• سعيد پورزند
• وقتى صحبت از علوم ارتباطات به ميان مى آيديك نام بيش از همه جلوه مى كند و آن كسى نيست جز دكتر كاظم معتمد نژاد كه به پدر علم ارتباطات شهره است. فردى كه حق بزرگى به گردن علم ارتباطات دركشور دارد و قرار است همزمان با اعلام موجوديت دانشكده علوم ارتباطات در روز هفتم ديماه مراسم تجليل از وى نيز برگزار شود
• معتمد نژاد: مدت ۴۰ سال است كه تدريس مى كنم قاعدتاً حدود ۲۰۰۰ دانشجوى فارغ التحصيل در دوره ليسانس، حداقل ۶۰ - ۵۰ نفر در دوره فوق ليسانس و حدود ۲۰ نفر در دوره دكترا در فرانسه و ايران داشته ام
• ما از نظر آموزش در مقايسه با تركيه، مصر و هند عقب افتاديم ولى از بسيارى كشورهاى ديگر جلو هستيم. اميدواريم با تأسيس مجدد دانشكده علوم ارتباطات اين مسأله جبران شود. البته در زمينه پژوهش بخاطر تأسيس دوره هاى فوق ليسانس و دكترا در سالهاى اخير موفقيتهاى خوبى داشتيم بطورى كه به مناسبت برگزارى ۳ سمينار مربوط به جامعه اطلاعاتى ۱۰۰ مقاله طى ۳ سال اخير عرضه كرديم
• دكتر بديعى: اگر دكتر معتمدنژاد هم مثل خيلى از افراد ديگر از كشور رفته بودند وضع روزنامه نگارى و روابط عمومى به اين صورت نبود. در واقع وجود ايشان باعث حفظ و گسترش آنها شده و از وضعيتى كه در سال ۵۹ براى دانشكده پيش آمد و منجربه انحلال و ادغام آن در مجتمع دانشگاهى ادبيات و علوم انسانى و سپس دانشگاه علامه طباطبايى شد، به صورت فعلى درآيد
پشت ميزى نشسته و دانشجويان دوره دكترا را در اطراف خود در طبقه سوم دانشكده علوم اجتماعى مى بيند. پس از ۷۰ سال گذر عمر هنوز هم با چهره خستگى نامأنوس است و ميل و اشتياق در آموزش بيشتر و انتقال دانش به دانشجويان را به وضوح مى توان در خطوط چهره اش يافت.
دكتر كاظم معتمدنژاد پدر علوم ارتباطات ايران كه خدمات بى شمارى به اين مرز و بوم و جوانانش ارائه كرده، اينك لبخند رضايتى برلب دارد تا پس از ۲۰ سال بار ديگر شاهد نصب تابلوى دانشكده علوم ارتباطات باشد. كارى بس مهم و بزرگ كه جز در سايه تلاش و بردبارى و سختكوشى وى و همكارانش ميسر نبود و طبيعتاً بدون پيگيرى آنان به بار نمى نشست. روز هفتم دى، روزى است كه بار ديگر دانشكده علوم ارتباطات اعلام وجود خواهد كرد و پس از سال ها فراموشى در غبار زمانه، جلايى دوباره خواهد يافت. به اين مناسبت و مراسم تجليل از ايشان گفت وگويى با دكتر معتمدنژاد انجام داديم كه در پى مى آيد.
* در اوايل انقلاب و سالى كه دانشكده علوم ارتباطات تعطيل شد، ديدگاه ها نسبت به اين رشته چگونه بود و تحت چه شرايطى انحلال دانشكده در دستور كار قرار گرفت؟
- در سال ۱۳۵۹ تمام دانشگاه ها بسته شد. در آن زمان كه دانشكده تعطيل شد كلاس هايى را براى خبرگزارى (ايرنا)، همكاران وزارت ارشاد و روزنامه كيهان برگزار كرديم. يكى از عللى كه باعث تعطيلى دانشكده شد، اين بود كه مى گفتند بعضى از اين رشته ها، رشته هاى آمريكايى هستند. حتى نامه اى از ستاد انقلاب فرهنگى خطاب به مرحوم دكتر نطقى مدير قبلى دانشكده، ارسال شد مبنى بر اينكه رشته روابط عمومى آمريكايى است و مركز ما بدان نياز ندارد. اين امر به كار ما كه مى خواستيم براى آينده برنامه هاى جديد تصويب كنيم لطمه زد.
* در آن هنگام چه برنامه هايى را براى آينده درنظر گرفته بوديد؟
- آن موقع عمداً دوره فوق ليسانس را داير نكرده بوديم و مى گفتيم هنوز آمادگى نداريم و آن را براى سال هاى بعد بگذاريم.
در برنامه هاى خود چند گرايش از جمله روزنامه نگارى را براى خبرگزارى جداگانه پيش بينى كرده بوديم و همينطور خبرنگارى براى راديو و تلويزيون را. ما قصد داشتيم روزنامه نگارى، روابط عمومى و تبليغات را تقويت كنيم و در زمينه هاى بين المللى تعاريفى ارائه كنيم، اما در ستاد انقلاب فرهنگى به ما گفتند بايد مطالعه شود كه ممكن است اين كار سال ها طول بكشد و اساساً بايد ديد اين رشته مى تواند باشد يا نباشد؟ و حالا چون چنين است شما فعلاً بپذيريد يك گرايش كاربردى به نام ارتباطات اجتماعى در ۳۷ واحد درسى در داخل رشته علوم اجتماعى تشكيل شود، تا بعد ببينيم چه مى شود، يا تعطيل يا گرايش؟
ما هم گفتيم همان گرايش را به ما بدهيد. به اين ترتيب در سال ،۱۳۶۲ ابتدا دانشجويان قبلى آمدند و سپس دانشجويان جديد در رشته علوم اجتماعى. پس از آن هم كسانى بعد از خواندن تعدادى دروس واحدهاى درسى، آمدند و از اين گرايش محدود استفاده كردند. آنچه مسلم است اين واقعيت را نپذيرفتيم از رشته خود صرفنظر كنيم. به همين خاطر به تلاش خود ادامه داديم تا اينكه در سال ۶۹-۱۳۶۸ بار ديگر از وزارت علوم و وزارت ارشاد اجازه گرفتيم رشته علوم ارتباطات اجتماعى با دو گرايش روزنامه نگارى و روابط عمومى تجديد و احيا شود. از سال ۱۳۶۹ كه اين كار را شروع كرديم نه تنها گرايش ها شروع به كار كردند بلكه توانستيم برنامه فوق ليسانس علوم ارتباطات اجتماعى را به تصويب رسانيم و دانشجو بگيريم. اين در واقع مقدمه بازگشايى دانشكده براى سال هاى بعد بود.
* چگونه براى برگزارى دوره هاى دكترا اقدام كرديد؟
- پس از برگزارى دوره ۲ ساله فوق ليسانس، در اين جهت تلاش كرديم و با بررسى تطبيقى برنامه هاى دوره دكتراى علوم ارتباطات در دنيا برنامه اى را در سال ۱۳۷۴ در وزارت علوم و شوراى عالى برنامه ريزى تصويب كرديم و در پاييز ۱۳۷۵ دوره دكترا را افتتاح كرديم. الان چهارمين دوره دانشجويان ما در دكترا تحصيل مى كنند. در يك دوره ۶ نفر كاملاً رساله هاى دوره دكترا را گذراندند ، يك گروه درحال گذراندن هستند، گروه سوم موضوعات رساله ها را انتخاب كردند و گروه چهارم در كلاس مشغول گذراندن دروس هستند. به اين ترتيب ما با تأسيس دوره دكترا توانستيم مقدمات ايجاد دانشكده مستقل علوم ارتباطات را فراهم كنيم كه امروز افتتاح خواهد شد. درواقع ما با استفاده ازامكانات داخلى و با تحمل بسيارى از مشكلات توانستيم به جاى ۳ نفر همكارى كه پس از تعطيلى رشته خودمان از سال ۵۹ به بعد داشتيم، به داشتن حدود ۲۰ نفر اعضاى هيأت علمى جديد نايل شويم. اكنون در سه مقطع ليسانس، فوق ليسانس ودكترا به كارمان ادامه مى دهيم. حال، خوشحاليم كه ۲۰ سال پس از بازگشايى دانشگاهها درسال ۱۳۶۲ ، دانشكده ما مى تواند جوابگوى نيازهاى مملكت باشد.اميدواريم به كمك فارغ التحصيلان دوره دكترا وهمكاران جديد رشته ارتباطات بتوانيم درسالهاى آينده اين رشته را درمراكز استانها داير كنيم.
براى انجام اين مهم ابتدا ازكارشناسى شروع خواهيم كرد وبعد آن را به كارشناسى ارشد ودكترا تعميم مى دهيم. احتمالاً تا ۹ ـ ۸ سال ديگر، حداكثر در مراكز استانها دانشكده هاى كاملى مثل دانشكده كنونى علوم ارتباطات خواهيم داشت و دراين مدت همكاران جوان ما بايد تلاش كنند، مقدمات تأسيس دانشگاه ارتباطات را به جاى دانشكده ارتباطات با داشتن چند دانشكده تخصصى فراهم كنند. اين ديگر كارجوانان است. حال اگر بوديم خوشحال مى شويم واگر هم نبوديم راه را ادامه خواهند داد وجامعه ما راضى خواهد بود.
*اگر بخواهيم مقايسه اى ميان فضاى حاكم فعلى وفضاى حاكم درسال ۵۹ داشته باشيم، به چه ارزيابى مى رسيد واينكه چقدر پيشرفت حاصل شده است؟
- خيلى پيشرفت حاصل شده است براى آنكه، آن موقع همه دچار احساسات بودند و فكر مى كردند هرچيزى را كه وجود داشت، بايد ازميان برد و به جايش چيز جديدى را تأسيس كرد. اما تجربيات اين ۲۵ سال نشان داد كه بسيارى ازتجربيات گذشته ، تجربيات مثبتى بوده ومى توانست حفظ شود. درتمام اين مدت وبا وجود همه ناراحتى ها وگرفتاريها، اين تجربه خوب به دست آمد كه هرچه داريم بايد تقويت كنيم وضمن آماده سازى خود براى رفع نيازهاى عمومى، به آينده توجه داشته باشيم ونه به گذشته . درواقع براساس آينده نگرى بتوانيم كشور را دراين زمينه اداره كنيم كه از آن جمله مى توان به آموزش علوم ارتباطات ، كارهاى روزنامه نگارى، روابط عمومى وامور مربوط به ارتباطات جامعه اشاره كرد.
به هر حال با نگاهى به آنچه واقع شده است ، بايد گفت نه تنها مسأله آموزش و پژوهش ارتباطات تغيير كرده ، بلكه روزنامه ها هم به لحاظ كمى و كيفى تغيير كرده اند به طورى كه تعداد نشريات دوره ما نسبت به سالهاى اول پس از انقلاب (از زمان شروع جنگ تحميلى) چندين برابر شده است.
به ويژه روزنامه ها كه از تعداد سه چهار روزنامه درآن زمان به ۵۰ تا ۶۰ روزنامه درشرايط فعلى رسيده است. اين يك پيشرفت جهش آميز است و مى توان آن را نشأت گرفته از افزايش دانشگاهها، اعضاى هيأت علمى، محققان، دانشجويان وكتابهاى منتشر شده دانست. به طورى كه تعداد دانشجويان ۱۰ برابر وتعداد عنوان كتابهاى منتشر شده بيش از ۱۰ برابر شده است. بنابراين شاخص هاى مثبتى در زمينه هاى گوناگون فراهم آمده وبايد ازاين وضعيت استفاده كرد.
جامعه اى كه داراى چندين ميليون افراد تحصيلكرده و دانشگاه ديده است و يك ميليون و نيم دانشجو دارد، نمى تواند يك جامعه عقب مانده باشد. اين جامعه حتماً بايد پيشرفت كند و حتماً پيشرفت خواهد كرد. با توجه به امكانات وتوانمنديهاى جامعه چه در دانشگاهها وچه در مطبوعات و رسانه هاى جمعى اين اميدوارى هست كه بتوانيم به آرمانهاى موردنظر برسيم. دراين مسير نيازمند دنبال كردن شيوه هاى علمى هستيم و با در نظر داشتن آينده نگرى به پژوهش پرداخته وازطريق پژوهش، سياستگذارى و قانونگذارى كنيم .علاوه براين ما نيازمند برنامه ريزى وارائه برنامه هاى كوتاه مدت ، ميان مدت و بلند مدت هستيم و با ارزيابى آنها دراجرا، براى آينده اطمينان بيشترى درجهت كسب موفقيت به دست آوريم.
* براى حرفه اى شدن روزنامه نگارى در ايران چه اقداماتى صورت گرفته و چگونه مى توان به نظام روزنامه نگارى رسيد؟
- در مجموع طى ساليان اخير ۴ مسير را بررسى كرديم كه مى تواند شرايط پيشرفت روزنامه نگارى را فراهم نمايد. مسير اول، اين است كه يك فضاى عمومى مطلوب فعاليت روزنامه نگارى به وجود آيد، به عبارت ديگر آزادى مطبوعات تحكيم يابد و گسترش پيدا كند و از طريق حاكميت و قانون مورد حمايت قرار گيرد. شرط دوم آن است كه استقلال اقتصادى مطبوعات و ساير رسانه هاى جمعى تأمين شود. بگونه اى كه مطبوعاتى منتشر شوند كه محتوياتشان با استقلال جامعه روبرو شود تا خوانندگان فراوان داشته و تيراژ كافى به دست آورند. آنها بايدآگهى هاى لازم را كه راهنماى جامعه باشد و نه نياز كاذب ايجاد كند، منتشر كنند. از اين طريق مطبوعات مى توانند به رشد اقتصادى مملكت كمك كنند. ضمن اينكه در اين مسير، از كمكهاى نظام مند دولت براى رفع مشكلات مالى خودشان بهره مند شوند تا با مشكلاتى كه فعلاً مواجه هستند روبرو شده و پيشرفت كنند.
شرط سوم آموزش تخصصى روزنامه نگارى است. طبيعتاً اگر تعداد دانشكده هاى علوم ارتباطات در كشور افزايش يابد، متخصصان روزنامه نگارى مثل متخصصان پزشكى، حقوق و مهندسى خواهيم داشت. از اين طريق اطمينان بيشترى مى توان كسب كرد كه روزنامه نگاران تحصيلكرده مى توانند خدمات بهترى ارائه دهند.
شرط چهارم نيز استقلال حرفه روزنامه نگارى است كه خوشبختانه در اين مورد اقداماتى آغاز شده و براساس تحقيقى كه در ۴-۳ سال اخير داشتيم توانستيم چند متن حقوقى تهيه كنيم. بطور دقيق تر، يك پيش نويس لايحه قانونى نظام حقوقى مستقل حرفه روزنامه نگارى تهيه كرديم كه داراى يك قانون و يك پيمان كارى جمعى روزنامه نگاران است. در قانون استقلال حرفه روزنامه نگارى كه پيش نويس آن تهيه شده و دروزارت ارشاد تحت بررس نهايى است روزنامه نگار تعريف شده و اينكه چه كسى مشمول تعريف روزنامه نگار است و چگونه مى توان از مزاياى مادى و معنوى تعريف قانون روزنامه نگارى استفاده كرد؟ و چه كسانى از آن بهره مند مى شوند؟
بنابراين از مرحله ورود به روزنامه نگارى تا ارتقاى شغلى، طبقه بندى مشاغل از خبرنگارى ساده تا سردبيرى، همه اين مراحل مشخص مى شود و به موجب قانون و پيمان كارى جمعى روزنامه نگارى، بويژه در قانون استقلال حرفه روزنامه نگارى، علاوه بر تعريف قانون روزنامه نگارى، ضرورت كارت هويت حرفه اى براى روزنامه نگاران از طريق يك نهاد مستقل پيش بينى شده است كه اين نهاد تحت مديريت انجمن هاى حرفه اى روزنامه نگارى و تشكل هاى صنفى مالكان و مديران مطبوعات و رسانه هاى جمعى ايجاد مى شود و مثل شرايط كنونى كه وزارت ارشاد كارت خبرنگارى صادر كند، نخواهد بود.
در واقع اين خود حرفه است كه كارت صادر مى كند مثل نظام پزشكى و كانون وكلاى دادگسترى. چنانچه اين قانون به تصويب برسد و آن پيمان جمعى هم مورد توافق انجمن هاى حرفه اى روزنامه نگارى، تشكل هاى صنفى كار فرمايان و مديران و وزارت كار قرار گيرد، مى توان اميد داشت گام بزرگى در تأمين استقلال حرفه روزنامه نگارى برداشته شود. در كنار اين دو متن حقوقى كه اولى بايد به تصويب مجلس برسد و دومى از طرف روزنامه نگاران، مديران و وزارت كار تأييد شود، پيش نويس لايحه قانونى شوراى عالى رسانه ها را نيز تهيه كرده ايم.
* چه وظايفى براى شوراى عالى رسانه ها ديده شده است.
- شوراى عالى رسانه ها ۳ وظيفه مهم برعهده دارد. نخست: حراست از آزادى مطبوعات و ساير رسانه ها، دوم: نظارت بر اعمال اصول و معيارهاى علمى روزنامه نگارى و سوم: اجراى اصول اخلاقى حرفه روزنامه نگارى. به همين خاطر براى اجراى اصول اخلاقى حرفه روزنامه نگارى، كميسيونى پيش بينى شده و به موجب اين لايحه، كميسيون رسيدگى به شكايات مطبوعاتى و رسانه اى تشكيل مى شود. به اين ترتيب وقتى اين قانون به تصويب برسد، اگر كسى از روزنامه اى، راديو، تلويزيون، خبرگزارى و يا يك پايگاه خبرى الكترونيكى شكايتى داشته باشد كه جنبه حقوقى و جزايى نداشته باشد، از طريق كميسيون فوق به شكايت مطرح شده رسيدگى مى شود. در نتيجه اين امر بسيارى از اختلافات مربوط به محتواى مطبوعات و ساير رسانه ها از طريق شورا و كميسيون مى تواند حل و فصل شود و بارسنگين مسؤوليتهاى دادگسترى در اين زمينه ها خيلى كاهش خواهد يافت. همچنين اين اقدام، باعث مى شود. محيط مساعد ترى براى كار راحت تر روزنامه نگاران فراهم آيد و ضمن گسترش روزنامه نگارى حرفه اى روزنامه نگاران بيشتر به مسؤوليتهاى حرفه اى شان خواهند پرداخت.
* پس به واقع قانون جامعى براى روزنامه نگارى در نظر گرفته شده است. حال اين متن هاى حقوقى در چه مراحلى به سر مى برند؟
- مجموعه قوانينى كه تدوين مى كنيم، نظام حقوقى رسانه ها رامشخص خواهد كرد. در حال حاضر پيش نويس لايحه قانونى شوراى عالى رسانه ها تهيه، تدوين و بررسى شده و بزودى از طريق وزارت ارشاد براى ملاحظه رئيس جمهور و طرح احتمالى در هيأت دولت فرستاده مى شود. همراه با اين پيش نويس قانونى، متن اصول اخلاق حرفه اى روزنامه نگارى هم تدوين شده و مورد بررسى و ارزيابى نهايى قرار گرفته و همراه با پيش نويس لايحه قانون شوراى عالى رسانه ها براى رياست جمهورى ارسال خواهد شد. قانون استقلال حرفه روزنامه نگارى نيز بر مبناى دو اصل كلى تعريف قانون روزنامه نگار و شيوه صدور كارت هويت حرفه اى روزنامه نگاران در حال بررسى است و پس از پايان بررسى آن، بررسى متن چهارم كه همان پيمان كارى جمعى روزنامه نگاران است، صورت مى گيرد. اميدواريم ظرف ماههاى آينده و پيش از پايان دوره رياست جمهورى آقاى خاتمى، دو متن ارسال شود و مقدمات ارائه پيش نويس لايحه استقلال حرفه روزنامه نگارى براى تقديم به مجلس آماده شود.
در زمينه هاى ديگر براى تهيه پيش نويس قوانين مربوط به چگونگى تأسيس مطبوعات و ساير رسانه هاى ارتباط جمعى و همچنين مقررات قانونى حاكم بر انتشار مطبوعات و ساير رسانه ها و محتويات مطبوعاتى و پيام هاى رسانه اى ديگر و نيز مقررات حقوقى راجع به جرايم مطبوعاتى و رسانه اى و طرز رسيدگى و دادرسى جرايم مطبوعاتى با حضور هيأت منصفه، مشغول بررسى هستيم و اميدواريم پس از تهيه اين متن هاى حقوقى كم كم به آن نظام حقوقى جامع رسانه ها دست يابيم.
* با اين وصف ظرف مدت ۴ سال آينده بايد شاهد تغيير و تحول عظيمى باشيم.
- قاعدتاً بايد همينطور باشد.
* همواره اين موضوع مطرح بوده كه شما مدتها قبل از انتشار يك كتاب، مطالب خود را به صورت جزوه در اختيار دانشجويان قرار مى داده ايد، فلسفه اين كار چه بوده است؟
- فلسفه آن، اين بوده كه محتواى كتاب طورى باشد كه با نياز دانشجو و مملكت انطباق پيدا كند. در واقع از طريق پلى كپى كردن و تكثير كردن جزوه ها مى شود اين تجربه را به دست آورد و براساس اين تجربه متن نهايى را تهيه كرد. خب چنين شيوه اى در عين حال كه علمى و منطقى است، انشاى كتابها را به تأخير مى اندازد و كشورى كه به منابع و مأخذ علمى به زبان فارسى نياز دارد، بايد در اين زمينه كوشش بيشترى انجام دهد. منتها به علت وسواسى كه دارم، همواره سعى كرده ام متن هايى كه به چاپ مى رسد، متن هاى مطلوبى باشد. به همين جهت در چاپ كتابها عجله نكرده ام و اكثر كارهايم چاپ نشده باقى مانده است. در واقع اشتغال به تدريس سبب شده بسيارى از اينها عقب بيفتد. بتازگى شروع كرده ام تا آنهايى را كه ضرورى تر هستند زودتر آماده كنم و به چاپ برسانم. به همين خاطر در سالهاى اخير و بخاطر نيازى كه مطبوعات داشته اند، چاپ كتاب حقوق مطبوعات را جلوانداختم. جلد نخست آن را تهيه كرده و جلد دوم نيز در دست تهيه است.
آنچه كه بايد قبل از حقوق مطبوعات منتشر مى كردم كتابى با عنوان مبناى حقوق ارتباطات است كه تمام زمينه هاى حقوق ارتباطات را در رابطه با مطبوعات، راديو و تلويزيون، سينما، ارتباطات دوبل مخابرات و اينترنت در بر دارد. اين كتاب در دو جلد آماده شده و اميدوار بود يم همزمان با مراسمى كه دانشگاه پيش بينى كرده، منتشر شود. اما به تأخير خواهد افتاد و تا پيش از پايان سال منتشر مى شود. كتاب ديگرى هم با عنوان تكنولوژى هاى نوين ارتباطى از تلگراف و تلفن تا ماهواره و اينترنت در حال صفحه آرايى است كه اميدوارم تا ارديبهشت ماه سال آينده منتشر شود. كتابى كه از هفته قبل توزيع شده، كتاب جامعه اطلاعاتى است كه عنوان ديگرى آن انديشه هاى بنيادى، ديدگاههاى انتقادى و چشم انداز هاى جهانى است.
* با اين حال هنوز ۸۰ درصد آثارتان را منتشر نكرده ايد؟ فكر مى كنيد چگونه انجام خواهد شد؟
- اميدوارم همكاران گرامى فعلى و دانشجويان قبلى كمك كنند تا با همكارى آنها بتوانم بسيارى از آثار باقى مانده را منتشر كنيم.
* آيا از شرايط فعلى حاكم بر رسانه ها راضى هستيد؟
- به طور كلى راضى هستم ولى بهتر از اين هم مى توانست باشد. اگر روزنامه نگاران ما شرايط حرفه اى شدن را دارا بودند، پيشرفتهاى خيلى بهترى به دست مى آورديم. اگر آموزش روزنامه نگارى ما توسعه مى يافت در دانشگاهها امكان بيشترى وجود داشت و وضع بهترى بود. اگر استقلال حرفه اى تأمين مى شد، حتماً شرايط بهتر بود.
* پيش از انقلاب اين بحث مطرح شود كه ايران مى تواند حرف اول را در منطقه و خاورميانه در علوم ارتباطات بزند، الآن ما در چه جايگاهى هستيم؟
- ما از نظر آموزش در مقايسه با تركيه، مصر و هند عقب افتاديم ولى از بسيارى كشورهاى ديگر جلو هستيم. اميدواريم با تأسيس مجدد دانشكده علوم ارتباطات اين مسأله جبران شود. البته در زمينه پژوهش بخاطر تأسيس دوره هاى فوق ليسانس و دكترا در سالهاى اخير موفقيتهاى خوبى داشتيم بطورى كه به مناسبت برگزارى ۳ سمينار مربوط به جامعه اطلاعاتى ۱۰۰ مقاله طى ۳ سال اخير عرضه كرديم. در سومين همايش كه اساتيد آمريكايى، اروپايى و هندى آمده بودند و در ارزيابى مقالات مشاركت داشتند، اظهار تعجب كرده بودند كه چگونه ما توانستيم ظرف چند سال يك گروه ۳۰- ۲۰ نفره محقق و متخصص تربيت كنيم كه مى توانند در سطح جهانى راجع به مسائل روز ارتباطات مقالات علمى خوب بنويسند. از اين نقطه نظر براى ما مايه مباهات است. اين را هم اضافه كنم كه در حال تهيه مقدمات دو مجله علمى هستيم. يكى به نام علوم ارتباطات براى دانشكده علوم ارتباطات و ديگرى پژوهشهاى ارتباطات براى مركز پژوهشهاى ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايى با همكارى وزارت ارتباطات و فن آورى اطلاعات.
* به گذشته بازگرديم، به آن زمانى كه شما راهى فرانسه شديد. چه انگيزه اى باعث شد به كشور بازگرديد و در اينجا مشغول تدريس شويد؟
- من به كشور خودم علاقه فراوان داشته و دارم. همواره فكر مى كنم براى مملكت خود مؤثر تر باشم. وقتى مملكتم به من نياز دارد، وظيفه دارم بمانم ولو اينكه شرايط مطلوبى مثل كشورهاى خارجى نداشته باشم. در كشور خارجى حتى اگر فردى استاد دانشگاه باشد، هويت ندارد و چون هويت ندارد، حرمت عمومى هم ندارد. البته شايد همكاران دانشگاهى حرمت را رعايت كنند اما در آن جامعه كه حالا مى خواهد آمريكا، فرانسه يا انگليس و يا هرجاى ديگر باشد حتى اگر كسى موفق هم باشد، چون خارجى است فكر مى كنند، به نحوى سربار آنها است. بنابراين چرا كسى بايد در محيطى كاركند كه ديگران به وى بى اعتنا هستند. آن هم در شرايطى كه در مملكت خودش سال به سال بر تعداد داوطلبان دانشگاه افزوده مى شود و به وجود وى نياز هست.
به هر حال من طى حضورم در فرانسه يك استفاده مثبت كردم و آن امكان استفاده از منابع دست اول علمى راجع به پيشرفت آموزش و پژوهش در ايران بود. همچنين تماس هايى كه با اساتيد فرانسوى و اروپايى داشتم باعث شد تجربه هايى كسب كنم تا براى راه اندازى دوره هاى فوق ليسانس و دكترا در ايران اقدام كنم.
* اگر بخواهيم برآوردى حدودى داشته باشيم به چه آمارى از تعداد شاگردهايتان مى رسيم؟
- مدت ۴۰ سال است كه تدريس مى كنم قاعدتاً حدود ۲۰۰۰ دانشجوى فارغ التحصيل در دوره ليسانس، حداقل ۶۰ - ۵۰ نفر در دوره فوق ليسانس و حدود ۲۰ نفر در دوره دكترا در فرانسه و ايران داشته ام.
* كداميك از دانشجويان تان با شخصيت دكتر معتمد نژاد نزديكتر بودند و توانستيد ايده هاى تان را به نحو احسن به آنان منتقل كنيد؟
- هميشه من خودم را با دانشجويان تطبيق مى دهم. وقتى سركلاس مى روم خودم را يك دانشجو فرض مى كنم به همين جهت دانشجويان درمن ايجاد انگيزه مى كنند. اين انگيزه هاى دانشجويى است كه مرا وادار مى كند كار كنم و احساس مسؤوليت بيشترى براى رفع نياز هاى علمى آنان داشته و تلاش زيادترى كنم.
* و نكته ناگفته؟
- موفقيت كشور عزيزمان و همكاران روزنامه نگار را براى كمك به موفقيت بيشتر كشور خواستارم.