گروه شهرستانها ـ مهدى يساولى: بزودى مركز پژوهشى تنگه بلاغى براى مطالعه و بررسى آثار و محوطه هاى باستانى اين منطقه كه با آبگيرى سد سيوند، زير آب خواهند رفت، تأسيس مى شود. اين تلاشها براى مطالعه آثار يادشده در حالى انجام مى شود كه نگرانى ها درباره تهديد ميراث فرهنگى و تاريخى ايران در محوطه نخستين پايتخت هخامنشيان، ابعاد جهانى يافته و سازمان يونسكو را به واكنش در اين زمينه واداشته است.
«ايرنا» به نقل از روزنامه انگليسى «گاردين» اعلام كرد كه ساخت سد سيوند، ميراث فرهنگى و تاريخى ايران را تهديد مى كند. در اين گزارش آمده: «بنابر اعلام يونسكو بيش از ۱۰۰ محل از مهمترين محل هاى باستان شناسى شامل مناطق حاشيه اى پاسارگاد، شهرى كه به دست كوروش ساخته شد، در دو سال آينده، زير آب خواهد رفت.» يونسكو از محققان بين المللى خواسته تا هر آنچه مى توانند آثار باستانى اين مناطق را ثبت كنند، زيرا احداث سد سيوند موجب خواهد شد كه دره تنگ بلاغى را آب بپوشاند و در نتيجه جاده باستانى پرسپوليس به پاسارگاد از بين رود.
به گزارش «گاردين» ، اين سد به مدت ۱۰سال طراحى شده و هدف از احداث آن فراهم كردن آب لازم براى كشاورزان منطقه است. سرعت ساخت اين سد و وسعت محل هايى كه زير آب خواهد رفت يونسكو و محققان را شگفت زده كرده است.
\ جاده شاهى پاسارگاد به تخت جمشيد و شوش زير آب مى رود؟
تنگه بلاغى در ۱۸كيلومترى بخشى از منطقه باستانى پاسارگاد ، نخستين پايتخت هخامنشيان است كه آثار استقرارى گوناگون از دوره هاى باستانى و تاريخى و اسلامى را در خود جاى داده است. اين تنگه در ۴كيلومترى محوطه جهانى پاسارگاد قرار گرفته و به اعتقاد كارشناسان تاريخى و باستان شناسى، محل عبور راه شاهى مهمترين مسير باستانى كشور بوده و پاسارگاد را به تخت جمشيد و شوش متصل مى كرده است.
سرپرست داخلى تخت جمشيد در اين باره به «ايران» گفت: «براساس مطالعات اوليه اى كه انجام گرفته بيش از ۱۰۰ اثر در منطقه وجود دارد كه از ۲۵۰۰سال پيش تا دوره هاى متأخر اسلامى را دربرمى گيرد.»
«مازيار كاظمى» افزود: «برآوردهاى ما اين است كه اطلاعات به دست آمده از اين آثار، يافته هاى جديد و جالبى در اختيار باستان شناسان خواهدگذاشت. زيرا رويكرد آنها شيوه و آداب زندگى مردم در منطقه است و اين حوزه اى است كه اطلاعات كمى درباره آن وجود دارد. بيشتر يافته هاى تاريخى و باستان شناختى از امپراتورى هخامنشيان درباره شيوه حكومت گرى آنان است و از زندگى اجتماعى مردم سخنى نرفته است.»
به گفته وى، اكنون نمى توان به طور دقيق مشخص كرد كه چه آثارى در منطقه وجود دارد زيرا بيشتر آثار، تحت الارضى بوده و تنها شواهدى از آنها روى زمين مشاهده شده است.
«كاظمى» درباره اقدامات انجام شده براى مطالعه اين آثار خاطرنشان كرد: «تاكنون يك فراخوان بين المللى داده ايم كه گروههاى بين المللى باستان شناسى براى همكارى با پروژه نجات بخشى آثار تنگه بلاغى و بررسى منطقه به كمك ما بيايند.
درآن زمان اطمينان داشتيم كه وجود محوطه هاى متعدد متعلق به دوره هاى پيش از ميلاد، دوران تاريخى و اسلامى، جاذبه فراوانى براى باستان شناسان بزرگ دنيا خواهدداشت و از اين طريق مى توانيم روند پروژه را سرعت بخشيم.
پس ازانجام اين فراخوان كه درقالب مكاتبه با دانشگاهها و مراكز پژوهشى معتبر صورت پذيرفت، چندين كارشناس و باستان شناس خارجى به ايران آمدند و دركنار باستان شناسان داخلى، فعاليتى را شروع كردند.
اكنون نيز تعدادى ديگر ازمتخصصان خارجى درحال اعزام به ايران هستند.» .
وى تصريح كرد: «باتوجه به ابعاد ملى و جهانى اين پروژه و حساسيت هايى كه سازمان ها و دوستداران ملى و بين المللى ميراث فرهنگى كشور به اين مسأله نشان داده اند، قرارشده يك مركز ويژه پژوهشى تنگه بلاغى تشكيل شود تا به گونه سازمان يافته عمليات ادامه يابد.» .
سرپرست داخلى تخت جمشيد با تأكيد بر فرصت يك سال و نيمى براى انجام مطالعات و عمليات نجات بخشى آثار، افزود: چنانچه دراين مدت بتوانيم اطلاعات موردنياز را برداشت كنيم، بخش عمده اى از كار انجام شده است.
البته بخشى از آثار قابل انتقال نيستند و تنها با مطالعه آنها مى توانيم بر يافته هاى تاريخى و باستان شناختى خويش درباره چگونگى زندگى و استقرار موقت مردمان منطقه در هزاره هاى پيش بيفزاييم.
به عنوان نمونه، برخى از آثار شامل پى ساختمان يا كوره سنگ چين شده هستند كه آثار مطالعاتى به شمار آمده و امكان دارد داراى ارزش خاصى نباشند.
\ سدكارون ۳تجربه اى براى جلوگيرى از سهل انگارى ها
ماه گذشته، پس از حدود يك سال هشدارهاى دوستداران ميراث فرهنگى، با آبگيرى سدكارون۳ درمنطقه خوزستان، تعداد زيادى از آثار و يادگارهاى كوچ نشينى و استقرار در دوره عيلامى به زير آب رفت و سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى هنگامى وارد عرصه شد كه فرصت كافى براى نجات آثار يادشده ازدست رفته بود و اكنون افسوس فرصت يكساله اى برجاى مانده كه متوليان ميراث فرهنگى كشور براى نجات بخشى از تاريخ و پيشينه ايران از دست دادند.
اكنون به نظرمى رسد سدكارون ۳ تجربه خوبى به دست داده است. بخشى ازمحوطه نخستين پايتخت امپراتورى هخامنشيان درآستانه غرق شدن است و اين درحالى است كه اقدامات انجام شده از سرعت و گستره مناسبى برخوردار نيست. همچنان، مشكلات ادارى و مالى مهمترين دستاويزهاى تعلل متوليان به شمارمى آيند.
اما تفاوت سد سيوند با سد كارون۳ آن است كه ديگر جاى هيچ بهانه اى براى توجيه سهل انگارى ها وجودندارد و نبايد اجازه داد يادگارهاى هخامنشيان همچون آثار عيلامى در تفكرات اشتباه غرق شود.