جمعه ۴ دى ۱۳۸۳ - ۱۱ ذيقعده ۱۴۲۵
Fri, Dec 24, 2004
سياسى
۳۰۰۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سينما
گزارش
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ورزشى
اوقات شرعى
گوناگون
ارتباطات
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
آرشيو
يك بررسى كوتاه
كانديداها در جبهه راست
روياروى يكديگر ايستاده اند
هفته اى كه گذشت
يك بررسى كوتاه
اروپا و ايران: ارزيابى
كامبيز توانا

ايران در پى تفاهم با اروپا طى بيانيه همكارى پاريس به اين نتيجه رسيد كه بهترين راه تعامل دوطرفه است. اين تفاهم دو پيام درپى داشت. نخست اينكه زورگويان و يكطرفه بينان خارجى فهميدند كه ايران اهل گفت وگو هست اما اگر به روش آنها باشد و حرف آنها هم شنيده شود. سردمدار اين منطق مخاصمه آمريكا بود كه حالا هرچند زياد خوشحال نيست اما به شكلى متفاوت و از دور قضايا را نگاه مى كند و ته دل خدا خدا مى كند كه اين تفاهم درست پيش رود. هرچه باشد در يك سو نظرات آمريكا تأمين شده و اگر قرار باشد تفاهم بيشترى هم در كار باشد، اين آمريكاييها هستند كه بايدرخصت داده و موضع خود را تغيير دهند.
از سوى ديگر اين تفاهم در بعد داخلى مؤثر بود. چرا كه از همين سو منتقدانى داشتيم كه عقيده داشتند راه بايد با مخاصمه طى شود. ديپلماتهاى مذاكره كننده ايرانى نيز اذعان داشتندكه مى شد اين راه را با برخورد با دنيا پيش رفت اماموضوع اينجاست كه مخاصمه با دنيا هزينه هاى زيادى مى طلبد و كشور در حالتى نبود كه بخواهد چنين هزينه اى راتحمل كند و بپردازد. پس اينطور صلاح ديد كه راه ميانه اى را انتخاب كند. به قول يكى ازتحليلگران سياسى، ايران «گرگهاى باران ديده» اروپايى را براى اين كار برگزيد. در بطن اين حرف نكته اى نهفته است و آن اينكه اين گرگهاى باران ديده تنها طرفهايى بودند كه قادر بودند از يك سو با آمريكا چانه زنى كنند. ايران غير از راه مخاصمه دو راه ديگر پيش رو داشت. يكى اينكه با آمريكا كنار بيايد كه اين راه از همان ابتدا بسته است و دليل آن نبود درك مشترك و نهفته اى است كه عمق آن نيز بسيار زياد است. راه سوم، يعنى راهى بود كه ايران در پيش گرفته: استفاده از يك مجموعه قدرت غيرآمريكايى كه در عين استقلال قدرت همراهى ديگر كشورها حتى آمريكا را با خود دارند. نكته مثبت ديگر تعامل با اروپا اين است كه هرگونه تفاهم با اتحاديه اروپا، رضايت جهانى و بين المللى را با خود به همراه دارد چه اروپا خود نوعى شوراى حكام است كه اجماع در آن نقش ويژه اى دارد. اگر مجموعه اتحاديه اروپا در ارتباط با ايران موفق جلوه كند، آنگاه كارى حتى از دست رسانه هاى پرقدرت آمريكايى ساخته نيست و دنيا مى داند كه اين نظر يك كشور يا يك دولت يا يك شخص نيست.
اما وجهه آمريكا در اين ميان قابل بررسى است. در حال حاضر آمريكا چيزى از دست نداده و تقريباً آنچه را مى خواسته، در دست دارد. آمريكااز همان ابتدا اصرار داشت كه بايد برنامه هسته اى ايران متوقف شود كه اين اتفاق در حال حاضر افتاده و فعلاً به صورت موقت فعاليت ايران متوقف است. تعليق داوطلبانه به اجرا درآمده و آنگونه كه ديپلماتهاى اروپايى مى گويند در متن تفاهم نامه پاريس بحثى از تحقيق و پژوهش نيامده و لذا ايران نبايد پى اين قضيه هم باشد.
اما در سوى ديگر ايران معدن غنى و بزرگى چون «ساغنديزد» دارد كه رگه هاى اورانيوم در آنجا انباشته شده و عمليات استخراج با جديت دنبال مى شود. ايران هزينه هاى زيادى كرده تا تأسيسات اصفهان و نطنز را برپا كند و ديگر حاضر نيست تجربه بوشهر دوباره تكرار شود و يك نيروگاه عظيم آنقدر بماند تا به درد نخور شود و اگر روزى خواستند دوباره از آن استفاده كنند مجبور شوند هزينه، چند برابر بپردازند. اما ايران ظرف يك سال گذشته از وقايع و رخدادها، به خوبى استفاده كرده و بهترين نتيجه ممكن را به دست آورده است. رسيدن پرونده هسته اى ايران تا اينجا در حالى است كه انواع اتهامات هنوز به سوى ما روان است. هنوز به حمايت از تروريسم متهم مى شويم و همين هفته بود كه جلسه ۵۹ شوراى عمومى سازمان ملل متحد با صدور بيانيه اى ايران را به نقض حقوق بشر متهم كرد. هرچند اين بيانيه الزام آور نيست، اما آن نتيجه اى كه بايد داشته باشد را دارد و نتيجه آن دادن يك پوئن به طرفهاى اروپايى است و متعاقب آن اين ما هستيم كه بايد يك قدم اضافه تر برداريم. انتهاى خط پرونده هسته اى ايران به اينجا مى رسد كه آنها نمى خواهند مابه قدرت هسته اى مجهز باشيم چرا كه ازما مى ترسند و وظيفه ما در حال حاضر اين است كه اين ترس را از بين ببريم. انگليس در حال حاضر ۲۰۰ كلاهك هسته اى در اختيار دارد. فرانسه از سال۱۹۵۶ تا سال۱۹۹۲ كه برنامه هسته اى و نظامى خود را متوقف كرده، آنقدر پلوتونيوم و سلاح مرگبار ساخته كه اكنون نمى داند با آنها چه كند. اسرائيل حداقل ۱۸۵ كلاهك هسته اى مجهز دارد كه هر لحظه بخواهد مى تواند از آنها استفاده كند. اين در حالى است كه عربستان معدن پرورش تروريسم است. بيشترين پول و سلاح را در اختيار افرادى مى گذارد كه به عمليات تروريستى دست مى زنند ولى از سوى ديگر هيچ مخاصمه اى را در مقابل خود نمى بيند. نه كه مخاصمه نمى بيند كه با خيال راحت ناوهاى آمريكايى را به خليج فارس دعوت مى كند تا محافظ او باشند.
در اين مقطع بزرگترين وظيفه ما اين است كه با كمترين تنش ممكن مذاكرات خود را با اروپا پيش ببريم. درست است كه ما اعلام كرده ايم در نهايت از چرخه سوخت هسته اى دست برنمى داريم اما از طرف ديگر دلمان هم مى خواهدمجبور به پرداخت هزينه بيش ازحد نباشيم. مسؤولان نظام در پرونده هسته اى نشان داده اند كه مايل هستند از بهترين راه ممكن كشور را به سمت آينده اى بهتر هدايت كنند اما از داخل كشور تمام گروههاى سياسى و احزاب وظيفه دارند در چنين مورد حساسى كه پاى منافع ملى كشور در ميان است سنجيده عمل كنند. بى شك در پرونده هسته اى هيچ تصميمى گرفته نمى شود مگر اينكه در سطح سران نظام بر آن توافق شده باشد. پس بهتر است آنان كه دم از امنيت ملى مى زنند كمى هم گوش به فرمان باشند.
كانديداها در جبهه راست
روياروى يكديگر ايستاده اند
تدارك نهايى آغاز نشده
پايان يافت
194964.jpg
رضا خجسته رحيمى
راست نشينان ايرانى اگر چه جمعه گذشته را گردهم آمدند تا گره از كار فرو بسته شان بگشايند و كانديداى نهايى خود را از ميان سبد ۵ نفره كانديداهايشان برگزينند اما اين مقصود به وقتى ديگر موكول شد تا مبادا از هم اكنون با گشايش اين گره، گره اى ديگر در كار بيفتد. در اين جلسه كليد پست رياست جمهورى در دستان هيچ كانديداى مشخصى گذاشته نشد تا مبادا كه با بستن اين پرونده، پرونده اختلاف گشوده شود.
اكنون على لاريجانى، على اكبر ولايتى، احمد توكلى،محمود احمدى نژاد و محسن رضايى هر يك براى در دست گرفتن اين كليد طلايى مدعى هستند و هيچ يك حاضر نيست صحنه را به نفع ديگرى ترك كند. اين چنين بود كه جمعه گذشته اعضاى شوراى مركزى تشكل هاى عضو شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى گردهم آمدند تا در حضور كميته منتخب پنج نفره شان (ناطق نورى، باهنر، عسگراولادى، فدايى و تقوى) يكى از پنج كانديداى مطرح در ميان خود را برگزينند؛ انتخابى كه اگر چه برخى از راست نشينان تأكيد كرده بودند كه در آن هر پنج كانديداى شان از شانس برابرى براى انتخاب برخوردارند و ناطق نورى نيز در اين جلسه گفت كه «آقاى عسگراولادى در اين جلسه حاضرند ايشان قبل از شروع جلسه به من گفتند كه من به حسب ظاهر از همه شما به مرگ نزديك ترم و شهادت مى دهم كه كميته منتخب هنوز در حال بررسى كانديداهاست و به هيچ كانديدايى نرسيده و گرايش به هيچ يك از كانديداها نشان نداده و تبعيضى قائل نشده است.» اما به هر حال ناگفته پيداست كه رقابت اصلى در جبهه راست ميان ولايتى و لاريجانى برقرار است.روز جمعه قرار بر آن بود كه هر پنج كانديداى اصولگرا و ارزشگرا در جبهه راست به معرفى برنامه هاى خود بپردازند تا در نهايت كميته منتخب يكى را از ميان آنان انتخاب كند. برنامه اى كه از همان ابتدا با حاضر نشدن محمود احمدى نژاد در آن جمع به راهى خارج از تصميم و وعده قبلى هدايت شد. احمدى نژاد كه اصلى ترين كانديداى جمعيت ايثارگران براى انتخابات رياست جمهورى آينده در غيبت خود در جمع اعضاى شوراى مركزى گروه هاى عضو شوراى هماهنگى انقلاب اسلامى، پيامى را خطاب به آن جمع فرستاد تا براى حاضران قرائت شود. محمود احمدى نژاد در آن نامه تأكيد كرده بود كه آغاز فعاليت انتخاباتى براى خود از هم اكنون را زودهنگام مى داند و خوف آن دارد كه حضور زودهنگام و رسمى به عرصه تبليغات انتخاباتى به خدمتگزارى او در مقام شهردار تهران آسيب برساند.احمدى نژاد در اين جمع حاضر نشد تا شايد نشان داده باشد كه تصميم اين شورا از چنان وجاهتى براى مجبور يا منصرف كردن او در جهت حضور در عرصه انتخابات آينده برخوردار نيست.
همچنان كه با پايان يافتن جلسه گروه هاى عضو شوراى هماهنگى انقلاب اسلامى در روز جمعه نيز خبرها حاكى از آن بود كه آبادگران لحن ديگرى را براى گفت وگوى خود با اين شورا انتخاب كرده است. آبادگران گويى به كميته ۵ نفره شوراى هماهنگى انقلاب اسلامى پيغام داده اند كه اگر آنها ازتمايل خود به كانديداتورى احمدى نژاد بگذرند، حاضر به مصالحه بر سر حذف نام على لاريجانى به نفع على اكبر ولايتى نيستند. بدين ترتيب جلسه جمعه گذشته گروه هاى عضو شوراى هماهنگى انقلاب اسلامى تنها با نظرسنجى از اعضا خاتمه پيدا كرد تا دعوا بر سر انتخاب ولايتى يا لاريجانى همچنان پوشيده بماند. على اكبر ولايتى و على لاريجانى اگر چه هر دو هم نشين يك ميز در كابينه خاتمى بودند و يكى سكان هدايت فرهنگ و ارشاد كشور را عهده دار بود و ديگرى سكان ديپلماسى كشور را در دست گرفته بود اما اكنون گويى در يك رقابت درون جناحى روياروى يكديگر قرار گرفته اند. مجادله آنها اما آنجايى قوت بيشترى به خود مى گيرد كه نام فرد سومى نيز در ميان باشد. محمد جواد لاريجانى برادر على لاريجانى فرد سومى است كه در اين بازى به مجادله برادر خود با ولايتى دامن مى زند چرا كه او پيش از اين يك بار خود رقابتى را با يكديگر تجربه كرده اند، رقابتى كه اگر چه در نهايت آنها هر دو ناكام بودند، اما پيش از پايان بازى، محمدجواد لاريجانى بازى را از پيش باخته بود. در آستانه انتخابات رياست جمهورى هفتم در سال ۷۶ و در حالى كه گمانه زنى ها مبنى بر آن بود كه رئيس جمهور آينده كسى جز على اكبر ناطق نورى نخواهد بود، محمدجواد لاريجانى و على اكبر ولايتى رقابتى را بر سر تصاحب وزارت خارجه دولت ناطق نورى با يكديگر آغاز كردند. رقابتى كه اگر چه بى فرجام بود اما پيش از پايان، با انتشار متن مذاكرات غيررسمى لاريجانى با نيك براون عملاً به حذف لاريجانى از عرصه رقابت منتهى شده بود. اكنون اما برادر محمدجواد لاريجانى، على، رقابتى جدى تر از آن رقابت را با ولايتى در پيش گرفته است. رقابتى كه در آن، جمعيت ايثارگران و آبادگران به پشتيبانى از على لاريجانى درميدان حاضر شده اند و هيأت مؤتلفه و گروه هاى سنتى تر نيز در دفاع از ولايتى به عرصه آمده اند. على لاريجانى اين چنين است كه در چند ماه گذشته با اتخاذ نظرياتى راديكاليستى سعى در همراه كردن بيشتر آبادگران وجمعيت ايثارگران باخود داشته است.او چندى پيشتر با انتقاد از خاتمى گفت كه: «رئيس جمهور تداركاتچى، صد برابر شرف دارد به رئيس جمهور بى عرضه.» تا بر اصولگرايى خود تأكيد كرده باشد. در جمع بسيجيان نيز كه حاضر شد تأكيد كرد كه مديران آينده اين كشور نه برآمده از احزاب كه برآمده از بسيج خواهند بود، چرا كه احزاب نتوانسته اند عملكرد خوبى در چند سال گذشته داشته باشند و نيروهاى مديريتى مناسبى براى نظام تربيت كنند. لاريجانى بدين ترتيب به آبادگران بسيجى و ايثارگر چراغ سبز نشان داده است چرا كه مى داند در عرصه انتخابات آينده اين آبادگران هستند كه همچون دو انتخابات پيشين نقشى تعيين كننده را عهده دار خواهند بود. اما با پايان جلسه جمعه گذشته شوراى هماهنگى انقلاب اسلامى، آبادگران در حالى به كميته منتخب اين شورا پيغام دادند كه حاضر به مصالحه و كنار رفتن على لاريجانى از عرصه انتخابات آينده نيستند كه برخى اخبار حاكى از آن است كه در اين جلسه شانس على اكبر ولايتى براى بيرون آمدن از سبد پنج نفره كانديداهاى اصولگرا و ارزشگرا بيشتر از على لاريجانى بوده است. مجادله و مباحثه در حالى در خصوص كانديداتورى لاريجانى و ولايتى ادامه دارد كه در روزهاى گذشته محسن رضايى نيز تأكيد كرده است كه تنها در صورتى در برابر نظر كميته منتخب شوراى هماهنگى انقلاب اسلامى تمكين خواهد كرد كه اين نظر آنها عادلانه باشد و در غير اين صورت حاضر به پذيرفتن نظر و رأى در آنها نخواهد شد.اما در حالى كه در جبهه راست- بحث بر سر انتخاب كانديداى برگزيده ادامه دارد، ناطق نورى در مقام رئيس كميته منتخب شوراى هماهنگى انقلاب اسلامى در نشست هفته گذشته اعضاى اين شورا گفته است كه اين جبهه كانديداى «صالح مقبول» را بر كانديداى «اصلح نامقبول» ترجيح مى دهد. او همچنين گفته است كه گروه هاى عضو شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى مطابق مصوبه اين شورا حق ندارند از هاشمى رفسنجانى براى حضور در عرصه انتخابات آينده دعوت به عمل آورند. بدين ترتيب گويى راست نشينان با طرح تاكتيك انتخاب «صالح مقبول» به جاى «اصلح نامقبول» به پيشواز حذف هاشمى رفسنجانى از عرصه انتخابات آينده رفته اند، امرى كه البته با مخالفت برخى گروه هاى عضو اين جبهه همچون جمعيت وفاداران انقلاب اسلامى همراه شده است. در حالى كه در روزهاى گذشته برخى منابع خبرى راست گرايان از تأكيد هاشمى رفسنجانى بر كانديداتورى ولايتى در انتخابات آينده تأكيد كردند تا هم شانس پيروزى ولايتى در برابر لاريجانى در بازى درون جناحى خود را افزايش دهند و هم نام هاشمى را از ميان كانديداهاى مطلع در انتخابات آينده پاك كنند اما هاشمى رفسنجانى نيز در پاسخ به خبرنگار روزنامه جمهورى اسلامى نه تنها خبر حمايت خود از يك كانديدا را تكذيب كرد كه آمدن خود به عرصه انتخابات را نيز منتفى ندانست. اما به هر حال اكنون در حالى كه رقابت اصلى در جناح راست ميان لاريجانى و ولايتى برقرار است، اخبار و گزارش ها حاكى از آن است كه در صورت به ميدان آمدن هاشمى رفسنجانى، اين دو وزير كابينه او از حضور در عرصه انتخابات كنار خواهند رفت.
هفته اى كه گذشت
جناح محافظه كار و تدارك انتخاباتى
هفته اى كه گذشت را بى شك بايد هفته تدارك انتخاباتى محافظه كاران ناميد.
نشست شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب در حالى برگزارشد كه جناح محافظه كار نتوانست كانديداى نهايى خود را معرفى كند اما با فراز و نشيب هاى زياد نشان داد كه جناح راست به اين مى انديشد كه حتى الامكان حماسه اى دوم خردادى ديگر اما اين بار براى خود برگزيند.
چهره هاى شاخصى چون «على اكبر ولايتى» با دردست داشتن ۱۶سال كرسى وزارت خارجه ايران در كارنامه خود و «على لاريجانى» انديشمند محافظه كار و برخوردار ازتئورى هاى سياسى برادر خود و رئيس سابق و پرسابقه سازمان صداوسيما درشت ترين مهره ها بودند. اما سه نفر ديگر نيز احتمال حضور را برخودمى ديدند كه دراين جلسه درباره آنها بحث شد.
«محموداحمدى نژاد» از دانشجويان پيرو خط امام و شهردار فعلى تهران، احمدتوكلى، نماينده فعلى مجلس و وزيركار كابينه ميرحسين موسوى درزمان تصدى نخست وزيرى دولت جمهورى اسلامى و «محسن رضايى» فرمانده پرسابقه سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و دبير فعلى مجمع تشخيص مصلحت نظام اين سه گزينه بودند. درحالى كه بحث و بررسى بر سر اين افراد ادامه داشت، خبر ديگرى درهمين هفته بارديگر پرسش ها را روانه اردوى محافظه كاران كرد. حضور احتمالى مهدى كروبى، حسن روحانى و هاشمى رفسنجانى بارديگر اين مسأله را مطرح كرد كه درنهايت چه كسى و با چه معيارى قرار است انديشه سياسى دولت بعدى را به عهده بگيرد؟ اينها همه درحالى است كه جناح چپ و موسوم به اصلاح طلب فعلاً سكوت گزيده و سعى مى كند هرچند يكبار بابحث انحرافى كانديداتورى مصطفى معين نشان دهد كه زنده است. مجمع روحانيون مبارز درحالى صحبت از دبيركل خود مهدى كروبى را درانتخابات مطرح كرده كه در دور قبلى انتخابات با معرفى سيدمحمدخاتمى شور ديگرى به صحنه انتخابات رياست جمهورى ايران داده بود اما خود آنها هم مى دانند كه ديگر چنين اتفاقى رخ نخواهدداد و آنها درحال حاضر كانديدايى ندارند كه بتواند آن شور را برگرداند و اگر هم داشته باشند، كانديداى آنها حاضر به حضور درانتخابات نيست و درحال حاضر بهترين انتخاب همان دبيركل است. اما مرد پرقدرت حوزه سياست ايران كه هشت سال دوران سازندگى را به خود اختصاص داده كه هنوز تصميم قطعى خود را براى حضور درانتخابات اعلام نكرده است.
اكبر هاشمى رفسنجانى هرآنچه از نقش قدرت باشد در دست داشته و دارد اما حضور درانتخابات براى فرصتى است تا آن چهره اى كه درجريان انتخابات مجلس ششم اصلاح طلبان مخدوش كردند، دوباره ترميم شود.
ضمن اين كه رفسنجانى آنقدر قدرتمند و پرسابقه است كه كمتر كانديدايى مى تواند با او رقابت كند و حضور او درانتخابات عرصه را بر رقبا كمى بيش از حد تنگ خواهدكرد. به نظرمى رسد هاشمى رفسنجانى درحالى به بحث انتخابات مى نگرد كه گويى دارد صحنه زورآزمايى را موردبررسى قرارمى دهد. به هرحال او كسى نيست كه گوشه اى بنشيند و كارى به قضايا نداشته باشد. او با زيركى، آوردگاه انتخابات رياست جمهورى را ازنظر مى گذراند.
على اكبر ناطق نورى رئيس مجلس پنجم و رقيب خاتمى هفته گذشته خبرداده بود كه هيچيك از اعضاى شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى نمى توانند از هاشمى رفسنجانى براى حضور درانتخابات دعوت به عمل آورند و باز تأكيدداشت كه او كانديداى جناح راست نخواهدبود وهاشمى رفسنجانى با زيركى جواب گفته بود كه: «منتظرم ببينم آيا فردى كه قدرت اداره كشور را داشته باشد به صحنه انتخابات خواهدآمد يا نه و طبعاً اگر چنين اتفاقى نيفتد، وظيفه خود مى دانم كه به صحنه بيايم.»
درعين حال از اردوى كارگزاران نيز خبرمى رسد كه جناح اصلاح طلب با كارگزاران بر سر حضور رفسنجانى به توافق نخواهدرسيد. اما حسن روحانى كه با داشتن دكترى و دركسوت روحانيت درحال حاضر مطرح ترين ديپلمات ايران نيز هست و مسؤوليت پرونده هسته اى ايران را نيز به عهده دارد، از جمله كانديداهاى احتمالى است. هرچند اين احتمال ضعيف است اما نمى توان آن را به طور كلى ردكرد. حسن روحانى هنوز پتانسيل اين را دارد كه راست و چپ بر سر او به توافق برسند هرچند او از چندماه پيش ازاين زمزمه هايى را با گفت وگوهاى خود درباره رياست جمهورى سرداده بود. او يك بار درگفت وگوى مفصل خود باروزنامه همشهرى به ديدگاههاى خود درباره مردمدارى و رياست حكومت اشاره كرده بود و يك بار درمراسم و گردهمايى حزب اعتدال و توسعه به طور دقيق تر و ظريف تر اين نكته را بازكرده بود.
به نظرمى رسد او نيز خود را درحالى به صحنه انتخابات برساند كه خبرى ازحضور هاشمى رفسنجانى نباشد. هرچند اگر قرار باشد روحانى بيايد، هاشمى آسوده خاطر خواهدبود.
اما ناطق نورى، همو كه اصطلاح «اصلح» را وارد ادبيات سياسى انتخابات ايران كرد، بارديگر براين موضوع تأكيدداشت كه «صالح مقبول» بايدپيداشود.
او بر اين باور است كه فرد صالح مقبول بايد به چهار اصل كلى و ضرورى «اسلام، انقلاب، امام و رهبرى» پايبندباشد. او دوباره جنگ ادبى را اينگونه آغازكرده كه: «صالح مقبول بهتر از اصلح نامقبول» است كه نسبت به هشت سال گذشته تغيير عمده اى درآن وجوددارد. آن زمان ناطق تأكيدداشت كه فقط اصلح حضور داشته باشد ولى حالا او به بعد ديگرى پرداخته و آن مقبوليت است. همان مزه تلخى كه خود او درانتخابات رياست جمهورى ۷۶ چشيد وبى خود نبود كه چندى پيش گفته بود تا روز قيامت كانديدا نخواهدشد.
اما ازسوى ديگر ما نورسيدگان آبادگران را نيز داريم. آنها كه باحضور درانتخابات شوراها خود را مطرح كردند و با فتح مجلس هفتم خود را تثبيت كردند. به همان دليل است كه رئيس مجلس هفتم گفته بود كه مجلس، دولت همسو مى خواهد پس طبيعى است كه آنان هم برنامه اى براى انتخابات داشته باشند. بايد منتظر ماند و ديد چقدر رايزنى و گفت وگو ميان جناح محافظه كار نتيجه بخش خواهدبود.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   سينما   |   گزارش   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ويژه ۱   | 
|   ويژه ۲   |   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ورزشى   |   اوقات شرعى   |   گوناگون   |   ارتباطات   | 
|   ضميمه ۱   |   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |