|
گزارش تحليلى
مرورى بر استفاده «افساد فى الارض» براى كودك آزارى نسخه نادرست يا اشتباهى
|
|
|
بنيامين صدر
يك فصل گذشت اما هنوز درد پاييز خاتمه نيافته در نخستين روزهاى زمستان زخم كودك كشى هاى پاكدشت دوباره باز شد. اين زخم دردناك جامعه ما با ادعاى يك زوج جوان مبنى بر شباهت مرگ پسر ۹ساله اشان با جنايات پاكدشت دوباره تازه شده است. بازپرس شعبه سوم دادسراى شهررى با شروع رسيدگى به اين ادعا و شكايت مطرح شده «محمد بسيجه» و «على غلامپور» كه به ترتيب به «بيجه» و «باغى» معروف شده اند را به اين شعبه احضار كرد. بازپرس ابراهيمى سعى در رسيدگى به اين ماجرا دارد حال آنكه پرونده كودك آزاريهاى جنسى در فصل پاييز حجم فوق العاده اى به خود گرفت. پرونده اين نوع كودك آزارى در حالى قطور و حجيم شد كه همگان چه مردم وچه رسيدگى كنندگان به ماجرا در اين مدت همه انرژى و قدرت خود را معطوف به ماجراى پاكدشت و ۲متهم آن پرونده كرده بودند. آنچه پس از شكايت زوج جوان در پرونده كودك آزاريهاى جنسى مطرح شده است دستاويز تازه دستگاه قضايى براى رسيدگى به اين نوع جرم است. تنها چند روز پس از طرح شكايت زوجى كه مدعيند فرزند ۹ساله آنها به شيوه قربانيان پاكدشت مورد تعرض قرار گرفته و به قتل رسيده است بازپرس دادسراى امور جنايى تهران خبر از رد اتهام افساد فى الارض گروه سياه داد. «گروه سياه» لقبى است كه مطبوعات به اعضاى باندى شرور در شرق تهران دادند. اعضاى اين باند كه به سركردگى «عباس» و «سعيد» نوجوانان را مى ربودند پس از انتقال پسران به كارگاهى متروك در هاشم آباد يا «شهر پشه» در پارك فداييان اسلام مى كشاندند و مورد تعرض قرار مى دادند. اينك پس از آن ماجراى صدور دو كيفرخواست براى يك جرم متهمان پرونده جنايات پاكدشت مطرح شدن اتهام افساد فى الارض براى گروه سياه و رد آن به وسيله بازپرس پرونده جاى سؤال دارد. اين سؤالات علاوه بر آنكه به مصاديق اين مسأله يعنى كودك آزارى جنسى توجه دارد ناظر بر بيراهه رفتن هاى متعدد در ريشه كن كردن اين جرم خطرناك است. با اين وصف بازپرس شعبه سوم دادسراى امور جنايى تهران، شاه محمدى، اعلام كرد گرچه تحقيقات درباره اين گروه تبهكار ادامه داد اما اتهام افساد فى الارض درباره آنها منتفى نشده است. مشكل استفاده از اين ماده قانونى (افساد فى الارض) از آنجا ناشى شد كه دادگاه كيفرى استان در پى دوجلسه محاكمه «بيجه» و «باغى» فقط بيجه را مجرم شناخت و باغى را نسبت به تعرض به كودكان وقتل تبرئه كرد. اين وضع در شرايطى كه شوك قابل توجهى به جامعه وارد شده بود واعتراضهايى را برانگيخته بود سبب شد تا دادسراى امور جنايى به طرح مسأله افساد فى الارض پرداخته و اعتراضات مطروحه را با اين اتهام توجيه كند. بدين ترتيب در ابتكارى نادر براى يك جرم دوبار كيفرخواست صادر شد. افساد فى الارض و كودك آزارى كتاب قانون مجازات اسلامى در همان صفحات و فصل هاى نخست خود بابى را به «محاربه و افسادفى الارض» اختصاص داده است. در ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامى آمده است: «هر كس براى ايجاد رعب و هراس و سلب آزادى وامنيت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسدفى الارض مى باشد.» ۳تبصره اين ماده قانونى به تشريح وضعيت و وصف محاربه و افساد فى الارض پرداخته است. در ماده ۱۸۵ قانون مجازات اسلامى نيز آمده است: «سارق مسلح و قطاع الطريق [راه زنان] هرگاه با اسلحه امنيت مردم يا جاده را بر هم بزند و رعب و وحشت ايجاد كند محارب است.» مواد ۱۸۶ ، ۱۸۷ و ۱۸۸ قانون مجازات اسلامى نيز ضمن آنكه به وصف اين اتهام و مصاديقى از آن پرداخته هيچ اشاره اى به ربودن كودكان و تعرض آنها به عنوان افساد فى الارض و محاربه نداشته است. اتهام متناسب با بزه نيست دكتر على نجفى توانا جرم شناس و وكيل دادگسترى در اين باره معتقد است: بزه «محاربه وافسادالارض» در روابط دينى و فقهى ما مستلزم تجميع شرايط خاص است كه به موجب آن فردى كه با ارتكاب به جرم يا جرايم مختلف كه ارتكاب آنها آرامش و امنيت عمومى ويا ثبات حاكميت را به خطر انداخته باشد مستحق اين عنوان و مستوجب كيفر است. بنابراين به نظر مى رسد استفاده از توصيف افساد فى الارض براى برخى موارد بزه كارى همچون كودك آزارى معقول نباشد. زيرا تحقق بزه افساد فى الارض منوط به احراز جرم خاصى به هدف بر هم زدن امنيت ملى يا ثبات حاكميت است. بنابراين نمى توان هر جرمى را هر چند تبعاتى براى جامعه داشته باشد مشمول محاربه دانست. «اين استاد حقوق جزاى دانشگاه شهيد بهشتى در اين باره مى افزايد:« وانگهى كودك آزارى كه منجر به تجاوز جنسى شود به راحتى در قالب قوانين موجود مستوجب قصاص و اعدام مى باشد. لذا بايستى با پاسدارى از حدود و قوانين حقوقى وقضايى از به كارگيرى آن در اينگونه موارد خوددارى كرد. » اين نسخه مؤثر نيست استاد حقوق جزاى دانشگاه شهيد بهشتى مى گويد:« اساساً نمى توان مجازات را به عنوان يك نسخه شفابخش براى غلبه بر نابسامانى ها و بزه كاريهاى اجتماعى در نظر گرفت. مجازات قطعاً به عنوان يك ابزار پيشگيرى به لحاظ شدت عملى كه به همراه دارد مؤثر است، اما هيچ گاه دايمى و هميشگى نيست. » دكتر نجفى توانا درباره اين مجازاتها مى افزايد:«در واقع مجازات مسكنى است آرامبخش براى جامعه كه به صورت مقطعى و موقت درد را آرام مى كند. » تجربه نشان داده كه وقتى شرايط در جامعه آماده باشد، تشديد مجازات اثر مقطعى دارد و نه هميشگى. همچون جرايمى چون آزار واذيت هاى جنسى بويژه آزار جنسى كودكان. بنابراين با حربه كند كيفرنمى توان با هجمه تند بزهكارى مبارزه كرد، لذا بايد ريشه هاى وقوع جرم را خشكاند و تنها به رفع تكليف بسنده نكرد. بايستى با همكارى سه قوه تدابيرى انديشيده شود كه فقر و محروميت در سطح جامعه كاهش يابد. در واقع بايد بحث حمايت ازكودكان به طور جدى مطرح شود وبخش خصوصى ودولتى براى نگهدارى و ساماندهى وضعيت اطفال بى سرپرست توسعه يابد در كنار اين اقدامات شاخص هاى رشد اجتماعى و اقتصادى در كشور ما افزايش يابد.» دكتر على نجفى توانا كه پايان نامه دكترى خود را درباره حقوق اطفال نوشته است همچنين مى گويد: «مقوله كودك آزارى جنسى را بايد عمدتاً با مطالعات روانشناسى و روانشناختى در دوران كودكى فاعل جرم و در ضمير ناخودآگاه او جست وجو كرد. قريب به اتفاق موارد كودك آزارى ناشى از اميال سركوفته و تعرضات جنسى در كودكى مجرم جست وجو كرد. هر چند كه عده قابل توجهى از مجرمانى كه به علت آزار واذيت هاى جنسى كودكان گرفتار شده اند خود قربانى نيستند بلكه به دلايل مختلف از جمله نيازهاى سركوب شده جنسى در دوران جوانى و يا محروميت هاى خاص به اين درد مبتلا شده اند.» نجفى توانا معتقد است بايد به جاى اين كارها و چنين مجازاتهايى به شناسايى عمقى درد و معضل پرداخت. نسخه پيچى نادرست پس از سال۱۳۸۱ كه مجلس طرح ۱۴ماده اى حمايت از حقوق كودكان ونوجوانان را به شوراى نگهبان فرستاد و تنها ۹ماده از آن پس از كشمكش بسيار تبديل قانونى به همين عنوان شد هيچ محكمه اى به اين قانون استناد نكرده است تا براى مجازات كودك آزار حكمى به وسيله آن صادر شود. گرچه قانون ياد شده ابعادى از كودك آزارى را نمايان كرد و براى نخستين بار تعريفى از كودك آزارى ارائه كرد ولى در عمل تاكنون حكم متفاوتى با استناد به اين قانون صادر نشده است. با اين وضع وقتى براى جرمى كه اصلاً مصداق مجازات را ندارد چنين محكوميتى صادر كنيم شايد در كوتاه مدت بتوانيم درد جامعه را تسكين ببخشيم ولى در درازمدت وجاهت قانونى آن اقدام از بين رفته حتى به عكس نتيجه مى دهد زيرا شايد عمل بيجه و باغى سبب خوف عمومى شده باشد اما با ماده۱۸۳ قانون مجازات اسلامى مطابقتى نداشته و ندارد. بنابراين بهتر است با قوانين لازم براى مجازات مؤثر كودك آزارى تبيين و استفاده شود. در غير اين صورت حتى اگر مجازات شديدى براى كودك آزار در نظر گرفته نشود بهتر از مجازاتى است كه با اصل قانونى بودن جرم و مجازات در تعارض باشد. اصل قانونى بودن جرم و مجازات نظر به آن دارد كه هر عملى در صورتى كه براى آن مجازات تعيين شده باشد قابليت مجازات دارد.
|