دوشنبه ۷ دى ۱۳۸۳ - ۱۴ ذيقعده ۱۴۲۵
Mon, Dec 27, 2004
گزارش
۳۰۱۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
آرشيو
امروز از پدرعلوم ارتباطات ايران
تجليل مى شود
• دكتر كاظم معتمدنژاد ازارائه طرح
شوراى عالى رسانه ها به
رئيس جمهورى خبر داد
به انگيزه تجليل از دكتر كاظم معتمدنژاد، استاد علوم ارتباطات
امروز از پدرعلوم ارتباطات ايران
تجليل مى شود
سلسله جنبان روزنامه نگارى
• دكتر كاظم معتمدنژاد ازارائه طرح
شوراى عالى رسانه ها به
رئيس جمهورى خبر داد
• سعيد پورزند
195402.jpg
• وقتى صحبت از علوم ارتباطات به ميان مى آيديك نام بيش از همه جلوه مى كند و آن كسى نيست جز دكتر كاظم معتمد نژاد كه به پدر علم ارتباطات شهره است. فردى كه حق بزرگى به گردن علم ارتباطات دركشور دارد و قرار است همزمان با اعلام موجوديت دانشكده علوم ارتباطات در روز هفتم ديماه مراسم تجليل از وى نيز برگزار شود
• معتمد نژاد: مدت ۴۰ سال است كه تدريس مى كنم قاعدتاً حدود ۲۰۰۰ دانشجوى فارغ التحصيل در دوره ليسانس، حداقل ۶۰ - ۵۰ نفر در دوره فوق ليسانس و حدود ۲۰ نفر در دوره دكترا در فرانسه و ايران داشته ام
• ما از نظر آموزش در مقايسه با تركيه، مصر و هند عقب افتاديم ولى از بسيارى كشورهاى ديگر جلو هستيم. اميدواريم با تأسيس مجدد دانشكده علوم ارتباطات اين مسأله جبران شود. البته در زمينه پژوهش بخاطر تأسيس دوره هاى فوق ليسانس و دكترا در سالهاى اخير موفقيتهاى خوبى داشتيم بطورى كه به مناسبت برگزارى ۳ سمينار مربوط به جامعه اطلاعاتى ۱۰۰ مقاله طى ۳ سال اخير عرضه كرديم
• دكتر بديعى: اگر دكتر معتمدنژاد هم مثل خيلى از افراد ديگر از كشور رفته بودند وضع روزنامه نگارى و روابط عمومى به اين صورت نبود. در واقع وجود ايشان باعث حفظ و گسترش آنها شده و از وضعيتى كه در سال ۵۹ براى دانشكده پيش آمد و منجربه انحلال و ادغام آن در مجتمع دانشگاهى ادبيات و علوم انسانى و سپس دانشگاه علامه طباطبايى شد، به صورت فعلى درآيد

پشت ميزى نشسته و دانشجويان دوره دكترا را در اطراف خود در طبقه سوم دانشكده علوم اجتماعى مى بيند. پس از ۷۰ سال گذر عمر هنوز هم با چهره خستگى نامأنوس است و ميل و اشتياق در آموزش بيشتر و انتقال دانش به دانشجويان را به وضوح مى توان در خطوط چهره اش يافت.
دكتر كاظم معتمدنژاد پدر علوم ارتباطات ايران كه خدمات بى شمارى به اين مرز و بوم و جوانانش ارائه كرده، اينك لبخند رضايتى برلب دارد تا پس از ۲۰ سال بار ديگر شاهد نصب تابلوى دانشكده علوم ارتباطات باشد. كارى بس مهم و بزرگ كه جز در سايه تلاش و بردبارى و سختكوشى وى و همكارانش ميسر نبود و طبيعتاً بدون پيگيرى آنان به بار نمى نشست. روز هفتم دى، روزى است كه بار ديگر دانشكده علوم ارتباطات اعلام وجود خواهد كرد و پس از سال ها فراموشى در غبار زمانه، جلايى دوباره خواهد يافت. به اين مناسبت و مراسم تجليل از ايشان گفت وگويى با دكتر معتمدنژاد انجام داديم كه در پى مى آيد.

* در اوايل انقلاب و سالى كه دانشكده علوم ارتباطات تعطيل شد، ديدگاه ها نسبت به اين رشته چگونه بود و تحت چه شرايطى انحلال دانشكده در دستور كار قرار گرفت؟
- در سال ۱۳۵۹ تمام دانشگاه ها بسته شد. در آن زمان كه دانشكده تعطيل شد كلاس هايى را براى خبرگزارى (ايرنا)، همكاران وزارت ارشاد و روزنامه كيهان برگزار كرديم. يكى از عللى كه باعث تعطيلى دانشكده شد، اين بود كه مى گفتند بعضى از اين رشته ها، رشته هاى آمريكايى هستند. حتى نامه اى از ستاد انقلاب فرهنگى خطاب به مرحوم دكتر نطقى مدير قبلى دانشكده، ارسال شد مبنى بر اينكه رشته روابط عمومى آمريكايى است و مركز ما بدان نياز ندارد. اين امر به كار ما كه مى خواستيم براى آينده برنامه هاى جديد تصويب كنيم لطمه زد.
* در آن هنگام چه برنامه هايى را براى آينده درنظر گرفته بوديد؟
- آن موقع عمداً دوره فوق ليسانس را داير نكرده بوديم و مى گفتيم هنوز آمادگى نداريم و آن را براى سال هاى بعد بگذاريم.
در برنامه هاى خود چند گرايش از جمله روزنامه نگارى را براى خبرگزارى جداگانه پيش بينى كرده بوديم و همينطور خبرنگارى براى راديو و تلويزيون را. ما قصد داشتيم روزنامه نگارى، روابط عمومى و تبليغات را تقويت كنيم و در زمينه هاى بين المللى تعاريفى ارائه كنيم، اما در ستاد انقلاب فرهنگى به ما گفتند بايد مطالعه شود كه ممكن است اين كار سال ها طول بكشد و اساساً بايد ديد اين رشته مى تواند باشد يا نباشد؟ و حالا چون چنين است شما فعلاً بپذيريد يك گرايش كاربردى به نام ارتباطات اجتماعى در ۳۷ واحد درسى در داخل رشته علوم اجتماعى تشكيل شود، تا بعد ببينيم چه مى شود، يا تعطيل يا گرايش؟
ما هم گفتيم همان گرايش را به ما بدهيد. به اين ترتيب در سال ،۱۳۶۲ ابتدا دانشجويان قبلى آمدند و سپس دانشجويان جديد در رشته علوم اجتماعى. پس از آن هم كسانى بعد از خواندن تعدادى دروس واحدهاى درسى، آمدند و از اين گرايش محدود استفاده كردند. آنچه مسلم است اين واقعيت را نپذيرفتيم از رشته خود صرفنظر كنيم. به همين خاطر به تلاش خود ادامه داديم تا اينكه در سال ۶۹-۱۳۶۸ بار ديگر از وزارت علوم و وزارت ارشاد اجازه گرفتيم رشته علوم ارتباطات اجتماعى با دو گرايش روزنامه نگارى و روابط عمومى تجديد و احيا شود. از سال ۱۳۶۹ كه اين كار را شروع كرديم نه تنها گرايش ها شروع به كار كردند بلكه توانستيم برنامه فوق ليسانس علوم ارتباطات اجتماعى را به تصويب رسانيم و دانشجو بگيريم. اين در واقع مقدمه بازگشايى دانشكده براى سال هاى بعد بود.
* چگونه براى برگزارى دوره هاى دكترا اقدام كرديد؟
- پس از برگزارى دوره ۲ ساله فوق ليسانس، در اين جهت تلاش كرديم و با بررسى تطبيقى برنامه هاى دوره دكتراى علوم ارتباطات در دنيا برنامه اى را در سال ۱۳۷۴ در وزارت علوم و شوراى عالى برنامه ريزى تصويب كرديم و در پاييز ۱۳۷۵ دوره دكترا را افتتاح كرديم. الان چهارمين دوره دانشجويان ما در دكترا تحصيل مى كنند. در يك دوره ۶ نفر كاملاً رساله هاى دوره دكترا را گذراندند ، يك گروه درحال گذراندن هستند، گروه سوم موضوعات رساله ها را انتخاب كردند و گروه چهارم در كلاس مشغول گذراندن دروس هستند. به اين ترتيب ما با تأسيس دوره دكترا توانستيم مقدمات ايجاد دانشكده مستقل علوم ارتباطات را فراهم كنيم كه امروز افتتاح خواهد شد. درواقع ما با استفاده ازامكانات داخلى و با تحمل بسيارى از مشكلات توانستيم به جاى ۳ نفر همكارى كه پس از تعطيلى رشته خودمان از سال ۵۹ به بعد داشتيم، به داشتن حدود ۲۰ نفر اعضاى هيأت علمى جديد نايل شويم. اكنون در سه مقطع ليسانس، فوق ليسانس ودكترا به كارمان ادامه مى دهيم. حال، خوشحاليم كه ۲۰ سال پس از بازگشايى دانشگاهها درسال ۱۳۶۲ ، دانشكده ما مى تواند جوابگوى نيازهاى مملكت باشد.اميدواريم به كمك فارغ التحصيلان دوره دكترا وهمكاران جديد رشته ارتباطات بتوانيم درسالهاى آينده اين رشته را درمراكز استانها داير كنيم.
براى انجام اين مهم ابتدا ازكارشناسى شروع خواهيم كرد وبعد آن را به كارشناسى ارشد ودكترا تعميم مى دهيم. احتمالاً تا ۹ ـ ۸ سال ديگر، حداكثر در مراكز استانها دانشكده هاى كاملى مثل دانشكده كنونى علوم ارتباطات خواهيم داشت و دراين مدت همكاران جوان ما بايد تلاش كنند، مقدمات تأسيس دانشگاه ارتباطات را به جاى دانشكده ارتباطات با داشتن چند دانشكده تخصصى فراهم كنند. اين ديگر كارجوانان است. حال اگر بوديم خوشحال مى شويم واگر هم نبوديم راه را ادامه خواهند داد وجامعه ما راضى خواهد بود.
*اگر بخواهيم مقايسه اى ميان فضاى حاكم فعلى وفضاى حاكم درسال ۵۹ داشته باشيم، به چه ارزيابى مى رسيد واينكه چقدر پيشرفت حاصل شده است؟
- خيلى پيشرفت حاصل شده است براى آنكه، آن موقع همه دچار احساسات بودند و فكر مى كردند هرچيزى را كه وجود داشت، بايد ازميان برد و به جايش چيز جديدى را تأسيس كرد. اما تجربيات اين ۲۵ سال نشان داد كه بسيارى ازتجربيات گذشته ، تجربيات مثبتى بوده ومى توانست حفظ شود. درتمام اين مدت وبا وجود همه ناراحتى ها وگرفتاريها، اين تجربه خوب به دست آمد كه هرچه داريم بايد تقويت كنيم وضمن آماده سازى خود براى رفع نيازهاى عمومى، به آينده توجه داشته باشيم ونه به گذشته . درواقع براساس آينده نگرى بتوانيم كشور را دراين زمينه اداره كنيم كه از آن جمله مى توان به آموزش علوم ارتباطات ، كارهاى روزنامه نگارى، روابط عمومى وامور مربوط به ارتباطات جامعه اشاره كرد.
به هر حال با نگاهى به آنچه واقع شده است ، بايد گفت نه تنها مسأله آموزش و پژوهش ارتباطات تغيير كرده ، بلكه روزنامه ها هم به لحاظ كمى و كيفى تغيير كرده اند به طورى كه تعداد نشريات دوره ما نسبت به سالهاى اول پس از انقلاب (از زمان شروع جنگ تحميلى) چندين برابر شده است.
به ويژه روزنامه ها كه از تعداد سه چهار روزنامه درآن زمان به ۵۰ تا ۶۰ روزنامه درشرايط فعلى رسيده است. اين يك پيشرفت جهش آميز است و مى توان آن را نشأت گرفته از افزايش دانشگاهها، اعضاى هيأت علمى، محققان، دانشجويان وكتابهاى منتشر شده دانست. به طورى كه تعداد دانشجويان ۱۰ برابر وتعداد عنوان كتابهاى منتشر شده بيش از ۱۰ برابر شده است. بنابراين شاخص هاى مثبتى در زمينه هاى گوناگون فراهم آمده وبايد ازاين وضعيت استفاده كرد.
جامعه اى كه داراى چندين ميليون افراد تحصيلكرده و دانشگاه ديده است و يك ميليون و نيم دانشجو دارد، نمى تواند يك جامعه عقب مانده باشد. اين جامعه حتماً بايد پيشرفت كند و حتماً پيشرفت خواهد كرد. با توجه به امكانات وتوانمنديهاى جامعه چه در دانشگاهها وچه در مطبوعات و رسانه هاى جمعى اين اميدوارى هست كه بتوانيم به آرمانهاى موردنظر برسيم. دراين مسير نيازمند دنبال كردن شيوه هاى علمى هستيم و با در نظر داشتن آينده نگرى به پژوهش پرداخته وازطريق پژوهش، سياستگذارى و قانونگذارى كنيم .علاوه براين ما نيازمند برنامه ريزى وارائه برنامه هاى كوتاه مدت ، ميان مدت و بلند مدت هستيم و با ارزيابى آنها دراجرا، براى آينده اطمينان بيشترى درجهت كسب موفقيت به دست آوريم.
* براى حرفه اى شدن روزنامه نگارى در ايران چه اقداماتى صورت گرفته و چگونه مى توان به نظام روزنامه نگارى رسيد؟
- در مجموع طى ساليان اخير ۴ مسير را بررسى كرديم كه مى تواند شرايط پيشرفت روزنامه نگارى را فراهم نمايد. مسير اول، اين است كه يك فضاى عمومى مطلوب فعاليت روزنامه نگارى به وجود آيد، به عبارت ديگر آزادى مطبوعات تحكيم يابد و گسترش پيدا كند و از طريق حاكميت و قانون مورد حمايت قرار گيرد. شرط دوم آن است كه استقلال اقتصادى مطبوعات و ساير رسانه هاى جمعى تأمين شود. بگونه اى كه مطبوعاتى منتشر شوند كه محتوياتشان با استقلال جامعه روبرو شود تا خوانندگان فراوان داشته و تيراژ كافى به دست آورند. آنها بايدآگهى هاى لازم را كه راهنماى جامعه باشد و نه نياز كاذب ايجاد كند، منتشر كنند. از اين طريق مطبوعات مى توانند به رشد اقتصادى مملكت كمك كنند. ضمن اينكه در اين مسير، از كمكهاى نظام مند دولت براى رفع مشكلات مالى خودشان بهره مند شوند تا با مشكلاتى كه فعلاً مواجه هستند روبرو شده و پيشرفت كنند.
شرط سوم آموزش تخصصى روزنامه نگارى است. طبيعتاً اگر تعداد دانشكده هاى علوم ارتباطات در كشور افزايش يابد، متخصصان روزنامه نگارى مثل متخصصان پزشكى، حقوق و مهندسى خواهيم داشت. از اين طريق اطمينان بيشترى مى توان كسب كرد كه روزنامه نگاران تحصيلكرده مى توانند خدمات بهترى ارائه دهند.
شرط چهارم نيز استقلال حرفه روزنامه نگارى است كه خوشبختانه در اين مورد اقداماتى آغاز شده و براساس تحقيقى كه در ۴-۳ سال اخير داشتيم توانستيم چند متن حقوقى تهيه كنيم. بطور دقيق تر، يك پيش نويس لايحه قانونى نظام حقوقى مستقل حرفه روزنامه نگارى تهيه كرديم كه داراى يك قانون و يك پيمان كارى جمعى روزنامه نگاران است. در قانون استقلال حرفه روزنامه نگارى كه پيش نويس آن تهيه شده و دروزارت ارشاد تحت بررس نهايى است روزنامه نگار تعريف شده و اينكه چه كسى مشمول تعريف روزنامه نگار است و چگونه مى توان از مزاياى مادى و معنوى تعريف قانون روزنامه نگارى استفاده كرد؟ و چه كسانى از آن بهره مند مى شوند؟
بنابراين از مرحله ورود به روزنامه نگارى تا ارتقاى شغلى، طبقه بندى مشاغل از خبرنگارى ساده تا سردبيرى، همه اين مراحل مشخص مى شود و به موجب قانون و پيمان كارى جمعى روزنامه نگارى، بويژه در قانون استقلال حرفه روزنامه نگارى، علاوه بر تعريف قانون روزنامه نگارى، ضرورت كارت هويت حرفه اى براى روزنامه نگاران از طريق يك نهاد مستقل پيش بينى شده است كه اين نهاد تحت مديريت انجمن هاى حرفه اى روزنامه نگارى و تشكل هاى صنفى مالكان و مديران مطبوعات و رسانه هاى جمعى ايجاد مى شود و مثل شرايط كنونى كه وزارت ارشاد كارت خبرنگارى صادر كند، نخواهد بود.
در واقع اين خود حرفه است كه كارت صادر مى كند مثل نظام پزشكى و كانون وكلاى دادگسترى. چنانچه اين قانون به تصويب برسد و آن پيمان جمعى هم مورد توافق انجمن هاى حرفه اى روزنامه نگارى، تشكل هاى صنفى كار فرمايان و مديران و وزارت كار قرار گيرد، مى توان اميد داشت گام بزرگى در تأمين استقلال حرفه روزنامه نگارى برداشته شود. در كنار اين دو متن حقوقى كه اولى بايد به تصويب مجلس برسد و دومى از طرف روزنامه نگاران، مديران و وزارت كار تأييد شود، پيش نويس لايحه قانونى شوراى عالى رسانه ها را نيز تهيه كرده ايم.
195375.jpg
* چه وظايفى براى شوراى عالى رسانه ها ديده شده است.
- شوراى عالى رسانه ها ۳ وظيفه مهم برعهده دارد. نخست: حراست از آزادى مطبوعات و ساير رسانه ها، دوم: نظارت بر اعمال اصول و معيارهاى علمى روزنامه نگارى و سوم: اجراى اصول اخلاقى حرفه روزنامه نگارى. به همين خاطر براى اجراى اصول اخلاقى حرفه روزنامه نگارى، كميسيونى پيش بينى شده و به موجب اين لايحه، كميسيون رسيدگى به شكايات مطبوعاتى و رسانه اى تشكيل مى شود. به اين ترتيب وقتى اين قانون به تصويب برسد، اگر كسى از روزنامه اى، راديو، تلويزيون، خبرگزارى و يا يك پايگاه خبرى الكترونيكى شكايتى داشته باشد كه جنبه حقوقى و جزايى نداشته باشد، از طريق كميسيون فوق به شكايت مطرح شده رسيدگى مى شود. در نتيجه اين امر بسيارى از اختلافات مربوط به محتواى مطبوعات و ساير رسانه ها از طريق شورا و كميسيون مى تواند حل و فصل شود و بارسنگين مسؤوليتهاى دادگسترى در اين زمينه ها خيلى كاهش خواهد يافت. همچنين اين اقدام، باعث مى شود. محيط مساعد ترى براى كار راحت تر روزنامه نگاران فراهم آيد و ضمن گسترش روزنامه نگارى حرفه اى روزنامه نگاران بيشتر به مسؤوليتهاى حرفه اى شان خواهند پرداخت.
* پس به واقع قانون جامعى براى روزنامه نگارى در نظر گرفته شده است. حال اين متن هاى حقوقى در چه مراحلى به سر مى برند؟
- مجموعه قوانينى كه تدوين مى كنيم، نظام حقوقى رسانه ها رامشخص خواهد كرد. در حال حاضر پيش نويس لايحه قانونى شوراى عالى رسانه ها تهيه، تدوين و بررسى شده و بزودى از طريق وزارت ارشاد براى ملاحظه رئيس جمهور و طرح احتمالى در هيأت دولت فرستاده مى شود. همراه با اين پيش نويس قانونى، متن اصول اخلاق حرفه اى روزنامه نگارى هم تدوين شده و مورد بررسى و ارزيابى نهايى قرار گرفته و همراه با پيش نويس لايحه قانون شوراى عالى رسانه ها براى رياست جمهورى ارسال خواهد شد. قانون استقلال حرفه روزنامه نگارى نيز بر مبناى دو اصل كلى تعريف قانون روزنامه نگار و شيوه صدور كارت هويت حرفه اى روزنامه نگاران در حال بررسى است و پس از پايان بررسى آن، بررسى متن چهارم كه همان پيمان كارى جمعى روزنامه نگاران است، صورت مى گيرد. اميدواريم ظرف ماههاى آينده و پيش از پايان دوره رياست جمهورى آقاى خاتمى، دو متن ارسال شود و مقدمات ارائه پيش نويس لايحه استقلال حرفه روزنامه نگارى براى تقديم به مجلس آماده شود.
در زمينه هاى ديگر براى تهيه پيش نويس قوانين مربوط به چگونگى تأسيس مطبوعات و ساير رسانه هاى ارتباط جمعى و همچنين مقررات قانونى حاكم بر انتشار مطبوعات و ساير رسانه ها و محتويات مطبوعاتى و پيام هاى رسانه اى ديگر و نيز مقررات حقوقى راجع به جرايم مطبوعاتى و رسانه اى و طرز رسيدگى و دادرسى جرايم مطبوعاتى با حضور هيأت منصفه، مشغول بررسى هستيم و اميدواريم پس از تهيه اين متن هاى حقوقى كم كم به آن نظام حقوقى جامع رسانه ها دست يابيم.
* با اين وصف ظرف مدت ۴ سال آينده بايد شاهد تغيير و تحول عظيمى باشيم.
- قاعدتاً بايد همينطور باشد.
* همواره اين موضوع مطرح بوده كه شما مدتها قبل از انتشار يك كتاب، مطالب خود را به صورت جزوه در اختيار دانشجويان قرار مى داده ايد، فلسفه اين كار چه بوده است؟
- فلسفه آن، اين بوده كه محتواى كتاب طورى باشد كه با نياز دانشجو و مملكت انطباق پيدا كند. در واقع از طريق پلى كپى كردن و تكثير كردن جزوه ها مى شود اين تجربه را به دست آورد و براساس اين تجربه متن نهايى را تهيه كرد. خب چنين شيوه اى در عين حال كه علمى و منطقى است، انشاى كتابها را به تأخير مى اندازد و كشورى كه به منابع و مأخذ علمى به زبان فارسى نياز دارد، بايد در اين زمينه كوشش بيشترى انجام دهد. منتها به علت وسواسى كه دارم، همواره سعى كرده ام متن هايى كه به چاپ مى رسد، متن هاى مطلوبى باشد. به همين جهت در چاپ كتابها عجله نكرده ام و اكثر كارهايم چاپ نشده باقى مانده است. در واقع اشتغال به تدريس سبب شده بسيارى از اينها عقب بيفتد. بتازگى شروع كرده ام تا آنهايى را كه ضرورى تر هستند زودتر آماده كنم و به چاپ برسانم. به همين خاطر در سالهاى اخير و بخاطر نيازى كه مطبوعات داشته اند، چاپ كتاب حقوق مطبوعات را جلوانداختم. جلد نخست آن را تهيه كرده و جلد دوم نيز در دست تهيه است.
آنچه كه بايد قبل از حقوق مطبوعات منتشر مى كردم كتابى با عنوان مبناى حقوق ارتباطات است كه تمام زمينه هاى حقوق ارتباطات را در رابطه با مطبوعات، راديو و تلويزيون، سينما، ارتباطات دوبل مخابرات و اينترنت در بر دارد. اين كتاب در دو جلد آماده شده و اميدوار بود يم همزمان با مراسمى كه دانشگاه پيش بينى كرده، منتشر شود. اما به تأخير خواهد افتاد و تا پيش از پايان سال منتشر مى شود. كتاب ديگرى هم با عنوان تكنولوژى هاى نوين ارتباطى از تلگراف و تلفن تا ماهواره و اينترنت در حال صفحه آرايى است كه اميدوارم تا ارديبهشت ماه سال آينده منتشر شود. كتابى كه از هفته قبل توزيع شده، كتاب جامعه اطلاعاتى است كه عنوان ديگرى آن انديشه هاى بنيادى، ديدگاههاى انتقادى و چشم انداز هاى جهانى است.
* با اين حال هنوز ۸۰ درصد آثارتان را منتشر نكرده ايد؟ فكر مى كنيد چگونه انجام خواهد شد؟
- اميدوارم همكاران گرامى فعلى و دانشجويان قبلى كمك كنند تا با همكارى آنها بتوانم بسيارى از آثار باقى مانده را منتشر كنيم.
* آيا از شرايط فعلى حاكم بر رسانه ها راضى هستيد؟

- به طور كلى راضى هستم ولى بهتر از اين هم مى توانست باشد. اگر روزنامه نگاران ما شرايط حرفه اى شدن را دارا بودند، پيشرفتهاى خيلى بهترى به دست مى آورديم. اگر آموزش روزنامه نگارى ما توسعه مى يافت در دانشگاهها امكان بيشترى وجود داشت و وضع بهترى بود. اگر استقلال حرفه اى تأمين مى شد، حتماً شرايط بهتر بود.
* پيش از انقلاب اين بحث مطرح شود كه ايران مى تواند حرف اول را در منطقه و خاورميانه در علوم ارتباطات بزند، الآن ما در چه جايگاهى هستيم؟
- ما از نظر آموزش در مقايسه با تركيه، مصر و هند عقب افتاديم ولى از بسيارى كشورهاى ديگر جلو هستيم. اميدواريم با تأسيس مجدد دانشكده علوم ارتباطات اين مسأله جبران شود. البته در زمينه پژوهش بخاطر تأسيس دوره هاى فوق ليسانس و دكترا در سالهاى اخير موفقيتهاى خوبى داشتيم بطورى كه به مناسبت برگزارى ۳ سمينار مربوط به جامعه اطلاعاتى ۱۰۰ مقاله طى ۳ سال اخير عرضه كرديم. در سومين همايش كه اساتيد آمريكايى، اروپايى و هندى آمده بودند و در ارزيابى مقالات مشاركت داشتند، اظهار تعجب كرده بودند كه چگونه ما توانستيم ظرف چند سال يك گروه ۳۰- ۲۰ نفره محقق و متخصص تربيت كنيم كه مى توانند در سطح جهانى راجع به مسائل روز ارتباطات مقالات علمى خوب بنويسند. از اين نقطه نظر براى ما مايه مباهات است. اين را هم اضافه كنم كه در حال تهيه مقدمات دو مجله علمى هستيم. يكى به نام علوم ارتباطات براى دانشكده علوم ارتباطات و ديگرى پژوهشهاى ارتباطات براى مركز پژوهشهاى ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايى با همكارى وزارت ارتباطات و فن آورى اطلاعات.
* به گذشته بازگرديم، به آن زمانى كه شما راهى فرانسه شديد. چه انگيزه اى باعث شد به كشور بازگرديد و در اينجا مشغول تدريس شويد؟
- من به كشور خودم علاقه فراوان داشته و دارم. همواره فكر مى كنم براى مملكت خود مؤثر تر باشم. وقتى مملكتم به من نياز دارد، وظيفه دارم بمانم ولو اينكه شرايط مطلوبى مثل كشورهاى خارجى نداشته باشم. در كشور خارجى حتى اگر فردى استاد دانشگاه باشد، هويت ندارد و چون هويت ندارد، حرمت عمومى هم ندارد. البته شايد همكاران دانشگاهى حرمت را رعايت كنند اما در آن جامعه كه حالا مى خواهد آمريكا، فرانسه يا انگليس و يا هرجاى ديگر باشد حتى اگر كسى موفق هم باشد، چون خارجى است فكر مى كنند، به نحوى سربار آنها است. بنابراين چرا كسى بايد در محيطى كاركند كه ديگران به وى بى اعتنا هستند. آن هم در شرايطى كه در مملكت خودش سال به سال بر تعداد داوطلبان دانشگاه افزوده مى شود و به وجود وى نياز هست.
به هر حال من طى حضورم در فرانسه يك استفاده مثبت كردم و آن امكان استفاده از منابع دست اول علمى راجع به پيشرفت آموزش و پژوهش در ايران بود. همچنين تماس هايى كه با اساتيد فرانسوى و اروپايى داشتم باعث شد تجربه هايى كسب كنم تا براى راه اندازى دوره هاى فوق ليسانس و دكترا در ايران اقدام كنم.
* اگر بخواهيم برآوردى حدودى داشته باشيم به چه آمارى از تعداد شاگردهايتان مى رسيم؟
- مدت ۴۰ سال است كه تدريس مى كنم قاعدتاً حدود ۲۰۰۰ دانشجوى فارغ التحصيل در دوره ليسانس، حداقل ۶۰ - ۵۰ نفر در دوره فوق ليسانس و حدود ۲۰ نفر در دوره دكترا در فرانسه و ايران داشته ام.
* كداميك از دانشجويان تان با شخصيت دكتر معتمد نژاد نزديكتر بودند و توانستيد ايده هاى تان را به نحو احسن به آنان منتقل كنيد؟
- هميشه من خودم را با دانشجويان تطبيق مى دهم. وقتى سركلاس مى روم خودم را يك دانشجو فرض مى كنم به همين جهت دانشجويان درمن ايجاد انگيزه مى كنند. اين انگيزه هاى دانشجويى است كه مرا وادار مى كند كار كنم و احساس مسؤوليت بيشترى براى رفع نياز هاى علمى آنان داشته و تلاش زيادترى كنم.
* و نكته ناگفته؟
- موفقيت كشور عزيزمان و همكاران روزنامه نگار را براى كمك به موفقيت بيشتر كشور خواستارم.
به انگيزه تجليل از دكتر كاظم معتمدنژاد، استاد علوم ارتباطات
سلسله جنبان روزنامه نگارى
195303.jpg
سعيد پورزند

تمدنهاى ماندگار ،ريشه در فرهنگهاى كهن دارند و اين مهم براى كشور ما كه هزاران سال زيستن را در سايه تهاجم دشمنان تجربه كرده و اسير تندبادهاى زودگذر نشده، پويايى وشكيبايى را به همراه داشته است. به طورى كه درسايه جنگها و خشونتها، شاهد حضور بزرگانى درعرصه علم و ادب اين سرزمين بوده ايم و همواره مردانى بوده اند كه با پشتكار و تلاش خود از «پور» ان ميهن به بانيان علم و انديشه بدل گشته اند. سخن از آنانى است كه حرمت «پيدا شدن» در اين سرزمين را با تمام وجود، پاس داشته اند و به قولى با نان جوين و كاستى هاى بسيار ساخته و تنها سربلندى ايران را در افق ذهن خويش جلا داده اند تا ايرانى و ايرانى بودن را معنا كنند.
هرچند ياد پيشينيان و مشاهير علم و ادب را مايه افتخار ومباهات خود و اين كشور مى دانيم اما نبايد از دنياى معاصر وافرادى كه همچنان در ميان ما مى زيند و سهم بسزايى در پيشرفت و توسعه علم داشته اند، بسادگى بگذريم كه اين سنت ما ايرانيان دراحترام به بزرگان، عالمان و انديشمندان اين مرز و بوم است. اكنون زمانه را با عنوان عصر ارتباطات ياد مى كنند مقوله اى كه شايد به واسطه برخى انديشه هاى «واپسگرا» درعين آنكه مى توانست شكوفايى ايران را در علوم ارتباطات ودرمنطقه خاورميانه به عنوان يك پايگاه به همراه داشته باشد، رشته اى آمريكايى خوانده شد تا رسماً سرآغازى بر انحلال دانشكده علوم ارتباطات باشد(۱)
وقتى صحبت از علوم ارتباطات به ميان مى آيديك نام بيش از همه جلوه مى كند و آن كسى نيست جز دكتر كاظم معتمد نژاد كه به پدر علم ارتباطات شهره است.
فردى كه حق بزرگى به گردن علم ارتباطات دركشور دارد و قرار است همزمان با اعلام موجوديت دانشكده علوم ارتباطات در روز هفتم ديماه مراسم تجليل از وى نيز برگزار شود.دكتر محمدمهدى فرقانى رئيس دانشكده علوم ارتباطات اجتماعى دراين باره مى گويد: طى ۴ دهه حضور فعال دكتر معتمدنژاد، ايشان خدمات علمى آموزشى مهمى عرضه كرد و ادبيات ارائه شده توسط وى در حوزه روزنامه نگارى، بخشى از ادبيات جامعه مطبوعات را تشكيل مى دهد كه بدان تكلم مى كنند. اين دستاورد دكتر است و اين فكر هميشه در ذهن ما و رياست دانشگاه (دكتر حبيبى) بود كه مراسم بزرگداشتى براى وى برگزار شود. با اين حال، دكتر معتمد نژاد برگزارى مراسم تجليل را نمى پذيرفت و در نهايت قرار آن شد، در صورت به نتيجه رساندن برنامه تأسيس دانشكده ارتباطات اين مراسم نيز به اجرا درآيد. خوشبختانه اين اتفاق افتاد و با پيگيرى ها و راهنمايى هاى دكتر معتمدنژاد ظرف مدت يك ونيم سال طرح تأسيس دانشكده و راه اندازى رشته هاى جديد آماده و به مراجع ذيصلاح و وزارت علوم تقديم شد. در اواخر زمستان گذشته طرح تأسيس اين دانشكده به تصويب شوراى عالى گسترش آموزش عالى رسيد و در حال حاضر در مرحله صدور مجوز پذيرش دانشجو هستيم.
نهادها، سازمانها و اشخاص مختلف آمادگى خود را براى مشاركت در برپايى اين همايش اعلام كرده اند و در كنار گراميداشت دكتر معتمدنژاد مقالات علمى و يادمانهايى از وى كه بيان كننده افكار ونظرات او است عنوان خواهد شد و ميزگرد جايگاه ارتباطات در برنامه چهارم توسعه هم سومين بخش اين مراسم را تشكيل خواهد داد. آغاز همايش نيز با نصب تابلو دانشكده علوم ارتباطات در كنار دانشكده علوم اجتماعى همراه خواهد شد. (۲)
دكتر فرقانى از جمله شاگردان بى شمار دكتر معتمدنژاد است كه ۳۳ سال پيش نزد استاد، روزنامه نگارى را فرا مى گرفت. از پس اين همه آشنايى، چنين حسى بازگو مى شود؛ «هيچگاه جز خدمت، صداقت، منش، شخصيت و اخلاق علمى چيزى از ايشان نديده ايم. دكتر معتمدنژاد شايد جزو معدود چهره هايى است كه حتى در زندگى شخصى اش، شخصيت علمى اش بر فضاى زندگى اش برترى دارد. در صورتى كه ممكن است همه شخصيت هاى علمى در مقاطعى فاقد اين خصلت باشند. درواقع اين ويژگى متمايز و برجسته وى است. دكتر معتمدنژاد براى ارتقا و استقلال حرفه روزنامه نگارى تلاش كرده وايجاد دو گرايش روزنامه نگارى و روابط عمومى و راه اندازى مقاطع كارشناسى ارشد و دكترا حاصل تلاش ايشان و همكارى دكتر بديعى بوده است.»
اولين ملاقات دكتر نعيم بديعى با دكتر معتمدنژاد به سال ۱۳۵۴ در مكان دانشكده علوم ارتباطات اجتماعى باز مى گردد. اما آشنايى بيشتر و همكارى اين دو به پس از بازگشت دكتر بديعى به كشور (۱۳۵۹) موكول مى شود. دكتر بديعى با متانت خاص خود مى گويد: هرچند افتخار شاگردى ايشان در كلاس را نداشتم اما دراين مدت خيلى از نظرات ايشان استفاده كردم و چيزهاى زيادى ياد گرفتم. ايشان در زمينه هاى مختلف همچون تأليف و پژوهش الگو هستند و دقت و نكته سنجى شان در تأليف و پژوهش قابل تحسين است. در واقع به ندرت مى توان كسى را با اين دقت عمل بسيار بالا يافت. ما به اتفاق چندين مقاله براى سمينارها و كتابها كار كرديم . ايشان از همه جنبه ها وزنه اى هستند و در زمينه ارتباطات به عنوان پدر علم ارتباطات و بخصوص روزنامه نگارى تأليفات ارزشمندى دارند. برخوردارى از قلمى روشن و صريح باعث مى شود كسانى كه مقالات ايشان را مى خوانند به راحتى از نظرات شان از محتوا آگاه شوند.
وى مى افزايد: همواره آرزوى ما اين بوده است كه از فعاليت آموزشى ايشان كم كنيم. تا ايشان امكان پرداختن به دوره هاى دكترا را بيشتر بيابند و با فرصت بيشترى به انتشار ايده ها و افكارشان بپردازند. آن طور كه خودشان گفته اند روى ۲۰كتاب كار مى كنند و بخاطر كارهاى پيش آمده ، ادامه اين امر متوقف شده است. براى نمونه مدت ۳ سال همراه با هم روى فرهنگ ۳ زبانه علوم ارتباطات كه مشتمل بر چندين هزار واژه است كار كرديم اما هنوز حاصل آن به صورت كتاب منتشر نشده چرا كه ايشان به دليل تسلط به زبانهاى فرانسه و انگليسى بايد معادلهاى فرانسوى واژگان را به لحاظ «اسپل» و نگارش بخوانند.
دكتر بديعى ادامه مى دهد: اگر دكتر معتمدنژاد هم مثل خيلى از افراد ديگر از كشور رفته بودند وضع روزنامه نگارى و روابط عمومى به اين صورت نبود. در واقع وجود ايشان باعث حفظ و گسترش آنها شده و از وضعيتى كه در سال ۵۹ براى دانشكده پيش آمد و منجربه انحلال و ادغام آن در مجتمع دانشگاهى ادبيات و علوم انسانى و سپس دانشگاه علامه طباطبايى شد، به صورت فعلى درآيد. عقيده دارم از كسانى كه براى اين مملكت، جوانان و مردم سالها زحمت كشيده اند و شايد بتوان گفت بدون هيچ چشمداشت مالى اين كار را كرده اند لازم است قدردانى شود. آنچه مسلم است يك معلم و يك استاد دانشگاه درآمدى جز حقوق ماهانه ندارد و ضرورى است به نسبت كارهاى افراد از آنان قدردانى شود تا مايه دلخوشى و اميدوارى شان باشد.
دكتر فرقانى هم در اين باره مى گويد: گراميداشت اساتيد يك سنت دانشگاهى در همه جاى دنيا است و توسعه فرهنگ علمى و دانشگاهى در جامعه به شمار مى آيد. براى فردى كه يك عمر با كمترين توقع، بيشترين همت را در عرصه آموزش وپرورش داشته و از كمك به نسل جوان دريغ نكرده آن هم در شرايطى كه فرصت رفتن به بهترين دانشگاههاى اروپايى براى تدريس را داشته، نياز به قدردانى بيش از اينها وجود دارد. چنين مراسم هايى روحيه و انگيزه را در جامعه علمى افزايش مى دهد آن هم در روزگارى كه پول حرف اول را مى زند. هيچگاه در طول عمر ۷۰ ساله دكتر معتمدنژاد، پول، نام، شهرت و رفاه نتوانست جاى ارزشهاى علمى را در وجودش بگيرد و در همه جاى دنيا اين شخصيت ها به عنوان سمبل و نماد دانشگاه معرفى مى شوند تا راهشان بى رهرو نماند و ديگران به آنان تأسى كرده و راه توسعه علمى باز باشد. پرداختن به كارهاى علمى به ويژه در شرايطى كه جامعه ما دچار نوعى تب زدگى سياسى است مى تواند در تلطيف فضا و تعادل و توازن اجتماعى نقش مؤثرى داشته باشد.
دكتر مهدى محسنيان راد نيز از جمله چهره هاى بنام در عرصه ارتباطات به شمار مى آيد؛ خونگرم و پركار كه نخستين ديدارش با دكتر معتمدنژاد جداى از حضور در كلاسهاى درس به سال ۱۳۴۶ و انجام يك نظرسنجى از داوطلبان دومين كنكور دانشكده بازمى گردد. در آن هنگام دكتر محسنيان راد در سال دوم رشته روزنامه نگارى و راديو و تلويزيون در مؤسسه عالى مطبوعات و روابط عمومى مشغول فراگيرى دانش بود. در آن سال مرحوم عليقلى اردلان رياست دانشكده را برعهده داشت و دكتر معتمدنژاد با حدود ۳۳ ، ۳۲ سال سن و با دو دكتراى علوم سياسى و روزنامه نگارى معاونت آموزشى دانشكده را در اختيار داشت. حال يك پيشنهاد از سوى دانشجويى ۲۴ ساله براى انجام چنين تحقيقى مى توانست هر عكس العملى را در پى داشته باشد؛ «اين موضوعى بود كه از ذهن دكتر محسنيان راد مى گذشت.» با ارجاع نامه دكتر محسنيان راد از سوى رئيس دانشكده به دكتر معتمدنژاد لحظه ديدار شاگرد و استاد در ملاقاتى خصوصى رقم خورد.
دكتر محسنيان راد در اين زمينه مى گويد: ايشان از اين موضوع بسيار استقبال كرد و پس از فراهم آمدن مقدمات كار زير نظر دكتر معتمدنژاد كار تحقيق را انجام دادم. در شهريورماه ۱۳۴۷ نتيجه تحقيق براساس استخراج ۲۵۵۴ پرسشنامه كه هر كدام از پرسشنامه ها مشتمل بر ۳۵ پرسش بود، به دست آمد و دكتر معتمدنژاد من و چهار دانشجوى ديگر را به لحاظ مادى و معنوى مورد تشويق قرار داد. از همان موقع كه هسته گروه ارتباطات شكل گرفت در دانشكده علوم ارتباطات به طور مستمر در خدمت دكتر كارهاى مشترك و منفرد انجام مى داديم. بعد از مدتى هم يك اتاق و امكانات كافى براى من در نظر گرفته شد. در همان اوان يكسرى از نظرسنجى ها را براى يكسرى از طيفها به منظور سنجش اساتيد از نظر دانشجويان انجام مى داديم. در همين راستا و در اولين تحقيق صورت گرفته از دانشجويان، دكتر معتمدنژاد به عنوان كسى كه بيشترين امتياز را كسب كرد، انتخاب شد. اما پس از اطلاع شان از نتيجه تحقيق از انتشار آن ابا داشتند كه من مقاومت كردم و نتيجه تحقيق منتشر شد. در سال ۵۰ ـ ۱۳۴۹ براساس تحقيقى كه صورت گرفت، دكتر معتمدنژاد به لحاظ ميزان معلومات و تسلط به درس نمره ۲‎/۹۵ از ،۳ در نظم و ترتيب ۲‎/۹۰ از ،۳ در قدرت بيان ۲‎/۹۲ از ۳ و معدل شان نمره ۲‎/۸۲ از ۳ بود.
وى مى افزايد: تا آنجا كه به خاطر دارم در سال۱۳۵۳ تحقيق سنگينى درباره محتواى برنامه هاى راديو ايران انجام شد. در آن زمان گروه تحقيق به مركز تحقيقات تبديل شد و من به اتفاق دكتر معتمدنژاد و دكتر صدرالدين الهى اين كار مشترك را انجام داديم. نتيجه تحقيق را در كنفرانسى در دانشگاه تهران ارائه داديم و اين كار انعكاس زيادى در اكثر روزنامه ها در روز بعد داشت. در آن تحقيق طبل تجددخواهى افراطى و رويكرد سنگين رسانه هاى دولتى به سرگرم كنندگى از نوع غربى را به صدا درآورديم. وقتى كه نخست وزير وقت (هويدا) براى بازديد به مركز تحقيقات آمده بود، من توضيحاتى درباره نتيجه تحقيق ارائه كردم و دكتر معتمدنژاد هم نكات ارائه شده را به عنوان نقاط ضعف مطرح كردند اما هويدا از آنها به عنوان نقاط مثبت ياد كرد و در واقع موضوع را جدى نگرفت. در طول تمام ساليانى كه با دكتر معتمدنژاد كارهاى مشترك انجام مى دادم بر تجربه و دانش من افزوده مى شد.
نكته جالب توجه در ارتباط با فعاليتهاى دكتر معتمدنژاد در آن ساليان، اينكه وى آثارش را به صورت كتاب درنمى آورد بلكه آنها را به صورت پلى كپى در اختيار دانشجويان قرار مى داد و همين امر باعث مى شد كتابهاى دكتر معتمدنژاد مثل كار مشتركش با دكتر منصفى (روزنامه نگارى)؛ وسايل ارتباط جمعى، روش تحقيق در مطبوعات پس از مدت زمان زيادى چاپ شود. دكتر محسنيان راد در اين باره عنوان مى كند: اين نمادى از دقت بسيار زياد دكتر در نگارش آثارشان است. حتى مى توانم بگويم همين دقت باعث مى شود كه در مواردى ايشان آثارش را تا ۸بار نمونه خوانى كند. هم اينك نيز ۸۰درصد آثار ايشان هنوز منتشر نشده است.
نقبى به خاطرات دكتر محسنيان راد از دكتر معتمدنژاد ادامه مى يابد؛ «وقتى عضو هيأت علمى دانشكده علوم ارتباطات بودم ابتدا دكتر مرا به عنوان دستيار خود سركلاس مى برد. البته در سال ۵۶ دو كلاس مستقل هم داشتم. در آن سال براى اولين بار در رساله فوق ليسانسم به مدل نظريه خام منبع معنى رسيدم و با آنكه از رساله ام در دانشكده ديگرى دفاع شده بود، دكتر از من خواست آن را به عنوان كتاب منتشر كنم. هرچند كتاب ارتباطات انسانى منتشر شد و اسم دكتر در آن ديده نمى شود اما نمى توانم حمايت غيرمستقيم او را ذكر نكنم. اين كتاب را كامل تر كردم و در سال۸۳ چاپ پنجم آن منتشر شد. پيش از انتشار كتاب از دكتر خواهش كردم مقدمه اى بر آن بنويسد. يك شب ايشان به من زنگ زد و گفت: چقدر براى مقدمه جا دارم؟ من هم گفتم هر چقدر بخواهيد. اين يكى از زيباترين بازخوردهاى اين كتاب بود. سرانجام هم صفحات ۱۹ تا ۷۵ كتاب ارتباط شناسى حاوى مقدمه دكتر با عنوان «سيرى در تحول مطالعات ارتباطى» شد.

از هنگامى كه انقلاب شكل مى گرفت، ديدگاههاى دكتر را كاملاً مى دانستم و هيچگاه فراموش نمى كنم روزى كه آلنده در شيلى سقوط كرد، در اتاق ايشان بودم و دكتر معتمدنژاد از سقوط يك دموكراسى به واسطه سلطه غرب ناراحت بود. دكتر انسانى بسيارخوب و وارسته هستند كه هيچ برچسب سياسى نمى توانست به ايشان واردشود. حتى در زمان پيروزى انقلاب، دكتر از معدود مسؤولان دانشكده بود كه ازطريق رأى اكثريت دانشجويان و اساتيد، اداره دانشكده را برعهده گرفت.
درآن سالها من و دكتر استادان راهنماى يكى دو رساله به صورت مشترك بوديم.
از موارد ديگرى كه همكاريهاى خاص ميان من و دكتر پيش آمده، كتاب دردست چاپ «ايران در چهاركهكشان ارتباطى» است. اين كتاب محصول ۷سال كار سنگين است و دكتر ازمن خواست كلمه ارتباطى را در عنوان آن اضافه كنم. حدود ۸ ـ۷ ماه پيش در بازخوانى فصل ۱۲كتاب، اتفاق جالبى افتاد.
ساعت ۹‎/۳۰ شب بود كه درحال تنظيم آخرين بخش موضوع بودم. به يكباره ردپاى پديده اى را احساس كردم كه تاكنون بدان توجه نشده بود. ساعت ۱۰‎/۳۰ شب با منزل دكتر تماس گرفتم و گفتم به چنين نتيجه اى رسيده ام. با آنكه دكتر از جزئيات كتاب خبر نداشت، اول تعجب كرد و با دقت به من گوش دادند. بعدچند بار گفت: عجب. مثل هميشه ايشان از حافظه شان چيزهايى را به من گفتند و چگونگى ارتباطات آن پديده را توضيح دادند. در واقع من ديوار نازكى كشيدم اما ايشان فونداسيون كار را مشخص كردند. ساعت ۸‎/۳۰ صبح روز بعد هم ايشان با من تماس گرفتند و چيز جديدى راكه به يادشان آمده بود، عنوان كردند. البته پاراگراف به پاراگراف اين مطالب را دركتاب ذكركرده ام.
از حافظه دكتر نكات زيبايى به ياددارم درهمان سالهايى كه در دانشكده علوم ارتباطات، دانشجو بودم، معمولاً از جلسه دوم و سوم به بعد ايشان بدون نگاه كردن به اسامى حضور و غياب مى كرد و اسامى را درحافظه داشت. مشابه اين موارد زياد است و هر وقت كه درجايى كم مى آورديم كافى بود كنارگوش دكتر گفت وگويى انجام دهيم وبلافاصله جزئيات دقيق را به دست آوريم.
ازكنار اين مباحث كه بگذريم دانشكده علوم ارتباطات در بدو تأسيس توانست به عنوان الگويى بى نظير در شكل گيرى آموزش عالى بخش خصوصى موفق باشد. ۳۷ سال است كه آن ساختمان را درحافظه دارم و برنامه ريزى دكتر معتمدنژاد به عنوان معاون آموزشى دانشكده در ارتقاى آن خيلى مؤثر بود. به طورى كه بايد دانشجويان درحد ۱۲ و ۲۴ واحد زبانهاى فرانسه و انگليسى را مى گذراندند و تمام اساتيد اين واحدها از مليتهاى همان كشورها بودند. درواقع با تدابير ايشان بهترين اساتيد همچون دكتر رضا زاده شفق و لطفعلى صورتگر در دانشكده مشغول تدريس شدند. حتى دانشجويانى كه براى نخستين بار ازاين دانشكده فارغ التحصيل شدند در فوق ليسانس دانشكده هاى دولتى قبول شدند. تجربه اى كه در سالهاى پس از انقلاب براى دانشگاههاى خصوصى رخ نداد و به جاى ارتقاى كار پژوهشى به سمت ساختمان سازى رفتند.
بخاطردارم كه درسال ۵۶ وقتى دكتر خسرو جهاندارى به همراه «دانيل لرنر» به تهران آمده بود گفتند شما درخاورميانه بى همتا هستيد و درآسيا ازنظر توسعه علوم ارتباط كم نظير محسوب مى شويد. درآن سالها تحقيقات زيادى انجام مى شد و دكتر اين اختيار را به من داده بود كه دانشجويان را تشويق مالى كنم و سكه هاى طلا به دانشجويان داده مى شد. بررسى ديوارنوشته هاى دوران انقلاب و تلويزيون در سه مقطع ازهارى، بختيار و بازرگان از جمله اين تحقيقات بود. با رفتن مرحوم دكتر حميد نطقى از ايران و انحلال دانشكده علوم ارتباطات، دكتر معتمدنژاد براى تدريس دردانشگاه پاريس دعوت شد كه ايشان يك ترم مرخصى گرفتند و يك ترم آنجا و يك ترم اينجا تدريس مى كردند. ايشان درزمان حضورشان در پاريس هم پس از تدريس سوار مترو مى شدند و براى تحقيق راهى كتابخانه مى شدند. قرار بود كتاب «كتابشناسى» توسط ايشان منتشرشود و به همين خاطر دكتر معتمدنژاد ۵۰۰۰فيش تهيه كرده بود اما با شكل گيرى اينترنت و بانكهاى اطلاعاتى و وسواس دكتر، ناشر فرانسوى انگيزه اش را ازانتشار اين كتاب كه نامش در فهرست كتابهاى دردست چاپ نيز آمده بود، از دست داد.
به هرحال، بازهم دكتر به پشت تك ميز مستعمل گونه سالن بازگشت و با مباهات پشت آن مى نشست و به بقيه اميد مى داد. دكتر معتمدنژاد، من و دكتر بديعى ميزگردهاى زيادى برگزاركرديم و با آنكه دكتر بديعى هيچوقت شاگرد دكترمعتمدنژاد نبود اما عزت و احترام زيادى براى دكتر قائل بود.
به ياددارم زمانى كه نشريه حوادث مى خواست منتشرشود، دكتر با من تماس گرفت. اى كاش گفت وگويى كه درآن موقع انجام شد را ضبط كرده بوديم چرا كه تمام توصيه هاى ما را براى آنكه آن نشريه «زرد» نباشد بكار بستند. بعدها هم بنا به دلايلى اين نشريه بسته شد.
قبل از انتشار روزنامه همشهرى هم جلساتى داشتيم. در دهه ۶۰ دكتر براى خبرنگاران روزنامه كيهان نيز كلاس گذاشت. همچنين كلاسهايى در خبرگزارى تشكيل شد و هنوز آن جزوه ۹۰۰صفحه اى در خبرگزارى استفاده مى شود. شكل گيرى مركز تحقيقات رسانه ها، ايجاد مجله رسانه و برگزارى سمينارهاى مطبوعات ازجمله مواردى بود كه من در كنار دكتر بودم. حتى به خاطر دارم در آن فضاى اواخر دهه ۶۰ و به هنگام برگزارى اولين سمينار مطبوعات من، دكتر معتمدنژاد و دكتر بديعى جزو داوران مقالات بوديم و متوجه شديم هيچكس مقاله اى در ارتباط با سانسور و خودسانسورى ارائه نكرده است. همان موقع دكتر گفت بايد ما اين مقاله را ارائه بدهيم و قرار شد من اين كار را انجام دهم. در صورتى كه مقاله اى ديگر را تهيه كرده بودم.
در حال حاضر بسيارى از اساتيد دانشكده هاى دولتى و غيردولتى كه از اساتيد ارتباطات هستند يا شاگردان دكتر معتمدنژاد و يا شاگردان شاگردان ايشان هستند و طى سالها نيروى بالقوه اى از مجموعه فارغ التحصيلان پديد آمده است. حال اگر آن تأثير سنگين احساس نمى شود بيش از آنكه از ناحيه فارغ التحصيلان اين رشته باشد، ناشى از سردرگمى دولتمردان ايران در باب انتظار از رسانه ها است.

پى نوشتها:
۱ به گفته دكتر محسنيان راد در شرايطى كه خيلى از اساتيد دانشكده علوم ارتباطات از كشور خارج شده بودند، ايشان ، دكتر معتمدنژاد و مرحوم دكتر نطقى در ايران مانده بودند كه در ستاد انقلاب فرهنگى حاضر شدند. در آنجا بحث بر سر انحلال دانشكده علوم ارتباطات بود و در مقابل احساس اين سه تن كه انجام اين كار را اشتباه مى دانستند، اين نگاه وجود داشت كه دانش علوم ارتباطات وجود ندارد و رشته اى آمريكايى است. به اين ترتيب همه رشته ها منحل شد و گروه بسيار كوچكى تحت عنوان علوم اجتماعى با گرايش علوم ارتباطات تشكيل شد.
۲ دانشكده علوم ارتباطات با سه رشته روابط عمومى، روزنامه نگارى و مطالعات ارتباطى آغاز به كار مى كندو قرار است پس از مدتى مكان جديدى براى اين دانشكده در نظر گرفته شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |