوئن ۱۹۶۷ تا به حال كه از ماهيت صهيونيستى دولت ريشه گرفته، صراحتاً بيان مى كند صهيونيسم سياسى بيان مثبتى از ملى گرايى يهودى نيست.
[صهيونيسم سياسى] اشغال اين سرزمين ها، ساخت و گسترش سكونتگاههاى يهودى و تقسيم جمعيت فلسطين مشابه با بانتدستان هاى آفريقاى جنوبى سابق، ادامه مصادره زمين، ويرانى خانه ها و رفتارهاى ستمگرانه ديگر حكومت اسرائيل برضد ساكنان فلسطين بوده است. مدافعان بى شمار اسرائيلى و مهاجران همواره اظهار داشته اند با انجام همه اين اعمال مسلمات صهيونيسم را بنا مى گذارد. تاكنون در انتقاد از اسرائيل و نقض و انكار حقوق بشر فلسطينيان در مناطق اشغالى دهها قطعنامه در سازمان ملل تصويب شده است.
خشونتى كه از چهارسال پيش، از روز سرنوشت ساز ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۰ فوران كرد، بدترين دوره در تاريخ مناقشه اعراب و اسرائيل بود كه با كشتار و جراحت يهوديان اسرائيلى و فلسطينيان همراه بوده است. واقعيت اين است كه تا زمانى كه اسرائيل به اشغال بى رحمانه اش ادامه مى دهد و نيروهاى دفاعى آن زير ساخت هاى فلسطينيان در غزه وكرانه باخترى را ويران مى كند، زمينه بخش عمده اى از اين خشونتها مهيا مى شود. بنابراين شمار قابل توجه و فزاينده اى از يهوديان اسرائيل كه بعضى از آنها در نظر عموم گرامى و قابل احترامند، با شجاعت از كنش هاى تروريستى و مجرمانه حكومتشان انتقاد مى كنند. چهارصد ذخيره ارتش اسرائيل به رفتار ارتش اسرائيل در كرانه باخترى اعتراض كردند . «ايشايى مناخين» ، يك مقام برجسته در ذخيره ارتش و رئيس «Yesh Gvul» ، در ۹ مه ۲۰۰۲ در ستونى در روزنامه نيويورك تايمز در باره حركت سربازان براى امتناع به انتخاب خود نوشت: «محروم كردن مردم از حق برابرى و آزادى و نگهداشتن آنها تحت اشغال يك عمل غيردموكراتيك تعريف مى شود. اشغالى كه حالا از يك نسل گذشته و برزندگى بيش از سه ونيم ميليون فلسطينى حكومت مى كند، موضوعى است كه من و صدها مخالف ديگر در نيروهاى مسلح و دهها هزار شهروند را براى مخالفت با خط مشى هاى حكومت و عمليات نظامى در كرانه باخترى و غزه به پيش مى راند.»
با يادى از پرفسور استرن هال استاد علوم سياسى دانشگاه Hebrew در بيت المقدس از حرفهايم نتيجه مى گيرم : «[...] يهوديان نبايد از نظر قانونى و منزلت بالاتر از غيريهوديان و ميراثشان باشند.» بيان استرن هال مثبت و دموكراتيك است . چون با بيان منفى صهيونيسم و طبيعت ضددموكراتيك دولت صهيونيست مخالف است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |