دوشنبه ۱۴ دى ۱۳۸۳ - ۲۱ ذيقعده ۱۴۲۵
Mon, Jan 3, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۰۱۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
آرشيو
گزارشى از سخنرانى دكتر محمدرضا تاجيك در باب روشنفكرى دينى
جغرافياى مشترك دين و روشنفكرى
196479.jpg
* سعيد راعى
جان استوارت ميل  گفته است كه جريانهاى بزرگ و تأثيرگذار انديشه از سه مرحله ريشخند، گفت وگو و پذيرش مى گذرند. روشنفكرى دينى در اين ديار، اما حكايتى معكوس يافته است. وقتى اين مفهوم در دوره معاصر مطرح شد، اكثريت آن را پذيرفتند، بعد درباره آن به گفت وگو پرداختند و امروز بسيارى به اين مفهوم و مدافعان آن ريشخند مى زنند. اين روند معكوس در ايران تنها به حوزه روشنفكرى دينى اختصاص ندارد، بسيارى از مفاهيم فلسفى- فكرى در حوزه عمومى و ساحت انديشه دچار چنين كژ انديشى اى شده و مى شود كه اين امر دلايل خاص خود را دارد. در اين ميان نيز هستند افرادى كه از موضعى كاملاً عقلانى و استدلالى و از منظرهاى گوناگون به دفاع يا نقد از مفاهيمى از اين دست (روشنفكرى دينى) پرداخته اند و مى پردازند. تلاش موجه هر دو دسته، يعنى مدافعان و مخالفان يا منتقدان اين بحث، مى تواند بر ژرفاى نظرى و عملى مفهوم روشنفكرى دينى و كاربست اجتماعى آن و حتى ايده جايگزين آن كمك كند.
دكتر محمدرضا تاجيك، استاد دانشگاه شهيد بهشتى، از جمله افرادى است كه به دنبال ترسيم فضايى مفهومى از روشنفكرى دينى است و از منظرى خاص به دفاع از طرح روشنفكرى دينى مى پردازد. او كه پيشتر در جايى تأكيد كرده بود كه روشنفكرى دينى تا سه، چهار دهه آينده نيز در ايران گفتمان غالب خواهد بود در جلسه اول از سخنرانى خود را در مؤسسه تحقيقات و توسعه علوم انسانى با عنوان «نقش و مسؤوليت هاى كنونى روشنفكرى دينى» از منظرى گفتمانى و زبان شناختى به موضوع مورد نظر خود پرداخت.
دكتر تاجيك در جلسه اول از سخنرانى كه پنجشنبه ۲۶ آذر ماه برگزار شد روشنفكرى دينى را تعريف كرد و ضمن تأكيد بر امكان سخن از مفهوم روشنفكرى دينى، ويژگى هاى روشنفكر دينى را برشمرد.
وى در آغاز براى اينكه بتواند با اتكا به مباحث زبان شناختى و معرفت شناختى فضايى استدلالى و معرفتى را در خصوص امكان وجود و دفاع از روشنفكرى دينى باز كند، ضرورى دانست كه تعريفى از دين و روشنفكرى ارائه دهد. تاجيك در اين راستا به سه مفروض و رويكرد در خصوص دين و تعريف آن پرداخت و ويژگى هاى اين رويكردها را معرفى كرد.
اين استاد دانشگاه درباره مفروض يا رويكرد اول گفت: در اين رويكرد دين يك فراگفتمان است. يك فرا گفتمان بر اساس خصائص درونى خود داراى ويژگى هايى است كه از آن جمله مى توان به عام گرايى، يگانه گرايى، جهانشمولى، تك  صدايى،دوگانه انگارى و غيريت سازى و دگرسازى اشاره كرد. فراگفتمان ها از ديد پيروان، قدسى و نقدناپذير هستند و اساساً ساير گفتمان ها و دانش هاى خارج از حوزه منطق گفتارى و گفتمانى خود را نفى مى كنند و به حاشيه مى رانند. فراگفتمان ها نص گرا هستند و متن خود را با گزاره هاى محكم تثبيت مى كنند.
به گفته تاجيك «فراگفتمان ها هژمونى طلب و اقتدارگرا هستند و مى خواهند كه چتر گفتمانى خود را چنان بگشايند كه همگان بتوانند در سايه آن قرار گيرند. در چنين شرايطى خوانش افراد از گفتمان نيز بر اساس افق و راه و روشى است كه خود گفتمان تحميل مى كند.»
تقليل گرايى، تحويل امور به يك علت غايى و يگانه، عدم پذيرش تعيين چند جانبه، جوهرگرايى و حقيقت محورى نيز ديگر ويژگى هاى فراگفتمان است. باچنين ويژگى هايى كه تاجيك بر شمرد، مى توان پذيرفت كه به زعم عده اى دين يك فرا گفتمان است كه ويژگى هاى مذكور را دارد.
دكتر محمدرضا تاجيك درباره مفروض دوم در خصوص دين اظهار داشت: در رويكرد دوم دين يك فرا گفتمان است؛ البته نه فراگفتمانى يگانه و تك صدا كه ويژگى هاى آن ذكر شد؛ بلكه دين فراگفتمانى است كه در درون خود بازى هاى زبانى گوناگونى را پرورش مى دهد. از اين منظر اساساً اشتباه است كه ويژگى هاى نگاه اول را براى فراگفتمان ها صادق بدانيم؛ چون فراگفتمان ها در منطق درونى خود بازى هاى زبانى متنوعى دارند كه آن ويژگى هاى خشك و متصلب را از آنها سلب مى كند. چنين است كه در داخل يك فراگفتمان، قرائت هاى گوناگون و يا گفتمان هاى متنوعى وجود دارد.
اين مؤلف و مترجم كتابهاى سياسى و فلسفى با تكيه بر مفهوم بازى زبانى كه اساساً ساخته ويتگنشتاين دوم در كتاب «پژوهش هاى فلسفى» است، افزود: تنها از رهگذر خوانش افراد است كه گفتمان و يا فراگفتمان فهم مى شود. بر اساس اين نگاه، دين فراگفتمان و فرامتنى است كه در درون خود بازى هاى زبانى گوناگونى دارد و بر اساس آن، روايت ها، خوانش ها و تفسيرهاى گوناگونى از متن مى شود.
بر مبناى آنچه تاجيك مى گفت، گفتمان و متن صامت است و اين قرائت انسانها است كه آن را به صدا در مى آورد. قرائت ها و خوانش هاى افراد نيز به دليل پيش فهم ها و پيش فرض هاى متفاوت آنها متنوع و متكثر مى شود. از اين منظر معرفت گفتمانى معرفتى درجه دوم است و دين نيز چون به واسطه قرائت هاى انسانى فهم مى شود، معرفتى درجه دوم و متكثر و چند پاره محسوب مى شود.
«دين به مثابه گفتمان يا فراگفتمانى كه ويژگى هاى نگاه اول را ندارد، همواره رويكرد متضاد خود را در درون خود پرورش مى دهد. به عبارت ديگر هيچ فراگفتمانى نيست كه پادگفتمان نداشته باشد. تقريرها و تفسيرهاى مختلف و گاه متضادى از يك گفتمان وجود دارد كه هيچ يك بر ديگرى ارجحيت ذاتى ندارند و اساساً ساحتى يگانه، روشن و آرام در عرصه متن يا گفتمان وجود ندارد. اين پرورش پادگفتمان ها در داخل خود گفتمان ويژگى مهمى است؛ زيرا از اين منظر دين چه به مثابه متن يا گفتمان فرض شود و چه به مثابه فرامتن يا فراگفتمان، يگانه، مطلق، مقدس و نفوذ ناپذير نيست.»
مدير مسؤول و سردبير فصلنامه گفتمان با ذكر اين كه در مفروض يا رويكرد سوم، نگاه فراگفتمانى به دين نفى و از مدعايات درونى دين، صرف نظر مى شود، تصريح كرد: رويكرد سوم به دين، آن را به صورت خرده گفتمان معرفى مى كند. به اين صورت دين يك دال تهى است و رابطه دال با مدلولهاى آن يك رابطه قراردادى و متكثر است. از اين منظر دين نيز چون ساير خرده گفتمان ها مورد نقد و تفسير قرار گرفته و معانى گوناگونى بر آن بار مى شود. به عبارت ديگر دلالت هاى معنايى در گفتمان دينى، قراردادى- اجتماعى است و هيچ معناى صريح، روشن و در دسترسى از آن مورد توافق همگان نيست. بنابراين دستيابى به دين اصيل يا اصل دين بى معناست؛ چرا كه همواره فهم دين از مجراى عقل بشرى صورت مى گيرد و هيچ مبناى جوهرى از پيش مقررى در اين خصوص وجود ندارد.
با توجه به مباحث دكتر تاجيك، نگاه بيرونى به دين جهان را مملو از خرده گفتمان هاى گوناگون و معارضى مى بيند كه دين يكى از اين خرده گفتمان ها است كه پيامى بشرى و عصرى دارد و به مكان و زمان محدود مى شود. بر اين اساس نمى توان ادعاى منزلت استعلايى دين را قبول و بر آن اتكا كرد.
دكتر تاجيك پس از بيان سه مفروض در خصوص تعريف دين به دو نكته براى تكميل بحث خود اشاره كرد. نكته اول اينكه مفروض دوم و سوم در اين بحث، نتيجه تقريباً يكسانى را در بر دارد. يعنى چه بپذيريم يك فراگفتمان با فهم هاى متفاوت و بازى هاى زبانى متكثر وجود دارد و چه بپذيريم كه با خرده گفتمان هاى متكثر مواجه هستيم در بحث و نتيجه مورد نظر تفاوت چندانى حاصل نمى شود. نكته دوم نيز اين است كه اين سه مفروض در خصوص مفهوم روشنفكر و روشنفكرى نيز لحاظ مى شود. يعنى در تعريف مفهوم روشنفكر و روشنفكرى يك فرض يا رويكرد اين است كه روشنفكرى يك فراگفتمان است. فرض دوم اين است كه اگر چه روشنفكرى يك فراگفتمان است اما در درون خود بازى هاى زبانى گوناگون دارد و فرض سوم نيز روشنفكرى را يك دال تهى مى داند كه در بسترهاى گوناگون دلالت هاى خاصى دارد و به طور كلى روشنفكرى يك خرده گفتمان است.
حال ببينيم دو مفهوم دين و روشنفكرى با مفروضاتى كه ذكر شد، چه نسبتى با هم برقرار مى كنند. گاه فرض بر اين است كه دين و روشنفكرى هر دو به مثابه فراگفتمان هستند. يعنى هم دين و هم روشنفكرى فراگفتمان است. به نظر دكتر تاجيك «در اين صورت ممكن نيست دو فراگفتمان بتوانند با يكديگر جمع شوند و سرسازگارى داشته باشند. پس امكان برقرارى پيوند بين روشنفكرى و دين منتفى مى شود.» فرض ديگر اين است كه يكى از اين دو مفهوم فراگفتمان و ديگرى فراگفتمانى با بازى هاى زبانى گوناگون يا خرده گفتمان است. «در اين صورت نيز تنها نوع خاصى از رابطه بين اين دو بر قرار خواهد بود كه هر چه باشد اساساً روشنفكرى دينى نيست. اگر چنين نسبتى مفروض باشد در حوزه دين تنها مى توان از نوانديشى دينى سخن گفت و روشنفكر نيز وابسته به گفتمان مسلط و توجيه كننده آن خواهد بود. به تعبير گرامشى روشنفكرى در اين نوع رابطه، روشنفكرى ارگانيك است كه هدفى جز تفسير و توجيه گفتمان مسلط ندارد.»
البته با تكيه بر مفروضاتى كه تاجيك درباره تعريف مفهوم دين و روشنفكرى مطرح كرد يك فرض ديگر اين است كه اين دو مفهوم يا خرده گفتمان باشند يا اگر فراگفتمان هستند در درون خود بازى هاى زبانى گوناگونى داشته باشند. «اگر بپذيريم كه دين و روشنفكرى هر دو فرا گفتمان هايى هستند كه در درون خود بازى هاى زبانى گوناگونى با قواعد خاص خود دارند مى توانيم فرض كنيم كه يك بازى زبانى با قواعد خاص در يك متن با يك بازى زبانى با همان قواعد در متنى ديگر رابطه برقرا كند. بر اساس منطق دريدا متن ها بر هم تأثير مى گذارند و جغرافيايى بينامتنى ايجاد مى شود. به اين صورت متن ها با يكديگر گفت وگو دارند و جغرافياى مشترك، باعث تكامل هويت آنها مى شود.
نگاه ديگرى كه بر اساس سخنان دكتر تاجيك مى توان به آن پرداخت اين است كه بپذيريم روشنفكرى و دين دو خرده گفتمان با ويژگى هاى خاص خود هستند. در اين صورت نيز به خوبى مى توان از ايده روشنفكرى دينى دفاع كرد. چراكه يك تعريف مشخص و قالب بندى شده از اين دو مفهوم ارائه نشده است كه نتوان آنها را با يكديگر جمع كرد. بر اساس تعاريف مختلف مى توان از ايده روشنفكرى دينى دفاع كرد.
عضو هيأت عملى دانشگاه شهيد بهشتى در ادامه سخنرانى خود با بيان اين موضوع كه زمانى مى توان براى روشنفكر و روشنفكرى دينى هويتى قائل شد كه روشنفكر دينى را كسى ندانيم كه حرفه اش گسست از سنت دينى و ترسيم وجهى از مدرنيته باشد،گفت: براى ترسيم هويت روشنفكرى دينى بايد بدانيم كه روشنفكر دينى كسى است كه با پذيرش دين، وظيفه خود را بازسازى سنت و دين مى داند؛ زيرا اساساً نمى توان و نبايد با نفى يك مفهوم، كوشيد كه مفهوم مخالف را اثبات كرد.
« همانطور كه فوكوى متأخر، دريدا و جريان زبان شناسى جديد تأكيد دارد، نمى توان به لحاظ نظرى دو مفهوم را در دو قطب مخالف قرار داد و يكى را در تضاد و تخالف با ديگرى تعريف كرد. با اين تفصيل نمى توان مدرنيته را با نفى سنت و سنت را با نفى مدرنيته و هر دوى اين مفاهيم را در تضاد با يكديگر تعريف كرد؛ زيرا بدون حضور يكى هويت ديگرى نيز رنگ مى بازد و معنايى نخواهد داشت » دكترتاجيك با تأكيد بر اين مسأله افزود: با در نظر گرفتن اين مباحث همواره مى توان از جغرافياى مشترك دين و روشنفكرى سخن گفت و اگر تلاش عده اى را ترسيم كنيم كه در جغرافياى مشترك سنت و مدرنيته يا دين و روشنفكرى فعاليت مى كنند هرگز مسير اشتباهى را طى نكرده ايم.
دكتر تاجيك در ادامه سخنان خود ويژگى ها و خصائص روشنفكر و روشنفكرى دينى را شامل مواردى چون« تعهد و التزام به نقد در معناى جديد آن»؛«توجه ويژه به دين به تبع شرايط تاريخى و اجتماعى و به اعتبار محوريت دين در جامعه »؛« گريز از پروژه گسست از سنت و پرهيز از نفى دين»و همچنين« داشتن تعلقات شخصى دينى در جامعه »دانست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |