دوشنبه ۱۴ دى ۱۳۸۳ - ۲۱ ذيقعده ۱۴۲۵
Mon, Jan 3, 2005
ميراث فرهنگى
۳۰۱۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
آرشيو
تأثيرات منفى عبور مترو اصفهان از زير مدرسه تاريخى چهارباغ
در مرحله ساخت تونل مترو، ارتعاشات حاصل از كاركرد دستگاههاى حفار باعث لرزه هاى مخرب در بناهاى اطراف مى شود و مقاوم نبودن مصالح سنتى در مقابل كشش، موجب جدا شدن آجر و ملات و در هم ريختن كاشى هاى معرق و به طور كلى ترك خوردن سازه مى گردد.
مدرسه چهارباغ، يكى از جالب ترين و كامل ترين بناهاى تاريخى ايران است. عبور مادى ( محل عبور آب ) فرشادى كه درست از محور سردر ورودى وارد مدرسه مى شود به اين مدرسه زيبايى و فرح بخشى خاصى مى دهد كه باعث شده معمارى اماكن مذهبى ايران را نسبت به اماكن مذهبى تركيه بسيار دلنشين تر و با روح تر جلوه دهد. هنر عبور دادن جريان آب از زير سردر با در نظر گرفتن عمل تخريبى كه ممكن است آب در اين نوع بناها ايجاد كند، خود گوياى شناخت فنى قوى در زمان ساخت اين اثر بوده است. از طراحى قصرالحمرا در اسپانيا گرفته تا ورودى مدرسه چهارباغ اصفهان، همواره معماران اسلامى در پى تجسم عينى بهشت بوده اند (تجرى من تحتها الانهار).
بناهاى تاريخى ايران بيشتر از خشت و گل هستند و تنها سطوح خارجى آنها كه در معرض باران قرار دارد، از آجر ساخته شده است. اين جرزهاى نگهدارنده بارهاى فوقانى، نسبت به رطوبت، لرزه و نشست زمين بسيار آسيب پذير هستند و اگرچه براى انتقال فشار خوب عمل مى كنند اما در صورت ايجاد كشش حاصل از نشست پى، هيچ گونه مقاومتى از خود نشان نمى دهند و بلافاصله ترك مى خورند.
به طور حتم كف و ديواره هاى مادى فرشادى را زير خيابان چهارباغ و زير سردر مدرسه به دقت با ساروج بنا كرده اند كه از نفوذ آب در پى هاى سردر جلوگيرى شود. اين سازه ضدآب، محو و نامرئى است اما عملكرد خود را خوب انجام مى دهد، يك اثر تاريخى گوياى فناورى زمان خود است و به همين جهت بايد در حفظ آن كوشيد. قسمتى از مسير مادى فرشادى در طول خيابان چهارباغ حركت مى كند و بين خيابان آمادگاه و سردر مدرسه چهارباغ قرار دارد.
عبور مترو از خيابان چهارباغ بايد از زير اين مادى و سازه ساروجى ياد شده و از كنار سردر مدرسه چهارباغ انجام شود كه آثار مخرب آن در دومرحله قابل بررسى است:
الف ـ مرحله ساخت تونل
در مرحله ساخت، ارتعاشات حاصل از كاركرد دستگاههاى حفار باعث لرزه هاى مخرب در بناهاى اطراف آن مى شود و مقاوم نبودن مصالح سنتى در مقابل كشش، باعث جدا شدن آجر و ملات و درهم ريختن كاشى هاى معرق و به طور كلى ترك خوردن سازه مى گردد. چنانچه هنگام حفارى ريزش خاك اتفاق بيفتد، اثر تخريبى شديد و غيرقابل جبرانى به وجود خواهد آمد.
فناورى جديد امروز براى جلوگيرى از نشست در هنگام حفارى از يخ زدن زمين با تزريق نيتروژن مايع استفاده مى كند. نيتروژن بلافاصله پس از تزريق تبخير مى شود و اين فرايند باعث سرد شدن شديد محيط اطراف و يخ زدن آب در داخل خاك مى گردد. حركت ماشين حفار تونل و تخليه خاك يخ زده امكان ريزش را خنثى مى كند و مى توان ميزان نشست را محاسبه كرد. اين روش موجب اطمينان از عدم ريزش است، ولى آثار جنبى مخصوص به خود را دارد. اولاً انبساط و تورم زمين در موقع يخ زدن و انقباض آن در موقع آب شدن يخ باعث حركت رو به بالا و سپس رو به پايين زمين در زير پايه هاى اثر تاريخى مى شود كه حركت رو به پايين يعنى نشست پايه ها به دليل ايجاد كشش مخصوصاً در زير سازه ساروجى مادى فرشادى بسيار مخرب خواهد بود. ثانياً حفارى در داخل يخ آن هم به قطر ۶متر در مسير رفت و ۶متر در مسير برگشت ايجاد لرزه شديد مى كند. اين ارتعاشات شديدتر از حفارى در زمين طبيعى است و به خاطر جامد بودن محيط به طور كامل گسترش مى يابند.
تصور نمى رود مهندسين مشاور شركت ناظر، حفارى با T.B.M را حتى در خاك طبيعى در كنار سردر مدرسه چهارباغ مورد تأييد قرار داده باشند، چه رسد به حفارى در يخ. تجربه از مشاورين خارجى نشان مى دهد حفظ آثار ملى ما در نظر مهندسين مشاور خارجى اهميت چندانى نداشته و گويى اصلاً وجود ندارد. در سال۱۳۴۹ به مجرد اطلاع از وجود طرح احداث سد در نزديكى پل شهرستان آقاى دكتر شيرازى مدير وقت ميراث فرهنگى اصفهان ماهيت طرح را استفسار كرد و پس از آگاهى از آن اعلام داشت طرح مزبور به منزله نفى پل تاريخى شهرستان است. متعاقباً با احداث دو سد خاكى در دو طرف پل شهرستان از غرق شدن آن جلوگيرى به عمل آمد. اين مسأله بيانگر اين مطلب است كه خود ما بايد براى حفظ هويت تاريخى و مذهبى خود اقدام كنيم. اين اقدام هر چه زودتر انجام شود، ميزان خسارت كمتر خواهد بود، براى جلوگيرى از اين زيانها بسط اطلاعات لازم و ضرورى است.
ب ـ مرحله بهره بردارى
براى تقليل ارتعاش در دوران بهره بردارى نيز فنون و روشهاى پيشرفته اى وجود دارد كه باعث مى شود سر و صداى واگنهاى در حال حركت كاهش يابد. استفاده از لاستيك روى ريلها و جوش دادن درزهايى كه سابقاً براى انقباض و انبساط تعبيه مى شد، از جمله روشهاى جديد است. نصب لاستيك روى ريل هزينه اوليه اى دارد و به علت فرسايش بايد هنگام بهره بردارى به طور مرتب تعويض و مرمت شود. پس مى توان گفت: اگرچه روشهاى امروزى براى هر مسأله راهى گشوده اند ولى آثار جانبى آنها را نمى توان ناديده گرفت.
در مورد مرحله ساخت تونل چون قرار است قطار شهرى دوطرفه احداث شود و بايد دو تونل هر يك به قطر ۶متر با T.B.M حفر شود، مى توان براى جلوگيرى از ريزش خاك و خسارت جبران ناپذير، از متد يخ زدن استفاده كرد. اثر جنبى اين متد ارتعاش در هنگام كار دستگاه T.B.M نشست خاك در هنگام آب شدن يخ و هزينه بسيار بالاى اجراى آن است.
در مرحله بهره بردارى نيز عبور تونل از كنار سردر مدرسه چهارباغ باعث انتقال ارتعاشات حاصل از عبور واگنها و لرزاندن اين اثر تاريخى كه در مقابل لرزه بسيار حساس است، خواهد بود. كم كردن اين ارتعاشات هزينه هاى اوليه و بعدى زيادى را در بر خواهد داشت كه ضعف اجرايى مخصوصاً در دوران بهره بردارى نبايد ناديده گرفته شود.
ميبد از روى نقشه ايران
حذف مى شود!
196377.jpg
ميترا اسدنيا
احداث خيابانهاى جديد در بافت تاريخى ميبد كه با تخريب كوچه ها و خانه هاى بسيار همراه است، سبب همجوارى برخى از اين باغ ها با خيابانهاى اصلى شهر شده است. اين همجوارى، تخريب و فروش باغ را براى احداث مجتمع هاى مسكونى، پرسودتر از باغدارى مى كند.
در ميبد، يا به عبارت دقيق تر، باغ شهر تاريخى ميبد، كسانى ريه و دستگاه تنفسى خود را براى خريد خانه ها و ساختمانهاى جديد با امكانات زندگى مدرن مى فروشند و البته براى اين كار مجوز لازم را نيز از مسؤولان مربوطه دريافت مى كنند.
ظاهراً، اين كار عملى غيرعقلانى است كه مرگ حتمى شخص را در پى خواهد داشت اما بى هيچ اغراق، اين، واقعيتى است كه در كالبد شهرى ميبد بسيار رخ مى دهد و طى سالهاى اخير هفته اى نيست كه چندهكتار از باغ هاى كهنسال، انبوه و پرحاصل ميبد به زير تيغ روشهاى شهرسازى مدرن نرود و قربانى سياست تعريض خيابان و احداث ساختمان و صدور مجوز تغيير كاربرى باغ ها نشود. علت تخريب باغ ها هر چه باشد و مسؤولان امر هر چه در توجيه اين تخريب ها استدلال كنند ميبد، يا به عبارت دقيق تر، باغ شهر ميبد، اگر بخواهد صرفاً شهر باشد و نه يك باغ شهر، بى شك از نقشه جغرافياى كشور حذف و در قلب كوير مركزى ايران دفن خواهد شد.
اين هشدارى است كه تاريخ شهرسازى ايران و كارشناسان فن بر آن صحه مى گذارند. اظهارات مهندس مهدى مجابى، متخصص طراحى شهرى و معمارى نيز از آن جمله است: «شهرسازى و باغ سازى در ايران، به دليل شرايط گرم وخشك اقليمى همواره جريانى هماهنگ و به هم وابسته بوده است به اعتبارى شايد بتوان گفت ابتدا باغ ها ايجاد شده اند و بعد شهرها با اتكا به منابع حياتى حاصل از باغ ها ايجاد شده و توسعه يافته اند. اين باغ ها در نواحى كوير مركزى ايران همانند يزد، ميبد، خراسان و... وسيله دفاعى انسان ها براى تعديل محيط خشك و خشن كوير بوده است. بومه اى دست ساخته انسان يا به اصطلاح اكولوژى انسانى Human Echology كه باغ عنصر اصلى آن بوده است.»
بر اين اساس وى روند تخريب باغ ها در ميبد را نوعى عقبگرد مى داند و معتقد است: «روند تخريب باغ ها و تبديل آن به فضاهاى ساختمانى در شهرهايى مانند ميبد به معنى عقبگرد است. زيرا كوير لوت و نمك در حال پيشروى است و در مقابل، باغ هاى ميبد و بم و يزد و... به سوى نابودى گام برمى دارند. ضمن اينكه فشردگى و ارتفاع ساختمان ها هم پيوسته افزايش مى يابد. اين به معنى تصادم و رويارويى بى پروا و بدون دفاع با آن طبيعت خشن و كنترل نشده كويرى است كه در گذشته، جمعيت انسانى ساكن آن، تنها تحت حمايت باغ ها قادر به مقابله با آن يا زندگى در كنار آن بوده.»
دكتر مجابى بويژه به خطر رو به تزايد بحران انرژى اشاره مى كند و مى گويد: «كنترل طبيعت خشن كويرى بدون اين باغها مستلزم صرف انرژى بسيار از منابع الكتريكى و فسيلى است. در شرايطى كه چنين منابع انرژى به شدت رو به كاهش دارد، اين قبيل شهرهاى كويرى در برابر توسعه و خشونت كوير بى دفاع مانده اند و به تدريج در انبوه شن وخاك كويرى دفن خواهند شد.»
اين سرنوشت تمام شهرهاى تاريخى ناحيه كوير مركزى ايران است كه سپر حمايت طبيعى و اقليمى خود را (همانند باغ ها و الحاقات آن مثل قنات ها، آب انبارها و بادگيرها و...) در برابر خشونت كوير از دست داده اند زيرا در شرايط بحران فزاينده انرژى، از سپرهاى حمايتى جايگزينى مثل كولرها و سيستمهاى جديد آبيارى و آبرسانى هيچ كارى ساخته نخواهد بود.
دكتر مجابى بى اعتنايى به روشهاى آبيارى و آبرسانى كهن و بومى را نيز خطر ديگرى فراروى شهرهاى كويرى همانند يزد و ميبد مى داند او معتقد است: «در نواحى كوير مركزى همواره از سيلابها و ذخاير زيرزمينى آب بسيار با دقت و هوشمندانه استفاده شده است. به گونه اى كه با ايجاد سيستم آبرسانى زيرزمينى و حتى استفاده از سيستم هاى قطره اى و روش هاى ميكرو، همانند سيستم« پاكوبى » با اندكى نم و رطوبت، زمين آبيارى شده و كشاورزى در مناطق كويرى سامان مى گرفته است. به گفته اين متخصص طراحى شهرى اينها همه روش هاى هوشمندانه و منطبق با شرايط اقليمى يك منطقه وكويرى است كه امروزه آنها را حذف كرده ايم و سيستم هايى مانند حفر چاه واحداث سد را جايگزين آنها كرده ايم كه اين جايگزينى بى شك عوارض اكولوژيكى ناخوشايندى در پى خواهد داشت. عوارضى كه اخيراً نظر برخى كارشناسان وزارت كشاورزى را به خود جلب كرده و از اين رو مقوله آب خيزدارى دراين نواحى مورد توجه قرار گرفته و نمونه هاى موفقيت آميزى نيز ارائه شده است» .
اما دليل تخريب باغ هاى ميبد چيست؟ سيدعلى نقيبى زاده، فرماندار ميبد مهم ترين علت را كاهش ارزش افزوده اقتصادى حاصل از فعاليت هاى باغدارى و افزايش آن در كار ساخت و ساز دانسته و مى گويد: «به دليل فقدان امكانات شهرى و نيز به سبب عوامل جانبى چون طراحى شهرى وخيابان كشى شهر، صاحبان باغ ها ترجيح مى دهند با فروش باغ هاى خود پول حاصله را در بخش ساخت و ساز كه سود اقتصادى بيشترى دارد، سرمايه گذارى كنند» .
نقطه مقابل اين دادگاه اظهارات «پيروز حناچى» ، دبير شوراى عالى شهرسازى كشور است كه مى گويد: «طرح دلايلى چون افزايش سود اقتصادى در فعاليت هاى ساختمانى وكاهش آن عموماً در اقتصاد باغدارى كلان شهرهايى چون تهران مى تواند قابل قبول باشد. اما در باغ شهرهاى سنتى چون ميبد، باغ ها هنوز هم سودآورى و جايگاه اقتصادى خود را دارند» . «محمدرضا ابراهيمى» مدير جهاد كشاورزى ميبد پاسخ ديگرى براى اين پرسش دارد ظاهراً نگرش معتدل ترى نسبت به برداشت بدبينانه فرماندار ميبد نگرش خوش بينانه دبير شوراى عالى شهر سازى است.
وى تأكيد دارد:« اقتصاد باغدارى در ميبد همچنان سودآور است، اما احداث خيابان هاى جديد در بافت تاريخى ميبد كه با تخريب كوچه ها وخانه هاى بسيار همراه است، سبب همجوارى برخى از باغ ها با خيابان هاى اصلى شهر شده است كه اين همجوارى، تخريب و فروش باغ را براى احداث مجتمع هاى مسكونى از نظر اقتصادى پر سودتر از درآمد باغدارى مى كند؟ »
به گفته ابراهيمى رشد بى سابقه جمعيت طى سالهاى اخير نيز از ديگر دلايل تشديد اين مشكل است. به همين دليل با ايجاد و افزايش فضاهاى مسكونى ، ضمن رعايت الگوهاى سنتى در معمارى و شهرسازى ميبد مى توان از تخريب باغ ها و تبديل آن به فضاهاى ساختمانى پيشگيرى كرد .
عيسى اسنفجارى ، معاون پايگاه پژوهشى ميراث فرهنگى ميبد نيز هشدار مى دهد: «با توجه به اهميت زيست محيطى باغ ها در ميبد كه در فصل گرما سبب كاهش دما از ۱۰ تا ۱۵ درجه سانتى گراد در اين شهر مى شود با توجه به ناكارآمدى و ناتوانى بارز سيستم هاى جديد آبيارى كه حتى قادر به تأمين آب مورد نياز براى يك درخت در ميدان مركزى شهر هم نبوده است. ناگفته پيداست كه در صورت ادامه روند تخريب باغ ها در ميبد ، ادامه زندگى در اين شهر با اتكا صرف وسايل خنك كننده جديد ناممكن خواهد بود. موقعيتى كه ميبد را در معرض مهاجرت هاى گروهى قرار داده و در نهايت به شهرى متروكه بدل خواهد كرد» . در يك جمع بندى كلى به نظر مى رسد ميبد در برابر مخوف ترين آفتى كه تاكنون تمام باغ هاى كشور با آن مواجه شده اند، يعنى آفت تغيير كاربرى باغ به محل مسكونى و تجارى، تنها يك راه در پيش دارد كه به دست مسؤولان شهرى ميبد و بويژه شوراى شهر و شهردارى ممكن است.
اين راه با ايجاد موانع قانونى و سخت گيرى در صدور مجوز تغيير كاربرى ميسر مى شود. اقدامى كه به معنى كاهش درآمد و اعتبارات مالى حاصل از فروش اين مجوزها و خوددارى از تزريق مسكن هاى موقتى براى حل موقتى مشكلات شهرى ناشى از افزايش جمعيت ميبد خواهد بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |