|
|
|
صندلى خالى
|
|
|
|
|
|
ايست
|
|
|
|
با ۲ درجه تخفيف از سوى دادستان كل كشور:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دستگيرى باند كف زنان بين المللى در استان مركزى
گروه حوادث: اعضاى يك شبكه از كف زنان بين المللى هنگامى كه در مقابل بانكى انتظار طعمه شان رامى كشيدند، بازداشت شدند. اقدامات پليس براى دستگيرى اين تبهكاران به دنبال دريافت شكايتهاى متعددى از ساكنان مناطق مختلف استان مركزى آغاز شده بود. بنابراين گزارش، ساعت ۱۳ روز ۲۳ آذر ماه سال جارى مأموران گشت پليس «دليجان» با مشاهده دو مرد و يك زن در مقابل يكى از شعبات بانك ملى به آنان مظنون شده و آنها را دستگير كردند. در جريان بازجويى از سه متهم با توجه به اظهارات ضدونقيض آنان، تحقيقات فنى پليس آغاز شد تا اينكه به صدفقره كف زنى در شهرهاى مختلف ايران و چند كشور خارجى اعتراف كردند. براساس تحقيقات پليس اين متهمان به چند زبان خارجى مثل تركى، كردى، روسى بلغارى و... آشنايى دارند. سرتيپ عباسعلى روحى فرمانده انتظامى استان مركزى در اين باره گفت: زن جوانى كه عضو اصلى باند است به منظور جلب توجه افراد عامى به عنوان مسافر خارجى شروع به صحبت مى كرد. در اين هنگام متهمان ديگر كه سوار خودروى سوارى پرايدى بودند، به آنها نزديك شده و تقاضاى خرد كردن چك يا پول خود را مى كردند. در اين زمان با چرب زبانى تعدادى از پولهاى طرف مقابل را شناسايى مى كردند. اين متهمان در اغلب سرقتها، خود را تبعه خارجى معرفى كرده و سوژه هاى خود را در مقابل بانكها شكار مى كردند.
|
|
|
|
|
صندلى خالى
مرد نـاتـوان
|
|
|
سعيده به خانه كه رسيد مادرش را در حال سبزى پاك كردن ديد، با خنده گفت: چى شده مادر افتادى در كار سبزى؟ نكند دوباره ميهمان خبر كردى؟ مادر زير چشمى نگاهى به سعيده كرد وگفت: خوبه خوبه! به جاى زبان درازى بيا بگير بنشين كمك كن تا برايت بگويم ميهمانمان كيست وقرار است كه چه كار كنيم؟ سعيده مانتوى بيرون را درآورد وكلاسور و كتابهايش را روى ميز گذاشت وكنار مادرش نشست ودست در سبزى ها برد. مادر در حالى كه لبخندى محبت آميز زده بود به سعيده نگاه كرد وگفت: ببين دخترم! هر دخترى بايد روزى ازدواج كند. هر دخترى هم تا سنى خواهان دارد.تمام برو بياى يك دختر تا سن ۱۸ ـ ۱۹ سالگى است. تو هم شانس آورده اى و با معرفى زن عمويت يك خواستگار برايت از تهران پيدا شده است و مى خواهد باتو ازدواج كند. امشب از تهران مى رسند وشام اينجا مى آيند تو هم بايدكمك كنى. از صبح از بس كار كرده ام كمردرد گرفته ام. سعيده باناراحتى به مادرش نگاه كرد . دست از پاك كردن سبزى برداشت. چرا اين قدر اصرار به ازدواج من داريد؟ من اگر نخواهم ازدواج كنم، من اگر نخواهم كه بختم باز شود بايد چه كسى را ببينم؟ مادر من! از اينكه اين اندازه نگران آينده من هستيد متشكرم ولى من نمى خواهم شوهر كنم. ترجيح مى دهم درهمين شهر كوچك بمانم و زندگى كنم حتى اگر تنهاى تنها و مجرد بمانم. مادر صدايش اوج گرفته بود و حرف هاى سعيده را قطع كرد. اين تو نيستى كه فقط بايد تصميم بگيرى. پدر ومادرى كه عمرى خون دل خورده اند و بچه شان را بزرگ كرده اند كه اختيار زندگى و آبرويشان را به دست بچه شان نمى دهند. تو هنوز خيلى مانده كه بزرگ شوى و سرد و گرم روزگار را بچشى . هنوز خيلى مانده كه بخواهى بفهمى و درك كنى كه چه چيزى خوب و چه چيزى بد است ولى در اين شهر پدرت آبرو دارد نمى تواند سرش را پايين بيندازد ومردم به او بگويند دخترت ترشيده است. بلند شو و بيشتر از اين وقت تلف نكن. سعيده خوب مى دانست كه نمى تواند در برابر خواسته پدر ومادرش مقاومت كند. او حتى جرأت نداشت روى حرف پدرش حرف بزند. دعا مى كرد كه پدرش از داماد خوش اش نيايد وبه خوبى و خوشى همه چيز تمام شود. ساعت ۸ شب بود كه با بلند شدن زنگ خانه گونه هاى سعيده گل انداخت از لاى در به حياط نگاهى انداخت پسرى خوش قد و بالا با يك سبد گل وارد حياط شده بود و چند زن همراهش بودند. سينى به دست با ليوان هاى شربت آلبالو وارداتاق شد و از ميهمانان پذيرايى كرد. درنگاه اول و آن نگاه داماد به نظرش بد نيامد. سعيده چند هفته بعد سر سفره عقد نشست و به ازدواج با رضا درآمد. مادرش به هر سختى بود جهيزيه آبرومندانه اى ترتيب داد و يك ماه بعد سعيده عازم تهران شد و به خانه بخت آمد. خيلى دلش براى مادرش تنگ شده بود. درست ۱۰ روز بود كه مادر و پدرش را نديده بود. دلش ازاين همه سختى وفشارى كه به او وارد شده بود مى سوخت. چرا بايد تا اين اندازه سختى مى كشيد. هيچ چيزى در اين مدت كه باعث دلخوشى اش باشد، از طرف رضا نشنيده بود. دوست نداشت مشكلاتش را با خانواده اش در ميان بگذارد به همين خاطر در تماس هاى تلفنى مادرش هيچ حرفى به او نمى زد. شش ماه از عروسى اش مى گذشت دراين مدت چندبار به همراه مادر شوهرش به پزشك رفته بود. آخرين بار پزشك به او گفته بود: مشكلاتى وجود دارد كه نشان ازناتوانى شوهر شماست ولى ما مى توانيم با عمل جراحى اين مشكلات را حل كنيم. رضا با عصبانيت و خشونت با او رفتار مى كرد. چند بار كتكش زده بود. بدنش سياه و كبود بود. تمام وجودش درد مى كرد. چرا رضا با اينكه از ناتوانى هاى خودش خبر داشت او را به دام انداخته بود. مدتى بود كه در خانه مادر شوهرش حرف از جراحى سعيده مى زدند. سعيده احساس وحشت مى كرد. ۹ ماه از ازدواجشان مى گذشت. حالا خانواده شوهرش مى خواستند او را براى جراحى ببرند احساس بدى از زندگى و ازدواج داشت. از تنهايى و بى كسى دلش مى سوخت. مادرش با اصرار و بدون شناخت كامل او را به اين روز انداخته بود. سعيده جان! صداى مادرشوهرش به گوشش رسيد. الان مى آيم مادر! سعيده مى دانست مادرشوهرش و شوهرش رضا براى او نقشه كشيده اند و با اين جراحى مى خواهند ناتوانى و مشكلات پسرشان را از نظر قانونى از بين برده و پنهان كنند. ترس تمام وجودش را گرفته بود. به ياد دوستش مينا افتاد. تنها را نجاتش مينا بود. همراه مادرشوهرش به بيمارستان رفت. مامان! تا نوبت مان شود براى اتاق عمل من بروم دستشويى! از مادر شوهرش جدا شدو در يك فرصت مناسب از بيمارستان بيرون زد، يك ساعت بعد بود كه به خانه مينا رسيد. سرش را روى شانه مينا گذاشت و شروع به گريه كرد. وقتى با مادرش تلفنى حرف زد و همه آنچه را كه در اين ۹ ماه بر او گذشته بود براى او تعريف كرد دلش آرام تر شد. مادر و پدر تا شب خودشان را به او رساندند و سعيده را با خودشان بردند. سعيده به دادگاه خانواده رفت. درخواست مهريه كرد. بايد لااقل مهريه اش را اجرا مى گذاشت و بخشى از حقوق قانونى اش را مى گرفت. نمى دانست چقدر از مهريه اش به او تعلق مى گيرد. نمى دانست چه حقوق ديگرى دارد.
فرحناز خسروشاهى ـ معاون مجتمع قضايى خانواده (۱):
در مورد سؤال مطروحه بدواً توصيه مى شود كه زوجين (زن و شوهر) در معيت يكديگر با مراجعه به مشاورين متخصص و روانشناسان در امور خانواده، مشكل خود را مطرح و بازگو نمايند و با راهنمايى آنان در صورت لزوم به پزشك ذيصلاح مراجعه و با لاينحل بودن آن، تصميم به جدايى بگيرند. ظاهراً زوجه (زن) قصد جدايى و انحلال عقد نكاح را دارد. در بيان طرق انحلال عقد نكاح ماده ۱۱۲۰ قانون مدنى بيان مى دارد «عقد نكاح به فسخ يا به طلاق و يا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل مى شود» لذا طبق قواعد عمومى و حاكم در باب طلاق (الف) با مراجعه يكى از زوجين (زن و شوهر) به دادگاه خانواده و صدور رأى طلاق به لحاظ دوشيره بودن زوجه (زن) نصف مهريه به وى تعلق مى گيرد. بديهى است چنانچه طلاق به درخواست زن باشد بايد يا با رضايت زوج به نحو توافقى درخواست طلاق نمايد و يا با اثبات عسر و حرج خود از وضعيت موجود با توجه به ناتوانى جنسى و يا عنن زوج طلاق بگيرد. ب) هر گاه زن بخواهد از اختياراتى كه قانونگذار در صورت وجود عيوب معينى در زن و شوهر از حق فسخ عقد استفاده نمايد بايستى دادخواست فسخ نكاح خود را به دادگاه خانواده تقديم نمايد. در مورد امكان فسخ نكاح از طرف زوجه (زن) پس از عقد، مواد ۱۱۲۱ و ۱۱۲۲ قانون مدنى عيوبى را ذكر نموده كه در صورت اثبات و وجود آن عيوب در زوج (مرد) موجبات حق فسخ به نفع زن فراهم مى گردد. ماده ۱۱۲۲ قانون مدنى به بيان عيوب مرد مى پردازد، بند دوم از ماده مذكور عنن را به شرط اينكه ولو يك بار عمل زناشويى را انجام نداده باشد از عيوب مجوز فسخ نكاح شناخته است. در صورت اثبات چنين ادعايى از طرف زن و عدم اطلاع قبلى وى از وجود چنين عيبى در هنگام عقد، حق فسخ نكاح به نفع زن به وجود مى آيد. در خصوص عيب جنون و عنن در مرد به لحاظ اهميت وقيد مقدور بودن ادامه زندگى براى زن قانونگذار وفق ماده ۱۱۲۵ قانون مدنى بيان نموده كه «جنون و عنن در مرد هرگاه بعداز عقد هم حادث شود موجب حق فسخ براى زن خواهد بود» البته در صورت اطلاع زن يا مرد از وجود عيوب مجوز فسخ نكاح ،حق فسخ براى آنها نخواهد بود دراين مورد قانونگذار در ماده ۱۱۲۶ قانون مدنى بيان مى داد «هريك از زوجين كه قبل از عقد عالم به امراض مذكوره در طرف ديگر بوده بعداز عقد حق فسخ نخواهد داشت» در مورد مهريه زوجه (زن) در حالت فسخ نكاح از طرف وى در صورتى كه به لحاظ وجود عيب «عنن» زوجه از حق خيار فسخ استفاده نمايد، وفق ماده ۱۱۰۱ قانون مدنى زوجه (زن) مستحق نصف مهريه خواهد بود در حالى كه در مورد ساير عيوب هرگاه عقد نكاح قبل از نزديكى به جهتى فسخ شود زن حق مهريه ندارد مگر درخصوص عيب عنن كه در اين صورت با وجود دوشيزه بودن زوجه و فسخ نكاح قبل از نزديكى ، زن مستحق نصف از مهريه مى باشد. ناگفته نماند كه به موجب ماده ۱۱۳۱ قانون مدنى خيار فسخ فورى است و اگر طرفى كه حق فسخ دارد بعداز اطلاع به علت فسخ، نكاح را فسخ نكند خيار او ساقط مى شود به شرط اينكه علم به حق فسخ و فوريت آن داشته باشد تشخيص مدتى كه براى امكان استفاده از خيار لازم بود ، به نظر عرف و عادت است ».
|
|
|
|
|
حديث عشق
امام على (ع): پوزش كسى را كه از تو پوزش مى خواهد بپذير. امام على (ع): با صبر بر بى تابى غالب شويد زيرا بى تابى پاداش عمل را از بين مى برد و گرفتارى را بزرگتر مى كند. امام على (ع): از سر توانگرى به خدا پناه ببريد زيرا به هوش آمدن از آن دشوار است. امام على (ع): كار نيك را با پنهان داشتن آن زنده كنيد زيرا منت نهادن ارزش نيكى را از بين مى برد. امام على (ع): خردمند وقتى پير شود عقلش جوان مى گردد بى خرد چون پير شود نادانى از سر مى گيرد. امام على (ع): كم بهره ترين مردم در دنيا بهره مندترين آنها در آخرتند. امام على (ع): داناترين مردم كسى است كه از مردم نادان بگريزد. امام على (ع): توانگرترين توانگران كسى است كه گرفتار حرص و آز نباشد. امام على (ع): آرزومندى بد عادتى است دوران عمر آدمى را به سر مى آورد وعمل را تباه مى كند.
|
|
|
|
|
ايست
اقدامات لازم پس از سرقت مسلحانه
|
|
|
> فوراً مراتب را به پاسگاه نيروى انتظامى يا پليس ۱۱۰ اطلاع دهيد. > از دست زدن به ليوان، كاسه، ميزهاى شيشه اى يا هر شىء اى كه در محل سرقت وجود داشته و احتمال دارد كه سارق از آنها استفاده كرده باشد و يا به آنها دست زده باشد خوددارى كنيد. > تعداد مشخصات سارقان را از نظر قد، نوع آرايش مو، نوع اندام، رنگ مو، ريش و سبيل، رنگ پوست، وضع چهره و لهجه در ذهن سپرده و به مأموران منعكس كنيد. > مشخصات وسيله نقليه اى كه سارقان از آن استفاده كرده اند را يادداشت كنيد. > نوع سلاح و تجهيزات مورد استفاده سارقان را به ذهن بسپاريد و با مأمورا ن در ميان بگذاريد. > چون اكثر سارقان با نقاب و عينك و چهره هاى پوشيده مبادرت به سرقت مى كنند به حالت صدا و طرز راه رفتن، فرم هيكل و لباس هاى آنان دقت كافى داشته باشيد تا به موقع مورد بهره بردارى واقع شود. > چگونگى عملكرد و جزئيات اموال و اشياى قيمتى را با مأموران در ميان بگذاريد. > در صورت ورود سارقان مسلح به منزل و يا ورود افراد مشكوك تحت عنوان مأموران انتظامى و يا غيره، در فاصله زمان حضور آنان در منزل سعى شود تا حد امكان و به طريقى ممكن فردى از ساكنان منزل از ساختمان خارج و همسايگان و عوامل انتظامى را مطلع كند. > از دادن هر گونه اطلاعاتى به افراد غيرمسؤول جداً خوددارى كنيد.
|
|
|
|
|
با ۲ درجه تخفيف از سوى دادستان كل كشور:
نوجوان اعدامى از مرگ نجات يافت
گروه حوادث كرج خبرنگار «ايران» : محكوميت به اعدام براى نوجوانى كه ۷كيلومرفين با خود داشت با دو درجه تخفيف به ۱۵سال حبس تغيير يافت. با گزارشهاى مردمى به ستاد مبارزه با موادمخدر شهرستان كرج مأموران در جريان فروش مقدارى مرفين توسط مردى قرار گرفتند. آنان ساعت ۱۰صبح روز ۱۳مرداد ماه سال۸۲ به محل موردنظر كه منزلى در ولدآباد كرج بود رفته و وارد آنجا شدند. آنان در بازرسى از منزل بسته اى يك كيلو و ۳۵گرمى را كشف كردند. اين متهم پس از دستگيرى اقرار كرد كه پسر ۱۶ساله اى به نام فيض محمد مقدار زيادى مرفين براى فروش در اختيار دارد. پسر نوجوان در يك فرصت مناسب در حالى كه ۶بسته مرفين همراه داشت دستگير شد. اين پسر نوجوان در بازجويى ها گفت: در يك دامدارى در پاكدشت كارگر بودم. بهار وقتى آب باران در داخل گاودارى جمع شد با بيل راهى براى باز كردن آب درست مى كردم ولى يك دفعه چشمم به چند پلاستيك افتاد كه از خاك بيرون آمده بود. فكر مى كردم ترياك است به اين علت روى آن را بلافاصله پوشاندم. وى گفت: ۲۰روز بعد صاحب گاودارى به بهانه اينكه در تلف شدن چند رأس گوسفندش من مقصر هستم مرا اخراج كرد و حقوق چند ماهم را كه ۲۰۰هزار تومان مى شد به من نداد. به خاطر كينه اى كه از او به دل داشتم به فكر انتقام افتادم اين مسأله را با دو نفر از بستگانم در كرج در ميان گذاشتم. وى افزود: در يك فرصت مناسب شب هنگام با آنان به گاودارى رفتيم. مواد سر جايش بود آنها را برداشتيم. قرار بود يكى از همدستانمان با موتور منتظرمان باشد، ولى او از ترس فرار كرده و رفته بود. آن شب تا صبح در بيابان مانديم و صبح به كرج برگشتيم. با اين ادعاها مأموران به تحقيق پرداخته و دريافتند صاحب گاودارى نه تنها در مصرف و فروش مواد دست ندارد بلكه از محل اختفاى مرفين ها كاملاً بى خبر است و ادعاى پسر نوجوان كذب است. پرونده اين نوجوان به شبعه ۱۲۲ رسيدگى به جرايم اطفال و نوجوانان دادگسترى كرج به رياست لقمان كياپاشا ارجاع شد و اين نوجوان پس از چند جلسه محاكمه به اتهام مشاركت در حمل و نگهدارى ۷كيلو و ۱۳۰گرم مرفين به استناد بند ۶ ازماده ۸ قانون اصلاح مبارزه با موادمخدر محكوم به اعدام شد. با اعتراض متهم و وكيل وى، پرونده براى بررسى مجدد به ديوانعالى كشور ارجاع شد. دادستان كل كشور با توجه به سن متهم و با رعايت مفاد كنوانسيون حقوق كودك ضمن تأييد حكم اعدام با پيشنهاد دو درجه تخفيف در مجازات متهم موافقت كرد و محكوميت وى از اعدام به ۱۵سال حبس تغيير يافت.
|
|
|
|
|
دستگيرى دزد نقابدار جواهرات خانه ويلايى
گروه حوادث: پسر ۱۰ ساله صاحب يك خانه ويلايى در جريان مواجهه حضورى، سارق جواهرات خانه شان را شناسايى كرد. دزد جوان جواهرات پس از محاكمه در مجتمع قضايى شهيد مدرس به حبس و شلاق محكوم شد. بنا به اين گزارش، صبح روز ۱۴ مهرماه سال گذشته مرد جوانى با مراجعه به كلانترى ۱۶۳ ولنجك اعلام كرد شب گذشته وقتى پسر ۱۰ ساله ام در خانه تنها بود، سارقى وارد خانه ام در منطقه محموديه شده و مقدار زيادى طلا و جواهر را به سرقت برده است. با اعلام شكايت اين مرد، مأموران تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز كردند. پسر ۱۰ ساله خانواده در جريان تحقيقات به مأموران آگاهى شميرانات گفت: آن روز مادرم به همراه برادر كوچكترم براى خريد بيرون رفتند و من در خانه تنها بودم. ساعتى بعد وقتى با دوستم تلفنى مشغول صحبت بودم، متوجه سايه اى در پشت شومينه شدم. مرد جوانى در حالى كه نقاب به چهره زده و لباس كماندويى به تن داشت، وارد اتاق پذيرايى شد و وقتى من را ديد، گفت كه مأمور است و بايد اتاقها را بازرسى كند. وى در ادامه گفت: او وارد اتاق خواب مادرم شد و با باز كردن كمدها، صندوقچه جواهرات را همراه با مقدار زيادى پول برداشت و زمانى كه مى خواست از خانه خارج شود، نقاب صورتش را برداشت و از من خواست در خانه را از پشت قفل كنم و اجازه ندهم كسى وارد خانه شود. ساعتى بعد وقتى مادرم به خانه برگشت، موضوع را به او گفتم و آنجا بود كه متوجه شدم او سارق است. پس از اظهارات تنها شاهد حادثه، مأموران با كمك وى اقدام به چهره نگارى سارق كرده و متوجه شدند وى چند سال قبل به جرم مظنونيت به زورگيرى توسط مأموران دايره ۵ اداره آگاهى بازداشت، ولى به خاطر نبودن مدارك كافى آزاد شده بود. با مشخص شدن چهره سارق، مأموران صبح روز ۴ آبان ماه سال گذشته وى را احضار و تحت بازجويى قرار دادند. متهم كه على نام دارد، در بازجويى منكر سرقت طلا و جواهرات از خانه ويلايى شد و ادعا كرد در آن ساعت نزد دوستانش بوده است. با ادعاهاى ضد و نقيض متهم به دستور بازپرس شعبه ۴ دادسراى شميران، كارآگاهان وى را در كنار چند متهم ديگر قرار داده و در مواجهه حضورى تنها شاهد حادثه وى را شناسايى كرد. به گزارش خبرنگار ما، پس از شناسايى متهم و با توجه به شواهد و دلايل موجود، قاضى صفرپور رئيس شعبه ۱۰۵۴ دادگاه عمومى و جزايى تهران، جوان سارق را به اتهام سرقت طلا و جواهرات به ارزش ۱۴ ميليون تومان و سرقت ۹۰ ميليون لير تركيه به يك سال حبس و ۵۰ ضربه شلاق و رد اموال مسروقه محكوم كرد.
|
|
|
|
|
انگشت نگارى «گاوكش» او را شرور معرفى كرد
|
|
|
گروه حوادث : هويت واقعى جوان شرور در دادگاه و اقدامات تبهكارانه اش وقتى فاش شد كه نتايج آزمايشات انگشت نگارى به دادسراى عمومى و انقلاب فرودگاه مهرآباد رسيد. دختر جوانى كه به شدت ناراحت بود ۸ آذرماه سالجارى با مراجعه به كلانترى ۱۳۲ گفت: ساعت ۹ونيم شب بود كه براى سوارشدن به خودرو سرخيابان بودم كه يك پرايد مشكى كه دو پسر جوان در آن بودند نگه داشته و مرا به زور سوار كردند. وى در حالى كه گريه مى كرد اضافه كرد: آنها بعداز سوار كردن من مرا به مجتمع گلها بردند وبعداز اينكه مرا به شدت كتك زده و هرچه پول و طلا و لوازم باارزش همراهم داشتم برداشتند مورد آزار و اذيت قرار دادند و بعد به من گفتندهيچ كس نمى تواند در برابر ما مقاومت كند. با شكايت اين دختر ۱۹ساله پرونده به دادسراى عمومى و انقلاب فرودگاه مهرآباد ارجاع شد و به دستور جعفر صابرى زفرقندى معاون دادستان و سرپرست دادسراى فرودگاه به لحاظ اهميت پرونده به داديار شهبازى سپرده شد. در حالى كه تحقيقات مأموران در مورد دستگيرى دو جوان شرور به دستور داديار شهبازى آغاز شده بود روز ۱۱ آذرماه مرد ۳۱ساله اى با مراجعه به كلانترى ۱۳۲ طى شكايتى اعلام كرد: ساعت ۱۰ صبح بود كه با همسرم به قصد رفتن از اتوبان آهنگ از خانه بيرون آمديم. سر خيابان در حالى كه ايستاده بوديم يك پژو نوك مدادى جلوى ما توقف كرد و راننده و جوان همراهش از ما پرسيدند: شما دو تا چه نسبتى با هم داريد؟ از طرز حرف زدنش متوجه شدم كه قصد مزاحمت دارد . در برابر او مقاومت كردم ولى او قصد داشت با تهديد و زور چاقو همسرم را از من جدا كند، هم من و هم همسرم حاضر نشديم به حرفهاى او توجه كنيم و من وقتى ديدم آنها دست بردار نيستند با آنان درگير شدم ولى در همان زمان بود كه گشت پليس رسيد و يكى از آنان موفق به فرار شد. در حالى كه تحقيقات براى شناسايى متهم فرارى آغاز شده بود و مأموران به دنبال يافتن ردى از وى بودند، مردى ۲۴ساله به كلانترى ۱۳۲ مراجعه كرد وگفت: ساعت ۴ عصر روز ۱۱ آذرماه بود كه در حال رفتن به خانه مان بودم كه جوانى با چاقو و قمه به من حمله كرد و من به شدت آسيب ديدم و در بيمارستان بسترى شدم. با شناسايى متهم وى دستگير شد. وى كه خودش را با اسامى مختلف مهرشاد، بهشاد، امير و ... معرفى كرده بود پس از اينكه سوابقش در موارد مزاحمت ، آدم ربايى، ايراد ضرب و جرح عمدى و فحاشى براى دادگاه روشن شد ناچار به اقرار شد. اين جوان شرور كه به گاوكش معروف است بادستور داديار شهبازى در خيابان علامه امينى گردانده شد تا هركس از وى شكايت دارد به دادسراى عمومى و انقلاب فرودگاه مهرآباد مراجعه كند. گاوكش شرور به اتهام چاقوكشى و شرارت با ۵شكايت تا تكميل تحقيقات نهايى روانه بازداشت شد.
|
|
|
|