يكشنبه ۶ دى ۱۳۸۳ - ۱۳ ذيقعده ۱۴۲۵
Sun, Dec 26, 2004
گزارش
۳۰۱۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
جوابيه
جوابيه
به توصيه هاى جهانى عمل مى كنيم
به دنبال درج گزارشى از علل تأخير پرواز هواپيماها، شركت حمل ونقل هوايى ايران نفت جوابيه اى ارسال كرده است كه همراه با توضيح «ايران» در پى مى آيد.
در گزارشى تحت عنوان (يك ساعت تأخير در ۱۵ درصد پروازها) نگارنده محترم اشارات چندى هر چند ناكافى به علل و چگونگى تأخيرات به وجود آمده در پروازهاى شركتهاى هواپيمايى نموده است كه پاره اى موارد فاقد محمل تخصصى و كارشناسى بوده و نيز در ستون «تمام شركتهاى هواپيمايى» نام شركت «نفت اير» عنوان گرديده كه اشكالاتى به شرح ذيل داشته است، لذا خواهشمند است دستور فرماييد برابر قانون مطبوعات نسبت به درج جوابيه اقدام نمايند.
۱ـ نام صحيح شركت (شركت حمل ونقل هوايى ايران) مى باشد كه داراى سابقه تاريخى تقريباً ۶۵ ساله بوده است كه تحت نامهاى مختلف فعاليت مى نموده، بالمآل مى توان اذعان نمود صنعت نفت در ايران پيشگام در صنعت هوانوردى مى باشد.
۲ ـ اين شركت در حال حاضر داراى ۲ فروند هواپيماى فوكر ۵۰ با ظرفيت ۴۵ نفر مسافر و يك فروند هواپيماى توئين آتر (To) با ظرفيت ۱۹ نفر مى باشد كه كليه فعاليت شركت در راستاى جابه جايى كاركنان زحمتكش صنايع نفت، گاز و پتروشيمى در مناطق نفت خيز مى باشد.
۳ ـ اشاره نگارنده محترم كه تعداد ۱۶۲ پرواز؟! در سال ۱۳۸۳ انجام گرديده كاملاً مغاير با واقعيات بوده، كما اينكه تعداد ۲۱۹۳ مورد نشست و برخاست توسط هواپيماهاى مذكور از اول فروردين لغايت آبان ۸۳ انجام كه جابه جايى ۷۰۶۳۸ نفر مسافر را با ضريب اشغال ۷۲% در برمى گيرد. بديهى است ۲۸% ظرفيت خالى نيز به سبب بالا بودن درجه حرارت مناطق نفت خيز در فصل تابستان در مناطقى مانند خارك، سيرى، لاوان و ... مى باشد كه افت توان وزنى هواپيما را هنگام برخاستن خصوصاً در باندهاى پروازى كوتاه و محدود موجب مى گردد.
۴ ـ تأخيرات پروازهاى اين شركت برابر مستندات موجود درصد بسيار كم و معقول و منطقى كه با لحاظ نمودن عوامل سلامت و ايمنى پرواز، نظم و رعايت اصول مهم هوانوردى حادث گرديده است. (مستندات مربوطه در سازمان هواپيمايى كشورى و در اين شركت موجود است).
۵ ـ توضيح آنكه بحث و بررسى تأخيرات مى بايد بسيار كارشناسانه مطرح و از همه جوانب تجزيه و تحليل گردد، اينكه بيش از ۲۶ عامل اصلى تأخير يك پرواز كه در مستندات بين المللى طبقه بندى گرديده لازم است مورد مداقه واقع گردد. براى مثال DRM (TECHNICAL CASE) كه در تأخيرات معرف تأخير به سبب اشكالات فنى مى باشد و برخى تأخيرات مانند DRMT (WEATHER) به سبب مسائل قهريه مانند اغتشاشات خطرناك نيوار (جو) در مسير پرواز يا مقصد، DRO (AIR TRAFFIC CONTROL) تراكم ترافيك هوايى در مسير، مسائل امنيتى DRI (SECURITY) و بسيارى مسائل ديگر كه به زبان ساده و غيرفنى توصيه هاى جهانى براى محدوديتهاى انجام و تأخيرات پرواز مى باشد.
۶ ـ در موارد اقتصادى نيز بحث قيمتهاى پايه كه مورد ذكر نويسنده قرار گرفته مدتى است مطرح اما به سبب كمبود ناوگان و دوران پانزده ساله فترت در مورد تهيه هواپيماى مناسب به دليل تحريم و در كنار آن تقاضاى روزافزون بازار به دلايل توسعه هاى اقتصادى، صنعتى و ... كه عملاً عرضه صندلى پروازى از گردونه رقابت خارج مى باشد.
ضمناً اين شركت آمادگى لازم و ضرورى جهت ارائه توضيحات بيشتر را دارد.
توضيح ايران
۱ ـ در مقدمه گزارش آمده است: «پاره اى موارد فاقد محمل تخصصى و كارشناسى» است. با توجه به اينكه مطالب گردآورى شده در اين گزارش برگرفته از مصاحبه اختصاصى روزنامه ايران و اينجانب با دو تن از رؤساى شركتهاى معتبر هواپيمايى از جمله هواپيمايى آسمان و ايران اير و ايران ايرتور است و اگر شركت مذكور نظرات افراد يادشده را فاقد محمل تخصصى و كارشناسى مى داند مشكل از جاى ديگرى است.
۲ ـ گفته شده رقم ۱۶۲ پرواز در سال۱۳۸۳ اشتباه و «كاملاً مغاير با واقعيات بوده» لازم به توضيح است كه رقم فوق و ميزان تأخيرات آن براساس اطلاعاتى است كه سازمان هواپيمايى كشور اعلام كرده و دوستان ما مى توانند با مراجعه به پايگاه اطلاع رسانى سازمان هواپيمايى كشورى (www. Cao. Ir) به مرور ارقام مذكور بپردازند و اينكه تعداد پروازهاى آنها رقمى غير از اين بوده نيز ارتباطى با روزنامه ايران پيدا نمى كند.
ستايش و سرزنش ثروتمندان
195282.jpg
مهرى حقانى
چندى پيش خانواده بيل گيتس، ثروتمندترين مرد جهان در خانه ۵۵۰۰مترى خود ميزبان يك ميهمانى باشكوه بود، يك مهمانى به رسم وشكل ثروتمندان، اما كارتهاى دعوت به شرط و قاعده اى متفاوت درآمده بود؛ هر يك از مدعوين بايستى در مقابل آن و پذيرايى شاهانه، يك ميليون دلار به دانشگاه دوك اهدا مى كرد؛. دانشگاهى كه زمانى، همسر گيتس در آن دانشجو بوده و اينك قصد دارد ظرف ۷سال براى اجراى طرحهاى تحقيقاتى خود ۱‎/۵ميليارددلار پول جمع آورى كند.
بدين ترتيب، مفهوم ثروت و ثروتمندان در نظامهاى متفاوت اقتصادى، نمايش هاى متفاوتى دارد. در اقتصاد باز و فرهنگ كار آوث دلب اقتصادى، همچنان كه دچار مطلق نگرى نيست و با هدايت و ارزيابى سالم، امكان استفاده از مكانيزم هاى كسب ثروت را در اختيار استعدادها و توانايى هاى مختلف مى گذارد، بدون هيچ گونه تظاهر يا پنهانكارى يا ظن ننگ و اتهام نيز، هر ساله ليست بلندبالايى از ثروتمندان در نشريات شاخصى چون فورس به نمايش مى گذارد. چنين نگاه و پس زمينه اى نسبت به ثروت، برآمده از قرنها انديشه فلسفى ثروت است. حال يا بار ايدئولوژيك آن كسب ثروت به صورت آرمان جامعه دينى يهود است يا انديشه آبادى زمين خدا در آرمان كالونيست هاى مسيحى و يا تحقق انديشه شرقى فردگرايى در مغرب زمين است. تا اينكه امروز ثروت و سرمايه اندوزى، نه تنها مذموم نيست بلكه از سيكل كور و پست دلال پرورى و ميراث خوارى و فرهنگ نازل چرتكه اندازى در نظامهاى رانتى، دولتى و تك محصولى به نوعى اهرم توليدى، نهادساز، خيريه و بنيادى و در يك كلام در شادابى كل اقتصاد جامعه بازتاب مى يابد.
چند ثروتمند را مى شناسيد؟ آيا ثروتمندان محبوبند؟ نگاه عموم به ثروتمندان چگونه است؟ آيا بايد آنها توانگران بخشنده اى باشند يا كارآفرين و سازنده و يا بر چنين افرادى حكم ملامت جارى است؟ تفاوت يك ثروتمند در يك جامعه بسته و توتاليتر با يك جامعه مدرن وپيشرفته، تفاوت ثروتمند حجره اى و تلفنى با ثروتمندى كه در حلقه مشاوران و بازارهاى اطلاعاتى متعدد قرار دارد و يا حتى ثروتمند لاييك و دينى چيست؟
اين مفهوم گسترده را دكتر غنى نژاد چنين تعريف مى كند: در انديشه مدرن اقتصادى، ثروت منشأ بركت براى جامعه است. يعنى توليدكننده فردى است كه براى افزايش ثروت توليد مى كند، چيزى كه در نهايت، منشأ بركت براى همه جامعه است. در اين جامعه، ثروتمندان و سرمايه گذاران به صورت يك ارزش مثبت تلقى مى شوند. داشتن ملك و كارخانه تنها منفى نيست بلكه به صورت مثبت يك عامل خوشبختى براى كل جامعه است. اين ناشى از تحول كشورهاى صنعتى است وگرنه قبلاً آنها هم انديشه منفى نسبت به ثروت داشتند. ثروت از ۴۰۰سال پيش به صورت منشأ غيرعمومى درآمد اما اين مفهوم در كشورهاى در حال توسعه هنوز هضم نشده ولى تصور عمومى اين است كه صاحبان ثروت كسانى هستند كه به ديگران ظلم كرده اند يا حقى را پايمال نموده اند. اين يعنى يك ارزش مثبت ولى ما نوعى ديد متضاد داريم: «اينكه در جايى كه ثروت هست حتماً جاى ديگر استعمارى رخ داده.» اين در حالى است كه در انديشه مدرن، ثروتمند شدن در تضاد با چيز ديگرى نبوده. نفع خصوصى به زيان نفع عمومى تمام نشده، بلكه نوعى همسويى به وجود آمده. اين پارادايم اقتصاد مدرن است كه نوعى همسويى منافع عمومى در آن وجود دارد كه كل جامعه باز براساس آن به وجود آمده.
در حقيقت، اين ساختار اقتصادى و مجموعه عوامل شكل دهنده روابطند كه راههاى كسب و افزايش ثروت وجهت گيرى مناسب در مورد آن را تعيين مى كنند. درست نقطه مقابل چنين برداشتى همان چيزى است كه دكتر روستا، استاد دانشگاه مى گويد: «در جوامعى كه مشكلات ساختارى و رفتارى حاكم باشد، بسيارى از پديده ها از جمله كسب ثروت و افزايش ثروت، نگرانى و عوامل مخربى را دامن مى زند. برخورد بسيارى از افراد با ثروت و ثروتمند يك برخورد تعميم داده شده نسبت به ثروتهاى منفى است. يعنى هر فردى كه نوعى ثروتمند قلمداد مى شود بدون توجه به اينكه تحت چه شرايط و چه مسيرى ثروتمند شده، موردنقد قرارمى گيرد.
اقتصاد سياسى ثروت؛ همه يا هيچ
اما پيش از هرچيز ديگر، برداشتهاى متفاوت از ثروت به اقتصادسياسى برمى گردد. اينكه درجوامع عقب مانده دولتها هيچگاه براى ثروت مردم، ارزش يا حقى قائل نبوده اند.
همين است كه هرگاه فردى مورد غضب حكومتها قرارمى گرفته، نخست دارايى و اموال او ضبط مى شده، بنابراين، امنيت دارايى ها، نيز شكل نگرفته. افراد هميشه يا يك ثروت پنهان داشته اند يا اينكه دارايى خود را به خارج منتقل كرده اند. عدم ثبات و تغيير مداوم حكومتها و درپى آن به هم ريختگى كليه اركان جامعه همان چيزى است كه رفتارهايى چون مصادره دارايى ها و املاك افراد حقيقى را دربرداشته. از سوى ديگر، ثروت يك مفهوم كاملاً ايدئولوژيك نيز دارد. ثروت، درجوامع سنتى و ايدئولوژيك مذموم و غيرقدسى تلقى مى شده، حتى گاه فقر پسنديده تلقى شده كه همه به روحيه دنيا گريزى و صوفيگرى برمى گردد. اين درحالى است كه در تلفيق اين ۲عامل به نوعى حالت تبعيض آميز و كاذب نيز درمشاهده رفتارهاى دوگانه صاحب منصبان و عموم مردم منجرمى شده، اقتصاد سياسى معاصر كشور ما تجربه هاى ديگرى نيز داشته چنانكه دكتر غنى نژاد مى گويد: «در جامعه ما بعد از فروپاشى سيستم زمين دارى، عمدتاً ثروتمندان با ارتباط با سيستم دولتى ثروتمند مى شدند. ارتباط بين اين اقتصاد دولتى و منفذهاى وجود رانت، منشأ افزايش ثروت افراد مى شده. چه در دولتى چه بخش خصوصى. اين نوع ثروتمندشدن هم از نظر مردم مشروعيتى نداشته چون در ارتباط با دستگاه ديوانسالارى و نه ناشى از توان اين افراد فراهم مى شده. طبقه ثروتمند، به طور عموم در ارتباط با قدرت دولت و ديوانسالارى دولت شناخته مى شدند. بنابراين چنين ثروتى منشأ خير و بركت هم براى جامعه هم نبوده.»
طبقه جديد
اين درحالى است كه به ويژه در سالهاى اخير، ثروت يا نماد آن پول، محور تعاملات حاكم در رفتارهاى اجتماعى، اقتصادى و سياسى بوده نفس چنين هدفى مى تواند به شگون پيشرفت و بالندگى تعبير شود. اما حقيقت موجود از پارادايم هاى ديگرى خبرمى دهد. ثروت براى طبقه سنى جوانتر و آماده براى ورود به بازاركار، مفهوم يك سوداى خام را دارد. قشرى كه تمام قواعد و شرايط كسب ثروت را يا نياموخته يا با ولع تمام پس مى زند، نه به كسب تحصيل اعتقادى دارد و نه از مكانيزم هاى يك اقتصاد سالم و پويا مطلع و بهره مند است. عده اى كه در فرهنگ شفاهى و عوام به طبقه بچه پولدارها يا همان ميراث خواران پدرانشان شناخته مى شوند همان راه قبلى را ادامه مى دهند. كارآفرينى و تخصص در پايين ترين مرتبه ها ديده مى شود و فرهنگ اقتصادى مترقى نيز وجودندارد. خشم و حسرت مانده جمعيت نيز در جامعه اى كه پول و ميزان بهره مندى، تعيين كننده ديگر شاخص هاى زندگى است راه ورود به انواع فعاليتهاى غيرقانونى، مشاغل سياه و ... را تسهيل مى كند.
برهمين مفهوم دكتر غنى نژاد مى افزايد: «ولى اينكه به هروسيله ممكن فعاليتهاى اقتصادى تنظيم شود، يك جامعه ضدارزش به وجودمى آيد كه درآن افراد هيچ نگرانى و دغدغه اى نسبت به ارزشها و اصول ندارند و اين خيلى بد است، چون هدف مشروع است ولى مهم انتخاب وسيله است. البته افراد هم بى تقصير نيستند. ما نمى توانيم آنها را توجيه كنيم، چون با مسائل پيچيده تاريخى و اجتماعى روبه روييم كه اقتصاد دولتى و يك شبه ره صدساله رفتن، مدل نادرستى براى جوانها به وجود آورده، چيزى كه نبايد به صورت ارزش براى جوانها قلمداد شود. »
فرهنگ نوكيسگى
اما اين، تمام ماجرانيست. نوع رفتار اقتصادى و كسب درآمد، نوعى الگوى رفتارى و ارزشى نيز درجامعه به وجود مى آورد. اگر پيش از اين، تقسيم بندى طبقات به اشراف، طبقه متوسط و فقرا منتهى مى شد، هم اكنون با نوعى آشفتگى درچنين تعاريفى نيز روبه روييم. ظهور رو به افزايش طبقه نوكيسه و دلال، جهش بزرگ يك طبقه اقتصادى همزمان، وقايع پس ازانقلاب و جنگ و درپى آن رفتار شناسى اين طبقات و به هم خوردن الگوهاى همزيستى فرهنگى در شهرها بوده است. دكتر احمد روستا مى افزايد: «جامعه ما متأسفانه شاهد فروپاشى بسيارى از ارزشها بوده است و درنتيجه گروههايى از اين موقعيت، نهايت استفاده را برده و كوشيده اند تا با بهره مندى ازانواع شيوه هاى غيراخلاقى و فقط براى پاسخگويى به اميال و آمال مادى خويش هرچيز را ارزشمند دانسته و بسيارى از رفتارهاى ناشايست و غيراخلاقى را دنبال نمايند. نقش قانون و قانونمندى و مديران ارشد در همه سطوح و به ويژه مربيان، اساتيد، الگوها و خانواده در چگونگى ايجاد و يا جلوگيرى از اينگونه شرايط بسيار حائز اهميت است.» امروزه پديده هايى مانند رشوه، قاچاق، رانت، رابطه بازى و كليه عواملى كه بيانگر بى توجهى به شايسته سالارى است باعث شده اند تا هر روز شاهد به وجود آمدن طبقه جديدى از ثروتمندان در جامعه باشيم. اينگونه ثروتها و ثروتمندان به دليل ماهيت و طبيعتى كه دارند، الگوهاى رفتارى و مصرفى كاملاً جديدى را مطرح ساخته اند كه در آن عوامل مخرب و منفى براى جامعه فراوان است. چشم و هم چشمى ها، ريخت و پاش ها و سطحى نگرى ها در امور مختلف زندگى اما آنچه جامعه را در سطح كلان نگران مى كند آثار بلندمدت اينگونه ثروتها و رفتار مخرب ثروتمندان نسل جديد است. البته نمى توان هرگونه ثروتى را به دليل وجود اينگونه شرايط محكوم كرد، به همين دليل برخى ثروتمندان كه ثروت خود را از مديريت درست و كارآفرينى در مسير سالم به دست آورده اند، منزوى شده و يا ثروت خود را در محيط هايى كه هنوز منطق و ارزش سرمايه گذارى دارد، به كار مى گيرند. فرار سرمايه ها به خارج از كشور، انزواى ثروتمندان واقعى و بى ميلى نسبت به سرمايه گذارى در جامعه، علايم نوعى بى توجهى به اصول و ارزشهاى اخلاقى در اقتصاد است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |