يكشنبه ۱۳ دى ۱۳۸۳ - ۲۰ ذيقعده ۱۴۲۵
Sun, Jan 2, 2005
ويژه ۲
۳۰۱۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
يك جوان ايرانى
حافظه، اين حرف به ياد ماندنى
حرف دل
پيرمرد
صبح زود با عجله بيرون رفت. سرويس مدرسه در خيابان منتظرش بود. پيرمرد همسايه نيز طبق معمول روزهاى بهارى تسبيح به دست جلوى پلكان خانه شان نشسته بود و ذكر مى گفت.
پيرمرد پسر را دوست داشت و هر روز شكلاتى به او مى داد. پسر هم از پيرمرد و شكلاتهايش خوشش مى آمد و تقريباً دوستان خوبى براى هم شده بودند. آن روز هم پسر شكلات را گرفت و با سرعت سوار سرويس شد و رفت.
هنگام عصر وقتى برگشت، پيرمرد نبود. صداى بلند قرآن از منزلشان به گوش مى رسيد. دانه هاى تسبيح روى پله ها ريخته بود. آهسته به سمت پلكان همسايه رفت. خم شد تا دانه هاى تسبيح را جمع كند كه ناگهان چشمش به چيزى افتاد. جلوتر رفت تا بهتر ببيند و با كمال تعجب شكلاتهايى را ديد كه با نخ به يكديگر بسته شده و در گوشه اى از نرده آويزان بودند.
سيدرضا تولايى زاده

شكوه
مرا مى بينى و هر دم ‎/ ز يادت مى كنم دردم!
نمى دانم چه سر دارى ‎/ ز سامانم نمى پرسى!؟
به درمانم نمى كوشى ‎/ نمى دانى مگر، دردم!؟!
(پروين غريب پور)

حرف دل: نوشته بودى اگر چاپ كنيم، حالت بهتر خواهد شد، پس زن است و قولش!
به دستهاى خودت نگاه كن؟؟ توى دستات چى مى بينى؟؟ اسكناس؟؟؟ كتاب؟؟ بستنى يا...؟؟
بذار برات بگم توى دستاى تو چه چيزى وجود دارد.
قدرت و توانايى به توان بى نهايت
باور نمى كنى؟؟؟؟
امتحان كن
تو قادرى قلم به دست بگيرى و بنويسى، قادرى اسكاچ رو بردارى و كلى ظرف نشسته بشورى، قادرى با كسى كه دوستش دارى، دست بدى، با دستات مى تونى دعا كنى، نوازش كنى، حتى اگه لازمه، مشت بكوبى، البته اگه لازمه تو با دستات مى تونى هزار كار نكرده و نگفته ديگر رو هم انجام بدى.
خوب بازم حرفى مونده كه نگفته باشم؟؟؟ پس برو تا دير نشده دستات رو تميز بشور و شروع خوبى رو آغاز كن.
شكلات تلخ
Sam bita_b49@yahoo.com

آقاى مرتضى عزيز از آذربايجان
ميل شما نرسيده است لطفاً حرف دلتان را دوباره ميل كنيد.
يك جوان ايرانى
ارگ بم  دررگ بم
196332.jpg
نادر مجيدى
همه آنهايى كه قبل از زلزله سال گذشته بم به ارگ بم رفته بودند با ديدن آن همه شكوه و عظمت هيجان زده مى شدند. اما در كنار همه نگاه ها به آن همه زيبايى نگاه عكاسان به آن مجموعه حتماً متفاوت بود. آنقدر كه باعث مى شد هر عكاسى را كيلومترها به سمت خودش بكشاند؛ و البته ارگ ويران شده نيز هنوز مورد توجه بسيارى از ايرانيان و توريست هاى خارجى و نيز عكاسان زيادى است. ايمان و احسان قربانى دو برادر جوانى هستند كه بارها و بارها از ارگ بم عكاسى كردند. چه قبل از زلزله و چه بعد از آن.
اين روزها كه اولين سالگرد حادثه زلزله بم را پشت سر مى گذاريم اين عكاس جوان عكاسى هاى زيبايى از قبل زلزله و البته عكس هايى از ويرانه هاى ارگ را در قسمتى از خرابه هاى ارگ بم به نمايش گذاشته اند.
دوربين را روى سه پايه محكم مى كنى
خورشيد دارد از روى زمين محو مى شود
و ديوارهاى دوهزارساله منتظر تواند؛
مى ايستى،
از چشم دوربين كه نگاه مى كنى
صحنه آماده نيست.
انگار بين تو و خشت ها فاصله انداخته باشند.
شاتر را فشار مى دهى و بى هواى آنچه گرفته اى
بر مى گردى.
اواخر اسفند،
از ماهى كه قرار بود تا خرمن بزند
و سينه عكس هاى تو را روشن تر كند
خبرى نيست.
منتظر مى مانى؛
صبح ها با خورشيد بر مى خيزى
و شب ها ستاره ها روى چشم تو مى خوابند
تو هنوز هم منتظرى تا به تاريخ برگردى
حوالى دى،
خورشيد بى تعصب تر از هميشه بر مى خيزد
تاريخ بر مى گردد
و دوربين توى ماه،
بى خرمنى كه قرارش را گذاشته بودى
خاطرات گذشته اش را
تلخ...
تكرار مى كند.
اين نوشته مربوط به بروشور نمايشگاه عكس برادران قربانى است. نمايشگاهى كه تحت عنوان «يكى بود، يكى نبود، شهرى بود، شهرى نبود» با موضوع عكس هاى ارگ بم در شيراز برگزار كرده اند و حالا همان نمايشگاه را به ارگ بم آورده اند. ارگى كه ايمان و احسان عاشق آنجا بوده اند و براى اولين بار سال ۱۳۸۰ به آنجا مى روند.
ايمان متولد سال ۱۳۶۳ است. احسان متولد ۱۳۶۴ و هر دو فارغ التحصيل رشته تصويربردارى هنرستان شهيد حقانى شيراز.
ايمان مى گويد: اولين بار سال ۱۳۸۰ همراه با بچه هاى هنرستان به بم آمديم آن وقت بود كه عاشق ارگ بم شديم و حالا ديگه هر وقت كه فرصت مى كرديم به كرمان مى آمديم و بم و ارگ.
ارگ براى برادران قربانى بسيار دوست داشتنى شده بود آنقدر كه در يكى از برنامه هاى مسافرت به ارگ ده ها حلقه فيلم را فقط خرج عكاسى در ارگ مى كنند. نمايشگاه عكس هاى برادران قربانى در ارگ بم مجموعه اى از عكس هاى تطبيقى آنها است.
ايمان عكس ها را يكى يكى نشان مى دهد. اين ورودى ارگ قبل از زلزله است و اين ورودى بعد از زلزله.
اين عكس اصطبل قبل از زلزله است و اين عكس بعد از زلزله. اينجا قسمتى از بازار قبل از زلزله است و اينجا...
ايمان عكس ها را يكى يكى نشان مى دهد و صدايش پر از بغعض است. مى گويد باورم نمى شود، كاش اينطور نمى شد. ايمان و احسان كه هر دويشان قبل از زلزله به بم آمده بودند شب زلزله كرمان بودند و بعد از زلزله دوباره به بم باز مى گردند و چند روزى در هلال احمر به بازماندگان از زلزله كمك مى كنند و بعد از چند روز فرصت مى كنند تا دوباره از ارگ بم عكاسى كنند.
ايمان مى گويد: عكاسى بعد از زلزله در ارگ بسيار سخت بود خصوصاً براى ما كه بارها و بارها به بم آمده بوديم و از عظمت و زيبايى ارگ عكاسى كرده بوديم.
برادران قربانى كه در روزهاى بعد از زلزله نيز در بم بودند مانند بسيارى از عكاسان به دنبال گرفتن عكس هاى خبرى و اجتماعى نبودند و باز هم سراغ عكاسى در ارگ مى روند. ايمان مى گويد: ارگ بم در عكس هاى ما جايگاه ويژه اى داشت و با برگزارى نمايشگاهمان فقط مى خواستيم ارگ را به مردم نشان بدهيم. نمايشگاه عكس ارگ بم برادران قربانى كه در قسمتى از خرابه هاى ارگ در معرض ديد قرار گرفتند بسيار مورد توجه بازديدكنندگان قرار مى گيرند آنقدر كه چند عكس از اين مجموعه مفقود مى شوند!
از همه زشت تر!
196344.jpg
درست است كه از قديم و نديم گفته اند: نه همين لباس زيباست نشان آدميت...! اما اكثريت افراد معتقدند آنچه ديگران مى پوشند و نوع لباس پوشيدن شان ارتباط مستقيمى با شخصيت و البته سليقه آنها دارد.
عجيب هم نيست كه انتخاب لباس و خريد آن چه براى خانم ها و چه براى آقايان هميشه اهميت خاصى داشته است. در خيل عظيم مردم در جامعه امروزى ايران، هستند كسانى كه مهم ترين حرف زندگى شان مارك شلوار و پيراهن و عينك شان هست و بعد از احوال پرسى با شما اولين سؤالى كه مى پرسند در مورد مارك ساعت و كيف شماست. البته در آن سر طيف هم هستند كسانى كه هيچ توجهى به آنچه مى پوشند ندارند و در واقع هر چيزى كه دم دستشان رسيد را مى خرند و مى پوشند و شايد تنها معيار مورد توجه آنها در انتخاب لباس قيمت پايين آن باشد.
آيا شما تعداد زيادى از اين افراد را مى شناسيد؟
سايتى كه امروز مى خواهيم به شما معرفى كنيم، در مورد فردى است كه بيشترين تعداد پولوورهاى بدتركيب با رنگ و طرح زشت و ناجور را در مجموعه لباس هاى خود دارد. او كه به نظر مى رسد از داشتن چنين مجموعه منحصر به فردى احساس غرور خاصى مى كند، مجموعه عكس هاى خود را با تك تك اين پولوورها در سايت شخصى اش به آدرس www.buriedlede.com/projects/sweater.html جمع آورى كرده و براى شما به نمايش گذاشته است.
اگر هنوز هيچ تصورى از مردى كه ممكن است تا اين حد در انتخاب لباس بدسليقه باشد نداريد، كافى است سرى به اين سايت بزنيد و مجموعه پولوورهاى اين فرد را ببينيد كه با افتخار گردآورى شده است. او در تمام عكس هايش چنان بشاش و شاداب به نظر مى رسد كه شما نمى توانيد تصور كنيد مجموعه زشت ترين پولوورهاى دنيا را به نمايش گذاشته است.
البته يك نكته مهم هم در اين ميان جلب توجه مى كند: مهم نيست ديگران در مورد شما و مسائل مربوط به شما چه فكر مى كنند، مشروط بر اينكه خود شما از وضعيتتان و آنچه داريد احساس رضايت و غرور كنيد...!
حافظه، اين حرف به ياد ماندنى
نوك زبونمه، الآن مى گم!!
196326.jpg
چند نكته درارتباط با حافظه

تحقيقات نشان داده است كسانيكه به ۲ زبان صحبت مى كنند، نسبت به كسانى كه به يك زبان تكلم مى كنند حافظه قوى ترى خواهند داشت.
مغز انسان در روند طبيعى پيرى ، براى ضبط ، ذخيره و بازيابى اطلاعات دچار مشكل مى شود.
موسيقى درتقويت حافظه انسان نقش دارد.
تغذيه نيز درتقويت حافظه مؤثر است.
از دست دادن علاقه مندى ها ولذت ها وخوشى هاى زندگى از اصلى ترين عوامل ناتوانى در به خاطر سپردن موضوعات است.
و اما يك سؤال:
به نظر شما كامپيوتر زن است يا مرد؟!
چرا كه كوچكترين اشتباهات واطلاعات ناخوشايند! را درحافظه دراز مدت خود ذخيره مى كند وبعدها آن را تمام وكمال جبران مى كند!
من كه مى ترسم جنسيت آن را مشخص كنم، شما درعالم تنهايى براى خودتان به جواب اين سؤال فكر كنيد!

شخصى را مى شناسم كه به همسرش لقب دفترچه تلفن داده است و وقتى مى خواهد شماره تلفنى را يادداشت كند، اصلاً سراغ دفتر و خودكار و كاغذى نمى رود. كوچكترين فشارى هم به ذهنش نمى آورد و فقط از دفترچه تلفن سيارش! مى خواهد آن شماره را حفظ كند. شايد خنده دار به نظر برسد، ولى گاهى اوقات از شماره تلفن خانه شان هم تركيب جديدى مى سازد كه يكى از رقم هاى آن مربوط به شماره تلفن خانه پدرش است و دو، سه شماره اى هم از تلفن خانه پدرى همسرش! در آن ديده مى شود!
درمورد به خاطر سپردن نام افراد هم وضعيت مشابهى وجود دارد و گاهى وقتها براى اينكه مثلاً اسم پسردايى هايش را صدا بزند، نام هردوى آنها را به هم مى چسباند و اين نام تركيبى براى صدا زدن هردوى آنها به كار مى رود.
البته وضعيت حافظه همه ما به اين وخامت! نيست. اما همه كم و بيش شرايطى را تجربه كرده ايم كه ما را گله مند از هوش و حواسمان كرده باشد! همين كه گاهى اوقات دنبال كليدمان مى گرديم، اسم كوچه و خيابانى را به ياد نمى آوريم، شخصى را در خيابان مى بينيم و نمى دانيم كيست و چه موقع او را ديده بوديم؟ و... همه دلايلى بر به قول خودمان حواس پرتى است. چيزهايى درست نوك زبانمان هست و هركار مى كنيم، كنده نمى شود!!
خيلى از ما فكر مى كنيم مغز ما مثل كامپيوتر است. تعاريفى مانند cpu, hard, ram حافظه موقت، حافظه دائم و... را زياد شنيديم. اما نمى دانيم كه در واقع اين دستگاهها و وسايل هستند كه براساس مغز ما طراحى شده اند.
در واقع بايد گفت اين حافظه انسان نيست كه مانند حافظه كامپيوتر است. بلكه برعكس حافظه كامپيوتر مثل حافظه انسان است و به ما اجازه مى دهد اطلاعات را در آن ذخيره كنيم تا در فرصت مناسب مورد استفاده قرار دهيم و در هر دو مورد نيازمند به مهارت در ۳ فرآيند هستيم.
۱- نخستين مرحله در ذخيره سازى اطلاعات، «رمزگذارى» ناميده مى شود. مرحله اى كه در آن اطلاعات دريافتى تغيير شكل پيدا مى كنند تا بتوانيم آنها را حفظ و ذخيره كنيم. براى كامپيوتر اطلاعات دريافتى به شكل صفر و يك در مى آيند و سپس نگهدارى مى شوند و در مغز انسان به گونه اى مشابه اطلاعات به شكلى معنادار در مى آيد و اطلاعات جديد را با حافظه و خاطرات موجود هماهنگ و همجهت مى كنيم.
۲- ذخيره سازى: در اين مرحله اطلاعات دريافتى كه به شكل صفر و يك تغيير پيدا كرده است، در رايانه وارد هارد شده، در آنجا نوشته مى شود! و در ذهن انسان هم از طريق تغييراتى در حافظه و خاطر ما ثبت مى شود.
۳- آخرين مرحله، مرحله «بازيابى» اطلاعات نام دارد. در اين مرحله آنچه ذخيره شده است از اين حالت خارج مى شود و پس از رمزگذارى مجدد به حالت اوليه بازگشت پيدا مى كند.
در حقيقت تفاوت عمده بين انسان و كامپيوتر در همين مرحله است. براى رايانه فقط ۲ احتمال وجود دارد، ذخيره سازى دائم يا حذف دائم. درحالى كه پيچيدگى در مغز ما بسيار زياد است و ظرفيت ذخيره سازى در حافظه ما به صورتها و اشكال متفاوت است.
۱) حافظه حسى، كه براساس دريافت اطلاعات توسط احساس (بينايى، شنوايى و...) صورت مى گيرد. اين نوع حافظه بسياركوتاه مدت است و تنها به اندازه چند ثانيه طول مى كشد. ورود اطلاعات باعث فعال شدن آن مى شود و هيچ قصد و نيتى براى حفظ آن وجود ندارد.
۲) حافظه كوتاه مدت: در اين مرحله اطلاعات دريافتى توسط حواس، به شكلى آگاهانه در اختيار ما در مى آيند. وقتى سعى مى كنيد يك شماره تلفن را كه لحظه اى قبل شنيده ايد به خاطر بسپاريد، از حافظه كوتاه مدتتان استفاده كرده ايد.
يا براى خواندن همين مطلب، شما بايد ابتداى جمله اى را كه مى خوانيد، به خاطر بسپاريد تا بتوانيد بقيه را ادامه دهيد. مدت زمان دوام اين حافظه از نوع اول بيشتر است. (حدود ۳۰ ثانيه) اما ظرفيت محدودى دارد و در واقع گفته مى شود هر شخص قادر است در هر زمان (۲+۷) جزء اطلاعاتى را به ذهن بسپارد.
۳) حافظه دائم (درازمدت): عملكرد اين نوع حافظه مانند ذخيره سازى دائمى در «رايانه» است و برخلاف ۲ نوع قبل از جهت ظرفيت حد و مرز خاصى ندارد. مى گويند: ظرفيت حافظه دائمى انسان در حدى است كه مى تواند براى مثال تمام شماره تلفنهاى موجود در كشورش را حفظ كند و هنوز هم فضاى خالى براى مطالب و موضوعات جديد داشته باشد، درحالى كه ما حتى كسر بسيار كوچكى از اين توانايى را هم به كار نمى گيريم.
\ سؤالى كه در اين جا مطرح مى شود اين است كه :
اگر ظرفيت حافظه كوتاه مدت محدود است وما مى توانيم تنها ۹-۵ خبر اطلاعاتى را درزمان مشخص به خاطر بسپاريم!بعد از پرشدن اين ظرفيت با اطلاعات ورودى جديد چه خواهيم كرد؟!
دراين شرايط «جايگزينى» صورت مى گيرد. به اين معنا كه اطلاعات جديد، اطلاعات قديمى را كنار مى زنند وجانشين آنها مى شوند. براى مثال قصد داريد شماره تلفن شخصى را در كشورى ديگر بگيريد. تمام شماره را هم حفظ كرده ايد كه ناگهان به شما تذكر مى دهند مى بايست براى شروع كد كشور مورد نظر را هم بگيريد! اين جاست كه درهمان لحظه ۲ رقم ازشماره اصلى را فراموش مى كنيد! چرا كه جايگزينى ، صورت مى گيرد.
\ درچه شرايطى يادآورى وبه خاطر آوردن موضوعات ساده تر و راحت تر صورت مى گيرد؟
اگر ليستى از ۳۰ لغت را لحظاتى قبل شنيده باشيد وسپس از شما بخواهند آنها را به خاطر آوريد. خواهيد ديد كه آنچه ازابتدا وانتهاى اين مجموعه لغات به خاطر داريد بيشتر از قسمت ميانى آن است، كه ناشى از ۲ تأثير تقدم وتأخر مطالب است.
فرض كنيد ازميان ۳۰ كلمه ذكر شده ۲۹ تاى آن نام شهرهاى كشورمان باشد وفقط يك مورد نام حيوان باشد. همين خاصيت تمايز ومشخص بودن نيز باعث مى شود كلمه مورد نظر به سادگى به ذهن سپرده شود.
ازعوامل عمده ديگر دربه خاطر سپردن مطالب، مى توان به تكرار وتمرين اشاره كرد. براى مثال به جدول ضرب وحفظ وتكرار اجبارى آن دركلاس سوم دبستان توجه كنيد. همه ما كابوس تكرار ويادگيرى آن را در زمانى خاص داشته ايم وحتى باور نمى كرديم روزى بدون كوچكترين فكرى، فارغ از ترس معلم وجريمه بگوييم ۸ *۹ مى شود ۷۲ تا. اما اين مسأله بواسطه تمرين وتكرار اتفاق افتاد.
براى به خاطر سپردن مطالب با استفاده از تكنيك تكرار و تمرين، بعد از يادداشت بردارى صحيح از يك موضوع، پس از ۳ بار مرور كردن مطلب حدوداً يك ماه، موضوع مورد نظر درذهن شما مى ماند. در دوره چهارم مطالب براى شش ماه پايدار مى ماند ودرپايان شش ماه با مرور براى پنجمين مرتبه ، اين اطلاعات وارد حافظه طولانى مدت شما مى شود.
از ديگر عوامل مؤثر دربه خاطر سپردن مطالب مى توان به سازماندهى ومرتب كردن موضوع درذهن اشاره داشت. به نخستين جمله اين پاراگراف توجه كنيد ( جمله قبل) اگر مى خواستيم تمام اين ۷۶ حرف را به طور اتفاقى وبدون نظم حفظ كنيم بسيارمشكل بود اما همينكه حروف به شكل جمله اى منظم ومعنا دار درآمد، آن را به خاطر سپرديم. با نظم دادن ومعنا بخشيدن به مطالب ، يادگيرى را ساده مى كنيم.
روش مناسب ديگر اينكه براى يادگيرى مطالب به مفاهيم كلى وعمومى بپردازيم ونخست به يك چارچوب كلى از مطلب برسيم و پس از آن به جزئيات توجه كنيم.
ايجاد همبستگى بين مطالب هم بسيار مهم است . بايد بتوانيم بين اطلاعا ت مغزى  و جريان موجود درمحيط اطرافمان به خوبى پيوستگى ايجاد كنيم.
براى نمونه فرض كنيد به محل كارتان رسيده ايد وبا جست و جو درجيب و كيفتان متوجه مى شويد كليد در خانه همراهتان نيست! ناخودآگاه به مسيرى كه طى كرده ايد فكر مى كنيد. هر آنچه بعد از قفل كردن در منزل تا رسيدن به محل كار انجام داده ايد. درواقع حافظه شما به محيط اطرافتان پيوسته شده است . همين همبستگى را مى توان به طور عمد ايجاد كرد، و وقتى دربه ياد آوردن موضوعى با مشكل مواجه مى شويم مى توانيم جاده ذهنى مان را هم مرور و رديابى كنيم تا بهتر به مورد فراموش شده دسترسى پيدا كنيم.
\ اما چگونه مى توان پيوستگى وهمبستگى بيشترى بين مطالب به وجود آورد؟
الف)پردازش عميق واصولى . بين مطلب جديد و زندگى خود، تجارب واهدافتان به دنبال رابطه باشيد وسپس آن موضوع را به خاطر بسپاريد.
ب) موارد مورد نظر را گروه بندى كنيد. مثلاً اگر ليستى از ورزشها را دراختيار شما قراردادند بهتر است براى حفظ آن با طبقه بندى آنها به ورزش هاى آبى - توپى - گروهى - انفرادى و... آنها را بهتر به خاطر بسپاريد. (فراموش نكنيد كه قطعه بندى وگروه بندى برمبناى محدود بودن اجزاى دريافتى درذهن ، مى تواند مؤثر باشد.)
ج) به شكلى روشن و واضح از آنچه مى شنويد در ذهنتان تصوير ايجاد كنيد. براى مثال اگر نام فاميل شخصى «توانا» است، با ساختن تصوير فردى توانمند درذهن خود، آن را بهتر به خاطر بسپاريد. (اما مراقب باشيد دچار مشكل نشويد وبراى مثال: ( به آقاى پزشكيان ، حكيم باشى، نگوييد).
nader_m2005@yahoo.com


|   شناسنامه   |   آرشيو   |