|
تاب خوردن با ماهى بزرگ
|
|
|
|
اولى ها
على علائ
|
|
|
|
ششمين جشنواره موسيقى نواحى در دى ماه برگزارمى شود
|
|
|
|
آغاز فصل اعطاى جوايز سينمايى
|
|
|
|
|
تاب خوردن با ماهى بزرگ
روى عرشه كشتى
امير قادرى بى كارى برنامه سينما يك، هفته پيش مسير سبز ساخته فرانك دارابونت را نشان داد. از قضا همان روز مجله فيلم درآمده بود كه در آن درباره دارابونت نوشته بودم. در اين باره كه جهان بينى ساده انگارانه اى دارد و اين جهان بينى ساده را با تمهيدهاى پيش پا افتاده اى به تماشاگرش منتقل مى كند. بعد نمايش فيلم يك نفر زنگ زد كه همه نظرهاى من را در آن مقاله قبول دارد، ولى چى كار كند كه با فيلم هاى دارابونت خيلى دارد «حال» مى كند. يكى ديگر هم گفت كه چرا درباره فيلمسازى كه طرف اين قدر با فيلمش گريه كرده، مقاله منفى مى نويسم. خب، من طبعاً چيزى را كه به نظرم درست است نوشته ام، ولى اين همان بحران تاريخى است كه معمولاً يك منتقد با آن مواجه مى شود؛ وقتى دارد از فيلمى بد مى نويسد كه بقيه باهاش خوش مى گذرانند و او از جمع كنار مانده. آن وقت است كه مى فهمد بايد برود... تام كروز ولى حتى منتقد شكست خورده اى مثل من هم فهميده كه تام كروز در اين دو سه سال اخير به چه جواهرى تبديل شده. همان طور كه نيكول كيدمن بعد جدايى از كروز اصلاً مود كارى اش را تغيير داده. نمى دانم اين بلا را استنلى كوبريك سر مرحله طولانى فيلمبردارى چشمان تمام بسته سر اين دو طفل معصوم آورد يا كه چى. به هر حال در شرايطى كه كيدمن در ساعت ها همچين بازى درجه يكى ارائه كرده، انگار يك «هيچ» بزرگ جايى ته چهره و نگاهش جاخوش كرده، كروز در فيلم هايى مثل گزارش اقليت ساخته استيون اسپيلبرگ و حالا هم كه شريك جرم ساخته مايكل مان، به يك ستاره واقعى تبديل شده. جذابيت و چهره زيبا حالا ديگر فقط بخشى از آن چيزى است كه بعد تماشاى تام كروز روى پرده، بهشان فكر مى كنيم. او خود را جورى در اختيار نقش مى گذارد كه فقط از يك بازيگر بزرگ انتظار مى رود، بدون غرور و خودبرتربينى كه كار آن بازيگرهاى بزرگ را معمولاً خراب مى كند. در Collateral كه اصلاً انگار مال اين دنيا نيست. انگار از كره مريخ آمده تا حالى به زمينى ها بدهد و برود پى كارش. حتى در فيلم نه چندان خوبى مثل آخرين سامورايى هم كروز چنان با تمام وجود نقشش را در آغوش مى كشد كه حيرت زده مى شويم و انتظارش را نداريم. حالا مى شود به ديدن فيلمى نشست، فقط به اين دليل كه: «تام كروز توش بازى مى كنه.» بازى روزهاى آخر سال مسيحى، مى شود بازى جالبى را شروع كرد. در اين روزها معمولاً مجمع ها و آكادمى ها، بهترين هاى خودشان را از ميان فيلم هاى سينمايى نمايش داده شده در آن سال انتخاب مى كنند. از مجمع روزنامه نگارهاى خارجى مقيم آمريكا گرفته تا انجمن منتقدين لس آنجلس و بالاخره مهم ترين و پر سر و صداترينش، آكادمى اسكار. بازى از جايى شروع مى شود كه آدم مى تواند يك قلم و كاغذ بردارد و مجموع نامزدى ها و بعداً جوايز هر فيلم را كنار اسمش بنويسد. در اين صورت بعد از مدتى فهرست نسبتاً مناسبى از فيلم هاى مطرح ( و نه الزاماً خوب و به درد خور ) سال گير مى آورد كه با توجه به پخش مناسبى كه از اين رهگذر گير اين فيلم ها مى آيد؛ مى شود روى ديدن شان حساب كرد. ضمن اين كه به اين ترتيب مى شود پر افتخارترين فيلم هاى سال را شناخت و بهشان رتبه داد كه خودش بازى بانمكى است. (اين چيزها را كه مى نويسم، به نظرم مى آيد در يكى از برنامه هاى صبحگاهى تلويزيون دارم كاردستى ياد جماعت مى دهم. ) البته حواس تان باشد كه به فهرست به دست آمده به هيچ عنوان نمى شود اعتماد كرد. فهرستى كه مثلاً سال گذشته، شاهكارهايى مثل ماهى بزرگ و بيل رو بكش، در رتبه هاى پايين و آخرش قرار مى گرفتند. اما به هر حال راهنماى بدى هم نيست. مثلاً رتبه اول سال گذشته اش به فيلم گمشده در ترجمه تعلق داشت كه چند روز پيش، بعد كلى تأخير ديدمش و خيلى هم فيلم خوبى بود. گمشده در ترجمه اسكارلت جوهانسن كم نظير است و همين طور بيل مورى، و يك تماشاگر بيش از اين مگر چى مى خواهد؟ مورى با گشاده دستى و سخاوت، طورى احساسات و چين و چروك هاى صورت اش را با تماشاگر در ميان مى گذارد كه آدم احتمال مى دهد اينها احساسات خودش به عنوان يك بازيگر سن و سال دار رو به بازنشستگى است و جوهانسن جوان چنان كنترلى بر اجزاى چهره اش دارد و آن قدر خوب اين احساسات را كنترل مى كند كه آدم به خيالش مى رسد قبل اين فيلم، پنجاه تاى ديگر هم بازى كرده است. استفاده سوفيا كوپولا از لوكيشن توكيو عالى است و حسى از غربت دو تا خارجى به فيلم تزريق كرده كه عالى است و البته فيلمنامه خوبى هم نوشته كه همه چيزش سر جاى خودش است و بيشتر درباره چيزى است كه نشانش نمى دهد و مطرحش نمى كند. از سوفيا كوپولا انتظارى غير اين هم نمى شود داشت. او دختر فرانسيس بزرگ است و خودش يك بار گفته بود توى چنين خانواده اى خيلى سخت است آدم فيلمساز نباشد و بخواهد توى دست و پاى پدرش بپلكد.
ى
|
|
|
|
|
اولى ها
اولين هاى «عقاب ها»!
على علائ
ساموئل خاچيكيان فقيد كه دربسيارى ازعرصه هاى تكنيكى سينماى ايران ازآغاز گران محسوب مى شود در سال ۱۳۶۴ فيلمى به نام عقابها را روانه پرده سينماهاى تهران كرد كه در موارد متعددى كه به آنها اشاره خواهد شد عنوان اولين ها را به خود اختصاص داده است. «عقابها» دومين ساخته خاچيكيان درپس از انقلاب وبعد از فيلم به نمايش درنيامده انفجار بود كه توسط منصور وعلى مزينانى تهيه شد وسعيد راد، جمشيد هاشم پور، رضا رويگرى، شهاب عسگرى، زرى برومند و على اكبر ايلخانى درآن بازى مى كردند . داستان فيلم ماجراى مأموريتهايى بود كه طى جنگ ايران وعراق به خلبانان ايرانى محول شد تا اهدافى را درخاك عراق بمباران كنند . درطى يكى از اين مأموريتها هواپيماى حامل يكى از خلبانان مورد حمله قرار مى گيرد و درمنطقه كردستان عراق سقوط مى كند وخلبان جنگنده نيز توسط تكاور ايرانى كه براى انجام مأموريتى با لباس مبدل وارد خاك عراق شده نجات مى يابد. از سوى ديگر نظاميان عراقى درپى يافتن آنها به روستاهاى كردنشينى كه اين دو درآنها پناه گرفته اند حمله مى كنند تا اينكه خلبان وتكاور طى ماجراهايى با موتوسيكلت مى گريزند و در نزديكى مرز ايران به علت برخورد با موتوسيكلت با ميدان مين تكاور به شهادت رسيده وخلبان نجات مى يابد. عقاب ها اولين فيلم جنگى ايرانى است كه درآن جنگ هوايى به تصوير كشيده شده است. ازطرفى ديگر اين فيلم اولين فيلم سينمايى ايران است كه درصحنه هاى جنگى آن تعقيب با هليكوپتر ديده مى شود ونماى هوايى اين تعقيب نيز در فيلم وجود دارد. علاوه براينها عقابها اولين فيلم ايرانى است كه درآن هليكوپترى به طرزى قابل باور منفجر مى شود ودرعين حال اولين فيلم جنگى به حساب مى آيد كه بيشتر داستان آن درجنگ مى گذرد وحوادث درجنگ به ترتيب داستان را پيش مى برند. به مجموعه اينها مى توان يك عنوان تاريخى ديگر را نيز اضافه كرد و آن اين است كه عقابها با گذشتن از مرز ده ميليون بيننده درطى ده سال اكران اوليه ومجدد خود، توانست عنوان پرمخاطب ترين فيلم سينماى ايران را از آن خود كند ودرجايگاه اولين فيلم اين فهرست قرارگيرد. نكته قابل توجه درخصوص عقابها ونيز ديگر ساخته هاى حادثه اى ساموئل خاچيكيان مثل خداحافظ تهران كه درآن صحنه هاى جنگى وجود دارد، اين است كه او عموماً اين فيلم ها را با حداقل هزينه وامكانات ساخته است ودرمورد عقابها مى توان اشاره كرد كه خاچيكيان تمامى صحنه هاى پرواز هواپيماها وجنگ هاى هوايى دراين فيلم را با استفاده از فيلم هاى مستند وآرشيوى و روى ميز مونتاژ ساخته است وبرخى از صحنه هاى هوايى فيلم نيز درجريان مانور نيروى هوايى در روز ارتش فيلمبردارى شده اند. آنچه كه خاچيكيان دراين فيلم افتخار خود مى دانست نه كارگردانى فيلم بلكه تدوين آن بود كه نزديك به چهار ماه كار فشرده صرف آن شده بود. خاچيكيان خود نقشى در تهيه فيلم نداشت وتنها به دستمزد كارگردانى و تدوين قناعت كرده بود. موسيقى عقابها را نيز مجيد انتظامى ساخته بود وعلى مزينانى فيلمبردارى آن را به عهده داشت، فيلمنامه را نيز محمدرضا يوسفى براساس داستانى ازعبدالله عليخانى نوشت كه عليخانى هم اينك از شركاى پويا عصرفيلم وازتهيه كنندگان پركار سينماى ايران است. منصور مزينانى ومحسن روزبهانى جلوه هاى ويژه فيلم را برعهده داشتند وافكت صدا را محمدرضا وسيامك و احمد كلانترى انجام دادند. اسحاق خانزادى نيز ميكس وامورفنى صدا را به پايان رساند.
|
|
|
|
|
ششمين جشنواره موسيقى نواحى در دى ماه برگزارمى شود
نواهاى روبه فراموشى
دونلى را كنارش مى گذارد. مى گويند از معدود دونلى نوازان دنياست. نفسش را كه در «نى» مى دمد، بى اختيار تمام نفس ها در سينه حبس مى شود، همه خود را به نواى نى او سپرده و به نفس هاى طبيعت كه از سينه اين استاد پير بيرون مى آيد، گوش مى دهند. اجراى استاد «شيرمحمد اسپندار» كه تمام مى شود، هنوز مى توان انعكاس آواى موسيقى را در فضا احساس كرد. شيرمحمد اسپندار، حاج قربان سليمانى، سرور احمدى، پورعطايى، اسحاقى، درپور و بسيارى ديگر از اساتيدى كه از غنى ترين سرمايه هاى موسيقى نواحى ايران به شمار مى آيند دورهم جمع شده و در جشنواره اى كه به تازگى نامش ازجشنواره موسيقى «مقامى» به «نواحى» تغييركرده است به هنرنمايى مى پردازند و بدين ترتيب موسيقى اى را كه ريشه در بسيارى از آداب و رسوم و فرهنگ بومى ايران دارد به نمايش مى گذارند. امسال جشنواره موسيقى «نواحى» به دليل هم زمان شدن با سالگرد زلزله دلخراش بم با مدتى تأخير از ۲۳ تا ۲۷ دى ماه دردو تالار بزرگ شهركرمان برگزارخواهدشد و اين درحالى است كه «محمدرضا درويشى» بعد از دو دوره كناره گيرى به علت آنچه «ايجاد موانع برسر برگزارى اين جشنواره» مى دانست، بارديگر خود دبيرى جشنواره اى كه از طراحان اصلى برگزارى آن بود را برعهده گرفت. او از دو دوره قبلى جشنواره كه با اجراهاى گروهى همراه بوده انتقادمى كند و اين شيوه را سبب انحراف جشنواره از مسير اصلى خود مى داند و بر تك نوازى، بداهه نوازى و بداهه خوانى كه با روح موسيقى نواحى ايران نزديك تر است، تأكيدكرده و از تدوين منشورى فراگير خبرمى دهد تا راه را بر هرگونه تغييرى از اين مسير ببندد. درجشنواره ششم موسيقى نواحى ايران ۲۶ نوازنده به همراه ۱۰خواننده و چند موسيقى دان از كشورهايى كه نوع موسيقى آنها با روح موسيقى ايران منطبق است، چون نوازندگان افغانى و آذربايجانى به هنرنمايى مى پردازند و سازهاى خود چون نى، كمانچه، قيچك، رباب و... را به همراه ديگر سازهاى رشته اى به صدا درخواهندآورد؛ ضمن آنكه قضاوت اين جشنواره برعهده پژوهشگرانى چون محمدرضا درويشى، ساسان فاطمى و حميدرضا اردلان است. اگرچه موسيقى نواحى ايران هنوز پس از پنج دوره حضور درجشنواره اى كه اين روزها به يكى ازمهمترين جشنواره هاى موسيقى ايران بدل شده است، نتوانسته به جايگاه شايسته خود برسد، اما برگزارى مستمر آن به شرطى كه با پژوهش هاى مناسب و تخصصى و ارائه آلبوم هايى كه اين نوع موسيقى را دنبال مى كنند همراه باشد، مى تواند موسيقى نواحى ايران را ازمناطق بومى به جامعه شهرى كشانده و عوام مردم از لحن شيرين و درعين حال سهل و استوار آن بهره گرفته و گذشته از آن توجه به جهانيان را نيز به يكى از غنى ترين موسيقى هاى موجود، جلب كنند. طى سال هاى اخير نام موسيقى نواحى ايران با «پژوهش» و «پژوهشگر» گره خورده است، پژوهش را مى توان تحقيق، ضبط و ثبت آثار نوازندگان و راويان موسيقى نواحى «مقامى» كه همراه با بينش و شناخت پژوهشگر از موسيقى اين مناطق همراه است، دانست. «چنگيز مهدى پور» ، نوازنده ساز عاشيقى، كه خود هم اكنون مشغول ضبط آلبومى براساس آهنگ هاى مهجور عاشيق هاست دراين باره مى گويد: «موسيقى مقامى و نواحى طى اين سال ها هيچگاه آنچنان كه نياز داشت، موردتوجه قرارنگرفت و درست به همين علت است كه موسيقى ايران نتوانسته است در دنيا حرفى براى گفتن داشته باشد. با وجود آنكه موسيقى ايران به مراتب از موسيقى كشورهايى چون هند و... كه اكنون به مدت چنددهه به شدت موردتوجه موسيقيدانان دنيا قرارگرفته. غنى تر است.» مهدى پور كه بيستم ماه جارى قرار است در كشور «آذربايجان» به اجراى كنسرتى از آهنگ هاى عاشيقى ايران بپردازد، ادامه مى دهد: «قسمت هاى عظيمى از موسيقى نواحى ايران در حال نابودى است؛ زيرا در خطر ازدست دادن افرادى هستيم كه با خود يك فرهنگ عظيم موسيقايى را به همراه دارند.» ششمين جشنواره موسيقى نواحى ايران تا چندروز ديگر كار خود را آغاز خواهدكرد. درحالى كه اين پرسش را در ذهن ايجاد مى كند كه برگزارى چند دوره ديگر جشنواره مى تواند اين سبك موسيقى را به جايگاهى كه شايسته آن است، برساند؟ درويش كه خود مى گويد: «امروز درايران تمام انرژى ها هدرمى رود. آن قدر تمام انرژى ها صرف مسائل سياسى و... مى شود كه ديگر فرصتى براى برنامه ريزى هاى كلان و درازمدت فرهنگى وجودندارد وبنابراين پرداختن به مسائلى چون اركسترها و آموزش موسيقى درحاشيه قرارمى گيرد.» استان كرمان اين روزها شاهد برگزارى چندين حركت فرهنگى ديگر نيز است. تالار مرحوم «ايرج بسطامى» در شهرستان بم با گنجايش بيش از ۳۰۰نفر با حضور مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامى و مدير و مسؤولان اداره ارشاد اسلامى شهرستان بم افتتاح شد كه درطى آن از بسيارى از بزرگان موسيقى چون استاد ايوب دژاكام، استاد داريوش برهانى، استاد حسين سالارى و استاد مهدى صديق تقدير شد. ۲۲ و ۲۳ آذرماه نيز دوئت گروه اتريش با نوازندگى گرهارد گرتشلر، نوازنده پيانو و گئورك فرشينشلاگر، نوازنده ويولون، درمحل تالارخانه شهركرمان به اجراى برنامه پرداختند و حالا بزرگ ترين جشنواره سازهاى نواحى ايران به مدت يك هفته دراين شهرستان برگزارخواهدشد، شايد طنين دلنواز موسيقى مرهمى بر سينه هاى داغدار كرمانى باشد.
|
|
|
|
|
آغاز فصل اعطاى جوايز سينمايى
رقابت براى كسب جوايز گلدن گلوب
|
|
|
اعلام نامزدهاى جوايز گلدن گلوب از چند نظر اهميت دارد: هم آغاز فصل اعطاى جوايز سينمايى در ايالات متحده است و هم مى تواند ملاك تقريباً قابل اطمينانى براى پيش بينى نامزدها و برندگان جوايز اسكار باشد. هر چند كه اعطاى اين جوايز توسط حدود ۹۰نفر نويسندگان سينمايى خارجى مقيم هاليوود، هيچ برترى خاصى از لحاظ اعتبار هنرى بر ساير جوايز انجمن هاى منتقدان شهرهاى مختلف يا مجمع ملى نقد آمريكا ندارد، اما مراسم باشكوه و پرستاره اعطاى اين جوايز و همچنين تأثير غير قابل انكار آن بر رأى ۵۸۰۰عضو آكادمى اسكار باعث جلب توجه ويژه به آن مى شود و آن را بعد از جوايز آكادمى، تبديل به مهمترين جوايز سينمايى ايالات متحده مى كند. تفاوت عمده گلدن گلوب با ساير جوايز و جشنواره هاى سينمايى در اين است كه در بسيارى از رشته ها جوايز را به دو دسته درام و كمدى/موزيكال تقسيم كرده اند و همچنين برخلاف جوايز اسكار، فقط مختص سينما نيست و علاوه بر ۱۳رشته اى كه به بهترين هاى سينمايى جايزه تعلق مى گيرد، ۱۱جايزه خاص تلويزيون هم دارد. تأثيرگذارى نظر هيأت داوران گلدن گلوب بر اعضاى آكادمى اسكار غير قابل انكار است. على رغم برخى استثناها (مثلاً جيم كرى دو بار گلدن گلوب دريافت كرده و امسال هم نامزد اين جايزه است، در حالى كه هرگز حتى نامزد جايزه اسكار هم نشده است) معمولاً با نگاهى به نامزدها و برندگان گلدن گلوب، اسكارى هاى آن سال را مى شود پيش بينى كرد؛ مثل سال قبل كه برندگان جايزه بهترين فيلم و چهار جايزه بازيگرى گلدن گلوب و اسكار يكى بودند. اما از امسال با توجه به يك ماه جلوتر آمدن زمان اعلام برندگان اسكار، ممكن است اين روال ادامه پيدا نكند. هميشه نامزدهاى گلدن گلوب چند روز قبل از اينكه فرم هاى رأى گيرى اسكار بين اعضاى آكادمى توزيع شود اعلام مى شد و قبل از جمع آورى اين فرم ها هم برنده ها معرفى مى شدند؛ اما امسال آخرين مهلت بازگرداندن فرم هاى رأى گيرى اعضاى آكادمى، يك روز قبل از مراسم اعطاى جوايز گلدن گلوب است. اما با قضاوت بر مبناى نامزدهاى اعلام شده جوايز گلدن گلوب، بايد گفت امسال سال «Side Ways» و «هوانورد» است. الگزندر پِين كارگردانى است كه يك خيانت بزرگ به سينما كرده است؛ اگر او در سال ۱۹۹۹نقش اصلى فيلم «انتخابات» را به ريز ويترسپون نمى داد و او را تبديل به يك ستاره نمى كرد، حالا مجبور نبوديم اين همه فيلمهاى بد را با بازى غير قابل تحمل او ببينيم. اما نمى توان فراموش كرد كه پِين به عنوان كارگردان چه در «انتخابات» و چه در «درباره اشميت» متحيرمان كرده است. پس حالا كه توانسته با ساخت «Side Ways»تا اين حد توجه داوران گلدن گلوب را به خود جلب كند، مى توان اين فيلم را سومين اثر موفق پشت سر هم او به حساب آورد. نام «يك ورى» در بين نامزدهاى رشته هاى بهترين فيلم كمدى/موزيكال، بهترين كارگردان فيلم، بهترين موسيقى متن فيلم، بهترين بازيگر مرد فيلم كمدى/موزيكال (پل جياماتى)، بهترين بازيگر مرد نقش مكمل فيلم (تامس هيدن چرچ) ، بهترين بازيگر زن نقش مكمل فيلم (ويرجينيا مدسن) و بهترين فيلمنامه فيلم گلدن گلوب ديده مى شود. اما «هوانورد» هم در ۶ رشته نامزد دريافت گلدن گلوب شده و فاصله زيادى با «Side Ways» ندارد. ننگ بزرگ و غير قابل بخشش جوايز اسكار و گلدن گلوب اين بود كه هيچ كدام هرگز جايزه اى به مارتين اسكورسيزى (على رغم نامزد شدن هاى متعدد) نداده بودند. دو سال قبل گلدن گلوب با جايزه بهترين كارگردانى براى «دار و دسته هاى نيويورك» اين ننگ را از خود پاك كرد (ولى آكادمى اسكار هنوز بايد از اين بابت شرمنده باشد) و امسال هم اسكورسيزى را به خاطر كارگردانى «هوانورد» براى هفتمين بار بين نامزدهاى گلدن گلوب مى بينيم. ساير جوايزى كه احتمال دارد به «هوانورد» تعلق بگيرد عبارتند از: بهترين فيلم درام، بهترين موسيقى متن فيلم، بهترين بازيگر مرد فيلم درام (لئوناردو دى كاپريو)، بهترين بازيگر زن نقش مكمل فيلم (كيت بلنچت) و بهترين فيلمنامه. در رشته بهترين فيلم درام، رقباى هوانورد عبارتند از «نزديكتر» ، «پيدا كردن نِوِرلند» ، «هتل رواندا» ، «كينسى» و «Million Doller Baby» (على رغم اينكه در هر رشته ۵نامزد اعلام مى شود، به خاطر رأى مساوى دو فيلم، در اين رشته ۶ نامزد داريم). رقباى «Side Ways» براى كسب گلدن گلوب بهترين فيلم كمدى/موزيكال هم اين فيلمها هستند: «آفتاب ابدى يك ذهن بى لك» ، «باور نكردنى ها» (كه با اين حضور قوى خودش را به عنوان مدعى اصلى اسكار بهترين فيلم انيميشن معرفى كرد)، «شبح اپرا» و «رى» . در بين نامزدهاى جايزه كارگردانى - كه ديگر به دو دسته درام و كمدى/موزيكال تقسيم نمى شود - جاى ميشل گندرى خالى است كه البته فيلم او ( «آفتاب ابدى يك ذهن بى لك» ) در چهار رشته مهم و اصلى اميد به كسب جايزه دارد. نكته عجيب و دور از انتظار اينكه اين فيلم در رده بندى imdb از بهترين فيلمهاى تاريخ سينما، خود را تا رتبه سى و سوم بالا كشيده است! جويل شوماكر هم هر چند در اين رشته مورد توجه قرار نگرفته، اما نامزد شدن «شبح اپرا» در رشته بهترين فيلم كمدى/موزيكال نشان از بازگشت او به روزهاى اوج دارد. اما عجيب اينكه نام مايكل مان فقط به عنوان تهيه كننده «هوانورد» در بين نامزدها هست و فيلم خود او، «Collateral» ، و عوامل آن با بى توجهى كامل روبرو شده اند و فقط جيمى فاكس ممكن است جايزه بهترين بازيگر مرد نقش مكمل را بگيرد! به اين ترتيب كلينت ايستوود «Million Doller Baby» )، مارك فورستر ( «پيدا كردن نورلند» )، مايك نيكولز ( «نزديكتر» )، الگزندر پين («Side Ways» ) و مارتين اسكورسيزى («هوانورد» ) براى دريافت جايزه گلدن گلوب بهترين كارگردانى فيلم سينمايى با هم رقابت مى كنند. رابين ويليامز كه تا به حال ۱۱بار نامزد دريافت گلدن گلوب شده و ۵بار هم آن را كسب كرده، امسال به خاطر دستاوردهاى هنريش جايزه افتخارى سسيل ب دوميل را دريافت مى كند و كاترين ايستوود، دختر ۱۶ساله كلينت ايستوود هم ميس گلدن گلوب امسال است. برندگان جايزه گلدن گلوب شانزدهم ژانويه معرفى مى شوند.
|
|
|
|