|
ناتو تداوم انسجامى شكننده
نادر كريمى جونى در حالى كه ناتو اراده خود را بر گسترش به شرق معطوف كرده است، اختلافات ميان اعضاى مهم آن در دوسوى آتلانتيك شدت مى يابد؛ از يك سو، ايالات متحده و متحد اروپايى اش، بريتانيا، در پناه آنچه كه مبارزه با تروريسم وترويج دموكراسى مى خواند، هر روز بيش از پيش سياستهاى خود را بر ديگر رقبا ديكته مى كنند و در مقابل فرانسه، آلمان و بلژيك به عنوان شاخص ترين مخالفان ايالات متحده در ناتو، تلاشهاى مؤثرترى را براى مهار سياستهاى آمريكا به اجرا درمى آورند. البته مخالفان واشنگتن، امروز هراسى از ملامت رهبران كاخ سفيد ندارند؛ در جريان برگزارى جشن هايى كه امسال در «فوياندى» فرانسه برگزار شد، روزنامه هاى فرانسه نوشتند كه جورج واكربوش، فرد مناسبى براى شركت در اين جشن ها نيست و جشن را خراب خواهد كرد. با اين همه بوش كه براى تسهيل تصويب قطعنامه شوراى امنيت در مورد عراق به رايزنى با طرفهاى مؤثر احتياج داشت، اين انتقادهاى گزنده را ناديده گرفت و در اين جشن شركت كرد. با اين حال، فقط يكى از اختلافها در ناتو بر سر سياستهاى آمريكاست: پيمان آتلانتيك شمالى بعد از گذشت بيش از يك دهه از فروپاشى شوروى سابق هنوز نتوانسته تعريف جديدى از ماهيت و تعهداتش ارائه دهد. اين سازمان كه در اوج جنگ سرد و براى دفاع امنيتى از كشورهاى بلوك غرب تأسيس شد، پس از فروپاشى اتحاد شوروى سابق و پيمان نظامى ورشو به شدت دچار بحران هويت شد و حتى از ضرورت انحلال آن نيز سخن به ميان آمد. در اين ارتباط، ابراز عقيده شد كه در نبود بلوك شرق، تهديدات آن نيز از ميان رفته است و به همين دليل، اكنون از ناحيه اتحاد شوروى و اقمار آن تهديدى وجود ندارد كه براى مقابله با آن، حيات اين پيمان نظامى تمديد شود. به رغم اين نظريه، آن دسته كه معتقد بودند به جاى انحلال ناتو، بايد اهداف و استراتژى آن تغيير يابد، بر ديگران توفق يافتند و به اين ترتيب، ناتو از خطر انحلال نجات يافت. در چنين شرايطى، وقوع جنگهاى بالكان، به ناتو امكان داد تا در عرصه هاى جديد حضور يابد واستراتژيست هاى ناتو متوجه امكان بهره بردارى از ظرفيتهاى اين سازمان براى حل منازعات و تأمين امنيت و صلح منطقه اى و حتى جهانى شدند. اما روشن بود كه پس از پايان بحران بالكان، مجدداً بحثها بر سر ماهيت، تعهدات و وظايف ذاتى ناتو شدت مى گرفت و اگرچه با طرح ضرورت مداخله ناتو در مناطق بحران زده و مشاركت در پاسدارى از صلح، برخى رهبران ناتو كوشيدند كه وظايف جديدى براى اين پيمان تعريف كنند، اما اين ايده هيچ گاه به اتخاذ تصميمى تثبيت شده و قابل اتكا كه دبيرخانه ناتو آن را به عنوان وظيفه تلقى كند، منجر نشد. سوءظن و بى اعتمادى ميان كشورهاى مهم و اروپايى با ايالات متحده از ديگر مشكلات درونى ناتو است كه انسجام اين سازمان را در معرض تهديد قرار داده است. از جمله، مخالفان ايالات متحده در ناتو معتقدند كه در تمامى دوران جنگ سرد و حتى بعد از آن، واشنگتن همواره از پيشرفت و توسعه نظامى اروپا جلوگيرى كرده و با اعمال سياستهايى هدفمند فقط اجازه داده است كه هزينه اندكى صرف توسعه نيروهاى اروپايى شود. ناظران بويژه در كشورهايى مانند فرانسه، بلژيك و آلمان مى گويند كه در تمامى اين سالها كاخ سفيد سياست هر چه وابسته تر كردن اروپا به نيروى نظامى آمريكا را دنبال كرده است و همين امر سبب شد تا كاخ سفيد به بهانه تضعيف ناتو، با تشكيل ارتش واحد اروپايى مخالفت كند. آخرين نمونه در اين باره، اقدام كشورهاى بلژيك، فرانسه، آلمان ولوكزامبورگ براى تأسيس يك فرماندهى مشترك اروپايى به منظور انجام عمليات هاى واكنش سريع هم در اتحاديه اروپا و هم در نقاط ديگر بود؛ پس از آنكه در مه ۲۰۰۳ (ارديبهشت ۸۲) چهار كشور يادشده تصميم به تأسيس چنين نيرويى گرفتند، ايالات متحده ومتحدان اروپايى اش مانند انگلستان به سختى به مقابله با اين تصميم برخاستند و از كشورهاى يادشده خواستند كه تصميم مذكور ، كه آن را اقدامى در جهت تحت الشعاع قراردادن ناتو توصيف مى كردند، معلق سازند. درمقابل، مخالفان اروپايى آمريكا در ناتو مى گويند كه اقداماتى ازاين دست و اصرار آمريكا براى جلوگيرى از تقويت ارتش هاى اروپايى بيش از هرچيز نشان مى دهد كه در كاخ سفيد تصميم گيران بر سر هرچه وابسته تر كردن اروپا به قدرت نظامى آمريكا به توافق رسيده اند. اروپايى ها، همچنين از استفاده ابزارى ايالات متحده از ناتو انتقاد مى كنند و مى گويندكه وجود يك نهاد قدرتمند ولى مطيع ، مى تواند واشنگتن را در دستيابى به اهداف منطقه اى و فرامنطقه اى اش يارى دهد. اين رهبران در توضيح استراتژى ايالات متحده اضافه مى كنند كه اگرچه شوراى امنيت به مثابه ابزار كارآمد مى تواندكمك مناسبى به توسعه طلبى هاى ايالات متحده بكند، اما وجود دومخالف قدرتمند آمريكا، روسيه ـ فرانسه ، در شوراى امنيت، امكان اتكاى واشنگتن به آن را تا حد زيادى كاهش داده است . در مقابل ، باتوجه به ارشديت ايالات متحده در ناتو و نقش قدرتمند واجرايى اين سازمان در جهان، اكنون ناتو بيش از هر زمان ديگر از قابليت تبديل شدن به چنين ابزارى برخوردار است . با اين وجود، على رغم اين رويارويى هاى تند، تحليلگران امور ديپلماتيك نقطه حاضر را نقطه افتراق ميان اروپا و آمريكا به حساب نمى آورند، چرا كه هردوطرف به خوبى از موقعيت خود و آسيب پذيرى در برابر خطراتى مانند گسترش تروريزم آگاهند؛ همان گونه كه در موضوع عراق مشاهده شد، در پايتخت هاى اروپايى و آمريكا، رهبران نقش مكمل خود را در اجراى سياست هاى متقابل درك مى كنند و آن را به رسميت مى شناسند. چنين شرايطى، مى تواند اين نتيجه را به دست دهد كه اگرچه انسجام ناتو براثر مخالفت ها و رويارويى ها در وضعيتى شكننده قرار دارد، ولى درعين حال، تمامى اعضاى ذى نفوذ، لزوم حفظ وتداوم اين انسجام را درك مى كنند.
|