پنجشنبه ۳ دى ۱۳۸۳ - ۱۰ ذيقعده ۱۴۲۵
Thu, Dec 23, 2004
گزارش
۳۰۰۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
به بهانه برپايى نمايشگاه نقشه هاى
خليج فارس در وزارت امور خارجه
خليج فارس، حريم هويتى ايران
سيد عباس احمدى

بازتاب گسترده واكنش مردم ايران در اعتراض به موضوع تغيير نام خليج فارس يا گذاشتن نام عربى در كنار نام رسمى و قديمى آن، نشان از به چالش كشيده شدن جدى بخشى از هويت مسلم ايرانيان دارد. اكنون مردم ايران احساس مى كنند اسمى كه سال ها و قرن هاى متمادى با آن مأنوس بوده اند و در واقع «با آن به دنيا آمده اند، با آن زندگى كرده اند و با آن خواهند مرد» ، اين بار نه از طرف اتحاديه عرب و نه از طرف مراكز سياسى و تبليغاتى غرب كه از سوى يكى از معتبرترين مؤسسه هاى علمى و تحقيقاتى جهان مورد تحريف قرار گرفته است. به راستى آيا مى شود اين تمايل درونى و ذاتى انسان را كه نياز دارد با چيزى يا جايى شناخته شود و آن پديده را منشأ هويت خود درنظر گيرد، ناديده گرفت. اگر نمى شود پس چگونه بايد با آنها كه به حريم هويتى يك ملت و كشور كهن، ريشه دار و متمدن تجاوز مى كنند برخورد كرد؟ در اين ميان جاى تأسف دارد كه برخى از هم وطنان اين موضوع را به ديده اهميت نمى نگرند و از خطراتى كه در پى چنين اقداماتى متوجه ارزش هاى تاريخى و هويتى كشورمان خواهد شد، بى خبرند. شايد اگر مى دانستيم حدود ۲۵۰ ميليون نفر از مردم سراسر دنيا - كه بيشترشان را محققان، دانشگاهيان، دانشمندان، تحصيلكرده ها و ... تشكيل مى دهند - مخاطب و مشترك توليدات، نشريات، مقالات، كتب و اطلس هاى مؤسسه National Geographic هستند و متون و نقشه هاى اين مركز را به عنوان منابع مرجع مى پذيرند و استفاده مى كنند، به اين اتفاق اهميت بيشترى مى داديم. لذا شايسته است هر ايرانى به هر طريقى كه برايش ممكن است، در حفظ هويت ايرانى خليج هميشه فارس مؤثر باشد. ما در اين مختصر به بررسى برخى ابعاد داراى اهميت خليج فارس با تأكيد بر پيگيرى ريشه هاى هويت ايرانى آن مى پردازيم.
هويت يعنى چه؟
اين پرسش كه «من كيستم؟» ابتدايى ترين، و در عين حال، بنيادى ترين و ابدى ترين نياز معنوى انسان است، نيازى روحانى كه چه بسا از نيازمندى هاى جسمانى انسان مهمتر است. هويت چيستى و كيستى است و از نياز طبيعى انسان به شناخته شدن با چيزى يا جايى برمى آيد. اين حس تعلق داشتن، بنيادى ذاتى يا غريزى در وجود انسان دارد. برآورده شدن اين نياز سبب «خودآگاهى» فردى در انسان مى شود و ارضاى آن در ميان يك گروه انسانى، خودآگاهى جمعى و مشترك يا «هويت» قومى، تيره اى يا ملى آن گروه را تعيين مى كند. اين خودآگاهى، يا خودشناسى هنگامى جنبه ملى مى گيرد كه در قياس با هويت گروهى ديگر ملل باشد، براى مثال خودآگاهى ايرانى در دوران باستان، در جريان قياس با يونان و روم حاصل شد، چنان كه روميان نيز در كشاكش قياس خود با ايرانيان و بربرها به خودآگاهى رسيدند(۱).
بدون شك، هويت هر ملتى، در درجه نخست به جغرافياى مسيحى آن و چگونگى پيدايش و بقاى همان ملت برمى گردد. بدين ترتيب يك كشور هنگامى زنده و مستقل است كه در درجه اول شخصيت ملى مستقل داشته باشد. هويت ملى مهمترين بخش اين شخصيت ملى، زاييده محيط جغرافيايى هر ملتى است و فلات ايران بدون ترديد گاهواره هويت ايرانى است. سرزمين مرتفعى كه از شمال به سواحل درياى خزر و از جنوب به كرانه هاى درياى عمان و خليج فارس محدود مى شود.
در حال حاضر آنچه بايد از طريق فعاليت هاى ديپلماسى مسؤولان جمهورى اسلامى مورد توجه كشورهاى عربى منطقه خليج فارس، خبرگزارى هاى سياسى و تبليغاتى مختلف كه درجهت نيل به اهداف و منافع سياسى و اقتصادى خود دست به تحريف واقعيات تاريخى و جغرافيايى مى زنند و مهمتر از اينها مورد توجه مراكز علمى نظير نشنال جئوگرافيك كه جنجال اخير را آفريد، قرار گيرد، اين است كه به جاى تحت تأثير هياهوهاى تبليغاتى قرار گرفتن، اندكى در واقعيت هاى تاريخى و جغرافيايى منطقه تأمل كنند تا متوجه شوند واكنش هاى گسترده ايرانيان در اين چند روز تنها از سر تعصب بى مورد آنها راجع به واژه فارس ناشى نمى شود بلكه حقايقى چند مى تواند به عنوان نشانه ها و دلايل ايرانى بودن وفارس بودن نام اين خليج مورد توجه قرار گيرد. با نگاهى سطحى نه تنها محققان كه هر فرد معمولى بى طرفى در هر كجاى دنيا مى تواند درك كند كه خليج فارس منطقه اى منحصراً عربى نيست. نه تنها مرزهاى دريايى ايران بيشترين بخش خود درياى پارس شامل مى شود، نه تنها كرانه هاى ايرانى سراسر كرانه هاى شمالى، شمال باخترى و شمال خاورى منطقه را از دهانه فاو گرفته تا كرانه هاى شمال غربى اقيانوس هند شامل مى شود، نه تنها ايران حساس ترين نقاط استراتژيك در خليج فارس و تنها راه ورود و خروج آن را در كنترل خود دارد، نه تنها ايران بزرگترين و متنفذترين كشور منطقه با بزرگترين جمعيت منطقه (بيشتر از مجموع جمعيت همه كشورهاى عربى آسيا) و بزرگترين توان بالقوه اقتصادى، سياسى و استراتژيك است، نه تنها فارسى زبانان اكثريت قاطع را در اين منطقه دارند و مذهب شيعه بزرگترين مذهب اسلامى در منطقه خليج فارس است بلكه زندگى اقتصادى ايران وابستگى حياتى به خليج فارس دارد.(۲)
عربستان سعودى و عراق، دو كشور برتر منطقه پس از ايران، در بيشتر اين ويژگى ها با ايران قابل مقايسه نيستند. بدين ترتيب اگر اين واقعيات بى چون و چراى جغرافيايى در كنار هم درنظر گرفته شوند ترديدى باقى نمى ماند كه نامگذارى خليج فارس مسأله اى ايرانى است و بايد براى هميشه خليج فارس بماند.
در پايان بايد گفت هرچند تلاش هاى برخى كشورهاى عربى مثل مصر كه در دهه ۱۹۶۰ به دنبال تعريف و ايجاد سيستم «امنيت عربى براى خليج عربى» بودند، به دليل عدم هماهنگى هاى سياسى و اقتصادى در ميان خود كشورهاى عربى و نيز به دليل واقعيت هاى جغرافيايى منطقه راه به جايى نبرده است و نيز فعاليت هاى اتحاديه عرب كه در همه قطعنامه هايش هرجا كه سخن از خليج فارس به ميان آمده، از سر تعصب و دشمنى با ايران نام مجعول و تحريف شده، يا نام نامشخص و بى معنى «خليج» را به كار گرفته واز به كار بردن نام كهن، اصيل و ثبت شده در كنوانسيون هاى بين المللى آن خوددارى كرده، به شكست انجاميده(۳)، ولى شايسته است مقامات مسؤول در كشور بيش از پيش، براى جلوگيرى از اين گونه اقدامات تلاش كنند و با استفاده از نيروهاى علمى و دانشگاهى جهت استحقاق حقوق و علايق ملى كشور اقدام نمايند.
يادداشت ها:
۱- مجتهدزاده، پيروز (۱۳۸۱) جغرافياى سياسى و سياست جغرافيايى، تهران، انتشارات سمت، ص ۳۰۲
۲- همان صفحه ۳۳۵
۳- ورجاوند، پرويز، اطلاعات سياسى و اقتصادى، ظو آبان ،۱۳۸۲ صفحه ۶
به بهانه برپايى نمايشگاه نقشه هاى
خليج فارس در وزارت امور خارجه
شهادت يك مجموعه نفيس
به نفع خليج فارس
194712.jpg
احمد جلالى فراهانى

يك ضرب المثل بومى آفريقايى مى گويد: «يك رودخانه ممكن است خشك شود ولى نام خود را از دست نمى دهد» . حكايت حضور افرادى كه در مراسم افتتاحيه نمايشگاه نقشه هاى تاريخى خليج فارس گرد هم آمده اند شايد بى شباهت به اين ضرب المثل نيست. آمده اند تا ثابت كنند خليج فارس هميشه خليج فارس مى ماند. حتى اگر ميهمانان عرب هم چندان از نمايشگاه استقبال نكرده باشند.
نمايشگاه با سخنان وزير امور خارجه افتتاح مى شود: «نمايشگاهى كه اكنون شاهدآن هستيم تنها بخش بسيار كوچك والبته منحصر به فردى از صدها هزار برگ اسناد تاريخى است كه در آرشيو وزارت امور خارجه نگهدارى مى شود و طى دهه ها و قرنها در برهه هاى مختلف در تعاملات كشورمان با جهان خارج توليد شده واينك به صورت اسناد ارزشمند ونفيسى در دسترس ما قرار دارند» .
كمال خرازى هدف از برگزارى اين نمايشگاه را «نمايش برخى از نقشه هاى منحصر به فرد و بسيار نفيس تاريخى» مى داند كه در آنها «قدمت و اصالت نام خليج فارس و معادل هاى اين نام در زبانهاى ديگر از سوى نقاشان وكارتوگرافان و دريانوردان و سياحان عمدتاً غيرايرانى به تصوير كشيده شده است» . در نگاهى به اين نقش ها كه براساسى توالى زمان در كنار هم قرار گرفته اند، با سابقه طولانى اينگونه نقشه ها مواجه مى شويم كه نمونه هايى از آن را مى توان درچندين نقشه يونانى به سبك بطلميوسى يافت. اين تصاوير كه وجود حتى يك نمونه از آن در هر آرشيوى موجب افتخار و اعتبار آن به شمار مى رود در آرشيو اسناد وزارتخانه امور خارجه در چندين نسخه يافت مى شود. علاوه بر اين نقشه ها با مجموعه بى نظير ديگرى روبرو مى شويم كه حاصل كار كارتوگرافان و نقاشان مسلمان در دوران شكوفايى تمدن اسلامى دراين حوزه است كه به قرون چهارم تا هفتم هجرى قمرى (۱۰ تا ۱۳ ميلادى) باز مى گردد. نمونه هاى بارز اين دسته از نقشه ها را مى توان دركارهاى اصطخرى ، ابن حوقل ، جيهانى، بلخى و ديگران يافت كه از اين نمونه ها نيز آثار منحصر به فردى در اين آرشيو موجوداست. در اين نقشه ها نيز آبهاى جنوب ايران با نام بحر فارس خودنمايى مى كند و حتى جزئيات بيشترى راجع به جزاير ايرانى و حاكميت ايران بر آنها درج شده است. از اين دسته نقشه ها كه بگذريم در قرون بعدى تا اواخر قرن ۱۶ ميلادى نقشه هاى پرتغالى و هلندى را مشاهده مى كنيم كه حاصل كار ناوبران آن كشورهاست كه مدتى در خليج فارس حضور يافتند و از آنجا راه خود را به سوى شرق در پيش گرفتند. در اينگونه نقشه ها نيز به زبانهاى لاتين و اروپايى و عربى نام سينوس پرسيكوس ، پرشين گلف و الخليج الفارس و يا بحر فارسى يا درياى فارسى ومعادل هاى آن را مى بينيم و همچنان پيوستگى اين محدوده آبى به قلمرو ايران را در اين قرون شاهد هستيم. در فاصله قرون ۱۷ تا ۲۰ ميلادى، در دوران حضور رو به گسترش انگليسى ها در منطقه نيز نقشه هاى متعددى به زبان انگليسى توليد شده است كه مؤيد نقشه هاى دوره هاى پيشين با جزئيات بيشتر بوده و پيوستگى آبها وجزاير خليج فارس را به خاك ايران اثبات مى كند.
در اين دوره كه مصادف با دوران استعمار اروپايى هاست، نقشه هاى اروپايى متعددى به زبانهاى روسى، فرانسوى و آلمانى باقى مانده است كه اطلاعات آنها مكمل و تأييد كننده اطلاعات و نام هاى قبلى است. اين نقشه ها عمدتاً توسط سياحان و فرستادگان دولتهاى اروپايى توليد شده و به جاى مانده است.
خرازى به سخنانش ادامه مى دهد: «ديرپايى نام خليج فارس در طول تاريخ جهان، همواره مانند آفتاب، روشن و تابنده بوده است و ارائه مدارك تاريخى براى اثبات آن، صرفاً محض يادآورى و تأكيد بيشتر است. برپايه شواهد مستند، معتبر و قطعى تاريخى ، خليج فارس ، چه پيش از اسلام و چه پس از آن، همواره خليج فارس بوده است. براى نمونه مى توان از ابن معشر جعفر بن محمدبن عمرالبلخى در گذشته به سال ۲۷۲ هجرى قمرى از دانشمندان نجوم در عصر مأمون عباسى ياد كرد كه در مورد جزر و مد مى گويد:« كما صار الشمس فى كل واحد من بحر فارس و الهند» و يا ابوعلى مسعودى ، در توصيف فاصله بين بصره و عمان به مسقط مى نويسد: «و من المسقط الى رأس الجبل خمسون فرسخاً و هذا آخر بحر فارس .» و يا اصطخرى در رساله مسالك الممالك، بطور مكرر از بحر فارس نام برده است ». وزير امور خارجه يادآورى مى كند مى توان افزود كه از سال ۱۵۶۰ ميلادى به بعد در تمامى مكاتبات دولتهاى اروپايى كه به اين منطقه رفت وآمد كرده اند از پرتغالى ها و فرانسوى ها گرفته تا انگليسيها و آلمانيها، همگى نام خليج فارس را به كار برده اند. چنانكه مى دانيم سازمان ملل متحد طى دو سند به ترتيب در سالهاى ۱۹۷۱ و ۱۹۸۴ نام رسمى درياى جنوبى ايران و شرق شبه جزيره عربستان را خليج فارس اعلام كرده است.
خرازى تأكيد مى كند: حضار محترم ! در اين لحظه كه ما از اين نمايشگاه بازديد مى كنيم مؤسسات و مراكز عديده اى در سراسر جهان تحت نظارت سازمان ملل ، مسؤوليت يكسان سازى نام هاى جغرافيايى را برعهده دارند و براساس دستورالعمل سازمان ملل متحد نام اين محدوده آبى را به نام خليج فارس ثبت كرده اند. همچنين در كليه نقشه هاى ناوبرى دريايى و هوايى بين المللى كه لزوم رعايت نام هاى استاندارد و يكسان از سوى همه كشورها را ضرورى مى سازد، نام اين منطقه خليج فارس و جزاير وگذرگاه هاى آن به نام هايى است كه نام هاى واقعى و اصيل اين منطقه است. نمايشگاه نقشه هاى خليج فارس از ۲۹ آذر تا ۲ دى ماه سال جارى در چهار بخش اجرا شد. بخش اول اين نمايشگاه مجموعه متنوع و ارزشمندى از آثار كارتوگرافان اروپايى است كه نقشه خليج فارس را به سبكهاى گوناگون چون«بطلميوس » ترسيم كرده اند. بخش دوم آن به مجموعه نقشه هايى اختصاص دارد كه دركشورهاى عربى به چاپ رسيده است. اين مجموعه در دو دسته مجزا گرد آمده است. نخست نقشه هايى كه تا اواخر دهه پنجاه ميلادى انتشار يافته و دوم نقشه هايى كه از آن پس تا زمان حاضر تهيه شده اند. نكته آشكار و قابل توجه ازمقايسه اين دو دسته، جعل يكباره واژه« خليج عربى» به جاى نام هميشگى« خليج فارس » در نقشه هاى متأخر است كه ريشه در سياستهاى تفرقه آميز استعمارى دارد.
بخش سوم نمايشگاه نمايانگر كوشش كارتوگرافان نامور ايرانى چون بغابيرى ، عبدالرزاق مهندس و استاد عباس سحاب در ترسيم نقشه ايران زمين و خليج فارس است و بالاخره بخش چهارم به انتشارات كارتوگرافى مؤسسه آمريكايى (نشنال جئوگرافى) درباره نقشه خليج فارس اختصاص يافته است. اين مجموعه نشان مى دهد كه نام هميشگى و تاريخى خليج فارس به گواهى انتشارات سابق اين مؤسسه متأثر از بار سنگين اغراض سياسى ، دستخوش جعل و تحريف يكباره مى شود.
درباره نمايشگاه و ويژگى هايش كسى بهتر از مهندس غلامرضا سحاب بانى برگزارى اين نمايشگاه نمى تواند سخن بگويد. او مى گويد: در سال ۱۳۷۹ كه براى عباس سحاب بزرگداشتى از سوى وزارت امور خارجه برگزار شد، يك سرى از نقشه هاى قديمى را در آرشيو وزارت امور خارجه پيدا كرديم كه با هدايت آقاى خرازى اين نقشه ها قاب شد و يك نمايشگاه درست كرديم كه شالوده اين مركز پژوهش شد كه الآن بانى برگزارى اين نمايشگاه است . من حدود ۶هزار نقشه را دراين آرشيو شناسايى كردم كه نقشه هايى از كارتوگرافان بزرگ قاجار را در ميان آنها پيدا كرديم و همچنين نقشه هايى كه از طرف سفراى خارجى به سران ايرانى اهدا شده بود و همين طور نقشه هايى كه به آنها هديه شده بود و ... علاوه براين ما مى دانستيم كه در تمام دنيا نقشه هاى خيلى خوبى راجع به ايران وجود دارد كه اغلب آنها در اختيار خودمان نيست و زينت بخش موزه هاست و خودمان از آن بى بهره هستيم. با موافقت آقاى خرازى برخى از اين نقشه ها را خريدارى كرديم و در اختيار مركز پژوهش وزارت امور خارجه قرار داديم . از طرف ديگر اخيراً وزارت امور خارجه حدود ۲۰۰ نقشه قديمى ايران را از دانشكده هنر دانشگاه تهران خريدارى كرده است كه خود اين مجموعه فوق العاده و بى نظير است و حتى نقشه هايى از بطلميوس درآنهاموجود است و همچنين نقشه هايى از شهرهاى ايران در آن وجود دارد كه ما فقط عكس آنها را در كتابهاى خارجى ديده بوديم و نمى دانستيم كه چنين مجموعه نفيسى وجود دارد . پس از به وجود آمدن ماجراى چاپ اطلس جديد نشنال جئوگرافيك ، از كارشناسى مثل من دعوت شد كه پس از بررسى اين نقشه ها اقدام به برگزارى چنين نمايشگاهى بكنيم كه خوشبختانه امروز افتتاح شده است.
او در خصوص ويژگى هاى اين نمايشگاه مى گويد: نقشه هاى موجود در اين نمايشگاه به دو دسته تقسيم مى شوند. برخى از آنها مربوط به سالهاى ۱۵۰۰ ميلادى به اين طرف است و دسته دوم نقشه هايى هستند كه عكس هستند و اصل نيستند كه اين نقشه ها متعلق به هزار سال پيش هستند. مثل نقشه ادريسى كه متعلق به ۹۵۰ميلادى است . قديمى ترين نقشه هم دراين ميان نقشه اصطخرى است كه مربوط به قرون اوليه هجرى است .
او درباره ديگر برنامه هاى اين نمايشگاه مى گويد: ما قصد داريم اين نمايشگاه را بطور دائمى و سيار در شهرهاى مختلف ايران مثل شيراز، تبريز، اصفهان ومشهد و ... برگزار كنيم و البته از اين هم فراتر خواهيم رفت و پيشنهاد برگزارى اين نمايشگاه را در كشورهاى غربى و شرقى و اروپايى مطرح كرديم كه اميدواريم مورد تأييد وزارت امور خارجه قرار بگيرد. همين طور طرح چاپ دايره المعارفى از اين نقشه ها و ساير نقشه هايى كه در خصوص اثبات نام خليج فارس وجود دارد را به وزير محترم امور خارجه و وزير محترم ارشاد داده ايم كه اميدواريم با موافقت اين عزيزان بتوانيم در تيراژى بسيار بالا اين اطلس را چاپ كنيم و در اختيار كتابخانه هاى معتبر دنيا قرار دهيم. علاوه براين پيشنهاد راه اندازى يك سايت اينترنتى كه تمام اين نقشه ها را در آنجا به تصوير بكشيم و در معرض ديد كاربران داخلى وخارجى قرار بدهيم پيگيرى مى كنيم . پايان ديدار از نمايشگاه نقشه هاى خليج فارس برخلاف سرماى زمستانى شهر اميدوار كننده است . حركت خودجوش مردم و ايرانيان سرتاسر دنيا و حضور سفرا و ديپلماتهاى غربى و اروپايى و شرقى دراين نمايشگاه يادآور اين نكته است كه خليج فارس همچنان خليج فارس مى ماند و براى اثبات اين ادعا زمان بهترين قضاوت را خواهد كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |