سه شنبه ۱ دى ۱۳۸۳ - ۸ ذيقعده ۱۴۲۵
Tue, Dec 21, 2004
ويژه ۴
سال دهم - شماره ۳۰۰۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
ديدگاه
ويژگى سياست روسيه در آسياى مركزى
194457.jpg
ترجمه: محمدرضا خداقلى پور

از هنگام فروپاشى اتحاد شوروى تاكنون بسيارى چيزها تغيير كرده است. روسيه اكنون بحران هاى اقتصادى دهه ۹۰ را پشت سر گذاشته است و براى بازيابى نفوذ خود در جمهورى هاى سابق اتحاد شوروى تلاش مى كند؛ تلاشى كه در راستاى منافع ملى روسيه است.
خبرگزارى «ريانووستى» روسيه با «يوگنى كوژوكين» مدير مؤسسه تحقيقات استراتژيك روسيه درباره منافع ملى و راهكارهاى پيگيرى آنها مصاحبه اى انجام داده است كه شرح آن در ذيل مى آيد:
آيا روسيه در آسياى مركزى منافع قابل توجهى دارد؟
به طور قطع، روسيه در اين منطقه صاحب منافع عمده اى است و فكر مى كنم در آينده نيز اين منافع توسعه يابد. حوزه اين منافع (شدت وضعف آنها) بستگى به شرايط داخلى روسيه و آسياى مركزى دارد اما خود منافع ملى به طور قطع، عوامل ديرپايى هستند.
نخست بايد گفت كه مسكو خواهان بازارهاى آسياى مركزى است، زيرا روسيه انواع و اقسام لوازم مورد نياز اين منطقه را توليد مى كند و مى خواهد بازار آسياى مركزى همچنان بر روى محصولات روسى باز باشد.
دوم، روسيه خواهان دستيابى به يك مسير حمل ونقل و ترانزيت مطمئن است، زيرا لازمه هر تجارت سودمندى وجود راه و امكان حمل ونقل مناسب است. مسيرها و امكانات حمل ونقل كه از آسياى مركزى عبور مى كنند و به روسيه مى رسند، براثر نبود سرمايه گذارى طى ساليان گذشته، فرسوده و نامطمئن شده اند و روسيه بايد براى استفاده از اين امكانات، سرمايه گذارى كند.
سومين عامل در ارتباط با مسأله مهاجرت است، نيروى كار از ديرباز از آسياى مركزى به سوى روسيه حركت مى كرده و اين يك روند ثابت و پايدار بوده است. اين منطقه در زمان روسيه تزارى و سپس به هنگام استقرار حكومت كمونيستى، جزئى از خاك روسيه به شمار مى رفت. مردم اين منطقه نه تنها فرهنگى مختلط با فرهنگ مردم روسيه دارند، بلكه بسيارى از آنها به زبان روسى تسلط دارند و زبان آنها نيز با زبان روسيه تركيب شده است. بنابراين تلفيق آنها با زبان و فرهنگ روسى به مراتب آسان تر از تركيب مليت هايى چون پاكستانى، ويتنامى يا چينى انجام مى گيرد.
ما بايد اين مهاجرت ها را ساماندهى كنيم و مهاجران را به سوى مناطقى از روسيه رهنمون شويم كه به توسعه صنعتى بيشتر نيازمندند و به كارگران و نيروى كار ارزان احتياج دارند. بديهى است كه هجوم جمعيت مهاجر به يك منطقه موجب تنش هاى اجتماعى مى شود و بر روابط اقوام و نژادها مؤثر خواهد بود. روسيه به جمعيت كارگر مهاجر و ارزان نيازمند است و در بعضى از مناطق پرجمعيت آسياى مركزى، جمعيت بيكار به اندازه اى افزايش يافته است كه منبع بالقوه تشنج و ناآرامى به شمار مى روند. عوامل بالا، يعنى سيستم حمل ونقل، آزادى بازار و مهاجرت نيروى كار از جمله مسائلى هستند كه به منافع امنيتى روسيه مرتبط هستند. ما خواهان يك آسياى مركزى با ثبات با رژيم هاى لائيك هستيم كه مردم آنها بتوانند دركنار هم و در يك محيط آرام زندگى، كار و تجارت كنند.
علاوه بر آن، تعداد زيادى از اقوام روسى يا روس زبان در قزاقستان، ازبكستان، قرقيزستان و تعداد كمترى در تاجيكستان و تركمنستان زندگى مى كنند. بنابراين امنيت داخلى اين كشورها به معنى امنيت مليت هاى روسى است. روسيه خواهان هيچگونه تحول تنش زايى در اين مناطق نيست و هرگونه تلاش براى تسريع روند دموكراسى مورد حمايت روسيه نخواهد بود.
اين بدان معنى نيست كه روسيه تمايل به گسترش دموكراسى در اين منطقه ندارد، بلكه هرگونه روش عجولانه براى استقرار و پيشبرد دموكراسى ممكن است موجب انفجار اجتماعى و فروپاشى رژيم هاى لائيك و روى كارآمدن اسلام گرايان تندرو و بنيادگرايان شود. اين خطر در تمامى مناطق آسياى مركزى خصوصاً در ازبكستان و تاجيكستان وجود دارد. به نظر من، مسير ثبات و پيشرفت اين كشورها از ميان لائيسم و طرد عناصر تماميت خواه و ديكتاتور در مدت زمان طولانى عبور مى كند. اينها اصلى ترين منافع روسيه در منطقه به شمار مى روند.
مشكل موادمخدر در منطقه چقدر جدى است؟
اين يك مشكل اساسى است كه با امنيت منطقه آسياى مركزى، اروپا و روسيه در ارتباط است. براى روسيه و اروپا جلوگيرى و مبارزه با قاچاق موادمخدر در آسياى مركزى بسيار مهم است، زيرا در پى فروپاشى رژيم طالبان در افغانستان، توليد موادمخدر اين كشور افزايش زيادى يافته و موادمخدر عموماً از منطقه آسياى مركزى عبور مى كند.
به اعتقاد من انتقال مرزبانان روسى از مرزهاى تاجيكستان و افغانستان حجم ترانزيت موادمخدر را در اين منطقه به شدت افزايش مى دهد، زيرا به اعتراف دفتر مبارزه با موادمخدر سازمان ملل متحد، مرزبانان روسى مستقر در منطقه مانع اصلى انتقال موادمخدر به شمار مى روند.
روسيه منافع ويژه در جلوگيرى از انتقال موادمخدر به داخل خاك كشورهاى آسياى مركزى و سپس روسيه دارد كه اين مهم از طريق تأمين منافع مردم منطقه ودولت هاى حاكم بر آسياى مركزى عملى است.
چه روشهايى را مى توان به كار گرفت؟
ايالات متحده در تعيين خط مشى آينده افغانستان مسؤول است و جلوگيرى از توليد موادمخدر تحت رژيم «حامد كرزاى» نيز مسؤوليت ديگر آمريكا است. آمريكا تاكنون براى كنترل و حتى ثابت نگه داشتن توليد موادمخدر در افغانستان هيچ اقدامى نكرده است.
من معتقدم كه اگر واشنگتن آماده پذيرش مسؤوليت در اين زمينه باشد، روسيه و كشورهاى ديگر حاضر خواهند بود كه در تحقق اين هدف به يارى آمريكا بشتابند.
تعجب آور است كه برخى معتقدند انگلستان مسؤول گسترش توليد موادمخدر در افغانستان است. انگلستان اگرچه يك قدرت برتر جهانى است، اما اين كشور قادر به حل بحران موادمخدر در افغانستان نيست. اين حركت تنها با افزايش تلاشهاى مجموعه كشورها به رهبرى قدرت اشغالگر در افغانستان انجام شدنى است.
شايد تجديدنظر در مرزبانى سربازان روسى از مرزهاى مشترك تاجيكستان و افغانستان و مشاركت كشورهاى عضو «سازمان امنيت جمعى» بتواند به جاى تئورى توانايى تاجيكستان در پاسدارى از مرزهايش به تنهايى قرارگيرد و امنيت اين مرزها بيش از پيش تأمين شود.
تهديد اسلام بنيادگرا را در منطقه چگونه ارزيابى مى كنيد؟
اين تهديد، حقيقت دارد. مقامات در جمهورى هاى قزاقستان، قرقيزستان، تاجيكستان و ازبكستان (درباره تركمنستان اطلاعات و آمار معتبرى در دست نيست) از خطر شيوع «وهابيت» در مناطق خودآگاه هستند و سعى در مهار اين خطر دارند.
از مدتها قبل، تمامى روحانيون مسلمان در قرقيزستان موظف به دريافت گواهينامه اى از دولت شده اند تا براساس آنها بتوان به كنترل آنها پرداخت. همچنين تعداد مساجد در ازبكستان به دليل نظارت شديد و مستمر دولتى بر آنها رو به كاهش گذارده است. يك دانشگاه بزرگ اسلامى در تاشكند تأسيس شده است تا علاوه بر علماى مذهبى به تربيت پرسنل ادارات دولتى بپردازد تا بتواند وضعيت مذهبى كشور را تحت كنترل داشته باشد.
روشن است كه تهديد اسلام راديكال تقريباً در تمامى مناطق اتحاد شوروى سابق موجود است. فقر وفساد موجود در اين جمهورى ها موجب پناه بردن مردم به اسلام گرايان راديكال مى شود
ديدگاه
رجب صفر اف: ايران قصدچانه زنى
با آمريكا ندارد
منبع: سايت بى بى سى
اواخر هفته گذشته مقامات رسمى تهران براى اولين بار اعتراف كردند كه تنى چند از اتباع ايران به اتهام همكارى با سازمان تروريستى «القاعده» مورد بازجويى قرارگرفته اند. سپس خبرگزارى ها اظهارات سخنگوى رسمى وزارت امور خارجه ايران را نقل كردند كه مطابق آن، تعداد متهمين از تعداد انگشتان يك دست كمتر است. در همين ارتباط، سايت اينترنتى بى.بى.سى با «رجب صفراف» مديركل «مركز مطلعات ايران معاصر» به گفت وگو پرداخت كه متن آن از نظر خوانندگان گرامى مى گذارد.
آيا مى توان گفت كه القاعده در ايران حضور قابل توجهى دارد يا اينكه اين فقط يك مورد منفرد است؟
پرواضح است كه اين يك پديده طبيعى است كه در جامعه ۷۰ ميليون نفرى ايران، افرادى هم مى توانند وجود داشته باشند كه به برخى جنبش ها و سازمانها علاقه مند باشند. در ايران، چند نفر پيدا شده اند كه فقط به القاعده علاقه دارند، ولى به هيچ عنوان عضو اين سازمان نيستند. در هر حال، در جريان تحقيقات در اين پرونده هنور كشف نشده است كه آنها عضو اين سازمان باشند. همچنين هيچ اطلاعاتى در دست نيست كه اين افراد به فعاليت هايى به نفع القاعده در خاك ايران دست زده باشند.
اين امر احتمالاً بر روابط ايران با غرب و از جمله با ايالات متحده كه بسيار بغرنج و پيچيده است، اثر معينى خواهد گذاشت. در واقع، ايالات متحده، رياست كارزار جهانى در زمينه مبارزه با تروريسم بين المللى را برعهده خود دارد. آيا به نظر شما بعد بازداشت اين تروريست ها در ايران، اين روابط گرمتر خواهد شد؟
ايران از همان ابتدا قاطعانه با تروريسم بين المللى از جمله با سازمان تروريستى القاعده مبارزه كرده است.
با اين حال، ايران را در محور شرارت گنجاندند.
آمريكا به دلخواه خود، ايران را در محور شرارت گنجاند. اين نقطه نظر جامعه جهانى نيست. بازداشت اين افراد مظنون، نشان دهنده صداقت و شفافيت سياست ايران است. بديهى است كه ايران اگر نمى خواست اين موضوع را اعلام كند، مى توانست آن را اعلام نكند. همين امر كه ايران، افراد مظنون را بازداشت مى كند و اين موضوع را پنهان نمى كند، نشان دهنده يك واقعيت است و آن اينكه ايران مشغول مبارزه مصرانه، باز و پيگيرانه با هر گونه تروريسم بين المللى و از جمله با سازمان بين المللى «القاعده» است.
حتماً چيزى در وراى اين قضيه وجود دارد. ايران نمى توانست همينطور به بازداشت اين افراد دست بزند. لابد ايران با استفاده از اين حركت خود مى خواهد در صحنه جهانى دستاوردهايى را كسب كند يا در عوض اين بازداشت ها، از ايالات متحده گذشتى در رابطه با برنامه هسته اى خود كسب كند؟
فكر نمى كنم كه بيانيه ايران، هدف چانه زنى با ايالات متحده، كشورهاى اتحاديه اروپا يا كشورهاى ديگر جامعه جهانى را دنبال كرده باشد. اين فقط سياست ايران در زمينه مبارزه با تروريسم بين المللى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |