جمعه ۱۱ دى ۱۳۸۳ - ۱۸ ذيقعده ۱۴۲۵
Fri, Dec 31, 2004
ضميمه ۴
۳۰۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
چشم انداز
گزارش ويژه
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
ادبيات
ارتباطات
كتاب و كتابخوانى
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
روزى برفى
روزى برفى
تحقيق جديد دانشمندان
چرا طنز خنده دار است
منبع: نيويورك تايمز
مترجم: ع ك
واقعاً چرا طنز خنده دار است. فكر مى كنيد اگر چند روز پى در پى بخنديد چه اتفاقى مى افتد؟ كارشناسان و محققان در حال حاضر مشغول كار كردن روى اين چرايى هستند. آنها درصدند كه بدانند چرا نويسنده اى كه بر نوشته اش مهر طنز مى زند يا مردم اين كار را با نوشته هايش مى كنند از مقبوليت ويژه اى برخوردارند.
يك تحقيق ساده از نويسندگان دانشگاه «بركله» نشان مى دهد آنها كه توانايى بر هم زدن ساختار ذهنى افراد رادارند، طنزپردازانى بزرگ و معتبرند. چون زمان زيادى را صرف از هم گسستن روابط ذهنى مخاطب مى كنند. دكتر «ادوارد ساها» در اين باره مى گويد: «ابتدا نوشته اى كاملاً جالب را در اختيار مخاطبان قرارداديم. اين مخاطبان نه صددرصد حرفه اى بودند نه كاملاً بى اطلاع. آنها فقط خنديدند و خنديدند. موضوع را به گونه اى ديگر برايشان نوشتيم. مخاطبان مابه دو گروه تقسيم شدند. گروه اول اصلاً چيزى نفهميدند و گروه دوم آن قدر لذت بردند كه حاضر نشدند مطلب اول را دوباره بخوانند زيرا آن را فاقد بن مايه ادبى مى دانستند. آنچه گروه دوم به آن رسيد، همان طنز است. طنز يعنى نوشته اى كه مى تواند استوارى ذهن شما را هر آن قدر كه محكم باشد، برهم زده و آن را مطابق سليقه نويسنده سازمان دهى كند.»
اما «گلن كالينز» مى نويسد: «گروهى از دانشمندان مشغول كار كردن روى اين موضوع هستند كه چرا طنز خنده دار است. آيا اين خاصيت كارتونهاى» نيويوركر «است. مطلقاً. اما در حال حاضر كارتونهاى نيويوركر به تنهايى فعليت آن رادارند كه شما را براى مطالعه اى جالب ترغيب كنند. مثلاً مردم چطور به اين نتيجه مى رسندكه بعضى چيزهاى بخصوص مى تواند خنده دار باشد؟ چه اتفاقى مى افتد كه آنها مى خندند؟ طنز خنده دار چه طنزى است؟ اينها سؤالاتى است كه گروهى از محققان دانشگاه ميشيگان در حال مطالعه بر روى آن هستند. آنها اولين كارتون چاپ شده در مجله اى رااز اول فوريه ۱۹۲۵ مورد تجزيه و تحليل قرار دادند. آنها به نكاتى در اين كارتون دست پيدا كردند كه طنز ناميده مى شود. چيزهايى كه حتى در روانشناسى ، ادبيات، پزشكى و ساير علوم نيز به تناوب ديده مى شود!»
ما احتياج داريم به اينكه معلومات بيشترى درباره طنز داشته باشيم.
اين بخشى از صحبتهاى «چارلز.آر.آيس دريت» مدير بخش تئاتر دانشگاه ميشيگان است.
او در ادامه مى گويد: «اگرچه هر فردى توانايى گفتن» جك «را دارد اما كارتونهايى كه ما آنها را مورد تجزيه و تحليل قرار داديم، تنها به خصيصه خنديدن اكتفا نكردند. آنها دست اندركاران مجله نيويوركر اولين مجله خود را در ۶۵۶ صفحه با موضوع طنز چاپ كردند. در اين كتاب ۲۵۰۰ كارتون چاپ شد.» و اين روند تا امروز نيز ادامه داشته است.
قطعاً زمينه طنز آن قدر براى كارشناسان مهم و حائز اهميت بوده كه بخشى ازتحقيقات خود را معطوف به چرايى اين موضوع كردند. دكتر ريچارد.ال.لوئيز مدير بخش روانشناسى و پيراپزشكى دانشگاه توضيح مى دهد كه چگونه كارتونها قابليت ايجاد پل خويشاوندى بين خود و مخاطب را دارند.
شايد كه قطعاً چنين هم هست اين پلهاى خويشاوندى كه هنوزوجودشان از سوى دانشمندان تأييد نشده، طنز را جذاب و دوست داشتنى كرده اند. «كالينز» در پايان گزارش خود مى نويسد: «شايد كارتونها قابليت لمس كردن را نداشته باشند اما سريع تر از آنچه تصورش رامى كنيد ، در خون شما جارى مى شوند. اين يعنى جادوى طنز.»
طنز دوست داشتنى است اما تلخ
195966.jpg
على رضا كيوانى نژاد
تكان مى خوريد چنان با نيش و كنايه جوابتان را مى دهند كه نه راه پس داريد و نه راه پيش. توى هر سوراخى سرك مى كشند و اصلاً به روى خودشان هم نمى آورند كه فلانى از اين سرك كشيدنها ناراحت مى شود. «خب. بشود. به من ارتباطى ندارد» !
بدون شك اما طنزنويسى و طناز بودن يكى از محبوب ترين عرصه هاى ادبى است كه اتفاقاً هر كسى در آن موفق نمى شود. عمران صلاحى مى گويد: «به مصداق هر گردويى گرد است اما هر گردى گردو نيست. هر طنزى هم خنده دار است اما هر نوشته خنده دارى طنز نيست. ممكن است هجو، هزل و يا فكاهه باشد.»
***
وقتى مى خواهيد از طنز حرف بزنيد و رك و پوست كنده بگوييد كه چه برداشتى از اين ژانر ادبى داريد، با خودتان مى گوييد نكند اسامى زيادى از قلم بيفتد. بعد هم امكان دارد حرفهايتان به تيريج قباى عده اى بربخورد و كلى براى خودتان دشمن تراشى كنيد. اما واقعيت امر اين جاست كه طنز تعاريف زيادى دارد. حداقل به تعداد نويسندگان و فلاسفه اى كه زاويه ديدى دارند، گوناگون.
ولى نقطه اشتراك بيشتر اين عقايد در چند جمله خلاصه مى شود: «طنز گونه اى از نوشتن است كه بيان حقايق در آن شكل و شمايل ديگرى دارد.»
اين تعريف ما از طنز نيست. حتماً نام و آوازه طنزپرداز بزرگ آمريكا يعنى «مارك تواين» را شنيده ايد. اين تعريف تواين از طنز است.
«تواين» كه به خاطر خلق شخصيتى مثل «تام ساير» و «هاكل بريفين» فاصله زيادى با ساير نويسندگان هم رديف خود دارد، در زمانى كه مردم از خواندن آثار كلاسيك ادبى، زده شده بودند، دست به خلق شخصيتهايى زد با مضامين طنز. مى خواست يك جورايى مشكلات جامعه آن روز آمريكا را از پشت و پسله ها بكشد بيرون و با نوشته هايش ذهن مخاطب را انگولك كند، كه كرد.
بسيارى از كارشناسان و منتقدان ادبى دنيا معتقدند، ادبيات امروز آمريكا اگر عمارتى بزرگ با ستونهاى سترگ است، قطعاً زيربنايى به نام «مارك تواين» دارد. پس فكر نكنيد نوشتن هر چيز خنده دارى كه باعث خنده شما شود، اسمش طنز است چه به چنين نوشته هايى بعضاً فكاهه و در رده اى پايين تر هجو مى گويند.
نوشته هاى تواين لبريز از طعنه و گوشه و كنايه است. مى خواهد پرده از مسائلى كنار بزند كه من و شما جرأت ديدنش را نداريم، انگار مثل برده فروشى در داستانهاى هاكل بريفين كه اصلاً و ابداً به مذاق تواين خوش نيامد يا رابطه پدر هميشه مست و ولنگار هاك با فرزندش. اينها اگر قرار باشد در قالب نوشته هاى عادى و قانونمند روزنامه، بيان شود مطمئن باشيد چند سطرش را كه بخوانيد، خميازه اى مى كشيد و... الخ.
از طنزنويسان ايرانى هم مى گوييم تا بعداً متهم به يكسو نگرى نشويم. برويد سراغ كتابهاى طنز قديمى. آنجا ردپاى بزرگانى را مى بينيد كه قلمشان بسيار فاخر و كوبنده بود. اصلاً همانها بودند كه پايه هاى اوليه طنز را بنا كردند وبعدش هم كه رفتند به ديار ابديت. گفتن ونوشتن از اين نويسنده ها حداقل در اين مقال، كارى آسان نيست اما اگر قرار باشد از پيشگامان اين مكتب حرفى بزنيم بدون شك على اكبر دهخدا با آن نام مستعار به ياد مانديش دخو اگرچه طنزنويسى صرف نبود اما به درستى از نشانه ها و ابزارهاى اين صنعت استفاده مى كرد.
ستون چرند و پرند دهخدا در روزنامه، آنقدر تأثيرگذار و پرطرفدار بود كه حتى امروز اساتيد روزنامه نگارى معتقدند هنوز كسى در آن حد و اندازه، قلم نزده است. توى هر سطرش، هزار نيش و كنايه وجود داشت و نداشت. او در يكى از همين ستونها مى نويسد: «چندروز پيش يكى از دوستانم به سراغم آمد و از من خواست لقبى براى آقاى وزير پيدا كنم كه تا حالا هيچ يك از بزرگان مملكتى از آن بهره اى نبرده باشد. با كلى اهن و تلپ مى گفت كه آقاى وزير اصرار دارند كه لقب ايشان دست نخورده باشد. گفتم چيزى به ذهنم نمى رسد اما جايى خواندم كه سپاه ايران، پشت قلعه يونانيها صف كشيد. قلعه آنقدر محكم بود و برج وبارو داشت كه ايرانيها نتوانستند كارى از پيش ببرند. داشتند نااميد مى شدند كه يكى از سربازان ارتش يونان، آمد و به سردار ايرانى گفت كه اين طرف قلعه، يك كوچه باريك هست كه نه سربازى مواظبش است و نه چيزى. ازآنجا مى توانيد به يونانيها حمله كنيد. ايرانيها هم چنين كردند و پيروزشدند بر سپاه رقيب. سالها گذشت و كسى اسم آن سرباز يونانى را به خاطر نياورد ولى يونانيها او را درتاريخ «خائن» خواندند.
دخو اين لقب را به وزيرمى دهد و خودتان را بگذاريد جاى وزير و ببينيد چه زجرى دارد با اين طعنه و كنايه شما را خائن بنامند!
طنزنويسان ايرانى بدون شك از جايگاه و منزلت خاصى دراجتماع برخوردارند. شايد هم قسمتى از اين شهرت را مرهون قريحه شوخ طبع ايرانى جماعت باشند، شايد. آنها تبحر خاصى در به سخره گرفتن نقايص دارند.
به قول عمران صلاحى كه خود از طنازان بنام ايران و ادبيات ايران است: «طنزيعنى به تمسخرگرفتن عيبها و نقصها به منظور تحقير و تنبيه، ازروى غرض اجتماعى و آن صورت تكامل يافته هجو است.»
از پيشگامان طنز ايران داشتيم مى گفتيم كه مى رسيم به ابوالقاسم حالت. همين قدر مى دانيم كه درتهران به دنيا آمد و با نامهاى مستعارى مثل خروس لارى، ابوالعينك، هدهد ميرزا و... مى نوشت. تاريخ تولدش هم دركتاب طنزآوران امروز ايران ـ نوشته عمران صلاحى ـ ۱۲۹۲ قيدشده. ديوان خروس لارى، از عصر شتر تا عصر موتور، دوره دوره خرسوارى است و چندين و چند اثر ديگر از فرزندان طبع اوهستند. يكى از مشهورترين داستانهاى طنزش پختن كيك است و اگر بيشتر از يكى مى خواهيد، برويد سراغ داستان مرد دروغگو و خيرات سيب.
اما از اينجا به بعد ترجيح مى دهيم اسم هيچيك از طنزپردازان را نبريم. چون هم از قلمشان مى ترسيم و هم جربزه جواب دادن به نيش قلمشان را نداريم!
دوباره مى رويم سراغ همان طنازان اروپايى و غربى. مثل آنتوان پاوولويچ چخوف. اين نويسنده و طنزپرداز قدر روس، سالهاى سال از بيم انتشار نيافتن آثارش، دست به خودسانسورى مى زد. عاقبت به اين نتيجه رسيد كه مى تواند با نوشتن درگونه اى به نام طنز، هرچه دلش مى خواهد بنويسدو آنها را به خورد مردم بدهد.
چخوف مجبور بود به خاطر بيماريش ـ سل ـ مدتى را درجزيره ساخالين سپرى كند. اما باوركنيد وقتى رسيد به ساخالين انگار موتورش تازه روشن شده بود و شروع كرد به نوشتن. حتى تا آن زمان، «گوركى» را يكى از بزرگترين نويسندگان روسيه و دنيا مى دانست ولى وقتى پايش رسيد به ساخالين، جوگيرشد و زد زير همه عقايدش! داستان معروف سگ كه حتى چندين بار تله تئاترش از شبكه چهارم پخش شد، مؤيد شرايط متزلزل آن روزهاى روسيه است.
چخوف دراين داستان آنچنان پليس روسيه را مسخره مى كند كه تقريبا تا امروز هم اين جريان بى سابقه است.
آنها از طنز براى بيان عقايدى استفاده مى كردند كه شنيدنش درحالت عادى به كلى جنبه احتياج داشت، كه اصولاً كسى جنبه اين انتقادها را نداشت، يا داشت. امروزه نيز طنز را درسه زمينه اجتماعى، جنسى و سياسى مى دانند اما درايران به خاطر شرايط خاص فرهنگى، طنز ديگرى به نام طنزتلخ مطرح شد كه طنزپردازان خاصى چون صلاحى، افشار و... آن را قبول نداشته و تنها آن را ماحصل به خاكى زدن طنزپردازان ايرانى مى دانند! شل سيلور استاين، گوسينى، عزيزنسين (اين يكى را نبايد هم رديف بزرگان طنز بدانيد اما درهرصورت نسين در تركيه هم مطرح است و هم محبوب. حتماً سرى به كتاب زنده باد قانون بزنيد) «پيتر سلرز» و حتى سالينجر، خوب مى دانند كه طنز با مذاق بسيارى سازگارنيست. اما كارشان را دنبال مى كنند.
درخاطره اى از تواين آمده كه براى نوشتن مطلبى به هتلى مى رود كه پولش را صاحب نشريه پرداخت كرده بود.
تواين فرصت داشت تنها درعرض يك هفته مطلبش را بنويسد. اما به چهارهفته رسيد. صاحب نشريه نامه اى نوشت اين طورى: «اگر تا آخر اين هفته مطلب را تحويل ندهى، با لگد بيرونت مى كنم» .
تواين هم جواب داد: «اگر من هم كارهايم را با پا انجام مى دادم، امروز تواين نبودم» !

|   صفحه اول   |   سياسى   |   چشم انداز   |   گزارش ويژه   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   |   اوقات شرعى   |   ادبيات   | 
|   ارتباطات   |   كتاب و كتابخوانى   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   |   ضميمه ۴   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |