مجيد كيانى متولد ۱۳۲۰ تهران
نوازنده سنتور، رديف دان و مدرس موسيقى سنتى ايران
شاگرد نورعلى برومند و عبدالله دوامى؛ و بهره برده از هنر شاگردان محضر استاد حبيب سماعى در تحقيق و اقتباس روش سنتورنوازى او
هنر آموخته در مركز حفظ و اشاعه موسيقى و دپارتمان موسيقى دانشگاه تهران
عضو شورايعالى فرهنگستان هنر، رئيس مركز حفظ و پژوهش موسيقى و ...
از آثار: نوارهاى «گذرى بر شيوه سنتور نوازى حبيب سماعى» ؛ «ضربى هاى حبيب سماعى» ، «آلبوم رديف هفت دستگاه» ، «خسروانى» ، و ... آلبوم هاى «نوا: نگرشى بر غم در موسيقى ايرانى» ، «سيد حسين طاهرزاده» ، «حبيب سماعى» ، و... كتاب هاى «هفت دستگاه موسيقى ايران» ، «مبانى نظرى موسيقى ايرانى» و «ستاره عشق» .
|
|
|
سيدعليرضا ميرعلى نقى: در موسيقى ايران، آن بخش كه مربوط به موسيقى شهرى مى شود و درارتباط با مستقيم با سنن فرهنگى قديم است، دو اقليم مشخص وجود داشته است كه در عين پيوستگى به هم ديگر از سويى و جدايى راه و روش از سويى ديگر، بارگران امانت «موسيقى» را در سده معاصر به دوش كشيده اند: آنها كه بر پايه رديف و در چارچوب وسيع سنن هنرى آن، آزادانه خلاقيت كرده اند و صندوق خانه موسيقى را از آثار دقيق و گوشنواز خود سرشار ساخته اند و آنان كه مطالب و فنون اجرايى رديف ها را برپايه مطمئن ترين روايات و قويترين شاخص هاى اصالت در موسيقى، همچنان امانتى مقدس تلقى كرده و ز ندگى خود را براى حفظ و حراست از آن وقف كرده اند تا همچون سرمشقى دقيق و بى خدشه، به نسلهاى آينده انتقال داده شود. موسيقى ما از هنرمندانى خلاق كه متعلق به دسته اول هستند، انباشته است ولى امانت داران صديق و مؤمن هميشه تعداد اندكى هستند كه حساس ترين بخش هاى مربوط به آموزش موسيقى در چارچوب سنت قديم را نيز نغمه كرده اند. چهره مثالى و اسوه اين افراد در موسيقى صدوپنجاه سال گذشته ما، ميرزاعبدالله فراهانى است كه تدوين رديف موسيقى ايران را نام او ثبت شده و معروفترين روايت رديف نيز به نام اوست. در نسل بعد، عبدالله دوامى، على اكبر شهنازى و ابوالحسن صبا و نورعلى برومند اين امانت دارى فرهنگى را به عهده گرفتند و با صلاحيت كاملى كه داشتند، راوى رديف قدما و انتقال دهنده آن به پژوهندگان نسلهاى بعد شدند. از اين اساتيد انگشت شمار، ابوالحسن صبا در زمينه هاى متنوعى كار مى كرد و خلاقيت هاى شخصى خود را داشت، على اكبر شهنازى، هر دو گرايش را به نحو معتدلى دنبال مى كرد و عبدالله دوامى در چند دهه آخر عمر، ترجيح داد آفرينش هاى خود را در فضاى شخصى خود نگهدارد و در عوض بيشتر به وظيفه خطير انتقال فرهنگى از طريق تدريس رديف و قطعات قدما بپردازد. در اين بين، استاد نورعلى برومند كه تمام نيروى خود را در تدريس رديف و آموختن تكنيك هاى نوازندگى قدما متمركز كرده بود، نسبت به ديگر استادان، موفقيت بيشترى در تدريس شاگردان مستعد خود پيدا كرد و شاگردان ممتاز محضر او، رديف دانان برجسته اى شدند كه در كنار علاقه هاى شخصى و آفرينش هاى خود، تدريس رديف را جزو برنامه هاى اصلى كار موسيقى خود قراردادند.
از بين آنها مجيد كيانى و داريوش طلايى بيش از ديگران اين امر را جدى تلقى كردند و در اين زمينه كارهاى ارزنده اى انجام دادند. موقعيت مجيد كيانى در بين شاگردان ممتاز استاد برومند، از بسيارى جنبه ها قابل تأمل است. او تنها شاگرد سنتور در محضر برومند بوده است و اولين نوازنده اى است كه رديف ميرزا عبدالله به روايت برومند را براى سنتور تنظيم و اجرا كرده (پيش از او، سنتور از رديف مدون و مطمئنى برخوردار نبود) و نيز اولين نوازنده اى است كه بيست سال بعد از مرگ استاد مسلم اين ساز، حبيب الله سماعى، در جريان حادثه اى، شيفته سبك و روش اين استاد بزرگ شد و از طريق شاگرد سالهاى دور او، يعنى نور على برومند، تكنيك ها و مطالب وى را فراگرفت و هم اكنون راوى شيوه نفيس آن هنرمند بزرگ به نسلهاى امروز است. گذشته از اين، وى تنها شاگرد وفادار محضر برومند است كه در تمام سالهاى بعد از انقلاب به طور مستمر در ايران زيسته و هدف فرهنگى خود را با كار پيوسته و مداوم، و پافشارى بر اصولى كه بدانها معتقد است، با موفقيت دنبال كرده است. ولى اين راه را با صبورى و درك واقع بيانيه از شرايط اجتماعى بيهوده است و محققان آينده، نقش او در احياى فرهنگ مبتنى بر رديف و نيز كوشش او در مطرح كردن ارزشهاى اين گنجينه (رديف) را در سالهاى سخت، از نظر دور نخواهند كرد.
سيد عبدالمجيد كيانى هندى، استاد رديف شناس و عاشق موسيقى هنرى قديم، در خانواده اى متولد شد كه موسيقيدان حرفه اى نبودند. وى در سالهاى نوجوانى به فراگرفتن موسيقى پرداخت. طبيعت زيباى محل زندگى او، خلوت و آرامشى كه در سالهاى كودكى و نوجوانى او وجود داشت، به او جنبه اى معنوى و درون گرا بخشيد. شأن و حيثيت فرهنگى براى موسيقى و موسيقيدان از همان سالها براى او اهميت داشت و اين پافشارى براى «جديت» در موسيقى و حرمت اخلاقى در رفتار را ، هيچگاه ترك نكرد. در دوره شبانه هنرستان موسيقى ملى، سنتور نوازى را به روش مرسوم در هنرستان آموخت و در سالهاى بعد كه براى كنكور دانشكده هنرهاى زيبا (رشته موسيقى) امتحان داد، با اجراى قطعاتى از حسين دهلوى و فرامرز پايور، حاضران در هيأت ژورى را از توانايى تكنيكى و قدرت مضراب خود شگفت زده كرد. در اين سالها (از ۱۳۴۴ به بعد) او كم كم از فضاى موسيقى اى كه در هنرستان تدريس مى شد، جدا شده بود ولى دنياى خود را هنوز كشف نكرده بود. آشنايى تدريجى با درسهاى استاد نورعلى برومند در دانشكده و نيز مركز حفظ و اشاعه از يك سو و از سوى ديگر، شنيدن صفحه اى از سنتورنوازى استاد حبيب سماعى، زندگى درونى او را دگرگون كرد. دريافت كه دنياى ناشناخته اى از موسيقى، بسيار دور و بسيار نزديك و درونى را بازيافتند كه با آموخته هاى او متفاوت است. سلوك جدى مجيد كيانى از اينجا آغاز شد و از اقبال او، استاد نورعلى برومند، به عنوان تنها شاگرد صلاحيت دار تدريس كه از مكتب سنتورنوازى استاد سماعى باقى مانده بود، هنوز حيات داشت. برومند با شنيدن نام «حبيب» شكفته مى شد و توانست بخش مهمى از تكنيكها و مطالب و قطعات استادش را به شاگرد مشتاقش انتقال بدهد. كيانى جوان با ديگر شاگردان حبيب مثل مرتضى عبدالرسولى، قباد ظفر و مهدى ناظمى آشنا شد و هر جانشانى از حبيب بود، همان جا را سراغ كرد. در آن سالها، سه شيوه از سنتورنوازى موجوديت داشت: روش فرامرز پايور، روش رضا ورزنده و روش بعضى نوازندگان راديويى (نظير فضل الله توكلى، مجيد نجاحى، منصور صارمى) كه از اين دو نوازندگان، موسيقى ايرانى را در سطوح گوناگونى ارائه مى دادند و با همه ارزشهايى كه در كارشان سراغ مى شد، داراى بدعت هايى بودند كه با روش هنرى قديم بسيار تفاوت داشت و در واقع، مى توان گفت كه شيوه نوازندگى موسيقى هنرى رديف كه جز روش استاد سماعى نبود، ديگر از بين رفته تلقى مى شد. اين خطرى بود كه براى سنتورنوازى وجود داشت ولى تار و سه تار و كمانچه و آواز، موقعيت بهترى داشتند. زيرا استادان قديم و نوازندگان معمر و معتبر هنوز حضور داشتند و موسيقى آنها تقريباً حفظ شده بود. بدين ترتيب، مجيدكيانى، امين شاگردان برومند، موقعيتى ويژه يافت و رسم امانتدارى فرهنگى را آموخت و در زندگيش به كار بست. او در آن سالها، در كنسرت هاى مركز حفظ و اشاعه و فسيتوال هاى هنرى، حضور داشت و در گروه گردآورى و پژوهش موسيقى نواحى ايران كه زير نظر خانم فوزيه مجد اداره مى شد، تحقيق و پژوهش مى كرد. در سال ۱۳۵۴ با بورسيه اى تحصيلى عازم فرانسه شد و آشنايى او با پروفسور «اديت وبر و تران وان» كه و استقبال ايرانيان و اروپاييان از كنسرتهاى او در آنجا، و امكان تدريس و پژوهش، فرصتهايى بود كه در اين دوره از زندگى او پيش آمدند. در گذشته ، صداى سنتور حسين ملك و فرامرز پايور در راديو فرانسه پخش شده بود و اينك صداى سنتور او بود كه مشتاقان فراوانى هم يافته بود و زمينه اى را فراهم مى كرد تا در آنجا بماند و تدريس كند.
|
|
|
در آن هنگام داريوش طلايى هم براى تحصيل به فرانسه آمده بود و او را تشويق كرده بود كه در فرانسه اقامت كند و مثل خيلى از موسيقيدانان شرقى كه مقيم پاريس شده بودند، همان جا تدريس را ادامه بدهد. ولى او احساس مى كرد كه مسؤوليت امانت دارى آغاز شده و بايد مطالب و آموخته هاى خودرا به نسلى بياموزد كه از وجود اين فرهنگ و ارزشهاى آن بى اطلاع هستند. او به تهران برگشت. در سال۱۳۵۸ كه موسيقى دوران بسيار سختى را مى گذراند و راه براى اشاعه هرگونه موسيقى بسته بود، مجيد كيانى در اين سالها با شكيبايى و عشق بسيارى، تدريس را آغاز كرد، در بسيارى از شهرهاى ايران كنسرتهاى خصوصى و برنامه سخنرانى و شناخت موسيقى گذاشت و ايمان او به مطالب و فرهنگ رديف، مشتاقان بسيارى را جذب مى كرد و هنوز هم اين جاذبه ادامه دارد. وى در ۲۵سالى كه به ايران برگشته، دو سه نسل متوالى را از دانش و بينش خود سيراب كرده است كه عاشقانه در حفظ و حراست از رديف موسيقى ايران مى كوشند و سعى دارند كه آن را به نسلهاى بعد انتقال بدهند. كلاس سنتور اين معلم وفادار به رديف، ذيل كلاسهاى شناخت و تحليل موسيقى بود كه برگزار مى كرد و با استقبال فراوان افراد روبرو مى شد. اخلاق پيراسته، برخورد خوش و تهذيب نفس او كه رفتار و شخصيتى بسيارموجه را براى مخاطبانش ترسيم مى كند. نقش به سزايى در توفيق او داشته است و در سرزمينى كه هنرو اخلاق در عرف معمول جامعه با همديگر بررسى مى شود.
درك اين نكته بسيار اهميت دارد. مجيد كيانى مظهر اعتقاد به حرف هاى خويش است و در زندگى او، فاصله اى بين نظر و عمل وجودندارد.
مجيد كيانى راه و روشى در موسيقى برگزيده كه طرفداران فراوانى دارد و طبعاً منتقدان فراوان نيز دارد. گروهى از موسيقيدانان و موسيقى دوستان كه حرف هاى او را مطالعه عميق نكرده اند، به جزميت او در امر رديف اعتراض دارند و برخى ديگر، ديدگاهها و روش پژوهش او را قابل انتقاد دانسته اند.
درباره هيچكدام از اين حرف ها بدون پژوهش كافى نمى توان نظرى داد. قدر مسلم اين است كه او توانسته است از اصولى سخن بگويد كه موردتأييد ذهنيت فرهنگى در بخش سنتى جامعه (موسيقيدان و غيرموسيقيدان) است و مهمتر از همه، توانسته است اعتماد بخش مهمى از جريان هاى تصميم گيرنده درمورد سرنوشت موسيقى را به خود جلب كند و از اين اعتماد و امكانات براى تثبيت موقعيت موسيقى رديف و انتقاد ازجريان هاى ضدفرهنگى و مسموم (نظير بيشتر توليدات به اصطلاح پاپ در رسانه هاى جمعى) استفاده كند.
هم دوستان و هم منتقدان او، اذعان مى كنند كه استاد مجيد كيانى از اعتقاد خود به سنن هنرى قديم وفرهنگ راستين موسيقى رديف، ثابت قدم و پابرجاست و سالهاست همه شاگردانش شاهدند كه مقصود او از اين همه اصرار براى تحكيم ميثاق هاى هنرى قديم، هيچگاه اهداف مادى نبوده است. او در زمانى اين اصول را تبليغ مى كرد كه موسيقى اصيل رديفى، بازار و خريدارى نداشت و موسيقيدانى چون او، تنهاى تنها بود. نبايد ازنظر دوركرد كه بين شاگردان برومند، عده اى ترك وطن كرده و عده اى ديگر با سليقه هاى ديگرى كارمى كردند و درزمينه هاى متفاوتى مشغول بودند و به هرحال تدريس رديف براى آنها هدف اصلى نبود. اين كار در حكم يك وظيفه به دوش او افتاد و ثمره آن، تربيت صدها سنتورنواز معتقد به رديف و روش قدما و تكنيك هاى استاد حبيب سماعى است. غير از اين كه نوازندگانى جوان و علاقه مندى كه تار و سه تار نواخته و يا آواز مى خوانده اند نيز از راهنمايى هاى او استفاده فراوانى برده اند.
گذشته از او صفحه گرام (بعدها سى.دى) كه در پاريس به همراه تار داريوش طلايى و تنبك جمشيد شميرانى ضبط كرده است، اكثر آثار او در ايران منتشر شده است. اين آثار، شنيدارى و نوشتارى هستند. به ويژه كتاب «هفت دستگاه موسيقى ايران» و آلبوم نوارى به همين عنوان كه حاوى اجراى رديف ميرزاعبدالله (براساس روايت نورعلى برومند) با سنتور است، از ساير آثار، استقبال كنندگان بيشترى داشته است. آلبوم كتاب و نوار «بررسى سه شيوه تك نوازى درموسيقى ايران» نيز حاوى بررسى تطبيقى شيوه هاى مختلف سنتورنوازى درموسيقى معاصر و بررسى ارزشى هركدام از آنهاست.
ايشان بيشتر به تك نوازى و اجراى موسيقى درچارچوب رديف علاقه مند است و به ندرت اهل كارگروهى و يا همراهى با خواننده اى بوده اند.
تنها نوار «ترجيع بند چهارگاه» يك استثناست و درآن صداى قدرتمند صديف رامبد، همراه سنتور او به گوش مى رسد. آرزوى دوستداران اين نوع نوازندگى و خوانندگى اين بود كه درهركدام از دستگاهها و آوازها، نوارمستقلى با سنتور استادشان و صداى صديف ( كه او نيز هنرمندى آگاه به رموز خوانندگى اصيل است)، تهيه شود. ولى شرايط مساعدى براى اين كار فراهم نشد. در سنتور نوازى مجيد كيانى، وفادارى كامل به روش و شيوه استاد حبيب سماعى و تكيه بر لحن و بيان هنرى قدما، حس مى شود.
در نوازندگى او، عناصرى چون نظم و دقت و تعادل و دستورزبان درست موسيقايى، چشمگيرتر و بخشى از اين بينش را نيز بايد در آموزه هاى دكتر داريوش صفوت جست كه همواره مورد تكريم و احترام مجيد كيانى بوده است. كوك دقيق و علاقه او به فواصل قديم بخصوص در همايون و چهارگاه و رعايت وزن بر پايه اصول ضرب هاى ادوارى نيز از خصوصيات انحصارى در نوازندگى ايشان است. در سالهايى كه توجه بيشتر موسيقيدانها به ملودى هاى شيرينى و حالت هاى احساس برانگيز معطوف بود، او به بنيان هاى سازنده موسيقى، شناخت رگه هاى تحريفى، كشف دستور زبان نهفته درجملات رديف و تمركز مستمر درمقوله «فرم» درموسيقى رديف، مشغول بوده است. اين استاد وفادار به فرهنگ سرزمين خويش، درحفظ و تداوم مهمترين ميراث هنر و سنت سرزمين خود، يعنى رديف، نقشى را داشته كه در آينده از آن با لحنى منصف و مثبت يادخواهندكرد و اعتقاد او بدين امر را خواهندستود.
چگونه به آرامش برسيم
طى سه دهه اخير مطالعات گسترده بشر فوايد حالتى را كه به آن « ريلكس» گفته مى شود، به اثبات رسانده است.
واكنشى كه انسان هنگام آرامش از خود بروز مى دهد، يك نوع آسودگى ذهنى به همراه كاهش فشار خون، كند شدن ميزان ضربان قلب وتنفس و همچنين شل شدن عضلات بدن است. ايجاد چنين شرايطى بسيار ساده است. اگر درچنين وضعيتى قرار گرفتيد، مطمئن باشيد مى توانيد براى غلبه بر اضطراب هايتان بر بسيارى از فشارهاى عصبى ناشى از خشم چيره شويد. ايجاد چنين آرامشى براى بچه ها نيز مفيد است. مطالعاتى كه بر روى تعدادى از دانش آموزان يك مدرسه متوسطه درون شهرى درآمريكا انجام شده است، صحت اين مسأله را اثبات مى كند. دراين مطالعات مشخص شد نمرات آن دسته از دانش آموزانى كه « ريلكس» را آموخته اند، بهتر شده و خلق و خوى كار كردن و انجام كارهاى گروهى نيز در آنها بيشتر به چشم مى آيد.
براى رسيدن به آرامش ذهن ، سه راهكار پيشنهاد مى كنيم:
۱ـ تمركز فكر (۱۰ تا ۲۰ دقيقه):
اين روش قديمى، اولين توصيه براى ايجاد آرامش كامل است. بدين صورت كه ابتدا يك عبارت يا دعاى كوتاه را كه يادآورى آن به شما آرامش مى دهد و دراعتقادات مذهبى تان ريشه دارد به خاطر داشته باشيد. مثلاً چيزهايى مثل ياد خدا يا اينكه خداوند هميشه ياور و پشتيبان ماست.
سپس چشمهايتان را بسته ودر وضعيتى آرام بنشينيد وعضلاتتان را شل كنيد: اين كار را به ترتيب از پاهايتان شروع كنيد و سپس به طرف رانها، شكم، شانه، گردن وسپس سر ادامه دهيد. به طور طبيعى و آرام نفس بكشيد به طورى كه با هر بازدم كلمه يا عبارتى كه باعث آرامشتان مى شود را از ذهن بگذرانيد . درضمن وقتى افكار مزاحم به سراغتان مى آيد، نگران نباشيد و نسبت به آنها بى اهميت باشيد وسعى كنيد به آرامى به مرور جمله اى كه يادآورى آن به شما آرامش مى داد، برگرديد.
اين تمرين را مى توانيد دروضعيتى مطلوب ، بين ۱۰ تا ۲۰ دقيقه انجام دهيد وبه ياد داشته باشيد حتى ۵ دقيقه از اين تمرين هم مى تواند باعث ايجاد آرامش ذهنى و تجديد قوا درشما شود.
اگر احساس مى كنيد بايد حساب وقت را داشته باشيد، بهتر است يك « ساعت» البته نه ساعتى كه روى زنگ تنظيم شده باشد، كنارتان بگذاريد. وقتى تمركزتان به پايان رسيد، يك دقيقه درهمان وضعيت آرام بنشينيد وسپس كارهاى روزانه تان را از سر بگيريد.
۲ـ محسوس وشمرده نفس كشيدن (۱۰ تا ۱۵ ثانيه):
ابتدا به آرامى و شمرده نفس بكشيد وبا هر بازدم تان عددى را بگوييد. مى توانيد از عدد ۵ شروع كنيد. به ياد داشته باشيد نفس عميق بكشيد به طورى كه ريه هايتان پر از هوا شود.
درضمن بهتر است معده تان از غذا خالى باشد. بعد از يك مكث كوتاه درهنگام بازدم به آرامى عدد بعدى را بگوييد « چهار» به اين شمارش معكوس ادامه دهيد تا به عدد « يك» برسيد. اين تمرين را مى توان هر صبح و شب در ۱۰ تا ۱۵ ثانيه انجام داد.
۳ـ آرامش هنگام فعاليت:
لازم نيست هميشه براى انجام تمريناتى كه به آرامش ذهن تان كمك مى كند، درحالت نشسته وثابت باشيد. اين تمرينات را مى توان درخلال انجام كارهاى روزانه هم انجام داد. مثلاً راه برويد يا در حال نواختن يك موسيقى باشيدويا اينكه يك كار ساده مثل بافتن انجام دهيد.
درضمن« يوگا» تمركز فكر وبه ياد آوردن جمله اى كه باعث آرامش تان مى شود نيز از جمله راههايى هستند كه به شما براى داشتن ذهنى آرام و سالم كمك مى كنند.
منبع: مجله NEWS WEEK
پژوهشگر: دكتر هربرت نبسون وجولى كورليس
دانشكده پزشكى دانشگاه هاروارد آمريكا
مترجم: سميه احمدى