|
معرفى فيلم
«دنيس»مردم آزاركوچك كوچك!
|
|
|
حميدرضا پورنصيرى
وقتى صحبت از خرابكارى و هنر اصيل كرم افشانى مى شود، نمى توان به «دنيس» اشاره نكرد كه از استادان بى چون و چراى اين هنر است. دايره المعارف بى نزاكتى را كنار بيندازيد و راهنمايى هاى چنگيز - دوست سهيل - را فراموش كنيد، دنيس خودش يك دايره المعارف كامل خرابكارى و بيچاره كردن بزرگترهاست! شايد شما كاريكاتورها و كميك استريپ هاى او را نديده باشيد (كمتر در نشريات ما چاپ شده) اما حتماً فيلم سينمايى اش خاطرتان هست كه به اسم «دنيس بچه شيطون» يا «دنى شيطونه» چند بار از تلويزيون خودمان پخش شده و گوشه هايى از بلاگيرى هاى اين هيولاى نيم وجبى را نشانتان داده. دنيس شيطون يا تهديدگر Dennis the Menace مخلوق يك كاريكاتوريست و طراح كميك استريپ معروف به نام هنرى (هنك) كينگ كچام Henry (Hank) King Ketcham است كه سال ۱۹۲۰ در سياتل واشنگتن به دنيا آمد و ۲۰۰۱ در اثر بيمارى سرطان درگذشت. كچام حوالى سال ۱۹۳۸ تحصيلات در كالج را ول كرد تا انيميشن كار كند و به گروه «والتر لنتز Walter Lantz» (خالق داركوب معروف «وودى وودپكر» ) پيوست. در همان سالها كچام به خدمت كمپانى والت ديزنى درآمد و در چند انيميشن سينمايى معروف اين كمپانى مثل «پينوكيو» و «فانتازيا» و تعدادى از كارتونهاى كوتاه «دانلد داك» همكارى كرد. او سال ۱۹۴۸ به «كارمل» ايالت كاليفرنيا رفت و آنجا به عنوان طراح كميك استريپ و كاريكاتور با نشريات مختلفى همكارى كرد و معروفترين شخصيت آثارش يعنى «دنيس مردم آزار» را آفريد (سال ۱۹۵۱) و طراحى استريپ هايش را كه در صد نشريه به چاپ مى رسيد، تا سال ۱۹۹۵ ادامه داد. دنيس يك دهه قبل از محبوبيت «پى ناتس» ( «چارلى براون» ، «اسنوپى» و ساير رفقايشان) تبديل به نمايش تلويزيونى و انيميشن شد و معروف است كه جناب كچام چندان دل خوشى از آثار همكارش «چارلز شولز» (خالق پى ناتس) نداشت و هرجا دستش مى رسيد، متلك مؤدبانه اى نثار «پى ناتس» مى كرد، مثل اين اظهارنظر: «شولز عين چى شانس آورد، يك دهه مثل مورچه قدم بر مى داشت، بعد يكهو اسنوپى را از آستينش درآورد و به آسمان پريد!» كچام معتقد بود كه «دنيس» يك بچه واقعى با تمايلات واقعى است، اما بر و بچه هاى «پى ناتس» خيلى آرام و بى حس و حال و محتاط و فانتزى هستند، درست مثل خود «شولز» ! ما اين بد و بيراه را خيلى جدى نمى گيريم، چون «پى ناتس» هم براى خودش اعتبارى دارد و هيچ كس نمى تواند «چارلى براون» و «اسنوپى» را دست كم بگيرد، اما كچام دست كم در يك مورد حق داشت: «دنيس» كاملاً واقعى بود، چون طراح، از پسر خودش «دنيس كچام» الهام گرفته بود! دنيس واقعى سال ۱۹۴۷ به دنيا آمد و آنقدر شيطان و خرابكار بود كه پدر پدرش را درآورد و سال ۱۹۵۱ كچام در خاطراتش نوشت: «اين بچه كوچكتر از اين است كه بشود كتكش زد، آنقدر هم بزرگ نيست كه بشود انداختش زندان!» خلاصه خرابكارى هاى پسر باعث شد پدر كم حوصله، زن و بچه و خانه را ول كند و تمام بلاهايى را كه سرش آمده بود، به شكل ماجراهاى دنيس كارتونى به تصوير بكشد؛ پسربچه پنج ساله اى كه با پدر و مادر و سگش زندگى مى كند و هر روز بلاى تازه اى سر همسايه بيچاره شان «آقاى ويلسون» مى آورد. هرقدر كچام در زندگى واقعى پدر نمونه اى نبود، اما براى پسر كارتونيش واقعاً پدرى كرد و دنياى پرشر و شور و شيطنت هاى معصومانه بچه ها را با قلمى نه چندان مؤدبانه (آن جور كه مامان و باباها دوست دارند!) اما شيرين و مؤثر به تصوير كشيد. در كارتون (كاريكاتورهاى) يك كادرى دنيس، معمولاً يكى دو خط ديالوگ زير كادر، ماجراهاى آن را كامل مى كند و به صحنه معنا مى دهد كه اين شرح يا ديالوگ معمولاً اظهارنظرهاى دنيس در گفت و گو با پدر و مادر يا دوستانش است. سال ۱۹۹۳ «نيك كسل» ماجراهاى دنيس را با بازى «والتر ماتيو» هنرپيشه معروف نقشهاى كمدى و جدى در نقش آقاى ويلسون تبديل به فيلم سينمايى كرد كه دنباله كم اهميت ترى در سال ۱۹۹۸ برايش ساخته شد. اين بار در كنار كميك استريپ هاى «هاگار» چند تا از كارهاى دنيس مردم آزار را هم به عنوان استاد كرم افشانى و مهمان ويژه اين شماره، برايتان چاپ مى كنيم.
|