التون جان خواننده اى است كه شايد نيازچندانى به معرفى نداشته باشد . او نزديك به چهار دهه است كه درسطح اول موسيقى پاپ جهان فعال است ودراين راه ۴۲ آلبوم منتشر كرده است. آلبوم اخير او به نام «جاده پيچ ترى» از سوى اكثر منتقدان به عنوان يكى از بهترين آلبومهاى او درسالهاى اخير شناخته شده است واز طرف ديگر اولين آلبومى است كه خود او تهيه كنندگى آن را نيز برعهده دارد.
گفت وگو زير به بهانه عرضه همين آلبوم وفعاليت مداوم وى انجام گرفته:
\ درآهنگ اول آلبوم جديدتان به نام وزن جهان مى خوانيد: « عجيب است كه هنوز مطرح هستم»
آيا واقعاً از اين بابت متعجب هستيد؟
> من واقعاً از جايگاهى كه اكنون درآن هستم متعجبم چون شما دراين حرفه ،روزى به جايى مى رسيد كه نااميدى مفرطى شما را فرا مى گيرد؛ از همه چيز ازجمله كارتان و آهنگهايتان متنفر مى شويد. من اين دوره را پشت سر گذاشتم وهنوز از فعاليت خودم لذت مى برم. سال قبل، ۶۰ آهنگ نوشته و همچنين در موزيكالى به نامهاى لستات و بيلى اليوت نوشتم كه در لستات با برنى تاوپين همكارى داشتم.
\ دو آلبوم قبلى شما بيشتر حال وهواى آلبومهاى كلاسيك شما را دارد . آيا اين مسأله از پيش طراحى شده بود يا اينكه در خلال آهنگسازى براى آلبومها به وجود آمد؟
> خب زمانى كه به استوديو رفتم تا آهنگهايى براى اين دو آلبوم ضبط كنم با خودم گفتم بهتر است كه وانمود نكنم كه قصد نوآورى دارم وهر چه كه به نظرم مناسب است را در آلبومها بگنجانم. هر دو آلبوم از لحاظ تجارى چندان موفق نبودند ولى هدف من از ارائه آنها كسب درآمد نبود!
\ گفته مى شد كه شما علاقه زيادى به خريد اشياى عتيقه وهنرى داريد. بدترين خريدهايتان دراين زمينه چه بوده است؟
> فكر مى كنم دو مورد بود يكى تابلويى از فرانسيس بيكن كه ۴۰ هزار پوند در اوايل دهه ۱۹۷۰ بابت آن پول دادم و بعد ۱۳۰ هزار پوند براى يك عكس از مان رى . من هنوز هر دو آنها را دارم ولى فكر مى كنم كه درزمان خريد آنها كمى خل شده بودم!
\ شما جايگاه خودتان را درتاريخ موسيقى چگونه مى بينيد؟
> من درزمان فعاليت هنرى افرادى چون باب ديلن وجان ميچل به دنياى موسيقى معرفى شدم ولى بعد در دهه ۱۹۷۰ آهنگسازى را تجربه كردم . من هيچ وقت خودم را يك هنرمند نمى دانستم كه فقط به دنبال حضور در جدول ۱۰ آهنگساز برتر باشد.
\ آيا فكر مى كنيد شهرت شما ، مردم را از شنيدن آهنگهايتان بازمى دارد؟
> گاهى اوقات خودم هم فكر مى كنم كه شايد شخصيت من مانع شود تا مردم آهنگ هايم را جدى بگيرند. اين درشرايطى بود كه خودمن هميشه آهنگهايم را جدى مى گرفتم و سعى داشتم درهر موقع زمانى بهترين كارم را ارائه كنم.
\ برخى ازبهترين كارهاى شما با همكارى برنى تاپين بوده است از جمله يك نفر را امشب نجات دهيد يا شمعى درباد و به نظر مى رسد شما همكارى خوبى با او داشته ايد ولى گفته مى شود كه رابطه شما اخيراً چندان خوب نيست؟
> خب ما در دو فاز مختلف زندگى مى كنيم. من زمانى كه در حال انجام كنسرت نيستم در انگلستان به سر مى برم ولى برنى كاليفرنيا زندگى مى كند. او هميشه دوست داشته درآمريكا زندگى كند و حتى در آلبومهاى اوليه ما مثل ارتباط تامبل ويد، تأثير پذيرى او از آمريكا به شدت مشخص است.ما اين سالها زياد يكديگر را نمى بينيم ولى سعى كرديم تا رابطه حرفه اى مان را حفظ كنيم. او مثل برادرى است كه هرگز نداشته ام ولى فكر نمى كنم رابطه ما بد شده باشد.
\ به نظر مى رسد آهنگ «هرآنچه اجازه اش را دارم» تعبير دقيقى از ذهنيت امروز شما باشد!
> بله من اكنون خوشحالم كه با آلبومهاى جديدم توانسته ام به همان سبك قبلى بازگردم. زندگى من در شرايط فعلى ماه به ماه بهتر مى شود و ازكارم راضى هستم همانطور كه شما در شعر آهنگ وزن جهان مى شنويد: «خوشحالم كه درعوض يك خط ساده، غروب خورشيد را مى بينم.»