جمعه ۱۱ دى ۱۳۸۳ - ۱۸ ذيقعده ۱۴۲۵
Fri, Dec 31, 2004
سياسى
۳۰۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
چشم انداز
گزارش ويژه
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
ادبيات
ارتباطات
كتاب و كتابخوانى
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
هفته اى كه گذشت
محمدعلى ابطحى در گفت و گو با ايران جمعه
صف آرايى كانديداهاى دوم خردادى
هفته اى كه گذشت
هفته اى پرخبر در ايران و جهان
هرچند هفته گذشته به تلاش انتخاباتى جناح محافظه كار اختصاص داشت، اما اين هفته اصلاح طلبان نيز به حركت و جنبش هايى پرداختند كه نشان داد برنامه هاى آنها نيز قرار است يكى پس از ديگرى اتفاق بيفتد تا انتخابات با مشاركت حداكثرى مردم برگزار شود. از اينها گذشته، هفته اى كه گذشت هفته اى پرخبر بود. وقوع زلزله در اندونزى و سواحل اقيانوس هند كه تا آخرين لحظه تلفات آن به بيش از ۶۰ هزار نفر رسيده، جزو پنج زلزله مخرب وويرانگر تاريخ است. هرچه باشد ۸‎/۹ ريشتر قدرت تخريب بسيار بالايى دارد. ضمن اينكه همين روزها سالگرد زلزله غمبار بم بود كه بسيارى از عزيزان هموطن را در كام مرگ فروبرد.
اما در اين هفته يك اتفاق ديگر در دنيا كه اتفاقاً مطلب اصلى صفحه سياست ايران جمعه هفته گذشته نيز بود، خبرساز شد. در اوكراين، ويكتوريوشچنكو با حمايت دموكراتيك ياران و هواداران خود توانست با كسب حداكثر آرا رقابت انتخاباتى را ببرد و به عنوان رئيس جمهور اوكراين وظيفه خدمت به مردم كشور خود را بر عهده گيرد. در آينده با نگاهى تحليلى تر به اين قضيه مى پردازيم.
اما در داخل كشور به جز بحث ائتلاف اصلاح طلبان، حزب مشاركت ايران اسلامى كانديداى خود را معرفى كرد، احمد توكلى تصميم خود براى حضور در انتخابات را اعلام كرد و علاوه بر آن طبق آخرين نظرسنجى نيروهاى ائتلاف انقلاب اسلامى مشخص شد كه لاريجانى از اقبال بالاترى برخوردار است. معادلات انتخابات رياست جمهورى آينده در حالى مورد بررسى قرار مى گيرد كه دو عامل بر هم زننده هنوز موضع خود را مشخص نكرده اند. اكبر هاشمى رفسنجانى و حسن روحانى. حضور هر يك از اين دو مقام معادلات انتخابى احزاب و گروهها را به هم مى زند و البته خيلى از محافظه كاران حاضر به اعلام حمايت از اين دو نفر نيستند. بايد ديد سردار سازندگى كه در دوران رياست جمهورى پيشين خود بر امور اقتصادى و سازندگى كشور متمركز شده بود، اين بار با چه استراتژى و برنامه اى اگر قصد حضور در انتخابات راداشته باشد، وارد مى شود. از سوى ديگر حسن روحانى كه هم روحانى است و هم دكتر و هم ديپلمات و هم سابقه پربارى از فعاليتهاى سياسى او از دو سال پيش يكى از حياتى ترين مسائل كشور پس از انقلاب، يعنى پرونده فعاليتهاى هسته اى ايران به او واگذار شده، با چه تصميمى نظر خود را اعلام مى كند. حسن روحانى چهره اى است كه مى تواند توافق ميان هر دو جناح را به دست آورد ضمن اينكه به دليل فعاليت عمده خود در پرونده هسته اى چهره اى بين المللى است و مى تواند موقعيت مساعد ديپلماسى ايران كه دستاورد محمد خاتمى است را حفظ كند و حتى ارتقاى آن را به عهده گيرد.
اما احمد توكلى كه وزارت كار كابينه ميرحسين موسوى را در دست داشت و پيش از اين نيز در انتخابات رياست جمهورى كانديدا بوده و در انتخابات دور دوم رياست جمهورى سيدمحمد خاتمى، شكست سختى از او خورده باز با اين شعار به صحنه بازگشته كه «لازم نيست رئيس جمهور اختيارات بيشترى داشته باشد، مهم اين است كه اقتدار داشته باشد.» با اين جمله هم بار ديگر او خاتمى را نقد كرده و در ضن خود را در جايگاه سياستمدارى مقتدر مى بيند.
اما جبهه مشاركت ايران اسلامى بالاخره به صحبتها و خط و نشانهاى خود پايان داد و كانديداى خود را معرفى كرد. مصطفى معين، وزير مستعفى كابينه خاتمى و هم او كه به عنوان وزير علوم كابينه خاتمى دوران پرتلاطمى را طى كرد به طور رسمى از سوى حزب مشاركت به عنوان كانديدا معرفى شد. پيش از هرگونه تحليلى درباره حضور مصطفى معين بايد منتظر ماند و ديد كه آيا او مى تواند تأييد صلاحيت شود يا نه.
اما مجلس در اين هفته دو بار خبرساز شد. يك بار با طرح تثبيت قيمتها در سال آينده كه واكنش محكم دولت را به همراه داشت و يك بار با طرح يك فوريتى ساماندهى وضعيت ازدواج جوانان، نكات ابهام و پرسش زيادى را مطرح كرد.
دكتر عبدالله رمضان زاده، سخنگوى دولت اين هفته درباره مصوبه مجلس كه براساس آن قيمت بنزين، آب، برق، گاز، تلفن و مرسولات پستى را در سال آينده تثبيت مى كند، سخن گفت و ابراز تعجب كرد كه چرا برنامه پنج ساله دولت به برنامه يك ساله تبديل شده است. رمضان زاده در خصوص برنامه هاى تعهدشده از دولت با صراحت گفت كه براى اجراى آن منبع مالى در اختيار دولت نيست. وى معتقد است كه چنين تصميمى فارغ از كار كارشناسى است و اگر كارشناسان خبره آن را بررسى كنند نظر ديگرى خواهند داد. به هر حال تعامل دولت و مجلس به ضرر دولتى تمام شده كه عمر زيادى از آن باقى نمانده و مشخص نيست دولت آينده با چه حسابى مى خواهد برنامه هاى خود را با اين عملكرد مجلس پيش ببرد.
در همين احوال بود كه طرح ساماندهى ازدواج جوانان هم از سوى مجلس مطرح شد. عجيب ترين نكته اين طرح بخش تقسيم مناطق شهرى براى اخذ مهريه است كه نگاه كالايى را بر زنان حكمفرما مى كند و بعيد است در جامعه رو به دموكراسى ايران چنين طرحى طرفدار پيدا كند. اين طرح را در آينده اى نزديك بيشتر بررسى كرده و به جوانب آن و تبعات آن خواهيم پرداخت. خبرى كه بايد به آن در پايان اشاره كرد بحث انتخابات در عراق است كه حدود يك ماه ديگر قرار است برگزار شود و هر چه به آن نزديكتر مى شويم، اوضاع حساس تر مى شود. در آخرين حادثه، سوءقصد نافرجامى عليه رئيس مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق انجام شد و هنوز ناآرامى هايى به چشم مى خورد كه به نظر مى رسد هرچه به انتخابات نزديك شويم، از آن بيشتر خبر برسد.
محمدعلى ابطحى در گفت و گو با ايران جمعه
بگذاريد خودم باشم!
196023.jpg
كامبيز توانا
به سايت خود بيش از حد انتظار علاقه مند است و يك هفته اى كه نتوانست با سايت خود باشد را هفته خوبى نمى داند. محمدعلى ابطحى ، روحانى و سياستمدارى است كه با حضور محمدخاتمى و دولت اصلاحات از او زياد شنيديم و حالا و در روزهايى كه از معاونت حقوقى و پارلمانى رئيس جمهور استعفا داده، هنوز خبرساز است. وب نوشت را حدود يك سال پيش راه اندازى كرد و به مانند يك خبرنگار آزاد مطلب نوشت، عكس گرفت و نقد ونظرهاى خود را مطرح كرد. ابطحى نخستين كسى بود كه «سياستمدارى سايبرنتيك» را پس از انقلاب انجام داد اما علاوه برآن او يك روحانى است و لذا اين كار او از دو جهت قابل بررسى و نگاه است . نخست اين كه به عنوان روحانى بسيارى از تابوها را شكسته و معتقد است روش هاى ارتباط مردم و مسؤولان بايد به روز باشد و دوم اين كه حاضر نيست به عنوان روحانى از حوادث روز و زبان روز خود را عقب بكشد. بهترين موضوعى كه فكر كردم مى توان با او درميان گذاشت ، تازه ترين بحث يعنى تعطيلى يك هفته اى سايت او بود. در حال حاضر چندروز است كه سايت خود با نام «وب نوشته ها» را دوباره راه اندازى كرده و حتى مجموعه دست نوشته هاى شش ماهه اول وب نوشت را در قالب كتابى به نام «براى دلم» به چاپ رسانده است.
با دوران «بى سايتى» چگونه كنار آمديد؟
اين هفته اى كه عصرها بايد مطلب در سايت مى گذاشتم و مى توانستم حالت عجيبى بود چرا كه نمى شد. كارهايش در وجودم مى ماند بخصوص اين كه اخيراً بخش پرسش و پاسخ آن را راه اندازى كرده بودم و درعين اين كه وقت زيادى مى گرفت، شيرين بود. ضمن اين كه سايت به تدريج دوطرفه شده بود. ديگر هم نمى توانستم اى ميل هايم را هم بخوانم. احساس كردم ناگهان در يك زندان انفرادى افتادم كه با هيچ جا ارتباط ندارم. نه جامعه را مى فهمم و نه نيازها و نه بحث ها و نه اين كه خودم مى توانستم حرف بزنم.
همين جا اين را بگويم كه منتقدان من كه از اين كار ناراضى بودند اين را بدانند كه على رغم تمام القابى كه به من مى دهند هنوز معتقدم اى كاش مسؤولان ما به صورت جدى بخشى را در نظر بگيرند و اى ميل هاى مستقيم مردم را بخوانند چرا كه اين ارتباط مستقيم از همه ارتباط ها مهم تر است. ما هرچه مى خوانديم واقعاً بسيار فرق دارد با آنچه كه حتى آدمها با اسامى غيرواقعى ابراز مى كنند. در آن صورت آن مسؤول مى تواند بفهمد چه مى گذرد تا برنامه ريزى كند. متأسفانه برنامه ريزى هايى صورت مى گيرد كه آن وقت مى بينيم كه اين برنامه ريزيها جواب نمى دهد.
يعنى معتقديد ديگر ماشين پيام گير يا روش هاى ديگر براى ارتباط مردم و مسؤولان جوابگو نيست؟
فكر مى كنم راه اى ميل در حال حاضر مطمئن ترين باشد به علاوه اينكه مخاطبان اى ميلى را مخاطبانى تأثيرگذارتر در آينده كشور مى بينم. در حقيقت يك حالتى روبه نخبگى داشتن در وجود افرادى كه پاى اينترنت هستند وجود دارد.
تا به حال شده در ظرف اين يك سال يك ارزيابى از تأثيرات شخصى و عمومى فعاليت سايت خود داشته باشيد؟
خيلى به آن فكر كرده ام. يكم، اين كه فكر مى كنم در مديريت كشور تأثير گذاشته است ديگر اين كه اساساً اين حوزه ممنوعه بود و تابو شكسته شد. براى ايجاد با مديريت كشور هم در كلان قضيه مفيد بود هرچند مورداتهام، انتقاد، اهانت، تهمت و همه چيز قرار گرفتم. مى گفتند چرا به عنوان يكى از مديران كشور به اين حوزه آمده ام. از طرف ديگر توانستم ارتباطى با يك قشرى برقرار كنم كه حتى خودم تصور مى كردم محال است . يعنى يك آخوند كه بخشى از مسؤوليت كشور را هم دارد بتواند با جامعه جوان كشور آن هم اين مجموعه جوان كشور ارتباط برقرار كند و البته نشانه فهم نسل جوان هم هست كه آدمها را با پست و لباس نگاه نمى كنند. يك بار در اوركات اولى خودم، شخصى كه من را اصلاً نمى شناخت برايم پيام گذاشته بود كه من فقط ديدم يك آخوند اينجاست و آمده بودم بد و بيراه بنويسم و بروم اما ناگهان با حجمى از آدمها برخورد كردم كه كاملاً متفاوت هستند و برايم معما شد كه چگونه يك نفر مى تواند اين چنين باشد. اين تجربه برايم خيلى شيرين بود.
خيلى ها متأسفانه به نگاههاى ارتباطى ، نگرش ارتباط ناسالم دارند و مى بينند كه نخستين اتهامى هم كه زده مى شود همين ارتباط ها است.
يك تأثير نشستن پاى اينترنت در خانه، واكنشهايى است كه از درون اهل خانه به همراه دارد به هرحال شما يك وقتى را از آنها مى گيريد و به اينترنت اختصاص مى دهيد برخورد آنها با اين مسأله چگونه است؟
در خانه ما همسر و دخترم هردو اهل اينترنت هستند و اين مسأله براى ما مشكل ساز نيست هرچند خودم هم مراعات مى كنم و بيشتر از خواب خودم كم كرده و به اين كار اختصاص مى دهم تا وقت خانواده.
به مطلب يا عكسهايى كه مى گيريد واكنش نشان نمى دهند؟
دخترم در دانشكده علوم اجتماعى تحصيل مى كند ولى علاقه اى به سياسى بودن ندارد. حتى آن جا سعى مى كرد چون فاميل او ابطحى است بقيه ندانند كه او دختر من است. اما معمولاً با كسى وارد مذاكره در باره نوشته هاى من نمى شوند.
تا به حال وسوسه نشده ايد كه با داشتن سايت و مخاطب از آن بهره بردارى سياسى كنيد؟
نخستين چيزى كه به ذهن خيلى ها از همان اول مى رسيد اين بود كه من اين كار را براى بهره بردارى سياسى كرده ام و تا زمان انتخاب مجلس هم فشار بر روى اين مسأله خيلى زياد بود. همانجا گفتم كه من اين كار را براى دل خودم راه انداختم چون احساس مى كردم دراين جامعه بايد با صداقت رفتار كنم وگرنه خيلى زود آسيب مى بينم .
رفتار با صداقت هم آسيب هاى خودش را دارد نمونه بارز آن آقاى خاتمى است.
مى خواهم بگويم كه نخواستم از اين مسأله سوءاستفاده نكنم. تصميم هم گرفتم در هيچ انتخاباتى شركت نكنم يا با جمع دوستان، حزب راه نيندازم.
اما به هرحال پتانسيل آن بالاست و شايد روزى خيلى كاربرد داشته باشد.
فكرى روى آن نكرده ام اما به نظرم اگر بخواهم چنين كارى كنم ارتباط اينترنتى را قطع مى كنم. احساس مى كنم اگر بخشى از ذهنم را اين مسأله بگيرد نمى توانم آن چيزى كه اعتقادم است و به مخاطبان من ممكن است بربخورد را بنويسم الآن اين كار را مى كنم . ممكن است بخشى از مخاطبان من روز درگذشت يكى از امامان را به آن امام اختصاص مى دهم، راضى نباشند يا بعضى خوششان نيايد كه من در باره والنتاين يا كريسمس بنويسم . اما من به آنچه خوداعتقاد دارم مى نويسم. خيلى وقتها هم سوءتفاهم و برداشت غلط است. مثل مطلبى كه در باره دكتر معين نوشتم و به تخصص هاى او اشاره كردم. يك نفر به من گفت كه اگر مرد هستيد بايد در مورد ولايتى و لاريجانى هم در همين حد بنويسيد. فكر كرده بود اينجا مثلاً صداى جمهوى اسلامى ايران است كه از بودجه بيت المال اداره مى شود و در آن بايد به همه پرداخته شود. در حالى كه اين سايت شخصى من است و احساس شخصى خودم را مى نويسم.
اما خيلى جاها هم غيرمستقيم برخى حرفها را مى زنيد . مثلاً در حالى كه هنوز خبر استعفاى شما و جانشين شما محرز نشده بود عكس آقاى انصارى را در صفحه گذاشتيد.
بله. اين استفاده هاى خبرى را از آن مى كنم.
اما در عين حال شما يك تابو را شكسته ايد. آن دسته از افراد كه روحانيت را اهل مدارا و گفت وگو نمى دانستند با اين حركت شما نظرشان عوض شده است.
من دوران سختى را گذراندم تا اين مسأله هموار شد. احساس مى كردم تصميم جدى من اين بوده و هست كه مخالفين من نبايد جهت حركت من را مشخص كنند. خيلى وقتها به حرف منتقدان خودم توجه نمى كنم.
به فكر افتاده ايد كه به منتقدان خود جواب دهيد؟
هيچ وقت منتقدان خودم را سانسور نكردم. آنها مبنايى دارند كه من با آن مخالفم. مى گويند خلاف شأن آخوند و مسؤول است كه بنشيند پاى اينترنت. بحث ديگر ادبيات نوشتارى و موضوعاتى است كه انتخاب مى كنم. چون كمى متفاوت است.
195993.jpg
مثبت ترين واكنشى كه در خصوص سايت خود ديده ايد چه بوده؟
در سيستم دولتى و به خصوص در زمانى كه عضوى از دولت بودم خيلى موفقيت داشت. برخى وزرا به من مطلب مى  دادند كه من در سايت كار كنم. برخى خاطره تعريف مى كردند كه من آن را در سايت استفاده كنم. انصافاً همت مى خواهد. مهم ترين كار سوژه يابى هرروزه است. حدود يك سال من بدون تعطيل كار كرده ام.
شايد هم چون استفاده از اينترنت هنوز كار فانتزى به حساب مى آيد به شما خرده مى گيرند.
اين هم هست. مى گويند به جاى اين كه عكس بگيرى به كار خودت برس. در حالى كه من كار خود را ول نمى كنم دنبال عكس بروم . توفيق عمده سايت من اين بود كه توانست آدمها را از كادر ۴*۳ درآورد. هيچ كس تا به حال وزير ما را غيراز حالت رسمى نديده بود. حالا همه مى دانند كه وزير هم بدون كت مى نشيند، چاى مى خورد و پاى خود را دراز مى كند. اين بحث فاصله بين مردم و مسؤولان را كم مى كند. برخى هم به من مى گويند سوپاپ و اينها هستى. شانس من اين بود كه مخالفان سياسى ما حتى در اين مقدار هم نمى توانند بفهمند و به همين دليل از من حمايت نكردند.
اما آنها هم سايت هاى خودشان را دارند هرچند به روابط مشروع شهروندى و احترام متقابل نيستند. حتى يك هفته نامه هم كه لقب بدى به شما داده بود و موضوع به شكايت هم رسيد نشان داد كه اين واكنش ها به هيچ چيز غير از تخاصم استوار نيست.
پذيرش و سعه صدر در كار و شنيدن حرفها، لطفى از جانب خداوند بود. اينترنت نقشى دارد كه وقتى مى آيد وسط انگار دارد همه چيز را نشان مى دهد. اتفاقاً اگر كسى كه مى آيد وسط قابليت دفاع داشته باشد اشكالات كمترى براى جامعه دارد تا كسى كه وسط نيامده ولى همه دارند درباره او حرف مى زنند. آنچه مرا دراين يك سال سرپا نگه داشته ، تشويق هاى مخاطبان بوده وهست.
تلخ ترين حادثه اى كه به شدت شما را مدت اين يك سال كار با اينترنت آزرده باشد چيست؟
همين دزدى سايتم خيلى مرا اذيت كرد. بعضى وقتها هم كه در دفاع از نظريه و فردى باتوجه به نگاه مخاطبان اينترنتى مطلبى مى نوشتم و آن فضا را، آن فرد يا مقام مسؤول درك نمى كرد و در همان حال مرا هم نقد مى كرد ، برايم از نظر عاطفى سخت بود.
و شيرين ترين آن؟
يكى دوبار موفق شدم جريان راه بيندازم كه خيلى خوب بود. مثل موضوع خليج فارس و كارى كه با بچه هاى پرشين بلاگ داشتيم.
البته شما تنها مسؤولى بوديد كه به اين قضيه اعتراض كرديد و خيلى سريع.
بله . چندبار هم به نوعى موضع گيرى و خبررسانى سريع داشتم كه برايم شيرين بود.
كدام از همه جذاب تر بود؟
مثل آنچه در باره دستگيرى صدام نوشته بودم آن هم در حالى كه همه در حال تصميم گيرى بودند كه چه موضعى بگيرند من موضع خودم را با خوشحالى گرفتم. يك بار هم بحثى جنجالى بود و آن هم در زمانى كه هنوز جنگ آمريكا درعراق اتفاق نيفتاده بود و گفتم هرحكومتى در عراق برسر كار بيايد بهتر از صدام است و اين در زمان خود خيلى موضوع مهمى بود.
وقتى فهميديد سايت خراب شده چه واكنشى نشان داديد؟
در سفر بودم كه توسط يكى از دوستان مطلع شدم . فكر كردم اشكال فنى است. فرداى آن روز پيگيرى كردم و به اين نتيجه رسيدم كه شركت داخلى كه دومين را براى يك نفر ديگر گرفته بود و بعد من خريده بودم، اى ميلى به اسم من و به اسم شركت براى آن شركت خارجى كه دومين را اجاره مى دهد زده كه من مى خواهم فعلاً سايت را متوقف كنم. شركت داخلى ادعا مى كند اشتباه شده يا اى ميلش هك شده و دو روز صبر كردم و ديدم خيلى طول مى كشد و اگر شركتهاى داخلى واسطه باشند راه آسيب پذيرى است . بنابراين بدون واسطه شركتهاى داخلى يك دومين براى سايتم به نام وب نوشته ها ثبت كردم. ضمن اينكه برخى مواقع مطالبى از قول سايت من نقل مى شود كه واقعاً در سايت من نيست.
صف آرايى كانديداهاى دوم خردادى
۳ كانديدا در برابريكديگر
رضا خجسته رحيمى

بازى انتخابات در جبهه اصلاحات خارج از توافق بر سر اجماع همچنان ادامه دارد. در هفته هاى گذشته اگرچه برخى احزاب اصلاح طلب با طرح بحث كابينه ائتلافى قصد آن داشتند كه توافقى ميان گروههاى عضو اين جبهه برقرار كنند و بدين ترتيب همگان بر سر سفره اجماع بنشينند اما پس از چند هفته اكنون بحث كابينه ائتلافى به فراموشى سپرده شده است تا هر گروه سازوكار خود در انتخابات آينده را به موازات گروهى ديگر در اين جبهه پيش بگيرد. همچنين اگرچه اصلاح طلبان مستقر در دو حزب جبهه مشاركت و مجاهدين انقلاب تا هفته هاى پيشتر در پس ابراز تمايل خود به كانديداتورى مصطفى معين در انتخابات آينده به رايزنى پنهان با ديگر كانديداهاى مطرح در اين جبهه مى پرداختند و بدين ترتيب نسيم اجماع همچنان اگرچه نه در آشكار اما در خفا جريان داشت، برخى تحليلها و گزارشها نيز در اين داستان وقفه انداخته. جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين با طرح كانديداتورى مصطفى معين در انتخابات آينده به نيكى مى دانستند كه كانديداى شان نه در قامت رياست جمهورى است، نه شناخته شده خاص و عام است و نه اميدى به تأييد صلاحيت وى وجود دارد. اينچنين بود كه اگر مهدى كروبى و هاشمى رفسنجانى با چراغ پايين حركت و اعلام رسمى كانديداتورى خود را به آينده اى نامشخص موكول مى كردند، اصلاح طلبان مشاركتى و مجاهدين انقلابى سازوكار ديگرى را انتخاب كرده بودند. آنها بر اين گمان بودند كه بازى انتخاباتى آنها نه پس از تعيين صلاحيتها كه پيش از تعيين صلاحيتهاست كه آغاز مى شود، چرا كه پس از تعيين صلاحيتها ، آنها مى مانند و كانديدا ى رد صلاحيت شده. بدين ترتيب آنها كانديداى خودرا مطرح كردند، پيش از آنكه كانديداهاى ديگر در اين جبهه اعلام آمادگى كرده باشند و نيز خارج از توافقى كه در جبهه دوم خرداد با ديگر گروههاى عضو كرده بودند، توافقى مبنى بر اينكه هيچ يك ازگروههاى هجده گانه حق معرفى كانديدا به صورت مستقل و خارج از جبهه دوم خرداد را ندارند. دو حزب اصلاح طلب مشاركت و مجاهدين انقلاب، اين توافق را شكستند و مصطفى معين را به عنوان كانديداى خود به صورت رسمى اعلام كردند تا بر سر ميز اجماع در جبهه دوم خرداد، با دست پر نشسته باشند. آنها مى خواستند كه اگر سبدشان پس از تعيين صلاحيتها خالى است، پيش از تعيين صلاحيتها پر باشد. چرا كه تنها بدين طريق امكان گفت وگو و طرح كابينه ائتلافى در توافق بر سر كانديداى اجماعى ممكن بود. اما آنچه پس از اين بايد اتفاق مى افتادنيز عملاً با تأخير همراه بود. دو حزب اصلاح طلب مشاركت و مجاهدين انقلاب يا بايد به گفت وگو با مجمع روحانيون مبارز مى نشستند كه دبيركل آن اكنون به دنبال كانديداتورى خود در انتخابات بود و يا به گفت وگو با حزب كارگزاران كه هاشمى رفسنجانى پدر معنوى آنها نيز مطابق برخى اخبار و گزارشها در پى حضور در عرصه انتخابات آينده بود. اما اگر مهدى كروبى نه به آشكار كه در خفا و در جلسات جبهه دوم خرداد از كانديداتورى خود سخن مى گفت، هاشمى رفسنجانى در خفا نيز كانديداتورى خود را تأييد نمى كرد. بدين ترتيب چه بسا كه جبهه مشاركت و مجاهدين انقلاب گفت وگوى خود را با مهدى كروبى آغاز مى كردند و در ميانه يا پايان راه، هاشمى رفسنجانى به ميدان پا مى گذاشت. اين چنين بود كه حكم تعليق در مذاكرات اجماعى به فردايى ديگر موكول شد كه تكليف هاشمى رفسنجانى نيز روشن شود و او حضور يا عدم حضور خود در صحنه انتخابات را به طور رسمى اعلام كند. جلسات يكشنبه شبهاى جبهه دوم خرداد بدين ترتيب اگرچه هر هفته برگزار مى شد اما نه تنها بى نتيجه پايان مى يافت كه حتى بحث انتخابات موضوع جدال جدى در اين جلسات نيز قرار نمى گرفت. اما با گذشت زمان و بيشتر شدن احتمال كانديداتورى هاشمى رفسنجانى در انتخابات آينده اين بار جبهه مشاركت و مجاهدين انقلاب نه تنها در انديشه انتخاب يك گزينه از ميان مهدى كروبى و هاشمى رفسنجانى فرونرفتند كه راهى ديگر را برگزيدند. آنها بر مبناى برخى نظرسنجى ها و احتمالات و تحليل ها به اين نتيجه رسيدند كه با حضور هاشمى رفسنجانى در عرصه انتخابات آينده، انتخابات رياست جمهورى در ايران براى اولين بار به مرحله دوم كشيده خواهد شد. همچنين آنها معتقد بودند كه در انتخابات آينده در صورت حضور مهدى كروبى و هاشمى رفسنجانى، چه بسا كانديداى آنها، مصطفى معين، نيز با تأييد صلاحيت همراه شود تا رأى جبهه دوم خرداد در ميان كانديداهاى متعدد توزيع و پخش شود. اين چنين بود كه اين بار مشاركت و مجاهدين انقلاب تصميم گرفتند تا شانس خود در انتخابات آينده را نيز بسنجند آنها با احتساب اين واقعيت كه هيچگاه براى مذاكره دير نيست، حتى پس از رد صلاحيت كانديداى اختصاصى، به پيشواز انتخابات آينده رفته اند. كانديداى مشاركت و مجاهدين انقلاب، معين است و در صورت رد صلاحيت آنها مذاكره خود را با كروبى و يا هاشمى رفسنجانى (در صورت حضور در صحنه) انجام خواهند داد. بدين ترتيب در حالى كه جبهه مشاركت و مجاهدين انقلاب، بازى را براى خود تا حدودى تعريف شده مى بينند، مجمع روحانيون مبارز، حزب همبستگى و گروههاى همسو با آنها نيز تكليف خود را در انتخابات آينده روشن كرده اند. كانديداى اين طيف از جبهه دوم خرداد، مهدى كروبى است اگرچه او همچنان از اعلام شخصى كانديداتورى اش پرهيز مى كند. اما به هر حال مجمع روحانيون مبارز، جريانى كه سهامداران آن هم روحانيون نزديك به خاتمى و جبهه مشاركت، هم روحانيون نزديك به مجمع تشخيص و هاشمى رفسنجانى وهم روحانيون طرفدار دبيركل هستند در يك جلسه درونى رأى به حمايت از كانديداتورى دبيركل خود داده و اعلام كرده است كه پس از اعلام رسمى كانديداتورى از سوى مهدى كروبى، اين حزب از وى حمايت خواهد كرد. مهدى كروبى اما اگرچه كانديداتورى خود را به صورت رسمى اعلام نكرده، سازوكار تبليغاتى خود را در انتخابات آينده از هم اكنون نيز آغاز كرده است. آنچنان كه برمبناى برخى اخبار بهروز افخمى فيلمساز ايرانى و نماينده مجلس ششم بخشى از امور تبليغاتى و ساخت فيلم تبليغاتى اين شيخ اصلاح طلب را عهده دار شده است. بدين ترتيب در حالى كه مهدى كروبى و مصطفى معين دو نامزد گروههاى دوم خردادى در انتخابات آينده هستند و علاوه بر رقابت با نامزد جبهه راست به رقابت با يكديگر نيز خواهند پرداخت، هاشمى رفسنجانى همچنان در حالى كه اخبار و شايعات از احتمال بيشتر از ۵۰درصد حضور وى در انتخابات آينده حكايت مى كنند، همچنان حضور رسمى خود را در انتخابات آينده اعلام نكرده است. گروههاى اصلاح طلب اما در حالى كه خود را براى حضورى حداكثرى در انتخابات آينده آماده كرده اند، سعى دارند از كنار بى تفاوتى لايه هايى از بدنه اجتماعى اصلاحات نسبت به انتخابات آينده عبور كنند. آنها اكنون بدان اميدند كه با كشيده شدن انتخابات به مرحله دوم، پيروزى هاشمى رفسنجانى، مهدى كروبى و يا مصطفى معين را در برابر يك كانديداى جبهه راست گرايان به نظاره بنشينند. آنها بدين ترتيب بر مشاركت حداكثرى در انتخابات آينده تأكيد مى كنند اگرچه تجربه اى همچون انتخابات شوراهاى دوم و مجلس هفتم اين خواست آنها را با ترديد در عملياتى شدن مواجه مى كند. ذهن اصلاح طلبان اكنون تنها مشغول انديشه در خصوص پيروزى در انتخابات آينده است و آنها اما ترجيح مى دهند به احتمال پيروز نشدن خود در انتخابات آينده و آنگاه شكاف ميان خود و بدنه اجتماعى اصلاحات بى تفاوت باشند. اصلاح طلبان مستقر در گروههاى دوم خردادى اكنون به آنچه نقد است مى انديشند و باب نسيه را بسته اند. بدين ترتيب انتخابات آينده، نقدى است كه به نسيه همراهى بدنه اجتماعى با آنها ترجيح دارد.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   چشم انداز   |   گزارش ويژه   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   |   اوقات شرعى   |   ادبيات   | 
|   ارتباطات   |   كتاب و كتابخوانى   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   |   ضميمه ۴   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |