|
معرفى كتاب
دايره المعارف بى نزاكتى يا چطور كفر مامان رو دربياوريم!
|
|
|
ياسمن شكرگزار لابد خيلى اين جمله رو شنيديد:« ادب از كه آموختى؟ از بى ادبان ». البته بعضى وقت ها بى ادبان يك كارهاى بامزه اى مى كنند كه ادب خودمون هم يادمون مى ره، ولى كلاً بايد اينجورى باشه كه وقتى مى بينيم كسى كار بدى مى كنه، يك كم نچ نچ كنيم و حسابى ادب ياد بگيريم (بعد هم بريم يك جاى ديگه و همون كار رو بكنيم!) جالب اينجاست كه اكثر آدمها وقتى بهشون مى گن اين كار رو بكن، نمى كنند و وقتى مى گن اين كار رو نكنيد، مى كنند. عجب سيستم پيچيده اى داريم! همين خود شما ، كلى از يك كتاب تعريف كنم اصلاً نمى ريد بخريد، تا بگم فلان كتاب (...) است، فردا مى ريد مى خريد. اما ربط اينا به داستان و كتاب و نويسنده چيه! نويسنده هايى هم كه به ما چيزى ياد مى دن، دو جورن. يا خيلى مستقيم مى گن كه چى خوبه و انجامش بديد (و شمام انجام نمى ديد) يا روش «معكوس» رو انتخاب مى كنند و مى گن فلان كار بد رو انجام بديد و شما واسه اينكه لجشون رو دربياريد، ديگه اون كار رو نمى كنيد، پس روش دوم گاهى خيلى مؤثرتره! اين هفته هم قراره همه يك جورايى بچه هاى مثبت ترى بشيد، براى همين من مى خوام«دايره المعارف بى نزاكتى يا چطور كفر مامان رو در بياوريم!» رو معرفى كنم. لابد داريد هورا مى كشيد! * تا ديدى مامان دوربين فيلمبردارى رو آورده تا از كار قشنگى كه دارى مى كنى، فيلم بگيره، ديگه اون كارو نكن. بعد كه مامان دوربين رو گذاشت سر جاش، دوباره همون كار قشنگه رو بكن! * مى دونى همه جازيستهاى موفق وقتى بچه بودن، موقع غذا خوردن مدام با قاشق مى زدن روى ظرفشون! * جغجغه تو بنداز زمين و ببين مامان چند بار خم مى شه تا اونو برداره. اگر كم تر از بيست بار خم شد، جيغ بكش! * ياد بگير كه در توالت را از تو قفل كنى و جيغ بزنى! * وقتى برف مى آد، خيلى خوش مى گذره، مخصوصاً اگه يك تكه برف بندازى توى يقه مامان! * هر حرفى رو كه مامان مى گه بى تربيتيه يادت بمونه تا بعداً ازش استفاده كنى. * يك كارى كن مامان خل بشه! اگه امروز از چيزى خيلى خوشت مى آد، فردا بگو ازون متنفرى! درسته كه شما دوران سنى يك تا پنج، شش سالگى تون رو گذرونديد، اما خوندن اين جمله ها كيف داره و كتاب، رفتارها و شلوغ بازى (به قول سهيل« كرم افشانى») بچه ها رو به طنز كشيده. رفتارهايى كه واقعاً كفر مامان ها رو در مياره! نويسنده اين دائره المعارف،«آر. جى. فيچر»ه (كه نمى دونم چه دشمنى با مامان ها داشته!) كتاب ۵۶ صفحه است كه در قطع خشتى (كوچيك) روى كاغذ گراف چاپ شده كه قهوه اى كم رنگ و بامزه است. جلد عجيب و غريبش رو هم كه داريد مى بينيد، اى كاش يك كم به سليقه مخاطب كم سن و سال بيشتر توجه مى شد و مثلاً چهار تا گل و سنبل و بچه هم روش مى كشيدند يا لا اقل جاى رنگ سياه از رنگ ديگه اى استفاده مى كردند. كتاب به سبك كارهاى شل سيلورستاين تصويرگرى شده و طراح سعى كرده سادگى نقاشى هاى كودكانه رو توى كارش حفظ كنه، اما تصاوير، قدرت و ظرافت كارهاى شل رو نداره و خيلى سخته بعضى هاش رو تشخيص بديد كه چى هست! كتاب رو سولماز دريانيان تصويرسازى كرده و تبسم آتشين جان، مترجم اونه و نشر حوض نقره، به بازار كتاب فرستاده. در شناسنامه كتاب هم به اين ويژگى ها اشاره شده: ۱- كودكان _ روانشناسى ۲- آموزش و پرورش كودكان ۳- رفتار والدين ۴- كودكان، لطيفه، هجو و طنز. الآن پدر و مادرتون هم كلى مشتاق شدند اين كتاب رو بخرند (هزار تومن بايد بدند) احتمالاً بعد از خريدن و خوندن كتاب يا روش» معكوس «تأثيرش رو مى گذاره و يك فرد مؤدب و منظم مى شيد و يا بابا و مامان، كتابتون رو طى يك مراسم باشكوه مى اندازند تو آتيش بخارى!
|